فرهنگ مصادیق:حد تشبیه و تنزیه مقام شناخت خداوند

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
حد تشبیه و تنزیه مقام شناخت خداوند

مقاله «تشبیه و تنزیه» توسط «انشاء‌الله رحمتی» نگاشته شده و در آخرین شماره نشریه اطلاعات حکمت و معرفت (شماره ۴۱/ مردادماه ۱۳۸۸) منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، آنچه در مقام شناخت خدا و ارتباط با او اهمیت دارد، این است که آدمی بتواند حد میان تشبیه و تنزیه را نگه دارد. اسلام در مقام یک دین آسمانی جامع و معتدل (به لحاظ اعتقادی) به یک معنا می‌خواهد به بشر این را بیاموزد. از سویی اسلام دینی مبتنی بر معرفت است و ازآدمی می‌خواهد که ابتدا خدا را بشناسد و حتی ببیند (شهود کند) و سپس در برابرش بندگی کند یا لااقل کمال مطلوب بندگی را این می‌داند.
در این جستار می‌خوانید: امام علی(ع) در این باره می‌فرمایند: «أنی لم أعبد رباً لم اَرَه؛ خدایی را که ندیده باشم، نمی‌پرستم.»، اما از سوی دیگر باید به تعالی خداوند نیز قائل بود. خداوند بی‌نهایت برتر از هر چیزی است که بتوان تصور کرد. موضوع این نوشتار این است که چگونه می‌توان حد تشبیه و تنزیه را در مقام شناخت خداوند و بندگی او رعایت کرد.
مترجم کتاب «ابن سینا و تمثیل عرفانی» بر این باور است که در مقام شناخت خدا نمی‌توان از تنزیه و تعالی او غافل بود. در این عالم هر کمالی را که بتوان قیاس از او گرفت، کمالی است آمیخته به نقص که پیش از آن‌که و بیش از آن‌که بتوان به خداوند نسبتش داد، باید خداوند را از آن تنزیه کرد. گویی آدمی در مورد هر کمال امکانی که آن را قیاس از خداوند می‌گیرد و تمثیلی از خداوندش می‌داند، در نهایت متوجه می‌شود که این همه تمثیل او است که غالبا بر مبنای کمالات خودش ساخته شده است.
به باور نویسنده، با این همه آدمی مکلف به شناخت خداوند است و اساسا غایت آفرینش او همین است. ممکن است در ادیان دیگر، رابطه انسان با خدا را بر مبنای دیگری؛ مثلا بر مبنای عشق، تعبد (ایمان) یا عمل محض تعریف کنند، ولی در اسلام برای چنین رابطه‌ای معرفت بسیار مورد تأکید است.

مقام شناخت خداوند

در مقام شناخت خدا نمی‌توان از تنزیه و تعالی او غافل بود. در این عالم هر کمالی را که بتوان قیاس از او گرفت، کمالی است آمیخته به نقص که پیش از آن‌که و بیش از آن‌که بتوان به خداوند نسبتش داد، باید خداوند را از آن تنزیه کرد در این مقاله آمده است، درست است که تعبد، عمل و عشق کافی نیست، ولی آیا شناخت ذهنی و مفهومی از خداوند؛ یعنی شناخت به همان معنایی که مثلا در فلسفه و کلام دنبال می‌شود، کفایت می‌کند. این شناخت هر قدر هم دقیق و یقینی باشد، شناختی نیست که غایت آفرینش آدمی با آن محقق شود؛ زیرا چنین شناختی نمی‌تواند لزوما تغییر و تحولی در آدمی ایجاد کند.
نگارنده لازمه این نوع شناخت را تحول‌آفرین می‌داند و می‌نویسد: شناختی که آدمی را به غایت آفرینش‌اش نزدیک می‌کند، نخستین شرطش این است که تحول آفرین باشد، شناختی باشد که تأثیری وجودی بر آدمی بگذارد و از این راه است که تقرب به خداوند برای او حاصل می‌شود. خداوند امکان این نوع معرفت وجودی را برای آدمی فراهم کرده است.
به باور نگارنده، بدیهی است که درک این حقیقت بسیار دشوار است و شاید دشوارتر از این بیان آن است به گونه‌ای که حد تشبیه و تنزیه رعایت شود. از این روی کم‌اند افرادی در طول تاریخ که این حقیقت را به نیکی درک کرده باشند و اینان عارفان و اهل معنا هستند و از این میان نیز همه نتوانسته‌اند مقصود خویش را به گونه‌ای بیان کنند که عاری از شائبه شرک باشد.
یادآور می‌شود، ماهنامه علمی ـ تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت به صاحب‌امتیازی مؤسسه اطلاعات و مدیرمسئولی و سردبیری انشاءالله رحمتی منتشر می‌شود، شماره جدید آن (۴۱/مردادماه ۱۳۸۸) به تازگی منتشر شده است.

منبع: سایت ربات باشگاه اندیشه - تاریخ برداشت: 95/09/09