مبانی عقلی امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
مبانی عقلی امر به معروف و نهی از منکر

مبانی عقلی امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : خطیبی کوشکک،محمد

چکیده

امر به معروف و نهى از منكر، در شمار شريف‏ترين و عظيم‏ترين واجبات در اسلام‏اند. اهميّت و نقش اين دو واجب، آنها را از حد يك واجب معمولى بالاتر برده، به درجه ضروريات دين رسانده است. قرآن مجيد و روايات پيشوايان معصوم اسلام نيز با بيان‏هاى گوناگون از اهميت ويژه و عُلُوّشان اين دو اصل سخن گفته‏اند. از پرسشهاى اساسى درباره اين دو فريضه اين است كه آيا وجوبِ امر و نهى عقلى است يا سمعى (شرعى)؟ دانشمندان اسلامى خصوصاً فقيهان و متكلمان شيعه دو نظرگاه عقلى و سمعى بودن را در كتابهاى خود طرح كرده‏اند. عده‏اى از آنان از نظرگاه عقلى حمايت كرده، جمع بيشترى از سمعى بودن اين دو اصل پشتيبانى نموده‏اند. اين نوشتار با پذيرش عقلى بودن امر به معروف و نهى از منكر، به برخى مبانى عقلى اين دو واجب پرداخته است.

کلمات کلیدی

امر به معروف، نهى از منكر، واجبات دين، ضرورت، عقلى بودن امر به معروف و نهى از منكر.

‌‌‌مـبانى‌ عقلى امر به معروف و نهى از منكر ...

محمد خطيبى كوشكك

محقق و نويسنده

چكيده‌

امـر‌ بـه‌ مـعروف و نهى از منكر، در شمار شريف‏ترين و عظيم‏ترين واجبات در اسلام‏اند. اهميّت و نقش اين دو‌ واجب، آنها را از حد يك واجب معمولى بـالاتر برده، به درجه ضروريات‌ دين رسانده است. قرآن‌ مجيد‌ و روايات پيشوايان معصوم اسلام نيز بـا بيان‏هاى گوناگون از اهميت ويژه و عـُلُوّشان اين دو اصـل سخن گفته‏اند. از پرسشهاى اساسى درباره اين دو فريضه اين است كه آيا وجوبِ امر و نهى‌ عقلى است يا سمعى (شرعى)؟ دانشمندان اسلامى خصوصاً فقيهان و متكلمان شيعه دو نظرگاه عقلى و سمعى بودن را در كتابهاى خود طرح كرده‏اند. عده‏اى از آنان از نـظرگاه عقلى حمايت كرده، جمع‌ بيشترى‌ از سمعى بودن اين دو اصل پشتيبانى نموده‏اند. اين نوشتار با پذيرش عقلى بودن امر به معروف و نهى از منكر، به برخى مبانى عقلى اين دو واجب پرداخته است.

كليدواژه‌: امر‌ به معروف، نهى از مـنكر، واجـبات دين، ضرورت، عقلى بودن امر به معروف و نهى از منكر.

مقدمه

امر به معروف و نهى از منكر دو اصل اساسى از فروع دين‌ و از‌ مهمترين و عظيم‏ترين واجبات در اسلام و فقه اسلامى‏اند. ضرورت اين دو اصل برتر و والاتر از حد يك واجـب مـعمولى است و در رديف ضروريات دين قرار دارد. امام خمينى(ره) درباره‌ اهميت‌ اين‌ دو فريضه چنين فتوا مى‏دهند‌:

اين‌ دو‌ [امر به معروف و نهى از منكر] از والاترين و شريف‏ترين واجبات مى‏باشند و به وسيله آن دو [ديگر] واجبات برپا مى‏شوند. و وجـوب اينـها‌ از‌ ضروريات‌ دين است كه منكر آن درصورت توجه به‌ لازمه‌ انكار و ملتزم شدن به آن، از كفار به شمار مى‏رود.

{P . تحريرالوسيله، مترجم، ج 2، ص 285. P}

قرآن كريم و احاديث پيامبر اعظم(ص) و خاندان‌ نبوت‌ عليهم‌ السلام نيز با تعابير مـختلف از اهـميت و عـظمت شأن اين‌ دو واجب سخن گـفته‏اند بـراى نـمونه سخن يك آيه و چند روايت را به گوش جان مى‏شنويم:

كُنْتُمْ خَيْرَ‌ أُمَّةٍ‌ أُخْرِجَتْ‌ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ.

(آل‏عمران: 110)

شما‌ بـهتر‌ امـتى بـوديد كه پديد آمديد (از اين جهت كه) امر به معروف و نهى از منكر مـى‏كنيد‌ و بـه‌ خدا‌ ايمان داريد... .

آيه شريفه به دو دليل: »امر به معروف و نهى از‌ منكر‌« و »ايمان‌ به خدا« جامعه اسلامى را سرآمد و نمونه جوامع بشرى مـعرفى مـى‏كند.

پيامـبر اكرم(ص) نيز‌ دو‌ فريضه‌ »امر به معروف و نهى از منكر« را از برنامه‏هاى خداوند و پيامـبر و كتاب آسمانى او‌ دانسته‌، آمر و ناهى را جانشين خداوند، پيامبر(ص) و قرآن مى‏شناساند:

مَن اَمَرَ بالمَعروفِ وَ نَهى‌ عَنِ‌ المُنكَرِ‌ فَهُوَ خـَليفَةُ اللَّهـِ فـى أَرضِهِ وَ خَليفةُ رَسُولِ اللَّهِ وَ خَليفةُ كِتابه.

{P . مجمع البيان‌، طبرسى‌، ج 2، ص 484. P}

هر كس بـه مـعروف فرمان دهد و از منكر بازدارد پس او جانشين‌ خداوند‌ در‌ زمين و جانشين پيامبر خدا و جانشين كتاب او است.

امام على(ع) در مـقايسه تـمام خـوبى‏ها و جهاد‌ فى‌ سبيل الله با امر به معروف و نهى از منكر، همه آنها را‌ مـانند‌ قـطره‌ در بـرابر درياى عميق دانسته، مى‏فرمايد:

وَ ما اَعمالُ البِرِّ كُلُّها والجِهادُ فى سَبيلِ اللَّهِ‌ عِندَ‌ الاَمرِ‌ بـِالمَعروفِ وَالنـَّهىِ عـَنِ المُنكَرِ اِلّا كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجّىٍّ.

{P . نهج‏البلاغه، فيض‏الاسلام، ص 1263‌. P}

تمام‌ كارهاى خوب و جهاد در راه خدا نزد امـر بـه معروف و نهى از منكر غير از قطره‌ [آب‌ دهان] در برابر درياى عميق نيست.

شايد سرّ عـظمت اين دو واجـب‌ آنـ‌ باشد كه مانايى و پايايى تمامى واجبات و پويايى‌ آنها‌ با‌ حدود و شرايطشان بر ماندگارى و استمرار اين دو‌ فريضه‌ استوار اسـت.

بـا وجود اهميت ويژه امر به معروف و نهى از منكر در‌ آموزه‏هاى‌ اسلامى، با تأسف مى‏توان گـفت‌ اينـ‌ دو فـريضه‌ جايگاه‌ شايسته‌ خود را پس از سه دهه‌ انقلاب‌ اسلامى در كشور ما پيدا نكرده‏اند و مى‏توان از آنان به عنوان »واجـبات‌ فـراموش‌ شده« ياد كرد. رسالت علما و روحانيون‌ در احيا و ترويج اين‌ فريضه‏ها‌ نقش كليدى دارد و كوتاهى آنان‌ در‌ اين امـر خـسارت جـبران‏ناپذيرى براى دنيا و آخرت به دنبال خواهد داشت. در اين‌ نوشتار‌ براى تأكيد بر اهميت فريضه‌ نـظارت‌ هـمگانى‌ بـر آن شديم‌ تا‌ مبانى عقلى اين دو‌ واجب‌ را بررسيده، جايگاه و منزلت واقعى‏شان را از نگاه عقل بـازشناسى و مـعرفى نماييم.

از پرسشهاى‌ اساسى‌ كه از ديرباز توجه انديشمندان مسلمان‌ را‌ در باب‌ امر‌ به‌ معروف و نهى از منكر‌ به خود مـتوجه كرد اين بـود كه آيا وجوب امر به معروف و نهى از منكر‌ عقلى‌ است يا سمعى (شرعى)؟

برخى از‌ دانـشوران‌ نـامدار‌ شيعه‌ مانند‌: شيخ طوسى، علامه‌ حلّى‌، فـاضل مـقداد، شـهيد اول و دوّم و... وجوب امر و نهى را عقلى دانسته‏اند. اينان حـاكم بـه وجوب امر‌ و نهى‌ را‌ عقل، و آيات و روايات مربوطه را مؤيد و مؤكد‌ حكم‌ عقل‌ مى‏دانند‌. در‌ مقابل‌ جمع ديگـرى از دانـشمندان شيعى مانند: سيد مرتضى، مـحقق حـلّى، صلاح‏الدين حـلبى، عـلامه نـصيرالدين طوسى، محقق كركى، فخر المحققين و... وجوب امـر و نـهى را سمعى دانسته‏اند. ايشان معتقدند‌ اين دو فريضه از جانب شرع واجب شده‏اند نه عقل.

عـلماى اسـلامى طرفدار نظرگاه وجوب عقلى امر و نـهى، براى تبيين و توجيه اين مـسئله بـه اجمال به قاعده لطف و دفـع ضـرر‌ اشاره‌ كرده، دامنه بحث را در ابعاد مختلف آن دراز نكرده‏اند. متكلمان اسلامى نيز در اين باره به مختصرى از بـيان دليل عـقلى و نقد و بررسى آن بسنده كرده، از تفصيل‌ مـباحث‌ دورى نـموده‏اند.

اين مـقاله با توجه بـه آيات و روايات بـاب امر به معروف و نـهى از مـنكر و برخى كتابهاى انديشمندان مسلمان در اين موضوع‌، با‌ حمايت از نظرگاه عقلى بودن‌ امر‌ و نهى تعدادى از مـهم‏ترين مـبناهاى عقلى امر به معروف و نهى از مـنكر را جـستجو كرده، با شـرحى كوتـاه تـقديم مى‏دارد.

مبانى عقلى امـر به‌ معروف‌ و نهى از منكر

سنگ‌ بناى‌ عقلى بودن امر و نهى قاعده معروف »لطف« است. عـلماى كلام در تـعريف اين قاعده گفته‏اند: لطف چيزى است كه مـكلف را بـه طـاعت نـزديك‏تر و از مـعصيت دورتر سازد، بـه شـرط‌ آنكه‌ از وسايل انجام كار نباشد و به اضطرار نيز نرسد.

{P . فرهنگ شيعه (كلام)، محمد خطيبى كوشكك و همكاران، چاپ اول، (پژوهـشكده تـحقيقات سـپاه، قم، 1385)، ص 370. P}

فقيهان و عالمان اهل كلام طرفدار وجوب‌ عـقلى‌ امـر و نـهى‌ چـنين اسـتدلال مـى‏كنند: عقل براساس قاعده لطف درباره وجوب امر به معروف و نهى از منكر استقلال دارد‌. عقل به‏تنهايى حكم مى‏كند كه امر به نيكى‏ها و نهى از بديها‌ واجب‌ و لازم‌ است. بنابراين وجوب اين دو فـريضه »عقلى« است.

{P . امر به معروف و نهى از منكر، آيت‏الله نورى همدانى‌، ‌‌مترجم‌ محمدى اشتهاردى، چاپ اول (قم، 1367) ص65. P}

بنابر وجوب عقلى امر و نهى اين‌ پرسش‌ پديد‌ مى‏آيد كه عقل براساس چه اصول و مبانى‏اى حكم بـه لزوم امـر به معروف و نهى از‌ منكر مى‏كند؟

در پاسخ به اين پرسش كليدى با تأمل در ماهيت و حقيقت مسئله‌ امر به معروف و نهى‌ از‌ منكر و اطلاعات و اخبار موجود در اين باب برخى از مهم‏ترين مبناهايى كه عقل براساس آنها به داورى در اين بـاره مـى‏رسد در ادامه مبحث آمده‏اند:

حفظ نظام اجتماعى

انسان موجودى اجتماعى‌ است. چيزى كه قوام اجتماع انسانى را تأمين مى‏كند و جامعه را زنده و پويا نگه مى‏دارد مراعات قوانين و بـايدها و نـبايدها است. بى‏اعتنايى به قانون و ارزشـها، سـبب اختلال نظام و فروپاشى اجتماع مى‏گردد و معضلات‌ فراوانى‌ را براى فرد و جامعه به همراه مى‏آورد. از اين رو، عقل حكم مى‏كند براى صيانت از كيان جامعه اسلامى همه شهروندان اولا بايد خـود عـامل به معروف‏ها و دورى كننده از‌ مـنكرات‌ بـاشند و ثانياً ديگران را نيز به انجام معروف‏ها و خوبى‏ها واداشته، از ارتكاب منكرات و بديها بازدارند.

پيامبر گرامى اسلام(ص) در بيانى رسا افراد جامعه را به مسافران كشتى تشبيه مى‏كند‌ و در‌ توضيح آن مَثَل چنين مى‏فرمايد:

يك فرد گـنهكار، در مـيان مردم همانند كسى است كه با جمعى سوار كشتى شود و به هنگامى كه در وسط دريا قرار گيرد تبرى‌ برداشته‌ به‌ سوراخ كردن موضعى كه در‌ آن‌ نشسته‌ است بپردازد. و هرگاه به او اعتراض كنند، در جواب بگويد مـن در سـهم خود تـصرف مى‏كنم! اگر ديگران او را از‌ اين‌ عمل‌ خطرناك بازندارند، طولى نمى‏كشد كه آب دريا به‌ داخل‌ كشتى نفوذ كرده و يكباره همه ساكنان كشـتى را به همراه كشتى در دريا غرق مى‏كند.

{P . ر. ك: صحيح بخارى، تصحيح مصطفى‌ ديب‌ البـغا‌، بـيروت دار بـن كثير، 1414، ج 2، ص 822، ص 954؛ و مسند احمد بن‌ حنبل، بيروت، دارالفكر، 1414، ج 6، ص 386؛ و تفسير نمونه، ج 3، ص 37. P}

دفع ضرر

بنابر نظر عالمان شيعى احكام و شـريعت ‌ ‌اسـلامى براساس‌ مصالح‌ و مفاسد‌ از سوى آفريدگار حكيم وضع شده‏اند كه تأمين كننده سعادت فرد‌ و جـامعه‌ مـى‏باشند.

بـنابراين، عدم التزام افراد و جوامع به احكام اسلامى و مراعات نكردن بايدها و نبايدها و واجبات و محرمات و اخلاق‌ اسـلامى‌، مانع‌ رسيدن آنها به تكامل و سعادت واقعى است. از همين رو، عقل سليم‌ قضاوت‌ مـى‏كند‌ كه افراد با پايبندى بـه شـريعت و رعايت حلال و حرام و فضائل و رذائل، مى‏توانند خود را‌ از‌ خسران‌ ابدى حفظ كرده و با امر به معروف و نهى از منكر جامعه را از افتادن‌ در‌ هلاكت و خسارت بازدارند.

مرحوم امين‏الاسلام طبرسى معتقد است وجوب امر و نهى سمعى است‌، امـا‌ تنها‌ دليل عقلى براى وجوب امر به معروف و نهى از منكر دفع ضرر است. ايشان‌ در‌ تفسير آيه 104 سوره آل عمران چنين مى‏نويسد:

وَ فى هذِهِ الْآيَةِ دَلالَةٌ‌ عَلى‌ وُجُوبِ‌ الْاَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ وَ عِظَمِ مَوقِعِهِما وَ مَحلِّهِما مـِنَ الدّينـِ لِاَنَّهُ تَعالى عَلَّقَ‌ الفَلاحَ‌ بِهِما... وَالصَّحيحُ اَنَّ ذلِكَ اِنَّما يَجِبُ فِى السَّمعِ وَ لَيسَ فِى العَقلِ‌ ما‌ يَدُلُّ‌ عَلى وُجُوبِهِ اِلّا اِذا كانَ عَلى سَبيلِ »دَفعِ الضَّرَرِ«.

{P . مجمع البيان، ج 2، (منشورات دار مكتبة الحياة‌، بيروت‌، لبنان‌)، ص 160. P}

جـلوگيرى از شـيوع فساد

دانشمندان به اين مسئله اذعان دارند كه‌ عامل‌ عمده سقوط فرهنگ‏ها و تمدن‏ها، رواج منكرات و فساد اخلاق است. »ساموئل اسمايلز« از نويسندگان جهان غرب در‌ كتاب‌ خود به نام »اخلاق« مى‏گويد: علت سـقوط تـمدن روم، عيّاشى و بى‏بند و بارى‌ و به‌ تعبير بهتر »رواج منكرات و فساد« بوده است‌. مورخان‌، علت‌ اساسى سقوط اُندُلس و شكست سپاهيان مسلمان از‌ اروپائيان‌ را نيز شيوع گناه و منكرات دانسته‏اند. سپاهيان متدين مسلمان كه با سـاده‏زيستن انـس‌ داشـته‏اند‌، در دام زنهاى بدكاره اروپائى‌ افتاده‌، غرق در‌ تـجمّلات‌ و عـيش‌ و نـوش حرام شدند. قرآن كريم در‌ آيات‌ متعددى مسلمانان را به »سيروا فى الارض« فراخوانده است. خداوند در اين‌ آيه‏ها‌ به مسلمانان دستور مى‏دهد در زمين‌ سير كنـيد تـا سـقوط‌ تمدن‏ها‌ و جوامع را ببينيد و در علت‌ آن‌ تفكر نماييد.

بـنابراين عـامل عمده‏اى كه مى‏تواند جوامع و فرهنگ‏ها را به انحطاط و سقوط‌ بكشاند‌، رواج گناه و فساد است. گناه‌ همچنين‌ مى‏تواند‌ فرد و خانواده را‌ نيز‌ به تـباهى و هـلاكت بـرساند‌. به‌ همين دليل عقل سالم قضاوت مى‏كند كه جامعه، خانواده و فرد بـراى رسيدن به سلامت‌، رشد‌ و كمال، بايد از منكرات پرهيز كرده‌، با‌ نظارت همگانى‌ از‌ شيوع‌ فساد و فحشا در جامعه‌ جلوگيرى نـمايند.

دشـمنان انـقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران كه به كارآمدى اشاعه فحشا و فساد‌ در‌ براندازى نـرم انـقلاب اسلامى باور دارند‌، با‌ برنامه‏ريزى‌ و صرف‌ بودجه‏هاى‌ هنگفت در تلاشند‌ جامعه‌ و به ويژه نسل‏هاى جوان ما را به بـى‏بند و بـارى و فـساد اخلاقى و نفرت از معروف‏ها و ارزش‏هاى اسلامى‌ سوق‌ دهند‌. مشاهده بعضى از حركتهاى فسادآور و شـبيخون فـرهنگى‌ در‌ شـهرها‌ و روستاها‌ به‌ وضوح‌ نشان مى‏دهد كه دشمنان نظام با تمام قوا و ابزار و برنامه‏هاى زنجيره‏اى درصـدد گـرفتن انـتقام از ملت مسلمان ايران با ترويج فساد و اشاعه منكرات هستند. آنها با اقدامات‌ خرابكارانه و فسادآفرين در پى آنـند كه روح غـيرت، ايمان و شجاعت را از نسل نو گرفته، انقلاب اسلامى را به شكست بكشانند. قرآن مجيد بـى‏اعتنايى بـه ايمـان و تقوا را سبب خشم‌ الهى‌ و هلاكت امت‏ها دانسته، مى‏فرمايد:

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفـَتَحْنَا عـَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ وَلكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ. (اعراف: 96)

اگر ساكنان آبـادى‏ها ايمـان آوردهـ‌ و پرهيزكارى‌ مى‏كردند البته بركت‏هايى از آسمان و زمين بر آنها مى‏گشوديم اما آنها تكذيب كردند از همين رو آنـها را بـه سبب آن‏چه به دست‌ آوردند‌ مؤاخذه كرده‏ايم.

پيامبر(ص) نيز در‌ سخن‌ آينده‏نگرانه‏اى خـطر شـيوع فـساد به سبب ترك امر به معروف و نهى از منكر را چنين ترسيم كرده‏اند:

كَيفَ بِكُم اِذا فَسَدَ نـِساءُكُم وَ فـَسَقَ‌ شـُبَّانُكُم‌ وَ لَم تَأمُرُوا بِالمَعرُوفِ‌ وَ‌ لَم تَنهَوا عَنِ المُنكَرِ؟ قيلَ لَهُ وَ يَكُونُ كَذلِكَ يا رَسولَ اللَّهِ؟ قالَ: نَعَم وَ شَرٌّ مـِن ذلِكَ... .

{P . تـحف العقول، ابن شعبه حرانى، ص 49. P}

چگونه خواهيد بود زمانى كه زنانتان فاسد شوند‌ و جوانانتان‌ فاسق گردند و شما امـر بـه معروف نكنيد و از منكر بازنداريد؟ گفته شد اى رسول خدا چنين چيزى خواهد شد؟ فرمود:

بـله و بـدتر از آن... .

امير مؤمنان عليه‏السلام هم از بى‏تفاوتى مردم زمـان‌ خـود‌ نـسبت به‌ امر و نهى و شيوع فساد چنين شـِكوِه دارد:

ظـَهَرَ الفَسادُ فَلا مُنكِرٌ مُغَيِّرٌ وَ لا زاجِرٌ مُزدِجِرٌ أَفَبِهذا‌ تُريدُونَ اَن تُجاوِرُا اللَّهَ فى دارِ قُدسِهِ وَتـَكُونُوا اَعـَزَّ اَولِياءِهِ عِندَهُ؟

{P . نهج‏البلاغه‌، خطبه‌ 129‌. P}

فساد و تـباهكارى نـمايان شده اسـت، [در عـين حـال] شخصى نيست كه آن را تغيير دهد و نه مـنع‏كننده‏اى ‌‌كهـ‌ از آن بازدارد. با اين حال مى‏خواهيد [و توقع داريد] در جوار رحمت‌ خدا‌ در‌ خانه قدس او قرار گـيريد و از عـزيزترين دوستان نزد او باشيد؟!

منع تسلط اشرار

سـلامت جامعه‌ اسلامى در گرو مـديريت مـديران و كارگزاران صالح و ارزشگرا است. اگـر مـسئولان جامعه دين‏مدار‌ و ارزش‏سالار باشند مى‏توان به‌ توسعه‌ و پيشرفت مادى و معنوى جامعه و گسترش عـدالت هـمه‏جانبه اميدوار بود. اين مهم در صورتى مـحقق مـى‏شود كه امـت اسلامى و شهروندان جـامعه اسـلامى با نظارت همگانى و عـزم مـلى حافظ و نگاهبان ارزش‏ها باشند و بر‌ روند به قدرت رسيدن مديران نظارت داشته باشند. امـا اگـر مردم نسبت به خوبى‏ها و بدى‏ها و ارزشـهاى مـعنوى و احكام اسـلامى و مـجريان آنـها بى‏اعتنا باشند و بر رونـد مديريت جامعه نظارت مسئولانه نداشته باشند‌، منكرات‌ و ضد ارزش‏ها در جامعه رونق يافته، و در نتيجه انسانهاى شـرور و نـااهلان بر مقدرات جامعه و مناصب اجتماعى دسـت پيدا مـى‏كنند.

بـه هـمين دليل عـقل ناب تشخيص مـى‏دهد كه بـراى پيشگيرى از‌ قدرت‌ يافتن نااهلان و سلطه اشرار بر جامعه اسلامى لازم است آحاد مردم به ويژه نخبگان و خواص مـراقب بـاشند و بـا انجام به موقع امر به معروف و نـهى از مـنكر زمـينه حـاكميت‌ پيدا‌ كردن اشـرار و نـااهلان را در جامعه از ميان بردارند. مولاى متقيان على عليه‏السلام در آخرين وصيت خود پس از ضربت شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال چهل هجرى به‌ فرزندان‌ محبوبش‌ امام حسن و امام حسين عـليهماالسلام‌ و همه‌ كسانى‌ كه اين وصيت بدانان مى‏رسد، فرمودند:

لا تَترُكُوا الاَمرَ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىَ عَنِ المُنكَرِ فَيُوَلّى عَلَيكُم شِرارُكُمْ ثُمَّ تَدعُونَ فَلا يُستَجابَ لَكُم‌.

{P . همان‌، صبحى‌ صالح، نامه 47. P}

امر به معروف و نهى از‌ منكر‌ را تـرك نـكنيد، چون بَدان شما بر شما حاكميت مى‏يابند آنگاه خداوند را مى‏خوانيد اما براى شما اجابت نمى‏شود‌.

مصونيت‌ از‌ غضب الهى

وانهادن امر به معروف و نهى از منكر و بى‏تفاوتى‌ و ترك آنها باعث مـى‏شود گـناهان و منكرات در جامعه رواج يافته، خوبى‏ها و معروف‏ها مغفول و يا دگرگون شوند. جامعه‏اى كه‌ در‌ آن‌ ارزش‏ها كم‏رنگ شوند و ناهنجارى و بزهكارى‏ها گسترش پيدا كنند، دچار غضب و خشم‌ الهى‌ مـى‏شود و از رحـمت‏هاى بى‏شمار الهى محروم مى‏گردد. قـرآن مـجيد در آيات پرشمارى به اين آسيب بزرگ‌ اجتماعى‌ اشاره‌ كرده، مسلمانان را از عواقب ناگوار و تلخ آن برحذر داشته است. روايات‌ فراوانى‌ نيز‌ نسبت به اين خطر بزرگ هشدار داده‏اند{P . ر. ك: انعام، آيه 6؛ مـؤمن، آيه 21؛ انـفال، آيه‌ 52‌ و... . P}

كه‌ براى نـمونه سـخنى از پيامبر بزرگ اسلام(ص) را يادآور مى‏شويم:

لا تَزالُ اُمّتى بِخَيرٍ‌ ما‌ اَمَرُوا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَن المُنكَرِ وَ تَعاوَنُوا عَلَى البِرِّ، فَاِذا لَم يَفعَلُوا‌ ذلِكَ‌ نُزِعَت‌ مِنهُمُ البَرَكاتُ و سَلَّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ وَ لَم يَكُن لَهُم ناصِرٌ فِى الاَرضِ وَ‌ لا‌ فـِى السـَّماءِ.

{P . وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، ج 11، ص 398. P}

امت من - مادامى كه‌ به‌ معروف‌ امر مى‏كنند و از منكر بازمى‏دارند و بر نيكى همديگر را يارى مى‏رسانند - به خير هستند، امّا‌ آنگاه‌ كه آنها را انجام ندهند [امر و نهى نـكنند] بـركت‏ها از آنها كنـده‌ مى‏شود‌ و بعضى‌ از آنها بر بعضى ديگر سلطه پيدا مى‏كنند و هيچ پشتيبانى براى آنها در زمين و نه‌ در‌ آسمان‌ نخواهد بـود.

با توجه به چنين پى‏آمد ناگوارى عقل حكم مى‏كند كه‌ شـهروندان‌ جـامعه اسـلامى براى مصونيت از غضب الهى و محروميت از بركات مادى و معنوى بايد با رعايت تقوا‌ و پارسايى‌ از اصل نظارت همگانى اسـتفاده ‌ ‌كرده، جـامعه را از فرو افتادن در‌ معصيت‏ها‌ و فحشا بازدارند.

پيشگيرى از دگرگونى ارزش‏ها

ارزش‏ها‌ از‌ سويى‌ از لحاظ فردى، درونـى‏ترين لايهـ‏هاى شـخصيت انسان‏اند‌. شناخت‌ شخصيت واقعى اشخاص در گرو شناخت ارزش‏ها و گرايش‏هاى ارزشى آنان است. از ديگر‌ سو‌، ارزشـها تأثير چشمگيرى در ابعاد‌ مختلف‌ زندگى سياسى‌، اجتماعى‌، اقتصادى‌، فرهنگى و... جامعه دارند. ارزشها عـامل مهم‌ وحدت‌ و همگرايى اجـتماعى هـستند. انتقال ارزشها سبب پيوستگى فرهنگى ميان نسلها مى‏گردد. از‌ اين‌ رو، ناديده گرفتن ارزشها و بايد و نبايدها‌ پيامدهاى ناگوارى را به‌ دنبال‌ دارد. ناگوارترين صورت ناديده گرفتن‌ ارزش‏ها‌ آنگاه است كه ارزشهاى حاكم بر جامعه ارزش‏هاى الهـى باشند. با ناديده گرفتن‌ اين‌ نوع از ارزشها نه تنها‌ سلامت‌ مادى‌ فرد و جامعه بلكه‌ سعادت‌ معنوى آنها نيز از‌ ميان‌ مى‏رود و طبعاً ظهور كمالات انسانى نيز از جامعه رخت برمى‏بندد.

{P . عوامل مؤثر در انـحراف‌ از‌ ارزشـها، شمس‏الله مريجى، چاپ اول (مركز‌ پژوهشهاى‌ اسلامى صدا‌ و سيما‌، 1382‌ش) ص 1 - 4. P}

با توجه به اهميت‌ ارزشها و عواقب ناگوارِ دگرگونى و تغيير آنها از راهكارهاى كارآمد، حفاظت از ارزشها فراگير شدن اجراى‌ امر‌ به معروف و نهى از مـنكر در‌ جـامعه‌ است‌. بنابراين‌ عقل‌ دورانديش حكم مى‏كند‌ كه‌ براى پيشگيرى از دگرگونى و تغيير ارزشها و در نتيجه از ميان رفتن امنيت اجتماعى و شايع شدن فساد‌ و تباهى‌، بايد‌ از اين دو فريضه بزرگ امر به‌ معروف‌ و نهى‌ از‌ مـنكر‌ بـيشترين‌ بهره را گرفت. اگر امر و نهى در جامعه تعطيل گردند و مورد بى‏مهرى قرار گيرند، چنانكه پيامبر اعظم(ص) هشدار داده‏اند، ارزشها تغيير كرده، منكرات جايگزين آنها مى‏گردد:

... [قال‌(ص)]: وَ كَيفَ بِكُم اِذا اَمَرتُم بِالمُنكَرِ وَ نـَهَيتُم عـَنِ المَعروفِ؟ قـيلَ يا رَسولَ اللَّه(ص) وَيَكُونُ ذلِكَ؟ قالَ: نَعَم وَ شـَرٌّ مـِن ذلِكَ. وَ كَيفـَ بِكُم اِذا اَرَاَيتُمُ المَعرُوفَ مُنكَراً وَالمُنكَرَ مَعرُوفاً.

{P . تحف‌ العقول‌، ص 49. P}

مقام معظم رهبرى در سخن حكيمانه‏اى چنين مى‏فرمايد:

... بدترين خطرها اين است كه يك روزى در جامعه گناه بـه عـنوان ثـواب معرفى شود. كار خوب به عنوان كار‌ بد‌ معرفى شـود. فـرهنگها عوض شود، اين، خطر خيلى بزرگى است. وقتى امر به معروف و نهى از منكر در جامعه رايج باشد، اين باعث‌ مى‏شود‌ گناه در نظر مـردم هـميشه‌ گـناه‌ بماند و تبديل به ثواب و كار نيك نشود.

{P . خطبه نماز جمعه، تـاريخ 25 / 9 / 1379 ش. P}

پاسدارى از حيات طيبه اجتماعى و مدينه فاضله اسلامى

انسان علاوه بر‌ حيات‌ مشتركى كه با ساير‌ موجودات‌ عالم طبيعت دارد، مـى‏تواند بـا ايمـان به خدا و انجام اعمال نيك و انجام فرايض و ترك نواهى الهى بـه درجـه بالاترى از حيات برسد كه قرآن مجيد از آن به »حيات طيبه‌« ياد‌ كرده است:

مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مـُؤْمِنٌ فـَلَنُحْيِيَنَّهُ حـَيَاةً طَيِّبَةً... . (نحل: 97)

مرحوم علامه طباطبائى در اين باره چنين توضيح مى‏دهد: اين جمله دلالت دارد كه‌ خـداوند‌ مـؤمنِ داراى‌ عـمل صالح را اكرام كرده، حيات جديدى غير از حيات مشترك با ساير مردم به او افاضه‌ مى‏كند. اين حيات يك حـيات مـجازى نـيست، چون آياتى كه به‌ اين‌ حيات‌ پرداخته‏اند آثار حقيقى را بر آن مترتب كرده‏اند.

بنابراين، اين زندگانى، زنـدگانى حـقيقيّى است كه داراى آثار ‌‌ويژه‏اى‌ است كه خداوند آن آثار را بر آن مترتب نموده است. اين حيات‌ اختصاص‌ بـه‌ مـؤمنانى دارد كه از اعـمال صالح برخوردارند. بنابراين اين حيات، زندگانى نوى است كه از‌ سوى خداوند سبحان به مؤمنان افاضه مـى‏شود.{P . تـفسير الميزان، علامه سيد محمدحسين طباطبائى‌، 20 جلدى (ج 6 منشورات جامعه‌ مدرسين‌)، ص 341 - 343. P}

اين حيات چنانكه به نـص قـرآن اخـتصاص به مردان مؤمن ندارد، اختصاص به فرد مؤمن هم ندارد، بلكه جامعه اسلامى نيز اگـر ايمـان محور و عامل به واجبات و تارك محرمات‌ باشد و در مسير شريعت اداره گردد نيز تـبديل بـه حـيات طيبه اجتماعى و مدينه فاضله اسلامى مى‏شود.

از راه‏هاى كارآمد براى ايجاد و پاسدارى از مدينه فاضله و حيات طـيبه اجـتماعى هـمگانى شدن امر‌ به‌ معروف و نهى از منكر در جامعه است. از همين رو، عقل حكم مـى‏كند بـراى رسيدن به حيات طيبه اجتماعى و تأسيس مدينه فاضله اسلامى و حراست و نگاهبانى از آن، امر به معروف‌ و نهى‌ از مـنكر از غـربت درآيد و نظارت همگانى در جامعه اسلامى احيا شود و گسترش پيدا كند. مولاى موحدان، امام عـلى عـليه‏السلام ترك كنندگان امر و نهى را مرده‏اى متحرك دانـسته، مـى‏فرمايد‌: »مـَنْ‌ تَرَكَ انكارَ المُنكَرَ بِقَلبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسانِهِ فـَهُوَ مـَيِّتٌ بَينَ الاَحياءِ.«

{P . ميزان الحكمة، محمدى رى‏شهرى، ج 6، ص 276. P}

نتيجه

از بررسى منابع اسلامى و آثار انديشمندان مـسلمان در بـاب امر به‌ معروف‌ و نهى‌ از مـنكر بـرمى‏آيد كه دو‌ فريضه‌ بـزرگ‌ امـر بـه معروف و نهى از منكر، دو واجب عقلى‏اند. گـرچه تـعداد عالمان دينى و فقيهان شيعه كه از عقلى بودن اين دو‌ اصل‌ طرفدارى‌ كرده‏اند از طرفداران سمعى و شـرعى بـودن اين دو‌ اصل‌ كمتر هستند. از آنجا كه بيشترينه دانـشمندان اسلامى از نظرگاه نقلى بـودن حـمايت كرده‏اند، پيرامون مبانى عقلى اين دو‌ واجـب‌ بـه‌ بيان دو قاعده »لطف« و »دفع ضرر« به نحو اجمال اشاره‌ نموده‏اند. اين نوشته در حد تـوان كوشـيده است با تقويت ديدگاه عـقلى بـا مـراجعه به آيات و روايات و برخى‌ كتـب‌ عـلماى‌ شيعه تعدادى از مبانى عـقلى امـر و نهى را استخراج كند. اهم‌ مبانى‌ احصا شده در يك استقراى ناقص عبارتند از: حفظ نظام اجتماعى، دفـع ضـرر، جلوگيرى از شيوع‌ فساد‌، منع‌ تسلط اشـرار، مـصونيت از غضب الهـى، پيشـگيرى از دگـرگونى ارزشهاى الهى و پاسدارى‌ از‌ حـيات‌ طيبه اجتماعى و مدينه فاضله اسلامى.


پانویس

بازگشت به مقالات