فرهنگ مصادیق:پیمان شکنی - ویکی اهل البیت
محتویات
مقدمه
پیمان شکستن: خلف عهد کردن.
پـیمان شکن: آن که عهد بسته نگاه ندارد. ناقض عهد. عهد شکن. آن که بر عهد خود ثابت نباشد.
مبادا که باشی تو پیمان شکن ******* که خاکست پیمان شکن را کفن
(فردوسی).
مشو یاور مرد پیمان شکن ******* که پیمان شکن کس نیرزد کفن
(فردوسی).
چو پیمان شکن باشی و تیز مغز ******* نیاید ز پیکار تو کار نغز
(فردوسی).
شما را ز پیمان شکستن چه باک ******* که او ریخت بر تارک خویش خاک
چو پیمان آزادگان بشکنی ******* نشان بزرگی بخاک افکنی
(فردوسی).
چه پیمان شکستن چه کین آختن ******* همیشه بسوی بدی تاختن
(فردوسی).
به نعمتها رسند آنها که پیمودند راه حق ******* بشدتها رسند آنها که بشکستند پیمان ها
(ناصر خسرو).
پیمان شکنی از گناهانی است که رشته اطمینان و اعتماد را در جامعه میگسلد و زیر بنای روابط اجتماع را سست میگرداند و وفای به عهد و پیمان علاوه بر این که یک حق اسلامی است حق انسانی نیز میباشد.
روایات
خلف وعده، موجب خشم خدا است:
إِیّاک...أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ فَإِنَّ الْمَنَّ یُبْطِلُ الْإِحْسَانَ وَ التَّزَیُّدَ یَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ وَ الْخُلْفَ یُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَاللَّهِ وَ النَّاسِ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی «كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ». [۱]
امیرمؤمنان علیه السلام در فرمان خود به مالک اشتر فرمود: بپرهیز از این که به مردم وعده بدهی و تخلّف کنی... زیرا تخلف از وعده موجب خشم خدا و مردم خواهد شد، چنان که قرآن میفرماید: (نزد خدا بسیار خشم آور است که بگویید چیزی را که به آن عمل نمیکنید)....[۲]
الْآمِدِیُّ فِی الْغُرَرِ، عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قَالَ أَسْرَعُ الْأَشْیَاءِ عُقُوبَهً رَجُلٌ عَاهَدْتَهُ عَلَی أَمْرٍ وَ کَانَ مِنْ نِیَّتِکَ الْوَفَاءُ (بِهِ وَ مِنْ). نِیَّتِهِ الْغَدْرُ بِکَ؛ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: سریعترین عقوبت بر مردی است که با او عهد میبندی بر امری و نیت تو وفاء به آن عهد و نیت آن مرد نیرنگ (و عدم وفای). به تو است. [۳]
نَوَادِرُ الرَّاوَنْدِیِّ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لَا دِینَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَهُ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که پیمان شکن باشد دیندار نیست. [۴]
وَ فِی الْحَدِیثِ خَمْسٌ بِخَمْسٍ مَا نَقَضَ الْعَهْدَ قَوْمٌ إِلَّا سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ وَ مَا حَکَمُوا بِغَیْرِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَّا فَشَا فِیهِمُ الْفَقْرُ وَ مَا ظَهَرَ فِیهِمُ الْفَاحِشَهُ إِلَّا فَشَا فِیهِمُ الْمَوْتُ وَ لَا طَفَّفُواالْکَیْلَ إِلَّا مَنعُوا النَّبَاتَ وَ أَخَذُوا بِالسِّنِینَ وَ لَامَنَعُوا الزَّکَاهَ إِلَّا حُبِسَ عَنْهُمُ الْقَطْر؛ در حدیثی آمده که پنج چیز با پنج چیز مقابله میشود، نقض عهدی قومی نکردند مگر این که خدای متعال دشمنشان را بر آنها مسلط کرد؛ و حکم بر غیر آنچه خـدا نازل کرده، نکردند مگر اینکه فقر در بینشان گسترش پیدا کرد؛ در بینشان فحشاء ظاهر نشد مگر این که مرگ در بینشان زیاد شد؛ و کم فروشی نکردند مگر این که از نباتات و گیاهان منع شده و به خشکسالی مبتلا شدند؛ و زکات را منع نکردند مگر این که باران از آنها حبس شد. [۵]
وَ فِی رِوَایَهِ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ الَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا امْرَأَهٌ مِنْ بَنِی تَمِیمِ بْنِ مُرَّهَ وَ یُقَالُ لَهَا رَابِطَهُ بِنْتُ کَعْبِ بْنِ سَعْدِ بْنِ تَیْمِ بْنِ کَعْبِ بْنِ لُؤَیِّ بْنِ غَالِبٍ کَانَتْ حَمْقَاءَ تَغْزِلُ الشَّعْرَ فَإِذَا غَزَلَتْهُ نَقَضَتْهُ ثُمَّ عَادَتْ فَغَزَلَتْهُ فَقَالَ اللَّهُ کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَه امِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ أَنْکاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَمَرَ بِالْوَفَاءِ وَ نَهَی عَنْ نَقْضِ الْعَهْدِ فَضَرَبَ لَهُمْ مَثَلًا؛ از امام صادق علیه السلام نقل شده: زنی که بافته اش را واتابید زنی بوده بنام رابطه دختر کعب بن سعد... و احمق بوده که پنبه اش را میبافت بعد از آن، آن را دوباره وا میتابید دوباره میبافت پس خدا (ی متعال). گفت مانند زنی که رشته خود را پس از تابیدن محکم واتابید، نباشید که عهد و قسمهای استوار و محکم خود را برای فریب یکدیگر و فساد کاری بکار برید؛ امام علیه السلام فرمود: خدای متعال امر به وفای به عهد کرد و از نقض عهد نهی کرد پس برای آنها آن مثلی را زد. [۶]
لا تَعِدْ بِما تَعْجِزُ عَنْ الْوَفَاءِ بِهِ؛ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: وعدهٔ که عاجزی از وفای به آن، مده. [۷]
مِنْ عَلامَاتِ الْلُؤْمِ الْغَدَرِ بِالْمَواثِیقِ؛ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: از نشانههای پستی نیرنگ (بی وفای). به پیمانها است. [۸]
وَ قَالَ علیه السلام مَا أَیْقَنَ بِاللَّهِ مَنْ لَمْ یَرْعَ عُهُودَهُ وَذِمَمَهُ؛ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: یقین به خدا ندارد، کسی که به وعدهها و بر آن چه به عهده گرفته، رعایت نمیکند. [۹]
پیمان شکنی انسان با خدا
عهد جایگاه ویژهای دارد و وفای به عهد از صفات خدا و سیرت صاحبان خرد معرفی شده و نقض عهد نیز موجب فسق، اضلال کیفری و لعن خدای سبحان و مایه تفرق انسانهاست.
نقض عهد مصادیق گوناگونی دارد و از مصادیق مذموم آن، بریدن پیوند با اعضای خانواده، ارحام، برادران دینی، همسایگان، امت اسلامی و امام مسلمین است .
منظور از عهد التزام خاص در برابر خداوند یا شخصی، بر امری مخصوص است.
بین عبد، یعنی انسان و مولای او، یعنی خداوند پیمانی است که اگر این پیمان رعایت نشود نقض عهد شده است که این مساله در آیهٔ «الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه ویقطعون ما امرالله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون» آمده است .
منظور از عهد میان خدا و انسان
مراد از عهد همان حجت مصطلح علم اصول فقه، یعنی وحی و کتاب آسمانی و عقل است و پذیرفتن نبوت یک پیامبر، همان تعهد سپردن به وحی و پیمان بستن با خداوند است و کسی که پس از این بر خلاف دستور وحی عمل کند نقض عهد کرده است . خواه این مخالفت در محدوده فهم عقل و از مستقلات عقلیه باشد، که پیمان عقلی هم پیمان نقلی را همراهی میکند، مانند خوبی عدل و بدی ظلم و یا از اموری باشد که در شعاع درک عقل نیست، مانند بسیاری از فروع جزئی که عقل آن را ادراک نمیکنند.
آیات
«فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»؛ اما به خاطر پیمان شکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهای آنها را سخت و سنگین نمودیم (تا آن جا که). سخنان (خدا). را از مورد خود تحریف میکنند و بخشی از آن چه را به آنها گوشزد شده بود فراموش کردند و هر زمان به خیانتی (تازه). از آنها آگاه میشوی، مگر عده کمی از آنها، ولی از آنها درگذر و صرف نظر کن که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد. [۱۰]
در تعقیب بحثی که دربارهٔ پیمان خدا با بنی اسرائیل در آیه قبل گذشت، در این آیه اشاره به پیمان شکنی آنها و عواقب این پیمان شکنی میکند و میفرماید: چون آنها پیمان خود را نقض کردند ما آنها را طرد کردیم و از رحمت خود دور ساختیم و دلهای آنها را سخت و سنگین نمودیم. فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً.
در حقیقت آنها به جرم پیمان شکنی با این دو مجازات، کیفر دیدند، هم از رحمت خدا دور شدند، و هم افکار و قلوب آنها متحجر و غیر قابل انعطاف شد سپس آثار این قساوت را چنین شرح میدهد: آنها کلمات را تحریف میکنند و از محل و مسیر آن بیرون میبرند. یحرفون الکلم عن مواضعه و نیز قسمتهای قابل ملاحظهای از آن چه به آنها گفته شده بود به دست فراموشی میسپارند. ونسوا حظا مما ذکروا به.
بعید نیست قسمتی را که آنها بدست فراموشی سپردند، همان نشانهها و آثار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم باشد که در آیات دیگر قرآن به آن اشاره شده است و نیز ممکن است این جمله اشاره به آن باشد که میدانیم تورات در طول تاریخ مفقود شده، سپس جمعی از دانشمندان یهود به نوشتن آن مبادرت کردند و طبعا قسمتهای فراوانی از میان رفت و قسمتی تحریف یا بدست فراموشی سپرده شد و آنچه بدست آنها آمد بخشی از کتاب واقعی موسی علیه السلام بود که با خرافات زیادی آمیخته شده بود و آنها همین بخش را نیز گاهی بدست فراموشی سپردند.
«فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِمْ بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا»؛ آنها به خاطر این که پیمانشان را شکستند و آیات خدا را انکار کردند و پیامبران را به ناحق کشتند و به خاطر این که (از روی استهزاء). میگفتند بر دلهای ما پرده افکنده شده (و سخنان پیامبران را درک نمیکنیم مطرود درگاه خدا شدند). آری خداوند به علت کفرشان بر دلهای آنها مهر زده و لذا جز عده کمی ایمان نمیآورند (آنها که راه حق میپویند و سرلجاج ندارند).. [۱۱]
گوشه دیگری از خلاف کاریهای یهود
در این آیات به قسمتهای دیگری از خلافکاریهای بنی اسرائیل و کارشکنیها و عداوتها و دشمنیهای آنها با پیامبران خدا اشاره شده است.
در آیه نخست، به پیمان شکنی و کفر جمعی از آنها و قتل پیامبران به دست آنان اشاره کرده چنین میفرماید: ما آنها را به خاطر پیمان شکنی، از رحمت خود دور ساختیم یا قسمتی از نعمتهای پاکیزه را بر آنان تحریم نمودیم. فبما نقضهم میثاقهم... آنها به دنبال این پیمان شکنی، آیات پروردگار را انکار کردند و راه مخالفت پیش گرفتند و کفرهم بایات الله.
و به این نیز قناعت نکردند، بلکه دست به جنایت بزرگ دیگری که قتل و کشتن راهنمایان و هادیان راه حق یعنی پیامبران بوده باشد، زدند و بدون هیچ مجوزی آنها را از بین بردند. و قتلهم الانبیاء بغیر حق.
آنها به قدری در اعمال خلاف جسور و بی باک بودند که گفتار پیامبران را بباد استهزاء میگرفتند و صریحا به آنها میگفتند: بر دلهای ما پرده افکنده شده که مانع شنیدن و پذیرش دعوت شما است! و قولهم قلوبنا غلف.
در این جا قرآن اضافه میکند آری دلهای آنها به کلی مهر شده و هیچ گونه حقی در آن نفوذ نمیکند ولی عامل آن کفر و بی ایمانی، خود آنها هستند و به همین دلیل جز افراد کمی که خود را از این گونه لجاجتها بر کنار داشتهاند ایمان نمیآورند. بل طبع الله علیها بکفر هم فلا یؤمنون الا قلیلا.
«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ»؛ بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که راه کفر پیش گرفتند و ایمان نمیآورند. کسانی که با آنها پیمان بستی سپس هر بار عهد خود را میشکنند و (از پیمان شکنی و خیانت). پرهیز ندارند. [۱۲]
تفسیر شدت عمل در برابر پیمان شکنان
در این آیات به گروه دیگری از دشمنان اسلام که در طول تاریخ پر ماجرای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم ضربات سختی بر مسلمین وارد کردند و سرانجام نتیجه دردناک آنرا چشیدند اشاره میکند.
این گروه همان یهود مدینه بودند که مکرر با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم پیمان بستند و پیمان خویش را ناجوانمردانه شکستند.
این آیات روش محکمی را که پیامبر با این گروه پیمان شکن باید در پیش گیرد بیان میکند، روشی که مایه عبرت دیگران و رفع خطر این گروه گردد.
نخست آنها را بی ارزشترین موجودات زنده این جهان معرفی کرده میگوید: بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که راه کفر پیش گرفتند و هم چنان به آن ادامه میدهند و به هیچ رو ایمان نمیآورند ان شر الدواب عند الله الذین کفروا فهم لایؤمنون.
تعبیر به الذین کفروا شاید اشاره به این باشد که بسیاری از یهود مدینه قبل از ظهور پیامبر اسلام طبق آن چه در کتب خود دیده بودند نسبت به وی اظهار علاقه و ایمان میکردند، بلکه مبلغ او بودند و مردم را برای ظهورش آماده میساختند، ولی پس از ظهورش چون منافع مادی خویش را در خطر دیدند به کفر گرائیدند و آن چنان در این راه سرسختی نشان دادند که هیچ امیدی به ایمان آنها نبود، آن چنان که قرآن میگوید فهم لایؤمنون.
سپس میگوید اینها همان کسانی بودند که با آنها عهد و پیمان بستی که لااقل بی طرفی را رعایت کنند و در صدد آزار مسلمانان و کمک به دشمنان اسلام نباشند، ولی آنها هر بار پیمان خود را میشکستند الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مره.
نه از خدا شرم میکردند و نه از مخالفت فرمان او پرهیز داشتند و نه از زیر پا گذاردن اصول انسانی پروا مینمودند و هم لا یتقون.
تعبیر به ینقضون و لا یتقون که فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد دلیل بر این میباشد که آنها کرارا پیمان خود را با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم شکستند.
«الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»؛ (فاسقان آنها هستند که). پیمان خدا را پس از آن که محکم ساختند، میشکنند، و پیوندهائی را که خدا دستور داده بر قرار سازند قطع مینمایند و در جهان فساد میکنند، اینها زیانکارانند. [۱۳]
از آنجا که در آخرین آیه گذشته، سخن از اضلال فاسقان بود در این آیه با ذکر سه صفت فاسقان را کاملا مشخص و معرفی میکند:
فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را پس از آن که محکم ساختند میشکنند الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه. انسانها در واقع پیمانهای مختلفی با خدا بستهاند، پیمان توحید و خداشناسی پیمان عدم تبعیت از شیطان و هوای نفس، فاسقان همه این پیمانها را شکسته، سر از فرمان حق برتافته، و از خواستههای دل و شیطان پیروی میکنند.
این پیمان کجا و چگونه بسته شد؟ در این جا این سؤال پیش میآید که پیمان یک امر دو جانبه است، ما هرگز به خاطر نداریم که پیمانی با پروردگارمان در گذشته در این زمینهها بسته باشیم؟ ولی با توجه به یک نکته پاسخ این سؤال روشن میشود و آن این که خداوند در عمق روح و باطن سرشت انسان، شعور مخصوص و نیروهای ویژهای قرار داده که از طریق هدایت آن میتواند، راه راست را پیدا کند و از شیطان و هوای نفس تبعیت ننماید، به دعوت رهبران الهی پاسخ مثبت داده و خود را با آن هماهنگ سازند.
قرآن از این فطرت مخصوص تعبیر به عهد خدا و پیمان الهی میکند، در حقیقت این یک پیمان تکوینی است نه تشریعی و قانونی، قرآن میگوید: الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لاتعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم: ای فرزندان آدم! مگر از شما پیمان نگرفتم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شما است، و مرا پرستش کنید که راه راست همین است.
پیدا است که این آیه اشاره به همان فطرت توحید و خداشناسی و عشق به پیمودن راه تکامل است.
شاهد دیگر برای این سخن، جملهای است که در نخستین خطبه نهج البلاغه از امیرمؤمنان علی علیه السلام میخوانیم: فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیاءه لیستادوهم میثاق فطرته: خداوند پیامبران خویش را یکی پس از دیگری به سوی مردم فرستاد تا از آنها بخواهند که به پیمان فطری خویش عمل کند.
به تعبیر روشن تر خدا هر موهبتی به انسان ارزانی میدارد، همراه آن عملا پیمانی با زبان آفرینش از او میگیرد، به او چشم میدهد یعنی با این چشم حقایق را ببین، گوش میدهد یعنی صدای حق را بشنو... و به این ترتیب هر گاه انسان از آن چه در درون فطرت او است بهره نگیرد و یا از نیروهای خدا داد در مسیر خطا استفاده کند، پیمان خدا را شکسته است.
آری فاسقان، همه یا قسمتی از این پیمانهای فطری الهی را زیر پا میگذارند.
«أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ»؛ آیا کسی که میداند آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر میشوند! آنها که به عهد الهی وفا میکنند و پیمان را نمیشکنند. [۱۴]
در آیات مورد بحث، ترسیم و تجسمی از جزئیات برنامههای سازنده طرفداران حق به چشم میخورد که بحث آیات گذشته را تکمیل مینماید.
در اولین آیه مورد بحث به صورت یک استفهام انکاری میفرماید: آیا کسی که میداند آن چه از پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند کسی است که نابینا است؟ افمن یعلم انما انزل الیک من ربک الحق کمن هو اعمی.
چه تعبیر جالبی؟ نمیگوید: آیا کسی که میداند که این قرآن بر حق است مانند کسی است که نمیداند، بلکه میگوید آیا کسی که این را میداند همانند اعمی است؟ این تعبیراشاره لطیفی است به این که ندانستن این واقعیت به هیچ وجه امکان پذیر نیست مگر این که چشم دل انسان به کلی از کار افتاده باشد، و گر نه چگونه ممکن است دارنده چشم بینا وسالم چهره آفتاب را نبیند و عظمت این قرآن درست همانند نور آفتاب است.
و لذا در پایان آیه اضافه میکند: تنها کسانی متذکر میشوند که اولواالالباب و صاحبان مغز و اندیشهاند انما یتذکر اولواالالباب.
الباب جمع لب به معنی مغز هر چیز است، بنابراین نقطه مقابل اولواالباب افراد بی مغز و پوک و میان تهی و بی محتوا هستند.
این آیه به گفته بعضی از مفسران بزرگ با تاکید هر چه بیشتر، مردم را دعوت به فراگیری علم و مبارزه با جهل میکند، چرا که افراد فاقد علم را نابینا و اعمی شمرده است.
سپـس به عنوان تفسیر اولوا الالباب ریز برنامههای طرفداران حق را بیان کرده و قبل از هر چیز انگشت روی مساله وفای به عهد و ترک پیمان شکنی گذارده، میگوید: آنها کسانی هستند که به عهد الهی وفا میکنند و پیمان را نمیشکنند الذین یوفون بعهد الله ولا ینقضون المیثاق.
شک نیست که عهد الله (عهد الهی). معنی وسیعی دارد: هم شامل عهدهای فطری و پیمان هائی که خدا به مقتضای فطرت از انسان گرفته میشود همانند فطرت توحید و عشق به حق و عدالت و هم پیمانهای عقلی یعنی آن چه را که انسان با نیروی تفکر و اندیشه و عقل از حقایق عالم هستی و مبدء و معاد درک میکند، هم پیمانهای شرعی یعنی آن چه را که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم از مؤمنان در رابطه با اطاعت فرمانهای خداوند و ترک معصیت و گناه پیمان گرفته همه را شامل میگردد.
و طبیعی است که وفا به پیمان هائی که انسان با دیگر انسانها میبندد، نیز در این مجموعه وارد است، چرا که خدا فرمان داده که این پیمانها نیز محترم شمرده شود، بلکه هم در پیمانهای تشریعی داخل است و هم در پیمانهای عقلی.
پیمان شکنی کوفیان
از نقاط ضعف مهم کوفیان پیمان شکنی آنان بود چه پـیمانی که با مسلم ابن عقیل بستند و قول یاری دادند و بعد او را یاری نکردند و تنهایش گذاشتند و چه نامههایی که به امام حسین علیه السلام نوشته و وعده نصرت و یاری دادند ولی در وقت لازم نه تنها امام را یاری نکردند بلکه در صف دشمنان حضرت قرار گرفتند و آن نامهها و عهدها و امضاهای خود را زیرپا گذاشتند.
امام حسین علیه السلام در منزل بیضه در سخنانی که با لشکریان حر داشتند ضمن یاد آوری نامه نگاریها و بیعتی که برای حمایت و یاری بسته بودند میفرماید: اگر اهل وفا به پیمان نیستید و عهد خویش را شکستهاید و بیعت مرا از گردن خود کنار نهادهاید به جانم سوگند این روش از شما کوفیان چندان ناشناخته و شگفت نیست با پدرم و برادرم و پسر عمویم مسلم ابن عقیل نیز همین کار را کردید در روز عاشورا نیز در خطابهای پر شور و انتقاد آمیز از پیمان شکنی آنان یاد میکند و بر آن همه سست رایی و نامردی و زیر پا نهادن تعهدات ملامتشان میکند. [۱۵]
منابع
گروهی از پژوهشگران، پیمان شکنی، سایت دانلود بوک، بخش با معصومین، بازیابی: ۹ بهمن 1391.
تفسیر تسنیم، ج ۲، عبدالله جوادی آملی.
پانویس
- ↑ (سوره صف: 3).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ج11، ص48).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ج12، ص305).
- ↑ (بحارالانوار، ج72، ص96).
- ↑ (بحارالا نوار، ج70، ص370).
- ↑ (بحارالا نوار، ج9، ص221).
- ↑ (غررالحکم، ص252).
- ↑ (غررالحکم، ص253).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ج11، ص201).
- ↑ (سوره مائده، 13).
- ↑ (سوره نساء، 155).
- ↑ (سوره انفال، 55 تا 56).
- ↑ (سوره بقره، 27).
- ↑ (سوره رعد، 19 و 20).
- ↑ (بحارالانوار، جلد 45، صفحه 8).







