فرهنگ مصادیق:خودستایی -راسخون
تعریف و تمجید و بازگویی نکات مثبت خود، خودستایی ست، عملی قبیح است که از نتایج عجب است. عجب عبارت است از اینکه آدمی خود را بزرگ شمارد به جهت کمالی که در خود بیند، خواه آن کمال را داشته باشد یا نداشته باشد.
«بدترین و ناپسندترین گفتارهای درست، خودستایی است.»
حضرت علی (ع) غرور الحکم
هر صفتی که داشته باشیم، نعمتی است از خدا و او کرامت فرموده و باید به درگاه خدا شاکر بود، چرا که هر وقت بخواهد میگیرد.
اگر صفات پسندیده را از فیض و لطف خدا بدانیم نه از استحاقی که خود داریم، عجب نخواهد بود.
خداوند عالم به داوود (ع) وحی کرد که: « مژده ده گناهکاران را و بترسان صدیقان را.» عرض کرد:« چگونه عاصیان را مژده دهم و مطیعان را بترسانم؟» فرمود:« عاصیان را مژده ده که من توبه را قبول و گناه را عفو میکنم و صدیقان را بترسان که به اعمال خود عجب نکنند که هیچ بنده یی نیست که من با او محاسبه کنم، مگر اینکه هلاک میشود.»
اصول کافی، ج۲، ص 314
هر که حقیقت خود را بشناسد و به قصور و نقصانی که لازمهٔ ذات انسانی است برخورد، دیگر زبان به مدح خود نمیگشاید. علاوه بر آن خودستایی امری است در نظر همهٔ مردم قبیح و هر که خودستایی کند در نظر بی وقع و بی مقدار، پست و بی اعتبار میشود.
«هر کس خویشتن را ستایش کند، در حقیقت به رنج و قربانی کردن خود دست یازیده است.»
حضرت علی (ع)، غرور الحکم
بهتر است هر سخنی که میخواهیم بگوییم در آن تأمل کنیم که متضمن خودستایی نباشد.
به چشم کسان در نیاید کسی
که از خود بزرگی نماید بسی
مگو تا بگویند مدحت هزار
چو خود گفتی از کس توقع مدار
تو آنگه شوی پیش مردم عزیز
که مر خویشتن را نگیری به چیز
معراج السعاده
حضرت امام محمد باقر (ع) فرمودند:« دو نفر داخل مسجد شدند، یکی عابد و دیگری فاسق. چون از مسجد بیرون رفتند، فاسق از جمله صدیقان بود و عابد از جمله فاسقان و سبب آن بود که عابد داخل مسجد شد و به عبادت خود میبالید و در این فکر بود و فاسق در پشیمانی از گناه و استغفار بود.»
بحار الانوار، ج۷۲، ص 311







