فرهنگ مصادیق:حربه ی تسویف شیطان
مقدمه
در جبههٔ دوم شیطان که از روبرو است، شیطان طمع بیجا نسبت به عفو و رحمت الهی برای ما ایجاد میکند و حربهٔ شیطان تسویف است.تسویف یعنی به تاخیر انداختن کار خیر. ممکن است که آرزوی شیطان این باشد که نماز بعضیها را از اول وقت به تاخیر بیندازد. پیامبر تسویف را شعار شیطان میداند که به قلب مومن القاء میشود. شعار هر شخصی، فشردهای از آرمانها و اهداف آن شخص یا امت است. یعنی عصارهٔ تمام نیرنگهای شیطانی در تسویف خلاصه میشود. امیرالمومنین در نهج البلاغه آسیب جامعهٔ دینی را تسویف معرفی میکند. حضرت امیر میفرماید:جاهلان شما اهل افراط در گناه هستند و دانشمندان شما اهل تسویف هستند. در مقابل آن خداوند میفرماید: سبقت بگیرید به سوی خیرات. شتاب گرفتن در کار خیر توصیه شده است ولی در کارهای دیگر نباید عجله کرد. در روایتی داریم که ابلیس بر موسی متجلی شد و گفت که من میخواهم با هزار و سه موعظه تو را نصیحت کنم. موسی به خدا میگوید که آیا نصیحتهای شیطان را گوش بدهم ؟ خطاب آمد که به شیطان بگو هزار موعظه را واگذار و سه موعظهٔ آخر را بگو. زیرا هزار موعظهٔ اول او سرتاسر دروغ و باطل است اما سه تای آن درست است برای اینکه شما را جلب کند. ابلیس گفت: هر وقت کار خیری به تو میرسد به سمت آن شتاب کن. به محض اینکه نیت خیری در ذهن تو بوجود میآید من وارد عمل میشوم و تو را از کارت باز خواهم داشت. دیگر اینکه هر وقت که غضب کردی بدان که قلب تو در دست من مثل موم نرم میشود پس از غضب دوری کن. دیگر اینکه وقتی در جایی با نامحرم خلوت میکنی نفر سوم من هستم پس از خلوت کردن با نامحرم بپرهیز.( از مصادیق خلوت میتواند تلقن یا اینترنت هم باشد)
توصیهٔ اول شیطان این است که کار خیر را به عقب نینداز. شیطان در دو عرصه وارد میشود. یکی به تاخیر انداختن یاد خدا که تجلی اصلی آن در نماز است.این کار شیطانی بنام رها است.این شیطان میخواهد بگوید که آزاد و رها باش و خودت را اسیر قید و بند نکن. داریم که هر انسانی را چندین بار برای مناجات سحرگاهی بیدار میکنند اما این شیطان مرتب به او میگوید که شب تو طولانی است بخواب، فرصت هست. گاهی ما در شب بیدار میشویم که نماز صبح بخوانیم ولی میگوییم وقت هست، بعد میخوابیم و نماز صبح مان قضا میشود. این کار شیطان است که در خواب هم ما را آسوده نمیگذارد. شیطان میداند نماز یک دژ محکم در مقابل شیاطین و فراری دهندهٔ شیاطین است.پس تا میتواند نسبت به حقانیت نماز و تاخیر انداختن در نماز تلاش میکند. اگر شیطان موفق بشود که نماز صبح کسی را قضا کند، شروع به پایکوبی و هله هله کردن میکند. زیرا شیطان میداند که با این کار، در خیرات و برکات را در تمام روز به روی این بنده بسته است. روایت داریم:تمام مستحبات عمر شما نمیتواند جای یک نماز صبح قضا شده را پُر کند. حج عمره، زیارت امام حسین(ع) و ساختن مسجد از مستحبات است.در بعضی جهات شیطان ما را به مستحباتی قانع میکند تا واجب را از ما بگیرد یا در آن تاخیر بیندازد. ما از نماز صبح بخاطر مراسم عزاداری غافل میشویم و در اینجا شیطان خوشحال میشود. به میزان انس مردم به محراب و مسجد، ما میتوانیم امیدوار باشیم که زمینه ساز ظهور امام زمان(عج) هستیم. مهمترین حربهٔ شیطان تسویف در توبه و استغفار است. بیشترین فریاد اهل جهنم، از تسویف و به تاخیر انداختن توبه و استغفار است.زیرا آنها میبینند که فاصلهٔ بین مقام آنها تا بهشتیان به اندازهٔ یک توبه است. در شهر جوانی شهره به بدنامی داشت.او بیمار شد و در لحظات آخر عمرش دید که در پرونده اش هیچ نقطهٔ سفیدی ندارد. او لحظهای اشک برای بدبختی خودش ریخت و گفت: ای کسی که دنیا و آخرت را داری، رحم کن به کسی که نه دنیا دارد و نه آخرت، بعد جان داد. مردم جسد او را در بین آشغالها ریختند و از مردن او خوشحال شدند. در مکاشفهای به یکی ازعرفای بزرگ گفته شد که یکی از اولیاء ما از دنیا رفته است و بدن او را در زباله دانی انداختهاند، بدن او را بردار،او را غسل بده و کفن کن و در قبرستان مسلمین دفن کن. خطاب آمد که او در لحظهٔ آخر به سوی ما بازگشت.ما وظیفه داریم که از گناهان مان وظیفه استغفار کنیم زیرا پیامبر هفتاد بار در روز استغفار میکردند. استغفار هم آثار معنوی و هم آثار مادی دارد. در سوره نوح آیات ده یا دوازده داریم: بسوی پروردگارتان استغفار کنید که او را آمرزنده مییابید، درهای خیرات و برکات به سوی شما باز میشود، خدا با فرزندان و اموال شما را مدد میکند. برای شما بادهای پربرکت و نهرهای جاری فراوانی میآورد. شیطان ما را از آثار گناه دور میکند. استغفار اثر مخرب گناه را از بین میبرد. یکی از اثرات مخرب گناه، ایجاد گرههای کور اقتصادی است و بی برکتی در کسب و کار است.ممکن است که مشکل اقتصادی فعلی بخاطر شیوع گناه و دوری از یاد خدا باشد.خیلی از تنگدستیها بخاطر اعراض از یاد خداست.اعراض از نماز بی برکتی و نکبتی میآورد. وقتی افراد از تنگدستی و شرایط اقتصادی به آیت الله بهجت شکایت میکردند ایشان به این روایت از پیامبر استناد میکردند که میفرمود: آیا شما را خبر ندهم از درد و درمان تان، تنها درد شما گناهان تان است که آثار بی برکتی آن در زندگی شما آمده است و تنها درمان شما استغفار است.
گاهی شیطان ما را از فهم دقیق استغفار دچار غفلت میکند. ممکن است که شیطان القاء کند که همین استغفرالله که گفتی کافی است و بعد میتوانی دوباره گناه کنی.معنای توبهٔ حقیقی این نیست.پیامبرفرمود: آیا میدانید توبه کنندهٔ حقیقی کیست ؟ گفتند: خیر، فرمود: کسی که توبه میکند و حق الناس را ادا نمیکند توبه کنندهٔ حقیقی نیست، کسی که توبه میکند و رفت و آمدهایش را تغییر نمیدهد توبه کنندهٔ حقیقی نیست. کسی که خورد و خوراکش را تغییر نمیدهد توبه کنندهٔ واقعی نیست.کسی که انگیزه اش در بندگی و عبادت بیشتر نمیشود توبه کننده نیست.کسی که از زبانش محافظت نمیکند و آرزوهایش را کوتاه نمیکند توبه کننده نمیکند. اگر کسی چنین توبه کنندهای باشد مثل این است که گناه نکرده است. امام رضا(ع) میفرماید: کسی که توبه میکند و مداومت برگناه دارد گویی خداوند را مسخره میکند. وقتی ما توبه میکنیم باید تغییراتی در ما ایجاد بشود.
در سوره کهف خداوند ذوالقرنین را یک عبد صالح معرفی میکند. حکومت او جهانی شد.ذو القرنین بر امتی گذر کرد که خیر و برکت مادی زیادی داشتند و از سختیها و بیماریها دور بودند. او تعجب کرد و از یکی از دانشمندان علت را پرسید.دانشمند گفت:تمام این خیرات و برکات بخاطر این است که ما از استغفار غافل نمیشویم. اگر گناه جدید فراگیر بشود، خداوند بلای جدیدی را میآورد. در جای دیگر داریم که وقتی گناه زیاد بشود کسانی که در دل شان رحم نیست بر جامعه مسلط میشوند. اگر ما آثار گناه مخرب را بفهمیم ضرورت استغفار برای ما مشخص میشود.







