فرهنگ مصادیق:چرا اسلام خوردن گوشت خوک و مردار و خون را نجس میداند؟
پرسش
چرا اسلام خوردن گوشت خوک و مردار و خون را نجس میداند؟
پاسخ
قبل از بیان حکمت نجاست خون، سگ، مردار و خوک، به شناخت مفهوم «نجس» میپردازیم: در اصطلاح فقهی، نجس به آن چیزی میگویند که یا از لحاظ ظاهری و مادّی آنچنان پلید، زیان بار و خطرساز است؛ و یا از لحاظ باطنی و روحی دارای شقاوت، پلیدی و خباثت میباشد؛ و یا این که در بردارندهی هر دو بُعد یاد شده است. به حدّی که حتی وجود یکی از ابعاد یاد شده، در لزوم اجتناب و پرهیز داشتن از آنها کافی است.
سگ و خوک نیز هم از لحاظ ظاهری و هم از لحاظ باطنی و روحی، خطرساز و ضررآفریناند و اجتناب از آنها ضروری است و دربردارندهی نوعی پلیدی و در نتیجه «نجاست»اند.
وجودِ «تریشینوزیس»، برای بیماریهای انگلی، کرمها و داشتن بستر مناسب برای انتقال میکروبها در بدن سگ و خوک به انسان همگی موجب اتّخاذ تدابیر بهداشتی و محدودیّتهای سنگین در مورد این جانداران شده.
البتّه شاید ادّعا شود که اگر محیطی فراهم آید که ما یقین کنیم دیگر این میکروب در وجود چند مورد محدود از سگ و خوکها وجود نداشته یا به حدّاقل برسند، آیا باز هم حکم به نجاست آنها ادامه خواهد داشت؟ در پاسخ گفته میشود:
۱. این ادّعا شامل آن دسته از میکروبهایی میشود که شناخته شدهاند و نمیتوان ادعا نمود که گندزدایی کامل در مورد تمام میکروبها صورت گرفته. به عبارتی: شما حتی اگر بتوانید واکسنی تهیه کنید که بشر و زندگی طبیعی او را در برابر تمام سگ و خوکها سالم و بهداشتی نگهدارد، این واکسن فقط در مقابل میکروبهای موجود و شناخته شده کارساز است و شامل میکروبهای ناشناخته و بلکه به وجود نیامده نخواهد بود. چنان که ثابت شده برخی میکروبها پس از حرارترسانی، سپر حرارتی برای خود ایجاد میکنند به طوری که تا ۴۰۰ درجه ی سانتیگراد نیز میتوانند مقاومت کنند. بر فرض که تمامی آلودگیهای ظاهری گوشت خوک از بین برود، خوردن گوشت آن، چه بسا تأثیرات منفی روحی و معنوی داشته باشد. زیرا آن طور که گفته شده است خوک از فضولات و پسماندهها تغذیه میکند و در میان حیوانات به عنوان حیوان بیغیرت! از آن یاد میشود که هیچ حمایتی از ماده خود نشان نمیدهد. در صورتی که از شتر به عنوان حیوان با حمیّت یاد میشود. به طوری که نمیتوان شتر دیگری را در مقابل او کشت و گوسفند حیوان رام و آرامی است و چه بسا به تناسب تغذیه از این گونه حیوانات آثار روانی و روحی آنان نیز به انسان منتقل شود اگر چه به میزان محدود.
۲. روش پذیرفته شده در قانونگذاریهای عقلاء جهان آن است که در قوانین، همواره حالات و موقعیّتهای اکثریّتی مدّ نظر بوده و چنانچه فرد یا افرادی به عللی جزء استثناءها باشند، باز خدشهای در عمومیّت قانون ایجاد نمیشود و آن موارد نیز باید تابع قانون باشند. روی این جهات، حفظ مصالح عمومی ایجاب میکند که همهی افراد و موضوعات، مشمول یک قانون باشند و وحدت رویهی قانونی حفظ شود.
۳. سلامتی فرد و اجتماع آن چنان اهمیت دارد که حتی وجود احتمال ضرر و لزوم دفع آن نیز قابل توجه است. یعنی با در نظر گرفتن تمام تلاشها باز هم احتمال میرود که شاید بستر برای ایجاد ضرر فراهم باشد، پس اجتناب ضروری است.
۴. ضررها فقط محدود به بهداشت ظاهری نبوده و توجه به آسیبهای روحی و معنوی نیز ضروری است. و این جنبه نیز در حکم به حرمت و نجاست مهم است.
از این رو، خوک از یک سو به علت تغذیه نامناسب و حتی استفاده از فضولات و از سوی دیگر به علت بیمبالاتی در رعایت جفتگیری به عنوان حیوان «بیغیرت» مشهور است و تغذیه از گوشت آن و همزیستی برای پرورش آن، چه بسا موجب انتقال این روحیات در آدمی شود.
سؤال: با فرض از بین بردن انگلها و میکروبهای موجود در گوشت خوک، باز خوردن آن حرام است؟
پاسخ: باید دانست حرمت برخی خوراکیها و نوشیندنیها از جنبههای مختلف قابل بررسی است:
از نظر جسمی و بهداشت فردی
در این باره اگر چه برخی از میکروبها را بتوان از بین برد، اما اطمینان خاطر نسبت به نابودی تمامی موارد ضرر رسان مشکل است. ۲ ـ از نظر روانی و معنوی:
آن چه گفته شد بخشی از فلسفه حرمت گوشت خوک است چه بسا دلایل بسیار دیگری نیز وجود داشته باشدکه برای ما پنهان باشد.
در مورد خون، امام صادق(ع) فرمودهاند: خوردن خون علاوه بر آثار زیانباری که بر جسم دارد، سبب صفت درنده خویی و قساوت قلب و بیرون رفتن رحم و شفقت از دلها میگردد. به طوری که انسان از کشتن نزدیکان و دوستان خود نیز ابائی ندارد و شارع مقدس برای سلامت فردی و اجتماعی، دستور اجتناب کامل از این دو را داده است تا مردم در اثر آلودگی بدن و لباس یا ظروفشان، دچار عوارض ناگوار خون و شراب نشوند و همچنین ادب عبودت و بندگی اقتضا میکند که انسان هنگام نماز در مقابل خداوند متعال، از پلیدی و آلودگیهای ظاهری پاکیزه باشد و به همین جهت باید در نماز بدن و لباس به این دو چیز آلوده نباشد.
فلسفه ممنوعیت خوردن مردار
به حکم عقل وفطرت خوردن گوشت مردار پلید و ناگوار است زیرا اساس دین اسلام بر طهارت اعتقادی و خداپرستی و تبری از شرک، نهاده شده به این که شعار خداپرستی بر شئون زندگی مسلمانان فرمانروا بوده و شائبه شرک در زندگی آنان نباشد بدیهی است از جمله تبری از شرک، پرهیز از خوردن گوشت مردار است که غذا و بدل سلولهای بدن انسانی است و نباید هرگز آمیخته بشرک باشد زیرا اعضاء بدن انسانی را موجودات زندهای تشکیل میدهند که شماره آنها زیاده بر ده میلیون ملیارد است و پیدرپی احتیاج مبرمی بغذا دارند چه از نظر ترمیم سلولها که در اثر فعالیت حیاتی فرسوده شده و از میان رفتهاند و چه از نظر کسب نیرو و انرژی که پیوسته باید جایگزین آبها گردند و نیز مواد غذائی در درون معده و کبد تبدیل بخون میشود تا اینکه هر یک از اعضاء بدن مانند استخوان و اعصاب و گوشت و رگها غذای مخصوص بخود یعنی خونی را بخصوص جذب مینماید که بدل ما یتحلل آن شود بالاخره تنها بدل سلولهای بدن انسانی خون است و نظر به علاقه تدبیری که روح مجرد بر بدن دارد فقط از طریق خون بر سرتاسر اعضاء و جوارح میتواند تدبیر و فرمانروائی کند و اعضاء و جوارح محکوم و به منزله قوای عامل و فرمانبر اویند.
بدیهی است قذارت و فساد غذای مسلمان مانند گوشت مردار و یا غذای مسموم و فاسد سبب قذارت خون و فساد سلولهای بدن او شده و نیز پلیدی آنها سرایت بروح وی خواهد نمود و تیرگی و شقاوتی بر روح او عارض میشود و این منافی با طهارت و پاکیزهگی همه جانبهای است که اساس اسلام بر آنست با توجه به این که مخالفت با دستور اسلام و خوردن مردار پیروی از شعار بتپرستی و تبری عملی از اسلام است.[۱] قران کریم نیزبه این مساله هشدار میدهد:«وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ » [۲]
[۳]
ضمنالازم است که خاطر نشان سازیم که تحریم گوشتهایی که نام خدا به هنگام ذبح آنها برده نشده، تنها از نظر جنبههای بهداشتی نیست تا گفته شود چه اثری در بردن نام است بلکه مربوط به جنبههای معنوی و اخلاقی و تحکیم پایه توحید و یگانه پرستی است.در آیه بعد همین موضوع به عبارت دیگری که توام با استدلال بیشتری است آمده و میفرماید: چرا از حیواناتی نمیخورید که نام خدا بر آنها گفته شده؟ در حالی که آنچه را بر شما حرام است خداوند شرح داده است (وَ ما لَکُمْ أَلَّا تَأْکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَکُمْ ما حَرَّمَ عَلَیْکُمْ ) [۴]
پانویس
- ↑ حسینی همدانی، انوار درخشان،تهران ، لطفی،1404، ج6، صص: 139-138
- ↑ سوره الأنعام (6): آیه121
- ↑ و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده نخورید و این کار گناه است، و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا میکنند تا با شما به مجادله برخیزند و اگر از آنها اطاعت کنید شما هم مشرک خواهید بود
- ↑ تفسیر نمونه، ج5، ص: 419







