فرهنگ مصادیق:مشاوره با کفار
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | مشاوره در روایات |
| ۲ | چرا این گونه در اختلاط با کفار شکست خوردهایم؟ |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
روابط مسلمانان با غیر مسلمانان چگونه باید باشد؟
چکیده
برخی آیات قرآن کریم اتکای مسلمانان به کافران و دولتهای غیراسلامی را برای دست یابی به عزت و شوکت دنیوی زشت شمرده و یادآور شدهاند که عزت همه از آن خدا و رسول و مومنان است، در آیهای آمده است: «منافقان را به عذابی سخت بشارت ده، کسانی که کافران را دوست گرفتند و مومنان را رها ساختند، آیا در همنشینی آنان عزت میجویند، عزت همه از خداست»...
پرسش
با توجه به آیات قرآن خواهشمندم توضیح دهید روابط مسلمانان با غیر مسلمانان چگونه باید باشد؟
پاسخ
مقصود از غیر مسلمان در این نوشتار کسی است که بر نبوت حضرت محمد بن عبدالله ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ اعتراف ندارد هر چند بر یگانگی خداوند متعال و رسالت پیامبران گذشته باور داشته باشدکه به این گروه اهل کتاب میگویند. و نیز کسی که وحدانیت الهی و نبوت پیامبران قبلی را نیز نمیپذیرد و یا پیرو مکتبهای مادی و غیر آسمانی است و به این دسته مشرک و یا ملحد گفته میشود. و غیر مسلمانان عبارتنداز:
گروه اول: اهل کتاب (کفار).
گروه دوم: مشرکان (ملحدان).
گروه سوم: معاندان.
اول: مرزهای اسلامی در رابطه فردی با غیر مسلمانان
دولت اسلامی با توجّه به روش اسلامی اش، حکومت رحمت، گذشت و بزرگواری است. در سایه این حکومت، انسان از همه شکلهای بندگی و بردگی، استعمار و استثمار آزاد میشود تا آن گونه که خداوند او را آفریده آزاد و شرافت مند گردد.
در سالهای نخست ظهور اسلام، مسلمانان و اقلّیتهای مذهبی غیر مسلمان در سایه حکومت اسلامی به حقوق کامل انسانی خویش دست یافتند. قرآن کریم همه انسانها را تکریم کرده است و اهانت به مسلمان و غیرمسلمان را اجازه نداده است. هم چنین به کارگیری دروغ، نیرنگ، غش و تدلیس با غیر مسلمان و نیز تجاوز به آبرو و کرامت آن را چون اتهام به زنا زدن حرام دانسته و ورود به خانهها را بدون اذن تحریم کرده است.
این رابطه در موارد ذیل قابل بحث است:
۱. خویشاوندان: گاهی ممکن است یکی از خویشاوندان مسلمانان غیر مسلمان باشند که با مسلمانان در صلحند در این صورت بر مسلمان واجب است که با اخلاق اسلامی با خویشاوند خود رفتار کنند. اسلام حقوقِ اجتماعی غیر مسلمانان را هم رعایت کرده و دستور خوش رفتاری با آنان داده است. رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ با آنان پیوندها و ارتباطات اجتماعی داشت و همیشه با آنان در منزلهای شان یا مکانهای دیگر دیدار میکرد، گاهی پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ بر آنان وارد میشد و زمانی هم آنان به خدمت پیامبر میآمدند. آن بزرگوار همیشه از بیمارانشان عیادت میکرد و هر زمان که با جنازه مردهای از آنان برخورد داشت برای تشییع آن بر میخاست.[۱]
۲. دوستان: دوستی با کافران در آیاتی چند از کتاب مجید، مورد نکوهش و نهی قرار گرفته است: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، یهودیان و نصاری را به دوستی مگیرید، بعض آنان دوستان بعض دیگر. هر کس از شما با آنان دوستی کند، او هم از آنان خواهد بود. خداوند گروه ستمکاران را هرگز هدایت نمیکند».[۲]
نکتهای را که در باب این دسته آیات مبارک باید یادآور شد، این است که آنچه نکوهش شده است (تولی) و (ولاء) کافران است. و این بدان معناست که دوستی، سبب کشش روحی و بی ارادگی و تاثیر و تاثر اخلاقی و مقهور شدن و خودباختگی در برابر بیگانگان و قبول سیادت آنان شود. اما ابراز دوستی در معاشرتها، با حفظ استقلال و شخصیت دینی، مانعی ندارد. بلکه مورد تشویق دین است. خداوند در این باره میفرماید: «امید است خداوند میان شما و دشمنانان، دوستی برقرار کند. خداوند قادر بر هر کار و آمرزنده و مهربان است».[۳]
«خداوند درباره کسانی که با شما قصد جنگ در این نداشتند و شما را از خانمان و دیارتان اخراج نکردند، از احسان به آنان و عدالت پیشگی نسبت به آنان، باز نمیدارد».[۴]
این آیات، نشان میدهد که رفتار دوستانه با آنان که سر جنگ ندارند پسندیده است و نسبت به دشمنان نیز خداوند میخواهد دشمنی به دوستی بدل گردد.
۳. شرکت در مجالس غیر مسلمانان: یکی از اصول سیاست اسلام، دعوت غیرمسلمانان به اسلام است. بهترین شیوه دعوت، دعوت عملی است که مسلمانان با معاشرت خوب خود میتوانند کفار را به دین اسلام فرا خوانند. برخوردهای متعددی در این باره در تاریخ اسلام مشاهده میشود که دعوت عملی به مراتب اثر بیش تری از دعوت زبانی داشته است. البته یادآوری این نکته ضروری است که معاشرت با غیر مسلمانان تا موقعی است که به باورهای اسلامی اهانت نکرده و دشمنی نورزند و قرآن کریم به این شرط اشاره کرده و میفرماید: «و خداوند در قران برای شما نازل کرده که هر گاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و مسخره میکنند با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند و گرنه شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند منافقان و کافران را همگی در دوزخ جمع میکند».[۵]
۴. افشای اسرار اسلامی: منظور از اسرار هر چیزی است که غیر مسلمانان و یا دشمنان بتوانند در وقت مناسب آن را به ضرر مسلمانان به کار برند اعم از نکته ضعفهای اقتصادی، سیاسی، نظامی و... خداوند متعال در این باره به مسلمانان هشدار میدهند که: «ای کسانی که ایمان آوردهاید! محرم اسراری از غیر خود انتخاب نکنید، آنها از هر گونه شر و فسادی درباره شما کوتاهی نمیکنند، آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید...».[۶]
۵. ازدواج: آیا ازدواج مرد مسلمان با زن کافر، و ازدواج زن مسلمان با مرد کافر، جایز است یا خیر؟ و دیدگاه قرآن در این زمینه چیست؟
پاسخ به این پرسش به طور کلی در سه مقطع، بررسی میشود:
۱ـ۵. ازدواج مسلمان با کافر مشرک: ازدواج هر یک از مرد و زن مسلمان از نگاه اسلام، با هر یک از مرد و زن کافر، حرام شده است. قرآن به صراحت حرمت ازدواج مسلمان با مشرک را بیان نموده و مسلمانان را از آن برحذر داشته است: «و با زنان مشرک و بت پرست، تا ایمان نیاوردهاند، ازدواج نکنید (اگر چه جز به ازدواج با کنیزان دسترسی نداشته باشید، زیرا) کنیز با ایمان، از زن آزاد بت پرست، بهتر است، هر چند (زیبایی، یا ثروت یا موقعیت او) شما را به شگفتی آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت پرست، تا ایمان نیاوردهاند، در نیاورید (گرچه ناچار شوید آنها را به همسری غلامان با ایمان، درآورید، زیرا) غلام با ایمان از مرد آزاد بت پرست، بهتر است (هر چند مال و موقعیت و زیبایی او) شما را به شگفتی آورد. آنها دعوت به سوی آتش میکنند و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مینماید و آیات خویش را برای مردم روشن میسازد. شاید متذکر شوند».[۷]
بنابراین حرام بودن ازدواج مسلمان با کافر مشرک، اعم از ازدواج مرد مسلمان با زن کافر و زن مسلمان با مرد کافر، دراین دو آیه شریفه به طور صریح بیان شده است.
۲ـ۵. ازدواج مسلمان با اهل کتاب با قید ذمی بودن: خداوند متعال در باره زنانی با اسلام آوردن شوهرشان، هنوز در کفر خود باقی ماندهاند دستور میدهد که همسران شان را نگه ندارند: «و هرگز زنان کافر را در همسری نگه ندارید».
زن مسلمان نمیتواند به عقد کافر درآید، مرد مسلمان هم نمیتواند با زنهای کافره به طور دائم ازدواج کند ولی ازدواج موقت با زنهای اهل کتاب (یهود و نصاری) مانعی ندارد.
۶. زندگی مسالمت آمیز: به حکم آیه شریفه لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ[۸].
مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان، با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل، در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و مسلمانان توطئه و اقدام نکنند. و در این مسالمت آمیزی باید شرایط عزت مسلمانان مراعات گردد: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ»[۹] از این روی وظیفه دارد در تمام شؤون زندگی این عزت و آقایی خود را حفظ کند.
دوم: مرزهای اسلامی در روابط بین المللی با غیر مسلمانان
الف) لزوم رابطه بین المللی در حکومت اسلامی: روابط مسلمانان با کفار در زوایای گوناگون اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، حقوقی و... که در قرآن کریم، به صورت زنده و با معیارهای مشخص و ضوابط معیّن مطرح است. زیرا قرآن به عنوان آخرین کتاب وحی الهی، رسالت جهانی داشته و برای راهبری انسان در همه عصرها و نسلها فرستاده شده است، چنان که خود میفرماید: هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ[۱۰].... «این قرآن، وسیله بینایی همه مردم است».
ب) اصول روابط حکومت اسلامی: مقصود از اصول سیاست خارجی مجموعهای از آموزههای دینی است که چارچوب کلان سیاست خارجی دولت اسلامی را شکل میدهد.
این مجموعه از نوعی خصلت ثبات و ماندگاری برخوردار است و این اصول عبارتنداز:
۱. پایبندی به پیمانهای سیاسی: اصل وفای به عهد و پیمان یکی از دستورهای موکد اسلام است که آیات بسیاری به آن توصیه کردهاند.[۱۱]
۲. عدالت: از دیدگاه قرآن، عدالت، رفتاری است که بیش از هر رفتار دیگری به تقوا نزدیک تر است: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، همواره برای خدا قیام کنید و از روی عدالت، گواهی دهید. و دشمنی گروهی، شما را از عدالت باز ندارد، دادگر باشید که عدالت از هر چیزی به تقوا نزدیک تر است».[۱۲]
عدالت، عملی است که رفتار انسانها را با معیار قانون میسنجد و هر کس را به تناسب رفتار نیک و بدی که از او سر زده، پاداش میدهد و مجازات میکند.
۳. نفی سلطه غیر مسلمانان بر جوامع اسلامی و مسلمانان: عنوان نفی سبیل برگرفته از نص آیه قرآن است: وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا[۱۳] «خداوند سبیل و طریقی برای کافران بر مومنان قرار نداده است».
بر این اساس آیه نفی سبیل به عنوان اساس روابط خارجی دولت اسلامی مطرح میگردد. برای نمونه اگر دولت اسلامی با غیرمسلمانان عهد و پیمانی را منعقد کند به حکم صریح قرآن مبنی بر وجوب وفای به عهد أَوْفُوا بِالْعَهْدِ[۱۴]لازم است که دولت اسلامی به میثاق و پیمان منعقد شده پایبند باشد.
۴. حفظ عزت و سیادت اسلامی: اصل عزت در روابط خارجی دولت اسلامی بیانگر علو و برتری تعالیم اسلامی و بالتبع برتری جوامع اسلامی است. آیات دال بر عزت مومنان و مسلمانان، از مستندات فقهی این اصل محسوب میگردد.[۱۵]
برخی آیات قرآن کریم اتکای مسلمانان به کافران و دولتهای غیراسلامی را برای دست یابی به عزت و شوکت دنیوی زشت شمرده و یادآور شدهاند که عزت همه از آن خدا و رسول و مومنان است، در آیهای آمده است: «منافقان را به عذابی سخت بشارت ده، کسانی که کافران را دوست گرفتند و مومنان را رها ساختند، آیا در همنشینی آنان عزت میجویند (نادرست اندیشیدهاند)، عزت همه از خداست».[۱۶]
منبع
نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات
پا نویس
- ↑ کلینی، محمد، کافی، ج2، ص670.
- ↑ مائده: 51. ر.ک: مجادله: 22. مائده: 57. توبه: 23. نساء: 139 و 144. ممتحنه: 13. بقره: 109. آل عمران: 69 و 118.
- ↑ ممتحنه: 7.
- ↑ همان: 8 ـ 7.
- ↑ نساء: 140.
- ↑ آل عمران: 118.
- ↑ بقره: 221.
- ↑ ممتحنه: 8.
- ↑ منافقون: 8.
- ↑ جاثیه: 20.
- ↑ اسرإ: 34. البقره: 177. مومنون: 8. معارج: 32. مائده: 1.
- ↑ مائده: 8.
- ↑ نساء: 141.
- ↑ اسراء: 13.
- ↑ نساء: 138. منافقون: 8.
- ↑ نساء: 138.







