فرهنگ مصادیق:خشونت در قرآن - تبیان

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
خشونت در قرآن - تبیان

مقدمه

رتکاب خشونت و یا هر عمل دیگری که خارج از چارچوبه قانون باشد، خود نوعی جرم و مذموم می‌باشد و در نظام اسلامی ما نیز که قانون عبارت است از موازین اسلامی و قوانین موضوعه در چارچوبه اسلام، هر گونه تخلّفی از این قانون جرم تلقّی می‌شود.
بنابراین، چه در نظامهای غیر دینی و چه در نظام اسلامی، اِعمال خشونت در مواردی پذیرفته است و نمی‌توان آن را به طور مطلق و بکلّی کنار گذارد، چرا که در غیر این صورت امنیّت مالی، جانی و معنوی انسانها به خطر خواهد افتاد و مصالح کشور و حقوق شهروندان از بین خواهد رفت. به همین دلیل خشونت خود به خود نه دارای ارزش مثبت است و نه دارای ارزش منفی، بلکه ارزشگذاری آن تابع شرایط و دلایل اِعمال آن می‌باشد.
اینک جای آن دارد که دیدگاه قرآن را نیز در این باره جویا شویم، تا دقیق تر و بهتر با دیدگاه اسلامی آشنا شویم:
در قرآن کریم واژه «خشونت» وجود ندارد، امّا به جای آن دو کلمه دیگر؛ یعنی: «غلظت» و «شدّت» که هر دو مترادف با خشونت هستند به کار رفته‌اند.
واژه غلظت آن گونه که اهل لغت گفته‌اند، به معنای: خشونت، شدّت، درشت شدن، درشتی و تندخویی است و در مقابل رقّت به کار می‌رود.[۱]
واژه شدّت نیز به معنای: غلظت، صلابت و سختی است، و در مقابل رقّت استعمال می‌گردد.[۲]
و بالأخره واژه خشونت به معنای شدّت، درشتی و درشتخویی است و در مقابل نرمی به کار می‌رود.[۳]
در کاربردهای قرآنی نیز دو واژه غلظت و شدّت ـ همان گونه که مفسّرین گفته‌اند ـ به معنای لغوی خود به کار رفته‌اند. به عنوان نمونه، در آیه ۷۳ از سوره توبه و آیه ۹ از سوره تحریم آمده است:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ...» ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر! (و در مورد آنها خشونت به کار ببر!)
شدّت به خرج دادن در برابر کسانی که حریم اسلام و احکام تابناک آن را می‌شکنند، یا جان و مال و آبروی مسلمانان را به مخاطره می‌افکنند، نه تنها از مصادیق خشونت منفی نیست؛ بلکه از ویژگی‌های پیامبر(صلی الله علیه وآله) و مۆمنان راستین است و یا در آیه ۱۲۳ از سوره توبه آمده است:
«... وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً...» آنها (کافران) باید در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس کنند.
همچنین در آیه ۲۹ از سوره فتح آمده است:
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ...» محمدّ(صلی الله علیه وآله) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سخت و شدید و در میان خود مهربان اند.
این آیات و آیات مشابه آنها همگی گویای جنبه قهرآمیز احکام اسلامی اند، که در جای خود و با شرایط تعیین شده از سوی شرع مقدّس به اجراء در می‌آیند.
بنابراین، گرچه اسلام دین رحمت و عطوفت و خداوند متعال ارحم الرّاحمین است و اصل اوّلی در اسلام بر رأفت و مهربانی است، امّا این هیچ گاه به معنای نفی هر گونه برخورد قاطع و اعمال خشونت و شدّت در موضع خود نیست. به همین دلیل سخن کسانی که اسلام را نافی هر گونه غلظت و اعمال خشونت ـ اگر چه به جا و به دستور خود خدای متعال باشد ـ معرّفی می‌کنند، فاقد پشتوانه قرآنی و اسلامی است.

باید بین خشونت منفی و شدّت اسلامی فرق گذارد و در دام خنّاسان زمانه که سعی دارند با یکی دانستن این دو، غیرت دینی و خشم و صلابت مقدّس اسلامی را از میان بردارند گرفتار نیامد و الاّ اینان کار را به جایی خواهند رساند که ـ العیاذ باللّه ـ پیامبر(صلی الله علیه وآله) و ائمه طاهرین(علیهم السلام) را نیز خشن دانسته، احکامی چون «قصاص» را غیر انسانی معرّفی کنند قرآن کریم می‌فرماید: پیامبر(صلی الله علیه وآله) و مۆمنان در برابر کفّار شدّت و صلابت به خرج می‌دهند و هرگز در مقابل کسانی که به مرزهای عقیدتی مسلمانان تعرّض می‌کنند نرمی نشان نمی‌دهند. هر چند در میان خودی‌ها یعنی کسانی که اصول و ارزش‌های اسلامی را به رسمیّت می‌شناسند، با عطوفت و مهربانی رفتار می‌کنند.
بنابراین، شدّت به خرج دادن در برابر کسانی که حریم اسلام و احکام تابناک آن را می‌شکنند، یا جان و مال و آبروی مسلمانان را به مخاطره می‌افکنند، نه تنها از مصادیق خشونت منفی نیست؛ بلکه از ویژگی‌های پیامبر(صلی الله علیه وآله) و مۆمنان راستین است. در حقیقت این برخورد محکم و با صلابت که به انگیزه اجرای اوامر خدای متعال در قالب امر به معروف و نهی از منکر صورت می‌گیرد، برخاسته از هواها یا ضعفهای نفسانی نمی‌تواند باشد، بلکه تنها در جهت تحفّظ بر احکام و ارزش‌های دینی است و از آنجا که سعادت دنیوی و اخروی انسانها در گرو عمل به دین و احکام نورانی آن است و سود و ضرر عمل کردن و یا عمل نکردن به اسلام تنها متوجّه خود بندگان است، کسانی که به هر نحو در مقابل پیاده شدن و تحقق عملی اسلام و احکام آن می‌ایستند، به واقع راه رسیدن به کمال را بر روی سایرین می‌بندند. از این روست که باید با چنین افرادی مقابله کرد و اگر گفتار زبانی در آنها مۆثّر نیفتاد، باید با اذن حاکم اسلامی با آنها شدیداً برخورد کرد و حتّی در برخی حالات مجازات اعدام را در مورد آنها اعمال کرد.
بنابراین، باید بین خشونت منفی و شدّت اسلامی فرق گذارد و در دام خنّاسان زمانه که سعی دارند با یکی دانستن این دو، غیرت دینی و خشم و صلابت مقدّس اسلامی را از میان بردارند گرفتار نیامد و الاّ اینان کار را به جایی خواهند رساند که ـ العیاذ باللّه ـ پیامبر(صلی الله علیه وآله) و ائمه طاهرین(علیهم السلام) را نیز خشن دانسته، احکامی چون «قصاص» را غیر انسانی معرّفی کنند و به شهادت رساندن سالار شهیدان در کربلا را واکنش مردم نسبت به خشونت پیامبر(صلی الله علیه وآله) در جنگهای بدر و حنین بداند .

منبع

مشکات هدایت ، آیت الله مصباح یزدی ، ص۱۶۸ - ۱۷۰

پانویس

  1. لسان العرب، تفسیر کشّاف، مجمع البیان، تفسیر نمونه، فرهنگ معین، فرهنگ عمید
  2. همان
  3. لسان العرب، فرهنگ معین، فرهنگ عمید
منبع: سایت تبیان - تاریخ برداشت : 95/10/27
بازگشت به خشونت بی جا