فرهنگ مصادیق:حسن ظن -ویکی فقه
محتویات
مقدمه
حُسنِ ظَنّ، از صفات نیک و پسندیده اخلاقی، به معنای خوش بینی و گمان نیک در حق دیگران، در برابرِ سوءظن به معنای بدبینی و بدگمانی به دیگران.
اصطلاح قرآنی
در قرآن کریم این دو اصطلاح دقیقاً به همین شکل نیامده، اما در آیه ۱۲ سوره نور به «ظنّ خیر» و در برابر آن، در دو آیه ۶ و ۱۲ سوره فتح ، به «ظنّ سَوْء» (گمان بد یا ناپسند) اشاره شده است که تقریباً همان معانی را میرساند.
در دیگر کاربردهای قرآنیِ واژه ظَنّ و مشتقات آن نیز، باتوجه به قرائن، میتوان در مواردی معنا و مفهوم دو اصطلاح یاد شده را بر آنها حمل نمود.[۱][۲]
[۳]
از منظر قرآن
بنابر تصریح قرآن کریم، [۴]مؤمنان باید به یکدیگر حسن ظن داشته باشند.
به نوشته مفسران، مؤمنان نباید به گفتار کسی که با تهمت زدن به دیگران باعث بدگمانی مؤمنان به یکدیگر میشود، وقعی بنهند، زیرا اصل بر این است که همگان به دور از زشتیها و بر طریق عدالت اند، مگر این که خلاف آن به صورت یقینی ثابت شود.[۵]
[۶][۷]
بر همین اساس، فقیهان و اصولیانْ اصالتِ صحتِ عملِ غیر ( اصاله الصحه ) را اصلی متفقٌ علیه که در همه ابواب عبادات و معاملات جاری است، پذیرفتهاند. [۸][۹]
[۱۰]
علت حرمت
به نوشته فخررازی ،[۱۱] دلیل نهی قرآن از سوءظن ورزیدن مؤمنان به یکدیگر آن است که این رذیلت اخلاقی باعث بروز رذیلتهای دیگری میشود که برخی از آنها در آیه یازدهم سوره حجرات بیان شده است.
از سوی دیگر به نظر شیخ طوسی ، [۱۲]خداوند در این آیه گمان ورزیدنی را نهی کرده است که صاحب آن با این که میتواند، برای اطمینان از صحت آن، به تحقیق بپردازد، چنین نکند و به همان گمانی که راهی به علم و یقین نبرده است، عمل نماید.
محدوه حکم
در عین حال، گفته شده است که سوءظن نهی شده در این آیه نسبت به اهل خیر است وگرنه بدگمانی به اهل فسق قبحی ندارد. [۱۳][۱۴]
میان مفسران اختلاف هست که آیا سوءظنِ نهی شده، باید به زبان جاری شود یا حتی اگر در قلب نیز باشد، مشمول این نهی قرار میگیرد. [۱۵]
قرطبی [۱۶] نوشته است که به عقیده برخی، منظور از ظن در این آیه تهمت است؛ لذا به نظر میرسد ابن جوزی، [۱۷] آنگاه که سوءظن به خدا و مؤمنان را حرام و حسن ظن به آنان را واجب دانسته، به همین رأی نظر داشته است.
از منظر روایات
در احادیث مطالب متنوعی دربارهٔ حسن ظن و سوءظن و ریشهها و پیامدهای آن آمده است؛ از جمله این که بنابر حدیثی از رسول خدا صلی اللّه علیه وآله وسلم، حُسنِ ظن به خدا ، از حسن عبادت آدمی ناشی میشود [۱۸] و ایمان و سلامت درون خاستگاه آن است. [۱۹]
صفای درون
طبق روایتی از امام صادق علیه السلام، داراشدن صفای درونی و قلبی از پیامدهای تخلّق به این خوی نیکوست و همچنین سبب میشود که آدمی با دیده احترام و تواضع به دیگران بنگرد.[۲۰]
شاید از همین رو باشد که در ادعیه آراسته شدن به این خوی از خدا خواسته شده است [۲۱][۲۲][۲۳] و جملگی امامان شیعه ، پیروان خود را به خوش گمانی به دیگران فراخوانده و از بدگمانی بازداشتهاند. [۲۴][۲۵]
[۲۶][۲۷][۲۸]
حتی بنابر حدیثی نبوی، بدگمانی به مؤمن، یکی از سه خصلتی است که خداوند حرام کرده است.[۲۹]
وظیفه مؤمن
از دیگر سو، بنابر سخنی از علی علیه السلام، آدمی نه تنها باید از بدبینی مؤمنان به خود بیم داشته باشد،[۳۰]بلکه باید بکوشد خوش گمانی دیگران به او از میان نرود [۳۱] از جمله این که حاکمان باید با احسان به مردم موجبات برقراریِ حسن ظن دوجانبه را فراهم آورند. [۳۲]
مصداق ظلم
با همه اینها، طبق حدیثی از علی علیه السلام، در صورت غلبه فساد بر جامعه، جایی برای حسن ظن نمیماند؛ برعکس، در حالتی که صلاح بر جامعه حاکم باشد، سوءظن از مصادیق ظلم است [۳۳] روایتی از امام هادی علیه السلام نیز در این باره وجود دارد. [۳۴]
روا و ناروا
همچنین بنابر حدیثی دیگر از علی علیه السلام، از زمانهایی که حسن ظن روا نیست، هنگام گزینش کارگزاران حکومتی است. [۳۵]
بنابر احادیث، حسن ظن به خدا بالاتر از همه عبادتهاست. [۳۶][۳۷]
از همین روست که مردم برای نیل به این صفت سخت تشویق و ترغیب شدهاند و این صفت در شمار حاجتهایی آمده است که پیشوایان دین، در دعاهای خویش، از درگاه خدا مسئلت کردهاند [۳۸][۳۹][۴۰][۴۱][۴۲] و خیر دنیا و آخرت [۴۳] و نیل بهشت [۴۴]را از ثمرات آن دانستهاند.
رجا و امید
طبق احادیث ، حسن ظن به خدا به معنای امید نبستن به غیر خدا و ترس از گناهان خویشتن، [۴۵][۴۶] با مفهوم رجا معنایی تقریباً یکسان دارد. [۴۷]
شاید از همین روست که در برخی کتابهای اخلاقی و عرفانی، ذیل بحث رجا مطالبی ذکر شده که ناظر به موضوع حسن ظن به خداوند است [۴۸][۴۹]
[۵۰][۵۱]
مواضع تهمت
مُفاد برخی احادیث، در عین حال که مؤمنان را از سوءظن و بدگمانی به یکدیگر بازمی دارد، [۵۲][۵۳][۵۴]از آنان میخواهد از کارهایی که سوءظن دیگران را برمی انگیزد، خودداری کنند تا رذیلت اخلاقی تهمت ، که از نتایج سوءظن است، فراگیر نشود [۵۵][۵۶]
موارد احتیاط
با این حال مطابق برخی گزارشها، گاهی انسان برای احتیاط و دوراندیشی [۵۷] و حفظ آبرو و مال خویش [۵۸] باید به دیگران بدگمان باشد؛ لذا به نظر میرسد که سوءظن در این مورد مذموم نیست. [۵۹][۶۰]
همچنین به مؤمنان توصیه شده است که در به جا آوردن حق بندگی خدا، به خود سوءظن داشته باشند. [۶۱]
در کتب اخلاقی
حسن ظن و نقطه مقابل آن، سوءظن، در منابع اخلاقی و عرفانی به مناسبتهای گوناگون، بحث و بررسی شده است.
موجبات علو
به نوشته ابوطالب مکّی،[۶۲] علوّ سالک در مقام محبت ، با میزان امیدواری و حسن ظن او به خدا رابطه مستقیم دارد.
وی از نشانههای مؤمنان را سوءظن داشتن به خود و خوش گمان بودن به دیگران میداند و عکس این حالت را سزاوار منافقان میشمارد. [۶۳]
سبب بازماندن
ژنده پیل [۶۴] بازماندن سالک از طی طریق کمال را ناشی از حسن ظن و اعتماد مطلق به خود و سوءظن به خدا میداند که به بروز رذیلت اخلاقیِ عُجب میانجامد.
به نظر میرسد سوءظن آدمی به خداوند، از نداشتن معرفتِ صحیح به آن ذاتِ حکیم و قادر مطلق نشئت میگیرد. [۶۵]
منشأ بدگمانی
از سوی دیگر، نراقی [۶۶] سوءظن را از رذایل و منشأ آن را قوه غضبیّه میداند و به باور وی، چنانکه حسن ظن ریشه در قوّت و ثبات نفس آدمی دارد، سوءظن از جُبن و ضعف نفس سرچشمه میگیرد.
گناه قلب
حارث محاسبی [۶۷] نیز سوءظن را از گناهان قلب میشمرد و پس از او غزالی [۶۸] آن را غیبت با قلب و همانند غیبت با زبان، حرام میشمارد.
علت تحریم
در سبب تحریم سوءظن هم برخی آوردهاند که چون فقط خدا از اسرار انسانها آگاه است، بنابراین کسی را شایستگی آن نیست که در وجود کس دیگری به امر سوء و زشتی معتقد شود، مگر آن که آن زشتی بر او عیان شود و قابل تأویل به خیر هم نباشد. [۶۹][۷۰]
بنابراین، حسن ظن به دیگران یعنی تأویل افعال آنان به بهترین وجهِ ممکن و نه بر وجهِ فاسد. [۷۱]
اثرات و درمان
در منابع اخلاقی، به نتایج سوءظن هم اشاره شده که غیبت و تجسس در امور دیگران از جمله آنهاست. [۷۲][۷۳]
[۷۴]
همچنین برای درمان آن، مجموعهای از راههای نظری و عملی ارائه شده است.[۷۵][۷۶]
در کلام امام علی
نیک گمانی، افزون بر این که یکی از عوامل زمینه ساز ارتباط سالم با افراد جامعه است، به نوبه خود دارای ثمرات و ره اوردهایی است که در سخنان امیرالمؤمنین به آنها اشاره شده است. بخشی از آنها در زیر میآید:
حسن نیت
نیت، جان عمل است، از این روی، درستی و سلامتی عمل در گرو پاکی و خلوص آن است و اگر نیت، نا خالص باشد عمل نیز به همان اندازه عیب ناک و آفت زده خواهد شد، به همین دلیل، خلوص و پاکی نیت، پالایش و پاکی عمل را در پی خواهد داشت. حسن نیت با چنین نتایجی نیکو، یکی از ره اوردهای حسن ظن است، چنانکه امام علی(علیه السلام) میفرماید:"هرکس گمانش نیکو باشد، نیتش نیکوست." [۷۷]
آسان گیری
امام علی(علیه السلام) در این زمینه میفرمایند:"هرکس نیک پندار باشد، آسان میگیرد."[۷۸]
رهایی از گناه
رهایی از گناه ساز و کارهایی دارد که هر یک به اندازهای معین انسان را از گناه میرهاند؛ حسن ظن یکی از این راهکارهاست:"پندار نیک انسان را از گرفتاری گناه میرهاند." [۷۹]
گرایش به جامعه
بدگمانی به دوری از دیگران، به ویژه مظنونان میانجامد، زیرا کسی که دچار سوء ظن است، به گونهای به همه بد بین است.
ولی نقطه مقابل آن، که حسن ظن است، ایجاد ارتباط دیگران را در پی دارد. چنانکه در برخی روایات آمده است:
"هر کس پندار نیک را(در ذهن و عمل) به کار نگیرد از هر کسی هراسناک میشود." [۸۰]
مفهوم مخالف این حدیث آن است که هرکس دارای حسن ظن باشد با دیگران، جز در مواردی استثنایی، انس میگیرد.
سلامتی دین
یکی از عوامل سلامتی دین، گمان نیکوست، چنانکه امام علی(علیه السلام) میفرماید:
"پندار نیک... سلامتی دین است.".[۸۱]
مقصود آن حضرت این است که حسن ظن، سلامتی دین را در پی دارد. این نگرش به دو شیوه تبیین میشود: نخست آن که بدگمانی به مردم از نگاه شرع نکوهیده است. پس برای دین، زیان آور است. دوم کسی که به دیگران بدگمان است دربارهٔ مظنونانش، بدی کردن را روا میداند که این کار برای دین او زیان آور است. ولی اگر بدگمان نباشد، کمال دین او را به دنبال میآورد.
آرامش دل
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)، گمان نیک را باعث آسایش و آرامش دل میداند:
"نیک پنداری، مایه آسایش و آرامش دل است." [۸۲]
گره گشایی
یکی از ر ه اوردهای حسن ظن برای همه گروههای اجتماعی، گره گشایی از زندگی آنان است. امام علی(علیه السلام) به مالک اشتر میفرماید:
"و بدان که... رفتار تو چنان باید، که نیک گمانی به مردم برایت فراهم آید، زیرا نیک گمانی، رنجی دراز را از تو میزداید." [۸۳]
کامروایی
در سخنی از امام علی (علیه السلام) چنین آمده است: "چه بسیارند مومنانی که شکیبایی و نیک گمانی، آنان را به پیروزی رسانده است."
بر پایه این سخن، دو راه برای کامیابی هست: شکیبایی و نیک گمانی، که البته مراد، نیک گمانی بجاست نه بی جا.
کاهش اندوه
گرچه اندوهها، دل گرفتگیها، ناکامیها، شکستها و مانند آن از ویژگیهای زندگی دنیایی انسانهاست، راههایی نیز برای پیشگیری و کاهش آنها نیز هست که یکی از آنها حسن ظن و نیک گمانی است، چنانکه در سخن امام علی(علیه السلام) این گونه بیان شده است:"پندار نیک، اندوه را میکاهد." [۸۴]
جلب محبت
حضرت علی (علیه السلام) فرمودند:"هر کس به مردم نیک گمان باشد، محبت و مهر آنان را به دست خواهد آورد." [۸۵]
بهشت
آخرین ره آورد و دستاورد گمان و پندار نیک، بسیار فرخنده است و آن دستیابی و بهرهمندی از بهشت جاودان الهی است که برای انسانهای خداجو که دارای پندار نیک اند، فراهم آمده است؛ بهشتی که آرزوی هر انسانی است. امیرالمومنین(علیه السلام) در این زمینه فرمودند:
"هر کس گمانش نیکو باشد بر بهشت، دست مییابد." [۸۶][۸۷]
[۸۸]
اقسام
گمان خوب یا بد را از جهت کسی یا چیزی که مورد ظن واقع میشود به سه نوع میتوان تقسیم کرد.
نسبت به خداوند
خداوند، ذاتی است که سرچشمه همه خیرها و کمال هاست. وجودی است که رحمتش ذاتی و غضب و انتقام اش نسبی و مصلحتی است. خداوند حکیم و دانای علی الاطلاق است بنابراین سوء ظن به خدا نسبت دادن جهل است به او.
رسول خدا(صلی الله و علیه و آله) فرمود: "سوگند به خدایی که جز او شایسته پرستش نیست، به هیچ مومنی هرگز خیر دنیا و آخرت داده نشده جز به سبب خوش بینی به خدا، و امیدواریش به او." [۸۹]
و نیز فرمود:"به خدایی که جز او شایسته پرستش نیست، گمان هیچ بندهای نسبت به خدا نیکو نشود جز اینکه خدا همراه گمان بنده مومن خود باشد(هرگونه به او گمان ببرد خدا با او رفتار کند) زیرا خدا کریم است و همه خیرات به دست اوست، او حیا میکند از اینکه بنده مومن اش به او گمان نیک برد و او خلاف گمان و امید بنده رفتار کند. پس به خدا خوش بین باشید و بسویش رغبت کنید."[۹۰]
نسبت به هستی
خوش بینان، نظام جهان را نظام احسن و همه هستی را در جای خویش و نیکو میبینند و نظام عالم خلقت را عبث و بیهوده ندانسته و به آن حسن ظن دارند و خوش بین هستند.
میان افراد
اگر در جامعه اسلامی بلکه در جامعه انسانی برنامهها و دستورات اسلامی که از جمله آنان حسن ظن است، اجرا شود، بسیاری از نابسامانیها، شایعه سازیها، قضاوتهای عجولانه و بیمورد، اخبار مشکوک، دروغ و... که همگی از گمان بد سرچشمه میگیرد، برچیده میشود. در غیر آن صورت که ذکر شد، جامعه در هرج و مرج به سر خواهد برد و هیچکس از گمان بد دیگران در امان نخواهد ماند و به یکدیگر اطمینان نخواهد داشت. [۹۱][۹۲][۹۳][۹۴] آیات و روایات بسیاری در این زمینه ثبت و ضبط گردیده است که از جمله آنها میتوان به آیات زیر اشاره نمود:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا»؛ «ای مؤمنان از گمانهای بد بپرهیزید زیرا بعضی از گمانها گناه است و در امور مردم تجسس نکنید.» [۹۵]
«وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُول»؛ «آنچه را که نمی دانی از او پیروی نکن، چرا که چشم و گوش و دلها همه مسوولند.»[۹۶]
«وَمَا یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ »؛«(کفار) در قضاوتهای خود تنها از ظن و گمان پیروی میکنند در حالی که ظن و گمان به هیچ وجه انسان را به حق و حقیقت نمیرساند.»[۹۷]
طرق دستیابی
طبیعی است که به دست آوردن هر چیزی در گرو شرایطی است و برای دستیابی به آن باید از راههای ویژه اش وارد شد. در اینجا بعضی از راههای دستیابی به حسن ظن معرفی میشود:
پرستش نیکو
خداوند را به خوبی پرستیدن، راهی برای به دست آوردن حسن ظن است که انسان نیکو پرست را دارای گمان و پندار نیک میگرداند. شاید با تأثیر حسن بندگی است که امام علی(علیه السلام) میفرماید:" هر کس عبادتش نیکو باشد گمان و پندارش نیکو میشود." [۹۸]
ترک
سوء ظن در حوزه اخلاق و معاشرت، اصل اولی بر حسن ظن است مگر آن که خلاف آن ثابت شود و راز این استثناء آن است که نهاد جامعه و نهادهای اجتماعی بدون پایبندی و کاربرد این اصل، استوار و پابرجا نمیباشند.
تأمل در داوری
اگر انسان بتواند از پیش داوری پرهیز کند و منتظر بماند تا با گذر زمان به حقایق برسد، میتواند زمینه ایجاد حسن ظن را در خود به وجود آورد و به مرور زمان به آن دست یابد. داستان خضر و موسی در قرآن کریم، نمونهای برجسته از پیش داوری است که به فراق آن دو بزرگ انجامید[۹۹]
باور توحیدی
قرآن کریم میفرماید:«...وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ...»؛ «هر کجا باشید او با شماست.»[۱۰۰]
«... فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ...»؛ «پس به هر سو رو کنید، آنجا روی(به) خداست.» [۱۰۱]
«... وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ...»؛ «خدا از آنچه میکنید، غافل نیست.» [۱۰۲]
اگر انسانها از باورهای توحیدی و ارزشهای خدا محورانه آگاه باشند، در این صورت هنجار شکنی و بزهکاری به کمترین اندازه خود فرو میکاهد و انسان مزه شیرین حسن ظن را از محصول آن میچشد.
نیک پنداری
امام علی(علیه السلام) میفرماید:"گمان و انگاره ات از گفتار و کردار برادر مومن ات، نیکوترین گونه آن باشد مگر آن که دریابی که وی از سر علم و آگاهی آن کار را انجام داده است."[۱۰۳]
نیکوکاری
نیکوکاری، نتایج و ثمراتی گوناگونی دارد. یکی از آنها پندار نیک است. بر این اساس، هر کس در جامعه، تخم نیکوکاری و احسان بپاشد، ثمرهای به نام پندار نیک دیگران به خودش را، برداشت خواهد کرد. امام علی(علیه السلام) در عهدنامه مالک اشتر، خطاب به وی چنین نوشته است:
"بدان که هیچ چیزی بهتر از نیکوکاری فرمانروا به شهروندان، حسن ظن آنان را به او برنمی انگیزد. [۱۰۴][۱۰۵]
[۱۰۶]
فهرست منابع
۱- قرآن.
۲- ابن بابویه، عیون اخبارالرضا، چاپ مهدی لاجوردی، قم ۱۳۶۳ش.
۳- ابن بابویه، کتاب الخصال، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش.
۴- ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبداللّه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۵- ابن طاووس، کشف المَحَجَّه لثمره المُهْجَه، نجف ۱۳۷۰/۱۹۵۱.
۶- ابوطالب مکی، کتاب قوت القلوب فی معامله المحبوب و وصف طریق المرید الی مقام التوحید، قاهره ۱۳۱۰، چاپ افست بیروت.
۷- مرتضی بن محمدامین انصاری، فرائدالاصول، قم ۱۴۱۹.
۸- محمدتقی بروجردی، نهایهالافکار، تقریرات درس آیت اللّه عراقی، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۳۶۴ش-.
۹- حارث محاسبی، الوصایا، چاپ عبدالقادر احمد عطا، قاهره ۱۳۸۴/ ۱۹۶۵-.
۱۰- حرّ عاملی، وسائل الشیعه.
۱۱- حسین بن محمد حلوانی، نزههالناظر و تنبیه الخاطر، قم ۱۴۰۸.
۱۲- احمدبن ابوالحسن ژنده پیل، روضه المذنبین و جنه المشتاقین، چاپ علی فاضل، تهران- ۱۳۵۵ش.
۱۳- زین الدین بن علی شهیدثانی، المصنفات الاربعه، رساله :۱ کشف الریبه، قم ۱۳۸۰ش.
۱۴- محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن.
۱۵- فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ش.
۱۶- محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی، بیروت.
۱۷- محمدبن حسن طوسی، مصباح المتهجّد، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۸- علی بن ابیطالب ع-، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم.
۱۹- علی بن حسین ع-، امام چهارم، الصحیفهالسجادیه، چاپ محمدباقر موحدی ابطحی، قم ۱۴۱۱.
۲۰- محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، بیروت: دارالندوه الجدیده.
۲۱- محمدبن حسن فتال نیشابوری، روضهالواعظین، نجف ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
۲۲- محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر او مفاتیح الغیب، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
۲۳- محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت: دارالفکر.
۲۴- عبدالکریم بن هوازن قشیری، الرساله القشیریه، چاپ معروف زریق و علی عبدالحمید بلطه جی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۲۵- محمد بن یعقوب کلینی، اصول الکافی.
۲۶- علی بن حسام الدین متقی، کنزالعُمّال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکری حیّانی و صفوه سقا، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۷- علامه مجلسی، بحار الانوار.
۲۸- مصباح الشریعه، منسوب به- امام جعفرصادق ع-، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۲۹- ناصر مکارم شیرازی، القواعدالفقهیه، قم ۱۴۱۱.
۳۰- محمدعبدالرووف بن تاج العارفین مُناوی، فیض القدیر: شرح الجامع الصغیر من احادیث البشیر النذیر، چاپ احمد عبدالسلام، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
۳۱- محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
۳۲- مسعودبن عیسی ورّام، تنبیه الخواطر و نزههالنواظر المعروف بمجموعه ورّام، چاپ علی اصغر حامد-، تهران ۱۳۷۶.
پانویس
- ↑ حج/سوره۲۲، آیه۱۵.
- ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۱۰.
- ↑ حُجُرات/سوره۴۹، آیه۱۲.
- ↑ نور/سوره۲۴، آیه۱۲.
- ↑ محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۴۱۶، ذیل آیه، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی، بیروت.
- ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر او مفاتیح الغیب، ج۲۳، ص۱۷۸، ذیل آیه، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
- ↑ محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه.
- ↑ مرتضی بن محمدامین انصاری، فرائدالاصول، ج۳، ص۳۴۵، قم ۱۴۱۹.
- ↑ محمدتقی بروجردی، نهایهالافکار، ج۴، قسم ۲، ص۷۸، تقریرات درس آیت اللّه عراقی، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، (۱۳۶۴ش).
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، القواعدالفقهیه، ج۱، ص۱۱۱ ۱۱۸، قم ۱۴۱۱.
- ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر او مفاتیح الغیب، ج۲۸، ص۱۳۴، ذیل حجرات:۱۲، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
- ↑ محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۳۵۰، ذیل حجرات:۱۲، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی، بیروت.
- ↑ ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ذیل آیه، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبداللّه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
- ↑ محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۳۳۲، ذیل آیه، بیروت:دارالفکر.
- ↑ ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ذیل آیه، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبداللّه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
- ↑ محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل آیه، بیروت: دارالفکر.
- ↑ ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ذیل آیه، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبداللّه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
- ↑ مسعودبن عیسی ورّام، تنبیه الخواطر و نزههالنواظر المعروف بمجموعه ورّام، ج۱، ص۵۲، (چاپ علی اصغر حامد)، تهران ۱۳۷۶.
- ↑ مصباح الشریعه، (منسوب به) امام جعفرصادق (ع)، ج۱، ص۱۷۳، بیروت:مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
- ↑ مصباح الشریعه، (منسوب به) امام جعفرصادق (ع)، ج۱، ص۱۷۳، بیروت:مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
- ↑ علی بن حسین (ع)، امام چهارم، ج۱، ص۱۸۲، الصحیفهالسجادیه، چاپ محمدباقر موحدی ابطحی، قم ۱۴۱۱.
- ↑ محمدبن حسن طوسی، مصباح المتهجّد، ج۱، ص۴۲، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
- ↑ محمدبن حسن طوسی، مصباح المتهجّد، ج۱، ص۳۲۵، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
- ↑ علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم.
- ↑ حسین بن محمد حلوانی، نزههالناظر و تنبیه الخاطر، ج۱، ص۱۰۹، قم ۱۴۰۸.
- ↑ ابن طاووس، کشف المَحَجَّه لثمره المُهْجَه، ج۱، ص۱۶۷، نجف ۱۳۷۰/۱۹۵۱.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰، ص۱۰۳.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۷۲، ص۱۹۵.
- ↑ مسعودبن عیسی ورّام، تنبیه الخواطر و نزههالنواظر المعروف بمجموعه ورّام، ج۱، ص۵۲، (چاپ علی اصغر حامد)، تهران ۱۳۷۶.
- ↑ مسعودبن عیسی ورّام، تنبیه الخواطر و نزههالنواظر المعروف بمجموعه ورّام، ج۱، ص۵۲، (چاپ علی اصغر حامد)، تهران ۱۳۷۶.
- ↑ علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، حکمت ۲۴۸، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم.
- ↑ علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، نامه ۵۳، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم.
- ↑ علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۷۲، ص۱۹۷.
- ↑ علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، نامه ۵۳، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم.
- ↑ علی بن حسام الدین متقی، کنزالعُمّال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۳، ص۱۳۴، چاپ بکری حیّانی و صفوه سقا، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۵۱، ص۲۵۸.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، اصول الکافی، ج۴، ص۴۳۳.
- ↑ ابن بابویه، عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۳ـ۴، چاپ مهدی لاجوردی، قم ۱۳۶۳ش.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۸۲، ص۲۳۱.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۸۷، ص۳۰.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۸۸، ص۸۱.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، اصول الکافی، ج۲، ص۷۲.
- ↑ محمدبن حسن فتال نیشابوری، روضهالواعظین، ج۲، ص۵۰۳، نجف ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
- ↑ علی بن حسام الدین متقی، کنزالعُمّال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۳، ص۷۰۴، چاپ بکری حیّانی و صفوه سقا، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
- ↑ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۳۰.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۶۷، ص۳۹۹.
- ↑ ابوطالب مکی، کتاب قوت القلوب فی معامله المحبوب و وصف طریق المرید الی مقام التوحید، ج۱، ص۲۱۷ـ۲۲۱، قاهره ۱۳۱۰، چاپ افست بیروت.
- ↑ عبدالکریم بن هوازن قشیری، الرساله القشیریه، ج۱، ص۲۰۲، چاپ معروف زریق و علی عبدالحمید بلطه جی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
- ↑ محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۴، ص۱۴۵، بیروت: دارالندوه الجدیده.
- ↑ محمدبن حسن فتال نیشابوری، روضهالواعظین، ج۲، ص۵۰۱ـ۵۰۳، نجف ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، اصول الکافی، ج۲، ص۳۶۲.
- ↑ ابن بابویه، کتاب الخصال، ج۲، ص۶۲۴، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۷۲، ص۱۹۴ ۲۰۲.
- ↑ علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، حکمت ۱۵۹، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم.
- ↑ محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۱۸، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
- ↑ محمدعبدالرووف بن تاج العارفین مُناوی، فیض القدیر: شرح الجامع الصغیر من احادیث البشیر النذیر، ج۳، ص۵۴۶، چاپ احمد عبدالسلام، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۷۴، ص۱۵۸.
- ↑ ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ذیل حجرات: ۱۲، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبداللّه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
- ↑ محمدعبدالرووف بن تاج العارفین مُناوی، فیض القدیر: شرح الجامع الصغیر من احادیث البشیر النذیر، ج۳، ص۵۴۶، چاپ احمد عبدالسلام، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
- ↑ علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم.
- ↑ ابوطالب مکی، کتاب قوت القلوب فی معامله المحبوب و وصف طریق المرید الی مقام التوحید، ج۱، ص۲۱۹، قاهره ۱۳۱۰، چاپ افست بیروت.
- ↑ ابوطالب مکی، کتاب قوت القلوب فی معامله المحبوب و وصف طریق المرید الی مقام التوحید، ج۱، ص۲۱۷، قاهره ۱۳۱۰، چاپ افست بیروت.
- ↑ احمدبن ابوالحسن ژنده پیل، روضه المذنبین و جنه المشتاقین، ج۱، ص۹۴، چاپ علی فاضل، (تهران) ۱۳۵۵ش.
- ↑ فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ذیل «ظنن»، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ش.
- ↑ محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۱۶، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
- ↑ حارث محاسبی، الوصایا، ج۱، ص۱۵۱، چاپ عبدالقادر احمد عطا، (قاهره ۱۳۸۴/ ۱۹۶۵).
- ↑ محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۳، ص۱۵۰، بیروت: دارالندوه الجدیده.
- ↑ محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۳، ص۱۵۰، بیروت: دارالندوه الجدیده.
- ↑ زین الدین بن علی شهیدثانی، المصنفات الاربعه، ج۱، ص۴۰ـ۴۱، رساله :۱ کشف الریبه، قم ۱۳۸۰ش.
- ↑ محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۲۰، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
- ↑ محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۳، ص۱۵۱ـ۱۵۲، بیروت: دارالندوه الجدیده.
- ↑ زین الدین بن علی شهیدثانی، المصنفات الاربعه، ج۱، ص۴۲، رساله :۱ کشف الریبه، قم ۱۳۸۰ش.
- ↑ محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۲۰، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
- ↑ زین الدین بن علی شهیدثانی، المصنفات الاربعه، ج۱، ص۴۱ـ۴۲، رساله :۱ کشف الریبه، قم ۱۳۸۰ش.
- ↑ محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۲۰، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
- ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۶۵.
- ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۶۵.
- ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۶۵.
- ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۶۶.
- ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۶۵
- ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۶۵.
- ↑ علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۶۵.
- ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۶۶.
- ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۶۶.
- ↑ گروه پژوهشی علوم قرآن و حدیث، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزههای اسلامی، ج۱، ص۲۸۳-۲۹۴.
- ↑ رضایی، علی، حسن ظن، ص۲۴-۷۷.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب؛ محمد باقر کمرهای، ص۱۱۹.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب؛ محمد باقر کمرهای، ص۱۱۹.
- ↑ سلطانی، غلامرضا، تکامل در پرتو اخلاق، ج۲، ص۳۳-۳۶.
- ↑ نیلی پور، مهدی، بهشت اخلاق، ج۱، ص۲۶۷.
- ↑ رضایی، علی، حسن ظن، ص۷۹-۸۸.
- ↑ حبیبیان، احمد، مرز فضایل و رذایل اخلاقی، ص۱۶۴-۱۶۳.
- ↑ حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲.
- ↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۳۶.
- ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۶.
- ↑ علامه هندی، علاءالدین علی المتقی بن حسام الدین، کنزالعمال، ج۳، ص۱۳۵.
- ↑ کهف/سوره۱۸، آیه۸۲-۵۹،
- ↑ . حدید/سوره۵۷، آیه۴
- ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۱۵.
- ↑ بقره/سوره۲، آیه۷۴.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸، ص۶۱۴.
- ↑ علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، نامه ۵۳
- ↑ گروه پژوهشی علوم قرآن و حدیث، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزههای اسلامی، ج۱، ص۲۶۵-۲۷۵.
- ↑ نیلی پور، مهدی، بهشت اخلاق ج۱، ص۲۷۰.







