فرهنگ مصادیق:دشمنی با پیامبران و امامان (ع)
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده:محمد نصاری
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکرقم-96/3/30
کلیدواژه: پیامبران، امامان، ائمه، رسولان، دشمنی، عداوت، نواصب
محتویات
- ۱ چکیده
- ۲ مقدمه
- ۳ مقصود از پیامبران و امامان
- ۴ تاریخچه دشمنی با پیامبران و امامان
- ۵ درجات دشمنی با پیامبران و امامان
- ۶ دشمنی با پیامبران و امامان در قرآن
- ۷ دشمنی با پیامبران و امامان در روایات
- ۸ دشمنی با پیامبران و امامان در فقه
- ۹ دلایل دشمنی با پیامبران و امامان
- ۱۰ آثار دشمنی با پیامبران و امامان
- ۱۱ راهکار دوری، کاهش و مقابله با آن
- ۱۲ منابع جهت مطالعه بیشتر
- ۱۳ فهرست منابع
- ۱۴ پانویس
چکیده
همه پیامبران و امامان از جانب خداوند متعال برگزیده شدهاند و تفاوتی در این خصوص بین آنان نیست. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
«قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلی إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی وَ عیسی وَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» [۱]
«بگو: «به خدا ایمان آوردیم؛ و (همچنین) به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده؛ و آنچه به موسی و عیسی و (دیگر) پیامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در میان هیچ یک از آنان فرقی نمیگذاریم؛ و در برابر (فرمان) او تسلیم هستیم.»
بنابراین عمل به تعالیم بلند و الهی آنان، انسان را به سعادت ابدی میرساند و دشمنی با آنان، انسان را به بی راهه کشانده و دچار عذابی دردناک خواهد کرد.
مقدمه
پیامبران افرادی هستند که برای راهنمایی انسانها به سوی سعادت و خوشبختی ابدی از سوی خداوند متعال فرستاده شدهاند و امامان افرادی هستند که حاکم بر جامعه میباشند و با مدیریت خود، جامعه را به کمال و تعالی رهنمون میشوند.
خداوند به معرفت و اطاعت از پیامبران و عدم دشمنی با آنان سفارش نموده است و در مورد پیامبر خاتم میفرماید: او نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است:
«النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فی کِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُهاجِرینَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلی أَوْلِیائِکُمْ مَعْرُوفاً کانَ ذلِکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً» [۲]
«پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها [مؤمنان ] محسوب میشوند؛ و خویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرر داشته اولی هستند، مگر اینکه بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید (و سهمی از اموال خود را به آنها بدهید)؛ این حکم در کتاب (الهی) نوشته شده است .»
همچنین امامان را از پلیدی و گناه مبرا دانسته که خود بر عمل بر طبق تعالیم الهی آنان دلالت دارد و دشمنی با آنان، دشمنی با تعالیم الهی را نتیجه میدهد:
«... إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» [۳]
«... خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.»
مقصود از پیامبران و امامان
حضرت آیه الله سبحانی در کتاب سیمای عقاید شیعه ضمن تعریف امام و پیامبر، تفاوت میان آن دو را نیز گفته است:
«امام»، پیشوایی است که حاکم بر جامعه است و دست امت را گرفته به سوی کمال در زندگی دنیوی و اخروی و فردی و اجتماعی پیش میبرد. پس بر امت است که در همه زمینهها همه فرمانها و جهت دادنهای او را اطاعت کنند.
«نبیّ»، کسی است که وحی را دریافت میکند.
«رسول»، کسی است که مأمور ابلاغ وحی به مردم است. اگر وحی را دریافت کند، ولی مأمور به ابلاغ آن نباشد، نبیّ است. اگر مأمور به ابلاغ باشد رسول است.
بنابراین «امام» کسی است که شریعت آسمانی را در جامعه پیاده میکند، چه بر او نازل شده باشد، که میشود نبیّ و رسول و امام، آن گونه که ابراهیم خلیل علیه السلام بود، یا بر دیگری نازل شده باشد، مثل آن چه در مورد امامان دوازده گانه است. پس پیشوایان معصوم، یعنی امام علی و فرزندانش علیهم السلام که به عنوان امام و پیشوای امت اسلامی نصب شدهاند، تنها در سایه شریعت محمدی که بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شده است، اهداف خویش را محقق میسازند و به شؤون امت و سیاست امورشان میپردازند.» [۴]
با توجه به تعاریف فوق و وجه تمایز بین نبی، رسول و امام، معلوم میشود که پیامبر به کسی گفته میشود که رسول باشد.
تاریخچه دشمنی با پیامبران و امامان
دشمنی تبهکاران و دنیاپرستان با پیامبران و امامان از روز نخستین بوده است. هر کسی که به گونهای با تعالی جوامع بشری، بیداری انسانها، برقراری عدالت اجتماعی و به سعادت رسیدن بشر مخالف است و آن را برای اهداف شوم خود خطرناک میبیند، با پیامبران و امامان دشمنی کرده، سعی میکند مردم را از آنان دور سازد و در صورت لزوم برای به قتل رساندن آنان فتنه انگیزی نماید.
تلاشهای دشمنان برای قتل، تبعید، زندانی کردن، تحقیر و توهین و متهم کردن انبیاء و اولیای الهی، بخشی از تاریخ ادیان الهی است. تبلیغات هالیوودی در غرب و دیگر رسانههای غربی علیه انبیای الهی امروزه بسیار فراوان میباشد.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
«وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُونَ» [۵]
«اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم؛ آنها بطور سری (و درگوشی) سخنان فریبنده و بی اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر میگفتند؛ و اگر پروردگارت میخواست، چنین نمیکردند؛ (و میتوانست جلو آنها را بگیرد؛ ولی اجبار سودی ندارد.) بنا بر این، آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار»
طبق این آیه شریفه، همه پیامبران دارای دشمن بودند دشمنانی از جن و انس.
در این خصوص به داستان دشمنی و مخالفت برخی از مردم با انبیای الهی که در قرآن کریم آمده است، اشاره میکنیم:
۱. حضرت شعیب (علیه السلام):
«قالُوا یا شُعَیْبُ ما نَفْقَهُ کَثیراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراکَ فینا ضَعیفاً وَ لَوْ لا رَهْطُکَ لَرَجَمْناکَ وَ ما أَنْتَ عَلَیْنا بِعَزیزٍ» [۶]
«گفتند: «ای شعیب! بسیاری از آنچه را میگویی، ما نمیفهمیم! و ما تو را در میان خود، ضعیف مییابیم؛ و اگر (بخاطر) قبیله کوچکت نبود، تو را سنگسار میکردیم؛ و تو در برابر ما قدرتی نداری!»
و خداوند متعال نتیجه این مخالفت و دشمنی با حضرت شعیب را اینگونه بیان کرده است:
«الَّذینَ کَذَّبُوا شُعَیْباً کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فیهَا الَّذینَ کَذَّبُوا شُعَیْباً کانُوا هُمُ الْخاسِرینَ» [۷]
«آنها که شعیب را تکذیب کردند، (آن چنان نابود شدند که) گویا هرگز در آن (خانهها) سکونت نداشتند! آنها که شعیب را تکذیب کردند، زیانکار بودند!»
۲. حضرت لوط (علیه السلام):
«کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ» [۸]
«قوم لوط انذارها (ی پی در پی پیامبرشان) را تکذیب کردند»
و خداوند نتیجه این تکذیب کردن و دشمنی با حضرت لوط را اینگونه بیان کرده است:
«إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ حاصِباً إِلاَّ آلَ لُوطٍ نَجَّیْناهُمْ بِسَحَرٍ» [۹]
«ما بر آنها تندبادی که ریگها را به حرکت درمی آورد فرستادیم (و همه را هلاک کردیم)، جز خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم!»
۳. حضرت هود (علیه السلام):
«وَ تِلْکَ عادٌ جَحَدُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ عَصَوْا رُسُلَهُ وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنیدٍ» [۱۰]
«و این قوم «عاد» بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند؛ و پیامبران او را معصیت نمودند؛ و از فرمان هر ستمگر دشمن حق، پیروی کردند.»
و خداوند متعال نتیجه این انکار و دشمنی با حضرت هود را به این صورت بیان کرده است:
«وَ أُتْبِعُوا فی هذِهِ الدُّنْیا لَعْنَهً وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَلا إِنَّ عاداً کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ» [۱۱]
«آنان، در این دنیا و روز قیامت، لعنت (و نام ننگینی) بدنبال دارند! بدانید «عاد» نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند! دور باد «عاد»- قوم هود- (از رحمت خدا، و خیر و سعادت)!»
۴. حضرت نوح (علیه السلام):
«کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنا وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ» [۱۲]
«پیش از آنها قوم نوح تکذیب کردند، (آری) بنده ما (نوح) را تکذیب کرده و گفتند: «او دیوانه است!» و (با انواع آزارها از ادامه رسالتش) بازداشته شد.»
خداوند نتیجه این تکذیب کردن و دشمنی با حضرت نوح را به این شکل بیان کرده است:
«وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمَّا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْناهُمْ وَ جَعَلْناهُمْ لِلنَّاسِ آیَهً وَ أَعْتَدْنا لِلظَّالِمینَ عَذاباً أَلیماً» [۱۳]
«و قوم نوح را هنگامی که رسولان (ما) را تکذیب کردند غرق نمودیم، و آنان را درس عبرتی برای مردم قرار دادیم؛ و برای ستمگران عذاب دردناکی فراهم ساختهایم »
و دیگر امتها نیز که با پیامبران خود مخالفت کرده با آنان دشمنی نمودند، در دنیا گرفتار نام بد شدند و در آخرت عذابی دردناک در انتظار آنان است.
در مورد امامان (علیهم السلام) نیز اینگونه است. امروزه ابولهبها، معاویهها، یزیدها، عباسیها و دیگر ستمکاران و ظالمان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) کجایند؟!
جز نامی بد، از خود هیچ نگذاشتند و تا قیام قیامت مستوجب لعن و نفرین مؤمنان و صالحان شدهاند و در آخرت، آتشی بس هولناک برای خود خریدند. به راستی که چه بد معاملهای کردند.
درجات دشمنی با پیامبران و امامان
این دشمنی با پیامبران و امامان گونههای مختلفی دارد.
گاهی با مخالفت علمی با فرمایشات الهی آنان صورت میگیرد؛
گاهی با مخالفت عملی با تعالیم الهی آنان رخ میدهد؛
گاهی با تحریف سخنان و آموزههای آنان شکل میپذیرد؛
گاهی با تطمیع برخی افراد بی دین و یا ضعیف الایمان برای مخالفت با آنان صورت میگیرد؛
گاهی با ترساندن برخی افراد از پیوستن به آنان و یا یاری رساندن به آنان شکل میپذیرد؛
گاهی با تشویق مردم به مخالفت با آنان رخ میدهد،
و گاهی با اعلام جنگ با آنان و صف آریی مقابل آنان و در صورت امکان به قتل رساندن آنان صورت میپذیرد.
خداوند در آیه ۸۷ سوره مبارکه بقره به دو گونه از شکلهای دشمنی با پیامبران که تکذیب و به قتل رساندن آنان میباشد، اشاره کرده است:
«وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ وَ قَفَّیْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَیْنا عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوی أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَریقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَریقاً تَقْتُلُونَ» [۱۴]
«ما به موسی کتاب (تورات) دادیم؛ و بعد از او، پیامبرانی پشت سر هم فرستادیم؛ و به عیسی بن مریم دلایل روشن دادیم؛ و او را به وسیله روح القدس تأیید کردیم. آیا چنین نیست که هر زمان، پیامبری چیزی بر خلاف هوای نفس شما آورد، در برابر او تکبر کردید (و از ایمان آوردن به او خودداری نمودید)؛ پس عدهای را تکذیب کرده، و جمعی را به قتل رساندید؟»
نیز در دعای ندبه راجع به دشمنی بدکاران با پیامبران و اولیای الهی میخوانیم:
«فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَ سُبِیَ مَنْ سُبِیَ، وَ أُقْصِیَ مَنْ أُقْصِیَ» [۱۵]
«تا آنکه به ظلم ستمکاران امت، گروهی کشته و جمعی اسیر و برخی دور از وطن شدند.»
دشمنی با پیامبران و امامان در قرآن
گونههای مختلفی از دشمنی با پیامبران و امامان در آیات مختلفی از قرآن کریم آمده است. در این خصوص، دشمنی با پیامبران و کشتن آنها به صراحت در آیات قرآن آمده است اما در مورد امامان میتوان به مخالفت و دشمنی برخی از مردم با اولیای الهی یا پیامبران به لحاظ اینکه همانند امامان برگزیده و فرستاده خداوند هستند، استمساک نمود. در ادامه به برخی از این آیات اشاره میشود.
۱. «مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ» [۱۶]
«کسی که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است؛ و) خداوند دشمن کافران است »
شیخ طبرسی در مجمع البیان در تفسیر این آیه شریفه مینویسد:
«من کان عدوا لله و ملائکته و رسله ...- هر کس که دشمن بدارد خدا و ملائکه و پیامبران او را.
دشمنی با خدا عبارت از مخالفت و نافرمانی کردن او است و حقیقت دشمنی که منظور ضرر رساندن باشد در باره خداوند امکان ندارد. و برخی گفتهاند: منظور دشمنی با اولیاء و دوستان خداوند است.
فإن الله عدو للکافرین ...- بدرستی که خدا دشمن دارد کافرین را.» [۱۷]
۲. «وَ إِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَهٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَهٍ عَلَیْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّی یُؤْفَکُونَ» [۱۸]
«هنگامی که آنها را میبینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو میبرد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا میدهی؛ اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شدهاند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود میپندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف میشوند؟!»
در تفسیر نمونه در تفسیر این آیه شریفه آمده است:
«در پایان آیه به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هشدار میدهد که" اینها دشمنان واقعی تواند از آنها بر حذر باش" (هم العدو فاحذرهم ).
سپس میگوید:" خدا آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف میشوند"؟! (قاتلهم الله أنی یؤفکون ).
روشن است که این تعبیر، اخبار نیست، بلکه به صورت نفرین است، و برای مذمت و سرزنش و تحقیر این گروه، ذکر شده است.» [۱۹]
۳. «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ أَیْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ» [۲۰]
«هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجدید نظر در روش ناپسند خود،) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگی به این و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شدهاند؛ و مهر بیچارگی بر آنها زده شده؛ چرا که آنها به آیات خدا، کفر میورزیدند و پیامبران را بناحق میکشتند. اینها بخاطر آن است که گناه کردند؛ و (به حقوق دیگران،) تجاوز مینمودند.»
آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر این آیه نیز مینویسد:
«در پایان آیه، دلیل این سرنوشت شوم یهود (که در آیه آمده است) بیان شده، میفرماید اگر آنها به چنین سرنوشتی گرفتار شدند، نه بخاطر نژاد و یا خصوصیات دیگر آنها است، بلکه بخاطر اعمالی است که مرتکب میشدند، زیرا اولا آیات خدا را انکار میکردند و ثانیا اصرار در کشتن رهبران الهی و پیشوایان خلق و نجات دهندگان بشر، یعنی انبیای پروردگار داشتند و ثالثا آلوده انواع گناهان مخصوصا ظلم و ستم و تعدی بحقوق دیگران و تجاوز به منافع سایر مردم بودهاند. و مسلما هر قوم و ملتی دارای چنین اعمالی باشند سرنوشتی مشابه آنها خواهند داشت.» [۲۱]
۴. «وَ إِذا قیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَیْنا وَ یَکْفُرُونَ بِما وَراءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» [۲۲]
«و هنگامی که به آنها گفته شود: «به آنچه خداوند نازل فرموده، ایمان بیاورید!» میگویند: «ما به چیزی ایمان میآوریم که بر خود ما نازل شده است.» و به غیر آن، کافر میشوند؛ در حالی که حق است؛ و آیاتی را که بر آنها نازل شده، تصدیق میکند. بگو: «اگر (راست میگویید، و به آیاتی که بر خودتان نازل شده) ایمان دارید، پس چرا پیامبران خدا را پیش از این، به قتل میرساندید؟!»
ذیل این آیه در تفسیر مجمع البیان آمده است:
«و إذا قیل لهم آمنوا بما أنزل الله ...- و هنگامی که به آنان «یهود» گفته شود که تصدیق کنید آنچه را که خداوند فرو فرستاده از قرآنی که بر پیامبرش نازل کرده و دستوراتی که آن پیامبر آورده.
قالوا نؤمن بما أنزل علینا ...- گویند ما ایمان میآوریم به آنچه بر خود ما نازل شده «یعنی تورات» و یکفرون بما وراءه ...- و باور نمیدارند غیر آن را.
انکار میکنند کتابهای آسمانی که بعد از تورات آمده یعنی انجیل و قرآن را، و یا همه کتابهای آسمانی غیر تورات را.
و هو الحق ...- و آن (قرآن) حق است.
مصدقا لما معهم ...- در حالی که تأیید میکند آنچه را که با ایشان است (یعنی تورات).
زیرا که در تورات پیامبری محمد صلی الله علیه و آله و قرآنی که بر او نازل شده نوشته شده است.
قل فلم تقتلون أنبیاء الله من قبل ...- بگو: برای چه پیامبران خدا را در پیش بقتل رساندید.
در حالی که در کتاب آسمانی شما کشتن آنان تحریم شده بود و پیروی و اطاعت و تصدیق آنان بر شما واجب و لازم گردیده بود.» [۲۳]
دشمنی با پیامبران و امامان در روایات
در روایات اهل بیت (علیهم السلام) بر چنگ زدن به ولایت پیامبر و اهل بیت ایشان (علیهم السلام) و دوری از دشمنی با آنان تاکید شده است این مطلب بالاخص در مورد ولایت امام علی (علیه السلام) به صورت وسیع و گسترده دیده میشود. اما در مورد دشمنی با سایر پیامبران، روایات کمتری وارد شده است و عمده تاکید بر عدم مخالفت با آنان و عمل بر وفق تعالیم الهی آنان میباشد. در ادامه به چند روایت اشاره میشود:
۱. امام حسن مجتبی(علیه السلام):
«إنَّ لِأهَلِ النّارِ علاماتٌ یُعرَفونَ بِها وَهِیَ الَاِلحادُ لِأَولیاءِاللهِ والموُالاهُ لِأَعداءِالله.» [۲۴]
«اهل دوزخ نشانههایی دارند که بدان شناخته میشوند، آنها با اولیای خدا عداوت و با دشمنان خدا محبّت و دوستی دارند.»
۲. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):
«اِنّ أَوثَقَ عُریَ الایمانِ اَلحُبُّ فیاللهِ وَالبُغضُ فیاللهِ و تُوالی ولِیَّالله و تُعادی عَدُوَّالله.» [۲۵]
«محکمترین دستاویزهای ایمان، دوستی و دشمنی که برای خدا باشد، وَلای ولیّ خدا را داشته باشی و دشمنانش را دشمن بداری.»
۳. پیامبر اسلام (صلیالله علیه وآله و سلم):
«أَلَا وَ مَنْ أَبْغَضَ آلَ مُحَمَّدٍ جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَکْتُوباً بَیْنَ عَیْنَیْهِ آیِسٌ مِنْ رَحْمَهِ اللَّه .» [۲۶]
«همه بدانند، هر کس دشمن آل محمد(علیهمالسلام) باشد روز قیامت میآید در حالی که میان دو چشمانش (این عبارت) نقش بسته است: «ناامید از رحمت خدا»! رحمت خدا هرگز شامل حال او نخواهد شد.»
۴. پیامبر اسلام (صلیالله علیه وآله و سلم):
«الْأَئِمَّهُ بَعْدِی بِعَدَدِ نُقْبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ کَانُوا اثْنَیْ عَشَرَ ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی صُلْبِ الْحُسَیْنِ وَ قَالَ مِنْ صُلْبِهِ تِسْعَهُ أَئِمَّهٍ أَبْرَارٍ وَ التَّاسِعُ مَهْدِیُّهُمْ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً فَالْوَیْلُ لِمُبْغِضِیهِمْ.» [۲۷]
«پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند: امامانِ پس از من، به تعداد نقیبان بنی اسرائیلند که دوازده نفر بودند ـ حضرت سپس دست خود را بر شانه حسین علیهالسلام نهاد و فرمود: ـ از نسل این، نُه امام پاک پا به عرصه هستی میگذارند که نهمین نفر، مهدی آنان است، او زمین را از عدل و داد پر میکند همان گونه که از جور و ستم پر شده است. پس، وای بر کسانی که آنان را دشمن بدارند.»
۵. پیامبر اسلام (صلیالله علیه وآله و سلم):
«یا علی لایحبک إلا من طابت ولادته و لا یبغضک إلا من خبثت ولادته و لا یوالیک إلا مؤمن و لا یعادیک إلا کافر». [۲۸]
«ای علی، دوست ندارد تو را مگر کسی که ولادتش پاک و پاکیزه باشد و عداوت و دشمنی نمیکند با تو مگر کسی که ولادتش ناپاک باشد و یاری نمیکند تو را مگر شخص مؤمن و دشمنی نمیکند با تو مگر شخص کافر.»
۶. امام صادق (علیه السلام)
«لو أن الملائکه المقربین والأنبیاء المرسلین شفعوا فی ناصب ما شفعوا» [۲۹]
«اگر فرشتگان مقرب و پیامبران فرستاده شده هم درباره ناصبیها (دشمنان اهل بیت علیهم السلام) شفاعت نمایند، خداوند شفاعت آنان را نخواهد پذیرفت»
دشمنی با پیامبران و امامان در فقه
در فقه و احکام فقهی، دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) نجس و کافر دانسته شدهاند. بنابراین با دستی که رطوبت دارد، دست زدن به آنان، استفاده از غذا و وسایل و مسکن آنان، معامله با آنان، ازدواج با آنان و سایر احکامی که مسلمانی و عدم کفر در آنها شرط شده است، در معاشرت با دشمنان پیامبران و امامان باید رعایت شود.
با حکم به کفر این گونه افراد، احکام کافر بر آنان جاری میشود؛ بنابراین دفن آنان در قبرستان مسلمین و نماز خواندن بر آنان و دوستی با آنان و مشاوره گرفتن از آنها و نصب اینگونه افراد در سمتهای مختلف نظام اسلامی حرام میباشد. [۳۰]
حضرت امام خمینی (ره) میفرمایند:
«اگر مسلمانی به یکی از دوازده امام علیهم السلام دشنام دهد، یا با آنان دشمنی داشته باشد، نجس است.» [۳۱]
ایشان همچنین در تحریر الوسیله مینویسند:
«برای زن مؤمن جایز نیست که با ناصبی که علنا عداوت اهل بیت پیغمبر (صلّی اللّه علیه و آله) را دارد و با غالی که به الوهیت یا نبوت آنها معتقد است، ازدواج نماید.» [۳۲]
دلایل دشمنی با پیامبران و امامان
شبهات علمی
از دلایل دشمنی با پیامبران و امامان که فرستاده و برگزیده خداوند در میان انسانها هستند، جهل، کج فهمی و دریافتی غلط از هدف آفرینش و تعالیم بلند اولیای الهی است.
برخی اصل وجود نبی یا امام و یا حتی دین را نمیپذیرند و بر راهی که انتخاب نمودند، مغالطه میکنند. اینان افرادی هستند که دانش را از راه غیر صحیح به دست آوردهاند بنابراین راه را اشتباه رفته و قدم در گمراهی گذاشتهاند.
در تعالیم دینی اسلام آمده است: اصل وجود خداوند با عقل ثابت میشود؛ همچنین ارسال پیامبران و نصب امامان به عنوان واسطه انتقال معارف بلند الهی به مردم به جهت عدم امکان ارتباط همه انسانها با عالم غیب، مسالهای عقلی و علمی است. اما افرادی که نزد بیگانگان و مادی گرایان جهت کسب دانش زانو زدهاند، از ابتدا، راه را اشتباه رفته و با مغالطه و سفسطه مانوس گشتهاند؛ بنابراین با طرح برخی شبهات واهی، با اولیای الهی دشمنی کرده و مردم را از آنان دور میکنند.
این افراد باید بدانند که اگر به دنبال حقیقت هستند و راه نجات خود را میجویند، لاجرم باید بدون تعصب و پیش داوری، سخنان اولیای الهی را بشنوند و با عقل خود، راه را از بیراهه تمییز دهند.
شهوات عملی
از دیگر دلایل دشمنی با پیامبران و امامان، ترس زورمداران، ثروتمندان و جاه طلبان بخاطر از دست دادن تواناییهای خود در حکومت بر مظلومان و عموم افراد جامعه میباشد.
دعوت پیامبران به راه حق و حقیقت است و امامان که دنباله رو و تفسیر کننده تعالیم و شریعت پیامبران هستند نیز به یکتایی خداوند متعال دعوت کرده و از برابری میان انسانها سخن میگویند. این سخن، هرچند که بسیار زیبا و نهایت آرزوی عموم افراد جامعه است، اما در بین افراد جامعه کسانی هستند که تحقق این آرمانها را مغایر با مصالح شخصی خود میدانند.
پیامبران و امامان که فرستاده و برگزیده خداوند متعال هستند، از ظلم و ستم، بی عدالتی، برده داری به گونهها و اشکال مختلف آن، غارت اموال عمومی، اختلاسها و حق خوریها و تمامی کارهایی که به افراد جامعه ضرر برساند، بیزارند و با آن مقابله میکنند. بنابراین افرادی که مصالح خود را با این تعالیم الهی در خطر میبینند، به صورت علنی و یا مخفیانه، به صورت مستقیم و یا با تحریک، تطمیع و اغفال دیگران، با این اولیای الهی به مخالفت بر میخیزند و با آنان دشمنی میکنند.
آثار دشمنی با پیامبران و امامان
محرومیت فرهنگی و انحراف فکری
دشمنی با پیامبران و امامان، تاثیر اعتقادی دارد. افرادی که با اولیای الهی دشمنی میکنند، از حق دور میشوند. برنامه سعادت ابدی انسانها که پیامبران و امامان، وظیفه رساندن و عرضه آن را بر مردم بر عهده دارند را از دست میدهند چرا که به مرور زمان این دشمنیها عمیق تر شده در دل انسان بذر شک و تردید به اصل دعوت آن پیامبر یا امام را میکارد بنابراین از تمام سخنان و تعالیم الهی آن پیامبر یا امام، فاصله گرفته و با آن مخالفت میکند. در دل انسان نفاق ایجاد میشود و انسان تا جایی پیش میرود که حاضر میشود ولی خدا را به هر شکل ممکن به شهادت برساند بلکه گاهی ممکن است به صرف شهادت رساندن آن پیامبر و یا امام رضایت ندهد بلکه شدیدترین جنایات ممکن را در حق پاکترین و بالاترین انسان روی زمین روا میدارد و از کار خود سرمستانه، اعلام رضایت میکند.
بسیاری از پیامبران الهی و همه یازده امام معصوم در چنین حالتی به شهادت رسیدند. داستان به شهادت رساندن همه انبیاء و اولیاء همانند امام حسین (علیه السلام) و یاران وی توسط دنیاطلبان و ظالمان آن زمان، حتی برخی دشمنان اولیای الهی و غیر مسلمانان را نیز متاثر ساخته است، نمونهای از این دشمنیها و عداوت هاست.
خداوند متعال در مورد برخی از این زورگویان و دشمنان حق و عدالت میفرماید:
«فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ وَ کُفْرِهِمْ بِآیاتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ فَلا یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلیلاً» [۳۳]
«بخاطر پیمان شکنی آنها، و انکار آیات خدا، و کشتن پیامبران بناحق، و بخاطر اینکه (از روی استهزا) میگفتند: «بر دلهای ما، پرده افکنده (شده و سخنان پیامبر را درک نمیکنیم!» رانده درگاه خدا شدند.) آری، خداوند بعلت کفرشان، بر دلهای آنها مهر زده؛ که جز عده کمی (که راه حق میپویند و لجاج ندارند،) ایمان نمیآورند.»
تاثیر اجتماعی، سیاسی
کسانی که با پیامبران و امامان معصوم دشمنی و عداوت نمایند نه تنها خود را از برنامه سعادت ابدی که توسط آفریننده انسانها نوشته شده و بوسیله پاکترین و امینترین انسانها به بشریت رسانده است، محروم مینمایند.
این افراد بخاطر کج فهمیها و یا مصالح دنیوی خود، به سعادت دنیا و آخرت خویش پشت میکنند. چرا که خداوند متعال با ارسال رسل و تعیین امام و حاکم در جامعه، خواهان تعالی بشر در دنیا و کسب سعادت اخروی توسط آنان در اثر به کار گیری تعالیم الهی و تبعیت از برگزیدگان خود میباشد. همانگونه که در مورد پیامبر خاتم میفرماید:
«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً» [۳۴]
«مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میکنند.»
بنابراین با این دشمنی در واقع یک الگو و اسوه جامع در همه امور دینی، مدیریتی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... برای به دست آوردن سعادت دنیا و آخرت را از دست میدهند.
راهکار دوری، کاهش و مقابله با آن
برای دوری از این منکر، باید به مقابله با دلایل ایجاد آن پرداخت. شبهات علمی و شهوات عملی، دلایل اصلی بوجود آمدن این منکر میباشد و مقابله با آنها، باعث میشود این منکر به مرور زمان، در جامعه کاهش یافته و از بین برود.
یافتن پاسخ صحیح از افراد مورد وثوق که بدون اعمال سلایق، افکار و پیش داوریهای خود، درصدد پاسخگویی علمی و منطقی باشند، بسیار حیاتی است.
در تعالیم دین مبین اسلام، برخی نوشتهها، سخنان و افکار به عنوان کتاب، فیلم و هر گونه وسیلهای که دربردارنده افکار ضاله و گمراه کننده است، مورد نهی قرار گرفتهاند و مراجعه به آنها و مطالعه اینگونه مطالب باعث میشود انسان به بیراهه قدم زند و از صراط مستقیم الهی فاصله گیرد. مطالعه و پاسخگویی به این کتابها و افکار گمراه کننده بر عهده نخبگان و فرهیختگان جامعه است که با مطالعه، تحقیق و بررسی، پاسخی منطقی و کامل به آنها دهند و مراجعه عوام و افرادی که تبحر خاصی در زمینه مطالب ارائه شده نداشته باشند میتواند بسیار خطرناک و زهرآگین باشد.
در خصوص شهوات عملی نیز با مطالعه تاریخ و سیره پیامبران، اولیا و امامان و بررسی عاقبت و فرجام بدخواهان و ظالمان و مادی گرایان تاریخ؛ و همچنین با غور در آیات الهی و روایات اهل بیت (علیهم السلام) میتواند انسان را از دست و پا زدن در تاریکی نجات داده و او را از تکرار حوادث شوم تاریخ برحذر دارد.
منابع جهت مطالعه بیشتر
۱. تفاسیر مختلف شیعه ذیل آیات مورد بحث و آیات مشابه.
۲. سید محمد حسین حسینی تهرانی، امام شناسی(تهرانی)، علامه طباطبایی - مشهد، چاپ: سوم، ۱۴۲۶ ش.
۳. جعفر سبحانی-ترجمه جواد محدثی، سیمای عقائد شیعه، نشر مشعر - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۶ ش.
۴. ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب) - قم، چاپ: اول، ۱۳۷۹ ق.
۵. علی ایمانی، قاعده فقهی تولی و تبری در اندیشه سیاست خارجی امام خمینی، حکومت اسلامی، پاییز ۱۳۸۴، شماره 37.
۶. سید محمود طاهری، تولی و تبری در اسلام، مبلغان، بهمن و اسفند ۱۳۸۸، شماره 125.
۷. محمدرضا ابراهیم نژاد، بررسی تولی و تبری در اسلام و مهجوریت آن در امت اسلامی، سراج منیر، پاییز ۱۳۹۳، سال پنجم، شماره 16.
۸. حسین تربتی، تولی و تبری در زیارت عاشورا، مبلغان، آبان و آذر ۱۳۹۳، شماره 183.
۹. سید جواد حسینی، تولی و تبری در منابع دینی، مبلغان، مرداد و شهریور ۱۳۸۶، شماره 94.
۱۰. خلیل منصوری، دشمنان اهل بیت(ع) و خسران ابدی آنان، سایت سماموس، آدرس: http://www.samamos.com
۱۱. نرم افزار پاسخ مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم.
فهرست منابع
۱. قرآن کریم.
۲. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن . چاپ پنجم. قم دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم.
۳. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران ، ۱۳۷۴ ش .
۴. طبرسی ، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات فراهانی ، تهران، چاپ اول ، ۱۳۶۰ ش .
۵. مکارم شیرازی، ترجمه قرآن، دار القرآن الکریم(دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی)، قم ، ۱۳۷۳ ش ، چاپ دوم.
۶. امام خمینی، ترجمه تحریر الوسیله، علی اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ ۲۱، ۱۴۲۵ ه ق.
۷. سید هاشم بحرانی-ترجمه رسولی محلاتی، الإنصاف فی النص علی الأئمه ع، دفتر نشر فرهنگ اسلامی - تهران، چاپ: دوم، ۱۳۷۸ ش.
۸. سید محمد حسین حسینی تهرانی، امام شناسی(تهرانی)، علامه طباطبایی - مشهد، چاپ: سوم، ۱۴۲۶ ش.
۹. علامه مجلسی، بحار الأنوار، دار إحیاء التراث العربی ، بیروت ، ۱۴۰۳ ق ، چاپ دوم .
۱۰. رساله توضیح المسائل امام خمینی.
۱۱. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، ایمان و کفر ( ترجمه کتاب الإیمان و الکفر بحار الأنوار جلد ۶۴ / ترجمه عطاردی) - تهران، چاپ: اول، ۱۳۷۸ ش.
۱۲. جعفر سبحانی-ترجمه جواد محدثی، سیمای عقائد شیعه، نشر مشعر - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۶ ش.
۱۳. ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب) - قم، چاپ: اول، ۱۳۷۹ ق.
۱۴. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، دار الکتب الاسلامیه، قم، چاپ دوم، ۱۳۷۱ ق.
۱۵. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان.
۱۶. علی ایمانی، قاعده فقهی تولی و تبری در اندیشه سیاست خارجی امام خمینی، حکومت اسلامی، پاییز ۱۳۸۴، شماره 37.
۱۷. سید محمود طاهری، تولی و تبری در اسلام، مبلغان، بهمن و اسفند ۱۳۸۸، شماره 125.
۱۸. محمدرضا ابراهیم نژاد، بررسی تولی و تبری در اسلام و مهجوریت آن در امت اسلامی، سراج منیر، پاییز ۱۳۹۳، سال پنجم، شماره 16.
۱۹. حسین تربتی، تولی و تبری در زیارت عاشورا، مبلغان، آبان و آذر ۱۳۹۳، شماره 183.
۲۰. سید جواد حسینی، تولی و تبری در منابع دینی، مبلغان، مرداد و شهریور ۱۳۸۶، شماره 94.
۲۱. خلیل منصوری، دشمنان اهل بیت(ع) و خسران ابدی آنان، سایت سماموس، آدرس: http://www.samamos.com
۲۲. نرم افزار پاسخ مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم.
پانویس
- ↑ آل عمران، 84
- ↑ احزاب، 6
- ↑ احزاب 33
- ↑ جعفر سبحانی، سیمای عقائد شیعه، ص 215
- ↑ الأنعام، 112
- ↑ هود، 91
- ↑ الأعراف، 92
- ↑ القمر، 33
- ↑ القمر، 34
- ↑ هود، 59
- ↑ هود، 60
- ↑ القمر، 9
- ↑ الفرقان، 37
- ↑ البقره، 87
- ↑ شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای ندبه
- ↑ البقره، 98
- ↑ شیخ طبرسی، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 276
- ↑ المنافقون، 4
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 24، ص 153
- ↑ آل عمران، 112
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 3، ص 54
- ↑ البقره، 91
- ↑ شیخ طبرسی، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 261
- ↑ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 44، ص 102
- ↑ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 2۷، ص ۵۷
- ↑ علامه مجلسی، بحار الأنوار ، ج ۲۷، ص ۱۲۰
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج 1، ص 295
- ↑ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج27، ص145
- ↑ برقی، المحاسن، ج 1، ص 184
- ↑ رساله توضیح المسائل، ذیل عناوین یاد شده
- ↑ امام خمینی، توضیح المسائل، ج1، ص 768
- ↑ امام خمینی، تحریر الوسیله - ترجمه، ج3، ص 511
- ↑ نساء 155
- ↑ احزاب، 21







