مبانی عقلی امر به معروف و نهی از منکر
محتویات
مبانی عقلی امر به معروف و نهی از منکر
نویسنده : خطیبی کوشکک،محمد
چکیده
امر به معروف و نهى از منكر، در شمار شريفترين و عظيمترين واجبات در اسلاماند. اهميّت و نقش اين دو واجب، آنها را از حد يك واجب معمولى بالاتر برده، به درجه ضروريات دين رسانده است. قرآن مجيد و روايات پيشوايان معصوم اسلام نيز با بيانهاى گوناگون از اهميت ويژه و عُلُوّشان اين دو اصل سخن گفتهاند. از پرسشهاى اساسى درباره اين دو فريضه اين است كه آيا وجوبِ امر و نهى عقلى است يا سمعى (شرعى)؟ دانشمندان اسلامى خصوصاً فقيهان و متكلمان شيعه دو نظرگاه عقلى و سمعى بودن را در كتابهاى خود طرح كردهاند. عدهاى از آنان از نظرگاه عقلى حمايت كرده، جمع بيشترى از سمعى بودن اين دو اصل پشتيبانى نمودهاند. اين نوشتار با پذيرش عقلى بودن امر به معروف و نهى از منكر، به برخى مبانى عقلى اين دو واجب پرداخته است.
کلمات کلیدی
امر به معروف، نهى از منكر، واجبات دين، ضرورت، عقلى بودن امر به معروف و نهى از منكر.
مـبانى عقلى امر به معروف و نهى از منكر ...
محمد خطيبى كوشكك
محقق و نويسنده
چكيده
امـر بـه مـعروف و نهى از منكر، در شمار شريفترين و عظيمترين واجبات در اسلاماند. اهميّت و نقش اين دو واجب، آنها را از حد يك واجب معمولى بـالاتر برده، به درجه ضروريات دين رسانده است. قرآن مجيد و روايات پيشوايان معصوم اسلام نيز بـا بيانهاى گوناگون از اهميت ويژه و عـُلُوّشان اين دو اصـل سخن گفتهاند. از پرسشهاى اساسى درباره اين دو فريضه اين است كه آيا وجوبِ امر و نهى عقلى است يا سمعى (شرعى)؟ دانشمندان اسلامى خصوصاً فقيهان و متكلمان شيعه دو نظرگاه عقلى و سمعى بودن را در كتابهاى خود طرح كردهاند. عدهاى از آنان از نـظرگاه عقلى حمايت كرده، جمع بيشترى از سمعى بودن اين دو اصل پشتيبانى نمودهاند. اين نوشتار با پذيرش عقلى بودن امر به معروف و نهى از منكر، به برخى مبانى عقلى اين دو واجب پرداخته است.
كليدواژه: امر به معروف، نهى از مـنكر، واجـبات دين، ضرورت، عقلى بودن امر به معروف و نهى از منكر.
مقدمه
امر به معروف و نهى از منكر دو اصل اساسى از فروع دين و از مهمترين و عظيمترين واجبات در اسلام و فقه اسلامىاند. ضرورت اين دو اصل برتر و والاتر از حد يك واجـب مـعمولى است و در رديف ضروريات دين قرار دارد. امام خمينى(ره) درباره اهميت اين دو فريضه چنين فتوا مىدهند:
اين دو [امر به معروف و نهى از منكر] از والاترين و شريفترين واجبات مىباشند و به وسيله آن دو [ديگر] واجبات برپا مىشوند. و وجـوب اينـها از ضروريات دين است كه منكر آن درصورت توجه به لازمه انكار و ملتزم شدن به آن، از كفار به شمار مىرود.
{P . تحريرالوسيله، مترجم، ج 2، ص 285. P}
قرآن كريم و احاديث پيامبر اعظم(ص) و خاندان نبوت عليهم السلام نيز با تعابير مـختلف از اهـميت و عـظمت شأن اين دو واجب سخن گـفتهاند بـراى نـمونه سخن يك آيه و چند روايت را به گوش جان مىشنويم:
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ.
(آلعمران: 110)
شما بـهتر امـتى بـوديد كه پديد آمديد (از اين جهت كه) امر به معروف و نهى از منكر مـىكنيد و بـه خدا ايمان داريد... .
آيه شريفه به دو دليل: »امر به معروف و نهى از منكر« و »ايمان به خدا« جامعه اسلامى را سرآمد و نمونه جوامع بشرى مـعرفى مـىكند.
پيامـبر اكرم(ص) نيز دو فريضه »امر به معروف و نهى از منكر« را از برنامههاى خداوند و پيامـبر و كتاب آسمانى او دانسته، آمر و ناهى را جانشين خداوند، پيامبر(ص) و قرآن مىشناساند:
مَن اَمَرَ بالمَعروفِ وَ نَهى عَنِ المُنكَرِ فَهُوَ خـَليفَةُ اللَّهـِ فـى أَرضِهِ وَ خَليفةُ رَسُولِ اللَّهِ وَ خَليفةُ كِتابه.
{P . مجمع البيان، طبرسى، ج 2، ص 484. P}
هر كس بـه مـعروف فرمان دهد و از منكر بازدارد پس او جانشين خداوند در زمين و جانشين پيامبر خدا و جانشين كتاب او است.
امام على(ع) در مـقايسه تـمام خـوبىها و جهاد فى سبيل الله با امر به معروف و نهى از منكر، همه آنها را مـانند قـطره در بـرابر درياى عميق دانسته، مىفرمايد:
وَ ما اَعمالُ البِرِّ كُلُّها والجِهادُ فى سَبيلِ اللَّهِ عِندَ الاَمرِ بـِالمَعروفِ وَالنـَّهىِ عـَنِ المُنكَرِ اِلّا كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجّىٍّ.
{P . نهجالبلاغه، فيضالاسلام، ص 1263. P}
تمام كارهاى خوب و جهاد در راه خدا نزد امـر بـه معروف و نهى از منكر غير از قطره [آب دهان] در برابر درياى عميق نيست.
شايد سرّ عـظمت اين دو واجـب آنـ باشد كه مانايى و پايايى تمامى واجبات و پويايى آنها با حدود و شرايطشان بر ماندگارى و استمرار اين دو فريضه استوار اسـت.
بـا وجود اهميت ويژه امر به معروف و نهى از منكر در آموزههاى اسلامى، با تأسف مىتوان گـفت اينـ دو فـريضه جايگاه شايسته خود را پس از سه دهه انقلاب اسلامى در كشور ما پيدا نكردهاند و مىتوان از آنان به عنوان »واجـبات فـراموش شده« ياد كرد. رسالت علما و روحانيون در احيا و ترويج اين فريضهها نقش كليدى دارد و كوتاهى آنان در اين امـر خـسارت جـبرانناپذيرى براى دنيا و آخرت به دنبال خواهد داشت. در اين نوشتار براى تأكيد بر اهميت فريضه نـظارت هـمگانى بـر آن شديم تا مبانى عقلى اين دو واجب را بررسيده، جايگاه و منزلت واقعىشان را از نگاه عقل بـازشناسى و مـعرفى نماييم.
از پرسشهاى اساسى كه از ديرباز توجه انديشمندان مسلمان را در باب امر به معروف و نهى از منكر به خود مـتوجه كرد اين بـود كه آيا وجوب امر به معروف و نهى از منكر عقلى است يا سمعى (شرعى)؟
برخى از دانـشوران نـامدار شيعه مانند: شيخ طوسى، علامه حلّى، فـاضل مـقداد، شـهيد اول و دوّم و... وجوب امر و نهى را عقلى دانستهاند. اينان حـاكم بـه وجوب امر و نهى را عقل، و آيات و روايات مربوطه را مؤيد و مؤكد حكم عقل مىدانند. در مقابل جمع ديگـرى از دانـشمندان شيعى مانند: سيد مرتضى، مـحقق حـلّى، صلاحالدين حـلبى، عـلامه نـصيرالدين طوسى، محقق كركى، فخر المحققين و... وجوب امـر و نـهى را سمعى دانستهاند. ايشان معتقدند اين دو فريضه از جانب شرع واجب شدهاند نه عقل.
عـلماى اسـلامى طرفدار نظرگاه وجوب عقلى امر و نـهى، براى تبيين و توجيه اين مـسئله بـه اجمال به قاعده لطف و دفـع ضـرر اشاره كرده، دامنه بحث را در ابعاد مختلف آن دراز نكردهاند. متكلمان اسلامى نيز در اين باره به مختصرى از بـيان دليل عـقلى و نقد و بررسى آن بسنده كرده، از تفصيل مـباحث دورى نـمودهاند.
اين مـقاله با توجه بـه آيات و روايات بـاب امر به معروف و نـهى از مـنكر و برخى كتابهاى انديشمندان مسلمان در اين موضوع، با حمايت از نظرگاه عقلى بودن امر و نهى تعدادى از مـهمترين مـبناهاى عقلى امر به معروف و نهى از مـنكر را جـستجو كرده، با شـرحى كوتـاه تـقديم مىدارد.
مبانى عقلى امـر به معروف و نهى از منكر
سنگ بناى عقلى بودن امر و نهى قاعده معروف »لطف« است. عـلماى كلام در تـعريف اين قاعده گفتهاند: لطف چيزى است كه مـكلف را بـه طـاعت نـزديكتر و از مـعصيت دورتر سازد، بـه شـرط آنكه از وسايل انجام كار نباشد و به اضطرار نيز نرسد.
{P . فرهنگ شيعه (كلام)، محمد خطيبى كوشكك و همكاران، چاپ اول، (پژوهـشكده تـحقيقات سـپاه، قم، 1385)، ص 370. P}
فقيهان و عالمان اهل كلام طرفدار وجوب عـقلى امـر و نـهى چـنين اسـتدلال مـىكنند: عقل براساس قاعده لطف درباره وجوب امر به معروف و نهى از منكر استقلال دارد. عقل بهتنهايى حكم مىكند كه امر به نيكىها و نهى از بديها واجب و لازم است. بنابراين وجوب اين دو فـريضه »عقلى« است.
{P . امر به معروف و نهى از منكر، آيتالله نورى همدانى، مترجم محمدى اشتهاردى، چاپ اول (قم، 1367) ص65. P}
بنابر وجوب عقلى امر و نهى اين پرسش پديد مىآيد كه عقل براساس چه اصول و مبانىاى حكم بـه لزوم امـر به معروف و نهى از منكر مىكند؟
در پاسخ به اين پرسش كليدى با تأمل در ماهيت و حقيقت مسئله امر به معروف و نهى از منكر و اطلاعات و اخبار موجود در اين باب برخى از مهمترين مبناهايى كه عقل براساس آنها به داورى در اين بـاره مـىرسد در ادامه مبحث آمدهاند:
حفظ نظام اجتماعى
انسان موجودى اجتماعى است. چيزى كه قوام اجتماع انسانى را تأمين مىكند و جامعه را زنده و پويا نگه مىدارد مراعات قوانين و بـايدها و نـبايدها است. بىاعتنايى به قانون و ارزشـها، سـبب اختلال نظام و فروپاشى اجتماع مىگردد و معضلات فراوانى را براى فرد و جامعه به همراه مىآورد. از اين رو، عقل حكم مىكند براى صيانت از كيان جامعه اسلامى همه شهروندان اولا بايد خـود عـامل به معروفها و دورى كننده از مـنكرات بـاشند و ثانياً ديگران را نيز به انجام معروفها و خوبىها واداشته، از ارتكاب منكرات و بديها بازدارند.
پيامبر گرامى اسلام(ص) در بيانى رسا افراد جامعه را به مسافران كشتى تشبيه مىكند و در توضيح آن مَثَل چنين مىفرمايد:
يك فرد گـنهكار، در مـيان مردم همانند كسى است كه با جمعى سوار كشتى شود و به هنگامى كه در وسط دريا قرار گيرد تبرى برداشته به سوراخ كردن موضعى كه در آن نشسته است بپردازد. و هرگاه به او اعتراض كنند، در جواب بگويد مـن در سـهم خود تـصرف مىكنم! اگر ديگران او را از اين عمل خطرناك بازندارند، طولى نمىكشد كه آب دريا به داخل كشتى نفوذ كرده و يكباره همه ساكنان كشـتى را به همراه كشتى در دريا غرق مىكند.
{P . ر. ك: صحيح بخارى، تصحيح مصطفى ديب البـغا، بـيروت دار بـن كثير، 1414، ج 2، ص 822، ص 954؛ و مسند احمد بن حنبل، بيروت، دارالفكر، 1414، ج 6، ص 386؛ و تفسير نمونه، ج 3، ص 37. P}
دفع ضرر
بنابر نظر عالمان شيعى احكام و شـريعت اسـلامى براساس مصالح و مفاسد از سوى آفريدگار حكيم وضع شدهاند كه تأمين كننده سعادت فرد و جـامعه مـىباشند.
بـنابراين، عدم التزام افراد و جوامع به احكام اسلامى و مراعات نكردن بايدها و نبايدها و واجبات و محرمات و اخلاق اسـلامى، مانع رسيدن آنها به تكامل و سعادت واقعى است. از همين رو، عقل سليم قضاوت مـىكند كه افراد با پايبندى بـه شـريعت و رعايت حلال و حرام و فضائل و رذائل، مىتوانند خود را از خسران ابدى حفظ كرده و با امر به معروف و نهى از منكر جامعه را از افتادن در هلاكت و خسارت بازدارند.
مرحوم امينالاسلام طبرسى معتقد است وجوب امر و نهى سمعى است، امـا تنها دليل عقلى براى وجوب امر به معروف و نهى از منكر دفع ضرر است. ايشان در تفسير آيه 104 سوره آل عمران چنين مىنويسد:
وَ فى هذِهِ الْآيَةِ دَلالَةٌ عَلى وُجُوبِ الْاَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ وَ عِظَمِ مَوقِعِهِما وَ مَحلِّهِما مـِنَ الدّينـِ لِاَنَّهُ تَعالى عَلَّقَ الفَلاحَ بِهِما... وَالصَّحيحُ اَنَّ ذلِكَ اِنَّما يَجِبُ فِى السَّمعِ وَ لَيسَ فِى العَقلِ ما يَدُلُّ عَلى وُجُوبِهِ اِلّا اِذا كانَ عَلى سَبيلِ »دَفعِ الضَّرَرِ«.
{P . مجمع البيان، ج 2، (منشورات دار مكتبة الحياة، بيروت، لبنان)، ص 160. P}
جـلوگيرى از شـيوع فساد
دانشمندان به اين مسئله اذعان دارند كه عامل عمده سقوط فرهنگها و تمدنها، رواج منكرات و فساد اخلاق است. »ساموئل اسمايلز« از نويسندگان جهان غرب در كتاب خود به نام »اخلاق« مىگويد: علت سـقوط تـمدن روم، عيّاشى و بىبند و بارى و به تعبير بهتر »رواج منكرات و فساد« بوده است. مورخان، علت اساسى سقوط اُندُلس و شكست سپاهيان مسلمان از اروپائيان را نيز شيوع گناه و منكرات دانستهاند. سپاهيان متدين مسلمان كه با سـادهزيستن انـس داشـتهاند، در دام زنهاى بدكاره اروپائى افتاده، غرق در تـجمّلات و عـيش و نـوش حرام شدند. قرآن كريم در آيات متعددى مسلمانان را به »سيروا فى الارض« فراخوانده است. خداوند در اين آيهها به مسلمانان دستور مىدهد در زمين سير كنـيد تـا سـقوط تمدنها و جوامع را ببينيد و در علت آن تفكر نماييد.
بـنابراين عـامل عمدهاى كه مىتواند جوامع و فرهنگها را به انحطاط و سقوط بكشاند، رواج گناه و فساد است. گناه همچنين مىتواند فرد و خانواده را نيز به تـباهى و هـلاكت بـرساند. به همين دليل عقل سالم قضاوت مىكند كه جامعه، خانواده و فرد بـراى رسيدن به سلامت، رشد و كمال، بايد از منكرات پرهيز كرده، با نظارت همگانى از شيوع فساد و فحشا در جامعه جلوگيرى نـمايند.
دشـمنان انـقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران كه به كارآمدى اشاعه فحشا و فساد در براندازى نـرم انـقلاب اسلامى باور دارند، با برنامهريزى و صرف بودجههاى هنگفت در تلاشند جامعه و به ويژه نسلهاى جوان ما را به بـىبند و بـارى و فـساد اخلاقى و نفرت از معروفها و ارزشهاى اسلامى سوق دهند. مشاهده بعضى از حركتهاى فسادآور و شـبيخون فـرهنگى در شـهرها و روستاها به وضوح نشان مىدهد كه دشمنان نظام با تمام قوا و ابزار و برنامههاى زنجيرهاى درصـدد گـرفتن انـتقام از ملت مسلمان ايران با ترويج فساد و اشاعه منكرات هستند. آنها با اقدامات خرابكارانه و فسادآفرين در پى آنـند كه روح غـيرت، ايمان و شجاعت را از نسل نو گرفته، انقلاب اسلامى را به شكست بكشانند. قرآن مجيد بـىاعتنايى بـه ايمـان و تقوا را سبب خشم الهى و هلاكت امتها دانسته، مىفرمايد:
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفـَتَحْنَا عـَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ وَلكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ. (اعراف: 96)
اگر ساكنان آبـادىها ايمـان آوردهـ و پرهيزكارى مىكردند البته بركتهايى از آسمان و زمين بر آنها مىگشوديم اما آنها تكذيب كردند از همين رو آنـها را بـه سبب آنچه به دست آوردند مؤاخذه كردهايم.
پيامبر(ص) نيز در سخن آيندهنگرانهاى خـطر شـيوع فـساد به سبب ترك امر به معروف و نهى از منكر را چنين ترسيم كردهاند:
كَيفَ بِكُم اِذا فَسَدَ نـِساءُكُم وَ فـَسَقَ شـُبَّانُكُم وَ لَم تَأمُرُوا بِالمَعرُوفِ وَ لَم تَنهَوا عَنِ المُنكَرِ؟ قيلَ لَهُ وَ يَكُونُ كَذلِكَ يا رَسولَ اللَّهِ؟ قالَ: نَعَم وَ شَرٌّ مـِن ذلِكَ... .
{P . تـحف العقول، ابن شعبه حرانى، ص 49. P}
چگونه خواهيد بود زمانى كه زنانتان فاسد شوند و جوانانتان فاسق گردند و شما امـر بـه معروف نكنيد و از منكر بازنداريد؟ گفته شد اى رسول خدا چنين چيزى خواهد شد؟ فرمود:
بـله و بـدتر از آن... .
امير مؤمنان عليهالسلام هم از بىتفاوتى مردم زمـان خـود نـسبت به امر و نهى و شيوع فساد چنين شـِكوِه دارد:
ظـَهَرَ الفَسادُ فَلا مُنكِرٌ مُغَيِّرٌ وَ لا زاجِرٌ مُزدِجِرٌ أَفَبِهذا تُريدُونَ اَن تُجاوِرُا اللَّهَ فى دارِ قُدسِهِ وَتـَكُونُوا اَعـَزَّ اَولِياءِهِ عِندَهُ؟
{P . نهجالبلاغه، خطبه 129. P}
فساد و تـباهكارى نـمايان شده اسـت، [در عـين حـال] شخصى نيست كه آن را تغيير دهد و نه مـنعكنندهاى كهـ از آن بازدارد. با اين حال مىخواهيد [و توقع داريد] در جوار رحمت خدا در خانه قدس او قرار گـيريد و از عـزيزترين دوستان نزد او باشيد؟!
منع تسلط اشرار
سـلامت جامعه اسلامى در گرو مـديريت مـديران و كارگزاران صالح و ارزشگرا است. اگـر مـسئولان جامعه دينمدار و ارزشسالار باشند مىتوان به توسعه و پيشرفت مادى و معنوى جامعه و گسترش عـدالت هـمهجانبه اميدوار بود. اين مهم در صورتى مـحقق مـىشود كه امـت اسلامى و شهروندان جـامعه اسـلامى با نظارت همگانى و عـزم مـلى حافظ و نگاهبان ارزشها باشند و بر روند به قدرت رسيدن مديران نظارت داشته باشند. امـا اگـر مردم نسبت به خوبىها و بدىها و ارزشـهاى مـعنوى و احكام اسـلامى و مـجريان آنـها بىاعتنا باشند و بر رونـد مديريت جامعه نظارت مسئولانه نداشته باشند، منكرات و ضد ارزشها در جامعه رونق يافته، و در نتيجه انسانهاى شـرور و نـااهلان بر مقدرات جامعه و مناصب اجتماعى دسـت پيدا مـىكنند.
بـه هـمين دليل عـقل ناب تشخيص مـىدهد كه بـراى پيشگيرى از قدرت يافتن نااهلان و سلطه اشرار بر جامعه اسلامى لازم است آحاد مردم به ويژه نخبگان و خواص مـراقب بـاشند و بـا انجام به موقع امر به معروف و نـهى از مـنكر زمـينه حـاكميت پيدا كردن اشـرار و نـااهلان را در جامعه از ميان بردارند. مولاى متقيان على عليهالسلام در آخرين وصيت خود پس از ضربت شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال چهل هجرى به فرزندان محبوبش امام حسن و امام حسين عـليهماالسلام و همه كسانى كه اين وصيت بدانان مىرسد، فرمودند:
لا تَترُكُوا الاَمرَ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىَ عَنِ المُنكَرِ فَيُوَلّى عَلَيكُم شِرارُكُمْ ثُمَّ تَدعُونَ فَلا يُستَجابَ لَكُم.
{P . همان، صبحى صالح، نامه 47. P}
امر به معروف و نهى از منكر را تـرك نـكنيد، چون بَدان شما بر شما حاكميت مىيابند آنگاه خداوند را مىخوانيد اما براى شما اجابت نمىشود.
مصونيت از غضب الهى
وانهادن امر به معروف و نهى از منكر و بىتفاوتى و ترك آنها باعث مـىشود گـناهان و منكرات در جامعه رواج يافته، خوبىها و معروفها مغفول و يا دگرگون شوند. جامعهاى كه در آن ارزشها كمرنگ شوند و ناهنجارى و بزهكارىها گسترش پيدا كنند، دچار غضب و خشم الهى مـىشود و از رحـمتهاى بىشمار الهى محروم مىگردد. قـرآن مـجيد در آيات پرشمارى به اين آسيب بزرگ اجتماعى اشاره كرده، مسلمانان را از عواقب ناگوار و تلخ آن برحذر داشته است. روايات فراوانى نيز نسبت به اين خطر بزرگ هشدار دادهاند{P . ر. ك: انعام، آيه 6؛ مـؤمن، آيه 21؛ انـفال، آيه 52 و... . P}
كه براى نـمونه سـخنى از پيامبر بزرگ اسلام(ص) را يادآور مىشويم:
لا تَزالُ اُمّتى بِخَيرٍ ما اَمَرُوا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَن المُنكَرِ وَ تَعاوَنُوا عَلَى البِرِّ، فَاِذا لَم يَفعَلُوا ذلِكَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَكاتُ و سَلَّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ وَ لَم يَكُن لَهُم ناصِرٌ فِى الاَرضِ وَ لا فـِى السـَّماءِ.
{P . وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، ج 11، ص 398. P}
امت من - مادامى كه به معروف امر مىكنند و از منكر بازمىدارند و بر نيكى همديگر را يارى مىرسانند - به خير هستند، امّا آنگاه كه آنها را انجام ندهند [امر و نهى نـكنند] بـركتها از آنها كنـده مىشود و بعضى از آنها بر بعضى ديگر سلطه پيدا مىكنند و هيچ پشتيبانى براى آنها در زمين و نه در آسمان نخواهد بـود.
با توجه به چنين پىآمد ناگوارى عقل حكم مىكند كه شـهروندان جـامعه اسـلامى براى مصونيت از غضب الهى و محروميت از بركات مادى و معنوى بايد با رعايت تقوا و پارسايى از اصل نظارت همگانى اسـتفاده كرده، جـامعه را از فرو افتادن در معصيتها و فحشا بازدارند.
پيشگيرى از دگرگونى ارزشها
ارزشها از سويى از لحاظ فردى، درونـىترين لايهـهاى شـخصيت انساناند. شناخت شخصيت واقعى اشخاص در گرو شناخت ارزشها و گرايشهاى ارزشى آنان است. از ديگر سو، ارزشـها تأثير چشمگيرى در ابعاد مختلف زندگى سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و... جامعه دارند. ارزشها عـامل مهم وحدت و همگرايى اجـتماعى هـستند. انتقال ارزشها سبب پيوستگى فرهنگى ميان نسلها مىگردد. از اين رو، ناديده گرفتن ارزشها و بايد و نبايدها پيامدهاى ناگوارى را به دنبال دارد. ناگوارترين صورت ناديده گرفتن ارزشها آنگاه است كه ارزشهاى حاكم بر جامعه ارزشهاى الهـى باشند. با ناديده گرفتن اين نوع از ارزشها نه تنها سلامت مادى فرد و جامعه بلكه سعادت معنوى آنها نيز از ميان مىرود و طبعاً ظهور كمالات انسانى نيز از جامعه رخت برمىبندد.
{P . عوامل مؤثر در انـحراف از ارزشـها، شمسالله مريجى، چاپ اول (مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما، 1382ش) ص 1 - 4. P}
با توجه به اهميت ارزشها و عواقب ناگوارِ دگرگونى و تغيير آنها از راهكارهاى كارآمد، حفاظت از ارزشها فراگير شدن اجراى امر به معروف و نهى از مـنكر در جـامعه است. بنابراين عقل دورانديش حكم مىكند كه براى پيشگيرى از دگرگونى و تغيير ارزشها و در نتيجه از ميان رفتن امنيت اجتماعى و شايع شدن فساد و تباهى، بايد از اين دو فريضه بزرگ امر به معروف و نهى از مـنكر بـيشترين بهره را گرفت. اگر امر و نهى در جامعه تعطيل گردند و مورد بىمهرى قرار گيرند، چنانكه پيامبر اعظم(ص) هشدار دادهاند، ارزشها تغيير كرده، منكرات جايگزين آنها مىگردد:
... [قال(ص)]: وَ كَيفَ بِكُم اِذا اَمَرتُم بِالمُنكَرِ وَ نـَهَيتُم عـَنِ المَعروفِ؟ قـيلَ يا رَسولَ اللَّه(ص) وَيَكُونُ ذلِكَ؟ قالَ: نَعَم وَ شـَرٌّ مـِن ذلِكَ. وَ كَيفـَ بِكُم اِذا اَرَاَيتُمُ المَعرُوفَ مُنكَراً وَالمُنكَرَ مَعرُوفاً.
{P . تحف العقول، ص 49. P}
مقام معظم رهبرى در سخن حكيمانهاى چنين مىفرمايد:
... بدترين خطرها اين است كه يك روزى در جامعه گناه بـه عـنوان ثـواب معرفى شود. كار خوب به عنوان كار بد معرفى شـود. فـرهنگها عوض شود، اين، خطر خيلى بزرگى است. وقتى امر به معروف و نهى از منكر در جامعه رايج باشد، اين باعث مىشود گناه در نظر مـردم هـميشه گـناه بماند و تبديل به ثواب و كار نيك نشود.
{P . خطبه نماز جمعه، تـاريخ 25 / 9 / 1379 ش. P}
پاسدارى از حيات طيبه اجتماعى و مدينه فاضله اسلامى
انسان علاوه بر حيات مشتركى كه با ساير موجودات عالم طبيعت دارد، مـىتواند بـا ايمـان به خدا و انجام اعمال نيك و انجام فرايض و ترك نواهى الهى بـه درجـه بالاترى از حيات برسد كه قرآن مجيد از آن به »حيات طيبه« ياد كرده است:
مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مـُؤْمِنٌ فـَلَنُحْيِيَنَّهُ حـَيَاةً طَيِّبَةً... . (نحل: 97)
مرحوم علامه طباطبائى در اين باره چنين توضيح مىدهد: اين جمله دلالت دارد كه خـداوند مـؤمنِ داراى عـمل صالح را اكرام كرده، حيات جديدى غير از حيات مشترك با ساير مردم به او افاضه مىكند. اين حيات يك حـيات مـجازى نـيست، چون آياتى كه به اين حيات پرداختهاند آثار حقيقى را بر آن مترتب كردهاند.
بنابراين، اين زندگانى، زنـدگانى حـقيقيّى است كه داراى آثار ويژهاى است كه خداوند آن آثار را بر آن مترتب نموده است. اين حيات اختصاص بـه مـؤمنانى دارد كه از اعـمال صالح برخوردارند. بنابراين اين حيات، زندگانى نوى است كه از سوى خداوند سبحان به مؤمنان افاضه مـىشود.{P . تـفسير الميزان، علامه سيد محمدحسين طباطبائى، 20 جلدى (ج 6 منشورات جامعه مدرسين)، ص 341 - 343. P}
اين حيات چنانكه به نـص قـرآن اخـتصاص به مردان مؤمن ندارد، اختصاص به فرد مؤمن هم ندارد، بلكه جامعه اسلامى نيز اگـر ايمـان محور و عامل به واجبات و تارك محرمات باشد و در مسير شريعت اداره گردد نيز تـبديل بـه حـيات طيبه اجتماعى و مدينه فاضله اسلامى مىشود.
از راههاى كارآمد براى ايجاد و پاسدارى از مدينه فاضله و حيات طـيبه اجـتماعى هـمگانى شدن امر به معروف و نهى از منكر در جامعه است. از همين رو، عقل حكم مـىكند بـراى رسيدن به حيات طيبه اجتماعى و تأسيس مدينه فاضله اسلامى و حراست و نگاهبانى از آن، امر به معروف و نهى از مـنكر از غـربت درآيد و نظارت همگانى در جامعه اسلامى احيا شود و گسترش پيدا كند. مولاى موحدان، امام عـلى عـليهالسلام ترك كنندگان امر و نهى را مردهاى متحرك دانـسته، مـىفرمايد: »مـَنْ تَرَكَ انكارَ المُنكَرَ بِقَلبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسانِهِ فـَهُوَ مـَيِّتٌ بَينَ الاَحياءِ.«
{P . ميزان الحكمة، محمدى رىشهرى، ج 6، ص 276. P}
نتيجه
از بررسى منابع اسلامى و آثار انديشمندان مـسلمان در بـاب امر به معروف و نهى از مـنكر بـرمىآيد كه دو فريضه بـزرگ امـر بـه معروف و نهى از منكر، دو واجب عقلىاند. گـرچه تـعداد عالمان دينى و فقيهان شيعه كه از عقلى بودن اين دو اصل طرفدارى كردهاند از طرفداران سمعى و شـرعى بـودن اين دو اصل كمتر هستند. از آنجا كه بيشترينه دانـشمندان اسلامى از نظرگاه نقلى بـودن حـمايت كردهاند، پيرامون مبانى عقلى اين دو واجـب بـه بيان دو قاعده »لطف« و »دفع ضرر« به نحو اجمال اشاره نمودهاند. اين نوشته در حد تـوان كوشـيده است با تقويت ديدگاه عـقلى بـا مـراجعه به آيات و روايات و برخى كتـب عـلماى شيعه تعدادى از مبانى عـقلى امـر و نهى را استخراج كند. اهم مبانى احصا شده در يك استقراى ناقص عبارتند از: حفظ نظام اجتماعى، دفـع ضـرر، جلوگيرى از شيوع فساد، منع تسلط اشـرار، مـصونيت از غضب الهـى، پيشـگيرى از دگـرگونى ارزشهاى الهى و پاسدارى از حـيات طيبه اجتماعى و مدينه فاضله اسلامى.







