فرهنگ مصادیق:غرب زدگی و شرق زدگی مانع اصلاح

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
غرب زدگی و شرق زدگی مانع اصلاح

اصلاح نفس در جوانی سریع تر و آسان تر

پسرم! اکنون با تو که جوانی صحبت می‌کنم. باید توجه کنی که برای جوانان توبه آسان تر و اصلاح نفس و تربیت باطن سریع تر می‌تواند باشد. در پیران هواهای نفسانی و جاه طلبی و مال دوستی و خود بزرگ بینی بسیار افزون تر از جوانان است، روح جوانان لطیف است و انعطاف پذیر و آن قدر که در پیران حبّ نفس و حبّ دنیاست، در جوانان نیست. جوان می‌تواند با آسانی نسبی خود را از شرّ نفس امّاره رها سازد و به معنویات گرایش پیدا کند. در جلسات موعظه و اخلاق آن قدر که جوانان تحت تأثیر واقع می‌شوند، پیران نمی‌شوند. جوانان متوجّه باشند و گول وسوسه‌های نفسانی و شیطانی را نخورند. مرگ به جوانان و پیران به یک گونه نزدیک است. کدام جوان می‌تواند اطمینان حاصل کند که به پیری می‌رسد و کدام انسان از حوادث دهر مصون است؟ حوادث روزانه به جوانان نزدیک تر است.
پسرم! فرصت را از دست مده و در جوانی خود را اصلاح کن. پیران نیز باید بدانند که تا در این عالم هستند می‌توانند جبران تبهکاریها و معصیتها را بکنند و اگر از این جا منتقل شدند کار از دست آنان خارج است. دل بستن به شفاعت اولیا- علیهم السلام- و تجرّی در معاصی، از خدعه‌های بزرگ شیطانی است. شما به حالات آنان که دل به شفاعتشان بسته و از خدا بی خبر شده و به معاصی جرأت می‌کنید، بنگرید، ناله‌ها و گریه‌ها و دعاها و سوز و گدازهای آنان را ببینید و عبرت بگیرید. در حدیث است که حضرت صادق- علیه سلام اللّه- در اواخر عمر، بستگان و فرزندان خود را احضار نمود و قریب به این مضمون به آنان فرمود که: «فردا با عمل باید در محضر خداوند بروید و گمان نکنید بستگی شما به من فایده دارد.»[۱]

حیله شیطان برای جلوگیری از اصلاح نفس

جوانها متوجه باشند که در جوانی می‌شود اصلاح کند انسان خودش را. هر مقداری انسان سنّش زیادتر می‌شود، اقبالش به دنیا بیشتر می‌شود. جوانها نزدیک ترند به ملکوت. پیرها هرچه می‌گذرد، هرچه بر عمرشان می‌گذرد، هی اضافه می‌شود یک چیزهایی که آنها را از خدا دور می‌کند[۲]

وعده اصلاح در زمان پیری!

عزیزم! از جوانی به اندازه‌ای که باقی است، استفاده کن که در پیری همه چیز از دست می‌رود؛ حتی توجه به آخرت و خدای تعالی. از مکاید بزرگ شیطان و نفس امّاره آن است که جوانان را وعده صلاح و اصلاح در زمان پیری می‌دهد تا جوانی با غفلت از دست برود و به پیران وعده طول عمر می‌دهد. و تا لحظه آخر با وعده‌های پوچ انسان را از ذکر خدا و اخلاص برای او باز می‌دارد تا مرگ برسد، و در آن حال ایمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، می‌گیرد .. پس در جوانی که قدرت بیشتر داری به مجاهدت برخیز، و از غیر دوست- جلّ وعلا- بگریز، و پیوند خود را هرچه بیشتر- اگر پیوندی داری- محکم تر کن؛ و اگر خدای نخواسته نداری، تحصیل کن و در تقویتش همّت گمار، که هیچ موجودی جز او- جلّ و علا- سزاوار پیوند نیست [۳]

در جوانی، لذّت؛ در پیری، توبه!

با ما پیران با سلاح یأس از حضور و یاد حاضر براند که هان از شماها گذشته و شماها اصلاح شدنی نیستید و ایّام جوانی که وقت کشت و درو بود، رفت و در ایّام ضعف پیری و کهولت که قدرت اصلاح از دست رفته و ریشه هواها و معاصی در تمام ارکان وجود نفوذ کرده و شاخه دوانده و تو را از لیاقت محضر او- جلّ و علا- انداخته و کار از کار گذشته، چه بهتر که این چند روز آخر عمر از دنیا استفاده هر چه بیشتر کنی. و گاه با ما پیران نیز مانند شما جوانان عمل می‌کند، به شما می‌گوید شما جوانید و در این فصل جوانی وقت تمتّع و لذّات است، اکنون مطابق شهوات خود رفتار کن، ان شاءالله در اواخر عمر راه توبه و باب رحمت خداوند باز است و خداوند ارحم الرّاحمین است، و هرچه گناهان بزرگ تر و بیشتر باشد، پشیمانی و رجوع به حق در آخر عمر زیادتر و توجه به خدای تعالی بیشتر و اتّصال به او- جلّ و علا- افزون تر خواهد بود. چه بسیار مردم بوده‌اند که در جوانی بهره‌های جوانی را برده و در ایّام پیری تتمّه عمر را با عبادت و ذکر و دعا و زیارت ائمه- علیهم السلام- و توسّل به شفاعت آنان گذرانده و سعادتمند از دنیا رفته‌اند. به ما پیران نیز از این وسوسه‌ها می‌شود که معلوم نیست به این زودی بمیری، فرصت باقی است. چند روز آخر عمر توبه کن، علاوه باب شفاعت پیامبر- صلی اللَّه علیه و آله- باز است و مولا امیرالمؤمنین- علیه السلام- نخواهد گذاشت دوستانش را عذاب کنند، و در وقت مردن او را خواهی دید و از تو دستگیری خواهد کرد، و از این مقوله‌های فراوان که به گوش انسان می‌خواند[۴]

وعده شیطان؛ آخر عمر توبه کن!

اساساً اسلام برای سازندگی آمده است و نظر اسلام به ساختن انسان است. جهاد برای سازندگی. سازندگی انسان خودش را، مقدّم بر همه جهادهاست. این است که رسول اکرم «جهاد اکبر» فرموده‌اند. جهادی بس بزرگ است و مشکل. و همه فضیلتها دنبال آن جهاد است. جهاد اکبر است؛ جهادی است که با نفْس طاغوتی خودش انسان انجام می‌دهد. شما جوانها از حالا باید شروع کنید به این جهاد. نگذارید که قوای جوانی از دستتان برود. هرچه قوای جوانی از دست برود ریشه‌های اخلاقِ فاسد در انسان زیادتر می‌شود و مشکل تر، جهادْ مشکل تر. جوان زود می‌تواند در این جهاد پیروز بشود؛ پیر به این زودیها نمی‌تواند. نگذارید اصلاح حال خودتان از زمان جوانی به زمان پیری بیفتد. یکی از کِیدهایی که نفْس انسانی به انسان می‌کند و شیطان به انسان پیشنهاد می‌کند، این است که بگذار برای آخر عمر، خودت را اصلاح کن. حالا از جوانی استفاده کن و بعد آخر عمر توبه کن. این یک طرح شیطنت آمیز است که نفْس انسان می‌کند به تعلیم شیطان بزرگ. انسان تا قوای جوانی اش هست و تا روح لطیف جوانی هست و تا ریشه‌های فساد در او کم است، می‌تواند اصلاح کند خودش را لکن اگر چنانچه ریشه‌های فساد در انسان ریشه اش قوی شد، ملکه انسان شد فسادها، آن وقت است که امکان ندارد. شما جوانها که الآن مهیّا هستید برای جهاد در راه ساختن، این یک جهاد است، لکن «جهاد اکبر» جهاد در راه سازندگی خودتان[۵]

انحراف را با انحراف نمی‌توان اصلاح کرد

ما فرض می‌کنیم که شما در محل که رفتید، بعضی از اشخاص منحرف هستند- پیغمبر اکرم- صلی اللَّه علیه و اله و سلم- برای همین‌ها غصّه می‌خورد. برای همین مردم منحرف غصّه می‌خورد! لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفسَکَ [از] آن که مؤمن نشدند، همچو غصّه‌ای که مثل این که می‌خواهی خودت را بکشی! ما فرض می‌کنیم که شما وقتی که رفتید یک انحرافات. دیدید، انحرافات را با انحراف خیال نکنید [می‌توانید] اصلاح بکنید. انحراف نمی‌تواند انحراف را مستقیم کند. انحرافات را با نور هدایت خدا و باسم ربک مستقیم کنید. با اسم خدا حرکت کنید و با اسم خدا هدایت کنید و با اسم خدا ترویج کنید و با اسم خدا انحرافات را مستقیم کنید. اگر دیدید آن جا می‌خواهد نفْس امّاره بگوید که حالا این آقا که این جا مدتی بوده است و عنوانی دارد، بخواهید عنوانش را یک وقت خدای نخواسته از دستش بگیرید، بدانید که این الهی نیست، این شیطانی است. بخواهید مقابل یک اهل علمی که آن جا هست، بایستید و بشکنید خدای نخواسته حیثیت او را، بدانید که این انسانی نیست و الهی نیست، شیطانی است. با همه مَحبّت کنید. با مَحبّت می‌شود منحرفها را مستقیم کرد؛ بهتر از این که با شدّت و حِدّت. گاهی نمی‌شود[۶]

غرب زدگی و شرق زدگی، مانع اصلاح

اینها با تبلیغات خودشان ما را همچو به غرب برگرداندند و غرب زده کردند که همه چیز خودمان، همه مفاخر خودمان، یادمان رفت، برای خودمان دیگر چیزی قائل نیستیم. همین چند روز پیش از این یک آقایی- که من نمی شناسمش- آمد این جا نشست، همچو تُند تُند هِی شروع کرد گفتن که آقا ما محتاجیم به آنها، ما محتاجیم به آنها، ما از آنها همه چیز باید بگیریم! من اصلًا جوابش را ندادم. یک همچو مغزهایی است! ما تا نفهمیم که محتاج به آنها نیستیم، نفهمیم که آنها محتاج به ما هستند، نه ما محتاج به آنها، نمی‌توانیم اصلاح بشویم. شرق همه چیز دارد. فرهنگش از فرهنگ غرب بهتر است، فرهنگ غرب از شرق رفته است، همه چیزش از غرب بهتر است، فقط تُهیش کردند از خودش. فقط تبلیغات دامنه داری که به وسیله نوکرهای اینها- که الآن هم موجودند در مملکت ما، الآن هم با صورتهای مختلف در مملکت ما موجودند، و مع الأسف اشخاصی دامن می‌زنند به این که اینها را بزرگ کنند، ما را از خودمان تهی کردند؛ به طوری که ما خیال می‌کنیم هر چیز که هست، از آن جاست. ما تا خودمان را پیدا نکنیم، تا شرق خودش را پیدا نکند، تا این گمشده پیدا نشود، نمی‌توانیم سر پای خودمان بایستیم. باید از مغزهای ما اسم «غرب» زدوده بشود، در مقابلِ آن وقت که هر خیابانی که می‌خواستند بیشتر ترویجش کنند [اسمش را می‌گذاشتند] خیابان «روزولت»! خیابان نمی‌دانم زهرمار! هِی از آنها. هر دواخانه‌ای که می‌خواستند بیشتر مشتری پیدا بکند، یک اسمی از خارجی رویش می‌گذاشتند. هر دوایی را که می‌خواستند، دوا را خودشان درست می‌کردند، لکن می‌خواستند ترویج بشود، یک اسمی از آنها رویش می‌گذاشتند. هر پارچه‌ای را که می‌بافتند، اصفهان پارچه می‌بافت، لکن اسمِ آنها را رویش می‌گذاشتند! ما همه چیزمان را باختیم. حالا دزدها را بیرون کردیم، اما خودمان را پیدا نکردیم .
باید خودمان را پیدا کنیم. شرق باید درِ غرب را ببندد؛ در غرب را به روی خودش ببندد. تا غرب راه به این جا دارد، شما به استقلال خودتان نمی‌رسید. و تا این غرب زده‌هایی که در همه جا موجودند، از این مملکت نروند یا اصلاح نشوند، شما به استقلال نخواهید رسید. اینها نمی‌گذارند، ما باید خودمان را پیدا کنیم تا بتوانیم سرِ پای خودمان بایستیم و بفهمیم ما هم موجودی هستیم[۷]

پانویس

  1. صحیفه امام، ج 16، ص 222.
  2. صحیفه امام، ج 21، ص 45
  3. صحیفه امام، ج 20، ص 156.
  4. صحیفه امام، ج 16، صص 221 و 222.
  5. صحیفه امام، ج 8، ص 300
  6. صحیفه امام، ج 8، صص 330- 331.
  7. صحیفه امام، ج 10، صص 390 و 391.
منبع: کیهان - تاریخ برداشت:94/11/10