فرهنگ مصادیق:نگرشی بر احکام اعتیاد از منظر عقل و دین
محتویات
مقدمه
در شماره قبل، پس از بیان آسیبهای مواد مخدّر از نظر عقل و زیانهای آن از نظر علم، به دلایل حرمت مواد مخدّر از منظر قرآن اشاره کردیم. در این شماره، پیش از آغاز بحث، اعتیاد را تعریف و حالات معتاد را بازگو میکنیم و سپس مقدمهای مطرح میکنیم تا زمینه ذهنی خوانندگان آماده شود.
«اعتیاد به مواد مخدّر، مسمومیت حاد یا مزمنی است که مضرّ به حال شخص و اجتماع میباشد و زاییده مصرف دارویی طبیعی و صنعتی بوده و مصرف آن، عوارض روحی و جسمی را در پی دارد.»[۱]
اعتیاد، پی آمد استعمال مواد مخدّر است و شخصی که معتاد است خصوصیات زیر در او یافت میشود
۱ - تمایل و احتیاج شدید و غیر قابل مقاومت برای به دست آوردن دارو.
۲ - احساس لذت و خوشی بعد از استعمال دارو.
۳ - وابستگی روانی و جسمانی به داروهای اعتیاد آور.
۴ - تمایل به ازدیاد میزان مصرف دارو به علت مقاومت سلولهای بدن.
معروف است که وظیفه فقهای دینی، بررسی و شناخت موضوعات نیست بلکه بیان احکام است. البته تشخیص موضوع که به وسیله عرفِ عقلا و کارشناسان صورت میگیرد، بی گمان کار فقیه را آسان میکند و او را در بیان حکم و فتوا یاری میرساند. مثالهای زیر روشن کننده منظور ماست:
۱ - مرحوم آیه الله بروجردی (ره) الکل را مطلقاً نجس میدانستند، زیرا گمان میکردند هر نوع الکلی، مُسکر و مست کننده است. تا این که یکی از پزشکان متعهد کتابی دربارهٔ الکل نوشت و الکل صنعتی را از این قاعده مستثنا نمود.[۲] هنگامی که آیه الله بروجردی (ره) آن کتاب را مطالعه کردند فتوای خود را دربارهٔ الکل صنعتی تغییر دادند و آن را پاک شمردند.
۲ - فقهای عظام در گذشته، ماهی ازوم بروم را حرام میدانستند، زیرا فلس محسوسی نداشت، ولی پس از تحقیقات کارشناسان، فلس دار بودن آن به اثبات رسید و در نتیجه، حکم آن نیز تغییر کرد و حلال شد.
۳ - استعمال خصوصی تنباکو از نظر مراجع دیروز و امروز بر اساس حکم اولی، حلال است، لیکن در یک مقطع زمانی خاصی به دلیل قرارداد استعماری ترکمن چای که آثار زیان باری برای ایران در پی داشت، مرحوم میرزای شیرازی به عنوان حکم ثانوی، آن را حرام اعلام کرد.
۴ - حرمت استعمال مواد مخدّر به عنوان حکم اولی - هم چنان که پیشتر گفته شد - بر همگان روشن است، اما خرید و فروش آن نیز به عنوان حکم ثانوی حرام است، زیرا
حرث و نسل بشر را به نابودی میکشاند[۳]
توضیح بیشتر آن که، اعتیاد، در واقع مبتلا شدن انسانها به یکی از بیماریهای خطرناک روحی و جسمی است. این بلای ویران گر، قطع نظر از زیانهای فردی و خانوادگی، مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی برای امت اسلامی به بار میآورد و امنیت ملی را به مخاطره میاندازد، چرا که بزه کاریهای ناشی از اعتیاد به مواد مخدّر با بزه کاریهای دیگر قابل مقایسه نمیباشد، چون اعتیاد، امّ الفساد و منشأ بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی است و شخص را شدیداً به خود وابسته میکند. بی گمان این نوع اسارت و وابستگی، از محرّمات شرعی میباشد و با فلسفه وجودی انسان در تضاد است، زیرا در نتیجه این نوع وابستگی، تدریجاً هزینههای هنگفتی به معتادان تحمیل میگردد و زمینه برای دزدیها، غارت گریها، ایجاد باندهای قاچاق و سرقتهای عظیم فراهم میشود و حتی گاهی به قتل و آدم کشی میانجامد.
وابستگی به اعتیاد هر چه حادتر شود بزه کاریها بیشتر خواهد شد. تن فروشیها، از هم گسستن ارزشهای اخلاقی و انواع بیماریهای جنسی و... همگی از اعتیاد مایه میگیرد و گاهی معتادان به جبر و فریب، زنان خود را نیز به اعتیاد سوق میدهند.
به هر روی، با نگاهی به آثار منفی و پی آمدهای ناگوار اعتیاد به عیان روشن میشود که نه تنها استعمال مواد مخدّر حرام است، بلکه خرید و فروش آن نیز حرام میباشد.
علل و عوامل اعتیاد
بررسی علل و عوامل اعتیاد میتواند بر آگاهیهای آحاد جامعه بیفزاید و در پیش گیری از اعتیاد، مؤثر باشد و حتی در درمان آن نیز تأثیر بگذارد، زیرا درمان معلول به تشخیص علت آن بستگی دارد.
امروزه متخصصان و جامعه شناسان، تئوریهای مختلفی دربارهٔ علل اعتیاد ارائه دادهاند:
الف) عدهای میگویند: از آن جا که مواد مخدّر در دسترس عموم قرار دارد افراد ناآگاه، به آن کشیده میشوند.
ب) گروهی دیگر، آمادگی روانی و شخصیت نابهنجار افراد را سبب اعتیاد میدانند.
ج) جمعی بر این باورند که افراد برای رهایی از فشار مشکلات و نابسامانیهای اجتماعی و استرسهای موجود، به مواد مخدّر روی میآورند.
د) برخی نیز کاستن از دردهای ناشی از بیماریهای غیر قابل درمان را علت اعتیاد میدانند.
تئوریهای ارائه شده حاکی از آن است که اعتیاد میتواند عوامل روانی، اقتصادی، تربیتی، اجتماعی و... داشته باشد. برای توضیح و بسط بیشتر، این عوامل را جزیی تر بیان میکنیم:
۱) شرایط تربیتی و آموزشی: مانند نابسامانی و از هم گسیختگی نظام خانواده، اختلافات و ناسازگاریهای والدین، فقر فرهنگی، کمبودهای عاطفی، ناآگاهی پدر و مادر از مشکلات جامعه و عدم مسئولیت در مقابل فرزندان، نبود معلمان دل سوز و آگاه به مسائل تربیتی و اجتماعی جوانان و نوجوانان، فقدان یک روان شناس خبره در مدارس، معاشرت با دوستان منحرف، عدم هم خوانی خانه و مدرسه، کمبود کتابها و مجلات آموزشی منطبق با نیازهای کودکان و نوجوانان، کمبود امکانات و تجهیزات سرگرم کننده برای پر کردن ایام فراغت جوانان و نوجوانان، تفریحات ناسالم و ارزان قیمت، تجمل پرستی و... .
۲) عوامل اقتصادی: نظیر فقر مالی، گرسنگی، ولگردی و بیکاری، فقدان شغل دائمی، بحرانهای ناشی از گرانی، سودجوییهای نامشروع و رقابت در تکاثر مال و تجملات زندگی.
۳) عوامل سیاسی: مانند جنگ و آوارگی و بی خانمانی حاصل از آن، فشارهای ناشی از حکومت به قشرهای آسیب پذیر و...
۴) عوامل فرهنگی: همچون بی سوادی، عدم آگاهی به مسائل روز، بی اطلاعی از مضرّات و خطرات مواد مخدّر، ضعف اطلاعات دینی، کاهش توجه به امور معنوی و از همه مهم تر، فاصله گرفتن از مجالس موعظه و محافل مذهبی.
۵) عوامل روانی: مثل اختلال شخصیت که میتواند از دوگانگی و تعارض اجتماعی موجود نشأت یابد و ثمره آن، پیدایش حالت افسردگی، بیماریهای عصبی، ناپایداری احساسات و عواطف، اضطراب و بی قراری است، نگرانی از آینده، ناتوانی در حل مشکلات و ناامیدی در زندگی، عقده حقارت، عدم رشد شخصیت و....
۶) عوامل خانوادگی: مثل اعتیاد پدر و مادر یا برادر و خواهر و یا سایر بستگان.
۷) عوامل طبیعی: شرایط اقلیمی و محیط اجتماعی نیز میتواند در رو آوردن به اعتیاد، مؤثر باشد.
از میان عواملی که بر شمردیم، فقر مالی، فرهنگی و دینی از همه مؤثرتر است. البته کسانی که گرفتار فقر مالی اند اگر به معنای واقعی مؤمن باشند، صابر و بردبارند و بر فقر و تنگ دستی صبر میکنند و گشایش مالی را از خدا میطلبند. این گونه افراد هرگز به وادی گناه قدم نمیگذارند.
رابطه اعتیاد و بزه کاری
از جمله نکاتی که در بحث علل و عوامل اعتیاد باید بررسی شود، رابطه اعتیاد و سایر بزه کاری هاست. به این بیان که بزه کاری چگونه میتواند ترغیب کننده فرد به اعتیاد باشد و یا اعتیاد چگونه فرد را به سایر بزه کاریها میکشاند.
مشاهدات عینی نشان میدهد که بین این دو، رابطهای متقابل وجود دارد. یعنی هم اعتیاد جاده بازکن سایر بزه کاری هاست و هم سایر بزه کاریها در گرایش به اعتیاد دخالت دارند. اموری چون فقر، عدم نظارت والدین بر فرزندان، خانوادههای طلاق، خلأ فرهنگی و ایدئولوژیکی، ناهنجاریهای اجتماعی، فرو ریختن ارزشهای اخلاقی و... از جمله دلایلی است که موجب میشود فرد به سوی مواد مخدّر گرایش پیدا کند. همین گونه است اعتیاد، زیرا شاخصهها و حالات معتاد که ویژگی اصلی آن، تمایل و احتیاج شدید و غیر قابل مقاومت برای به دست آوردن داروست، او را ناچار میکند از هر راه ممکن، خواسته خویش را برآورده سازد و همین نیاز، او را به انواع بزه کاریها از جمله: دزدی، زورگیری، اجبار همسر به تن فروشی و... میکشاند.
آیا هر ماده مخدّری حرام است؟
در بررسی حرمت مؤکّد مواد مخدّر ممکن است برخی از خوانندگان چنین نتیجه بگیرند که کشیدن یا چشیدن هر نوع ماده تخدیر کنندهای، به طور مطلق حرام است، در صورتی که این گونه نیست. قهوه، چای، کاکائو، نسکافه و نظایر آن، از مواد مخدّر محسوب میشوند لیکن خوردن آنها حرام نیست، چون انسان را از حالت عادی خارج نمیکند و از نظر عقل، ضرر و زیان آن چنانی ندارد.
برای آشنایی هر چه بیشتر خوانندگان و مشترکان با انواع مواد مخدّر و مسائل جنبی و اثرات تخریبی آن و جداسازی بین مواد مخدّر حلال و حرام، لازم است به برخی از مصادیق آن اشاره کنیم:
الکل
این ماده به دلیل مواد سمّی خطرناکی که دارد، بیشتر در مصارف صنعتی به کار برده میشود. الکل از نظر شرع، پاک میباشد، ولی خوردن آن حرام است. البته شراب و عرق به علت کمتر بودن غلظت آن، نوشیدنی است ولی به دلیل مست کنندگی، محکوم به نجاست است و خوردن آن نیز حرام میباشد.
تریاک یا افیون
این ماده از شیره گیاهی به نام خشخاش یا کوکنار به معنای پادزهر یا ضد سمّ گرفته میشود و به دلیل خاصیت تخدیر کننده اش، آرام بخش است و حالت سستی و خواب ایجاد میکند. اثرات سمّی تریاک و مشتقات آن، بسیار قوی است تا آن جا که میتوان زهر جانوران گزنده مثل عقرب و مار را به وسیله آن خنثی نمود. استعمال تریاک و خوردن آن برای افراد غیر معتاد، سمّ مهلک است و مسمومیت شدیدی ایجاد میکند.[۴]
مرفین
یک داروی ضد درد و خواب آور نیرومندی است که ۱۰٪ تریاک دارد. مرفین، پودری است کریستالی به رنگ قهوهای روشن یا سفید که از تریاک ساخته میشود و یا آن را مستقیماً از ساقه خشخاش به دست میآورند.
هروئین
این ماده مخدّر، در اواخر قرن نوزدهم به بازار عرضه شد که اثرات منفی آن ۵/۲ برابر مرفین میباشد. هروئین پس از مصرف، به مرفین تبدیل میشود. این ماده در پزشکی برای تسکین دردهای مزمن و بدون علاج، به کار میرود و یکی از پر مصرفترین مواد مخدّر در غالب کشورهاست.
حشیش یا ماری جوانا
مادهای است که از ساقه و گل و گیاهی به نام شاه دانه گرفته میشود و نخستین ماده مخدّری است که در اسناد و مدارک ایران باستان از آن نام برده شده است. در زبان ایرانی به آن «بنگ» و در گیاه شناسی به آن «کنف هندی» گفته میشود. چرس و بنگ در گذشتهها، هم مصرف درمانی داشته و هم مصرف تخدیری.[۵]
طی چند دهه اخیر، محصول شاه دانه در ایران به نامهای دیگری از قبیل «گراس» و «ماری جوانا» رواج یافت که متأسفانه نوعی تقلید از کشورهای اروپایی و آمریکاست.
گوستاولبون مینویسد: در بیان خاصیت آن همین بس که مزاج انسان را به حدی تحریک میکند که خیالاتش را اوج میدهد و اشیای موهومه در نظر وی مجسّم شده و از جلوِ چشمش میگذرد و بالاخره شخص استعمال کننده داخل عالم موهومی شده که صورت آن در نظرش، واقعی ولی با مبالغه زیاد جلوه میکند... طولی نمیکشد که او خود را در یک بهشت موهوم میان پری رویان مشاهده کرده و نشاطی را که مخصوص آن عالم است، احساس میکند.[۶]
متأسفانه امروزه در جهان و در جامعه ما انواع و اقسام مواد مخدّر روز به روز افزایش مییابد و نامهای جدیدی به لیست آن اضافه میشود. قرصهای اکستازی، برنج، شیشه و... از تولیدات جدید کشورهای استعماری است که نه فقط جوانان خویش بلکه جوانان بسیاری از کشورهای جهان سومی را هدف قرار داده است. تولیداتی که گاهی اثرات تخدیری آن به مراتب از نمونههای پیش گفته شده شدیدتر و زیان بارتر است و حتی بعضی از آنها انسان را به جنون و از خود بی خود شدن و در نهایت مرگ سوق میدهند.
پانویس
- ↑ محمدعلی کفاشیان، خودآموز ترک اعتیاد، ص 73.
- ↑ الکل از الکحل عربی گرفته شده و مایعی است فرّار که دارای طعم تند و سوزان است و بر دو قسم میباشد: یکی، الکل اتیلیک که در تمام نوشابههای خمری شراب و عرق وجود دارد و از شراب انگور و کشمش گرفته میشود و آن را الکل سفید مینامند. دیگری، الکل متیلیک است که از تقطیر چوب به دست میآید و آن را عرق چوب یا الکل چوب یا الکل صنعتی هم میگویند. (فرهنگ عمید).
- ↑ احکام بر دو قسم است: 1 - احکام اولیه که به خود موضوع بدون توجه به مسائل جنبی حکم میشود. مانند: خوردن شراب، عرق و گوشت مردار. 2 - احکام ثانویه احکامی است که به دلیل مصالح اجتماعی و عناوین جنبی بر موضوعی بار میشود.
- ↑ صادق کریم پور، روان شناسی اعتیاد، ص 65 - 63.
- ↑ آلن کوهن، فرهنگ مواد مخدّر، ترجمه حسن حاج سیدجوادی، ص 16.
- ↑ همان، ص 15، با اندکی تغییر.







