فرهنگ مصادیق:علت حرام بودن ربا و اقسام آن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
علت حرام بودن ربا و اقسام آن

مقدمه

رسول اکرم صلی الله علیه و آله :
تَیْتُ لَیْلَةً اُسْرِیَ بی عَلی قَوْمٍ بُطونُهُم کَالْبُیوتِ فیهَا الْحَیّاتُ تُری مِنْ خارِجِ بُطونِهِمْ فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ یا جَبْرَئیلُ؟ قالَ: هؤُلاءِ أَکَلَةُ الرِّبا؛ شبی که به معراج رفتم برمردمی گذشتم که شکم هایشان چون خانه‌ای بود و در آنها مارهایی وجود داشت که از بیرون شکمهایشان دیده می‌شد. پرسیدم: ای جبرئیل اینها کیستند؟ گفت: اینان رباخوارانند.
[۱] آنچه از آیات و روایات، به دست می‌آید: ربا، یکی از آفات خطرناک جوامع بشری است، که در دو جهت اخلاق و اقتصاد، اثر سوء مستقیم دارد:
مردم را از نیکوکاری، و کمک رسانی به یکدیگر، و یاری رساندن به طبقه مستضعف، و خدا را در نظر گرفتن، و هر گونه عمل نیک و خدا پسندانه، باز می‌دارد.
بعلاوه، مایه توقف در حرکت اقتصادی است و از به کار انداختن سرمایه‌ها در راه تجارت و صنعت و کشت و زراعت، و هر گونه عمل اقتصادی فعال، جلوگیری می‌کند، و صرفا سرمایه داران بزرگ، با استثمار کار دیگران، و سوء استفاده از نقطه ضعف فقر و نیاز مستمندان، بار خود را می‌بندند.
از این رو، مورد نفرت و نفرین حضرت حق قرار گرفته، از هر گونه عنایت و رافت الهی دور می‌مانند.
ربا نیز دارای اقسامی می‌باشد که قبل از علت حرام بودن آن، این اقسام را ذکر می‌کنیم:

اقسام ربا

بحث ربا یکی از بحث‌های مفصل فقه است که حرمت آن، مورد تأکید روایات و آیات قرار گرفته است. اصطلاح ربا در دو مورد مجزا به کار می‌رود:
۱- ربای قرضی ۲- ربای معاملی ربای قرضی به قرضی گفته می‌شود که برای آن، شرطی گذاشته شود. در این که چه چیزهایی شرط قرض حساب می‌شوند و باعث حرمت عمل می‌گردند بین فقها اختلاف است.
ربای معاملی به معامله‌ای گفته می‌شود که:
اولاً: دو هم جنس با هم معامله شوند.
ثانیاً: مورد معامله به طور معمول با وزن کشی یا پیمانه گیری خرید و فروش شود (مکیل و موزون باشد).
ثالثاً: دو جنس به یک اندازه نباشند.[۲] حرمت ربای معاملی حتی اگر دو جنس مورد معامله از جهاتی - غیر از اصل جنسشان- با هم متفاوت باشند، نیز ثابت است؛ مثلا اگر یک کیلو برنج مرغوب با یک و نیم کیلو برنج نا مرغوب تعویض شود ربا و حرام است. همین طور خصوصیات دیگر؛ مثل قدیمی بودن یکی از دو جنس یا … که در تمام این مورد‌ها حکم ربا پدید می‌آید. در مورد طلا و نقره نیز همین شرایط صادق است؛ یعنی وقتی دو طلا با هر وصفی (کهنه یا نو ، ساخته شده یا به صورت شمش، شکسته یا سالم) با هم معاوضه می‌شوند وزن آن دو باید مساوی باشد، هر چند قیمت آن دو متفاوت باشد. خصوصیتی که طلا و نقره دارند این است که باید نقدی معامله شوند و تعویض نسیه آنها با هم جایز نیست.[۳] امّا از آن جا که تعویض طلای کهنه با طلای نو مورد نیاز عقلایی واقع می‌شود، راه ساده و شرعی پیشنهاد شده است که هم به هدف عقلایی و شرعی از تعویض طلا برسیم و هم مرتکب مخالفت حکم الهی که قطعاً مصالحی در پی دارد نشویم.
باید توجه داشت برای آنهایی که با استناد به ادله شرعی و روایات، این راه را پذیرفته‌اند انجام این راه‌ها به معنای فرار از حکم الهی و حیله گری در مقابل خدای متعال نیست، بلکه تغییر شیوه معامله از حالت حرام به حالت حلال آن است. همان طور که در روایتی نیز آمده: “خوب چیزی است فرار از حرام به حلال”[۴] یعنی چینش شیوه زندگی به صورتی که مورد نهی شارع قرار نگیرد.
راهی که در اکثر بازارهای مسلمانان انجام می‌شود این است که معامله را از صورت تعویض دو هم جنس خارج می‌کنند و تبدیل به معامله جدا گانه می‌نمایند. به این صورت که ابتدا طلای کهنه به مبلغی فروخته و سپس طلای نو خریداری می‌شود؛ مثلا ۱۰ گرم طلای کهنه را ابتدا به مبلغ ۲۰۰ هزار تومان می‌فروشند سپس ۸ گرم طلای نو را به همان مبلغ می‌خرند.[۵]

علت حرمت ربا

قبل از پرداختن به این مسئله ذکر یک نکته ضروری است:
علت کامل تشریع احکام به طور مفصل در متون دینی بیان نشده است و فقط در بعضی موارد برای ترغیب مردم به احکام گوشه‌ای از حکمت‌های آنها بیان شده و در حالی که می‌دانیم تمام احکام به دلیلی خاص و مصالح و مفاسدی که دارند، وضع شده‌اند. اما همیشه سؤالات بسیاری دربارهٔ جزئیات احکام در ذهنمان وجود دارد؛ مثلا از بسیاری از فواید نماز آگاهی داریم، امّا این که چرا نماز صبح را باید دو رکعت بخوانیم و اگر به دلیل داشتن حال معنوی یک رکعت دیگر به آن اضافه کنیم چرا تمام نماز باطل می‌شود، را نمی‌دانیم. عقل انسان کلیات حکمت‌های احکام را تا حدی درک می‌کند، اما از بسیاری از جزئیات آنها آگاهی ندارد و ایمان و اعتماد بندگان به خدا و پیامبر او است که باعث می‌شود کاری که علت آن را نمی‌دانند انجام دهند یا ترک کنند و این دلبستگی مؤمنانه بسیار زیبا، لذت بخش و سازنده است.
با این حال در بعضی از آیات و روایات رسیده، مواردی از حکمت‌های حرمت ربای قرضی بیان شده است که عبارت اند از:
۱- ربا وسیله کسب مال بدون دلیل عقلی و منطقی است.[۶] ۲- در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: “اگر ربا حلال بود مردم تجارت‌ها و صنایع مورد نیاز را رها می‌کردند. خدا ربا را حرام کرد تا مردم از حرام به حلال، به تجارت‌ها و به خرید و فروش گرایش پیدا کنند، تا آنچه باقی می‌ماند به صورت قرض در بیاید”؛[۷] یعنی ربا حرام شد تا نشاط اقتصادی از جامعه نرود.
۳- در قرآن[۸] بعد از بیان حکم حرمت ربا می‌فرماید : “لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ”؛ نه ظلم کنید و نه مورد ظلم واقع شوید. از ظاهر این آیه استفاده می‌شود که ربا ظلم است و این خود حکمتی برای تحریم ربا است.
۴- دلیل دیگری که از روایات برای حرمت ربا استفاده می‌شود از بین بردن عواطف انسانی برای انجام خیر است. در روایتی آمده است: “همانا خدا ربا را حرام کرد تا مردم از انجام کار خیر [قرض دادن ] امتناع نکنند”.[۹] امام صادق علیه السلام : لَمّا سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللّه عَزَّوَجَلَّ : (يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ)[۱۰] وَقَد أَری مَنْ یَأْکُلُ الرِّبا یَرْبُو مالُهُ؟ ـ : فَأَیُّ مَحْقٍ أَمْحَقُ مِنْ دِرْهَمِ رِبا یَمْحَقُ الدّینَ فَإِنْ تابَ مِنْهُ ذَهَبَ مالُهُ وَافْتَقَرَ؛ مردی از امام صادق علیه السلام دربارهٔ آیه «خداوند ربا را نابود می‌کند و صدقات را افزایش می‌دهد» سئوال کرد و گفت: گاه کسی را می‌بینم که ربا می‌خورد و با این حال ثروتش زیاد می‌شود؟ حضرت فرمودند: کدام نابودی، نابود کننده تر از یک درهم ربا که دین را نابود می‌کند. که اگر توبه هم کند ثروتش از دست می‌رود و فقیر می‌شود.
[۱۱]

پانویس

  1. کنزالعمال، ج 4، ص 107، ح 9766
  2. رساله‌های توضیح المسائل بخش احکام خرید و فروش
  3. رساله‌های توضیح المسائل بخش احکام خرید و فروش طلا و نقره (بیع صرف)
  4. کافی، ج ۵، ص۲۴۶٫
  5. در شرایط این عمل نیز اختلافاتی در بین فقها وجود دارد که برای آگاهی بیشتر باید به کتب مفصل مراجعه کرد
  6. حر عاملی، وسایل الشیعه، ج ۱۲، ابواب الربا، باب ۱، ح ۱۱٫
  7. همان، ح ۸٫
  8. بقره؛ ۲۷۹
  9. وسایل الشیعه، ج ۱۲، ابواب الربا، باب ۱، ح،4
  10. بقره؛ ۲۷6
  11. تهذیب الاحکام، ج 7، ص 19، ح 83
منبع: سایت میهن ۲۴ - تاریخ برداشت : 95/07/29