فرهنگ مصادیق:قطع رحم پرسش و پاسخ

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
قطع رحم پرسش و پاسخ

خلاصه پرسش

رحم به چه کسانی گفته می‌شود؟ و قطع رحم و صله رحم به چه معناست و از نظر فقهی حکمشان چیست؟

پاسخ اجمالی

رحم در اصل به معنای محل نشو و نمای جنین در شکم مادران است، ولی بعدها به عنوان استعاره و به علاقه ظرف و مظروف، در معنای قرابت و خویشاوندی استعمال شد، چون خویشاوندان همه در اینکه از یک رحم خارج شده‌اند مشترکند پس کلمه "رحم" به معنای نزدیک و ارحام به معنای نزدیکان انسان است.
صله رحم به معنی ارتباط همراه با لطف و احسان به خویشان نسبی است.
صله رحم نسبت به تمام خویشان (زن و مرد با تقوا و بی تقوا، مسلمان و کافر، ظالم و صالح) باید انجام شود. از حضرت علی(ع) نقل شده که فرمودند: با خویشاوندانتان پیوند و رفت و آمد داشته باشید، هر چند آنان با شما قطع رابطه کرده باشند.
البته صله رحم دارای درجاتی است که نسبت به شرایط و افراد، متفاوت است؛ بله در صورتی که باعث ضرر دنیایی یا دینی می‌شود. باید به حدی که ضرر ندارد تغییر کند و تقلیل یابد. مثلا در مقابل ظالم و گناه کار همراه با امر به معروف و نهی از منکر مناسب باشد و به صورتی انجام شود که این ارتباط تایید اعمال آنها محسوب نشود و در مقابل کسی که می‌داند از دیدن او خوشحال نمی‌شود باید به صورت کمک غیر مستقیم به او یا پرس و جوی احوال او از دیگران باشد و به هر حال لطف خود نسبت به او را به روش‌های مختلف ابراز دارد.
اسلام نسبت به صله رحم و کمک و حمایت و محبت نسبت به خویشاوندان اهمیت فوق العاده‌ای قائل شده است و قطع رحم و بریدن رابطه از خویشان و بستگان را شدیداً نهی کرده است.

پاسخ تفصیلی

معنای لغوی و فقهی صله رحم

رحم در لغت و عرف به معنای نزدیکان و بستگان [۱] است و در اصطلاح فقه نیز بر اساس قول بعضی از فقها همان معنای لغوی است؛ یعنی مطلق نزدیکان و بستگان البته با این قید که نسبی باشند نه سببی، چه مذکّر باشند و چه مؤنث، جزء ورثه باشند یا نه، محرم باشند یا غیر محرم، مسلمان باشند یا کافر، از طرف پدر باشند یا مادر، یا هر دو. البته لازم است که از نظر نسبی بسیار دور نباشند تا مردم آنها را از اقوام و ارحام شخص بدانند و گرنه باید گفت همه انسان‌ها از اقربا و بستگان همند؛ بر اساس این نظر، میزان و معیار در تمامی این موارد عرف است [۲] . در کنار این قول بعضی از علما رحم را اقوامی می‌دانند که در طبقات ارث قرار می‌گیرند که شامل تمام فرزندان و حتی نوه‌های خاله، دایی، عمه و عمو می‌شود. [۳]

وجه اطلاق" رحم" بر خویشاوندان

رحم در اصل به معنای محل نشو و نمای جنین در شکم مادران می‌باشد، همان عضو داخلی که خدای عز و جل در باطن زنان قرار داده تا نطفه در آن تربیت شده و فرزندی تمام عیار گردد، این معنای اصلی کلمه رحم است ولی بعدها به عنوان استعاره و به علاقه ظرف و مظروف، در معنای قرابت و خویشاوندی استعمال شد، چون خویشاوندان همه در اینکه از یک رحم خارج شده‌اند مشترکند پس کلمه "رحم" به معنای نزدیک و ارحام به معنای نزدیکان انسان است [۴] .
اما صله، در لغت به معنای احسان و هدیه است [۵] و در اصطلاح به معنای برقراری ارتباط همراه با محبت و لطف است که مقابل آن دوری کردن و قطع می‌باشد؛ بنابراین صله رحم، رسیدگی، احسان، خبرگیری و مانند آن نسبت به نزدیکان است که در مقابلِ آن قطع رحم است.

اهمیت صله رحم در اسلام

اسلام نسبت به صله رحم و کمک و حمایت و محبت نسبت به خویشاوندان اهمیت فوق العاده‌ای قائل شده است و قطع رحم و بریدن رابطه از خویشان و بستگان را شدیدا نهی کرده است.
اهمیت صله رحم تا آنجا است که پیامبر اسلام (ص) می‌فرماید: " پیوند با خویشاوندان شهرها را آباد می‌سازد، و بر عمرها می‌افزاید هر چند انجام دهندگان آن از نیکان هم نباشند" [۶].
زشتی و گناه قطع رحم به حدی است که امام سجاد (ع) به فرزند خود نصیحت می‌کند که از مصاحبت با پنج طایفه بپرهیزد، یکی از آن پنج گروه کسانی هستند که قطع رحم کرده‌اند:
" بپرهیز از معاشرت با کسی که قطع رحم کرده که قرآن او را ملعون و دور از رحمت خدا شمرده است" [۷] .
در قران می‌فرماید: " ... شما که در زمین فساد می‌کنید و قطع رحم می نمائید مشمول لعنت خدا هستید و از رحمت او دور!" [۸]
کوتاه سخن این که: قرآن نسبت به قاطعان رحم و برهم زنندگان پیوند خویشاوندی تعبیرات شدیدی دارد، و احادیث اسلامی نیز آنها را سخت مذمت کرده است.
از پیامبر اسلام (ص) پرسیدند: مبغوضترین عمل در پیشگاه خداوند کدام است؟
در پاسخ فرمود:" شرک به خدا".
پرسیدند بعد از آن؟ فرمود:" قطع رحم" [۹] .
حضرت امام باقر(ع) فرموده است: صله ارحام، «اعمال » را پاک، «اموال » را افزون، بلاها را دفع، حساب را آسان می‌کند و «اجل » را به تاخیر می اندازد. [۱۰]
همچنان که می‌بینید، نتایج یاد شده، برخی به امور دنیوی مربوط است، برخی هم نتایج اخروی این عمل را، بازگو می کند.
امام صادق(ع) می‌فرمایند: صله رحم، اخلاق را نیکو، دست را بخشنده، دل و جان را خوش می‌سازد، رزق را می‌افزاید و اجل و مرگ را به تاخیر می‌اندازد. [۱۱]
این کار نیک و ساده، آن قدر سازنده و مفید است و آنچنان مورد رضای پروردگار، که گاهی تقدیر الهی به خاطر آن عوض می‌شود و خداوند به پاداش این عمل نیکو، بر عمر کسی می‌افزاید. در مقابل، قطع رابطه‌ها و بریدن از خویشاوندان، به حدی شوم و نفرت بار و در نظر خداوند، ناپسند است که عمر را می‌کاهد.
به این حدیث تکان دهنده توجه کنید:
امام صادق(ع) فرمود: «ما چیزی را جز «صله رحم » سراغ نداریم که [ به طور مستقیم ] عمررا زیاد کند، تا آنجا که گاهی تا زمان مرگ یک نفر، سه سال مانده است، ولی او اهل صله رحم می‌شود. آنگاه خداوند، سی سال بر عمرش می‌افزاید و سی و سه سال دیگر زنده می‌ماند. و گاهی اجل کسی سی و سه سال است، به خاطر قطع رحم و گسستن رابطه‌های خویشاوندی، کاهش می‌یابد و اجلش سر سه سال فرامی رسد.» [۱۲]

علت پافشاری اسلام نسبت به حفظ پیوند خویشاوندی

علت این که اسلام نسبت به نگهداری و حفظ پیوند خویشاوندی این همه پافشاری کرده این است که همیشه برای اصلاح، تقویت، پیشرفت تکامل و عظمت بخشیدن به یک اجتماع بزرگ، چه از نظر اقتصادی یا نظامی، و چه از نظر جنبه‌های معنوی و اخلاقی باید از واحدهای کوچک آن شروع کرد، با پیشرفت و تقویت تمام واحدهای کوچک، اجتماع عظیم، خود به خود اصلاح خواهد شد.
اسلام برای عظمت مسلمانان از این روش به نحو کاملتری بهره برداری نموده است، دستور به اصلاح واحدهایی داده که معمولا افراد از کمک و اعانت و عظمت بخشیدن به آن روگردان نیستند.
زیرا تقویت بنیه افرادی را توصیه می‌کند که خونشان در رگ و پوست هم در گردش است، اعضای یک خانواده‌اند، و پیداست هنگامی که اجتماعات کوچک خویشاوندی نیرومند شد، اجتماع عظیم آنها نیز عظمت می‌یابد و از هر نظر قوی خواهد شد، شاید حدیثی که می‌گوید:" صله رحم باعث آبادی شهرها می‌گردد به همین معنی اشاره باشد" [۱۳] .

مرز صله رحم

این ادب معاشرت، اختصاص به بستگان پاک و با تقوا ندارد؛ یک وظیفه اخلاقی است، که نسبت به اهل گناه بلکه کفار هم ثابت است . چه بسا به برکت رفت و آمدهای بستگان صالح، فاجران هم راه صلاح پیش گیرند و تاثیر بپذیرند. حتی اگر این ارتباط تاثیری در رفتار ارحام بدکار نگذارد باز موظف به حفظ رابطه با آنها هستیم.
نقل شده است که یکی از شیعیان از امام صادق(ع) پرسید: برخی خویشاوندانم خط و تفکر دیگری دارند، غیر از فکر و مرامی که من دارم. آیا آنان برمن حقی دارند؟ حضرت فرمود: آری، حق قرابت و خویشاوندی را چیزی قطع نمی‌کند. اگر با تو همفکر و هم عقیده باشند که دو حق بر تودارند: یکی حق خویشاوندی، دوم حق اسلام و مسلمانی. [۱۴]
حتی اگر بستگان، مایه آزار انسان را هم فراهم کنند، باز حق گسستن پیوند را نداریم. در حدیث آمده است:
مردی خدمت رسول خدا(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله! من خویشاوندانی دارم که من با آنان پیوند می‌کنم و رابطه دارم، اما آنان آزارم می‌دهند. تصمیم گرفته‌ام آنان را ترک کنم. حضرت رسول فرمود:آنگاه، خدا هم تو را ترک می‌کند! ... گفت: پس چه کنم؟ رسول خدا فرمود: به کسی که محرومت کرده، عطا کن، با کسی که از تو بریده، رابطه برقرار ساز، کسی که بر تو ستم کرده، از او درگذر. هر گاه چنین کردی، خداوند پشتیبان تو خواهد بود. [۱۵]
از حضرت علی(ع) نقل شده که فرمود: با خویشاوندانتان پیوند و رفت و آمد داشته باشید، هر چند آنان با شما قطع رابطه کرده باشند. [۱۶]
حتی اگر ارتباط ما با بعضی از خویشان و رفت و آمد به منزلشان باعث ناراحتی آنها شود و یا باعث اهانت به ما شود باز وظیفه صله رحم از بین نمی‌رود و در این صورت باید به روش‌های دیگر که باعث چنین مشکلی نمی‌شود ارتباط حفظ شود مثلا بدون رفتن به منزل آنها تلفنی حال آنها را جویا شویم و یا حتی غیر مستقیم به آنها توجه داشته باشیم و از دیگران احوال آنان را بپرسیم یا غیر مستقیم به آنان کمک کنیم چه کمک‌های مالی و چه حمایت زبانی از آنان در مقابل دیگران. به هر حال نباید با ارحام چون غریبه‌ها رفتار کرد و با وجود تمام بی محبتی‌ها به هر نحو ممکن در مواقع مختلف ارتباط خود با آنان را نشان دهیم. [۱۷]
بله در صورتی که صله رحم باعث ضرر دنیایی یا دینی شود. باید به حدی که ضرر ندارد تغییر کند.

کیفیت ارتباط

واضح است مرجع و معیارِ در چگونگی ابراز محبت و احسان، عرف است؛ زیرا به حسب عادات و رسومِ افراد و نزدیک و دور بودنِ آنها فرق می‌کند [۱۸] نوع این ارتباط به نیاز افراد نیز بست گی دارد آن چنان که ممکن است بعضی نیاز مادّی داشته باشند و بعضی نیاز مادی نداشته ولی به کمک دیگری نیازمند باشند. مانند پیرمرد و پیرزن افتاده‌ای که باید آنان را رسیدگی نمود، و بعضی ممکن است کمکِ فکری بخواهند. و بعضی هیچ نیاز ندارند و فقط باید از آنان احوال پرسی کرد.
به هر حال صله رحم درجاتی دارد که با توجه به توان فرد، عرف اجتماع، نیاز افراد و برخورد و جواب دهی آنان متفاوت و قابل تغییر است و به هر حال تا هر درجه‌ای که ممکن است باید به این برنامه دینی عمل کرد [۱۹] .
پس نسبت به حدود صله رحم می‌توان گفت که: مقدار و حدود صله رحم نسبی است؛ یعنی نسبت به افراد و محیطی که در آن زندگی می‌کنند متفاوت است مهم آن است که شخص در عرف خودشان قاطع رحم محسوب نشود.
از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: لقمان به پسرش گفت: پسر جان! ... با همه مردم خوش خلق باش.
پسرم اگر مال دنیایی نداشتی که با آن صله رحم کنی، و بر برادران تفضل نمایی، حسن خلق و روی خوش داشته باش، چون کسی که حسن خلق دارد خوبان او را دوست می‌دارند، و بدکاران از او دوری می‌نمایند [۲۰] .
باز آن حضرت می‌فرماید:
" پیوند خویشاوندی خویش را حتی با جرعه‌ای از آب محکم کن و بهترین راه برای خدمت به آنان این است که (لا اقل) از تو آزار و مزاحمتی نبینند"! [۲۱]
سخن آخر این که: صله‌ای که خدا به آن امر فرموده از معروفترین مصادیق آن صله رحم است، که در وجود آن تاکید نموده و فرموده: از خدایی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترفید و) هنگامی که چیزی از یکدیگر می‌خواهید، نام او را می‌برید! (و نیز) (از قطع رابطه با) خویشاوندان خود، پرهیز کنید! زیرا خداوند، مراقب شماست. و نیز در تاکید آن در ذیل آیه مورد بحث فرموده:" وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ" و این اشاره به آن است که ترک صله رحم مخالفت امر خدا است، پس جا دارد مردم از خدا بترسند و آن را ترک نکنند که ترک آن عمل زشتی است، و در نامه اعمال آدمی ضبط می‌شود [۲۲] .

پانویس

  1. المنجد الرحم : ذو رحم ای ذو قرابه
  2. استفاده شده از جامع المسا ئ ل مرحوم أیت الله فاضل، ج 1، ص 494، سوال 1773 (سایت بلاغ)
  3. مثل مرحوم تبریزی و خوئی صراط النجاه، ج 1، ص 433
  4. ترجمه المیزان، ج 4، ص: 219، 220
  5. المنجد : الصله : العطیه و الاحسان و الجائزه
  6. سفینه البحار جلد 1 صفحه 514
  7. سفینه البحار جلد اول صفحه 516 (ماده رحم)
  8. محمد، 22
  9. سفینه البحار (ماده رحم)
  10. «صله الارحام تزکی الا عمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تیسر الحساب وتنسی ء فی الاجل »،اصول کافی، ج 2 ص 150
  11. «صله الارحام تحسن الخلق و تسمح الکف و تطیب النفس و تزید فی الرزق وتنسئ الاجل » همان ص 150 و ص 151
  12. همان ص 152
  13. قست "اهمیت صله رحم در اسلام" از: تفسیر نمونه، ج 1، ص 156- 158
  14. میزان الحکمه، ج 4، ص 83
  15. بحارالانوار، ج 71، ص 100
  16. «صلوا ارحامکم و ان قطعوکم » همان، ص 92
  17. استفاده شده از صراط النجاه مرحوم تبریزی و خوئی ج 3 ص 294
  18. اطائب الکلم فی بیان صله الرحم، مرحوم کرکی، ص 30. (استفاده شده از سایت حوزه)
  19. با استفاده از نمایه شماره 1298 (سایت: 1290)
  20. ترجمه المیزان، ج 16، ص: 337
  21. همان
  22. ترجمه المیزان، ج 11، ص: 468
بازگشت به قطع رحم