فرهنگ مصادیق:وهابیت و تکفیر اهل سنت

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
وهابیت و تکفیر اهل سنت

ممکن است برخی با توجه هجمه ¬ای تبلیغاتی وهابیت علیه شیعه فکر کنند که این گروه چون خود را منتسب به اهل سنت می‌داند، تنها خصومت شان با پیروان اهل بیت علیهم السلام است و از این-رو آنان را مشرک و اهل بدعت می‌خوانند، اما واقعیت خلاف این نگاه است، وهابیت جریانی است که با همه مذاهب و فرقه ¬های اسلامی دشمنی آشتی ناپذیر دارد، وقتی به دیدگاه‌های سردمداران و نظریه پردازان این فرقه منحرف مراجعه می‌کنیم به وضوح می‌بینیم که آنها نه تنها با شیعه مخالفت مبنایی دارند، بلکه با تمام مذاهب فقهی و کلامی اهل سنت در ستیزه¬ اند، بزرگترین شخصیت علمی اهل سنت یعنی ابوالحسن اشعری توسط یکی از نویسندگان وهابی تکفیر شده‌اند!

جمعی از نویسندگان وهابی در کتاب «الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه» ج۳ ص۲۱۰ و ۲۱۱ می‌گوید:و این طائفه-از اهل سنت-که منتسب به ابی الحسن اشعری هستند، توحید خداوند را انکار کردند…شرک به خدا را جایز شمردند…و در ادامه می‌گوید:ائمه اهل سنت در رد این قوم کافر و معاند،ردیه نوشته‌اند!!« فالأئمه من أهل السنه وأتباعهم لهم المصنفات المعروفه فی الرد علی هذه الطائفه الکافره المعانده، »[۱]

می‌دانیم که «ابوالحسن اشعری» رئیس مذهب کلامی و اعتقادی اکثر قاطع اهل سنت است و قتی این شخص توسط علمای وهابی تکفیر می‌شود وضعیت و تکلیف بقیه افراد عادی از اهل سنت مشخص است.

ابن تیمیه که امام وهابیت شناخته می‌شود همه اهل سنت یا اکثر آنها را کافر دانسته و به تکفیر شیعه بسنده نکرده طوری که تکفیر ایشان اکثر علمای اهل سنت قبل از خودش را شامل می‌شود

ابن تیمیه در مورد تقلید از مذاهب اربعه می‌گوید:«مَنْ قَالَ: أَنَا شَافِعِیُّ الشَّرْعِ أَشْعَرِیُّ الِاعْتِقَادِ قُلْنَا لَهُ: هَذَا مِنْ الْأَضْدَادِ لَا بَلْ مِن الارتداد،»[۲] هرکس بگوید: من در فقه، شافعی هستم و از نظر کلامی، اشعری هستم، این‌ها ممکن نیست و ضد هم هستند، بلکه هرکس چنین اعتقادی داشته باشد، مرتد هست.

بنابر این اکثر شافعی‌ها طبق نظر ابن تیمیه، مرتدنی، چون همه شافعی‌ها از نظر فقهی شافعی هستند و از نظر کلامی، یا اشعریند یا ماتریدی، ولی بیشترشان اشعری هستند.

همچنین ابن تیمیه در مجموع فتاوی خودش می‌گوید: هر کس به یک مذهب خاصی تعصب داشته باشد و بگوید : مثلا در تمام احکام شرعی ، حنفی هستم این شخص کافر است، واجب است که توبه داده شود و گرنه باید کشته شود.فَمَنْ فَعَلَ هَذَا کَانَ جَاهِلًا ضَالًّا ؛ بَلْ قَدْ یَکُونُ کَافِرًا ؛ فَإِنَّهُ مَتَی اعْتَقَدَ أَنَّهُ یَجِبُ عَلَی النَّاسِ اتِّبَاعُ وَاحِدٍ بِعَیْنِهِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّهِ دُونَ الْإِمَامِ الْآخَرِ فَإِنَّهُ یَجِبُ أَنْ یُسْتَتَابَ فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ»[۳]

بنابر این ءبق طفته ابن تیمیه هر کس بگوید : فقط از ابو حنیفه تقلید می‌کنم و از بقیه تقلید نمی‌کنم، این شخص، جاهل و گمراه است بلکه کافر هست!

هم اکنون تمام حنفی‌ها، رساله تنها از ابوحنیفه تبعیت می‌کنند و حنفی وجود ندارد که نصف مسائلش را از ابوحنیفه و نصف دیگرش را از شافعی بگیرد، احناف افتخارشان پیروی از امام شان ابوحنیفه می‌باشد و شافعی‌ها نیز هم چنین.افتخار می‌کنند که مقلد امام شافعی هستند.

طبق اعتقاد ابن تیمیه، هم اکنون همه اهل سنت جهان، کافر هستند و باید توبه داده شوند و اگر توبه نکردند، باید کشته شوند!!

محمد صدیق قنوجی در کتاب «الدین الخالص»، در بحث مفصلی که در باره مذاهب و شرک دانستن آن انجام داده گفته است:« تامل کن و بیاندیش به تقلید کنندگان از مذاهب (چهارگانه) که چگونه بر تقلید مردگان پافشاری می‌کنند و اعتراف می‌کنند که فهم قرآن و سنت پیامبر مختص به آنان است و برای شرک خود به عبارات دیگران و خوابهای بزرگان استناد می‌کنند و کلام مردم و ائمه (چهارگانه اهل سنت) را به کلام خداوند ترجیح می‌دهند هر چند بر این موضوع بی‌خوبی آگاه هستند. نمی‌دانیم که چه عذری در پیشگاه خداوند در روز حساب و کتاب خواهند آورد و چه چیزی باعث نجات آنان از عذاب خداوند خواهد شد!!!.»[۴]

نقد و بررسی

همان گونه که ملاحظه شد نظریه پردازان وهابی اهل سنت را تکفیر نمودند، در حالیکه تکفیر مسلمان مخالف نظریه علمای اهل سنّت است، شافعی رئیس مذهب شافعیّه گفته است:«أقبل شهاده أهل الأهواء إلا الخَطّابیه؛ لأنّهم یشهدون بالزور لموافقیهم[۵]؛ شهادت تمام اهل بدعت را قبول می‌کنم جز خَطّابیّه زیرا این‌ها شهادت دروغ را نسبت به موافقان خویش جایز می‌شمارند.

ابو الحسن اشعری متوفای ۳۲۴، مؤسس مذهب اشاعره، می‌نویسد:«اِخْتَلَفَ المُسْلِمُون بَعْدَ نَبِیِّهِمْ صلی الله علیه وسلم فی أَشْیاء ضَلَّلَ بَعْضُهُم بَعْضا ، وبَرِی ءَ بَعْضُهُم من بعضٍ فَصاروا فِرَقا مُتَبایِنِین وأحزابا مُتَشَتِّتِین إلاّ أنّ الإسلامَ یَجْمْعُهُم ویَشْتَمِلُ عَلَیْهِم[۶]؛ بعد از پیامبر گرامی [ صلی الله علیه و آله ] میان مسلمانان در بسیاری از امور اختلاف پدید آمد به طوری که برخی از آنان دیگری را گمراه دانسته و از آنان تبرا جستند و با این که به فرقه‌های مخالف و احزاب پراکنده منشعب شدند ولی اسلام همه را فرا می‌گیرد و شامل می‌شود.

زاهر بن احمد سرخسی متوفای ۳۸۹، از دوستان نزدیک ابوالحسن اشعری نقل می‌کند که اشعری، هنگام وفاتش به من دستور داد که تمام اصحاب و پیروان او را که جمع کردم، به آنان گفت:

اِشْهَدُوا عَلَیَّ أنَّنِی لا أُکَّفِرُ أحدا من أهل القِبْلَهِ بِذَنْبٍ ، لأنّی رأیتُهُم کُلَّهُم یُشیرُون إلی مَعْبُودٍ واحدٍ والإسلامُ یَشْمُلُهم ویَعُمُّهُم[۷]؛ گواه باشید که هیچ یک از اهل قبله را به خاطر گناهی که از وی سر می‌زند تکفیر نمی‌کنم؛ زیرا همه آنان به خدای واحد عقیده دارند و اسلام بر همه آنان صدق می‌کند.

شیخ الاسلام سُبْکی متوفای ۷۵۶، از علمای پرآوازه اهل سنّت می‌گوید: «إنَّ الإقدامَ عَلی تکفیرِ الموءمنین عُسَرٌ جِدّا ، وَکُلُّ من کان فی قَلبِه إیمانٌ یَسْتَعْظِم القولُ بِتَکْفیر أهلِ الأهواء والبِدَعِ، مع قولهم لا إله إلاّ اللّهُ ، محمدٌ رسولُ اللّه ، فَإنَّ التکفیر أمرٌ هائلٌ عظیمُ الخَطَر[۸]؛ اقدام بر تکفیر مؤمن جدا سخت است و هر انسان با ایمانی، تکفیر صاحبان هوا و اهل بدعت را که شهادتین می‌گویند کار بسیار دشواری می‌داند زیرا تکفیر کار خیلی سخت و پر خطر می‌باشد.

قاضی عضد الدین ایجی متوفای ۷۵۶، می‌نویسد:

جمهور المتکلمین والفقهاء علی أنّه لا یکفّر أحد من أهل القبله… لم یبحث النبی عن اعتقاد من حکم بإسلامه فیها ولا الصحابه ولاالتابعون ، فعلم أنّ الخطأ فیها لیس قادحا فی حقیقه الإسلام[۹]؛ عموم متکلمان و فقیهان بر این عقیده هستند که هیچ یک از اهل قبله را نمی‌شود تکفیر کرد … پیامبر گرامی هرگز از اعتقادات کسی که مسلمان می‌شد، سؤال نفرمود و سیره صحابه نیز چنین بود، بنا بر این خطا و اشتباه عقیدتی یک مسلمان به حقیقت اسلام او ضرر نمی‌رساند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و صحابه تفتیش عقاید نمی‌کردند:«تفتازانی متوفای ۷۹۱، می‌گوید:«إن مخالف الحق من أهل القبله لیس بکافر ما لم یخالف ما هو من ضروریات الدین کحدوث العالم وحشر الأجساد، واستدل بقوله: إن النبی ومن بعده لم یکونوا یفتّشون عن العقائد وینبهون علی ماهو الحق؛[۱۰] نمی‌شود اهل قبله¬ ای را که مخالف حق باشد، کافر دانست، مگر این که ضروریات دین (همانند: حدوث عالم و قیامت وحشر موجودات) را انکار نماید. زیرا پیامبر گرامی[ صلی الله علیه و آله ] و صحابه بعد از آن حضرت، از عقاید مردم تفتیش نمی‌کردند و آن چه را که به ظاهر حق بود، از مردم می‌پذیرفتند.

در نتیجه وهابیت تنها در تضاد با باورهای شیعه نیست، بلکه تمام مسلمین غیر از خودشان را مشرک، کافر و اهل بدعت می‌دانند، تاریخ این گروه نیز ثابت کرده است؛ آنان پیش از اینکه به کربلا و نجف حمله کنند و دست به قتل شیعیان بزنند با اهل سنت در گیر بوده و از اهل سنت کشته¬‌ها پشته¬‌ها ساخت‌ه‌اند، در یک جمله وهابیت هر کس از مسلمانان را که با آنها هم عقیده نباشند تکفیر کرده و می‌کشند.

پانویس

  1. الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه، علماء نجد الأعلام، محقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، ششم، ۱۴۱۷هـ، ج۳،ص ۲۱۱.
  2. ابن تیمیه: مجموع فتاوی ج ۴ ص ۱۳ ط الریاض ۱۳۸۱ ه.
  3. مجموع الفتاوی ج۲۲ ص۱۵۰ چاپ دارالوفا و ج۲۲ ص۲۴۹.
  4. قنوجی، الدین الخالص، دهلی - مطبعه المدنی بمصر - ۱۳۷۹ هـ ج۱ص۱۴۰.
  5. المنهاج شرح صحیح مسلم بن الحجاج، أبو زکریا محیی الدین یحیی بن شرف النووی (المتوفی: ۶۷۶هـ)، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، دوم، ، ج ۴، ص ۲۵۴.
  6. مقالات الإسلامیین واختلاف المصلین، أبو الحسن علی بن إسماعیل بن إسحاق بن سالم بن إسماعیل بن عبد الله بن موسی بن أبی برده بن أبی موسی الأشعری (المتوفی: ۳۲۴هـ)، دار فرانز شتایز، بمدینه فیسبادن (ألمانیا)، سوم، ۱۴۰۰ هـ - ۱۹۸۰ م، ص ۲.
  7. الیواقیت والجواهر، ص ۵۸.
  8. همان.
  9. المواقف، ج ۳، ص ۵۶۰ و شرح مواقف، ج ۸، ص ۳۳۹.
  10. شرح المقاصد، ج ۵، ص ۲۲۷.
منبع: سایت الشیعه - تاریخ برداشت: 96/04/14
بازگشت به تکفیر افراد