فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر و وظایف نیروی انتظامی
نویسنده: شیرکش، هیثم.
بصیرت و تربیت اسلامی؛ پاییز و زمستان ۱۳۸۴، سال دوم - شماره ۳ و ۴ (۱۹ صفحه - از ۵۲ تا ۷۰)
محتویات
چکیده
تربیت انسانهای موحد و عارفان به حق جز در جامعهای که بر پایه عدالت و تقوا بنیان گذاشته شده باشد حاصل نمیگردد. اسلام به تمامی آنچه در ایجاد و استمرار و اصلاح جامعه اسلامی و انسان مسلمانان دخالت دارد توجه کرده است. واگذاری مردم با خود در برخورد نکردن در برابر کژیها و عدم تلاش برای تحقق راستیها، به معنای نابودی جامعه اسلامی است. تذکّر و توجّه همگانی و مسئولیت عمومی است که جامعه را اصلاح و از خطرها و گزندها محفوظ میدارد. بر پایه این حقیقت روشن است که «امر به معروف» و «نهی از منکر» به عنوان یک تکلیف عمومی و نظارت همگانی واجب گشته است. نوشتار حاضر پژوهشی است پیرامون فریضه امر به معروف و نهی از منکر و وظایف کارکنان نیروی انتظامی در قبال این فریضه الهی و نقش آنها در امنیت اجتماعی، که در این راستا امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن کریم و روایات مورد بررسی قرار گرفته و شرایط و مراتب آن نیز تشریح و در پایان مقاله مهمترین اقدامات لازم برای تحقق امنیت اجتماعی در پرتو این فریضه الهی بیان گردیده است.
کلیدواژهها
تعارض، تزاحم، امنیت اجتماعی، امر به معروف، نهی از منکر، نیروی انتظامی، وجوب عقلی، وجوب شرعی
مقدمه
مقوله امنیت اجتماعی، این عطیه خاص الهی، یکی از مهمترین نیازهای بشری است؛ موضوع امنیت که یکی از مباحث پردامنه علوم اجتماعی و دغدغه اصلی مسئولان اجرائی است، پایه هر نوع فعالیت فردی و اجتماعی بوده و بدون وجود امنیت، موجودیت جوامع بشری دچار مخاطره میگردد و توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز امکانپذیر نخواهد بود.
در همین راستا، انجام و تطبیق فریضه امر به معروف و نهی از منکر یکی از مؤلفههای مهم و اصلی تحقق امنیت اجتماعی است که از بعد ولایی یکی از وظایف اجرایی کارکنان خدوم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران محسوب میگردد. مقاله حاضر بر آن است که ضمن پرداختن به گوشههایی از مباحث فقهی فریضة موصوف گامهایی هر چند کوتاه در راه تبیین اهمیت این فریضه در چارچوب فعالیتهای اجرائی و عملیاتی ناجا بردارد.
مبحث امر به معروف و نهی از منکر در علوم سری معنای لغوی و اصطلاحی معروف: از ماده «عرف» و به معنی نیک و شناخته شده است.
منکر: از ماده «نکر» و به معنای زشت و پلید و ناشناخته میباشد و در اصطلاح: «معروف، اسم جامعی است برای هر چیزی که بیان میکند کارهایی که طاعت خدا را در برداشته و انسان را به خداوند نزدیک کند و نیز برای مردم، نیکی و احسان در برداشته باشد.[۱] و منکر: «هر کاری است که عقول سلیم به زشتی و قبح آن حکم نماید» و یا: «منکر، امر زشتی است که دین آن را حرام تعبیر مینماید».[۲]
امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم در قرآن کریم
به فریضه امر به معروف و نهی از منکر طی چند شیوه و سباق مختلف پرداخته شده که مراتب آن به شرح ذیل میباشد:
الف: از زبان لقمان حکیم، در مقام ارشاد و هدایت فرزندش. مانند: «یا بنی اقم الصلوة و أمر بالمعروف و آنه عن المنکر و اصبر علی ما أصابک،[۳] یعنی: ای فرزند! نماز بهادار و امر به معروف و نهی از منکر کن و بر این کار از مردم نادان هر آزار بینی صبر پیش گیر.
ب: آیاتی که به جعل امر به معروف و نهی از منکر» به عنوان وظیفه حکام عادل اشاره دارد.
مانند: الذین إن مکناهم فی الأرض، اقاموا الصلوة و انوا ال کوة فی أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر[۴] یعنی: آنانکه خدا را یاری میکنند، آنهائی هستند که اگر روی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم. نماز بپا میدارند و زکات به مستحثان میدهند و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند.
ج: آیاتی که به انجام و ادای این فریضه ترغیب مینماید.
مانند: با کنتم خیر أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر[۵] یعنی: شما مسلمانان حقیقی نیکوترین امتی هستید که بر آن قیام کردند که برای اصلاح بشر، مردم را به نیکوکاری وادارند و از بدکاری باز دارند.
امر به معروف و نهی از منکر در روایات روایات موجود در این خصوص به چند گروه تقسیم میشود که عبارتند از:
۱- روایاتی که بر وجوب فریضه مزبور دلالت داشته و آن را چون سایر فرایض امثال نماز و روزه و بلکه مهمتر از آنها میشمارد.
مانند روایت ذیل: عن أبی عبدالله (ع) أن رجلا من خثعم جاء رسول الله (ص) فقال: یا رسول الله أخبرنی ما افضل الاسلام؟ قال: الإیمان بالله، قال: ثم ماذا قال: صله رحم، قال ثم ماذا؟ قال: الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر، یعنی: مردی از قبیله خثعم نزد رسول الله (ص) آمد و. گفت: ای پیامبر خدا (ص)، برترین امور در اسلام کدام است؟ ایشان فرمودند: ایمان به خدا آن مرد پرسید: دیگر چه؟ ایشان فرمودند: صله رحم، باز پرسید دیگر چه؟ پیامبر (ص) فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر.[۶]
۲- روایاتی که مؤمنین را به این فریضه ترغیب مینمایند.
مانند روایت ذیل: «عن بکربن محمد عن ابی عبدالله (ع) قال سمعته یقول: ایها الناس مروا بالمعروف و انهوا عن المنکر، فان الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر ...»[۷] یعنی: امام صادق (ع) میفرمایند: ای مردم امر به معروف و نهی از منکر کنید. زیرا این دو فریضه نه مرگی را نزدیک و نه رزقی را دور مینماید.
۳- روایاتی که اهمیت فریضه موصوف را تبیین نموده و آن را به عنوان اساس سایر فرائض میشمارد
مانند روایت ذیل: عن جابر عن أبی جعفر (ع) قال: أن الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، فریضة عظیمة، بها تقام الفرائض».[۸] یعنی: امام صادق (ع) میفرمایند: امر به معروف و نهی از منکر فریضهای است که توسط آن سایر فرایض زمینه تحقق مییابند.
۴- روایاتی که به نزول «کیفر و عقاب بر جوامعی که این فریضه را انجام ندهند دلالت میکنند.
مانند روایات ذیل: «ان رسول الله (ص) کان یقول ان امتی تواکلت الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، فلیأذنوا بوقاع من الله».[۹] یعنی رسول الله (ص) فرمودند: هرگاه امتم از انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر سرباز زنده منتظر عذاب الهی باشد.
وجوب عقلی یا شرعی امر به معروف و نهی از منکر فقها در این رابطه، در گروهند؛ بعضی فریضه امر به معروف و نهی از منکر را واجب و ضرورتی عقلی دانسته و گروهی دیگر بر وجوب شرعی آن صحه گذاشتهاند.
معتقدین به قول اول: واجب عقلی. امثال: شهیدین[۱۰] (ع)، محقق کرکی[۱۱] (ره) و فاضل مقداد،[۱۲] و دیگران[۱۳] میباشند.
انگیزه اعتقاد به وجوب عقلی، بعضاً به شرح ذیل عنوان گردیده.
امر به معروف و نهی از منکر، نوعی لطف میباشد؛ زیر باعث فرب به طاعت الهی فی دوری از معصیت است، لذا به مقتضای قواعد عدل، امری واجب خواهد بود. در رد این اعتقاد به مطالبی به شرح ذیل استناد گردیده.
۱. چنانچه این فریضه، واجب عقلی بود، هیچگاه معروفی ترک نمیشد و منکری نیز و به وقوع نمیپیوست.
۲- در صورت اعتقاد به واجب عقلی این فریضه، شأن خداوند متعال مخل به واجب خواهد بود شرح، وجوب عقلی، مختص به کسی نیست، بلکه حکم عقل شامل تمام اشخاص میشود، و در این صورت بر خدا نیز باید واجب باشد و آن باطل است؛ زیرا که اگر بر خدا واجب باشد و آن را به جا آورد، یعنی امر کند به فعل واجب و نهی کند از فعل قبیح، لازم میآید که هیچ قبیحی در خارج واقع نگردد و هیچ واجبی ترک نشود؛ زیر معنی امر کردن، آنست که کسی را وادار کنند بر کاری و معنی نهی کردن، آنست که کسی را از آن منع نمایند، ولی آنچه واقع است، خلافت آنست، زیرا بسیاری از واجبات ترک میگردد و بسیاری از قبایح بجا آورده میشود؛ و اگر خداوند این واجب را بجا نیاورد. با اینکه بر او واجب است. لازم میآید که به واجب اخلال نموده و چیزی را که عقل حاکم است به وجوب آن بر او، ترک نموده باشد... [۱۴]
باری، چون ادامه این مباحث، ارتباط مستقیمی به بحث ما نداشته لذا از آن در میگذریم ولیکن من حیث المجموع می گوئیم که: امر به معروف و نهی از منکر، مقتضی تحقق این دو در خارج نیست، زیرا این دستور و امر یک امر تکوینی نمیباشد و به = عبارتی دیگر خداوند متعال، خواهان تحقق معروف و ترک منگر از خلال امتثال ارادی - است نه به طریق قهر و جبر وجوب شرعی فریضه امر به معروف و نهی از منکر در بین معتقدین به وجوب شرعی این فریضه نیز، بحثهای مختلفی در گرفته که ذیلاً به خلاصه آن میپردازیم.
برخی از این بزرگان معتقدند، فریضه امر به معروف و نهی از منکر، «واجب عینی است که این نظر امثال شیخ طوسی (ره) و محقق حلی[۱۵][۱۶]، علامه حلی (ره) و دیگران است،[۱۷] سلار (ره) آورده؛ هر کس که بتواند جلو منگری را بگیرد، بر او واجب است که به این کار مبادرت ورزد، که البته از گفته جناب، وجوب عینی مشروط به وجود توان و قدرت و مکنت در راستای جلوگیری از منکر مستفاد میشود.
در این میان، برخی، فریضه موصوف را واجبی کذایی که متعلق به همگان بوده و چنانچه عدهای به آن اقدام نمایند. از بقیه ساقط میشود، میانگارند از جمله آنان میتوان صاحب جواهره، حتی اره و محقق اردبیلی (ره) را نام ببریم.[۱۸]
شرایط امر به معروف و نهی از منکر در این باب، شرایطی مطرح و مورد بررسی قرار گرفته که ملخص کلام پیرامون آنها به شرح ذیل است.
شرط اول: علم به معروف و منکر برخی این شرط را شرط وجوب و دستهای دیگر از علما، آن را شرط واجب تلقی نمودهاند، قائلان به قول اول.[۱۹] شرط وجوب میگویند: وجوب در این فریضه وجوب فعلی - است؛ به عبارتی دیگر بر مکلف متعین است که معروف و منکر و احکام آنها را در راستای امتثال فرا گیرد.[۲۰]
شهید (ره) در مسالک به همین قول اخذ نموده، حال آنکه محقق کرکی اره بر خلاف شهید (ره) معتقد است که دلیلی بر اشتراط وجوب در علم به این دو فریضه وجود ندارد زیرا امر در این خصوص، مطلق بوده و تقیید آن محتاج دلیل است؟ شرط دوم: احتمال تأثیر أوردهاند که امر و نهی در صورت علم به عدم تأثیر واجب نمیباشد. برخی در این خصوص مدعی اجماع نیز شدهاند که میتوان صاحب جواهر آنها را در این میان نام برد. حضرت امام خمینی (ره) در این باره نظر خاصی دارند، ایشان میفرمایند: اما اگر موضوع، خیلی مهم باشد در زمینه امر به معروف و نهی از منکر این شرط احتمال تأثیر، کان لم یکن تلقی میگردد.[۲۱] مانند اینکه علما و رؤسای مذهب به احتمال عدم تأثیر در مقابل ظلم، سکوت نمایند و این سکوت موجب بدگمانی مردم نسبت به آنان شود و بدینوسیله در نظر عمومی متهم به همکاری با ستمگران بشوند، در این صورت نهی از منکر واجب میشود هر چند که عملاً تأثیری در رفع ظلم نداشته باشد. [۲۲]
حضرت امام خمینی (ره) با این نظر، به روشنی اشعار داشتهاند که سکوت در مقابل کام جوز، چنانچه باعث بدگمانی عامه مردم به مذهب و اهل آن گردد میبایستی کنار گذاشته شود، چرا که ثابت شده و تحمل پوغ حکومتهای طاغوتی و سکوت در مقابل ظلم، گاهی با معضلات و تلفاتی به مراتب بیشتر از حالات قیام، همراه بوده است، علاوه بر اینکه اینگونه حکومتهای جابرانه، همواره موجب تضعیف دین و عدالت شده که این امر خود فسادی عظیم به شمار میآید که دفع آن، ضروری میباشد.[۲۳] شرط سوم: در امان بودن از ضرر مشهور علما، این شرط را در ضمن شرایط فریضه مورد بحث گنجانده و مستند خود را در این خصوص، قاعده «نفی ضرر» عنوان نمودهاند.[۲۴]
اما در این میان، گفتنی است که این قاعده، احکامی را که معمولاً ضرری در پی نداشته، در صورت ترشب ضرر هر آنها، نقی میکند ولی، احکام ضروری چون وجوب جهاد و امر به معروف و نهی از منکر او را نمیتوان به استناد قاعدة الاضرر ولا ضرار فی الاسلام، نفی نمود. [۲۵]
در ثانی، ضرری که توسط قاعدة مزبور قابل نفی است، آن نوع ضرری است که مستقیماً بر متعلقات احکام مترتب میشود؛ به عبارتی دیگر، ضرری که بر امتثال امر شارع - بدون وجوب منشأ دیگری که آن ضرر بر آن متوقف باشد. حاصل شود، با قاعده مذکور، نلی میشود ولی در مورد بحث ما، ضرر به محض امتثال امر شارع و به دلیل وقوع آن امتثال بون همراهی ضرر و زیان، مترتب نمیگردد بلکه، در خصوص فریضه امر به معروف و نهی از منکر، در صورت سرکشی فرد عاصی و عدی او به شخص أمر یا ناهی، ترتب ضرر را خواهیم داشت. به همین خاطر باید گفت که قاعده لاضرر، ضرری را که ناشی از عکس العمل شخص متعدی در مقابل آمر یا ناهی است، شامل نمیگردد؛ زیر أمر شارع پیرامون این ضرر، سبب مستقلی به حساب نمیآید.
در هر حال حال به فرض شمول قاعده مرصوف بر موارد وجوب امر به معروف و نهی از منکر، باز به مواردی برمی خوریم که میبایستی در همین رابطه از این قاعده مستثنا نمود که عبارتند از:
الف: مورد خوف پر اساس شریعت که در این حال به قیمت بذل جان و مال میبایستی امر به معروف و نهی از منکر" کرد.
ب: چنانچه مصلحت حاصله از انجام این فریضه، در نظر شارع از ضرر احتمالی موجود در راستای انجام آن مهمتر باشد؟ شرط چهارم: اصرار بر گناه.
شرط دیگر این است که مرتکب منکر با تارک معروف در عمل خلاف خود اصرار و تکرار داشته باشد و اگر علم پیدا شود که کسی منکر شده ولی بعداً آن را ادامه نداده و ترک نموده، در این حال وجوب منتفی است.[۲۶]
و محقق حلی (ره) در همین رابطه میفرماید: یکی از موارد وجوب آن است که فاعل منکر، مصر بر استمرار باشد ولی چنانچه: أماره امتناع در وی ملاحظه و یا اینکه از آن منکر دست برداشت، در اینجا دیگر وجویی: در بین نیست و صاحب جواهر (ره) نیز در تفسیر قول محقق حلی (ره) معتقد است: در صورت وجود: اماره به مبنی بر امتناع فاعل منکر، در این حال با اشکال مواجه خواهیم بود.[۲۷]
در نهایت گفتنی است که پیرامون این شرط، نص خاصی که اثبات کننده آن باشد در. دسترس نیست و به نظر میرسد، مدرک شرط مزبور همان حکم عقل، مبنی بر لغو و بودن امر و نهی به فاعلی که ندامت در وی مشاهده شده است، زیرا در آن صورت: تحصیل حاصل خواهیم داشت که لغوی قبیح میباشد.
مراتب امر به معروف و نهی از منکر وفق نظر مشهور، امر به معروف و نهی از منکر به شرح ذیل میباشد:
۱. انکار قلبی ۲- انکار زبانی ۳- انکار بدنی یا برخورد فیزیکی
ابن براج (ره) در المهذب میگوید: «بدان که امر به معروف و نهی از منکر با دست و زبان و قلب صورت میگیرد و هرگاه انجام این فریضه بن مکلف با دست و زبان واجب شود، هنگامی این عمل و اقدام صحیح خواهد بود که آن فرد، متمکن از انجام فریضه بوده و بداند و یا اینکه گمان راجح بزد که ضرری متوجه وی و دیگران نخواهد شد؟[۲۸]
محقق حلی (ره) در شرائع آورده که: «انگار قلبی، واجب مطلقی است که میبایستی بدو به آن اقدام نمود و سپس به مراتب بعدی فریضه رسید. [۲۹]
در این میان، مراتب دیگری نیز در زمینه اجرای این فریضه آورده شده از جمله اینکه: سلار میگوید: «در اجرای این فریضه بدواً باید با برخورد فیزیکی باید آغاز کرد.[۳۰]
و در صورت عدم امکان، از انکار زبانی سود جست و در مرحله آخر انکار قلبی صورت گیرد. حلبی نیز میگوید: این فریضه بنوا با دست و زبان میبایستی اجرا گردد و چنانچه قدرت انکار نبود و با جمع بین این دو دست و زبان میسر نگشت باید از زبان و قلب. خصوصاً ۔ بهره گرفت و فریضه را به جا آورده در خصوص مورد قتل نیز، اقوال مختلفی وجود دارد، برخی جون صاحب الروضه البهیه معتقدند که در صورت تمسک به قتل در انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر. در آن حال، امر و نهی تقویت خواهد شد؛ زیرا فرض از این فریضه، دستور به انجام امر نیک و دوری از امر ناپسند با این شرط که عامل تأثیره را نیز در این میان لحاظ نمائیم، که در صورت قتل، این موارد منتفی است؟
در این باره برخی نیز آوردهاند که: فریضه و واجبی که برای هدفی تشریع شده است که عبارت است از اصلاح جامعه، نا گزیر باید نقش و اثر آن در اجتماع مشاهده گردد؛ بنابراین، اثر اجتماعی در به دست آمدن هدف کفایت میکند هر چند اجرای امر به معروف و نهی از منکر موجب نابودی فرد ترک کننده معروف و با به جا آوردند منکر گردد؛ همانند قصاص که اگرچه گاهی موجب اعدام فردی با افرادی میشود ولی در عین حال برای زنده ماندن جامعه و اصلاح آن تشریع شده است. پیرامون گفته أخیرالذکر [۳۱] باید گفت که اصلاح مورد نظر در فریضه امر به معروف و نهی از منکر، در واقع همانطور که ناظر به اصلاح جامعه است. اصلاح فرد را نیز مد نظر دارد، اگر که نگوئیم که اصلاح فرد در مرتبه اول در این رابطه قرار میگیرد؛ زیرا امر و نهی متوجه به فرد بوده و اصلاح جامعه با اصلاح فرد تحقق مییابد. [۳۲]
پس باید لااقل در تساوی فرد و جامعه در این راستا | معتقد شد و در نتیجه نمیتوان به اطلاق دلیل امر به معروف و نهی از منکر جهت تجویز قتل مسلم و تقویت اصلاح وی به خاطر اصلاح جامعه تمسک نمود بلکه میتوان اصلاح جامعه که در ادلة امر به معروف و نهی از منکر مورد نظر است آن اصلاحی است که با اصلاح فرد محقق شود زیرا، صدق سلب چنانچه بین سالبة به انتفاء موضوع و سالبه به انتفاء محمول در دوران باشد. غرف بدون فرینه، بسم اخیر را در مییابد. به عنوان مثال چنانچه گفته شود، به فلانی آب نداده، عرف اینطور برداشت میکند که در حال حیات، به قلانی آب داده نشده و برداشت عرف آن نخواهد بود که به خاطر مرگ قلانی، به او آب داده نشده است.[۳۳]
در ثانی: بین دلیل امر به معروف و نهی از منکر و دلیل قصاص تفاوت وجود دارد زیرا قصاص یک حکم شرعی است که مخصص حرمت قتل بوده، حال آنکه دلیل امر به معروف و نهی از منکر در خصوص موارد جرح و قتل بوسیله اطلاقی که با دلیل حرمت قتل در تعارض است، ثابت شده در نتیجه مقایسه بین این دو صحیح نیست.
آنچه در جواب اشکال شهید ثانی (ره) - که سابقاً آمد. به نظر میرسد آنست که چگونه، مثل نسبت به مستحق آن علاوه بر اصلاح جامعه در حق خود وی نیز نوعی اصلاح به شمار میآید؛ زیرا چنانچه فاعل منکر به حال خود را گذاشته شود، وی اعمال شاپسند و بزهکاراته خود را بدون هیچگونه واهمه و ترسی ادامه داده و در نتیجه، این حالت ناپسند به صورت سرشت او در خواهد آمد و متعاقباً فطرت وی را فاسد کرده و انحرافش فزونتر میگردد تا اینکه فرد، تبدیل به انسانی خونریز شده که امید اسلام وی وجود نخواهد داشت، پس با جرح و یا حتی قتل وی در صورت اقتضاء. در حین انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، از گمراهی هر چه بیشتر او که بالطبع موجب ترتب عذاب اخروی خواهد بود، جلوگیری خواهد شد سمینار فریضه امر به معروف و نهی از منکر در آینه تعارض و تزاحم التعارض: از نظر اصولی، آن است که هر کدام از دو دلیل دیگری را تکذیب نموده و مهر بطلان بر دیگری بزند.[۳۴]
تزاحم؛ هر گاه دو حکم. هر دو فعلیت داشته، تصادفاً بر عهده مکلف قرار گرفته باشند و امکان نداشته باشد که مکلف هر دو را با هم امتثال کند، بین آن دو تزاحم وظیفه مکلف در تعارض و تزاحم، به شرح ذیل میباشد.[۳۵]
هرگاه، جمع بین دو مورد متعارض ممکن بود، به آن عمل میشود، و اگر ممکن نبوده - آن موردی را که از نظر سند با غیر آن ترجیح داشت، مورد عمل قرار دهیم و اگر - هیچگونه ترجیحی در هیچکدام از دو مورد نبوده، وظیفه مکلف است و آزادانه میتواند هر یک از دو مورد را انتخاب نماید؛ ولی، در مورد تزاحم میبایستی ملاکهای متزاحمین را مورد ارزیابی قرار داد و هرگاه ملاکی، احتمال قویتر داشت، به همان عمل کنیم، و اگر هر دو ملاک از هر جهت مساوی بودند؟ در این صورت عقل حکم به تغییر میکند. پس از این مقدمه کوتاه گوئیم: که بحث در فریضه امر به معروف و نهی از منکر در حقیقت براساس تزاحم است.
توضیح اینکه: وجوب حفظ خود از ضررهای جانی و بدنی، مقتضی حرمت امر به معروف و نهی از منکری است که موجب ضرر جانی و بدنی میباشد. چنانچه واجب نبودن تحمل ضرر مالی، مقتضی عدم وجوب این فریضه؛ که بعضاً موجب ضرر مالی است. میباشد، از جهنی، دلایل وجوب امر به معروف و نهی از منکر، مقتضی اقدام در راستای اقامه این فریضه است، هر چند موجب ضرر و حرج شود، در این حال، ملاحظه میشود که هر یک از دو دلیل وجب تحمل ضرر جانی و مدنی و مالی نیز دلیل امر به معروف و نهی از منکر، دارای ملا کبوده لذا بر اساس قاعده تزاحم، میبایستی آنکه از اهمیت بیشتری برخوردار است. مورد عمل قرار داد.
به عبارتی دیگر، میبایستی ارزیابی نمود که، آیا کارهای نیکی که متروک شده و با ترس ترک آن وجود دارد و نیز کارهای بدی انجام میگردد و با ترس انجام آن در میان است در چه سطحی هستند زیرا واضح است که معروف و منکر در موارد مختلف، از نظر تأثیر در یک فرد بخصوص با در جامعه و نیز آثار و پیامدهای آنها، تفاوتهای بسیار دارند. از سویی دیگر، باید که شخصیت تارک معروف و نیز مرتکب منکر مورد ارزیابی قرار گیرد؛ زیرا به عنوان مثال میبینیم که، هر گاه کار نیکی از یک شخصی که جایگاه اجتماعی والائی دارد، صادر شود، این عمل در جامعه شیوع بیشتری مییابد و هزاران نفر از آن پیروی خواهند کرد و در مورد منکر نیز، مسئله به همین صورت است در این میان، ضررها نیز میبایستی مورد توجه باشند؛ یعنی، اضراری که ظن و گمان به آنها داریم و با احتمال قوی به آنها وجود دارد و نیز ضررهایی که قطعاً وقوع آنها را پیش بینی میکنیم، باید ارزیابی شوند و مشخص گردد که از کدام نوع ضررها میباشند، آیا جائی هستند یا بدنی و با مالی اند کند یا بسیار فردی اند با اجتماعی و در نهایت، پس از بررسی و ملاحظات لازم، آن مواردی را که هم بودنش معلوم بوده یا محتمل است، مورد عمل قرار میدهیم؛ و در این میان، اگر علم با احتمال مهمتر بودن یک طرف به دست نیامد، در این صورت به حکم عقل، قاعده برائت جاری میشود و ما موظف به انجام آن موردی که مهمتر بودنش، ثابت نشده نیستیم و با توجه به مطالب فوقالذکر، راز امر به معروف و نهی از منکری که مصادف با خطرات و ضرر بوده، و در عین حال از مجاهدان و شهیدان راه خدا در طول تاریخ اسلام، سرزده روشن میگردد.
نیروی انتظامی و امر به معروف و نهی از منکر از مباحثی که درباره فریضه امر به معروف و نهی از منکر مطرح گردیده این طور بر میآید که این فریضه دارای دو جنبه است: یکی، جنبه مردمی و عادی و دیگر بعد ولانی و دولتی. کارکنان خدوم نیروی انتظامی دارای هر دو جنبه مذکور بوده و مسئولیتی مضاعف بر عهده دارند. با توجه به جای مردمی و عادی مانند سایر مسلمانان باید نسبت به تمام افراد جامعه نیز احساس مسئولیت کنند و با در نظر گفتن مراحل و شرایط، امر به معروف و نهی از منکر نمایند و در اصلاح خود و جامعه و حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی تلاش نمایند. تنوع بسیار اما از بعد ولائی و دولتی، کارکنان ناجا متعهد میباشند که در کنار مراعات احکام و مراحل و شرایط انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، طبق قوانین نظام اسلامی و راهنمائیها و تدابیر ولی امر مسلمین انجام وظیفه نمایند که در همین راستا مرائب ذیل را نیز میبایستی مد نظر داشت.
الف: نیروی انتظامی جهت اجرای کامل فریضه امر به معروف و نهی از منکر باید دارای ستاد و تشکیلات و گروه منظم و مقتدر و متعهد و آموزش دیده و آگاه به مسائل.
ب: گرچه امر به معروف و نهی از منکر ذات واجب کفائی است ولی کسانی که به منظور اجرای این دو واجب به استخدام دولت اسلامی در میآیند، به مقتضای شغل خود، قانوناً ملزمند که تا حد واجب عینی آن را انجام دهند و با حضور فیزیکی در محل. خدمت و به کارگیری شیوههای صحیح و متناسب، بدون ترس و مسامحه به بسط - معروف پرداخته و جامعه را از مواجه شدن با آثار مخرب چرم و فساد مصون نمایند.
ج: نیروی انتظامی با هر نیروی دیگری که کم و بیش عهده دار اجرای امر به معروف و نهی از منکر میباشند باید با قاطعیت و اقتدار از یک سو و رأفت و رحمت از سوی دیگر، رضایت خدا و مردم را در نظر گیرند با پشتوانه ولایت فقیه و دولت اسلامی با امر به معروف و نهی از منکر و عمل به وظایف اسلامی، حافظ ارزشهای انقلاب اسلامی باشند و به تعبیر زیبا و جامع امیرمؤمنان (ع).[۳۶]
د: مظهر سرافرازی و شایستگی حاکمان و اولیای امور و عامل عزت و عظمت دین گردند
حال بینیم که در صورت عدم اجرای صحیح و بقاعدة این فریضه چه آثار شومی دامنگیر امنیت اجتماعی میشود.
۱۔ شیوع مفاسد اجتماعی | مجموعه رفتارهای اجتماعی افراد در جامعه، اخلاق عمومی آن جامعه را به وجود میآورد، حال چنانچه عدهای در جامعه مرتکب رفتارهای نابهنجار و فساد انگیز شوند و کسی نیز متعرض آنها نگردد، دیگر افراد نیز جسارت پیدا کرده و رفته رفته به این اعمال فساد آفرین مبادرت خواهند نمود. بدین ترتیب فساد اخلاقی و رذایل، سراسر جامعه اسلامی و امنیت اجتماعی آن را مورد تهدید قرار خواهند باید در همین راستا، در جامعهای که به فریضه امر به معروف و نهی از منکر عمل نگردد، ارزشها به تدریج به ضد ارزش تبدیل شده و در نتیجه چنین جامعهای از طریق هدایت و سعادت فاصله خواهد گرفت.
۲- تسلط اشرار | در صورت عدم اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر، به مرور زمان خوبیها رو به فراموشی رفته و در اثر گسترش منکرات، اهل گناه و اشرار جامعه بر امور مسلط گردیده و نیروهای پا کو مخلص در محدودیت و انزوا قرار خواهند گرفت.
امیرمؤمنان در این باره میفرماید: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنیند که خداوند اشرار را حاکم بر امورتان خواهد کرد، سپس برای رفع این بلا دعا خواهید کرد، اما مستجاب نخواهد شد.[۳۷]
۳- بروز هرج و مرج در جامعه یکی از وظایف مهم نیروی انتظامی حفظ نظم با تکیه بر قدرت قانونی و سیاسی و مراعات مسائل امر به معروف و نهی از منکر میباشد. در صورت اخلال در اجرای فریضة موصوف با تعطیل شدن آن، اغتشاش و ناهنجاری و هرج و مرج و آشوب سرتاسر جامعه اسلامی را در بر گرفته و با به خطر افتادن امنیت اجتماعی، شالوده زندگی مطمئن و توأم با آرامش بشر در جوامع از بین خواهد رفت.
۴- تحقق اهداف شوم تهاجم فرهنگی دشمن: تهاجم فرهنگی، حرکتی است مرموزانه، حساب شده، همراه با برنامهریزی دقیق که با استفاده از شیوهها و امکانات متعدد برای ساکت کردن باورهای دگرگونی ارزشهای انحراف اندیشهها، تغییر و تبدیل آداب و سنن و نابودی اصول اخلاقی حاکم بر یک جامعه انجام میگیرد. س مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... خامنهای در این باره میفرمایند: تهاجم فرهنگی به این معناست که یک مجموعه سیاسی با اقتصادی، برای اجرای مقاصد خاص خود، و اسیر کردن یک ملت به بنیانهای فرهنگی آن ملت هجوم میبرند... ؟[۳۸]
از عمدهترین آثار مخرب این تهاجم شوم، میتوان رشد ابتذال در جامعه و الگو پذیری از فرهنگهای سوه غربی و به اصطلاح ماهوارهای نام برد که متأسفانه امروزه در جای جای این کشور اسلامی دیده میشود، استفاده از لباسهای مبتذل غربی، آرایشهای غربی و معاشرتهای سبک غربی که بعضاً آثار سوء آن در مطبوعات. نیز انعکاس مییابد، همه و همه از پیامدها و نتایج گسترش تهاجم فرهنگ منحط - استکباری است که میطلبد کارکنان متعهد نیروی انتظامی با استعانت از حول و قوه الهی و با تبعیت از تدابیر ولایت و سلسله مراتب فرماندهی با این گونه مظاهر ملبد و شوم، قاطعانه و قدرتمندانه برخورد نموده و امنیت جامعه را از گزند آثار سو، و مخرب این پدیده استکباری حفظ نمایند.[۳۹]
اهم اقدامات لازم برای تحقق امنیت اجتماعی در پرتو اجرای امر به معروف و نهی از منکر:
۱- تقویت همکاری ناجا با سایر نهادها و سازمانهایی که در زمینه اجرای این فریضه الهی فعالیت مینمایند، مانند سپاه و بسیج و استفاده از تجارب آنها در این رابطه.
۲- افزایش سطح معلومات دینی کارکنان پیرامون باز شناسائی علمی منکرات به منظور مقابله بهتر با آنها و ریشه کن سازی پلیدیها از بستر جامعه.
تبصره- به این امر میتواند از طریق تشریک مساعی با ساعس ناجا به منظور ارتقای سطح دانش مکتبی و دینی از راه گنجانیدن دروس مربوطه در ادوار طولی و عرضی ناجا و نیز باز آموزیهای مکرر این دروس در طول خدمت محقق گردد
۳- ارائه پشتیبانی حقوقی مورد نیاز به کارکنان ناجا در راستای اجرای فریضة موصوف از طریق ارائه، لوایح قانونی متقن و همهجانبه و به روز.
۴- فرهنگ سازی دینی و سیاسی و نهادینه کردن اجرای فرایض مهم دینی در بین کارکنان و مردم.
تبصره- به نقش روابط عمومی و تبلیغات ساعس ناجا در ایجاد رابطه مستحکم بین مردم و نیروی انتظامی و نیز بسط فرهنگ دینی و عقیدتی با استفاده از ابزارهای رسانهای و سینمائی و مطبوعاتی قابل توجه است.
د. با توجه به اینکه محدوده منکرات در محیطهای مختلف، تفاوتهای اساسی با یکدیگر دارد؛ لذا گسترش ارتباط و تعامل ناجا با سایر نهادها و مؤسسات فرهنگی و اجتماعی و ... از جمله دانشگاهها، مدارس و کارخانهها و ...) به منظور تعیین محدود منکرات و شناسائی آنها و اقدام در راه پیشگیری و مقابله با رذایل ضروری به نظر میرسد.
تبصره یکی از راههای تحقق این مرحله، نهادینه کردن ارتباطات با حوزههای بسیج مستقر در این واحدها میباشد تا بدون بروز هیچ گونه حساسیت خاصی بتوان اهداف مورد نظر را در راستای تحقق امنیت اجتماعی برآورده ساخت. ضمناً برگزاری همایشهای مستمر و استفاده از دیدگاههای کارشناسان و متخصصان نیز در این رابطه بی تأثیر نمیباشد.
یکی از طرق ارتقای سطح تطبیق فریضه امر به معروف و نهی از منکر در راستای تحقق امنیت اجتماعی، ارتقای سطح مدارج تحصیلات نظامی و خصوصاً مدارک غیرنظامی کارکنان و مستخدمان ناجا بوده که خوشبختانه این امر، در سنوات تا حدود زیادی جامه عمل پوشیده ولی میبایستی به سطح ایدهآل خود برسد و مسئولان محترم ناجا شرایط و امتیازات ویژهای برای کارکنان تحصیل کرده پا در حال تحصیل خود فراهم نمایند. در مرحله اول این کار میبایستی فهرست کاملی از کلیه کارکنانی که موفق گردیدهاند به مدارج علمی و فوق لیسانس و دکترای تخصصی نایل شوند، تهیه شده و با فراخوانی آنها و تشکیل یک کمیسیون فرهنگی و اجتماعی از این افراد که ضمناً با مشکلات اجرائی و شرایط ناجا آشنایی دارند، مراحل مختلف اجرای فریضه موصوف و معضلات پیش رو و نیز اقدامات قابل اجرا و برنامههای اجرائی در سطح گسترده کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت) دقیقاً مورد بررسی علمی و عملی واقع گردد.
و این حقیقت را نیز همیشه مد نظر داشته باشیم که وجود کارکنان تحصیل کرده در ناجا و خصوصاً در اماکنی که بیشترین ارتباط را با مردم دارند خود یکی از مهمترین معروفها به شمار میآید.
۷- گسترش و تقویت ارتباط کاری با نیروهای انتظامی سایر کشورهای اسلامی به منظور تبادل نظر در زمینه امور اجرائی در راستای تثبیت امنیت اجتماعی.
تبصره - یکی از طریق علی این مرحله، اعزام کارشناسان خبره ناجا (خصوصأ از بین کارکنان مندرج در بند ۶) به کشورهای اسلامی بویژه آن دسته کشورهایی که دارای واحدهای تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر هستند میباشد، در صورتی که این کار بنا به عللی میسر نباشد، میتوان از طریق رایزنیهای فرهنگی و با ۔ نظامی کشور در خارج، تقاضای جمعآوری و ارسال اطلاعات و معلومات مورد نظر در این رابطه را نمود، و بخشهای مفید این اطلاعات را پس از بررسی مورد استفاده قرار گیرد.
به استفاده از اطلاعات و معلومات موجود در پایگاههای اینترنتی نیروهای انتظامی کشورهای اسلامی در راستای تحقق امنیت اجتماعی و مؤلفههای اصلی و مهم آن.
تبصره - تقویت امکانات عملیاتی، اجرائی و پشتیبانی ناجا برای هر چه بهتر و دقیق تر فریضه امر به معروف و نهی از منکر، که خوشبختانه این امر نیز در سنوات الخبر آغاز گردیده و آن شاها-. با قوت و قاطعیت استمرار خواهد یافت و در کنار آن نیز اوضاع معیشتی کارکنان ناجا مد نظر خواهد بود.
۱۰- تخصصی تر شدن وظایف ناجا و حفاناجا در راستای نهادینه کردن امنیت اجتماعی
۱۱- نقش مطبوعات با توجه به گستردگی انتشار آنها برای تثبیت امنیت اجتماعی بسیار اهمیت دارد، با استناد به قانون اساسی و قانون مطبوعات و رهنمودهای امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری و فرماندهی معزز کل قوا، مطبوعات میبایستی در راه نهادینه کردن امنیت اجتماعی دارای ویژگیهای ذیل باشند.[۴۰]
۱- فاقد تبلیغ منفی بر علیه اسلام اور دیانت مردم باشند.
۲- فاقد ترویج فرهنگ خودباختگی در برابر اجانب باشند.
۳- فاقد ترویج اخلاق ابتذال و مصرف زدگی در میان مردم باشند.
۳- فاقد مفاهیم تضعیف کننده اصول نظام اسلامی همچون استقلال و ارزشهای بنیادین آن باشند.
۴- مروج اخلاق انسانی و اسلامی باشند.
۵- مروج حمیت و غیرت میهنی و ایرانی باشند.
۶- ابزار امر به معروف و نهی از منکر باشند.
۷- ابزار بسط فرهنگ و معارف اسلامی و انسانی باشند.
۸- عامل وحدت ملی وفاق و همدلی همگانی باشد.
منابع و مآخذ
قرآن کریم .
۲. نهج البلاغه.
۳. اصفهانی، راغب، مفردات الفاظ قرآن انتشارات الحوراء، تهران: ۱۳۸۰ .
۴. ایروانی، علی بن عبدالحسین، والتهابه فی شرح الکتابه مرکز نشر حوزه علمیه، قم: ۱۳۷۰.
۵. د شهید ثانی، زین الدین بن علی، «الروضه البهیه، جلد اول، انتشارات واریان، قم: ۱۳۸۰ .
۶. طریحی، فخر الدین بن محمد، المجمع البحرین، انتشارات مرتضوی، تهران، ۱۳۷۵ .
۷. عقیقی بخشایشی، عبد الرحیم، کنزالعرفان فی فقه القرآن، جلد سوم، دفتر نشر نوید اسلام، قم: ۱۳۸۰.
۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعه فی أحکام الشریعه انتشارات بوستان کتاب، قم، ۱۳۸۲ .
گروه تحقیق و تدوین دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظم کل قوا، چشمه همیشه جاری، ۱۳۷۹ .
۱۰، محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، مؤسسه کتابسرای اعلمی، تهران: ۱۳۸۲.
۱۱. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، مؤسسه آل البیت (ع) الأحیاء التراث، قم: ۱۳۷۶.
۱۲. مجلسی، محمد باقر بن محمدین تقی، بحارالانوار، جلد صمد، ۱۳۸۲.
۱۳. نوری همدانی، حسین، «امر به معروف و نهی از منکره، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم: ۱۳۷۷.
پانویس
- ↑ فخرالدین طریحی (ره)، مجمع البحرین، الربع الثالث، ص ۱۵۹
- ↑ راغب اصفهانی (ره)، مفردات راغب، ص ۵۲۶
- ↑ لقمان /۱۷
- ↑ حج /۳۱
- ↑ آل عمران / ۱۱۰
- ↑ فخر الدین طریحاره، مجمع البحرین. الربع الأخیر، ص ۲۷۱
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۳۹۶ح ۱۱ ۲ همان، ص ۳۹۹، ج ۲۳
- ↑ همان، ص ۱۹۵، ح ۶
- ↑ وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۳۹۸، ج ۱۸
- ↑ الروضة البهیة. ج ۱، ص ۲۲۴
- ↑ جامع المقاصد، ج ۳، ص ۳۸۵
- ↑ کنز العرفان فی فقه القرآن، ج ۳، ص ۴۰۴
- ↑ الروضه البهیه، ج ۱، ۲۲۳
- ↑ علامه حلی ره، الباب الحادی عشر، ص ۹۵
- ↑ علامه حلی. الباب الحادی عشر، ص ۹۵
- ↑ شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۲۴۱
- ↑ مختلف الشیعه، ص ۲۲۶۸
- ↑ جواهر الکلام، ج ۲، ص: ۳۴
- ↑ تبصرة المتعلمین، ص ۹۰
- ↑ زبدة البیان فی أحکام القرآن، ص ۲۲۱
- ↑ مسالک، ج ۱، ص ۱۴۱
- ↑ جامع المقاصد، ج ۲، ص ۲۸۶
- ↑ جواهر الکلام، ج ۲، ص ۳۶۷
- ↑ تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۷۳
- ↑ تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۳۷۲
- ↑ منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۲۵۲
- ↑ شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۳۴۲
- ↑ جواهر الکلام، ج ۲، ص ۲۷۰
- ↑ المهذب، ج ۱، ص ۳۶۹
- ↑ شرایع السلام، ج ۱، ص ۲۴۲
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۲۱ ص ۲۷۰۹
- ↑ الروضه البهیه. ج ۱، ص ۲۲۵
- ↑ امر به معروف و نهی از منکر، ص ۲۰۲
- ↑ اصول الفقه، ج ۲، ص ۱۹۲
- ↑ مبادی فقه و اصول، ص ۱۹۲
- ↑ مش ناجا، ص ۴۴ تا ۴۶ با اندکی تلخیص و تصرف
- ↑ نهج البلاغه فیض الاسلام، ۳، ۱۰
- ↑ بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۷۷ ۴ ستیز با تهاجم فرهنگی، ص ۲۳
- ↑ ستیز با تهاجم فرهنگی، دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظم کل قوا، ص ۲۴
- ↑ چشمه همیشه جاری، سال ۷۹، ص ۷۶ و ۷۷ (به اختصار)







