فرهنگ مصادیق:معنای تحریف وانواع آن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
معنای تحریف وانواع آن

سوال

آیا در قرآن کریم تحریفی شده است؟ و پاسخ قائلین به تحریف چیست؟

جواب

باسمه جلت اسمائه؛ تحریف معانی مختلفی دارد

معنای اول

انتقال دادن شیء از جایگاهش و تغییر دادن و تبدیل کردن آن به چیز دیگری. در بین مسلمانان در مورد واقع شدن چنین تحریفی در قرآن اختلافی نیست بدین ترتیب که هر کس که قرآن را به دور از حقیقت خود قرآن و بر اساس رأی و نظر شخصی اش معنی و تغییر نماید پس قرآن را تحریف نموده است. کاری که اهل بدعت و مذاهب انحرافی با تأویل آیات قرآن بر اساس رأی و نظر شخصی خود انجام می‌دهند از این قبیل است.

معنای دوم

اضافه یا کم کردن کلمه‌ای با حفظ همان قرآن نازل شده؛ و تحریف به این معنا در صدر اسلام اتفاق افتاده است ولی در زمان عثمان متوقف گردید و قرآن منحصر شد به آنچه که تواتر آن از پیامبر (صلی الله علیه وآله) ثابت شد.

معنای سوم

تحریف از طریق اضافه یا کم کردن در آیه‌ای یا سوره‌ای بدون تغییر در قرآنی که بر پیامبر (صلی الله علیه وآله). نازل شده که، رفتار پیامبر (صلی الله علیه وآله). آن‌گونه قرائت را تأیید کرده باشد؛ که شیعه، تحریف به این معنا را نفی می‌کند و گروهی از علمای اهل سنت بر این اعتقادند که چنین تحریفی به وقوع پیوسته است و به عنوان مثال قائلند به اینکه «بسم الله الرحمن الرحیم» جزء قرآن نیست.

معنای چهارم

تحریف از طریق اضافه کردن و اینکه قرآنی که در دست ماست بعضی از اجزاء آن جزء کلام نازل شده نیست؛ و چنین تحریفی به اجماع تمام مسلمانان باطل است.

معنای پنجم

تحریف از طریق کم کردن به این معنا که قرآنی که در دست ما است همه آن قرآن نازل شده نیست و پاره‌ای از آن مفقود گردیده است. تحریف به این معنا مورد اختلاف است و گروهی آن را پذیرفتند و گروهی آن را رد نموده‌اند. و اما علمای شیعه: اکثر آنها فرموده‌اند که اتفاق علمای شیعه بر عدم وقوع تحریف به این معنا در قرآن است.

به سخن رئیس محدثین شیخ صدوق دقت نمایید که عدم تحریف در قرآن را جزء اعتقادات مذهب امامیه به شمار آورده است و شیخ طوسی خودشان و علم الهدی همین را نقل نموده و مفسر مشهور طبرسی و فیض کاشانی و استاد بزرگوار سید خوئی و بزرگان دیگر نیز چنین اعتقادی دارند و دلایل بسیاری برای آن آورده‌اند که ما به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

الف). آیه کریمه: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ». [۱]

ب). آیه کریمه: «وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ * لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ».[۲]

ج). حدیث ثقلین که پیامبر (صلی الله علیه وآله) پس از خودش برای امت به یادگار گذاشت و فرمود که این دو جدایی ناپذیرند تا اینکه بر سر حوض کوثر به نزد من آیند و به امتش دستور داد به آن دو تمسک جویند که آن دو کتاب قرآن و عترت و اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) می‌باشند. [۳]

این روایات از طریق شیعه و اهل سنت متواتر است [۴] و پر واضح است قائل شدن به تحریف مستلزم قول به عدم حجیت ظاهر قرآن است. علاوه بر این سفارش اهل بیت به تمسک به ظاهر قرآن را نیز می‌بایست اضافه نمود بنا بر این چاره‌ای نیست جز اعتقاد به عدم تحریف قرآن.

د). ملاحظه چگونگی جمع آوری قرآن و حفظ آن توسط حافظین و جمع آورندگان و نویسندگان به خصوص حضرت علی(علیه السلام) به این صورت که هر آیه‌ای که نازل می‌شد پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله) به نویسندگان دستور می‌فرمود آن آیه را در جایگاه مخصوص به خودش درج نمایند و همین مسأله سبب می‌شود که ما به عدم تحریف قرآن یقین پیدا کنیم.

اما روایات ضعیفی که تحریف در قرآن را می‌رساند؛ راوی اکثر آنها احمد بن محمد السیاری است که علمای رجال بر انحراف مذهب او اتفاق نظر دارند، و نیز، علی بن احمد الکوفی که علمای رجال قائل به دروغگویی و انحراف مذهبش هستند. و اما بحث دربارهٔ باقی دلایل قائلین به تحریف احتیاج به زمان بیشتری دارد و بهترین سخن را استاد بزرگوار سید خوئی فرموده‌اند: «موضوع تحریف قرآن موضوعی خرافه و بر اساس وهم و خیال می‌باشد و تنها کسی که عقلش ضعیف است به آن قائل است یا کسی که دربارهٔ این موضوع حق تأمل را به جا نیاورده یا کسی که به چنین مطلبی عشق می‌ورزد زیرا عشق، انسان را کور و کر می‌نماید. ولیکن انسان عاقل و با انصاف و متفکر در خرافه بودن و بطلان چنین مطلبی شک نمی‌کند». [۵]

پانویس

  1. «البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم و ما هم آن را محققاً محفوظ خواهیم داشت»؛ حجر (15).: 9.«البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم و ما هم آن را محققاً محفوظ خواهیم داشت»؛ حجر (15).: 9.
  2. «این کتاب به حقیقت صاحب عزت (و معجز بزرگ). است. که هرگز از پیش و پس (گذشته و آینده حوادث عالم). باطل بدان راه نیابد (و تا قیامت حکومت و حکمتش باقی است). زیرا آن فرستاده خدای (مقتدر). حکیم ستوده صفات است»؛ فصلت (41).: 41 و 42.
  3. «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی ما إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً»؛ مستدرک الوسائل، ج 11، ص 372.
  4. متواتر در لغت به معنای پیاپی و مکرّر است و حدیث متواتر، حدیثی است که شمار راویان آن در هر طبقه زمانی، به حدّی باشد که تبانی آنان بر جعل حدیث، نزدیک به غیرممکن باشد. در مورد احادیث متواتر، احتمال نقل درست مضمون حدیث از معصوم گوینده آن، قطعی است.
  5. «و مما ذکرناه قد تبین للقاریء ان حدیث تحریف القران حدیث خرافه و خیال لا یقول به الا من ضعف عقله او من لم یتامل فی اطرافه حق التأمل او من الجأه الیه حب القول به، و الحب یعمی و یصم، و اما العاقل المنصف فلا یشک فی بطلانه و خرافته».