فرهنگ مصادیق:قدرت شگفت انگیز متحد بودن از نگاه آیات و روایات

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
قدرت شگفت انگیز متحد بودن از نگاه آیات و روایات

مقاله‌ای از آیت الله العظمی سبحانی

مقدمه

کوچک‌ترین سودی که از وحدت و اتفاق عاید اجتماع می گردد، همان پیوستن نیروهای کوچک و پراکنده به یکدیگر است و در سایه چنین پیوستگی، نیروی عظیمی به وجود می آید که می تواند مبدأ تحولاتی در شؤون مختلف زندگی گردد.
به گزارش خبرگزاری«حوزه»، این روزها که دوران پس از انتخابات را سپری می‌کنیم و هیاهوی تبلیغات آن نیز سپری گشته، وجود اتحاد و همبستگی برای پیشبرد اهداف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی انقلاب بیش از پیش احساس می‌شود که با همدلی و همزبانی می‌توان به چشم انداز این مقاصد دست یافت.
آیت الله العظمی سبحانی با بهره گیری از آیات و روایات در مقاله‌ای بر لزوم اتحاد مردم تأکید داشته و پایدارترین اتحاد را، اتحاد فکری و اعتقادی دانسته‌اند.
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ».[۱]
افراد با ایمان برادر یکدیگرند؛ پس میان برادران خود صلح برقرار کنید، و از نافرمانی خدا بپرهیزید تا مورد لطف و رحمت خدا قرار گیرید.
نزدیک‌ترین رابطه و پیوند میان دو انسان که در یک زمان زندگی می کنند، پیوند برادری است؛ پیوند پدری و فرزند اگر چه محکم تر و نیرومندتر از رابطه برادری است، ولی این رابطه میان دو انسانی است که در یک سطح زندگی نمی کنند و از نظر زمان و موقعیت و شخصیت و مراتب احترام، با هم متفاوتند؛ تنها رابطه ای که مظهر کامل همبستگی و علاقه و الفت شدید میان دو انسانی است که در یک افق زندگی می کنند، همان پیوند برادری و خواهری است.
این پیوند ناگسستنی تکوینی همواره در محیط‌ها و جمعیت‌ها، رمز مهر و محبت و الفت است؛ از این رو، قرآن در ندا و دعوت خود برای اتحاد و یگانگی و استواری مبانی الفت و محبت، افراد جامعه با ایمان را برادر یکدیگر خوانده است و برای نخستین بار در تاریخ بشری، یک جامعه بزرگ چند صد میلیونی را برادر هم نموده و شعار آنها را جمله: «إِنّما الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» قرار داده است؛ افراد جامعه با ایمان، صمیمی‌ترین رابطه و پیوند را دارند و آن این که برادر یکدیگرند.

چرایی اختصاص پیوند برادری به جامعه ایمانی

شاید از خود بپرسید که چرا خداوند دایرهٔ این پیوند را وسیع تر نگرفته و تمام افراد بشر را برادر همدیگر قرار نداده است، و پیوند برادری را مخصوص جامعه با ایمان دانسته است؟!
ولی پاسخ این پرسش معلوم است؛ زیرا یک توجه کوتاه کافی است که علت این امر را بفهمیم؛ چه این که اخوت مذهبی یک عنوان تشریفاتی آن هم برای یک سلسله اغراض سیاسی نیست تا عموم مردم را خواه ملاک برادری در آنها باشد یا نباشد ـ برادر یکدیگر قرار دهد، بلکه هدف از مطرح ساختن این عنوان، اشاره به یک رشته تکالیف و اهداف عالی اجتماعی و اخلاقی است که در پرتو اخوت اسلامی صورت می گیرد، و کلیهٔ این تکالیف و آثار در کتاب های حدیث و فقه بیان شده است.
بنابراین، «تا یک وحدت فکری و روحی و یگانگی در هدف و عقیده در کار نباشد، اتحاد و پیوستگی افراد، پایدار نخواهد بود» و اگر گروه های دو دل، روزی برای یک سلسله مصالح سیاسی، دست اتحاد به سوی هم دراز کنند و دست همدیگر را به انگیزه برادری بفشارند، چیزی نخواهد پایید که ضربه های اختلاف فکری و روحی و تصادم منافع و تضاد مبانی، دست‌ها را از هم جدا خواهد ساخت.

ماندگاری اتحاد فکری و اعتقادی

جامعه ای که محور فکری و عقیدتی نداشته باشد و به صورت دسته های گوناگون، بر محور افکار مختلف و متضاد دور بزند و مایهٔ وحدت روحی و قدر مشترک فکری در میان آنها نباشد، فقط تا آن جا که وحدت و اتحاد، ضامن منافع مادی آنهاست، می توانند به طور موقت زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند و اگر روزی یکی از متحدان، خود را بی نیاز از وحدت ببینند و خود را در صحنه زندگی پیروز تشخیص دهند، تمام پیوندهای الفت که جنبه سیاسی داشت، مبدل به اختلاف و نفاق می گردد.
هرگز یک فرد مسلمان، که به خدای یگانه و روز رستاخیز، به حکومت عدل و داد و لزوم پیروی از ملکات فاضله و سجایای انسانی، ایمان دارد، با یک فرد ملحد که به خدا و روز بازپسین اعتقاد ندارد و مسائل اخلاقی را بازیچه گرفته و آنها را افسانه می پندارد، نمی تواند برادر باشد.

اتحاد در پرتو ایمان

اگر ما در هر مسأله ای از مسائل اجتماعی شک و تردید کنیم و یا در ثبوت آن به تجربه و آزمایش و گواه نیازمند باشیم، دربارهٔ لزوم اتحاد و همبستگی اجتماع و منافع سرشار آن، شک و تردید به خود راه نمی دهیم؛ هرگز در جهان کسی را پیدا نمی کنیم که بگوید پراکندگی و دو دستگی، خوب و سودمند، و اتحاد و اتفاق بد و مضر است؛ زیرا کوچک‌ترین سودی که از وحدت و اتفاق عاید اجتماع می گردد، همان پیوستن نیروهای کوچک و پراکنده به یکدیگر است و در سایه چنین پیوستگی، نیروی عظیمی به وجود می آید که می تواند مبدأ تحولاتی در شؤون مختلف زندگی گردد.
سدهای بزرگ جهان که به صورت دریاچه هایی جلوه می کنند، از پیوستن رودهای کوچک به وجود می آید و هر یک از این رودهای کوچک، نه قدرت تولید برق را دارد و نه چندان به حال کشاورزی مفید است، امّا از اجتماع این رودهای کوچک در یک نقطه، دریاچه ای به وجود می آید که قدرت تولید صدها هزار کیلو وات ساعت برق را دارد و با آن، هزاران هکتار زمین را می توان زیر کشت بُرد، این منافع سرشار از کجا فراهم می آید؟ از به هم پیوستن قطرات کوچک و رودهای ضعیف و ناچیز.
قدرت اتم برای همه روشن است. یک اتم قدرت و نیرویی ندارد و به قدری ضعیف و ناچیز است که حتی با قوی‌ترین میکروسکوپ‌ها نمی توان آن را دید، امّا از به هم پیوستن اتم های بی شمار، قدرتی به وجود می آید که انفجار چند عدد از بمب های اتمی، می تواند به تمدن و زندگی بشر در روی زمین خاتمه دهد و در مدت چند دقیقه، کرهٔ زمین را به صورت توده ای از آتش و تلّی از خاکستر درآورد.
نه تنها باید از نیروی جسمانی افراد استفاده نمود و همه را در نقطه ای متمرکز ساخت، بلکه باید همیشه به یاری تفکری جمعی و مشورت و گردهمایی و تبادل نظر، مشکلات بزرگ را از میان برداشت. قرآن مجید، مشاوره و تبادل نظر را یکی از صفات برجسته افراد با ایمان می داند و می فرماید: «وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ»؛[۲] کسانی که به ندای پروردگار خود پاسخ گفته و نماز را برپا می دارند و امور آنان بر اساس مشورت و تبادل نظر استوار است و از آنچه به آن‌ها روزی دادیم، انفاق می کنند؛ و نکته این مطلب همان است که سراینده اشعار یاد شده نیز در دو شعر زیر به آن توجه داده است:
اگر مرا و تو عقل خویش کافی بود
چرا به امر خداوند، امر بر شوری است
بدین دلیل «یداللّه مع الجماعه» سرود
که با جماعت، دستی قوی، یدی طولی است

ملاک و سرچشمه اتحاد

اکثر جامعه شناسان می گویند: انسان یک موجود اجتماعی است و در ساختمان وجودی و آفرینش وی، تمایلات شدیدی به زندگی دسته جمعی نهفته است. اکنون باید دید که این حیات اجتماعی در سایه چه عواملی تحقق می پذیرد.
امروز گروهی از جامعه شناسان معتقدند که عواملی همچون: «نژاد»، «زبان»، «وحدت تاریخ»، «وحدت ارضی» و «خون»، عناصر سازنده ملیت و وحدت ملتهاست؛ اجتماعی که از عناصر مزبور به وجود می آید، همان است که در علم حقوق به آن «ملت» می گویند و در سایه یکی از این عوامل، می توان اجتماع واحدی ساخت که اعضای آن در کنار یکدیگر، زندگی صمیمانه ای داشته باشند.
ولی آنان از یک مطلب غفلت ورزیده‌اند و آن این که اجتماعی که افراد آن دارای عقاید گوناگون و خواسته های متفاوت هستند، و هر کدام و یا هر طبقه ای برای خود «ایده» و فکری دارند، چگونه می توانند به صورت یک ملت واحد که همبستگی کاملی در میان آنها حکمفرما باشد، زندگی نمایند.
درست است که عوامل مزبور بر اتحاد و اتفاق و همبستگی جامعه کمک می کند، ولی تا زمانی که یک وحدت فکری و روحی و یگانگی در هدف و عقیده در کار نباشد، اتحاد و پیوستگی افراد، تحت این عوامل و عناصر غیر ارادی، پایدار نخواهد بود و اگر روزی برای هدف مشترکی دست اتحاد به سوی هم دراز کنند و دست همدیگر را به عنوان برادری بفشارند، پس از نیل به هدف، مدتی نخواهد پایید که اختلاف فکری و روحی و اختلاف خواست‌ها و اراده‌ها، تصادم و تضاد عجیبی در میان آنان به وجود خواهد آورد و آنها را از هم جدا خواهد ساخت.
جامعه ای که محور فکری و عقیدتی واحدی نداشته باشد و افراد آن به صورت دسته های گوناگون بر محور یک سلسله عناصر غیر ارادی گرد آیند، وحدت اجتماعی آن ضمانت ندارند؛ زیرا مسیر زندگی انسان را فکر و عقیده تعیین می کند، نه عوامل غیر ارادی؛ و اگر روزی در میان یک ملت هم نژاد و هم خون و هم زبان، پیوند معنوی و اتحاد فرهنگی به وجود آید، هرگز، ضربه ای بر اتحاد و ملیت آنها وارد نمی شود.
این جاست که پیشوایان بزرگ بشر ـ که از مکتب وحی، الهام می گیرند ـ اساس ملیت را «وحدت فکری و عقیدتی» دانسته و افراد آن اجتماع را که از نظر عقیده و طرز تفکر، وحدت نظر دارند، برادر یکدیگر خوانده‌اند و شعار آنان را جمله «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» تشکیل می دهد.
بزرگ‌ترین پیشوای بشر، حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) در سخنان تاریخی خود، افراد اجتماع با ایمان را به سان اعضای یک بدن انسانی دانسته است که یک وحدت فکری و عقیدتی همچون روح واحد بر آنها حکومت می کند و قلوب آنان را به هم پیوند می دهد.[۳]
خلاصه، عناصر مادی بی روح مانند: نژاد، زبان، خون و... که سازنده وحدت فکری نبوده و الهام یافته از درون انسان نیستند، نمی توانند مبنای یک ملیت و اساس یک زندگی مشترک و سازنده یک جامعه واحد ـ که الفت و صمیمیت و همبستگی کامل میان افراد آن وجود داشته باشد ـ قرار گیرند، بلکه افرادی که در پرتو این عناصر گرد هم آمده‌اند، سرانجام بر اثر تضاد افکار و اختلاف در تشخیص و تباین هدف، وحدت و اتفاق و هماهنگی خود را از دست می دهند.
علاوه بر این، کسانی که می خواهند تحت لوای این عناصر مادی، ملت هایی بسازند، هرگز مدعی آن نیستند که می توان با این عوامل همه افراد بشر را با یکدیگر برادر نمود و همه جامعه را در هم ادغام کرد، بلکه مدعی آن هستند که تحت لوای این پدیده‌ها، می توان افراد زیادی را با هم پیوند داد و متحد ساخت.
اگر پیامبر عالی قدر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم)دل های گروه های مختلف را به هم پیوند داد و از ملت های مختلف که هر کدام دارای نژاد و زبانی خاص بودند، ملت واحد به هم پیوسته ای ساخت و آنها را برادر و برابر یکدیگر قرار داد، به سبب این بود که توانست یک وحدت فکری و عقیدتی در میان آنان به وجود آورد، و مسیر زندگی همه را یکسان و برابر قرار دهد و تمام «ایده‌ها» را به «ایده واحد» مبدل سازد.
آفرین بر همت آن اوستاد
صد هزاران ذره را داد اتحاد

داروی مؤثر

روزی که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از طرف خداوند، مأمور ابلاغ این حکم آسمانی گردید، محیط مسلمانان در مدینه دچار اختلافاتی بود که جز در سایه اتحاد و یگانگی و وحدت فکری، بیماریِ دو دستگی آنها بهبود پذیر نبود؛ زیرا مهاجر و انصار در دو محیط گوناگون پرورش یافته و هر کدام خواهان تفوق بر دیگری بودند؛ جمعیت انصار هم از دو طایفه تشکیل یافته بود که سالیان درازی آتش نبرد میان آنها شعله ور بود؛ مسلمانانی که از نقاط دور، از حبشه و نقاط دیگر وارد سرزمین مدینه می شدند، از نظر نژاد و زبان با اکثریت اختلاف داشتند، نیرومندترین رشته ای که همه آنان را با آن همه اختلاف به هم پیوند داد، همان ایمان و برادری مذهبی بود که کینه و دشمنی و آثار اختلاف و دو دستگی را از دل آنان زدود.
روزی پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در مسجد به پا خاست و رو به مسلمانان کرد و فرمود: «تَآخوا فی اللّهِ أخَوَینِ أخَوَین»؛ ای مردم! برخیزید دو تا دو تا با یکدیگر برادر شوید. سپس مسلمانان برخاستند و هر کدام با فردی که بیشتر مورد علاقه اش بود، برادر شد، و خود پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)، امیرمؤمنان (علیه السلام) را برادر خود اتخاذ نمود.[۴] این گونه برادری که در دایره کوچک تری صورت پذیرفت، نمونه ای کوچک از وحدت و همدلی حاکم بر جامعه اسلامی بود که بر سر تمام افراد مسلمان سایه افکنده و همه را برادر یکدیگر قرار داده بود.
مسلمانان در پرتو این اخوت اسلامی بر تمام مشکلات پیروز شدند و تا روزی که رشته صمیمیت مذهبی در میان آنها برقرار بود، سیادت جهان را در اختیار داشتند.

دشمنان بیدار

دشمنان بدخواه مسلمانان، همواره کوشیده‌اند و می کوشند که رشته استوار وحدت آنان را از هم بگسلند و وحدت و یگانگی آنان را از میان ببرند و با عنوان کردن یک سلسله مسائل غیر اساسی، آتش اختلاف را میان آنها روشن سازند؛ این امر نه تنها هدف دشمنان عصر حاضر ماست، بلکه از روزی که این پیوند اسلامی به وجود آمد، بدخواهان ما کوشیده‌اند که بر وحدت و پیوستگی ما ضربه بزنند.

منبع

نظام اخلاقی اسلام، ص، ۹۳-۸۵. آیت الله العظمی سبحانی.

پانویس

  1. حجرات، 10.
  2. شوری، آیه 38.
  3. شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج1، ص 13.
  4. سیره ابن هشام، ج1، ص 123ـ 124.
منبع: خبرگزاری رسمی حوزه - تاریخ برداشت:۹۴/۱۲/۱۳


بازگشت به حفظ وحدت