فرهنگ مصادیق:هنجارشناسی «احترام» در قرآن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
هنجارشناسی «احترام» در قرآن

نویسنده: خلیل آقاخانی

مقدمه

کارهای نیک را می‌توان به دودسته فردی و اجتماعی تقسیم کرد. بخش فردی آن به حوزه امور اخلاق فردی بازمی‌گردد که از آن به خودسازی یاد می‌کنند و بخش اجتماعی آن همان هنجارهایی است که می‌بایست انسان مراعات کند.
یکی از هنجارهای اجتماعی که ارتباط تنگاتنگی نیز با اخلاق فردی پیدا می‌کند، هنجار احترام به دیگری است. احترام در آموزه‌های قرآن از آنجایی اهمیت پیدا می‌کند که با مسئله کرامت انسانی ارتباط تنگاتنگی دارد. به این معنا که عدم رعایت این هنجار به معنای هتک حرمت انسانی و زیر پا گذاشتن کرامت انسانی است. در حقیقت کرامت انسانی این اقتضا را دارد تا هر شخصی با دیگری چنان رفتار کند که انسانیت آن را می‌طلبد. در این نوشتار به این مسئله از دیدگاه قرآن پرداخته می‌شود تا با تحلیل آیات آن نقش مهم رعایت احترام دیگری را دریابیم.

مفهوم احترام

احترام از ریشه حرم گرفته‌شده که به معنای حرمت نگه‌داشتن است.[۱] البته این واژه به معنای آنچه که هتک و شکستن آن ناروا باشد نیز آمده است. [۲] از این رو حرام هر چیز و یا کاری است که انجام دادن آن ممنوع و ناروا باشد و یا حرم هر جایی را می‌گویند که انجام دادن برخی از اموری که در جاهای دیگر جایز است، در آنجا نادرست و غیر جایز باشد.[۳]
حرمت شخص به معنای چیزی است که شخص از آن حمایت می‌کند و حریم شخصی نیز چیزهایی اختصاصی است که دیگران نمی‌توانند در آن موارد دخالت کرده و وارد شوند.
احترام در اصطلاح عرفی به معنای گرامی داشت و بزرگداشت و تعظیم شخص است که بی‌ارتباط بامعنای لغوی آن نیز نیست؛ زیرا شخص، چیز، جا یا زمان محترم، دارای حرمت و حریمی است که حفظ آن لازم و هتک آن نارواست.
ناگفته نماند که واژه احترام به این معنا و مفهوم به‌صراحت در قرآن به کار نرفته است و این مفهوم از اضافه وصفی برخی موارد به وصف حرام و محترم شمردن به دست می‌آید. به این معنا که هنگامی‌که خداوند نفس[۴] و یا خانه [۵] و یا ماه [۶] و مانند آن را محترم می‌شمارد از آن این معنا استنباط می‌شود که می‌بایست مورداحترام و تعظیم قرار گیرد. البته واژگانی چون تعظیم [۷] و یا توقیر [۸] و تعزیر [۹] و خفض جناح[۱۰] همین معنا و مفهوم اصطلاحی را می‌رساند.
بنابر این نباید تنها به این واژه در آیات قرآن بسنده کرد بلکه برای دریافت مباحث مربوط یا مرتبط می‌بایست به همه آیاتی که این مفهوم را می‌رساند، توجه داشت.

انسان، موجودی محترم

منشأ احترام به هر چیزی را باید در نحوه ارتباط آن با خدا دانست. هر چیزی که انتساب آن به خدا قوی‌تر و نزدیک‌تر باشد از احترام بیش‌تری برخوردار است.
به‌عنوان نمونه انسان از آنجا ارزش و اعتبار و احترام فزون‌تری دارد که انتساب آن به خدا از دیگر آفریده‌ها بیش‌تر است؛ زیرا انسان تنها موجودی است که روح خدایی خاصی دارد و این امکان را به وی بخشیده است تا از همه اسمای خدا برخوردار گردد و به همین سبب خلافت الهی را به عهده گیرد. این عنوان و توانمندی موجب شد تا همه آفریده‌های خداوند به انسان سجده کرده و ولایت و خلافت وی را بپذیرند تا این انسان کامل به‌عنوان نائب و جانشین پروردگار، آنان را به کمال لایق و شایسته برساند.
این‌گونه است که قرآن به مسئله تکریم انسان توجه می‌دهد. در حقیقت احترام انسان‌ها، برخورداری ایشان از کرامت الهی است که در آیه ۷۰ سوره اسراء به آن اشاره کرده و فرموده است: وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ.[۱۱]
انسان از جنبه‌های مختلف از برتری‌های بسیاری برخوردار است. ویژگی‌های فردی انسان به‌گونه‌ای است که به‌طور ذاتی و فطری دوست دار کرامت و حفظ شخصیت، آبرو و نیازمند احترام است. خداوند با توجه به این فطرت انسانی از انسان‌ها می‌خواهد که حرمت خویش را نگه‌دارند و در گفتار و رفتار خویش حفظ آداب و احترام را بنمایند.
بسیاری از آموزه‌های حقوقی و حکمی قرآن ارتباط تنگاتنگی با مسئله احترام و تکریم انسان دارد. از این رو حرمت جان آدمی[۱۲] و یا مال[۱۳] و یا عرض و آبرو[۱۴] در شریعت اسلام و همه شرایع وحیانی آسمانی مطرح شده و از مردمان خواسته شده که با یکدیگر به سخن نیکو[۱۵] و دور از تهمت و غیبت و افترا[۱۶] و صدای بلند، یا رفتاری تفاخر آمیز و تبخترگونه و مانند آن عمل کرده و احترام یکدیگر را نگه‌دارند.

آثار احترام و بی‌احترامی به دیگران

رعایت احترام دیگران و بی‌احترامی به آنان آثار وضعی و تکلیفی و پاداش و کیفر خاصی دارد. خداوند برای اینکه انسان‌ها احترام یکدیگر را نگه‌دارند افزون بر روش‌های تشویقی و بیان فواید و آثار آن می‌کوشد تا از روش تهدید و تنبیه نیز بهره جوید ازاین روست که اهانت کنندگان و تحقیر کنندگان را به مجازاتی سخت در آخرت تهدید می‌کند تا به این روش هنجارهای اجتماعی را تقویت و تثبیت نماید.
قرآن می‌فرماید که اصولاً احترام گذاشتن به دیگری، پیش از آنکه سودش به‌طرف مقابل برسد به خود فرد می‌رسد.
بی‌گمان کسی که به دیگری احترام می‌گذارد شخصیت و شاکله وجودی خود را نشان می‌دهد که از کمال سلامت برخوردار است و از سوی دیگر منفعت و سودش به خود فرد بازمی‌گردد و موجب می‌شود که دیگران به‌سوی وی گرایش بیش‌تری پیداکرده و در کارها و مشکلات دستگیرش شوند.[۱۷]

قرآن و رعایت آداب‌ورسوم ملت‌ها

ازآنجایی‌که قرآن هنجارهای عرفی و عقلی را همانند هنجارهای شرعی دارای ارزش و اعتبار می‌داند- مگر آنکه با اصول اساسی دین در تضاد باشد و کرامت انسانی را از راه دیگر خدشه‌دار سازد- به بیان چگونگی رفتار بیش‌تر به اصول اساسی عقلانی و شرعی می‌پردازد و اصول عقلایی و هنجارهای عرفی را به زمان و مکان وامی‌گذارد. از این رو در بیان چگونگی سلام و تحیت تنها به این نکته اشاره می‌کند که می‌بایست در آغاز سخن کلام نیکو و سلام و درود را بر زبان راند ولی تأکید می‌کند که می‌بایست مراعات آداب و رسوم هر قومی را کرد. به این معنا که نوع و شیوه احترام در نزد انسان‌ها با قومیت‌ها و ملیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف در زمان‌ها و مکان‌های گوناگون متفاوت است؛ بنابراین می‌بایست در شیوه تعامل و احترام، این شرایط و مقتضیات زمانی را در نظر گرفت.
خداوند دربارهٔ سلام می‌فرماید: وَ إِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا[۱۸] و چون به شما درود گفته شد شما به [صورتى] بهتر از آن درود گوييد يا همان را [در پاسخ] برگردانيد.
در این آیه با توجه به تفاوت هنجارهای عرفی در نحوه سلام و تحیت دستور می‌دهد که نخست می‌بایست بهتر از ایشان، رفتار و سلام ایشان را پاسخ داد و دست‌کم همانند آنان عمل شود. این بدان معناست که رعایت آداب‌ و رسوم محلی و فرهنگی باید در حد امکان مورد توجه قرار گیرد.
در برخی از روایات آمده است که در پیش از اسلام سلام به معنی گفتن زنده‌باد بود و پس از اسلام جمله سلام‌علیکم جانشین آن شد.[۱۹] و هم‌چنین گفته‌شده است که در دوره یوسف (علیه السلام) احترام و سلام کردن به نماز گزاردن بود چنانکه همین عمل در میان ساسانیان و پیش از ایشان وجود داشته است و از این رو آیه: وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّدًا[۲۰] به معنای این است که با سجده به او احترام گذاشته و سلام دادند. در حقیقت این سجده، تعظیم و احترام است نه سجده بندگی. [۲۱] چنانکه اکنون نیز در میان شرقی‌ها این‌گونه است که شخص با خم شدن، احترام خویش را بیان می‌دارد.
هر ملتی نوعی آداب برای احترام و تعظیم دیگری دارد که از آن جمله می‌توان به اشاره به سر، کلاه از سر برداشتن، روبوسی، دست دادن، معانقه و گردن به گردن نهادن، بغل کردن، بوسیدن سر و پیشانی، صورت و دست و حتی پا را یاد کرد. در هندوستان خم شدن و بوسیدن پای بزرگان خانواده مرسوم است.
قرآن بر احترام به پدر و مادر[۲۲] مؤمنان،[۲۳] مهمان[۲۴]، یتیمان و نیازمندان[۲۵] و امور مقدس مانند قرآن،[۲۶] خانه خدا،[۲۷] ماه‌های حرام، [۲۸] شعایر الهی[۲۹] دستور می‌دهد.
به‌هرحال احترام به دیگران به معنای تعظیم و تکریم انسانیت است که می‌بایست به‌عنوان یک هنجار مهم اجتماعی از سوی همگان رعایت و ترویج شود.

پانویس

  1. لغت‌نامه دهخدا
  2. صحاح اللغه ج 5 ص 1895
  3. مفردات راغب اصفهانی ص 229
  4. سوره انعام؛ آیه 151
  5. سوره مائده؛ آیه 97
  6. سوره توبه؛ آیه 5
  7. سوره حج؛ آیه 30 و 32
  8. سوره فتح؛ آیه 9
  9. همان
  10. سوره اسراء؛ آیه 24
  11. سوره اسراء؛ آیه ۷۰
  12. سوره انعام؛ آیه ۱۵۱
  13. سوره بقره؛ آیه ۱۸۸
  14. سوره نساء؛ آیه ۱۴۸ و سوره نور؛ آیه ۲۳
  15. سوره بقره؛ آیه ۸۳
  16. سوره حجرات؛ آیه ۱۱ و ۱۲
  17. سوره حج؛ آیه ۳۰
  18. سوره نساء؛ آیه ۸۶
  19. تفسیر کبیر فخر رازی ج 10 ص 209
  20. سوره یوسف؛ آیه ۱۰۰
  21. مجمع البیان ج 5 ص 405
  22. سوره بقره؛ آیه 83
  23. سوره سجده؛ آیه 18
  24. سوره ذاریات؛ آیه 24
  25. سوره نساء؛ آیه 36 و سوره بقره؛ آیه 83
  26. سوره اعراف؛ آیه 204 و نیز سوره واقعه؛ آیه 79
  27. سوره نمل؛ آیه 91
  28. سوره توبه؛ آیه 36
  29. سوره حج؛ آیه 30
منبع: به نقل از سایت تبیان تاریخ برداشت: 94/09/25