فرهنگ مصادیق:نفاق چیست؟ منافق کیست؟ قرآن و روایات در این باره چه میگویند؟
محتویات
نفاق چیست؟ و منافق کیست؟
فراتر از برچسبزنیهای سیاسی و تاریخ مصرف دار، قرآن و احادیث دینی دربارهٔ این مفهوم چه میگویند و چه کسانی و چه رفتارهایی را نشانه نفاق میدانند.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، محقق حوزه علمیه و عضو مجمع مدرسین و محققین، در یادداشتی به بررسی این موضوع پرداخته است. او دروغ، خلف وعده، خیانت در امانت، عمل نکردن به گفتههای خود، تحمل نکردن صدای مخالف، استفاده ابزاری از دین و موضعگیری دوگانه در قبال مسائل خود و دیگران را از نشانههای منافقان میداند.
واژه «منافق» و «نفاق» واژهای است که در قرآن مجید و روایات مکرر به کار رفته و حتی در قرآن مجید سورهای به نام «منافقون» و دربارهٔ آنان آمده و در آن به برخی از اعمال و ویژگیهای آنان اشاره شده است. صفت نفاق در ادبیات اسلامی بسیار منفی و زشت شمرده شده به گونهای که منافق بدتر از کافر و مشرک خوانده شده است[۱] همین امر باعث شده است که در طول تاریخ از این واژه بسیار استفاده شود و افراد و گروههای زیادی مخالفان خود را به این نام و صفت بخوانند و نظامها و حکومتها مخالفان و منتقدان خود را به این عمل و صفت متهم کنند. در این نوشتار برآنیم که به برخی از ویژگیهای اصلی منافقان در قرآن و روایات اسلامی به اختصار اشاره کنیم.
کلمه نفاق به معنای «اظهار کردن مطلبی بر خلاف اعتقاد» است[۲] در اصطلاح دینی منافق کسی است که در باطن کافر است و در ظاهر مسلمان[۳]. گویا این کلمه از ریشه نَفَق، به معنای نقب زیر زمینی که دو درب دارد، گرفته شده است(همان). به هر حال منافق به معنای دورو است، کسی که ظاهرش با باطنش فرق دارد و کسی که به چیزی که اعتقاد ندارد وانمود میکند که اعتقاد دارد. پیامبر اسلام(ص) میفرماید: «کسی که باطنش با ظاهرش ناسازگار باشد او منافق است، هر که میخواهد باشد»[۴].
منافق ویژگیهایی دارد که در اعمال و رفتار او آشکار و نمایان است. از جمله مهمترین ویژگیهای منافق مطابق آیات و روایات اسلامی امور زیر است:
منافق از دین استفاده ابزاری میکند
از مهمترین ویژگیهای منافق این است که به دین یا اخلاق یا… اعتقاد قلبی ندارد اما وانمود میکند که اعتقاد دارد تا از این راه بهرهای ببرد. او خود را دیندار یا متخلق به اخلاق نیکو یا پایبند به قانون و حقوق انسانها نشان میدهد تا در قلب انسانها جا پیدا کند و بدین وسیله به قدرت برسد یا قدرت خود را مستحکم سازد یا به مال و ثروت و امور دیگر دنیوی برسد. قرآن مجید در مورد منافقین میفرماید: «آنان قَسَمهای خود را چون سپری بر خود گرفتهاند»[۵]. آنان قسم میخورند که ایمان دارند اما حتی قسم آنان سپری برای آنان است. به هر حال منافق کسی است که به چیزی اعتقاد ندارد ولی ادعا میکند که اعتقاد دارد تا از این راه بهرهای ببرد. و البته او چه بسا اشک هم بریزد و داد دین هم سر دهد. پیامبر اسلام(ص) میفرماید: «منافق، چشمانش در اختیار اوست، هر طور بخواهد گریه میکند»[۶]. اعمال و کردار منافق ریاکارانه است و دینداری او برای جلب توجه است[۷].
دروغ، خلف وعده، خیانت در امانت از ویژگیهای منافق است
در آیات متعددی از قرآن مجید این سه ویژگی به منافقان نسبت داده شده است. نفاق بر دروغ استوار است و منافق دائما در سخن و عمل خود دروغ میگوید. او وعده میدهد و عمل نمیکند و او امانت را رعایت نمیکند و در آن خیانت میکند. برخی از آیات قرآن خلف وعده و دروغ را و برخی آیات دیگر خدعه و حیله را از اعمال منافقین به حساب میآورد(توبه/۷۷؛ نساء/۱۴۲؛ منافقون/۱؛ حشر/۱۱و…).
پیامبر اسلام(ص) میفرماید: «منافق کسی است که هر گاه وعده دهد خلف وعده کند… و هرگاه سخن بگوید دروغ گوید، و هرگاه امانتی به او سپارند خیانت ورزد»[۸]. آن حضرت میفرماید: «نشانه منافق سه چیز است؛ سخن به دروغ گوید، از وعده تخلف کند و در امانت خیانت کند»[۹] و میفرماید: «سه چیز در هر که باشد منافق است، هر چند روزه بدارد و نماز بخواند و حج و عمره بگزارد و بگوید من مسلمانم. کسی که چون سخنی میگوید، دروغ گوید و چون وعده میدهد وفا نکند و چون امانت میگیرد، خیانت کند»[۱۰].
امام سجاد(ع) میفرماید: «منافق…اگر سخنی به تو گوید دروغ گوید و اگر به تو وعدهای دهد، خلف وعده کند و اگر به او اعتماد کنی و امانتی سپاری به تو خیانت میکند»[۱۱]
منافق از صدای مخالف هراسان است
ویژگی دیگر منافق این است که وحشت زده است و هر صدایی را برای خود خطری احساس میکند و جلو آن را میگیرد. قرآن مجید دربارهٔ منافقان میفرماید: «یحسبون کل صیحة علیهم» هر فریاد و صدایی را به زیان خویش میپندارند[۱۲] علت این امر این است که منافقان همیشه نگران هستند که ماهیت واقعیشان برای مردم آشکار شود و به همین جهت جلوی صدای مخالف را میگیرند. در حکومت منافقانه امویان هیچ صدایی به جز صدای مداحان حکومت به گوش نمیرسید. آنان علی(ع) و خاندان او را دشمن خود میدانستند و در حالی که در منابر هر سخنی و ناسزایی بر ضد این خاندان مجاز بود، گفتن جملهای در مدح آنان ممنوع بود. به هر حال همه کسانی که منافقانه از دین استفاده میکردهاند از صدای مخالف وحشت داشته جلو آن را میگرفتهاند. امام سجاد(ع) از خصوصیات منافق را این میشمارد که مخالف را بر نمیتابد و پشت سر مخالف خود بدگویی میکند[۱۳]. به فرموده علی(ع) منافقان فقط مدح و ثنا را دوست دارند و آن را به همدیگر قرض میدهند و آن را از همدیگر انتظار دارند[۱۴].
منافق میگوید و عمل نمیکند
ازویژگیهای منافق آن است که دیگران را از اعمالی نهی میکند که خود آنها را ترک نمیکند و دیگران را به اعمالی ترغیب میکند که خود انجام نمیدهد. امام علی(ع) میفرماید: «آشکارترین منافق کسی است که به طاعت خدا فرا خواند و خودش بدان عمل نکند و از معصیت بازدارد و خودش از آن باز نایستد» و میفرماید: «منافقترین مردم کسی است که به طاعت خدا امر کند و خودش عمل نکند و از گناه باز دارد و خودش ترک نکند»(غررالحکم، ح۳۲۱۴ و ۳۳۰۹).
امام سجاد(ع) میفرماید: « منافق نهی میکند و خود نهی نمیپذیرد، به آنچه دستور میدهد خودش عمل نمیکند»[۱۵].
پس بارزترین و آشکارترین و رسواترین منافق کسی است که دیگران را به خاطر انجام همان کاری مواخذه میکند که خود بدتر از آن را انجام میدهد و دیگران را به خاطر ترک همان اموری محکوم میکند که خود ترک میکند و زیر پا میگذارد.
منافقین موضع ثابتی ندارند
قرآن مجید دربارهٔ منافقین میفرماید: «مذبذبین بین ذلک لا الی هولاء و لا الی هولاء» میان آن دو دو دلند نه با اینانند و نه با آنان[۱۶]. پیامبر اسلام(ص) میفرماید: «منافق همچون بزغالهای است که میان دو گله سرگردان است»[۱۷]
از آنجا که منافق دین را برای خود دین و حق را برای خود حق و اخلاق را برای خود اخلاق نمیخواهد و تنها از آنها به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکند، موضع ثابت و روشن و یکنواختی ندارد. نمونه این را در دنیای امروز به وضوح میبینیم. کشورها و نظامها در رابطه با حوادثی که در نقاط مختلف دنیا رخ میدهد برخوردی دوگانه دارند و مطابق منافع خود موضع میگیرند. یک عمل را در یک کشور محکوم میکنند در حالی که همان عمل را در کشوری دیگر تایید یا توجیه میکنند. اما مومن واقعی مبنای ثابت و روشنی دارد چون مطابق حق سخن میگوید و موضع میگیرد و نه مطابق منافع خود.
در آیات و روایات ویژگیهای دیگری نیز برای منافقان بیان شده است که ذکر همه آنها به درازا میانجامد.
سخن را با دو حدیث از پیامبر خدا(ص) دربارهٔ خطر منافق برای جامعه به پایان میبریم: علی(ع) میفرماید رسول خدا به من فرمود:
«من برای امتم نه از مومن میترسم و نه از مشرک؛ زیرا مومن را خداوند به واسطه ایمانش جلوگیری میکند و مشرک را خداوند به سبب شرکش از پای در میآورد. اما ترس من از برای شما از منافق زبانبازی است که مطابق اعتقادات شما سخن میگوید و برخلاف آنچه معتقدید عمل میکند»[۱۸]
و آن حضرت میفرماید: «بیشتر از هر چیز بر امت خودم از منافق زبانباز میترسم»[۱۹]
پانویس
- ↑ )نساء/۱۴۵)..
- ↑ (المعجم الوسیط، ص۹۴۲).
- ↑ (قاموس قرآن، ج۷، ص۹۸).
- ↑ (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۰۷).
- ↑ (منافقون/۲).
- ↑ (کنز العمال، ح۸۵۴).
- ↑ (نساء/۱۴۲؛ کنزالعمال، ح۸۶۲).
- ↑ (بحارالانوار، ح۷۲، ص۲۰۷).
- ↑ (نهج الفصاحه، ص۵۳۷).
- ↑ (همان، ص۵۳۸).
- ↑ (الامالی الصدوق، ص۳۹۹).
- ↑ (منافقون/۴).
- ↑ (الامالی الصدوق، ص۳۹۹).
- ↑ (نهج البلاغه، خ۱۹۳).
- ↑ (الامالی الصدوق، ص۳۹۹).
- ↑ (نساء/۱۴۳).
- ↑ (نهج الفصاحه، ص۵۳۷).
- ↑ (نهج البلاغه، نامه ۲۷).
- ↑ (نهج الفصاحه، ص۵۳۷).







