فرهنگ مصادیق:ضرر اختلاس بیشتر است یا بدحجابی؟
مقدمه
ابتکار در سرمقاله خود آورده است:
به گزارش نامه نیوز، چندی است که در سپهر عمومی ایران سوالی گریبان ذهن جامعه را گرفته است. آسیب و ضرر اختلاس بیشتر است یا بدحجابی؟ اینکه امروز این سوال از کجا سر برآورده است چندان مهم نیست. اما این نوع سوال از انجا با ذهن و ضمیر ما پیوند دارد که در پسِ آن یک اصل مفروض است. اصل "دفع افسد به فاسد”. اصلی که میگوید گاهی اضطراراً برای دفع افسد میتوان به فاسد پناه آورد و میتوان برای پس کشیدنِ افسد، فاسد را پیش و برکشید. این اصل هم در اخلاق نافذ است هم در فقه. از طرفی حکم عقل نیز است. لذا در چنین سنتی و با چنین پیشینهای برکشیدن سوال این چنینی در پساروی ضمیر این مردمان، چندان دور از انتظار نیست.
حال سوال این است اختلاس افسد است یا بدحجابی؟ پاسخ این سوال به چه کار میآید؟ پاسخش در حل چالشی موفق خواهد بود که خود، این سوالِ امروز را آفرید. اینکه رسانهها، قدرت و قضا کدام را در اولویت قرار دهند. در محاسبه ضرر و آسیبِ این دو، باید وجوه مختلفی را برکشید. از آسیبهای اجتماعی تا حقوق شهروندی و از عفت عمومی تا رفاه عمومی همه را باید یکجا به بوته بررسی نهاد. باید برآیند آسیب هر کدام را به مقراض قضاوت نهاد وحکم صادر کرد.
باری! البته مجال این مقال چندان فراخ نیست که بتوان همه این موارد را بررسید. اما مختصراً نکاتی را میتوان گفت که چندان هم خشک لب نماند.
۱. اختلاس یک گناه مدرن است که گناه بودنش یک اعتقاد جهان شمول است. آدمیانِ این عصر با هر فکر ومرامی که باشند، اختلاس را یک رذیلت وگناه میشمارند. بدحجابی اما یک امرcontextua- است. به این معنا که وابسته به فرهنگ پس زمینهای است و اعتقادات پیشینی آدمیان در نوع نگاه به تعریفِ پسینی "بدحجابی” و قبح احتمالی آن نقش اصلی را ایفا میکند.
۲. اگر گناهان را به گناه ذاتی و عرضی تقسیم کنیم و گناه ذاتی را آن گناهی بدانیم که در همه احوال و با هر شرایطی گناه است و گناه عرضی را آن بنامیم که به واسطه و با احاله به یک گناه ذاتی، گناه میشود، میتوان گفت که اختلاس یک گناه ذاتی است و قبح ذاتی دارد اما بدحجابی به واسطه تسهیل و ترویج احتمالی بی عفتی (که یک گناه ذاتی است) گناه است.
- البته مدعیات این نوشته بیش از گناه اخلاقی و یا قانونی (ان هم قوانین مدرن) را مد نظر ندارد.
۳. اختلاس میتواند اختلال در یک نظام کلی اندازد اما بدحجابی، سقف زور و افسادش پایین تر از این اختلالات است.
۴. اختلاس میتواند در یک سیکل به بی عفتی هم دامن زند اما بدحجابی در ساختن مسئولین مختلس هیچ نقشی نداشته است.
۵. مبارزه با اختلاس از دالان شفافیت میگذرد و شفافیت ضامن سلامت است. اما مبارزه با بدحجابی منطقا هیچ تضمینی نمیدهد که عفت عمومی را ارتقاع دهد. وانگهی در این مبارزه باید هرلحظه محتاط بود که جامعه به دام ریا و تزویر نیفتد. (گناهی که حافظ ان را بدتر از شراب خواری میداند!)
شک نیست که در سرزمین ما هم اختلاس قبیح است و هم بدحجابی. لذا باید هر کدام را در جای و به جای خود مهم شمارد. یکی معیار نمره دادن به ناظران بر اجرای قانون است و دیگری نمره کارنامه متولیان فرهنگی.
فربهترین ناظران قانون، مجلسیان اند و فربهترین متولیان فرهنگ، روحانیان.
لذا طبیعی است که برای مجلسیان، اختلاس در صدر اولویت باشد و برای روحانیان، بدحجابی.
مطبوعات نیز یک پدیده مدرن است و لذا دور از انتظار نیست که برای آن، مبارزه با یک گناه کبیره مدرن در صدر اولویت باشد.
و از این روی این دو گناه هر کدام در جای و به جای خود مهم اند و مبارزه با این دو گناه، متولیان خود را دارد.
لذا هر کس باید بر میز خود، اولویتهای خود را برکشد و البته حکم خود را برای سایرین روا نداند.







