فرهنگ مصادیق:گوشه نشینی و عزلت از نگاه اسلام
محتویات
مقدمه
از آنجایی که میبینیم هرجوان متدین باحس کمال جویی وسعادت طلبی که در درونش نهفته است برای رسیدن به مقام سعادت که همان عبودیت تام خداوند عزوجل میباشد در اولین مرحله از راه بر سردوراهیهایی قرار میگیرد که چنانچه در انتخاب خود اشتباهی بکند باعث سقوط او به جای سعود اومیشود.
ازجمله آن دوراهیها به طور مختصر این است که یا عبادت خداوند را به صورتی که همراه آن بامردم نیز همانند سابق مراوده داشته باشد و به طور کلی هم زندگی دنیویش را داشته باشد و هم به فکر تذکیه نفس خود باشد ویا اینکه برای درامان ماندن نفس خود از رزائل راه عزلت نشینی را در پیش گیرد.
اگر در این لحظه به سراغ عالمان و بزرگان دین برویم تا ببینیم که آنها راه سعادت خود را در چه میدانند خواهیم دید که عدهای ازآنها در راه رسیدن به خداوند عزوجل مخالطه بامردم را افضل از عزلت و گوشه نشینی میدانند وعدهای نیز عکس این مسئله را معتقدند.
لذا بر آن شدیم تا با تحقیق وتفحص در آیات وروایات ونیز نقطه نظرات عالمان دین راه صحیح را که مطلوب ذات اقدس الهی نیز میباشد را هم برای خود وهم برای خوانندگان گرامی مشخص کنیم.
عزلت چیست؟
همانطور که قبلا اشاره کردیم علماء درمقام فضیلت عزلت و مخالطه دو دسته شدند واین درحالی است که عدهای ازآنها با توجه به بحثهایی که پیرامون فوائد عزلت میباشد او را افضل میدانند و از بیان عدهای دیگر از علماء وکارشناسان دین این برداشت میشود که آنها مخالطه با مردم را افضل از عزلت و گوشه نشینی میدانند.
اولین سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که عزلت به چه معنی است؟
در جواب باید بگوییم که عزلت در لغت به معنی بلاء وسختی بیان شده و در اصطلاح به معنی دوری گزیدن از مردم به خاطر در امان ماندن دل از توجه به غیر خداوند است.
علامه نراقی در جامع السعادات عزلت را اینگونه تعریف میکند (اعلم من بلغ مقام الانس غلب علی قلبه حب الخلوه والعزله عن الناس لان المخالطه مع الناس تشغل القلب عن التوجه التام الی الله)
اشاره شد به اینکه کسی که به مقام انس رسید طالب خلوت وعزلت میگردد ودوری از مردم را میخواهد زیرا مصاحبت با مردم دل اورا را از توجه تام به خداوند مشغول میسازد.
اگر با خود میگویید به سراغ احادیث وروایات برویم واز آنها کمک واستعانت بجوییم تا به حقیقت این امر برسیم و بفهمیم که کدام طرز فکر درست میباشد متوجه خواهیم شد که روایاتی که در این موضوع وجود دارد نیز متفاوت میباشد.
لذا آن دسته ازمعتقدین به عزلت براساس روایاتی استشهاد کردهاند که چند نمونه از آنها را در اینجا به طوراختصارذکرخواهیم کرد.
از جمله آن روایات حدیثی است از رسول اکرم صلی الله علیه واله که فرمودند (افضل الناس مومن یجاهد بنفسه وماله فی سبیل الله ثم رجل معتزل فی شعب من الشعاب) بهترین مردمان مومنی است که با مال وجان خود در راه خدا جهاد میکند و بعد از آن مردیست که در بیشهای از بیشهها گوشه نشینی اختیار میکند.
وهمچنین فرمودند (ان الله یحب العبد التقی الخفی) خداوند بنده پرهیزگاروپنهان را دوست دارد.
وقوله لمن سئله عن طریق النجاه (لیسعک بیتک وامسک علیک دینک وابک علی خطیئطک) این در حالی است که وقتی از ایشان از راه نجات پرسیدند فرمودند (در خانه خود بنشینید ودین خود را نگه دارید وبر گناه خود گریه کنید)
امام صادق علیه السلام:
(القلب حرم الله ولاتسکن حرم الله غیرالله) [۱]
قلب حرم خداوند متعال است پس در حرم او غیر اورا ساکن مکن.
آیه الله مجتهدی میفرمودند گاهی هواپیما برای فرود آمدن به طرف فرودگاه میآید ولی به او پیغام میدهند به علت شلوغ بودن فرودگاه وفرود هواپیماههای زیادی در آن فعلا فرود آمدن ممکن نیست؛ شب قدر هم ملائک بر قلب ما نازل میشوند لکن جای خالی برای فرود آمدن پیدا نمیکنند (زیرا قلب ما پر از محبت دنیا و خانه وماشین وپست ومقام وپول وثروت و...است) لذا برمیگردند.
پس قلب خودت را از غیر خدا خالی کن تا نور خداوند و ملائکه اش بر قلب تو نازل شود.
در این باره مطالب زیادی وجود دارد مثل اینکه شخصی نزد امیرالمومنان علی علیه السلام آمد وعرض کرد:شما چگونه به این مقام رسیدید ؛ فرمودند:جلو در خانه دل نشستم وغیر خدا را راه ندادم.
اگر تا به حال توجه کرده باشید در جلوی کندوی زنبورها همیشه چند زنبور ایستادهاند واگر اجنبی یا زنبوری که روی گلهای بدبو نشسته است بخواهد داخل شود جلوی اورا میگیرند ونمیگذارند داخل شوند ؛ ما نیز باید از این زنبورها درس بگیریم ، زیرا عالم آفرینش باید همه اش برای سالک الی الله درس اخلاق عبرت باشد.
حال توجه کنید که چه طورعالمان دین مطالب عمیقی را در قالب بیانی ساده بیان میکنند.مثل آنجایی که شخصی نزد آیه الله اراکی آمد ودرخواست موعظه کرد ایشان از او پرسیدند :شغلت چیست؟گفت:نجار؛ سپس فرمودند: یک در هم برای خودت بساز وبگذار جلوی دلت.
واقعا هم همینطوراست چه طور میشود که در قلب انسان هم خدا باشد وهم غیر خدا ؛ ما اگر قلب خودمانرا از غیرخدا خالی کنیم خواهیم دید که چه طور ... وبه تعبیر دیگر میتوان اینطور گفت:
ای یک دله وصد دله دل یک دله کن مهر دگران را زخود یله کن.
این بحث یعنی تاثیر خالی کردن دل از محبت غیرخدا تا جایی پیش رفته که از امیرالمومنین علی علیه السلام در غررالحکم آمده است که (من آنس بالله استوحش من الناس) هرکس با خداوند مانوس شود ازمردم فرار میکند.
تا اینجا مطالبی پیرامون فضیلت عزلت بیان شد حال برای روشن تر شدن مطلب وهم چنین تقریب به ذهن شدن آن داستانی را از حضرت مریم سلام الله علیها ذکر میکنیم تا متوجه شویم چه طور دل بستن به امور دنیوی تاثیر در نفس انسان و به طبع آن باعث عدم نزول الطاف الهی میشود.
خطاب خداوند به حضرت مریم (س)
وقتی به حضرت مریم (س) خطاب شد: (وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا)[۲] درخت را تکان بده تاخرمای تازه از آن بریزد تا بخوری.
در این هنگام حضرت مریم (س) سوال کرد:خدایا قبلا خودت روزی مرا در محراب حاضر میکردی لکن الآن میفرمایی درخت را تکان بده؟ خطاب آمد:ای مریم قبلا بچهای نداشتی تمام افکارت متوجه ما بود لذا ما هم تمام حوائج وخواستههای تورا میدادیم ولی الآن گوشهای از دلت متوجه این فرزند شده است لذا ما هم به همان اندازه که دلت از یاد ما جدا شده گفتیم درخت را تکان بده تا خرما بریزد و آن را بخوری . [۳]
آری حقیقتا هم همینطوراست ما وقتی به وجدان خود نیز نگاه میکنیم در میابیم که هراندازه که انسان بیشتر مشغول زینتهای این دنیا و وابستگیهای آن میشود به همان اندازه نیز از خداوندمتعال دورتر وغافلتر میشود وهمچنین این را خواهیم دانست که نتیجه وابستگی به دنیا ومردمانش چیزی جز خسران و یاس نیست.
با ذکر یک داستان از بهلول میتوانیم بفهمیم که او چه طور این حقیقت را به مردم نشان میدهد.
داستان کوتاه از بهلول
روزی بهلول وارد خرابهای شد. گوشهای از آن خرا به مدفوعی دید، به کنار آنها رفت وهمانجا نشست ، قدری با آن مدفوعها و نجاسات حرف زد بعد عبایش را روی آنها کشید و بیرون آمد. از او پرسیدن: چه کردی؟ گفت به آنها (مدفوعها و نجاسات) گفتم : یک سوال میکنم اگر خوب جوابم را بدید عبایم را به شما جایزه میدهم.
مردم از او پرسیدند:چه سوالی کردی؟گفت:از آنها پرسیدم شما غذاها و میوههای خوشمزهای بودید،خوش طعم و خوشبو بودید چه شد که به این وضع وبه این تعفن وبدبویی افتادید؟ آنها گفتند:مدتی با انسانها نشستیم ؛ این نتیجه همنشینی با انسان هاست. بهجه الآمال ج۲ ص۴۳۵ به نقل از گناه شناسی استاد قرائتی
تنبه حضرت سلیمان علی نبینا واله وعلیه السلام
روزی گنجشک نری نزد حضرت سلیما آمد وعرض کرد: این گنجشک ماده به من توجهی نمیکند هر چه میخواهم توجهش را به خودم جلب کنم او در عوض به من بی اعتنایی میکند. حضرت از گنجشک ماده بازخواست کرد و او گفت:دروغ میگوید که من رادوست دارد غیر از من کس دیگری را در سر دارد و دوست میدارد. حضرت بعد از شنیدن این سخن زار زار گریه کردند. حتما میدانی چرا؟یعنی خدا نکند در قلب ما هم غیرخدا جای گرفته باشد. بحار ج۱۴ ص۹۵
دوحدیث دیگر...
در این لحظه برای کامل شدن بحث از فوائد عزلت به ذکر دو روایت اکتفاء میکنیم.
قال عیسی بن مریم علی نبینا واله وعلیه السلام: (اخزن لسانک لعماره قلبک ولیسعک بیتک و احذر من الریاء و فضول معاشک و استح من ربک و ابک علی خطیئتک و فر من الناس فرارک من الاسد و الافعی فانهم کانو دواء والیوم داء) بحار عزلت عن شرارالخلق.
عیسی بن مریم فرمود:زبان خود را نگه دار ازبرای تعمیردل ، ودر خانه خود بنشین و بگریز از ریاکاری و فضول معاش و گریه کن بر گناه خود و فرار کن از مردم همچنان که از شیر و افعی فرارمیکنی؛بدرستیکه پیش از این مردم دوا بودند و حال مرض و دردند.
قال ربیع بن خثیم: (ان استطیت ان تکون الیوم فی موضع لاتعرف و تعرف افعل،ففی العزله الصیانه الجوارح و فراغ القلب،وسلامه العیش وکسر صلاح شیطان والمجانبه من کل سوء وراحه القلب و ما من نبی و لاوصی الا واختار العزله فی زمانه اما فی ابتدائه واما فی انتهائه) مصباح الشریعه باب۲۴.
ربیع ابن خثیم گوید: (که اگر توانی در موضعی باش که کسی تو را نشناسد وتوهم کسی را نشناسی چنین کن ودر گوشه نشینی محافظت اعضاء و جوارح است ازمعاصی،استراحت دل است وسلامتی زندگانی وشکستن صلاح شیطان است. و دوری از هر بدی و فراغت خاطر است و هیچ وصی وپیغمبری نیست الا اینکه در زمان خودش راه عزلت و گوشه نشینی را برگزیده حال یا در ابتدای آن ویا در انتهای آن)
فوائد عزلت
واما بعد از آن همه بحث پیرامون عزلت باید در آخر متذکر شویم که در عزلت و گوشه نشینی فوائد بسیاری وجود دارد ازجمله آن فوائد فراغت از برای عبادت و ذکر خداوند متعال وهمچنین انس به مناجات اومیباشد.یکی از راهها برای خلاصی از معاصی میباشد.
ونیز باعث محفوظ ماندن از تاثیر اخلاقهای بد دیگران ومسامحه در امر به معروف ونهی از منکر وفساد مردم ومخاصمه و شر وایذاء ایشان میباشد. و بهتر اینست که بگوییم یکی از راههای استخلاص از فتن آخرالزمان میباشد.
موجب قطع طمع ازمردم و قطع طمع مردم از او و خلاصی از نگاه کردن به اهل ظلم و جهال و احمقان میباشد.
و نیز میتوان فوائد بسیاری را ذکر کرد ولی چون بنای این تحقیق براختصاراست لذا از ذکر و تفصیل آن چشم پوشی میکنیم.
با مردم بودن بهتره که...
همانطور که قبلا اشاره کردیم علماء در مقام فضیلت بین عزلت و مخالطه بامردم دودسته شدهاند، عدهای از آنها با توجه به بحثهایی که پیرامون فوائد عزلت بیان شد وهمچنین روایات متعددی که دربارهٔ آن بود آن را افضل و راه حق میدانند و بنای خود را در مسیر بندگی خدای متعال برآن نهادند.
ولی بعضی دیگر از علماء به این مسلک معتقد نمیباشند و آنها راه بندگی خداوند در ضمن مخالطه بامردم وآمدوشد با ایشان را افضل و حق میدانند.
آنها نیز دلائل کافی و وافی برای خود دارند من جمله روایات زیادی که در مورد این مطلب به دست ما رسیده.که ما در اینجا به طور اختصار به آنها میپردازیم.
ازجمله اخباری که در این ضمینه وجود دارد روایتی است از رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم که میفرمایند: (المومن الف مالوف ولاخیر فیمن لایالف ولایولف)
مومن بامردم الفت میگیرد و مردم نیز با او الفت میگیرند و درکسی که با مردم الفت نمیگیرد خیری نیست.
همچنین فرمودند (ایاکم والشعاب و علیکم بالعامه والجماعت والمساجد)
حذر کنید از بیشهها و کوهستانها و بامردم عامه بنشینید و در مساجد حاضر شوید.
از این قبیل احادیث بسیارست که ما نمیتوانیم همه آنها را ذکر کنیم چون بنای این مقاله بر اختصار است فقط باید خاطر نشان کنیم که این روایات تا جایی رفته که پیامبرصلی الله علیه واله میفرماید (من فارق الجماعه مات میته الجاهلیه) یعنی هرکس که جداشود از مردم میمیرد در حالی که به مرگ جاهلیه مرده است.
و ما نیز زمانی به سر این مطلب پی خواهیم برد که رجوع کنیم به تاریخ در آن لحظه خواهیم دید که چه انسانهایی که در کنج عزلت و گوشه نشینی نشسته بودند وتنها به فکر تذکیه نفس خود بودند ولی در آخر امر علاوه براینکه به رستگاری نرسیدند بلکه در وقت عمل پشت حجت خدارا خالی کرده ویا اینکه به طرق مختلف خسران دنیاوآخرت را به جان خریدند.
آن دو راهی را که در مقدمه عرض کردیم کم کم دارد خودش را نشان میدهد و انسان را متحیر میکند که واقعا کدام راه راه حق و مستقیم میباشد.به نظر شما کدام راه صحیح است؟ باید ابتدا کمی بیشتر پیرامون این مطلب بحث کنیم سپس به پیدا کردن راه حق میشتابیم.
فوائد مخالطه با مردم
فوائد واثرات مخالطه بامردم بسیاراست از جمله آنها بحث مهم تعلیم وتعلم است که به قدری روایات در فضیلت آن بسیاراست که خود این بحث احتیاج به مقالات و تحقیقات بسیار دارد.
وهمچنین انسان میتواند به وسیله ارتباط بامردم کسب مسائل و اخلاق از متصفین به آن کند. میتواند موائظ و نصایح بزرگان را گوش کند واز آنها بهرهها ببرد.
ونمی توان منکر ثواب حضور در نماز جماعت و تشییع جنازه و عیادت مریض شد که اینها از راه مخالطه بامردم صورت میگیرد.
انسان برای کسب روزی حلال باید با مردم رابطه داشته باشد واجرهمین کسی که کسب روزی حلال میکند مانند مجاهد در راه خداوند است.
آیا میدانید زیارت برادران دینی و قضای حوائج محتاجان ورفع ظلم از مظلوم وشاد کردن دل مومنان و نفع رساندن به آنها چه ثوابی دارد. و شاید با خود بگویید رابطه با مردم باعث اذیت شدن فرد میشود درجواب خواهیم گفت:بلکه شما میدانید اگر انسان همین ایذاء مردم را تحمل بکند به مقام رفیع صبر و همچنین تواضع میرسد وآن خود مقامی است برای مومنان.
فوائد بیشمار دیگری نیز در رابطه با این بحث وجود دارد که هر کدام خود احتیاج به مقالهای جداگانه دارد.اما ما به علت ضیغ وقت وعدم رنجش حال مخاطب سخن کوتاه کرده و فهرست وار از کنار آنها میگذریم و تحقیق و تفحص دربارهٔ آنها را به طالب آن میسپاریم.







