فرهنگ مصادیق:ممنوعیت ورود مشرکین و کفار (یهود و مسیحی و..) به مسجد
مقدمه
مکانهایی مثل مسجد امام اصفهان یا مسجد آقا بزرگ کاشان و ... که جنبه توریستی هم دارند، آیا ورود اهل کتاب هم محدودیت دارد یا فقط کفار محدودیت دارند در ضمن خیلی از کسانی که جهت بازدید به این اماکن میآیند و عذر شرعی دارند و شاید اصلا به این قضیه توجهی نکنند یا بی خبر باشند. آیا با توریستی شدن یک مکان مثل مسجد، احکام مسجد از آن مکان ساقط میشود، لطفا توضیح دهید.
متن
یکی از احکام اسلام، ممنوعیت ورود مشرکین و کفار (یهود و مسیحی و..). به مسجد مخصوصا مسجدالحرام است.اما ورود توریست در فضای حیاط و غیر ا ز محلی است که صیغه مسجد و برای نماز میباشد.لذا از نظر شرعی اشکال ندارد. آنچه ادله ممنوعیت بوده و میتواند به نوعی فلسفه و حکمت این حرمت را معرفی کند به این شرح میباشد:
۱. در سوره شریفه توبه آیه ۲۸ آمده: یا ایها الذین آمنوا انما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و ان خفتم عیلة فسوف یغنیکم الله من فضله ان شاء ان الله علیم حکیم ؛ کسانی که ایمان آوردهاند توجه داشته باشند که مشرکان، افرادی پلید و شروراند و از این جهت حق ندارند از این سال به بعد، نزدیک مسجد الحرام شوند و چنانچه از بازتابهای منفی این حکم بر اوضاع مالی و اقتصادیتان میترسید، بدانید که جای نگرانی نیست، چون این خداست که هر وقت اراده کند میتواند آن قدر از سرچشمه فضل و رحمتش بر شما مرحمت کند تا جایی که شما را کاملاً بینیاز کند». جای تردید نیست که این حکم و وعده از طرف خدایی است که به هر چیز آگاه است و دستورات او همگی بر مبنای حکمت بوده و در برگیرنده مصلحتها و دفع مفسدههاست. طبق این آیه: اولاً، یکی از جنبههای این ممنوعیت آن است که مشرک، موجودی پلید و شر است و باطنی شیطانصفت دارد. کیست که امروزه نیز شیطنتهای مشرکین و کفار را نبیند؟ نقشههای جنگی، فریبهای سیاسی، ضررهای اقتصادی، استثمار معادن و توانمندیها، استعمار دینی و تهاجم فرهنگی، فقط چند قلم از آثار این آلودگی باطنی است (همچنان که در بند ۲، شواهد پلیدی جسمانی اینان ذکر خواهد شد). انسان مشرک و کافر، بنیان اعتقادی سالمی ندارد و «از کوزه همان تراود که در اوست». با این وجود چرا اسلام بخواهد پای شیطان استعمار را به مقدسترین مکانها باز کند؟ تا هم با دست خود حرمت این مکانها را بشکند و هم این موجودات، حتی در این مکانها نیز به توطئه و شیطنت بپردازند؟ پس، حکم ممنوعیت ورود این افراد به مساجد، مخصوصا مسجدالحرام، هم تنبیه است برای مشرکین و نوعی سبک کردن و سرزنش است از طرف خدا برای اینها و هم نشانه زنده و همیشگی است برای مسلمین که از یاد نبرند که دشمن کیست و دشمن چیست؟ و این که دشمن چون عقربی است که حتی اگر به ظاهر آرام باشد باز هم نیش عقرباش را خواهد داشت چون مقتضای طبیعت کفر و شرک و پلیدی این است. ثانیا، به استناد آخرین جمله آیه مزبور، «ان الله علیم حکیم» یعنی؛ این حکم ممنوعیت ورود، برخاسته از علم و صفت حکمت خداست. یعنی، حکیم کسی است که احکامش همگی محکم بوده و مستند به مصلحتها و دفع ضرر است، پس خدا هم «حکیم» بوده و دستور تحریم ورود مشرک و کافر به مساجد (به ویژه مسجدالحرام) مقارن با مصلحت است.
۲. ورود مشرکین و کفار به مساجد، موجب بر هم زدن «پاکی و طهارت» این اماکن مقدسه است. همچنان که میدانید، چنانچه چیزی نجس باشد موجب نجاست سایر چیزهایی که با او تماس و سرایت داشته، میشود و از طرفی، اکثر مشرکین و کفار نسبت به نجاساتی مثل: بول، خون، شراب، گوشت خوک و ارتباط نزدیک با سگ، توجه شایانی نمیکنند، خیلی راحت با حیوانات نجس زندگی میکنند، لذا از لحاظ نجس بودن، قابل اعتماد نمیباشند و اگر اسلام ورود آنها را به مساجد اجازه میداد در واقع نوعی ایجاد مشقت برای مسلمانها نیز بود چون پاک بودن محل عبادت، شرط هر کار عبادی است و ورود این افراد (مشرکین و کفار) موجب سرایت نجاست از رطوبت بدن آنها به مکان عبادت و یا حتی لباس نمازگزاران و زمین مسجد میشود.
۳. شرک و کفر، همگی ناشی از عدم تعادلات روحی و فکری است. اگر انسان از بنیانهای فکری استواری برخوردار باشد هیچگاه از صراط مستقیم و راه نورانی وحی و عبودیت فاصله نمیگیرد. حتی آن گاه که دچار تردید میشود در شکاش درجا نمیزند و با استمداد از نیروهای فکری و معنوی، خود را از سرگردانی بیرون میکشد. اما اگر این فاصله را با تفکر پر نکند، لحظه به لحظه این فاصله به عدم تناسب و بیربطی کشیده میشود تا آنجا که با فکر و شرک به قطع رابطه خود با خدا و معنویات میپردازد. حال خود قضاوت کنید که: چه تناسبی است میان «طبیعت و روحِ آلوده به شرک و کفر» با «اماکن مقدس و مساجد»؟ پس، حکم به ممنوعیت ورود مشرک و کافر به مسجدالحرام در واقع، پیامد قطع رابطه او با صاحب مسجد و حرم است یعنی وقتی کافر، پیوند خود با خدا را قطع کرد دیگر چه بهانه و تناسبی برای ارتباط خود با خدا گذاشته؟ و دیگر چه توقع که همچنان بتواند به خانه خدا و اماکن منسوب به خداییها رفت و آمد کند؟ اینجاست که میگوییم: هر عملی یک عکسالعملی دارد و عکسالعمل پشت کردن به خدا و معنویت، همان دور شدن از اماکن و محافل منسوب به خدا و اولیاء خداست! (دقت شود).
چرخ با این اختران، نغز و خوش و زیباستی **********صورتی در زیر دارد، آنچه در بالاستی
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت ********* بر رود بالا همی با اصل خود یکتاستی
این سخن را در نیابد هیچ فهم ظاهری ********* گر ابونصرستی و گر بوعلی سیناستی
۴. علت و حکمت آخری که نه تنها موجب ممنوعیت ورود مشرک به مسجدالحرام و سایر مساجد است بلکه از ورود سایر مسلمانها نیز جلوگیری میکند، این است که: ورود و توقف شخص «جنب» به مسجد، جایز نیست. حتی مسلمان جنب نیز نمیتواند در مسجد مکث و توقف نماید و از طرفی، معمولاً همه کفار به لحاظ بهرهمندی از ویژگیهای جسمی یک انسان، دچار جنابت میشوند و غسلی هم انجام نمیدهند پس همانند سایر مسلمین نیز حق رفتن به مسجدالحرام ندارند و بدیهی است که کافر در صورتی میتواند از جنابت خارج شود که غسل جنابت کند و واضح است که شرط این غسل نیز قصد قربة الی الله است که بدون ایمان و تعهد اعتقادی و عملی به اسلام، تحقق نمییابد.
۵- در اسلام نه تنها انسانها ارزش دارند، بلکه زمانها و زمینها نیز دارای ارزش و اهمیتاند. چون اهمیت دارند، «قداست و عظمت» داشته و باید «تقدیس و تعظیم» شوند. از جمله این زمینها و مکانها «مسجد» است (مخصوصا مسجدالحرام) و در قرآن کریم نسبت به لزوم حفظ عظمت شعائر الهی یعنی آنچه منسوب به خداست تأکید شود. اما ورود کافر به مسجد نه تنها همراه با حفظ عظمت و قداست مساجد نیست بلکه توأم با هتک حرمت مسجد است. شما این صحنه را تصور کنید: یک گروه جهانگرد با دوربین و وسائل عکاسی و همراه با دوستان و همسرانشان هر ساله و هر روز به مسجدالحرام بیایند و از در و دیوارهای مساجد و مسجد مقدس کعبه مقدسه (مسجدالحرام) عکسبرداری کنند مردم را تماشا کنند، مردم و زوایای مختلف مسجد را نشان یکدیگر میدهند و از سویی، حدود یک میلیون مسلمان به مسجدالحرام آمدهاند تا عبادت کنند اما این گروه جهانگرد و کافر نه تنها عبادت نمیکنند بلکه با اعمال سبک و غیرمتناسبشان، عملاً عظمت این مکان و زمان عبادت را مخدوش میکنند. بنابراین مساجد بر فرض هم که جنبه توریستی پیدا کرده باشد اما از مسجد بودن خارج نشده و حکم سایر مساجد را دارد.اما ورود در حیاط اشکال ندارد.
در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید







