فرهنگ مصادیق:پرداخت خمس ، چرا و چگونه؟

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
پرداخت خمس ، چرا و چگونه؟

محتویات

اهمیت خمس

خمس یکی از فرایض اسلامی و میوه ای از درخت ایمان است که به وسیله اجتناب از مال اندوزی و تطهیر نفْسِ خود از مظاهر فریبنده دنیا و تزکیه آن از آزمندی و حرص، به دست می آید. قرآن مجید در بیان اهمیت خمس، ایمان را با آن پیوند داده است: وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل] روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم ايمان آورده‏ ايد و خدا بر هر چيزى تواناست[۱] این آیه به «آیه خمس» معروف است.
خداوند متعال خمس را به پیامبر اسلام (ص) و ذریه گرامی او (علیهم السلام)، به منظورِ اکرام و احترام آنان اختصاص داده است. امام محمدباقر (ع) فرموده اند: «برای هیچ کس جایز نیست با مالی خرید کند که خمس به آن تعلق گرفته است؛ مگر اینکه حقّ ما را به ما برساند.» [۲]
نیز، عمران بن موسی می گوید که آیه خمس را بر حضرت خواندم. پس، فرمودند: «هر آنچه از آنِ خداست به پیامبر می رسد و هر آنچه از آنِ پیامبر شود، به ما (اهل بیت) خواهد رسید.» سپس، فرمودند: «خداوند ارزاق مؤمنان را در پنج قسمت به آنان ارزانی داشته است تا یکی را در راهِ خدا انفاق کنند و چهار قسمت را به حلال بخورند ... این دستورها، سخت و دشوار است و کسانی به آن عمل می کنند و سختی ها را تحمل می دارند که خداوند، آنان را در راه ایمان، امتحان کرده است.» [۳]

مصادیقِ وجوب خمس

در اسلام، یکی از واجبات مهم مالی، خمس است که از فروع دین و جزء عبادات شمرده می شود؛ ازاین رو، باید با قصد قُربت انجام گیرد. تمام مذاهب اسلامی، چه شیعه و چه سنّی، در اصلِ وجوب خمس اتفاق نظر دارند و تنها اختلاف میان آنان، مصادیق و نیز مصارف آن است: بیشترِ اهل سنّت بر این باورند که تنها به غنایم جنگی و گنج، خمس تعلق می گیرد؛ [۴] اما فقیهان شیعی معتقدند که خمس در هفت چیز واجب است:
۱. غنایم جنگی.
۲. غوّاصی (اشیایی که با فرورفتن در آبِ دریاها، به دست می آید.).
۳. گنج.
۴. معدن.
۵. سود تجارت.
۶. مال حلالِ مخلوط به حرام.
۷. زمینی که کافر ذِمّی از مسلمان بخرد. در پنج قِسم اول، فقهای شیعه اتفاق نظر دارند و دو قِسم اخیر، نظر مشهور آنان می باشد.
آنچه امروزه موضوعِ بحث و پژوهش است، خمسِ سود و درآمدِ کسب می باشد. آیه وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ ... [۵] به نظر فقیهانِ شیعی، نه تنها بر وجوب خمسِ غنایم جنگی دلالت می کند، بلکه شامل هرگونه درآمدِ کسب نیز می باشد. واژه «غنیمت» از نظر لغت، معنای گسترده ای دارد و به هرگونه درآمد و فایده ای اطلاق می شود که به انسان می رسد. [۶] غنیمت جنگی و سود تجارت، هر دو را غنیمت می شمرند و مشمول آیه می دانند. البته، هر چند شأن نزول آیه دربارهٔ غنایم جنگی است، ولی این سخن، معروف است که شأن نزول، هیچ گاه، مخَصِّص نیست و نمی تواند آیه را به خود محدود کند. در تقریرات درس حضرت آیت الله بروجردی، چنین آمده است:
«درست است که [این ] آیه دربارهٔ خاص نازل شده است؛ ولی، هیچ گاه مورد مخَصِّص نیست و دانشمندان اهل سنّت هم که خمس را در غیرغنایمِ جنگی انکار کرده اند، در این آیه، شأن نزول را تخصیص دهنده و محدودکننده ندانسته اند و درحالی که آیه در غزوه بدر نازل شده است، آن را شاملِ تمامی جنگ ها شمرده اند. اگر قرار بود مورد خاص، در آیه، مخَصِّص باشد، باید آن را محدود به جنگ بدر بدانند.» [۷]
گذشته از همه این ها، در روایت معتبری، معروف به صحیحه علی بن مهزیار، امام جواد (ع) غنیمت را در این آیه، به معنای گسترده ای در نظر گرفته و آن را به درآمدِ کسب، تفسیر کرده اند.
در بخشی از آن آمده است: «فَأَمَّا الْغَنَائِمُ وَ الْفَوَائِدُ فَهِيَ وَاجِبَةٌ عَلَيْهِمْ فِي كُلِّ عَامٍ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى- وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ ‏....» [۸] در این حدیث، امام واژه «الفوائد» را در کنارِ «الغنائم» جای داده و هر دو را مصداق آیه قلمداد کرده است و تردیدی نیست که منظور از فواید، هرگونه سود و درآمدی است که به انسان می رسد. بنابراین، از مجموع مسائل و قرائنِ یادشده، به دست می آید که قرآن، به صراحت، از خمسِ درآمد، یاد و بر وجوب آن، دلالت کرده است؛ به ویژه آنکه حضرت جواد (ع) نیز از آن، معنای وسیعی را دریافته و برای پیروانشان تبیین و تفسیر کرده اند.
چنانچه کسی در تمام آنچه بیان کردیم، اشکال کند و آیه را در خمس غنایمِ جنگی منحصر بداند، در پاسخ خواهیم گفت: به جز قرآن، روایات متعددی از ائمه (علیهم السلام) نقل کرده اند که به خوبی، بر وجوب خمسِ درآمد، دلالت می کند [۹] و تمامیِ فقیهان شیعی نیز به آن ها استناد جسته و در کتاب های فقهی خود، آن ها را ذکر کرده اند.
گفتنی است که اکثر اهل سنّت، از سویی خمس در غیرغنایم جنگی را انکار کرده اند و از دیگر سوی، دسترسی به صندوق زکات را بر ساداتِ بنی هاشم، حرام شمرده اند! درحالی که در بین این دسته نیز، همانندِ سایرین، یتیم و مسکین به چشم می خورد. اکنون این سؤال پیش می آید که فقرای سادات بنی هاشم، از چه بودجه ای امرارمعاش کنند؛ با این اعتقاد که جنگ در تمام دوران زندگی و در همه جوامع، نه مطلوب است و نه پابرجا و همیشگی، تا آنان بتوانند از خمس غنایم جنگی ارتزاق کنند. [۱۰]

تاریخچه خمس

تردیدی نیست که آیه خمس در عصر رسالت نازل شده است و پیامبر اکرم (ص) این فریضه را به اجرا درآورده اند و مسلَّم این است که حضرت رسول (ص) خمسِ غنایم جنگی را اخذ می کردند؛ اما خمسِ سود تجارت، بنابه ضرورت و مصالحی، تا عصر امامان (علیهم السلام) به تأخیر افتاد. این ضرورت را شاید بتوان در چند امر خلاصه کرد:
۱- ۳ خمس با زکات این تفاوت را دارد که منفعت زکات به عموم مسلمانان برمی گردد؛ ولی موضوع خمس به شخص پیامبر اکرم (ص) و خویشان او اختصاص دارد؛ لذا ایشان مصلحتی بر اجرای آن نمی دیدند. [۱۱]
۲- ۳ در عصر رسالت، فقر عمومی بر جامعه حاکم بود و مسلمانان به جهتِ تنگ دستی، قدرت پرداختِ خمس را نداشتند. ازاین رو، پیامبر گرامی اسلام (ص) از بیانِ مسئله و جمع آوریِ خمسِ درآمد، صرف نظر کردند.
۳- ۳ رویکرد سیاسی مهم ترین عاملی بود که نگذاشت ائمه معصومین (علیهم السلام) تا زمان امام باقر (ع) به بعد، این فریضه الهی را به اجرا درآورند؛ زیرا، جلب و جمع اموال از وظایف سلطان بود و هرکس با آنان رقابت می کرد، به عنوان فرد متمرِّد از قانون و مخالفِ حاکمیت و به اتهامِ جمع آوریِ سلاح و توطئه علیه رژیم، تحت تعقیب قرار می گرفت. پس از برقراریِ آزادی نسبی در عصر عباسیان، موقعیت اجتماعیِ ائمه (علیهم السلام) این امکان را داد تا ایشان به طور غیرعلنی، خمس را از مسلمانان دریافت کنند. [۱۲]
۴- ۳ پیامبر اسلام (ص)، ازیک سو، به جهتِ ارتباطشان با غیب می دانستند که در آینده نه چندان دور، امر خلافت و حکومت از مسیر اصلی خود، منحرف شده و به دستِ نااهلان و غاصبانِ زورگو می افتد و ازدیگرسوی، می دانستند که خمس «وجه الاماره» است و باید به دست حاکم و سلطان سپرده شود. اگر حضرت رسول (ص) وجوبِ خمس درآمدِ کسب را بیان و آشکار می کردند، این امر فرصتی برای حاکمانِ جوْر پیش می آورد تا با دستاویزِ شرعی، اموال مسلمانان را به غارت برند و بر ظلم و ستم خود بیفزایند. این پیش بینی و تیزبینیِ حضرت رسول (ص) باعث شد که این حکم الهی، در پرده خفا پنهان بماند. [۱۳]

فلسفه خمس

آنچه می آید، تنها بر اساس فهم ما از کتاب و سنّت است و چه بسا وجوب خمس، حکمت و علل بیشتری داشته باشد که از دید ما مخفی مانده است:
۱- ۴ تردیدی نیست که اسلام به صورت یک مکتب اخلاقی یا فلسفی یا اعتقادیِ محض ظهور نکرد؛ بلکه به عنوان آیینی جامع که تمام نیازمندی های مادّی و معنوی در آن پیش بینی شده است، پا به عرصه ظهور گذاشت. ازسوی دیگر، این مکتب از همان عصر پیامبر اسلام (ص) با تأسیس حکومت همراه بود؛ در نتیجه، ایشان برای اداره آن، نیاز به پشتوانه مالیِ غنی و منظمی داشتند تا بتوانند در سایه تشکیل حکومت اسلامی، از بینوایان، بیماران، بی سرپرستان، معلولان و یتیمانِ جامعه، دست گیری کرده و این خلاءِ اقتصادی را پُر کنند. خداوند متعال با نزول آیات زکات، دستِ یاری و رحمت بی پایانش را به کمک نبیّ اکرم (ص) فرستاد و با واجب ساختنِ زکات، این نقص و کاستی را برطرف کرد. این فریضه الهی از مالیات هایی است که درحقیقت، جزوِ اموال عمومی جامعه اسلامی است و نیز به غیربنی هاشم (غیرسادات) اختصاص دارد و لذا، مصارف آن عموماً در مواردِ یادشده است.
ولی امام (ع) در مقام رئیس حکومت نیز با هزینه هایی روبه روست که باید تأمین شود: او برای پیش بُرد نظام اسلامی و اداره جامعه، به بودجه فراوانی نیاز دارد. فریضه خمس برای تأمینِ این منظور، بر متمکّنانِ جامعه، واجب شده است. [۱۴] ازاین رو، در روایت، از خمس به عنوان «وجه الاماره» یاد کرده اند. [۱۵]
۲- ۴ خداوند متعال برای حفظ کرامت و عزت پیامبر اسلام (ص)، محل تأمین بودجه فقرای بنی هاشم و منسوبان به آن حضرت را، از خمس قرار داد و سهم آنان را قرینِ سهم خود و رسول فرمود، تا زمینه تحقیرِ آنان را از بین ببرد؛ چون ممکن است برخی مردم، در پرداخت زکات به فقیران نوعی برتری برای خود و حقارتی نسبت به گیرنده احساس کنند. درحالی که در پرداخت خمس و «وجه الاماره»، قضیه عکسِ آن است و برتری، برای گیرنده می باشد [۱۶]
۳- ۴ خمس برای تأمین بودجه هر کارِ خیری است که امام بخواهند انجام دهند و برای هر موقعیتی که ایشان صلاح بدانند، مصرف کنند. [۱۷]
۴- ۴ خمس وسیله ای برای رشد و کمال انسان محسوب می شود: همچنان که هر فرد با انجام دادنِ هر وظیفه ای، مرحله ای از کمال را می پیماید، با ادای خمس به قصد قربت و بُریدن از دنیا نیز وظیفه اش را انجام داده و خود را از گناهان پاک کرده است و به سوی کمال، ترقّی می کند. [۱۸]
۵- ۴ تحقق احیای دین خدا و برقراریِ حکومت اسلامی که هدف اصلیِ این مکتب است، [۱۹] نیاز به بودجه مستقل و جدای از بودجه زکات دارد. خمس ثروت بسیار عظیمی برای تأمین هزینه های یک انقلاب، برای رسیدن به حکومت عدل الهی، فراهم می آورد. قدرتِ موجودیت دینیِ تشیّع و زنده ماندنِ این مکتب در عصر حضور و غیبت، بر اساس خمس استوار بوده است و این منبع مالی، به اهل بیت (علیهم السلام) و علما که وارثان آنان هستند، این توانایی را داد تا باوجودِ فشار و اختناق دستگاه ظلم، در راه خدا (عز) ایستادگی کنند.

مَؤونه

«مَؤونه» مخارجی را گویند که در زندگی، هزینه می شود و شامل امور زیر است: [۲۰]
۱- ۵ هزینه های زندگیِ شخصی: خوراک، پوشاک، خانه مسکونی، وسایل زندگی، وسیله نقلیه، لوازم تحصیلی، رایانه خانگی، هزینه ازدواج و ...؛
۲- ۵ هدایا و بخشش ها: خیرات، صدقات، جوایز و ...؛
۳- ۵ مخارج سفر حجِ واجب و مستحب، سفر، زیارت، گردش و تفریح؛
۵- ۴ حقوقی که بر عهده شخص است: دیه، غرامت و کفاره.
هزینه های زائد بر نیاز و شأن افراد، جزء مَئونه محسوب نمی شود؛ بنابراین، اگر فردی بیشتر از این مقوله صرف کند، به گونه ای که عرفاً آن را اسراف بشمرند، باید سرِ سال، خمس آن ها را بپردازد.

سال خمسی

هرگاه انسان از راه زراعت، صنعت، تجارت یا از طریق کارگری و کارمندی در مؤسسات گوناگون، درآمدی به دست آورد، خمس (یک پنجمِ) آن به امام (ع) و سادات اختصاص می یابد و باید آن را در عصر غیبت، به فقیهِ جامع شرایط بدهد. البته به او فرصت داده اند تا ی ک سال صبر کند و چنانچه در این مدت، آن درآمد را در نیازهای خود و خانواده استفاده نکند و تمام یا مقداری از آن، تا پایانِ سال زیاد بیاید، باید خمس آن مقدارِ باقی مانده را بپردازد. این امر در حقیقت، نوعی ارفاق و آسان گیری در زندگیِ مؤمنان به شمار می رود. این فرصتِ یک ساله را «سال خُمسی» یا «سال مالی» گویند. [۲۱]

بعضی از احکام خمس، مطابق نظر ده تن از مراجع عظام

خمس درآمد زن

آیا به درآمدِ زنی که برای خود کسبی دارد، ولی مخارج او را شوهر می دهد، خمس تعلق می گیرد؟
همه مراجع: آری، باید خمسِ آن را بدهد؛ ولی اگر مقداری از آن را در نیازهای زندگی خرج کرده باشد، تنها باید خمس باقی مانده را بدهد. [۲۲]

خمس سپرده گذاری

آیا به پولی که در بانک، سپرده گذاری کرده ایم و از درآمد (سودِ) آن، ارتزاق می کنیم، خمس تعلق می گیرد؟
آیات عظام؛ امام راحل، خامنه ای، فاضل، سیستانی، مکارم: اگر پولِ سپرده گذاری از درآمدِ کسب باشد، خمس دارد. [اما درصورتی که ] با پرداخت خمس، هرچند به صورت اقساط، نتواند زندگیِ خود را اداره کند، خمس ندارد. [۲۳]
نوری، تبریزی، بهجت: اگر از درآمدِ کسب باشد، آن مقدار از پول سپرده گذاری که اداره زندگی به آن بستگی دارد، خمس ندارد؛ ولی به مقدارِ بیش از آن، خمس تعلق می گیرد. [۲۴]
صافی، وحید: اگر پولِ سپرده گذاری از درآمدِ کسب باشد، خمس دارد و چنانچه شخص نمی تواند با پرداخت خمسِ آن، امرارمعاش کند، می تواند با حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) دست گردان کند. [۲۵]

خمس سرمایه

کسی که با سختی، سرمایه ای تهیه کرده است که اگر خمسِ آن را بدهد، با بقیه آن نمی تواند کاری شروع کند که با آن می خواهد امرارمعاش کند، آیا باید خمسِ این سرمایه را بدهد؟
همه، به جز مراجع زیر: چنانچه با پرداخت خمسِ آن، هرچند به صورت اقساط، نمی تواند امرارمعاش کند، خمس ندارد. [۲۶]
صافی، وحید: خمس دارد؛ ولی می تواند با حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) دست گردان کند. [۲۷]
نوری، تبریزی، بهجت: آن مقدار از سرمایه که اداره زندگی به آن بستگی دارد، خمس ندارد؛ ولی به مقدارِ بیش از آن، خمس تعلق می گیرد. [۲۸]

خمس هدیه

اگر پدر و مادر یا هر شخص دیگری، چیزی به انسان هدیه کنند، آیا باید خمس آن را داد؟
خامنه ای، نوری: هدیه خمس ندارد. [۲۹]
سیستانی، صافی: چنانچه تا سرِ سالِ خمسی زیاد بیاید، خمس دارد. [۳۰]
فاضل، مکارم، بهجت: چنانچه تا سرِ سالِ خمسی زیاد بیاید، بنابر احتیاطواجب، باید خمس آن را بدهد. [۳۱]
تبریزی، وحید: چنانچه مقدارِ آن فراوان و چشمگیر باشد و از مخارج سال زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد. [۳۲]

هدیه غیرمُخمَّس

کسی که شیعه است، ولی خمس نمی دهد، اگر مالی به من هدیه کند که خمسش را نداده است، آیا باید خمس آن را بدهم؟
همه، به جز سیستانی و تبریزی: بر شخصِ گیرنده واجب است که خمس آن را بدهد. [۳۳]
سیستانی، تبریزی: خمس آن بر عهده بخشنده است و بر شخص گیرنده، چیزی واجب نیست. [۳۴]

جایزه مسابقات

آیا به جوایز مسابقات ورزشی و قرآنی و ... که یک سال از آن ها گذشته، ولی هیچ استفاده ای از آن ها نشده است، خمس تعلق می گیرد؟
امام، خامنه ای، نوری: خمس ندارد. [۳۵]
فاضل، بهجت، مکارم: بنابر احتیاطواجب، باید خمس آن را بدهند. [۳۶]
تبریزی، وحید: اگر مالِ کم ارزشی باشد که نوعاً تا آخرِ سال مصرف می شود، خمس ندارد و در غیراین صورت، خمس دارد. [۳۷]
صافی، سیستانی: خمس دارد.[۳۸]
تبصره: جوایز مسابقات، نوعی بخشش محسوب می شود.

خمس عیدیِ دولت

آیا عیدی و پاداشی که دولت به کارمندان می دهد و به صورت پول نقد یا سکه طلاست، خمس دارد؟ امام، خامنه ای، نوری: خمس ندارد. [۳۹]
صافی، سیستانی، تبریزی، مکارم، وحید: چنانچه تا سرِ سالِ خمسی زیاد بیاید، خمس دارد. [۴۰]
بهجت، فاضل: چنانچه تا سرِ سالِ خمسی زیاد بیاید، بنابر احتیاطواجب، باید خمس آن را بدهد. [۴۱]
تبصره: برخی مراجع، عیدی و پاداش دولت را جزء درآمد قلمداد می کنند و عده ای، آن را هدیه می دانند.

خمس مهریه

آیا مهریه زن خمس دارد؟
همه، به جز بهجت: خیر. [۴۲]
بهجت: چنانچه از مخارج سال زیاد بیاید، بنابر احتیاطواجب خمس دارد. [۴۳]

خمس ارثیه

اگر قیمت روزِ چیزی که انسان به ارث برده است، افزایش یابد (افزایش ارزش ارث) و آن را بفروشد، آیا به مقدارِ افزوده، خمس تعلق می گیرد؟
امام، خامنه ای، تبریزی، سیستانی، نوری، بهجت، وحید: خمس ندارد. [۴۴]
مکارم، صافی: مقدارِ افزوده جزء درآمدِ سالِ فروش شمرده می شود و چنانچه تا سرِ سال زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد. [۴۵]
فاضل: مقدار افزوده، جزء درآمدِ سالِ فروش شمرده می شود و چنانچه تا سرِ سال زیاد بیاید، بنابر احتیاط، باید خمس آن را بدهد. [۴۶]

خمس پس انداز

آیا پولی که به قصد قرعه کشی، در حساب بانک می گذارند، خمس دارد؟
همه: چنانچه از درآمدِ کسب تهیه شده باشد و یک سال از آن گذشته باشد، خمس دارد.[۴۷]
تبصره: بر اساس نظرِ کسانی که معتقدند به هدیه خمس تعلق می گیرد، چنانچه مبلغِ پس اندازشده از راه هدیه به دست آمده باشد، باید سرِ سال، خمس آن را پرداخت.

پس انداز برای روزِ نیاز

آیا به پولی که برای خرید وسایل ضروریِ زندگی ذخیره می شود، خمس تعلق می گیرد؟
امام، تبریزی، سیستانی، مکارم، وحید: چنانچه یک سال از آن بگذرد، خمس دارد.[۴۸]
صافی: اگر هم اکنون به آن وسیله نیاز دارد و تهیه آن بدون پس انداز در مدت چند سال ممکن نیست، خمس ندارد. [۴۹]
خامنه ای: اگر آن پول برای تهیه وسایل موردنیاز در آینده نزدیک، مثلًا تا سه ماه پس از سالِ خمسی، پس انداز شده باشد و با پرداخت خمسِ آن، نتوان آن ها را تهیه کرد، خمس ندارد.[۵۰]
نوری: چنانچه بدون پس اندازکردن، نمی توانند وسایل موردنیاز خود را در آینده تهیه کنند، خمس ندارد. [۵۱]
فاضل، بهجت: اگر بدون پس اندازکردن، نمی توانند وسایل موردنیازِ خود را در آینده تهیه کنند، چنانچه پس اندازشان کوتاه مدت، مثلًا تا سه سال باشد، خمس ندارد. [۵۲]
تبصره: چنانچه در آینده، با پس انداز خود لوازم موردنیاز خویش را تهیه نکند، باید خمس آن را بدهد.

خمسِ پس انداز مسکن

آیا به پولی که برای گرفتنِ وام مسکن، در بانک گذاشته می شود و چندین سال از آن می گذرد، خمس تعلق می گیرد؟
امام، خامنه ای، سیستانی، تبریزی، مکارم، وحید: آری، خمس دارد. [۵۳]
فاضل، بهجت، نوری: اگر برای تهیه خانه موردنیاز، راهی جز این ندارد، به پولِ پس اندازشده خمس تعلق نمی گیرد.[۵۴]
صافی: اگر خانه مسکونی درحال حاضر، موردنیازِ او و در شأنش باشد و راهی جز طریق مذکور ندارد، به آن خمس تعلق نمی گیرد. [۵۵]
تبصره: مراجعی که معتقدند پول مزبور خمس ندارد، فرموده اند که چنانچه این پول در آینده، صَرفِ خرید منزل نشود، خمس آن را باید داد.

اجاره طبقه مسکونی

خانه ای دوطبقه تهیه و بیش از یک سال، در هر دو طبقه زندگی کرده ایم؛ یعنی به هر دو طبقه آن نیاز داشته ایم. اکنون، تصمیم گرفته ایم به طورموقت، یک طبقه آن را برای اداره زندگی اجاره بدهیم. آیا به این طبقه، سرِ سال، خمس تعلق می گیرد؟
همه: به اصل طبقه خانه، خمس تعلق نمی گیرد؛ ولی به پول اجاره، چنانچه تا سرِ سالِ خمسی زیاد بیاید، خمس تعلق می گیرد. [۵۶]
تبصره: باید توجه داشت که در سؤال مذکور، طبقه خانه هنوز از مَئونه بودن خارج نشده است؛ هرچند به طور موقت، از آن استفاده نمی کنند. ازاین رو، به آن، خمس تعلق نمی گیرد.

خمس رهن

آیا به پولی که از درآمدِ کسب تهیه کرده اند و به عنوان رهن، به صاحب خانه می پردازند، خمس تعلق می گیرد؟
امام، سیستانی: خمس دارد و هر زمان دریافت شد یا دریافت آن ممکن باشد، باید فوراً خمس آن را بپردازد.[۵۷]
مکارم، صافی: پول رهن جزء مَئونه است و خمس ندارد؛ ولی اگر آن را بازپَس گرفت و نیازی به آن نداشت، بنابر احتیاط، باید خمس آن را بپردازد. [۵۸]
بهجت، تبریزی، فاضل، وحید: چنانچه بدون پول رهن، نیاز مسکنِ او تأمین نمی شود، خمس ندارد و هر زمان آن را بازپَس گرفت و نیازی به آن نداشت و از مخارج سال، زیاد آمد، خمس دارد. [۵۹]
نوری: اگر نتواند خانه را از راه دیگری اجاره کند، به مبلغ مذکور خمس تعلق نمی گیرد.[۶۰]
خامنه ای: هنگامی که برای این منظور نیاز دارد، پرداخت خمسِ آن واجب نیست؛ ولی هر زمان آن را بازپَس گرفت، باید خمس آن را بدهد؛ مگر آنکه برای اجاره در جای دیگر، به آن نیاز داشته باشد. [۶۱]
تبصره: فرض مسئله جایی است که رهن خانه به صورت معامله شرعی انجام گرفته است و اگر رهن بدون اجاره باشد، معامله رَبَوی محسوب می شود؛ درنتیجه، به اتفاق همه مراجع تقلید، به پول این رهن، خمس تعلق می گیرد.

خمس وسایل زندگی

اگر انسان به چیزی نیاز دارد و آن را از درآمد، تهیه کند و بعد، نیازش برطرف شود، آیا خمس به آن تعلق می گیرد؟
امام: بنابر احتیاطواجب، چنانچه تا سرِ سالِ خمسی زیاد بیاید، خمس دارد. [۶۲]
مکارم، تبریزی، خامنه ای، وحید: در هر حال، خمس ندارد. [۶۳]
فاضل، صافی، نوری: اگر در بین همان سال (سال خرید) نیازش از آن برطرف شود و تا سرِ سالِ خمسی، زیاد بیاید، خمس دارد و اگر بعد از سالِ خرید، نیازش برطرف شود، خمس ندارد. [۶۴]
سیستانی: اگر در بین سال (سال خرید) نیازش از آن برطرف شود و تا سرِ سالِ خمسی زیاد بیاید، بنابر احتیاطواجب، باید خمس آن را بپردازد و اگر بعد از سالِ خرید، نیازش برطرف شود، خمس ندارد. [۶۵]
بهجت: چنانچه تا سرِ سالِ خمسی زیاد بیاید، خمس دارد. [۶۶]

وسایل استفاده نشده

به جهت نیاز، وسایلی خریده ام؛ ولی با اینکه بیش از یک سال از خرید آن ها می گذرد، هیچ استفاده ای از آن ها نکرده ام. آیا به این ها، خمس تعلق می گیرد؟
همه، به جز سیستانی و وحید: چنانچه در معرض استفاده بوده است، خمس ندارد. [۶۷]
سیستانی: باید خمس آن را بپردازد؛ مگر اینکه وجود آن در خانه ضروری باشد و در وقت نیاز، نتواند فوراً آن را تهیه کند. دراین صورت، اگر تهیه آن از قبل، متعارف باشد، خمس ندارد. [۶۸]
وحید: خمس دارد. [۶۹]

خمس جهیزیه

خانواده دختر قادر به خرید یک مرتبه ایِ جهیزیه موردنیازِ خود نیست؛ اگر از درآمد کسب، به تدریج، وسایلی به این جهت بخرد، آیا مشمول خمس می شود؟
امام، خامنه ای، سیستانی، نوری، فاضل، وحید: چنانچه در بین سال، از درآمدِ آن سال تهیه کرده و از شأنش بیشتر نباشد، خمس ندارد.[۷۰]
صافی، بهجت: اگر جهیزیه را در زمانی که دختر در معرض (سنّ) ازدواج است تهیه کنند، خمس ندارد. [۷۱]
مکارم: چنانچه تهیه جهیزیه از پیش، در میان مردم رایج باشد و به صورت هزینه معمولی درآید یا اگر تهیه نکنند، عیب محسوب می شود، خمس ندارد. [۷۲]
تبریزی: آنچه در سالِ ازدواج تهیه کرده اند، خمس ندارد و آنچه در سال های قبل تهیه کرده اند، بنابر احتیاطواجب، باید خمس آن را بدهد. اگر اموالی را قبل از بلوغ دختر به او بخشیده اند، پرداختِ خمس آن بر دختر واجب نیست. [۷۳]

پول جهیزیه

پس از گذشت سالِ خمسی، آیا به پول کسب که برای تهیه جهیزیه ذخیره کرده ایم، به گونه ای که قادر به تهیه آن به صورت یک جا نیستیم، خمس تعلق می گیرد؟
امام، تبریزی، صافی، سیستانی، مکارم، وحید: آری، خمس دارد. [۷۴]
نوری: خمس ندارد. [۷۵]
فاضل، بهجت: چنانچه پس انداز، کوتاه مدت، مثلًا تا سه سال باشد، خمس ندارد. [۷۶]
خامنه ای: اگر برای تهیه جهیزیه در آینده نزدیک، مثلًا تا دو سه ماه پس از سالِ خمسی، پس انداز کرده اند و با پرداخت خمسِ آن، نتوانند آن وسایل را تهیه کنند، خمس ندارد.[۷۷]

خمس قرض الحسنه

به پولی که از درآمدِ کسب تهیه کرده و به عنوان قرض الحسنه، به دیگری داده ایم، آیا خمس تعلق می گیرد؟
همه: چنانچه سرِ سالِ خمسی، دریافتِ آن بدون زحمت ممکن باشد، باید خمس آن را بپردازد و در غیراین صورت، هر زمان دریافت کرد، باید فوراً خمس آن را بدهد.[۷۸]

خمس سکه

آیا به سکه بهارآزادی، خمس تعلق می گیرد؟
همه: اگر از درآمد کسب تهیه شده است و از مخارجِ سال، زیاد بیاید، خمس دارد. [۷۹]
تبصره ۱: سکه بهارآزادی را جزء مَئونه (هزینه معمول زندگی) به حساب نمی آورند؛ ازاین رو، سرِ سال، به آن خمس تعلق می گیرد.
تبصره ۲: بنابر نظر مراجعی که معتقدند هدیه خمس دارد، چنانچه سکه بهارآزادی به فرد هدیه شود و از مخارج سال، زیاد بیاید، خمس دارد.

خمس زیورآلات

آیا به طلا و زیورآلاتِ زنانه که شوهر از درآمدِ خود برای همسرش تهیه می کند، خمس تعلق می گیرد؟
همه: اگر به مقدار متعارف و مناسبِ شأن او باشد، خمس ندارد.[۸۰]

تهیه طلا با درآمد زن

خانمی از حقوق خود طلا و زیورآلاتی خریده است که همیشه خود را با آن زینت می کند. شوهرش پولی ندارد که زن بتواند در این زمینه صَرف کند. آیا دادنِ خمسِ این گونه خریدها، بر زن لازم است؟
همه: اگر به مقدار متعارف و مناسب شأن او باشد، خمس ندارد.[۸۱]

خمس فروشِ طلا

همسرم برایم طلا و زیورآلاتی تهیه کرده و آن را به من بخشیده است؛ ولی پس از چند سال استفاده، آن را فروخته ام. آیا به پول آن، خمس تعلق می گیرد؟
امام، خامنه ای، مکارم، فاضل، تبریزی، سیستانی، وحید: پول فروش آن، درهرحال، خمس ندارد. [۸۲]
سیستانی، صافی، نوری: مقدار تفاوت ارزش خرید و ارزش فروش، جزء درآمد سال شمرده می شود و چنانچه تا سرِ سالِ خمسی زیاد بیاید، خمس دارد.[۸۳]
بهجت: اگر پول فروش تا سرِ سالِ خمسی زیاد بیاید، بنابر احتیاطواجب، خمس دارد. [۸۴]

خمس کتاب

آیا به کتاب، خمس تعلق می گیرد؟
همه: چنانچه کتاب موردنیاز و در شأن شخص باشد، خمس ندارد.[۸۵]

خمس کتابهای مورد نیاز در آینده

امام، خامنه ای: اگر داشتنِ آن ها موردنیاز و در شأن شخص باشد، خمس ندارد.[۸۶]
فاضل، بهجت، سیستانی، نوری: آری؛ خمس دارد؛ مگر آنکه نتوانید در سال آینده تهیه کنید که دراین صورت، خمس ندارد. [۸۷]
تبریزی، مکارم، صافی، وحید: آری؛ خمس دارد. [۸۸]

خمس کتابهای استفاده نشده بیش از یک سال

همه، به جز سیستانی و وحید: چنانچه در معرض استفاده و در شأن شخص باشد، خمس ندارد؛ هرچند به طور اتفاقی، یک سال از آن استفاده نکند. [۸۹]
سیستانی، وحید: باید خمس آن را بپردازد. [۹۰]

خمس رایانه

آیا به رایانه خانگی و ابزار جانبیِ آن، خمس تعلق می گیرد؟
همه: چنانچه به رایانه و ابراز جنبیِ آن نیاز باشد و در شأن شخص باشد، خمس ندارد.[۹۱]

محل پرداخت خمس

خمس را باید به چه کسی پرداخت کنیم؟
امام: باید به مرجع تقلید خود یا مجتهدی بپردازد که مانند او از نظر کمیّت و کیفیت، به مصرف می رساند و نیز می تواند در جایی مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه می دهد. [۹۲]
خامنه ای: باید خمس را به ولیّ امر مسلمین یا وکیل او بدهد و اگر به فتوای مرجع تقلید خود نیز عمل کند، موجب برائت ذمّه می شود. [۹۳]
فاضل، نوری، مکارم، بهجت، وحید: سهم امام را باید به مرجع تقلید خود یا مجتهدی بپردازد که مانند او از نظر کمیّت و کیفیت، به مصرف می رساند و نیز می تواند در جایی مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه می دهد و سهم سادات را بنابر احتیاطواجب، باید به مرجع تقلید خود یا با اجازه او، به سادات بدهد. [۹۴]
تبریزی: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود بدهد یا به مصرفی برساند که او اجازه می دهد و چنانچه بخواهد به مجتهد دیگری بدهد، بنابر احتیاطواجب، باید از مرجع تقلید خود اجازه بگیرد و سهم سادات را می توان به خودِ آنان داد. [۹۵]
سیستانی: سهم امام را باید به مرجع تقلید خود بدهد یا به مصرفی برساند که او اجازه می دهد و احتیاطواجب آن است که او، مرجع اعلَم و آگاه بر جهات عامّه باشد و سهم سادات را می توان به خودِ آنان داد. [۹۶]
صافی: سهم امام را باید به مرجع تقلید خود یا مجتهدی بپردازد که مانند او از نظر کمیّت و کیفیت، به مصرف می رساند و نیز می تواند در جایی مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه می دهد و سهم سادات را می توان به خود آنان داد.[۹۷]
تبصره: خمس را در هنگام مصرف، دو قسمت می کنند: نصف آن، سهم امام و نصف دیگر، سهم سادات است. آیات عظام سیستانی، تبریزی و صافی در پرداخت سهم سادات، اجازه مجتهد را لازم نمی دانند.

سهم سادات

مردی که همسر و فرزندانش سیّد هستند، آیا می تواند سهم سادات را به خانواده خود بدهد تا به مصرف مخارج خود که بر عهده مرد است، مثل خوراک و پوشاک، برسانند؟
همه، به جز مکارم، خامنه ای، وحید: بنابر احتیاطواجب، جایز نیست.[۹۸]
مکارم، خامنه ای، وحید: جایز نیست. [۹۹]
آیا به سیّدی که بیش از مخارج سالش داشته باشد، می توان خمس داد؟
همه: خیر؛ در سهم سادات، فقر شرط است. [۱۰۰]

خمس زنان سادات

زن سیّده ای که فقیر است و شوهرش قادر به اداره زندگی او نیست، آیا می توان به او سهم سادات داد؟
امام، خامنه ای: بدون اجازه حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) جایز نیست.[۱۰۱]
بهجت، فاضل، مکارم، نوری، وحید: بنابر احتیاطواجب، باید با اجازه حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) انجام گیرد. [۱۰۲]
تبریزی، سیستانی، صافی: آری؛ جایز است. [۱۰۳]

مبدأ سال خمسی

شخص از چه زمانی باید سال خمسی داشته باشد؟
امام، خامنه ای، فاضل، بهجت، صافی: آغاز سال خمسی برای کسانی که درآمد تدریجیِ روزانه دارند، مانند تاجر و کاسب، از وقتی است که شروع به کار می کنند و برای کارمند و کارگر، اولین درآمد و حقوق آنان است و برای کشاورز و مانند آن، از اولین محصولی است که برداشت می کند و چنانچه از مخارج سال زیاد آمد، باید خمس آن را بپردازد. [۱۰۴]
مکارم، نوری، تبریزی: آغاز سال خمسی برای هر کسی، اولین درآمدِ اوست و چنانچه از مخارج سال، زیاد آمد، باید خمس آن را بپردازد. [۱۰۵]
سیستانی، وحید: آغاز سال خمسی برای هر کسی، از وقتی است که شروع به کار می کند و چنانچه از مخارج سال، زیاد آمد، باید خمس آن را بپردازد. [۱۰۶]

محاسبه خمس

راه محاسبه خمس را بیان کنید.
کشاورزان، کارمندان، کارگران، کاسب ها و همه کسانی که درآمدِ کسب دارند، واجب است برای خود حساب سالِ خمسی داشته باشند و برای محاسبه خمس، به این صورت عمل کنند:
هنگامی که از دریافت اولین درآمد [۱۰۷] یک سال گذشت، آن روز وقت حساب سال است. هرچه از مَئونه که استفاده می شود و عینِ آن از بین می رود، مانند خوراکی ها، مواد شوینده، وسایل تحصیلی مثل دفتر و خودکار و غیر آن ها، چنانچه تا آخرِ سال خمسی زیاد بیاید و در بازار، ارزشی داشته باشد، باید خمس (یک پنجمِ) آن را به قیمتِ روز بپردازند و چیزهایی از مَئونه که موردنیاز انسان است و با استفاده، عینِ آن از بین نمی رود، مانند وسیله نقلیه و وسایل زندگی مثل فرش، یخچال و ... هر چند سال هم بر آن ها بگذرد، خمس به آن ها تعلق نمی گیرد. [۱۰۸]
مثال: کارمندی در پایان خردادِ ۱۳۸۰، اولین حقوق خود را دریافت می کند. حساب سالِ خمسیِ او، پایان خرداد ۱۳۸۱ است. در این تاریخ، ۱۰ کیلو برنج، ۵ کیلو لپّه، پنج عدد تاید و مبلغ ۵۰ هزارتومان، زیاد آمده است. او می تواند یک پنجمِ عینِ هر یک از اجناس بالا را جدا کرده و بابتِ خمس بپردازد و جایز است قیمت آن را به روز حساب کند و یک پنجمِ آن را به صورت پول نقد بدهد.
تبصره ۱: کسی که شغل ندارد، اگر اتفاقاً معامله ای کند و سودی ببرد، بعد از آنکه یک سال از زمانی بگذرد که فایده بُرده است، باید خمس مقداری را بدهد که از خرجِ سالش زیاد آمده است.[۱۰۹]
تبصره ۲: دربارهٔ خمسِ بعضی درآمدها، مانند حقوق خانواده، شهدا، هدیه جایزه بانکی و ... میان مراجع تقلید اختلاف نظر است که در خمس هدیه، به آن ها پرداختیم.
تبصره ۳: شخص می تواند در بین سال نیز، هر وقت حقوقی به دستش آمد، خمس آن را بدهد و لازم نیست یک سال صبر کند.

محاسبه اموال غیرمخمَّس

کسی که درآمدِ کسب دارد، ولی تا به حال، خمس نمی داده است و اکنون می خواهد خودش محاسبه کند و خمس اموالش را بپردازد، باید چگونه عمل کند؟
همه: اگر از درآمدِ خود، چیزی خریده است که به آن احتیاج ندارد و یک سال از خریدِ آن گذشته باشد، باید خمس آن را بدهد. اما اگر اثاث خانه و چیزهای دیگری مطابق با شأنِ خود خریده است که به آن ها نیاز دارد، دراین صورت، چنانچه بداند آن ها را در بین سالی خریده است که در آن سال، فایده بُرده است، لازم نیست خمس آن را بدهد و اگر نداند که در بین سال یا بعد از تمام شدنِ سال بوده است، بنابر احتیاطواجب، باید با حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) یا نماینده او مصالحه کند؛ بدین صورت که تمام اموال مشکوک خود را محاسبه می کند و حاکم شرع، بدهیِ خمسیِ او را به مقداری تخمین می زند و با او مصالحه می کند و با پرداخت آن، تمام اموالش پاک می شود.[۱۱۰]

خمس بدهی

کسی که برای نیازهای زندگی، مبلغی قرض کرده و در آن راه صَرف کرده است، آیا می تواند سرِ سالِ خمسی، مبلغ بدهی را از درآمدِ سال کم کند؟
امام، مکارم، نوری، سیستانی: اگر برای نیاز سالِ جاری قرض کند، می تواند به مقدارِ بدهی، کسر کند؛ ولی اگر بدهیِ او برای نیاز سال های گذشته اش باشد، کسرکردنِ آن جایز نیست؛ بلکه می تواند قرض خود را از درآمد بپردازد تا به مقدار آن، خمس تعلق نگیرد. [۱۱۱]
تبریزی، وحید: اگر بدهی خود را تا پیش از سرِ سال نپردازد، نمی تواند از درآمد سال کم کند؛ مگر آنکه قرض بعد از به دست آوردنِ منفعت بوده باشد. [۱۱۲]
فاضل، بهجت، خامنه ای، صافی: آری؛ خمس تعلق می گیرد و جایز نیست مقدار بدهیِ خود را از درآمد کم کند؛ بلکه می تواند قرضِ خود را از درآمد بپردازد تا به مقدار آن، خمس تعلق نگیرد. [۱۱۳]

معاشرت با تارِک خمس

رفت وآمد با خانواده ای که خمس پرداخت نمی کند، چه حکمی دارد؟
همه، به جز سیستانی، تبریزی، وحید: معاشرت با آنان اشکال ندارد و اگر یقین نداشته باشد که به غذای آن ها، خمس تعلق گرفته است، خوردن آن نیز جایز است و چنانچه احتمال تأثیر بدهد، آنان را ارشاد کند.[۱۱۴]
سیستانی، تبریزی: معاشرت با آنان اشکال ندارد و می تواند از غذای آن ها استفاده کند و چنانچه احتمال تأثیر بدهد، آنان را ارشاد کند. [۱۱۵]
وحید: معاشرت با آنان اشکال ندارد و اگر یقین نداشته باشد به غذای آن ها خمس تعلق گرفته است و شک دارد، بنابر احتیاطواجب، خوردن آن جایز نیست. [۱۱۶]

غذای غیر مخمَّس

غذایی که در مهمانی می خوریم و خمس آن را نداده اند، چه حکمی دارد؟
همه، به جز سیستانی و تبریزی: خوردن آن، پیش از پرداخت خمسِ آن یا بدون اجازه حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط)، جایز نیست. [۱۱۷]
سیستانی، تبریزی: خوردن آن برای میهمان اشکال ندارد؛ ولی صاحب خانه ضامنِ خمس است.[۱۱۸]
تبصره: آیت الله مکارم در کتاب استفتائاتِ خود، اجازه داده اند که در غذای غیرمخمَّس تصرّف کنیم و خمس آن را به ساداتِ نیازمند بپردازیم. [۱۱۹]

پانویس

  1. انفال/ 21.
  2. «لا یحلّ لاحد ان یشتری من الخمس شیئاً حتی یصل الینا حقّنا»، وسائل الشیعه، ج 6، باب 1، ح 4.
  3. «ما کان للّه فهو لرسوله و ما کان لرسوله فهو لنا ثم کان و الله لقد یسّر الله علی المؤمنین ارزاقهم بخمسه دراهم قبلوا لربّهم واحداً و اکلوا اربعه احلّاء ثم قال هذا من حدیثنا صعب مستصعب لایعمل به و لایصبر علی الّا ممتحن قلبه للایمان»، همان، ابواب «ما یجبُ فیهِ الخُمس»، باب 1، ح 6.
  4. ر. ک: محمدجواد مغنیه، الفقه علی المذاهب الخمسه، ص 186؛ سیدابوالقاسم خویی، مستند العروه الوثقی، کتاب الخمس، ص 197.
  5. متن کامل آیه را، با ترجمه، در پرسش 1 ذکر کردیم.
  6. ر. ک: مجمع البحرین، لسان العرب، تاج العروس، ماده «غنم».
  7. زبده المقال، ص 5.
  8. وسائل الشیعه، ج 6، باب 8، ابواب «ما یجبُ فیهِ الخُمس»، ح 5.
  9. ر. ک: وسائل الشیعه، ابواب «ما یجبُ فیهِ الخُمس» و ابواب الانفال.
  10. مستند العروه الوثقی، کتاب الخمس، ص 343.
  11. سیدابوالقاسم خویی، مستند العروه الوثقی، کتاب الخمس، ص 196.
  12. محمدتقی مدرسی، احکام الخمس، ص 16.
  13. سیدمحمود هاشمی شاهرودی، کتاب الخمس، ج 2، ص 45.
  14. ناصر مکارم شیرازی، یک صد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص 423 تا 425 و تعلیقات علی العروه، کتاب الخمس، ص 392.
  15. ر. ک: وسائل الشیعه، ج 6، کتاب الخمس، باب 2، ح 12.
  16. ر. ک: وسائل الشیعه، ج 6، ابواب قسمه الخمس، باب 1، ح 4 و 8.
  17. «فما کان للّه فهو لرسوله یضعه، حیث شاء.» آنچه خاص خداست، برای پیامبر اسلام است؛ هر جا صلاح بداند قرار می دهد.»، همان، ابواب الانفال، باب 1، ح 12.
  18. در مکاتبه امام رضا (ع) به یکی از یارانش آمده است: «ان اخراجه (خمس) مفتاح رزقکم و تمحیص ذنوبکم.» پرداخت خمس کلید جلب روزی و وسیله آمرزش گناهان است.»، همان، ابواب الانفال، باب 3، ح 2.
  19. در همان مکاتبه، آمده است: «انّ الخمسَ عونُنا علی دیننا.» خمس کمک ما در برقراریِ دین خداست.)، همان، ابواب الانفال، باب 3، ح 2.
  20. العروه الوثقی، ج 2، کتاب الخمس، م 61.
  21. العروه الوثقی، ج 2، م 72.
  22. توضیح المسائل مراجع، م 1757؛ نوری، توضیح المسائل، م 1753؛ العروه الوثقی، ج 2، م 83؛ خامنه ای، اجوبه، س 997؛ دفتر: وحید.
  23. العروه الوثقی، ج 2، م 59؛ مسائل، ج 1، س 708؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 543؛ سیستانی، المسائل المنتخبه، م 588؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج 1، م 1213؛ دفتر: خامنه ای.
  24. نوری، استفتائات، ج 1، س 271؛ تبریزی، تعلیقه، م 32؛ تبریزی، استفتائات، س 948؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1401.
  25. دفتر: صافی، وحید.
  26. امام، استفتائات، ج 1، س 35؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 543؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 765؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج 1، م 1219؛ سیستانی، المسائل المنتخبه، م 588؛ دفتر: خامنه ای.
  27. دفتر: صافی، وحید.
  28. نوری، استفتائات، ج 1، س 271؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1401؛ تبریزی، التعلیقه علی منهاج الصالحین، کتاب الخمس، م 32.
  29. توضیح المسائل مراجع، م 1753؛ خامنه ای، اجوبه، س 850؛ نوری، توضیح المسائل، م 1749.
  30. توضیح المسائل مراجع، م 1753.
  31. همان، م 1753.
  32. همان، م 1753؛ وحید، توضیح المسائل، م 1761.
  33. توضیح المسائل مراجع، ج 2، م 1763؛ بهجت، وسیله النجاه، ج 1، م 1422.
  34. توضیح المسائل مراجع، ج 2، م 1763.
  35. خامنه ای، اجوبه، س 851؛ نوری، استفتائات، ج 2، س 355؛ دفتر: امام.
  36. خامنه ای، اجوبه، س 851؛ نوری، استفتائات، ج 2، س 355؛ دفتر: امام.
  37. تبریزی، استفتائات، س 819؛ وحید، توضیح المسائل، م 1761.
  38. سیستانی، منهاج الصالحین، کتاب الخمس، السابع؛ صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 631.
  39. امام، استفتائات، ج 1، س 191؛ خامنه ای، اجوبه، س 862؛ دفتر: نوری.
  40. تبریزی، استفتائات، س 829؛ سیستانی، منهاج الصالحین، کتاب الخمس، السابع؛ دفتر: مکارم؛ وحید.
  41. دفتر: بهجت، فاضل.
  42. توضیح المسائل مراجع، م 1754؛ نوری، توضیح المسائل، م 1750؛ خامنه ای، اجوبه، س 861؛ وحید، توضیح المسائل، م 1762.
  43. بهجت، توضیح المسائل، م 1378.
  44. امام، استفتائات، ج 1، س 87؛ تبریزی، استفتائات، س 967؛ خامنه ای، اجوبه، س 858؛ نوری، استفتائات، ج 2، س 360؛ وحید، توضیح المسائل، م 1778؛ بهجت، وسیله النجاه، م 1380.
  45. صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 684؛ مکارم، توضیح المسائل، م 1492.
  46. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 859.
  47. توضیح المسائل مراجع، م 1752؛ نوری، توضیح المسائل، م 1748؛ وحید، توضیح المسائل، م 1760؛ خامنه ای، اجوبه، س 954.
  48. امام، استفتائات، ج 1، س 24؛ تبریزی، استفتائات، س 856؛ سیستانی، gro. inatsis، خمس، ش 8؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 516؛ دفتر: وحید.
  49. صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 738.
  50. خامنه ای، اجوبه، س 987 و 860.
  51. نوری، استفتائات، ج 2، س 330.
  52. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 748؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1391.
  53. مکارم، استفتائات، ج 2، س 533؛ تبریزی، استفتائات، س 889؛ خامنه ای، اجوبه، س 908؛ سیستانی، gro. inatsis، خمس، ش 10؛ دفتر: امام، وحید.
  54. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 677؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1391؛ نوری، استفتائات، ج 2، س 328.
  55. صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 706.
  56. امام، استفتائات، ج 1، س 41؛ صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 715 و 740؛ خامنه ای، اجوبه، س 888 و 899 و 922؛ تبریزی، استفتائات، س 826 و 888؛ مکارم، توضیح المسائل، م 1507؛ نوری، استفتائات، ج 1، س 267؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 702؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1376؛ دفتر: وحید، سیستانی.
  57. امام، استفتائات، ج 1، س 116؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 687؛ دفتر: سیستانی.
  58. مکارم، استفتائات، ج 2، س 524 و توضیح المسائل، م 506؛ صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 707.
  59. بهجت، توضیح المسائل، م 1396؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 687 و 688؛ دفتر: وحید، تبریزی.
  60. نوری، استفتائات، ج 2، س 344.
  61. خامنه ای، اجوبه، س 897 و 945.
  62. امام، تحریرالوسیله، ج 2، م 16.
  63. توضیح المسائل مراجع، م 1781؛ خامنه ای، اجوبه، س 899؛ وحید، توضیح المسائل، م 1789.
  64. صافی، توضیح المسائل، م 1790؛ نوری، توضیح المسائل، م 1751؛ فاضل، العروه الوثقی مع تعلیقات، ج 2، م 67.
  65. منهاج الصالحین، ج 1، م 1223.
  66. دفتر: بهجت.
  67. امام، استفتائات، ج 1، س 41؛ صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 740؛ خامنه ای، اجوبه، س 922 و 904؛ نوری، استفتائات، ج 1، س 267؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 702؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1376؛ تبریزی، استفتائات، س 888 و 826؛ مکارم، توضیح المسائل، م 1507.
  68. دفتر: سیستانی.
  69. دفتر: وحید.
  70. توضیح المسائل مراجع، م 1777؛ خامنه ای، اجوبه، س 905 و 917؛ نوری، توضیح المسائل، م 1773؛ وحید، توضیح المسائل، م 1785.
  71. صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 748؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1391.
  72. مکارم، استفتائات، ج 2، س 548؛ توضیح المسائل مراجع، م 777.
  73. تبریزی، توضیح المسائل، م 1786 و استفتائات، س 822.
  74. امام، استفتائات، ج 1، س 25؛ تبریزی، استفتائات، س 836 و 891؛ صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 748؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 516؛ وحید، توضیح المسائل، م 1783؛ سیستانی، gro. inatsis، خمس، ش 8.
  75. نوری، استفتائات، ج 2، س 380.
  76. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 748؛ بهجت، توضیح المسائل، س 391.
  77. خامنه ای، اجوبه، س 860 و 987.
  78. امام، استفتائات، ج 1، س 96؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 833؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 319؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1379؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج 1، م 1251؛ نوری، استفتائات، ج 2، س 372؛ تبریزی، استفتائات، س 946؛ خامنه ای، اجوبه، س 870؛ صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 621؛ دفتر: وحید.
  79. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 649؛ العروه الوثقی، ج 2، م 1؛ صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 628؛ خامنه ای، اجوبه، س 952.
  80. العروه الوثقی، ج 1، م 61؛ خامنه ای، اجوبه، س 900؛ توضیح المسائل مراجع، م 1775؛ وحید، توضیح المسائل، م 1783.
  81. العروه الوثقی، ج 2، م 83؛ توضیح المسائل مراجع، م 1757؛ خامنه ای، اجوبه، س 998؛ وحید، توضیح المسائل، م 1783.
  82. امام، توضیح المسائل، م 1770 و 1753؛ خامنه ای، اجوبه، س 858؛ فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 485؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 314؛ تبریزی، استفتائات، س 841؛ وحید، توضیح المسائل، م 1778.
  83. توضیح المسائل مراجع، م 1770 و 1781؛ صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 625؛ نوری، توضیح المسائل، م 1766 و استفتائات، ج 2، س 359.
  84. دفتر: بهجت.
  85. العروه الوثقی، ج 2، م 61؛ خامنه ای، اجوبه، س 899.
  86. امام، استفتائات، ج 1، س 89؛ خامنه ای، اجوبه، س 899.
  87. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 748؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1391؛ نوری، استفتائات، ج 2، س 341؛ دفتر: سیستانی.
  88. تبریزی، استفتائات، س 805؛ مکارم، توضیح المسائل، م 1507؛ صافی، جامع الاحکام، ح 1، س 738 و 744؛ وحید، توضیح المسائل، م 1783.
  89. امام، استفتائات، ج 1، س 91؛ خامنه ای، اجوبه، س 899؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 734؛ تبریزی، استفتائات، س 888؛ نوری، استفتائات، ج 1، س 267؛ صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 704؛ مکارم، توضیح المسائل، م 1507؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1376.
  90. دفتر: سیستانی و وحید.
  91. العروه الوثقی، م 61؛ خامنه ای، اجوبه، س 899.
  92. توضیح المسائل مراجع، م 1834.
  93. خامنه ای، اجوبه، س 1004 و 1002.
  94. توضیح المسائل مراجع، م 1834؛ نوری، توضیح المسائل، م 1830؛ وحید، توضیح المسائل، م 1843.
  95. توضیح المسائل مراجع، م .1834.
  96. همان.
  97. همان.
  98. توضیح المسائل مراجع، م 1841 و 1842؛ نوری، توضیح المسائل، م 1837 و 1838؛ العروه الوثقی، ج 2، قسمه الخمس، م 5.
  99. توضیح المسائل مراجع، م 1841 و 1842؛ خامنه ای، اجوبه، س 1021؛ وحید، توضیح المسائل، م 1850.
  100. توضیح المسائل مراجع، م 1834؛ نوری، توضیح المسائل، م 1830؛ خامنه ای، اجوبه، س 1020؛ وحید، توضیح المسائل، م 1843.
  101. توضیح المسائل مراجع، 1834؛ خامنه ای، اجوبه، س 1017.
  102. توضیح المسائل مراجع، م 1834؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 355؛ نوری، توضیح المسائل، م 1830 و 1839؛ وحید، توضیح المسائل، م 1843 و 1852.
  103. توضیح المسائل مراجع، م 1834.
  104. امام، استفتائات، ج 1، س 135؛ خامنه ای، اجوبه، س 995؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 806 و 814؛ بهجت، وسیله النجاه، م 1382؛ صافی، توضیح المسائل، م 1774 و جامع الاحکام، ج 1، س 608.
  105. نوری، استفتائات، ج 2، س 310؛ تبریزی، التعلیقه علی منهاج الصالحین، م 1218؛ مکارم، توضیح المسائل، م 1486.
  106. سیستانی، المسائل المنتخبه، م 593؛ وحید، توضیح المسائل، م 1773.
  107. البته در آغاز سال خمسی، میان مراجع اختلاف نظر است. (ر. ک: زمان، سال خمسی.)
  108. العروه الوثقی، ج 2، باب الخمس، م 67.
  109. توضیح المسائل مراجع، م 1765؛ نوری، توضیح المسائل، م 1761؛ وحید، توضیح المسائل، م 1773.
  110. توضیح المسائل مراجع، م 1797؛ وحید، توضیح المسائل، م 1806؛ نوری، توضیح المسائل، م 1793؛ خامنه ای، اجوبه، س 934 و 927.
  111. توضیح المسائل مراجع، م 1786 و 1787؛ نوری، توضیح المسائل، م 1783 و 1782.
  112. تبریزی، توضیح المسائل، م 1795؛ وحید، توضیح المسائل، م 1794.
  113. توضیح المسائل مراجع، م 1786، 1787؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1406 و 1407؛ خامنه ای، اجوبه، س 864؛ صافی، توضیح المسائل، م 1795 و 1796.
  114. توضیح المسائل مراجع، م 1795؛ نوری، توضیح المسائل، م 1791؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1408؛ خامنه ای، اجوبه، س 932 و 933.
  115. توضیح المسائل مراجع، م 1795.
  116. وحید، توضیح المسائل، م 1803.
  117. توضیح المسائل مراجع، م 1795؛ نوری، توضیح المسائل، م 1791؛ خامنه ای، اجوبه، س 930 و 928؛ وحید، توضیح المسائل، م 1803؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1407.
  118. توضیح المسائل مراجع، م 1763 و 1795.
  119. استفتائات، ج 2، س 575.
بازگشت به پرداخت خمس