فرهنگ مصادیق:خوردن و آشامیدن از ظروف نقره کوب
متاسفانه جدیدا در پذیراییها مرسوم شده است که چای در فنجانهای نقره کوب - با گلهای نقره سیاه قلم - سرو میشود. سوال این است که آیا این مسئله اشکالی ندارد؟
در پاسخ باید گفت: طبق صریح قرآن و روایات، این کار حرام شرعی است و چنین مجلسی، مجلس معصیت است. و این کار انسان را به جهنم میکشاند و باید گفت وای بر ما.
در توجیه این کار، بعضی میگویند که ظرفیت ندارد، و نقره ظرف نیست، اما این حرفها صحیح نیست. بلکه مقصود شرع در نفی از اکل و شرب از ظروف طلا و نقره بسیار واضح است. آیه قرآن به صراحت نفی کرده است:
وَ الَّذِینَ یَکْنزُِونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لَا یُنفِقُونهََا فیِ سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ(34) [۱]
«و کسانی که طلا و نقره را گنجینه و ذخیره میکنند و در راه خدا انفاق نمیکنند آنها را به عذابی دردناک بشارت ده.
لحن آیه خیلی شدید است، جای تعجب دارد از کسانی که ظرف نقره را جایز میدانند. آیه پس از وعده عذاب میگوید:
یَوْمَ یحُْمَی عَلَیْهَا فیِ نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوَی بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبهُُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هَذَا مَا کَنزَْتُمْ لِأَنفُسِکمُْ فَذُوقُواْ مَا کُنتُمْ تَکْنزُِون(۳۵)
روزی که آن طلا و نقره ذخائرشان در آتش دوزخ گداخته شود و پیشانی و پشت و پهلوی آنها را به آن داغ کنند (و فرشتگان عذاب به آنها گویند) این است نتیجه آنچه بر خود ذخیره کردید، اکنون بچشید (آتش حسرت و عذاب) همان سیم و زری که اندوخته میکردید.
با این لسان نمیتوان گفت ظرف نباشد اشکالی ندارد.
آنچه درباره ظرف نقره میدانستیم و از مراجع شنیدهایم این است که ظرف تمام نقره نباشد. یعنی این که میشود نقره کوب باشد. ولی وقتی روایات را میبینیم، به گونه دیگری سخن رفته است:
قَالَ لَا تَأْکُلْ فِی آنِیَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ لَا فِی آنِیَةٍ مُفَضَّضَةٍ[۲]
امام ششم علیه السّلام: مخور در ظرف نقره و نه در ظرف نقرهکوب.
(آنیه مفضضه: ظرف نقره کوب)
این روایت که با فعل نهی میباشد، دلالت بر حرمت خوردن و آشامیدن از ظروف نقره و نقره کوب دارد. و باید ترسید از اینکه نقرهها داغ شود بر پیشانی هاو پهلوها و پشتها.
اگر خوش بینانه بنگریم، ریشه اشتباه کسانی که مجاز دانستهاند، شاید این روایت باشد:
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا بَأْسَ بِأَنْ یَشْرَبَ الرَّجُلُ فِی الْقَدَحِ الْمُفَضَّضِ وَ اعْزِلْ فَمَکَ عَنْ مَوْضِعِ الْفِضَّةِ[۳]
امام صادق علیه السلام فرمودند: باکی نیست که شخص از کاسه نقره کوب بنوشد و دهان را از جای نقره برکنار کن.
طبق این روایت فکر کردهاند که اگر دهان را از موضع نقره بگردانند اشکالی ندارد و ظاهرا حق با ایشان است. اما اگراین دلیلشان باشد باید گفت اشتباه کردهاند. چون این روایت، مقام اضطرار را میگوید. یعنی اگر مجبور شدی بخوری، مثلا تو را با شمشیر مجبور کردند یا مثلا داشتی از تشنگی میمردی و راهی نبود جز این که بخوری، میشود این کار انجام دهی.
اگر پرسیده شود دلیلتان چیست که میگویید این ناظر به مقام اضطرار است؟
پاسخ این است که روایت اول واضح است در نهی، نهی دال بر حرمت است. و این روایت که دال بر جواز است باید حمل شود بر شرایط اضطرار. این مقتضای قواعد است. حتی خود این مطلب در روایات صریح است
َفَإِنْ لَمْ یَجِدْ بُدّاً مِنَ الشُّرْبِ فِی الْقَدَحِ الْمُفَضَّضِ عَدَلَ بِفَمِهِ عَنْ مَوْضِعِ الْفِضَّة[۴]
یعنی: اگر ناچار باشد از نوشیدن در کاسه نقرهکوب دهانش را از آنجا که نقره است بگرداند.
فان لم یجد بدا یعنی اگر مضطر شد
باید از کسانی که مجاز دانستهاند پرسیده شود بعد از این روایات به چه مجوزی نوشیدن از ظرف طلاکوب و نقره کوب را اجازه دادهاند؟
قَالَ لَا تَأْکُلْ فِی آنِیَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ لَا فِی آنِیَةٍ مُفَضَّضه
لاتأکل نهی است که دلالت بر حرمت دارد. و حرمت آن تنها در اضطرار برداشته شده است؟ مردم ما چه اضطراری به نوشیدن و خوردن از نقره کوب دارند؟ چون هزاران شیعه در عراق و نیجریه از گرسنگی میمیرند؟ مضطرند؟ چون بچههای شیعه در همین ایران به خاطر فقر نمیتوانند تحصیل ابتدایی خود را تمام کنند؟ وجه اضطرار اینها چیست؟







