فرهنگ مصادیق:نمّامی و سخن چینی عاملی متداول در روابط اداری و اجتماعی
نویسنده: : خلیل کریمی
یکی از زشتترین و بزرگترین آفت زبان (نمامی و سخن چینی) است.
(نمامی) این است که انسان مطلبی را بین دو نفر بازگو کند که بخاطر بیان آن مطلب دوستی دو نفر یا دو خانواده به دشمنی تبدیل شود.
در نمامی گاهی فردی غیبت کسی را از کس دیگر میشنود و بعد از آن همان غیبت را به گوش غیبت شونده میرساند که در این صورت اگر بدون کم و کاست و مطابق با واقع هر آنچه شنیده است را بازگو کند در این صورت تنها مرتکب یک گناه نمامی شده است و گاهی مخالف با واقع سخنانی میگوید که در این صورت مرتکب دو گناه شده است یکی خود نمامی دوم تهمت و افتراء.
آیات و روایاتی از حضرت رسول اکرم (ص) در مورد مذمت نمامی ذکر شده است که در این جا به برخی از آنان اشاره خواهیم کرد: (رعد ۲۵ ) (وکسانی که عهدی را که با خداوند بستهاند میشکنند و در مقام قطع آنچه را خداوند امر به وصل آن نموده میباشند و در زمین فساد میکنند لعنت الهی برایشان است و عاقبت بدی خواهند داشت)
«وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ، مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ»[۱]
«از فرومایهای که بسیار سوگند میخورد، پیروی مکن. بسیار عیبجوئی که دائماً سخنچینی میکند. بسیار مانع کار خیر، و تجاوز پیشه، و بزهکار است. علاوه بر اینها درشتخوی و سنگین دل، و انگشت نما به بدیها است».
خداوند در این آیه به پیامبر(ص) میفرماید: ای پیامبر! از ۹ گروه اطاعت و پیروی مکن؛ زیرا اینان افرادی نیستند که قابل اعتنا و اعتماد باشند بلکه این گروه افراد باید از جامعه اسلامی طرد شوند و احدی از احاد جامعه نباید به سخن آنان گوش فرا دهند و از آنان پیروی کند. این ۹ گروه عبارتند از :
۱. (حلاف). یعنی کسی که بسیار سوگند میخورد و برای سوگند خویش ارزشی قائل نیست.
۲. (مهین).یعنی کسی که بسیار حقیر و پست است.
۳. (هماز). یعنی کسی که بسیار عیب جو و طعنه زننده است. این قسمت شامل فرد غیبت کننده نیز میشود.
۴. (مشاء بنمیم). یعنی کسی که بین مردم به قصد آنکه با سخن چینی بین آنان ایجاد فتنه و فساد کند و روابط بین آنان را تیره سازد رفت و آمد میکند.
۵. (مناع للخیر). یعنی از رسیدن خیری به مردم و یا به اهلش بسیار منع کننده است.
۶.(معتد). کسی که از حدود الهی تجاوز میکند.
۷. (اثیم). کسی که گناه فراوان مرتکب میشود.
۸. (عتل). یعنی کسی که بسیار خشن و درشت خو است.
۹. (زنیم). کسی که دارای اصل و نصب نیست در این جا کنایه از زنا زاده است.
و در آیهٔ دیگر در ذم نمامی و سخن چینی چنین میفرماید:
«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»[۲]
«وای به حال هر که عیبجو و طعنهزن باشد!»
در تفسیر کلمات (همزه لمزه) و اینکه به چه کسانی گفته میشود نظرات مختلفی آمده است از جمله گفتهاند:
۱. (همزه) شخصی نمام و سخن چین و (لمزه) شخصی غیبت کننده است.
۲. (همزه)شخصی است که عیب انسان را در غیاب او میگوید و (لمزه) کسی که عیب انسان را در حضور او میگوید.
۳. (همزه) شخصی است که همنشین خود را با سخنان زشت و درشت آزار میدهد، اما (لمزه) کسی است که با چشم و سر و دست و سایر اعضاء و به طور ایماء و اشاره او را اذیت و آزار میدهد.
«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ»[۳]
«ای پیغمبر ! مایهٔ اندوه تو نشود (کار کافرانی که) در کفر بر یکدیگر سبقت میگیرند. کسانی (از منافقان گولخوردهای) که به زبان میگویند مؤمن هستیم، ولی از دل مؤمن نمیباشند (و گفتارشان با کردارشان و بیرونشان با درونشان همخوانی ندارد)، و کسانی که خویشتن را یهودی میدانند و پیوسته گوش به دروغ فرا میدارند (و اکاذیب و اباطیل اَحبار را باور مینمایند و سخنان یاوهٔ) گروه دیگری (از خود) را میپذیرند که (به سبب کبر و غرور و بغض و حسد) به پیش تو نمیآیند و سخنان (آسمانی تورات) را از جاهای خود به دور و تحریف میکنند (و به پیروان خود) میگویند : اگر این (چیزهائی را که ما میگوئیم، توسّط محمّد) به شما گفته شد، آن را بپذیرید، و اگر چنین به شما گفته نشد (از پذیرش هرگونه سخن دیگری) خویشتن را برحذر دارید. اگر خداوند (بر اثر گناهان پی در پی) بلای کسی را بخواهد، تو نمیتوانی اصلاً ازطرف خدا برای او کاری بکنی. آنان کسانیند که (در ضلال و عناد اسراف کردهاند و) خداوند نمیخواهد دلهایشان را (از کثافت کفر و شرک) پاک گرداند. بهرهٔ ایشان در دنیا خواری و رسوائی، و در آخرت عذاب بزرگی است.»
خداوند در این آیه پیامبر خود (ص) را از وجود جاسوسان دشمن سرسخت اسلام یعنی یهودیان آگاه میسازد و میفرماید: ای پیامبر! برخی از یهودیان به خدمت شما میآیند و در مجالس شما شرکت میکنند و به سخنان تو خوب گوش میدهند؛ اما باید توجه داشته باشی که گوش دادن آنان به این خاطر نیست که سخن تو را بپذیرند و حق را بفهمند و ایمان بیاورند و به مقتضای علم و ایمان خود عمل کنند، بلکه به آن گوش میدهند تا با سخن چینی و جاسوسی کردن آن سخنان ایجاد فتنه کنند.
از پیامبر(ص) چنین روایت است که فرمود:
۱. نمام داخل بهشت نمیرود.
۲. هر کس در راه سخن چینی بین دو نفر گام بردارد خداوند آتشی در قبر او مسلط خواهد نمود که او را بسوزاند و هرگاه از قبر بیرون آید خداوند یک جانور درندهٔ سیاه بر او مسلط خواهد کرد که گوشت او را بخورد تا داخل جهنم شود.
۳. روزی خطاب به اصحاب فرمود: (آیا شما را به بدترین انسانها آگاه سازم؟ عرض کردند: بله یا رسول الله. فرمود: کسانی که در میان مردم به سخن چینی گام بر میدارند و بین دوستان تفرقه میاندازند و روابط صمیمانهٔ آنها را تبدیل به روابط خصمانه و کینه توزانه میکنند.)
۴. (مبغوضترین شما نزد خدا کسانی هستند که بین دوستان به نمامی رفت و آمد میکنند و گروههای مسلمان را دچار پراکندگی میکنند).
فهرست منبع
غیبت و نمامی دو عامل متداول در روابط اداری و اجتماعی / مولف: خلیل کریمی / ناشر: سنندج، تافگه ۱۳۸۷







