فرهنگ مصادیق:لزوم تفقه و شناخت دین از نظر آیات و روایات

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
لزوم تفقه و شناخت دین از نظر آیات و روایات

نویسنده: شهید مطهری

مقدمه

امام علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ولاتکونوا کجفاة الجاهلیة لا فی الدین یتفقهون ولا عن الله یعقلون کقیض بیض فی اداح یکون کسرها وزرا و یخرج حضانها شرا؛ مانند ستم پیشگان دوران جاهلیت نباشید که نه در پی آگاهی دینی بودند و نه در شناسایی خدا اندیشه می‌کردند، مثل تخم افعی در لانه پرندگان که شکستن آن گناه است، زیرا گمان می‌رود تخم پرنده باشد، اما جوجه آن شر و زیان‌بار است، یعنی ظاهر شما به‌حکم محیط اسلامی ایمان است، ولی در باطن صفات جاهلیت را دارید».[۱] «لا فی الدین یتفقهون»: یکی از اوصاف ستم پیشگان جاهل و نادان، عدم تفقه در دین است، یعنی در پی به دست آوردن آگاهی‌های دینی و دستورها و قوانین شریعت نیستند و با لاابالی گری و بی‌بندوباری زمان جاهلیت خو گرفته‌اند. این عبارت گرچه در لسان ردع و نهی است، لکن در معنا حث و تحریک است به تفقه در دین و شناخت شریعت.
قرآن دربارهٔ لزوم تفقه و شناخت دین می‌فرماید: «وَ مَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ.[۲] و شایسته نیست مؤمنان همگی [برای جهاد] کوچ کنند پس چرا از هر فرقه‌ای از آنان دسته‌ای کوچ نمی‌کنند تا [دسته‌ای بمانند و] در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را وقتی به‌سوی آنان بازگشتند بیم دهند باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند».
تفقه در دین، یعنی به دست آوردن نظر شرع در تمام پدیده‌های زندگی شخصی و اجتماعی و فقه به معنای عام و فراگیرش اصول و فروع را شامل می‌گردد. در کتب روایی بر لزوم تفقه در دین تأکید فراوان شده است. [۳] «ولا عن الله یعقلون»: یکی دیگر از ویژگی‌های ستم پیشگان دوران جاهلیت، این است که شعور خداشناسی ندارند و در آیات و نشانه‌های خداوند تفکر و تدبر نمی‌کنند.
قرآن کریم، به ویژه در سوره روم، در مواضع متعدد دعوت به تفکر و تدبر در آیات الهی نموده است و با جملاتی از قبیل:
«إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ. [۴] در این [معنی نیز] برای مردمی که می‌شنوند قطعاً نشانه‌هایی است.
«إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَ؛[۵] در این [امر نیز] برای دانشوران نشانه‌هایی است»
و «إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ؛[۶] در این [امر هم] برای مردمی که تعقل می‌کنند قطعاً نشانه‌هایی است»
بر ضرورت خداشناسی تأکید نموده است. تعقل در خداوند به معنای تفکر در آیات و نشانه‌های الهی است، نه تفکر در ذات خدای تعالی، زیرا از تفکر در ذات خدای تعالی در شرع نهی اکید شده است و به‌جز سرگردانی و گمراهی و پریشانی نتیجه‌ای ندارد.: «کقیض بیض فی اداح یکون کسرها وزرا و یخرج حضانها شرا». کسی که فهم و آگاهی دینی و شعور خداشناسی ندارد، همانند تخم افعی است که به علت اینکه در لانه پرندگان است محترم است، یعنی به‌ظاهر جزء امت اسلامی به شمار می‌رود و مال و جانش محترم است، در حالی که در باطن شر و مضر برای دین می‌باشد.
احتمال دیگر آن است که کلام امام (علیه‌السلام) مشتمل بر دو نهی جداگانه باشد: «لاتکونوا کجفاة الجاهلیة و لاتکونوا کقیض بیض». خسارات سنگینی از ناحیه مشرکانی که به ظاهر اسلام را پذیرفته، لکن فهم دینی پیدا نکردند و به شعور خداشناسی دست نیافتند، بر پیکر جامعه اسلامی وارد شده است. تاریخ اسلام پر است از تهاجم‌های نظامی و تبلیغی این عناصر بر علیه اولیای الهی که گاه با کشیدن شمشیر و گاهی با جعل حدیث و دروغ پردازی و شایعات و وارونه جلوه دادن دین، در عمل دشمنی خود را آشکار نمودند.

جاهل، نامتعادل است

امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «لاتری الجاهل الا مفرطا او مفرطا؛ همیشه جاهل یا افراطگر یا تفریط کننده است».[۷] اعتدال و میانه روی در شئون مختلف زندگی، از صفات حمیده است که ناشی از آگاهی و تفکر صحیح می‌باشد. تندروی و زیاده‌روی و در طرف مقابل سستی و کندروی از صفات رذیله و ناشی از عدم آگاهی و نداشتن تفکر صحیح است.

ذلت نادانی

همچنین او می‌فرماید: «اذا ارذل الله عبدا حظر علیه العلم؛ هر گاه خداوند بنده‌ای را به خاطر گناهانش پست شمارد، علم و دانش را از او منع می‌کند».[۸] علامه مجلسی (ره) در توضیح می‌گوید: «ای لم یوفقه لتحصیله؛ او را موفق به تحصیل دانش نمی‌کند».[۹] مستفاد از آیات کریمه قرآن، این است که خدای تعالی، دل‌هایی را به دلیل کفر، نفاق، تجاوز و ستمکاری مهر می‌زند، به‌طوری که دیگر از قبول و پذیرش حق محروم می‌گردند:[۱۰]
سعد از امام باقر (علیه‌السلام) روایت کرده که فرمودند: «ان القلوب اربعة: قلب فیه نفاق وایمان وقلب منکوس وقلب مطبوع وقلب ازهر اجرد. فقلت ما الازهر؟ قال: فیه کهیئة السراج فاما المطبوع فقلب المنافق واما الازهر فقلب المؤمن ان اعطاه شکر وان ابتلاه صبر واما المنکوس فقلب المشرک ثم قرا هذه الآیة «أَفَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلَی وَجْهِهِ أَهْدَی أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ[۱۱]» فاما القلب الذی فیه ایمان و نفاق فهم قوم کانوا بالطائف فان ادرک احدهم اجله نفاقه هلک وان ادرکه علی ایمانه نجا؛ همانا دل‌ها چهار گونه‌اند: دلی که در آن نفاق و ایمان است و دلی که وارونه است و دلی که مهرخورده و چرک و زنگار روی آن را پوشیده است و دلی که تابناک و پاکیزه است. عرض کردم: دل تابناک کدام است؟ فرمود: دلی که چون چراغی در آن است و اما دل مهرخورده، دل منافق است و اما دل وارونه دل مشرک است. سپس این آیه را خواند: « پس آیا آن کس که نگونسار راه می پیماید هدایت یافته تر است یا آن کس که ایستاده بر راه راست می رود» اما آن دلی که در آن ایمان و نفاق، هر دو هست دل مردمی است که در شهر طائف بودند، پس هرکدام در حال نفاق مرگش می‌رسید هلاک بود و اگر در حال ایمان اجلش می‌رسید رستگار بود» [۱۲] علامه مجلسی (ره) در شرح «قوم کانوا بالطائف» می‌گوید: «وذکرهم علی التمثیل والمراد بهم الشاک ومن یتعبد الله علی حرف» [۱۳]

پانویس

  1. نهج‌البلاغه، خطبه 166
  2. توبه/ 122
  3. اصول کافی، ج 1 صفحه 31-32 و اخوان حکیمی، الحیاة، ج 1 صفحه 54
  4. روم/ 23
  5. روم/ 22
  6. روم/ 24
  7. نهج البلاغه، حکمت 70
  8. نهج البلاغه، حکمت 288
  9. بحارالانوار، ج 1 صفحه 196
  10. اعراف/ 100 و توبه/ 87 و یونس/ 74 و نحل/ 108 و غافر/ 35
  11. سوره ملک؛ آیه 22
  12. اصول کافی، ج 2 صفحه 422، باب فی ظلمه قلب المنافق
  13. مرآة العقول، ج 11 صفحه 260
منبع: دایرة المعارف طهور تاریخ برداشت: 1395/05/16