فرهنگ مصادیق:نمامی و سخن چینی در قرآن
محتویات
مقدمه
یکی از گناهانی که در دین مبین اسلام بسیار مزمت شده است “نمامی” در سخن چینی است به نحوی که این عمل به قدری قبیح است که فاعل آن در روایات بدترین افراد در امت اسلام وامم دیگر شناخته شده است. چنانچه امام صادق (علیه السلام) در این رابطه فرمودند: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صحابه خویش فرمود: آیا شما را به بدترینتان آگاه نکنم؟گفتند: بلی یا رسول الله فرمود: آن که سخن چینی نموده و میان دوستان جدایی افکند و برای مردمان پاکدامن عیب جویی کند .[۱]
و در حدیثی دیگر نیز آن حضرت فرمودند: امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود :بدترین شما آن کسانی هستند که سخن چینی کنند و میان دوستان جدایی افکنند و برای پاکدامنان عیب جوید .[۲]
نمامی و سخن چینی در قرآن همان طور که میدانیم سخن چین به کسی گویند که حرفی را از یک فرد بشنود و به فرد یا افراد دیگری انتقال دهد که انتقال این حرف باعث مفارقت و قطع ارتباط دوستی آن دو فرد و یا افراد گردد در صورتی که خداوند امر به ایصال و ارتباط بین مسلمانان فرموده است ولی فرد سخن چین باعث قطع این ارتباط و فساد انگیزی بین افراد میگردد لذا ذات اقدس پروردگار در رابطه با این گونه افراد میفرماید: “وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ”( و کسانی که قطع میکنند آ نچه را که خداوند امر به وصل آن فرموده و در زمین فساد میکنند برای ایشان است دوری از رحمت خداوند و برایشان بدی سرای آخرت( که همان عذاب اخروی است ) میباشد [۳]
و در آیهای دیگر نیز در رابطه با روش برخورد با اینگونه افراد که به نوعی فسق آنان مبرهن است میفرماید: “إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ” (اگر فاسقی خبری آورد تحقیق کنید و زود باور مکنید که از روی نادانی مردمی را به رنج اندازید (و) بعد هم پشیمان شوید.[۴]
" روش برخورد امام زین العابدین (علیه السلام) با فرد سخن چیندر روایت آمده است مردی به امام علی بن الحسین (علیه السلام) عرض کرد که فلان شخص در مورد شما چنین وچنان میگوید حضرت به او فرمود: حق برادری برادرت را به جا نیاوردی، با اینکه او تو را امین دانست تو دربارهٔ او خیانت کردی و نیز احترام ما را هم نگاه نداشتی زیرا که ما از تو سخنی شنیدیم که نیاز و احتیاجی به شنیدن آن نداشتیم، آیا نمی دانی که سخن چینان سگهای دوزخند به برادرت بگو مرگ برای همه ماست و قبر ،ما را در بر میگیرد روز قیامت وعده گاه ماست خداوند در آن روز بین ما قضاوت کند.[۵]
که با توجه به این روایت میبینیم که امام(علیه السلام) چگونه فرد نمام و سخن چین را مرمت فرموده و این عمل قبیح را دور از رسم مسلمانی میداند به طوری که شخص نمام و سخن چین را از سگان دوزخ معرفی میفرماید.
سخن چینی یکی از اقسام سحر نمامی وسخن چینی یکی از بزرگترین اقسام سحر است به طوری که افراد به وسیله سحر وجادو میان افراد جدایی میافکنند و خونها میریزند و خانههایی را ویران ساخته و اسرار و رموز افراد را منکشف میسازند و نمامی و سخن چینی نیز چنین اثرات پلیدی را از خود به جای میگذارد، چنانچه امام صادق (علیه السلام) در این رابطه میفرماید: (خبر این نیست که بزرگترین اقسام سحر، نمامی (سخن چینی) است که به واسطه آن بین دوستان جدایی میاندازد و دشمنی را به جای صفا در بین کسانی که با یکدیگر یکرنگ بودند قرار میدهند و به سبب سخن چینی خونها ریخته میشوند و خانهها خراب میشوند و پردهها کشف میشوند و نمام بدترین کسی است که روی زمین راه میرود. [۶]<br/
" نمامی و عدم استجابت دعادر وسائل الشیعه ( کتاب حج) آمده است بنی اسرائیل را قحطی فرا گرفت، موسی (علیه السلام) از خدا درخواست باران نمود وحی رسید ای موسی، دعای تو و کسانی را که با تو هستند مستجاب نمیکنم، زیرا در بین شما نمامی هست که از سخنی چینی دست بر نمیدارد. موسی (علیه السلام) گفت: خدایا آن شخص کیست تا او را از بین خود بیرونش کنیم؟فرمود: من شما را از نمامی نهی میکنم، چگونه راز دیگری را آ شکار سازم؟ پس آنها توبه جمعی نمودند و آن فرد نمام نیز با آنها توبه نمود پس بر ایشان باران بارید .
" حرام بودن بهشت بر نمامان و سخن چینانامام باقر (علیه السلام) در رابطه با حرام بودن بهشت بر فرد نمام و سخن چین فرمودند: “محرمه الجنه:علی القتاتین المشائین بالنمیمه “ ( بهشت بر دروغ تراشانی که برای سخن چینی میروند حرام است .[۷]
" عاقبت سخن چین در قبر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) در رابطه با عاقبت کسی که برای اینکه سخنی را از فردی به فرد دیگر انتقال داده تا ما بین آن دو کدورتی را ایجاد نماید میفرماید: (کسی که برای سخن چینی بین دو نفر حرکت کند خداوند بر او در قبرش آتشی را مسلط میفرماید که او را میسوزاند و چون از قبرش بیرون میآید ماری بزرگ و سیاه بر او مسلط میفرماید که گوشت او را میخورد تا داخل جهنم شود .[۸]
" از سخن چینی بپرهیزیم حال با توجه به آیات و روایاتی که بیان شد بر هر مسلمانی واجب است که از این عمل پلید که یکی از حربههای شیطانی است دوری گزیده و از انجام آ ن به خداوند پناه ببرد چرا که اگر چنین نکنیم در دنیا و آخرت به عقوبت الهی گرفتار گشته و در میان عالمیان خوار و ذلیل خواهیم شد و بهتر آن است که بگوییم: هر که عیب دگران نزد تو آورد و شمرد بی گمان عیب تو نزد دگران خواهد برد.
دلایل و انگیزههای سخن چینی
۱- نظر سوء داشتن به دیگران و در صدد بدنامی ایشان بودن.
۲- تفریح و سرگرمی
۳- هرزه گویی و مجلس آرایی
۴- تفرقه افکنی و ایجاد تشویش[۹]
۵- حسد (حسود نمیتواند آرامش دیگران را تحمل کند)
۶- عقدهٔ حقارت
۷- انتقام جویی[۱۰]
۸-اظهار محبت نسبت به مخاطب.
به هر حال شکی نیست که سخن چینی از پستترین کارهای زشت است، چون شخص سخن چین از دروغ، غیبت، مکر، بی وفایی، خیانت، دورویی، فساد کردن میان مردم و....برکنار نخواهد ماند. سخن چین در بریدن رشتهای که خداوند امر به پیوستن آن فرموده، میکوشد و در زمین فساد میکند.[۱۱]
موارد استثناء
اگر احساس میکنیم که فرد یا گروهی سوء قصد نسبت به دیگری دارند و مسأله جدی است، مانعی ندارد سخن ایشان را برای فرد مورد نظر نقل کنیم. از موارد استثناء دیگر، اختلاف در میان صفوف دشمن به وسیلهٔ سخن چینی است، چه راست باشد چه دروغ، جایز و گاهی واجب است.[۱۲]
وظیفهٔ ما در برابر سخن چین
۱- سخن او را تصدیق نکنیم، حضرت امیر (ع) میفرماید:
«ألْکِذْب السَّعایَةَ و النَمیمَةَ باطِلَةً کانَتْ اوْ صَحیحَةً »[۱۳]
«سعایت و سخن چینی را دروغ شمار، نادرست باشد یا درست»
۲- او را از این کار منع کنیم چون سخن چینی از منکرات است و نهی از منکر واجب است.[۱۴]
۳- به شخصی که از او سخن چینی میشود گمان بد نبریم.[۱۵]
۴- دربارهٔ سخن نمام تجسس و تحقیق نباید کرد.
۵- سخن وی را بازگو نکنیم.[۱۶]
پیامدهای سخن چینی
سرمایهٔ اصلی یک جامعه اعتماد و اطمینان است که افراد نسبت به یکدیگر دارند که سبب اتحاد صفوف و همکاری و تعاون است، هر چیزی که به این اعتماد لطمه وارد کند از نظر اسلام حرام است، نمامی و سعایت از عوامل مهم تفرقه و ایجاد بدبینی در میان افراد جامعه است و باعث عداوت و کینه میشود.[۱۷]مولای متقیان میفرماید:
«إیّاکَ و النَّمیمَةَ فَاِنَّها تَزْرَعُ الضَّغینَةَ و تُبَعِّدُ عَنِ اللهِ وَ النّاسِ »[۱۸]
«زنهار از سخن چینی که آن تخم کینه میافشاند و از خدا و مردم دور میگرداند.»
سخن چینی در قرآن
«وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ، هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ»[۱۹]
«و از کسی که سوگند یاد میکند و پست است اطاعت مکن کسی که عیب جوست و به سخن چینی آمد و شد میکند.»
قرآن به دنبال درخواست مشرکان از پیامبر (ص) مبنی بر پیروی او از آیین نیاکان و شرک و بت پرستی، دستوراتی به پیامبر (ص) میدهد و ضمن آن از پیروی و اطاعات آنان باز میدارد. در این آیات و آیات بعدی، چندین صفت مذموم برای مشرکان بازگو شده است که هر یک به تنهایی میتواند مانع اطاعت و تبعیت از ایشان گردد.
حلّاف" کسی است که بسیار قسم میخورد و برای هر کار کوچک و بزرگی سوگند یاد میکند، معمولاً این افراد در سوگندهای خود صادق نیستند. "مهین" به معنی حقارت و پستی، کم فکری و دروغگویی است. "همّاز" کسی است که بسیار عیب جو و غیبت کننده است، و "مشاء بِنَمیم" کسی است که برای دو به هم زنی و افساد در میان مردم و ایجاد خصومت و دشمنی، رفت و آمد میکند،....برخی از مفسران قائلند این صفات از آن "ولید بن مغیره" است.[۲۰]
طرق درمان
برای درمان رذیله سخن چینی ابتدا باید به سراغ انگیزههای آن رفت، عوامل آن که به برخی از آنها اشاره شد از قبیل حسد و دنیا پرستی و... باید از میان برود، دقت در پیامدهای سوء نمامی چه در سطح خانواده چه در سطح جامعه، توجه به عذاب و مجازات سخن چین، برخورد مردم با ایمان با آنها (توجه نکردن، مطرود ساختن و ...) از مهمترین طرق درمان این پدیدهٔ شوم است.[۲۱]
پانویس
- ↑ 1 اصول کافی، ج 4، ص 75، حدیث 1
- ↑ همان، حدیث 3
- ↑ سوره رعد، آیه 25
- ↑ سوره حجرات، آیه 6
- ↑ کتاب ارشاد القلوب (ابومحمد حسن بن محمد ابی الحسن دیلمی)
- ↑ احتجاج، جلد 2، ص 82
- ↑ اصول کافی، ج 4، ص 75، حدیث 2
- ↑ ثواب الاعمال، ص
- ↑ مهدوی کنی، محمدرضا؛ اخلاق علمی، قم، ثقلین، 1382، اول، ص 135.
- ↑ اخلاق در قرآن، پیشین، ص 311- 309.
- ↑ علم اخلاق اسلامی، گزیده جامع السعادات، پیشین، ص 288.
- ↑ اخلاق در قرآن، پیشین، ص 313.
- ↑ محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیٍ، 1377، اول، ص 6474.
- ↑ لقمان/ 17.
- ↑ اخلاق، پیشین، ص 243.
- ↑ علم اخلاق اسلامی، پیشین، ص 289.
- ↑ اخلاق در قرآن، پیشین، ص 307.
- ↑ میزان الحکمه، پیشین، ص 6478.
- ↑ قلم/ 10-11، (ترجمه آیات از آیت الله مکارم شیرازی میباشد)
- ↑ تفسیر نمونه، پیشین، ج 24، ص 384.
- ↑ اخلاق در قرآن، پیشین، ص 311.







