فرهنگ مصادیق:دفن
دفن در لغت به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزی در زیر خاک و مانند آن است. دفن در اصطلاح عبارت است از در خاک نهادن مرده؛ بدین گونه که گودالی در زمین، حفر کرده و مرده را در آن جای دهند و رویش را بپوشانند؛ لیکن معنای لغوی آن اعم است.
محتویات
دفن به معنای اول (اعم)
جایگاه اصلی دفن به معنای نخست (به خاک سپردن مرده)، باب طهارت است، لیکن به مناسبت، در بابهای دیگری نظیر جهاد و تجارت نیز آمده است.
احکام دفن به معنای اعم
۱) دفن کردن میت مسلمان با کیفیت خاص، واجب کفایی است.
اجزای جدا شده از بدن میّت حتّی ناخن و دندانهای او نیز مشمول حکم یاد شدهاند. [۱]. [۲]. [۳].
۲) دفن کردن کافر، واجب نیست؛ بلکه برخی، آن را جایز ندانستهاند.[۴]. [۵]. [۶].
۳) کودکان و دیوانگان در حکم دفن تابع والدین خود هستند بنابر این، با مسلمان بودن یکی از والدین، دفن فرزند نا بالغ یا دیوانه وی، واجب خواهد بود. [۷]
۴) در دفن، قصد قربت شرط نیست؛ از این رو، اگر کودکی، میّتی را به گونه صحیح دفن نماید کفایت میکند. [۸].
۵) اگر در جنگ و در میان کشتگان، مسلمان از کافر بازشناخته نشود بنابر قول برخی، آن که آلت تناسلی اش کوچک تر است دفن میگردد.
برخی گفتهاند: آن که قرعه به نامش درآمد دفن میشود.
بعضی دیگر، دفن همه کشتهها را به احتیاط، واجب دانستهاند. [۹].
۶) رزمندهای که در معرکه به شهادت رسیده با لباسش دفن میگردد، مگر کفشها و پوستین و بنابر قول برخی، عرقچین، شلوار، عمامه و کمربند که از تنش درآورده میشوند.
در این حکم، بنابر مشهور، فرقی بین خون آلود بودن یا نبودن لباسها نیست. [۱۰].
۷)نبش قبر جز در مواردی که استثنا شده حرام است. [۱۱].
هزینه دفن همچون هزینههای تهیّه قبر، اجرت قبرکَن و حمل کننده جنازه از اصل ترکه برداشته میشود. [۱۲]. [۱۳].
۸) سزاوار است مؤمن در حال حیات، مکانی را برای قبر خود تهیّه کند و در آن قرآن بخواند.
اهدای زمین برای دفن مؤمنان، مستحب است؛ چنان که مباشرت در کندن قبر مؤمن، استحباب دارد. [۱۴].
بنابر قول مشهور گرفتن اجرت بر دفن، جایز نیست. [۱۵]. [۱۶].
کیفیت دفن میت
۱) واجب است مرده به گونهای دفن گردد که بوی بد آن مردم را اذیت نکند؛ بدن نیز از گزند درندگان محفوظ باشد. [۱۷].[۱۸]
۲) اگر دفن میّت در زمین، ممکن نباشد واجب است به هر صورتِ ممکن، جسد را پنهان سازند، مانند آنکه آن را در بنا یا تابوتی نهاده و اطراف آن را ببندند یا اگر در کشتی مرده و رساندن جسد به خشکی امکان پذیر نیست، پس از تجهیز (غسل و کفن و نماز)، با بستن چیزی سنگین به پای وی، او را به دریا افکنند. [۱۹].[۲۰].
۳)بنابر قول مشهور، واجب است مرده را در قبر بر پهلوی راست، رو به قبله دفن کنند. [۲۱]. [۲۲].
برخی قدما قائل به استحباب آن شدهاند.[۲۳].
۴)اگر زن کافرِ باردار همراه جنین درون رحمش بمیرد در صورتی که بارداریش از مرد مسلمان باشد، باید او را در قبر به پهلوی چپ، پشت به قبله بخوابانند، به گونهای که روی جنین به سمت قبله قرار گیرد. [۲۴].
۵)در جایی که بیم بیرون آوردن جسد از سوی درندگان میرود، محکم ساختن قبر، واجب است؛ چنان که در فرض انداختن جسد به دریا واجب است جایی انتخاب گردد که به محض افکندن، طعمه حیوانات دریایی نگردد، هرچند در دراز مدت ممکن است چنین شود. [۲۵].
آداب دفن میت
آدابی که در دفن میت وارد شده به قرار زیر است:
مستحبات دفن میت
امور زیر از مستحبات دفن به شمار میروند:
۱- قرار دادن جنازه در چند ذراعی قبر و به تدریج در سه مرحله نزدیک قبر بردن.
۲- وارد کردن میّت مرد از سمت سر و میّت زن از سمت عرض در قبر.
۳- خواندن دعاهای وارد شده هنگام داخل کردن میّت در قبر.
۴- بازکردن گرههای کفن از طرف سر و پاها.
۵- گذاشتن صورت میت بر خاک و تلقین او .
۶- قرار دادن مقداری تربت حضرت سید الشهدا علیه السلام همراه میّت در قبر .
۷- طهارت داشتن و برهنه بودن سر و پای کسی که میّت را در قبر میگذارد.
۸- داخل شدن و بیرون آمدن کسی که میّت را در قبر میگذارد از طرف پای میّت.
۹- ریختن خاک در سه مرحله با پشت دست توسط حاضرانِ غیر خویشاوند با میّت پس از گذاشتن سنگ لحد.
۱۰- پاشیدن آب بر قبر از طرف سر تا پا و سپس گرداگرد آن تا جانب سر و پاشیدن مازاد آن بر میانهٔ قبر.
۱۱- گذاشتن دست با انگشتان باز روی قبر و فشار دادن آن در خاک، به گونهای که اثر آن بر قبر بماند.
۱۲- طلب آمرزش برای میّت و خواندن هفت بار سوره قدر و دعای وارد شده.
۱۳- تلقین دوبارهٔ میّت توسط ولیّ پس از بازگشت حاضران.
۱۴- تسلی دادن به بازماندگان .
۱۵- خواندن دو رکعت نماز پس از بازگشت از مراسم تدفین.[۲۶]. [۲۷].
مکروهات دفن میت
۱- دفن کردن دو میّت در یک قبر، جز در حال ضرورت. [۲۸].
۲- ریختن خاک بر قبر توسط خویشان میّت. [۲۹]
۳- داخل شدن پدر در قبر فرزند خود. [۳۰].
زمان دفن میت
شتاب کردن در دفن میّت ،مستحب است، مگر آنکه مرگش معلوم نباشد که در این صورت تا حصول علم به مرگ، واجب است دفن به تأخیر بیفتد.[۳۱].
تأخیر در دفن میّت در صورتی که هتک او به شمار رود، جایز نیست؛ [۳۲] لیکن اگر میّت، باردار و جنین در رحم او زنده، و حفظ حیات جنین متوقف بر دفن نکردن مادر باشد، تأخیر در دفن او واجب است. [۳۳]
مکان دفن میت
دفن کردن مسلمان در جایی که هتک او به شمار میرود، مانند مزبله و نیز در مکان غصبی و زمین وقف شده برای غیر دفن، مانند مسجد و مدرسه، حرام است.
دفن کردن مسلمان در گورستان کفار، همچنین عکس آن، جایز نیست. [۳۴].
جا به جایی میّت از شهری که فوت کرده به شهری دیگر مکروه است، مگر مشاهد مشرفه که منتقل کردن به آن جا مستحب است؛[۳۵]. لیکن پس از دفن، انتقال به غیر مشاهد مشرّفه جایز نیست.
در جواز نقل به مشاهد مشرّفه پس از دفن، اختلاف است. عدم جواز به مشهور نسبت داده شده است. [۳۶].
متولّی دفن میت
ولی میّت، اختیار دار دفن او است، بدین معنا که نسبت به تجهیز میّت، بر دیگران اولویت داد.
مراد از ولیّ میّت؛ کسی است که در ارث بردن از او بر دیگران مقدم است، مگر شوهر که در هر حال نسبت به همسرش بر دیگران اولویت دارد.
در اینکه مراد از اولویّت، عدم جواز پیشی گرفتن دیگران بر ولیّ بدون اذن او است یا تنها عدم جواز ایجاد مزاحمت برای ولیّ در صورت اقدام وی به تجهیز میت، اختلاف است.
بنابر قول اوّل، جواز اقدام دیگران به دفن، منوط به اذن ولیّ است. [۳۷]. [۳۸].[۳۹].
دفن به معنای دوم (اخص)
از دفن به معنای دوم در بابهایی نظیر طهارت، حج و حدود سخن گفتهاند.
احکام دفن به معنای اخص
۱)دفن کردن مو، ناخن، دندان و خون انسان زنده، مستحب است. [۴۰].
۲) بنابر مشهور، بر حاجی مستحب است پس از حلق یا تقصیر در مِنی، موهای خود را در همان جا دفن کند.[۴۱]. [۴۲]. [۴۳].
۳)بنابر مشهور، جهت رجم، واجب است مرد را تا کمر و زن را تا سینه در زمین دفن کنند.
پانویس
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۲۸۹-۲۹۰
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۲
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۷
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۳۲-۱۳۳
- ↑ مستمسک العروه، ج۴، ص۶۸
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۵
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۳۱
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۴
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۳۳-۱۳۴.
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص ۳۷۱-۳۷۴
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۳۵۳-۳۶۰
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۷
- ↑ التنقیح (الطهاره)، ج۸، ص۳۹۹-۴۰۱
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۴۱
- ↑ الحدائق الناضره، ج۱۸، ص۲۱۱
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۲، ص۱۱۶
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص ۲۹۰-۲۹۱
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص ۱۱۲-۱۱۳
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۲۹۱-۲۹۵
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۳-۱۱۴
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۲۹۶-۲۹۷
- ↑ جامع المدارک، ج۱، ص۱۴۸
- ↑ الوسیله، ص۶۸
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۲۹۷-۲۹۹
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۴-۱۱۵
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۲۹۹-۳۳۲
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۸-۱۲۶
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۳۴۱
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۳۳۴
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۲۷
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۲۳-۲۴
- ↑ توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۳۵۱
- ↑ توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۳۵۵
- ↑ العروه الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۵-۱۱۶
- ↑ جواهر الکلام، ج ۴، ص ۳۴۳
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۳۶۰
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۳۱
- ↑ التنقیح (الطهاره)، ج۸، ص۶۱
- ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۴۷
- ↑ کشف الغطاء، ج۲، ص۴۱۹
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۴۳-۲۴۴
- ↑ مناسک حج (مراجع)، ص ۴۲۷،م۱۱۳۳
- ↑ مناسک حج (مراجع)، ص ۴۴۰،م۱۱۷۱







