فرهنگ مصادیق:سعدی وخدمت به خلق
نویسنده: سیدمحمود طاهری
محتویات
- ۱ بزرگان و دغدغه خدمت به خلق
- ۲ سعدی و آدمیان بی بهره از خدمت
- ۳ پیام متن
- ۴ رمز برتری عالم بر عابد از نگاه سعدی
- ۵ حکایت
- ۶ نکتهای قرآنی
- ۷ پیام متن
- ۸ اهل بیت علیهم السلام و اهتمام شان به خدمت انسان ها
- ۹ سخنانی از بزرگان دیگر ادیان، دربارهٔ خدمت به خلق
- ۱۰ مقامی فراتر از نمازهای مستحب
- ۱۱ حکایت
- ۱۲ حکایت
- ۱۳ خدمت به دیگران، خدمت به خود است
- ۱۴ خدمت به خلق، راهی به سوی شادمانی و نشاط
بزرگان و دغدغه خدمت به خلق
انسانهای بزرگ همواره در اندیشه دیگرانند و دل در گرو خدمت به مردم مینهند.سعدی شیرازی، از جمله این بزرگان است که هم خویش را به این صفت آراست و هم دیگران را به این خیر بزرگ فراخوانده است.
وی که سالها جهت کسب حکمت و تجربه، تلخی سفر را تحمل کرد و به تعبیر خودش، «تا دورترین نقاط جهان نیز به پیش رفت»، نخستین مسئلهای که پس از آن سفر پرمایه، ذهنش را به خود مشغول ساخت، خدمت به مردم بوده است تا بر ایشان تحفههایی از علم و معنویت به ارمغان آرد و کام آنان را با سخنانی شیرین تر از قند حلاوت بخشد، چنان که خود، این گونه سروده است:
دریغ آمدم ز آن همه بوستان
تهی دست رفتن سوی دوستان
به دل گفتم از مصر، قند آورم
برِ دوستان ارمغانی برم
مرا گر تهی بود از آن قند، دست
سخنهای شیرین تر از قند هست
نه قندی که مردم به صورت خورند
که ارباب معنی به کاغذ برند
اهتمام و عنایت سعدی به مردم، تا آن جاست که حاضر میشود، «چون عود، در آتش اندیشه بسوزد»، تا در نتیجه، عطر دلاویز خدمت را در میان آدمیان بپراکند و روحشان را بدین وسیله بنوازد:
سعیم این است که در آتش اندیشه چو عود
خویشتنِ سوختهام تا به جهان بو برود
سعدی و آدمیان بی بهره از خدمت
به عقیده سعدی، بنی آدم اعضای یکدیگر و از یک گوهرند، ازاین رو دردمندی بر غم و اندوه دیگران امری طبیعی است، زیرا آن گاه که عضوی از پیکر آدمی به درد میآید، برای عضوهای دیگر قراری نخواهد ماند.
و به تعبیر یکی از شاعران معاصر:
گیرم نشاط و شادی دنیا را
یک سر به دامن دل من ریزند
آیا در آن زمان که بخندم شاد
لرزان لبی ز ناله نخواهد سوخت؟
طفلی درون کلبه تنگی سرد
با مادری گرسنه نمیلرزد؟
آخر کنار حسرت و رنج ای دوست
فارغ کجا توان شد و خوش خندید؟
آن اشک را چگونه نباید دید؟
وان ناله را چگونه توان نشنید؟
سعدی، آنانی را که در وجودشان روحیه سودمندی به حال دیگران به چشم نمیخورد، با سنگ خارا برابر میداند و به اعتقاد وی، در آهن و سنگ منافعی است که در برخی از آدمیان خبری از آن نیست:
اگر نفع کس در نهاد تو نیست
چنین گوهر و سنگ خارا یکی است
غلط گفتم ای یار شایسته خوی
که نفعست در آهن و سنگ و روی
چنین آدمی مرده به ننگ را
که بر وی فضیلت بود سنگ را
پیام متن
۱. خدمت به مردم، سیره بزرگان دین و دانش؛
۲. خدمت به همنوع و برادران دینی، از دستورات دین مبین اسلام.
رمز برتری عالم بر عابد از نگاه سعدی
از منظر سعدی، تفاوت عالم و عابد در آن است که عابد، سر در سودای خویش دارد و عالِم دل در هوای دیگران؛ عابد بر آن اندیشه است که تنها، «گلیم خویش از موج به در برد»، ولی عالِم میکوشد که «بگیرد غریق را»:
صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه
بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عابد و عالِم چه فرق بود؟
تا اختیار نمودی از آن، این فریق را
گفت آن گلیم خویش بدر میبرد ز موج
وین سعی میکند که بگیرد غریق را
و از نبی اکرم صلی الله علیه و آله در این باره روایت است:
آن گاه که عالِم و عابد در روز رستاخیز محشور میشوند، به عابد گفته میشود: به بهشت درآی و به برکت عبادت خود، از نعمتهای بهشت بهره مند شو! ولی به عالِم میگویند: اینجا بایست و هر کس را که میخواهی شفاعت کن! و هیچ کس را شفاعت نخواهی کرد، مگر آنکه شفاعت تو پذیرفته میشود و بدین ترتیب، عالِم در جایگاه پیمبران میایستد.
حکایت
از مرحوم آیت الله بروجردی نقل است که فرمود: «در ایام اقامتم در بروجرد، شبی در خواب دیدم به خانهای وارد شدم، گفتند: رسول خدا صلی الله علیه و آله آنجا تشریف دارد، وارد شدم و سلام کردم و در آخر مجلس که جا بود، نشستم. دیدم حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله در صدر مجلس جلوس فرموده است و بزرگانی از علما و زُهّاد در کنار ایشان نشستهاند و مقدّم بر همه و نزدیک تر از سایرین به رسول خدا صلی الله علیه و آله ، سید جواد طباطبایی ـ برادر کوچک تر علامه سید مهدی بحرالعلوم ـ نشسته است».
به فکر فرورفتم که در میان این جمع، کسانی هستند که هم عالِم تر از سید جوادند و هم زاهدتر از او، چرا این امتیاز، نصیب سید جواد شده است. در همین اندیشه بودم که نبی اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «سیدجواد به کار مردم و اهل حاجت، از همه کوشاتر بوده است».
اَلا گر طلبکار اهل دلی
ز خدمت مکن یک زمان غافلی
به حال دل خستگان درنگر
که روزی تو دلخسته باشی مگر
درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگی یاد کن
نکتهای قرآنی
عنایت قرآن کریم بر توجه به دیگران، به حدی است که انفاق و گره گشایی از کار دیگران را از شرایط مهم بهره جستن از روح هدایت گری قرآن میداند. چنان که خداوند در آیههای ۲ و ۳ سوره بقره میفرماید:
آن کتاب [قرآن]که تردیدی در آن راه ندارد، مایه هدایت پرهیزکاران است.[پرهیزکاران]کسانی هستند که به غیب [یعنی آنچه از حس، پوشیده است]ایمان دارند و نماز به پا میدارند و از مواهبی که روزی شان دادیم، انفاق میکنند.
بنابر این آیات خداوند، آنهایی را هدایت میکند و کسانی را از شهد شیرین حقایق خود مینوشاند که در کنار ایمان به غیب و به پاداشتن نماز، اهل انفاق و در اندیشه احسان و خدمت به دیگران نیز باشند.
چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گِره گشا می باش
(حافظ)
پیام متن
۱. دگر خواهی و دیگردوستی در سیره عالمان؛
۲. بالابودن مقام عالمان نسبت به زاهدان.
اهل بیت علیهم السلام و اهتمام شان به خدمت انسان ها
بی شک امامان معصوم علیهم السلام ، نمونههای عینی انسانهای کاملند که توجه و مهرورزی آنها به آدمیان، بیش از دیگران بوده است. عزیزالدین نسفی میگوید:
چون انسان کامل، خدای را شناخت و به دیدار خدا مشرف شد و اشیا را آن چنان که باید و حکمت اشیا را آن چنان که باید، بدانست و بدید، بعد از شناخت و دیدار خداوند، هیچ کاری برابر آن ندید و هیچ طاعتی بهتر از آن ندانست که راحت به خلق رساند و هیچ را حتی بهتر از آن ندید که با مردم چیزی گوید که مردم چون آن بشنوند و به آن کار کنند، دنیا را به آسان بگذرانند و از بلاها و فتنههای این عالَم، ایمن باشند و در آخرت رستگار شوند و هر که چنین کند، وارث پیامبران است.
پیام متن
مهرورزی و توجه به مردم در سیره امامان معصوم علیهم السلام .
محبوبترین انسانها نزد خداوند ـ خدمت به مردم و ایمنی از عذاب خداوند
از منظر وحی، بین خدمت به مردم و محبوبیت نزد خداوند، رابطه تنگاتنگی وجود دارد و همین گونه است میان توجه به مردم و ایمنی از عذاب خداوند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
مردم، خانواده خدا هستند و محبوبترین انسانها نزد خدا، کسانی هستند که به خانواده خدا نفع وسود برسانند.
همچنین فرمود:
به درستی که برای خداوند، بندگانی است که آنها را برای برآوردن حوائج مردم برگزید که مردم برای رفع حوائج خویش، به آنها پناه میبرند، این بندگان فریادرس، از عذاب خداوند در امان خواهند بود.
تیره روزان جهان را به چراغی دریاب
که پس از مرگ ترا شمع مزاری باشد
(صائب)
خدمت به مردم، وسیله تقرب به خداوند.
سخنانی از بزرگان دیگر ادیان، دربارهٔ خدمت به خلق
دل سوزی به حال آدمیان و توجه به گرفتاریهای آنان و دل در گرو خدمت داشتن، تنها در وجود بزرگانی چون سعدی شیرازی محدود نشده است، بلکه در سرزمینهای دیگر نیز بزرگانی این گونه بودهاند و دیگران را نیز بدان سفارش کردهاند؛ از جمله آنان، هیلر بلاک گوید:
از آغازی که در آرامش سرمدی، هستی میپذیرد تا پایانی که به جاودانگی میپیوندند، هیچ ندیدم که تلخی زندگی را در کامم شیرین کند، مگر عشق ورزی به انسانها و دیدن خنده و شادی آنها.
خرّم آن کس که در این محنت گاه
خاطری را سبب تسکین است
(پروین اعتصامی)
همچنین جَبران خلیل جَبران میگوید:
خوشی زنبور، در گردآوردن نوش گل هاست و خوشی گل در سپردن نوش خود به زنبور. برای زنبور، گل، چشمهای از زندگی است و گل، زنبور را به دیده پیام آور عشق مینگرد و داد و ستد شادکامی برای زنبور و گل، هر دو یک نیاز و نشئه است. ای مردم! در خوشیهای خویش، چون گلها و زنبوران باشید.
برتراند راسل نیز گوید:
فریادهای دردآلود آدمیان در قلبم به اهتزاز است. کودکان قحطی زده، قربانیان شکنجه گران ستمگر، پیران بی پناه که خود را بار منفوری بر دوش فرزندان احساس میکنند و تمامی دنیای تنهایی و فقر و درد و رنج، طنز تلخی است که آرمانهای بلند انسانی را ریشخند میکند. آرزومندم که از رنج و شرّ بکاهم، ولی نمیتوانم و از این، بسیار در رنجم.
سحر دیدم درخت ارغوانی
کشیده سر به بام خسته جانی
به گوش ارغوان، آهسته گفتم
بهارت خوش که فکر دیگرانی
(فریدون مشیری)
پیام متن:
عشق و شور خدمت به مردم، در اندیشه و عمل بزرگان ملل و نِحَل.
مقامی فراتر از نمازهای مستحب
گرچه انجام نافلهها و نمازهای مستحب، جایگاهی والا در میان امور عبادی دارند، و نقشی مؤثر در صفای جان و نورانیت دل برجای میگذارند. ولی از دیدگاه سعدی که از مکتب اسلام وام گرفته است، ارزش آنها هرگز به بهای احسان و خدمت به دیگران نمیرسد و به تعبیر خود او:
«به احسانی دلی را آسوده نمودن، برتر از هزار رکعت نماز ـ نافله ـ خواهد بود.» وی در این باره سروده است:
شنیدم که پیری به راه حِجاز
به هر خُطوه کردی دو رکعت نماز
چنان گرم رو در طریق خدای
که خار مغیلان نکندی ز پای
یکی هاتف از غیبش آواز داد
کهای نیک بخت مبارک نهاد
به احسانی آسوده کردن دلی
بِه از اَلْف رکعت به هر منزلی
حکایت
صفوان در محضر امام صادق علیه السلام نشسته بود، ناگهان مردی از اهل مکه وارد مجلس شد و گرفتاریی که برایش پیش آمده بود، شرح داد. امام صادق علیه السلام به صفوان دستور داد:
«فورا حرکت کن و برادر ایمانی خود را در کارش یاری کن»، صفوان حرکت کرد و رفت و پس از توفیق در اصلاح کار، به نزد امام صادق علیه السلام بازگشت. چون امام علیه السلام او را دید، فرمود: بدان که همین کار به ظاهر کوچک که حاجتی از کسی برآوردی و وقت کمی از تو گرفت، از هفت بار طواف دور کعبه، محبوب تر و برتر است.
حکایت
مردی برای رفع گرفتاری خویش به حضور امام حسن علیه السلام آمد و از آن حضرت یاری طلبید، امام حسن علیه السلام بلافاصله کفشهایش را پوشید و راه افتاد. در بین راه به حسین بن علی علیه السلام رسیدند، در حالی که مشغول نماز بود. امام حسن علیه السلام به آن مرد گفت: «تو چطور از حسین علیه السلام غفلت کردی و پیش او نرفتی؟» گفت: من اول خواستم پیش او بروم و از او در کارم کمک بخواهم، ولی چون به من گفتند ایشان اعتکاف کرده و معذور است، خدمت آن حضرت نرفتم. امام حسن علیه السلام فرمود: اگر توفیق برآوردن حاجت تو برایش دست داده بود، از یک ماه اعتکاف برایش بهتر بود.
پیام متن:
افزایش درجات انسانها، در سایه تلاش برای برآوردن حوائج مردم.
خدمت به دیگران، خدمت به خود است
احسان در حق دیگران، پیش از هر چیز، موجب آبیاری مزرعه دل صاحب احسان میشود و عطش درونی او را فرو مینشاند و او را کامیاب هر دو جهان میسازد. قرآن کریم میفرماید: «اگر احسان کردید، [در واقع]، در حق خود خوبی کردهاید». (اسراء: 7)
سعدی در این باره، حکایتی این چنین نقل میکند که:
شخصی خاری از پای یتیمی درآورد. در شب آن روز، کسی به نام «صَدْرِ خُجَند» وی را به خواب میبیند که در روح و ریحان بهشتی غرق در سرور و شادی است و با خویش میگوید: «با درآوردن خاری از پای یتیمی، چه گلها بر من دمید!».
یکی خار پای یتیمی بِکَند
به خواب اندرش دید صدر خُجَند
همی گفت و در روضهها میچمید
کز آن خار بر من چه گلها دمید
شکسپیر نیز میگوید:
رحم آوردن به دیگران، چون باران رحمت است که از آسمان بر زمین میبارد و دو چندان باعث خیر و برکت است؛ زیرا هم شخص دارای رحمت را سعادت میبخشد و هم گیرنده رحمت را به خیر و برکت میرساند.
خدمت به خلق، راهی به سوی شادمانی و نشاط
گرچه رشد روزافزون صنعت و تکنولوژی، آسایش مادی و جسمی بسیاری به همراه داشته است، آفتهای مهمی نیز پدید آورده است که از آن جمله، به فراموشی سپردن «حس خدمت به خلق» است.
در حقیقت، در آدمی حس و عاطفهای ستودنی نسبت به احسان در حق انسانها وجود دارد که مانند دیگر عواطف، نیازمند ارضاست و بی گمان، در صورت ناکامی آدمی در این امر، ناخواسته و پنهانی، افسردگی و اندوه دامن وجودش را فرا خواهد گرفت.
حاصل سخن آنکه، از ریشههای افسردگی بشر قرن حاضر، اندیشیدن به منفعتهای شخصی و وانهادن خدمت به هم نوعان است و برای آنان که جهت ایجاد شادمانی و نشاط حقیقی در میان انسانها نظریههایی ارائه میکنند، به یقین از بهترین آنها، نظریه «خدمت به خلق» خواهد بود:
شود جهان لب پر خندهای اگر مردم
کنند دست یکی در گره گشایی هم
(صائب)
پیام متن:
۱. گذشتن از مصلحتها و منفعتهای فردی در راه دیگران؛
۲. افزایش خیر و برکت و گشایش، در پرتو خدمت به دیگران.







