فواید معجزه آسای چمن مبتنی بر امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
فواید معجزه آسای چمن مبتنی بر امر به معروف و نهی از منکر
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده محمدحسین رحیمی
زبان فارسی
ناشر ساجدین
محل نشر تهران
تاریخ نشر ۹۶/۰۴/۱۳
قطع رقعی
شابک 978-964-7427-98-2
دانلود [ PDF]

مقدمه

باید قبول کرد که سعادت و خوشبختی انسان به دو اصل بسیار مهم بستگی دارد. اصل نخست عقل آدمی است که چراغ باطنی نامیده می شود و دیگری آموزش و فراگیری است که چراغ بیرونی با ظاهری می باشد.

هر کس با عقل خود کار کند و برای رسیدن به اهدافی که دوست دارد، از فکر و تجربه، استفاده نماید، کمتر به اشتباه دچار می شود و زودتر به موفقیت دست می یابد.

مهم تر از همه، هر انسانی باید برای پرورش فکر و روح خویش، به آموختن و یادگیری اقدام نماید. مخصوصا گفته های اشخاص خوب و عاقل و درستکار را بیاموزد و در زندگی به آنها عمل کند.

مسلم است که عقل تمیز دهنده حق از باطل می باشد. به عبارت دیگر در انجام امور اجتماعی نفع و ضرر و سود و زیان را به آدمیزاده نشان میدهد.

اکنون از خود می پرسیم، آیا حفظ و حراست از چمن و جلوگیری از تخریب آن، با میزان قضاوت عقل برابری دارد یا خیر؟

چون عقل به نیکی و نیکوکاری و خوشبختی و سود انسان حكم می کند مسلما کسانی که فضای سبز را تخریب می نمایند در زمره افراد ناقص عقل به شمار می آیند. .

نعمت پروردگار بهار با هوای روح پرور و طبیعت زیبا و دل انگیز، آدمیان را بر خوان گسترده خود به میهمانی می خواند

و از ابرهای در حال کوچ، گاهی قطراتی بر زمین سبز و خرم فرو می افتد، و بر گل برگها، چونان دری گرانبها غلطان می شوند.

و در ختچه ها و گل بوته ها بر سطح مرغزار بر جلوه دشت مشرف بر رودخانه ای خروشان، دو چندان افزوده اند و هر رهگذری را به تعظیم در برابر قدرت لایزال الهي وامی دارند.

پرندگان رنگارنگ، در هوای مطلوب بهاری و در میان درختان انبوه و سر به فلک کشیده آوای طرب انگیز سر میدهند.

بلبلان نغمه های دل نواز می خوانند و چهچهه زنان از شاخ گلی بر روی گل دیگری پرواز می کنند؛ شاخ و برگ درختان گوناگون بر جوی بارها سایه افکنده اند و رهگذران خسته را به آرامش و آسایش می خوانند.

آهوان زیبا چشم و بزهای شاخدار کوهی بر روی نیمچه کوهای سرخ و زرد و کبودرنگ به آرامی و بی واهمه از صخره ای به صخره دیگر می برند و عرض و طول تپه های سبزرنگ را نسیم روح نوازی، ساقه های طلایی گندم زار وسیعی را به حرکت در می آورد و نوید نعمت الهی را برای زندگی، بر دل و جان رهگذران خسته می نشاند.

طنين صوت محلی، کشاورز پیر، گوش آدمی را می نوازد و در عمق روح و جسم شنونده اثرگذار می گردد.

کمی دورتر صدای زنگ بز شاخدار تنومندی با نوای نی چوپان در هم می آمیزد و همگان را به شادی و نشاط باز می خواند.

قلم نویسنده از نوشتن باز می ایستد و حیران از قدرت لایزال پروردگار توانا و خالق زمین و آسمان به سجده می افتد، آنگاه برمی خیزد و فقط می تواند این جمله را بر زبان جاری سازد.

لا حول ولا قوة إلا بالله

بهار ۱۳۹۵

بازگشت به کتب