فلسفه امر به معروف و نهی ازمنکر در امر تربیت
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | تهمینه یونس پور |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| استاد راهنما | سوسن کشاورز |
| استاد مشاور | علیرضا محمودنیا |
| تاریخ دفاع / انتشار | ۱۳۹۱/۱/۲۳ |
| رشته | حوزوی |
| محل دفاع | مدرسه علمیه نرجس (س) - بیرجند |
محتویات
سپاسگذاری
خدای راسپاس میگویم به خاطر لطف وتوفیقی که به من عطا کرد تا بتوانم این پژوهش رابه پایان برسانم. واز استاد بزرگوارم سرکار خانم دکتر کشاورز به خاطر تمامی زحمات ولطفی که به من داشتند صمیمانه تشکر میکنم وآرزوی موفقیت وپیشرفت معنوی ومادی رابرای آنها از خداوند متعال خواستارم.
چکیده
از جمله اهداف آفرینش بشر، تلاش برای دستیابی به کمال میباشد. امر به معروف و نهی از منکر، یکی از سازوکارهای طراحی شده از سوی خالق هستی است که عمل کردن به آن میتواند موجب جلوگیری از بروز بسیاری از معضلات فردی و اجتماعی گردد. درک درست از این موضوع و عملیاتی کردن آن در بین افراد جامعه، مستلزم آگاهی از فلسفه آن یعنی چیستی (ماهیت)، چرائی (ضرورت و اهداف) و چگونگی (اصول و روش) میباشد. بدین منظور این تحقیق تلاش داشته است با بهرهگیری از روش تحلیل فلسفی فرارونده و روش استنتاجی در قالب قیاس عملی، فلسفه امر به معروف و نهی از منکر را مورد بررسی قرار دهد. نتایح حاصل گردیده از تحقیق، در خصوص ماهیت و قلمرو امر به معروف و نهی از منکر دربرگیرنده، موضوع واجب و همگانی بودن، قوام شریعت دین، وظیفه پیامبران و صفت اولیاء و مؤمنین بوده است.
موضوع چرائی یعنی اهداف شامل دستیابی فرد و جامعه به کمال، اصلاح جامعه، بصیرت و خودآگاهی، تعهد آفرینی، جهانی شدن نیکیها، ضامن اجرای قوانین الهی و منشأ و ظهور و بروز رحمت الهی و چگونگی دربردارنده اصول دارا بودن معرفت، اصلاح شرایط، مسئولیت پذیری، اجتماع، پاسداشت کرامت آدمی، تذکر و عمل گرایی، متناظر با آنها روشهای اعطای بینش، زمینه سازی، تغییر موقعیت، مواجهه با نتایج عمل، تحریک ایمان، کلام نرم ولین، اندرز و موعظه و الگوسازی بوده است.
کلمات کلیدی امر به معروف و نهی از منکر تربیت فلسفه آموزش و پرورش ماهیت
فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه
تربیت و راهنمایی امری است که انسانها همواره از زمان خلقت بدان نیاز داشتهاند و هیچگاه نیز از آن فارغ نخواهند شد. تعلیم و تربیت با رشد و کمال انسان و زندگی شایسته او سرو کار دارد. تحقق این غایت بزرگ و هدف رفیع، مستلزم مکتب و قوانین و ارزشهایی است که در تمامی ابعاد، در هدایت و تربیت انسان مؤثر و دخیل باشد. (پور زرجوع، ۱۳۸۵).
دین اسلام در بخشهای مختلفش که همه ی زمینههای زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، دینی و دنیوی انسان را فرا میگیرد، هدفی جز اصلاح، تربیت و تزکیه ی فرد و جامعه ندارد؛ در عین حال که بسیاری از احکام عبادی آن برای پرورش و سازندگی فرد و روحیات او قانونگذاری شده است، بسیاری از احکام دیگر آن برای اصلاح جامعه و ایجاد عدالت اجتماعی و حفظ حقوق امت اسلامی است.
اسلام روش خاصی را برای تربیت انسانها ارائه میدهد. روش تربیتی اسلام در قرآن، حدیث و سنت بیان گردیده است. اسلام سعی دارد تا با آگاه نمودن افراد از خود و جهان اطراف، به تربیت همهجانبه شخصیت آنان بپردازد و جامعهای براساس برادری، برابری، حق و قانون ایجاد نماید. از مهمترین مشخصه ی تربیت اسلامی جنبه اخلاقی و پرورش بعد معنوی انسان است. اسلام الگوی کاملی را برای تربیت انسانها پیشنهاد میکند که هدف آن پرورش انسانهایی صالح، درستکار، مؤمن و متقی است .(احمدی، ۱۳۶۸ص ۱۳).
عوامل عادی بیرونی که انسان رادر احاطه دارند واز ابتدای جلوه یافتن حیات آدمی تازمان پایان یافتن زندگی این جهانی بر انسان تأثیر تربیتی می گذاردبا پیشرفتهای سریع خودو تکنولوژ یهایی که به سرعت دردسترس افراد قرار میدهد مرزهای دانش را برای دست یابی بشر به زندگی راحت تر در مینوردد در حالیکه این پیشرفتها برای انسان تبعات منفی را نیز به همراه داشته است (ابویی مهریزی، ۱۳۸۶). امروزه با رشد روزافزون فناورهای نو و دسترسی آسان افراد جامعه، به ویژه نوجوانان و جوانان به انواع ابزارهای الکترونیکی نظیر اینترنت ، ماهواره، رایانههای شخصی و تلفن همراه، شاهد اوجگیری بی هویتی و مشکلات اخلاقی، اجتماعی در صدد از بین رفتن فرهنگ اسلامی و تربیت معنوی در جامعه میباشند. در این بین یک جانبه بودن پیشرفتها و دوری از تعلیمات پیامبران در زمینه تربیت و معنویت موجب شده است که با وجود همه ی این تلاشها برای بهبود زندگی بشر سلامت افراد مورد تهدید جدی قرار بگیرد و یکی از مهمترین مشکلات جوامع اسلامی در عصر کنونی عدم بهرهگیری جدی از دستورات الهی و عمل نکردن به روشهای تربیتی اسلامی سازنده است. به همین دلیل تنها راه بازگشت از این مشکل بکارگیری احکام الهی و تعالیم پیامبران اسلام در امر تربیت است.
امر به معروف و نهی از منکر یکی از مهمترین احکام الهی است. این امر شرعاً و عقلا از مهمترین، والاترین و شریفترین واجبات اسلامی است ،"این فریضه یک امر قراردادی و وضعی نیست بلکه یک امر فطری و عقلانی است که ترک آن موجب نابودی جوامع بوده است " (محقق نجفی، ۱۳۸۰، ص ۸).
به دلیل نوعی از اجبار و علو که در معنای واژه امر و نهی نهفته دانستهاند امر تنها طلب عادی نیست بلکه طلب دانی است که امر به معروف و نهی از منکر را ماهیت خاصی میبخشد و از یک وظیفه شفاهی که همه افراد از پس آن بر میآیند به یک فریضه عملی و اجرایی خاصی که بالاتر از ارشاد است تبدیل میکند (رضایی راد، ۱۳۸۸). سیستم امر به معروف و نهی از منکر یک نوع بسیج فکری و عملی در جهت هرچه کاملتر پیاده کردن مسئولیتها و عملکردهای شایسته و پاکسازی جامعه از قانون شکنیها و انحرافات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است، در حقیقت زمینه ساز رشد همهجانبه و تربیت معنوی انسان است.
بنابراین امر به معروف و نهی از منکر نیز به عنوان یک حکم فقهی، دایر مدار مصالح و تربیت انسان و جامعه انسانی است و چنین هدفی، به مدد مراقبتی عمومی و اجتماعی تحقق میپذیرد. در قالب این فریضه، تمامی مسلمین به مثابه چشمی تیزبین و حقیقت جو، تصاویری صاف و زلال از واقعیات جامعه را منعکس میسازند و آنگاه به ارزیابی آن واقعیتها برخاسته، راههای اصلاح و بهسازی را اندیشه میکنند و پی میگیرند.
بکارگیری این مهم بعنوان یک روش تربیتی در امر تربیت نیاز به فراهم بودن شرایط و استفاده از روشهایی دارد که هماهنگ با فطرت و نظام وجودی انسان و به اقتضای شرایط متفاوت است چرا که بسیاری از روشها نه تنها موجب رشد و کمال افراد نمیشوند؛ بلکه آنها را از احکام اسلامی دلزده و به بیراه میکشاند.
بیان مسئله
از آنجایی که انسان موجودی پیچیده است، تعلیم و تربیت او نیز دارای پیچیدگی میباشد و مستلزم تمهید مقدمات فراوان، و بهرهگیری از علوم و معارف گوناگون است. تردیدی نیست که امروزه از علوم انسانی و اجتماعی و حتی برخی از علوم تجربی، و در بعد عملی و کاربردی، از فناوریهای مختلف برای تربیت انسان استفاده میشود، اما مسئله این است که علوم مختلف با همه ارزش و اهمیتی که دارند، در تربیت معنوی انسان به طور کامل کارساز نیستند (رستمی نسب، ۱۳۸۸).
مسئله دیگر این است که با هجوم تکنولوژی، از جهت فرهنگی به تدریج مردم نسبت به امور ارزشی بیگانه گردیدهاند. نوعاً ممکن است ضد ارزشها را ارزش و ارزشها را ضد ارزش به حساب آورند. بطوریکه میتوان گفت " در این عصر، هیچ حصار و حفاظی برای خانوادهها نیست، برنامه و هدفی اندیشیده و اصیل در تربیت وجود ندارد، قدرت رهبری خانواده ضعیف و طرز فکرها ارتجاعی و روشها توأم با محافظه کاری است توانایی و جرأت اغلب در درون خود شخص مدفون است و خانوادهها به جای تشجیع فرزندان به کار خوب، آنها را خمود و محافظه کار بار میآورند. براین اساس، گمان نمیرود، در آینده افرادی با جرأت و حافظ ارزشهای جامعه اسلامی داشته باشیم، و بعید است آیندهای شاد و مبتنی بر حق گویی و حق اندیشی داشته باشیم، مگر آنکه تحولی در نهادهای تربیتی پدید آید. (سائوبه، ۱۳۸۱ ص ۲۱۴).
اکنون باید بیندیشیم با توجه به این شرایط چگونه میتوان از این مشکلی که گریبانگیر جامعه است رهایی یافت؟
برای سازماندهی و توجه به همه ابعاد در نهادهای تربیتی و سیستم آموزشی علاوه بر علومی که به آنها اشاره شد نیاز است از منابع دیگر بهره جست. این منابع عمدتاً معارف دینی و احکام الهی میباشند؛ و برای جلوگیری از انحراف فردی و اجتماعی در عصر کنونی، جوامع اسلامی نیازمند نظارت همگانی در جهت اصلاح و سازندگی میباشند و این اصلاح و سازندگی نیز در سایه بکارگیری جدی احکام الهی در تربیت است. امر به معروف و نهی از منکر بعنوان یک صلاح مهم نظارت همگانی یکی از این احکام الهی واجب و
وظایف مهم اسلامی است که اگر درست اجرا شود یکی از بهترین و موثرترین وسایل تربیت و اصلاح افراد خواهد بود. (رستمی نسب ،۱۳۸۸)
همچنان که از مولا امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است: «قوام الشریعه، الامر بالمعروف و النهی عن المنکر و اقامه الحدود»
امر به معروف و نهی از منکر به منزله ی چراغی در دست متشرع و متدین است که با انگیزه ی اصلاح و تعالی جامعه، چهره ی واقعی نیکیها و بدیها را به همنوعان خود نشان میدهد واحکام الهی را تضمین میکند.
در روایتی دیگر: «فبدا الله بالامر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضه منه لعمه بانها اذا ادیت و اقیمت استقامت الفرائض کلها هینها وصعبها و ذلک ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر دعاء الی الاسلام مع رد المظالم و مخالفه الظالم و قسمه الفی ء و الغنائم و اخذ الصدقات من مواضعها و وضعها فی حقها.»
خداوند از امر به معروف و نهی از منکر بعنوان فریضهای از سوی خود آغاز نمود چون میدانست که اگر آن ادا و اقامه شود همه ی فرایض اعم از آسان و مشکل اقامه میگردد و این از آن رو است که امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است همراه با بازگرداندن حقوق ستمدیدگان و مخالفت با ستمگران و تقسیم بیت المال و غنائم در بین نیازمندان، و گرفتن صدقات خود و مصرف آن در جای خود ...(محمدی الری شعری، ۱۳۶۲)
لذا احیای جدی آن در نظام تربیتی بر عهده تک تک نهادهای تربیتی جامعه میباشد.
اما مسئلهای که وجود دارد این است که در جامعه ما علی رغم اعتقاد به اصل امر به معروف و نهی از منکر این فرهنگ در میان اغلب مردم به وجود آمده که در برابر منکرات بی تفاوت شدهاند، بطوریکه همین بی تفاوتیها باعث شده در جامعه ما آموزشهای لازم در راستای معرفی درست وچگونگی استفاده از این دو فریضه الهی به مربیان و مراکز آموزشی بعنوان دومین نهاد تربیتی، ارائه نشود. (فرهادیان، ۱۳۸۲)این در حالی است که خداوند از فرایض امر به معروف و نهی از منکر بعنوان یکی از واجباتی که بر عهده هر مسلمان است سخن گفته است؛ و آیات و روایات زیادی در خصوص دم فرو هشتن و بی تفاوت بودن نسبت به این فریضه در کتب روایی ما وجود دارد که به نظر میرسد این گونه روایات – حتی بدون هر گونه شرح و توضیحی- گویای جلالت و عظمت رفیع این فریضه در میان فرایض اسلام میباشد، از این روایات چنین میتوان نتیجه گرفت که: بی تفاوتی و انجام ندادن فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر موجب نزول عذاب و کیفرهای سخت الهی و استحقاق هلاکت و بیپناهی، و مانع اجابت دعا و موجب تسلط اشرار بر امت اسلامی و طمع استعمار و استثمار دشمنان نسبت به مسلمین و تقویت آنها بر ضد مسلمین و نیز موجب کمبود ارزاق و بهرههای مادی و معنوی زندگی مسلمانان میشود و از سوی دیگر بی تفاوتی و ترک این فریضه ی عظیم باعث میشود که نیکیها، بدی و بدیها نیک تلقی شوند، که این خود از بلاهای بسیار بزرگ و از فجایع دردناک بشری بشمار میرود.
قال رسول الله (ص): "لاتزال امتی بخیر ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا علی البر و التقوی فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات و سلط بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصر فی الارض و لافی السماء": امت من پیوسته بر خیر است مادامی که به معروف امر و از منکر نهی میکند و بر نیکی و تقوا همکاری دارد، هنگامی که این فریضه الهی را انجام ندهد برکتها از آنها باز ستانده و بعضی بر برخی دیگر سلطه پیدا میکند و برای آن یاری کنندهای در زمین و آسمان نخواهد بود".(وسایل الشیعه، ج ۱۱ص ۳۹۸)
حضرت علی (ع) در وصیت خود به فرزندانش و همه انسانها بعد از ضربت خوردنشان فرمود: «لاتترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون خیارکم فلایستجاب لکم؛ امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدان شما بر شما مسلط میگردند. آن گاه هرچه خدا را بخوانید، استجابت نمیکند» (نهج البلاغه، نامه ۴۷).
نکته مهم این است که در آموزش احکام اسلام به طور کلی آموزش واجبات ومحرمات ذکر فلسفه وعلت احکام به ویژه در جایی که متون دینی به فلسفه این گونه احکام اشاره شده مفید وضروری است .(حاجی ده آبادی وحسینی زاده ،۱۳۸۸)
مسئله ی دیگر ذهنیتهای نامناسب قبلی در مورد امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است؛ که مطمئناً بخشی از این بیاعتمادی و دیدگاه منفی بخاطر عدم شناخت صحیح از این دو فریضه الهی و روشها و اصول استفاده از آنها بوده است.
به همان اندازه که این دو وظیفه بزرگ دارای اهمیت است، آسیبهای آن نیز ممکن است مهم باشد، از جمله اینکه، امر به معروف، واجد شرایط نباشد و یا اینکه به خشونت منتهی شود که نتیجه آن نه تنها منفی است بلکه گاهی نتیجه معکوس میدهد. در دستورات اسلامی داریم که این دو وظیفه با نهایت ادب و محبت بی آنکه آبروی طرف به خطر بیفتد، یا حس لجاجت او تحریک شود و یا او را نسبت به آینده خود در پیشگاه خدا مأیوس سازد، انجام گیرد. توسل به شیوههای فرهنگی و استفاده از استدلالهای متین بهترین راه برای امر به معروف و نهی از منکر است .(مکارم شیرازی ،۱۳۸۷)
تمام این امور در آیه ۱۲۵سوره نحل " ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن " جمع است، زیرا میفرماید: برای دعوت به راه خدا باید از حکمت و دانش و اندرزهای نیکو استفاده کرد و گفتگوها و گفتمانها با استفاده از بهترین روشها باشد.
استفاده از روشهای خشونتآمیز با سخنان تند یا تعبیراتی که در جمع به حیثیت طرف لطمه میزند، سبب شده است که بعضی به هنگام شنیدن جمله امر به معرف و نهی از منکر فوراً خشونت برای آنها تداعی میشود، باید بکوشیم که این ذهنیت را پاک کنیم .(مکارم شیرازی، ۱۳۸۷)
لذا در این برهه ی زمانی مثبت کردن این ذهنیتها در جهت ترویج این دو فریضه مهم از طریق تبلیغات مؤثر نیست، بلکه در جهت رفع این مشکل، نیازمند استفاده ازصلاح فرهنگ سازی و آنهم از نوع کاربردی و اساسی از طریق تربیت میباشد.
مسئله دیگر استفاده از امر به معروف و نهی از منکر بصورت اهداف آرمانی و شعارگونه، و عدم دخالت فعال و مؤثر این دو فریضه در تصمیم گیریهای تربیتی در سیستم آموزش رسمی به خصوص در مواجهه با چالشهای واقعی جهانی شدن، است.
بطور کلی، کم رنگ شدن مسائل تربیتی در جامعه، کم تفاوت شدن مردم نسبت به ارزشهای جامعه اسلامی، عدم آگاهی صحیح مردم در مورد امر به معروف و نهی از منکر، کم توجهی خانوادهها در بکارگیری مسائل ارزشهای دینی در تربیت فرزندان به دلیل مشغلههای شغلی و فکری زندگی مدرنیته، شناخت ناکافی مردم از چگونگی استفاده از این دو فریضه، کم رنگ شدن توجه مسئولین مدارس به استفاده از امر به معروف و نهی از منکر در جهت فرهنگ سازی آن، و از همه مهمتر تفاوت مبانی تربیت دینی با روشهای تربیتی رواج یافته در جوامع مدرنیته از جمله مسائل مهمی میباشند که ما در راستای بکارگیری امر به معروف و نهی از منکر بعنوان یک روش تربیت اسلامی در جامعه خود با آن روبرو هستیم. مجموعه این مسائل ما را براین داشت که با توجه به نیاز جامعه به احکام دینی در امر تربیت و بالاخص نیاز جامعه به نظارت همگانی، در این تحقیق به بررسی فلسفه امربه معروف و نهی از منکر یعنی چیستی، چرایی و چگونگی این مهم در امر تربیت پرداخته و با بررسی آیات مطرح در قران کریم و مراجعه به تفسیر المیزان و با بهرهگیری از روایات تلاش میگردد به سوالات تحقیق (ماهیت، اهمیت و ضرورت بهرهگیری از امر به معروف و نهی از منکر و اصول و روش این فریضه الهی در امر تربیت) پاسخ داده شود تا زمینه روشنگری بیشتر و فرهنگ سازی این فریضه مهم در ابعاد فردی و اجتماعی زندگی افراد فراهم آید.
اهداف
بررسی فلسفه امر به معروف و نهی از منکر در امر تربیت
اهداف جزیی:
بررسی چیستی (ماهیت وقلمرو) امر به معروف و نهی از منکر در امر تربیت بررسی چرایی (ضرورت واهداف) امر به معروف و نهی از منکر در امر تربیت بررسی چگونگی (اصول وروشهای) امر به معروف و نهی از منکر در امر تربیت
فرضیه ها (سوالهای تحقیق)
۱- ماهیت وقلمرو امر به معروف و نهی از منکر در امر تربیت چیست؟
۲- ضرورت واهداف امر به معروف و نهی از منکر در امر تربیت چیست؟
۳-اصول و روشهای امر به معروف و نهی از منکر در امر تربیت چگونه است؟
ضرورت انجام تحقیق
فردیک مایر میگوید " سه روش عمده برای حل مشکلات جهانی وجود دارد. نخست، تغییر ناگهانی در اوضاع اجتماعی، یعنی انقلاب، ولی انقلاب کبیر فرانسه و تجربههای لنین و استالین به ما حق میدهد که از این روش بیمناک باشیم، زیرا شدت عمل ممکن است موجد حکومت استبدادی دیگری شود.
دومین وسیلهای که ممکن است برای حل مشکلات جهانی بدان متوسل شویم جنگ است. هراکلیتوس در یونان اظهار کرد که پدر همه چیز جنگ است و بذر ترقی را خلق میکند. هگل معتقد است که جنگ سرنوشت عالم را تعیین میکند. نیچه هم گفته است که جنگ عصاره ی تمدن است، ولی امروزه ما میدانیم که یک تصادم بزرگ مستلزم پایان تمدن است. با آن که میلیونها انسان در سده ی بیستم کشته شدهاند، باز مشکلات ما به همان حدت سده نوزدهم برجا مانده است ...
راه سوم، تربیت است. تربیت به آرامی و به صورت سیر تکاملی مؤثر میافتد، مدینه فاضله را به سرعت پدید نمیآورد، داروهای سحرآمیز تجویز نمیکند و وعدههای بی قید و شرط نمیدهد. تربیت مستلزم کوشش و انضباط است. تربیت، بشر را متوجه امکانات خلاقه ی خود میکند، همان چیزی که ویلیام جیمز بدان "خود گسترده " نام داده است. تربیت در واقع موثرترین حربه برای ارتقاء بشر است (مایر، ۱۳۷۴، ترجمه فیاض صص ۹–۱۰).
بنابراین توجه به تربیت، توجه به حیاتیترین مقولۀ انسانی است؛ زیرا همۀ سامانها و نا بسامانیها، صلاحها و فسادها؛ سعادتها و شقاوتها به نوع تربیت باز میگردد و تربیت بستر خوشبختی و بدبختی انسانها و جوامع انسانی است.
امروزه با گسترده شدن شبکه ارتباطات و نزدیک شدن به دهکده جهانی تا حدودی گویی مرزها در حال از بین رفتن میباشد و این امر در عین فوایدی که دارد میتواند موجب خطرات زیادی برای افراد باشد، گسترش راههای ارتباطی زمینه را برای ترویج و اشاعه فرهنگ هر ملت بر سایر ملل و گسترش تهاجم فرهنگی راحت تر میکند. چرا که، شبکههای ماهوارهای، اینترنت و... با وجود فیلتر سازی و قواعد بازدارنده، باز هم تأثیرات بسزایی را روی افراد گذاشته است. (ساعد ،۱۳۸۶).
از این رو ضروریست در راستای دستیابی به یک نظام تربیتی کارآمد برای تمام گروه سنی از کودکی تا بزرگسالی و حفظ فرهنگ اسلامی، مصون ماندن از اثر پذیری سوء، به تربیت توجه خاص شود. (رستمی نسب، ۱۳۸۸). پرورش این بعد در گرو بهرهگیری از احکام الهی میباشد چرا که سنن و قوانین اجتماعی و احکام سازنده ی اسلام به منزله ی تابلوها و علائمی است که رهروان این مکتب را در رسیدن بهغایت نهایی یاری میکند. هر چند که در برخی از جوامع کاربرد آموزههای دینی و اخلاقی در مفهوم اصیل خود، کم رنگ شده باشد، اما واقعیت آن است که انسان بی بهره از فضایل دینی و اخلاقی و ارزشهای معنوی، موجودی تک بعدی است .(قائمی ،۱۳۷۳)
لزوم بکار گیری احکام الهی در امر تربیت از این لحاظ حائز اهمیت است که انسان تربیت شده اسلام میداند که عضو جامعه اسلامی است جزیی است از یک کل، در نتیجه این بعنوان یک عضو پیکر اسلامی روابطش با اعضا غیر اسلامی باید به نحوی باشد که با عضویتش در پیکر اسلامی ناسازگار نباشد و به هدف و استقلال این پیکر آسیب نرساند .(مساح، ۱۳۸۰)
اما صرف بکارگیری این احکام برای تحقق هدف متعالی رشد همهجانبه انسان کافی نیست. بلکه اجرای فرایض و واجبات دینی و برنامههای الهی در امر تربیت در گرو یک ضمانت و عامل تحقق بخش قطعی است، این پشتوانه و ضمانت اجرایی و عملی در فریضه ی واجب امر به معروف و نهی از منکر به معنای وسیع و گسترده ی آن است و در ضرورت توجه خاص به این فرایض در مقایسه با دیگر احکام الهی واجب همین بس که علاوه بر تشریع دیگر احکام الهی، بعنوان عالیترین و شریفترین وظایف دینی تعیین و تشریع شدهاند (وسائل الشیعه به نقل از اکبری، ۱۳۷۶).
امر به معروف و نهی از منکر دو حس را در افراد بوجود میآورد؛ احساس اثر ناپذیری از مراقبتها و نظارتهای اجتماعی و احساس اثربخشی که نه تنها مسئولیت نجات شخصی خود که وظیفه نجات و خوشبختی دیگران را نیز به او میدهد؛ و در واقع آنچه در حفظ اسلام و اشاعه تعالیم و اجرای احکام و قوانین دین اسلام و تنظیم روابط اجتماعی و بینالمللی مسلمین نقش اساسی و جایگاه برجستهای دارد و در واقع از مهمترین اصول سیاست داخلی و خارجی اسلام به شمار میرود بکارگیری امر به معروف و نهی از منکر میباشد. (گورانی ،۱۳۷۶)
در عظمت و اهمیت این فریضه همین بس که خدای تبارک و تعالی خود را امرکننده به معروف و نهی کننده از منکر معرفی نموده است و در توصیف پیامبر خود و عظمت و منزلت او از اصل امر به معروف و نهی از منکر یاد میکند. آنجا که میفرماید:
"إن الله یأمر بالعدل والإحسان وإیتاء ذی القربی وینهی عن الفحشاء والمنکر والبغی یعظکم لعلکم تذکرون
«خداوند شمارا به عدالت و احسان وبخشش به خویشاوندان فرمان میدهد، واز فحشا و زشتکاری و ستم به دیگران باز میدارد» (نحل، آیه ۹۰). (تفسیرالمیزان ج ۱۲)
«یأمرهم بالمعروف وینهاهم عن المنکر»
" او (پیامبر) آنان را به کارهای پسندیده فرمان میدهد و از کارهای ناپسند باز میدارد ".
و همچنین خداوند در آیه ۱۱۴ سوره آل عمران فرموده است:
"یؤمنون بالله والیوم الآخر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر ویسارعون فی الخیرات وأولئک من الصالحین " اینها به خداو روز پاداش ایمان دارند و به نیکوییها فرمان میدهند و از بدی ها جلوگیری میکنند و خود هم در انجام کار نیک شتاب میگیرند و اینها از شایستگانند".(تفسیرالمیزان ج ۱)
در سوره توبه آیه ۷۱ نیز آورده شده است که:
والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر
«و مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به کارهای پسندیده وا میدارند و از کارهای ناپسند باز میدارند». (تفسیرالمیزان ج ۹)
چه بسا که با برچیده شدن بساط این امر، دین و مزایای انسانی نیز از بین میرود و فعالیت های انبیاء و تمام کسانی که در راه حق کوشیدهاند بینتیجه میماند و بشر در گمراهی غوطه ور میشود.
همچنین امام علی (ع) در اهمیت امر به معروف و نهی از منکر درخطبه (۱۱۳٫۱۹) میفرمایند:
"إن الذی أمرتم به أوسع من الذی نهیتم عنه. وما أحل لکم أکثر مما حرم علیکم. فذروا ما قل لما کثر، وما ضاق لما اتسع. قد تکفل لکم بالرزق وأمرتم بالعمل؛ فلا یکونن المضمون لکم طلبه أولی بکم من المفروض علیکم عمله، مع أنه والله لقد اعترض الشک، ودخل الیقین، حتی کأن الذی ضمن لکم قد فرض علیکم، وکأن الذی قد فرض علیکم قد وضع عنکم "
" بدانید! آنچه به آن مأمور شدهاید (و برای شما مجاز است) از آنچه از آن نهی شدهاید گسترده تر است و آنچه برای شما حلال است بیشتر از آن است که بر شما حرام شده، پس کم را به خاطر زیاد ترک گویید و محدود را به خاطر آنچه گسترده است رها سازید. (بدانید !) خداوند روزی را برای شما تضمین کرده و شما را به انجام (واجبات) امر فرموده، بنابراین نباید نسبت به آنچه برای شما تضمین شده در برابر آنچه بر شما واجب شده است کوشاتر باشید، به خدا سوگند آن چنان (در این موضوع برای مردم) شک و تردید با یقین به هم آمیخته که گویی آنچه تضمین شده (یعنی تحصیل رزق) بر شما فرض شده است، و آنچه واجب گردیده (یعنی انجام اوامر الهی) از شما برداشته شده است ".
امام در این خطبه اشاره کردهاند:آنچه به آن امر شدید بیشتر است پس کم را به زیاد ندهید. " منظور از «مأمور به» در این جا به اصطلاح امر، در مقابل حذر است یعنی آنچه برای شما مجاز شمرده شده نسبت به گناهان بسیار بیشتر است، چنان نیست که ترک گناه شما را در فشار قرار دهد، همچنین اگر با دقت نگاه کنیم کارهایی را که از آن نهی شدهایم خیلی کمتر از آن چیزی است که به آن دعوت شده و قادر به انجام آن هستیم .(مکارم شیرازی و همکاران ،۱۳۸۶)
اما، اگر بخواهیم دایره ی امر به معروف و نهی از منکر را بر تعداد اندکی از کارهای نیک که ترک شدهاند و یا هم اکنون احتمال و ترس ترک آنها هست، محدود سازیم و منکر و کارهای بد را نیز به اندکی از کارهای بد و امور جزئی و سطحی که در جامعه وجود دارد محدود کنیم، هرگز به آثار آن که در فلسفه ی تشریع آن نهفته است، نمیرسیم.







