فرهنگ مصادیق:نقش رسانهها در نهادینهکردن فرهنگ قانونمداری
نقش رسانهها در نهادینهکردن فرهنگ قانونمداری
برای توضیح و تبیین روابط درونساختاری بین مفاهیم و تأسیساتی چون فرهنگسازی، قانونمداری و رسانه باید پیش از همه، دریافت خود از مفهوم فرهنگ و قانونمداری به عنوان دو مفهوم و پدیده زیربنایی و روبنایی که در ایجاد و پردازش رفتارها و کنشها و واکنشها نقش فعال ایفا میکنند، مشخص شود و سپس رسانهها بهعنوان یک ابزار ارتباطی مورد بررسی قرارگیرد که بهطورکلی این موضوع در سه قسمت با بخشها و زیربخشهای مرتبط به یکدیگر قابل بحث است؛
۱- تعریف فرهنگ و کارکرد آن.
۲- مفهوم قانون و قانونمداری.
۳- رسانهها و کارکرد آنها.
تعریف فرهنگ
کلمه فرهنگ (culture) که از کلمه لاتین (cultus) به معنی پرستش گرفته شده در اصل به معنای بزرگداشت و تجلیل حرمت است. در سده نوزدهم کلمه «culture» برای توصیف روشنفکری و جنبههای زیباییشناختی تمدن به کار آمده است. از دید یونسکو، فرهنگ، کلیت تامی از ویژگیهای معنوی، مادی، فکری و احساسی است که یک گروه اجتماعی را مشخص میکند. فرهنگ نه تنها هنر و ادبیات را دربرمیگیرد بلکه شامل آیینهای زندگی، حقوق اساسی نوع بشر، نظامهای ارزشی، سنتها و باورها است. این تعریف در مجموع برای بحث ما بسیار مفید است. هرچند که ممکن است استفاده از تعاریف دیگری موجب غنای بحث شود ولی بهعنوان یک تعریف حداقلی میتوان با برداشت یونسکو همنظر شد. از طرفی، برای اینکه قانونمداری به یک فرهنگ تبدیل شود باید به بخشی از نظام ارزشی جامعه یعنی سنتها و باورها و عادتها تبدیل شود. چندان که اعتقاد به قانونمداری بهحدی درونی و ذاتی شود که تجلی آن در رفتارهای روزمره نه بهطور موردی بلکه بهصورت سازمانیافته در بدنه اجتماعی آشکار گردد. بههمینجهت، نگاه ما به رسانههای همگانی برای انتقال مفاهیم، بسترسازی و شکلدادن به رفتارها و تبلیغ الگوهای رفتاری مناسب و قانونمند میباشد.
قانونمداری
قانونمداری عبارت است از تنظیم رفتارهای افراد در مناسبات اجتماعی که برپایه الگوها و معیارهایی که با پیروی از منطق و مبانی علمی زندگی دستهجمعی تنظیم و تعریف شده باشد. قانون با تعریف الگوهای رفتاری، بین آزادی و نیازها و منافع فردی از یکطرف و آزادیهای عمومی و منافع و نیازهای جمعی از طرفدیگر تعادل منطقی ایجاد میکند. هرچند آشناشدن، پذیرش و عمل به این الگوها نیازمند آگاهی، دانش، اعتقاد به کارکردهای مفید و غیرتبعیضآمیز این الگوها است. اما فهم این ضرورتها و درک عملی آن در حوزه فرهنگ و آموزش صورتمیگیرد. از همینرو، کلیه ابزارهای ارتباطی و انتقالی در این مسیر، مفید و ضروری میباشند. بنابراین، در این قسمت باید به سؤالاتی چون قانون چیست؟ چه فرایندی برای ایجاد و نهادینهکردن قانون باید طی کرد؟ نقش اخلاق و ارزشهای تمدنی در شکلدادن به قانون کدام است؟ نقش عرف و نیازهای همزیستی مسالمتآمیز در این مدار کدام است؟ نظام قانونمداری چگونه تعریف میگردد؟ چه کسی قانونمدار و چه فردی قانونگریز است؟ و دهها سؤال دیگر، پاسخ داده شود که در جای خود قابل تأمل و بررسی است.
رسانهها
رسانهها در اطلاعرسانی، آگاهیبخشی و آگاهیدادن، انتقال دانش و عمومیکردن رفتارها و باورها بهعنوان پلارتباطی نقش تعیینکنندهای در جامعه ایفا میکنند. مردم از طریق رسانهها با نیازها و ارزشهای مشترک و لوازم زندگی اجتماعی آنهم متناسب با شرایط روز، بیشتر آشنا میشوند و البته بدیهی است که تبادل افکار و عقاید و در نتیجه الگوبرداری و الگوسازی در رفتار از طریق رسانهها سریعتر صورت میگیرد. جدای از بحث و تبیین مسایلی چون تعریف رسانهها، کارکرد رسانهها، انواع رسانهها، رسانههای مکتوب یا نوشتاری، شنیداری و دیداری، مدیریت رسانهها، آموزش در رسانهها، همبستگی رفتاری از طریق رسانهها، قانون در آیینه رسانهها و دیگر موضوعات، مباحث بسیاری هست که بهتفصیل در اینخصوص میتوان به آن پرداخت. لیکن آنچه ضرورت دارد اینکه اساساً نشریات و مطبوعات در زمره رسانههای مکتوب به روزنامه، هفتهنامه و ماهنامه و فصلنامه و مانند آن تقسیم میشود که با توجه به زمینه انتشار و موضوعهایی که دایرمدار اصلی مباحث نشریه است به خبری، علمی، تخصصی، سرگرمی و امثالهم در همه بخشهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قابل تفکیک است.
بدون شک، هر رسانهای اعم از رادیو، تلویزیون، روزنامه و دیگر نشریات و صدالبته امروزه (موبایل) تلفن همراه، خود، رسانهای از نوع دیگر است که پیامک؛ چه متنی، چه صوتی و چه تصویری معروف به SMS و MMS و بلوتوث، کارآیی متفاوت، گسترده و سریعی در انتقال مفاهیم و تغییر رفتارهای اجتماعی را باعث شده است.
اما به زعم کارشناسان ارتباطات و رسانه، تجربه آدمی ثابت کرده که در هر شرایط، هیچگاه نخواهد آمد که رسانهای جدید جایگزین کامل و صددرصد رسانههای مکتوب شود. جملگی اندیشمندان حوزه علوم ارتباطات براینباورند که کارکرد مطبوعات دارای خصیصه ماندگاری، دقت و سرعت در انتقال مفاهیم هستند که همین مهم، بیانگر میزان اثرگذاری و ضریب نفوذ رسانههای مکتوب است.
حال، در بین مطبوعات، ماهنامه آنهم با رویکرد علمیـپژوهشی و در زمینه تخصصی حقوق و بهویژه حقوق سردفتری و ثبتی که ضامن تثبیت حقوق و مالکیت افراد جامعه و دولت است قطعاً میتواند بسیار دقیق و چشمگیر، هم خواسته، مستقیم و آگاهانه نسبت به مسؤولان دفاتر اسناد رسمی و متصدیان امور ثبتی و هم غیرمستقیم نسبت به عموم افراد جامعه زمینهساز اجرای قانون و احترام به آن و حتی گاهی در جهت اصلاح رفتارهای اجتماعی، دستکم، در روابط حقوقی بین اشخاص حقیقی و حقوقی گامهایی مثبت بردارد. هرچند اساساً تغییر رفتارهای اجتماعی سخت و زمانبر است لیکن مطبوعات و خصوصاً نشریات علمی در ایجاد زمینهها و فراهمآوردن تمهیدات لازم جهت تغییر و اصلاح اصولی و ساختاری رفتارهای اجتماعی که همانا از طریق تغییر دیدگاههای علمی و اجرایی در جامعه دانشگاهی و متولیان امور در مقام اجرا ممکن است، میتوانند مؤثر واقع شده و بههنگام نقشآفرینی نمایند و ـکاملاً جامع و مانعـ به انجام وظیفه و رسالت اجتماعی خویش بپردازند.
به هر حال، امروزه نمیتوان انکار یا تردید کرد که رسانهها در فرهنگسازی و ترویج قانون و حفظ حرمت اجتماعی فرهنگ و قانون نقشی ندارند بلکه بر همگان آشکار است که نقش مؤثر رسانهها در نهادینهکردن فرهنگ قانونمداری، بیدرنگ، انکارناپذیر است.







