فرهنگ مصادیق:جهانی شدن و امنیت نظامی
نویسنده: مصطفی حسین زاده
مقدمه
امنیت نظامی بر مسئله حفاظت مستقیم و فیزیکی از قلمرو سرزمین، شهروندان یک کشور بوسیله نیروی نظامی و تسلیحات تاکید دارد. جهانی شدن بر این بعد از امنیت ملی نیز از دو جنبه ماهوی و شکلی تاثیرگذار بوده است.
جنبه ماهوی؛ دولتها در گذشته امنیت نظامی خویش را بیشتر از طریق اتکاء بر تعداد نیروها و سربازان و تسلیحات تامین میکردند. بویژه تا پیش از جنگ جهانی دوم با اتکای گسترده به تبلیغات متعارف و یا جنگ سنتی تمام عیار امنیت خویش را تامین میکردند. در این دوران دولتها با لشکرکشی مستقیم و استفاده از سربازان به اشغال کشور مربوطه میپرداختند. و حتی الامکان منطقه اشغال را منضم به حاکمیت خویش میکردند. در حالیکه در شرایط پس از جنگ جهانی دوم و ظهور تسلیحات اتمی، موشکهای بالستیک و قاره پیما، مفهوم امنیت نظامی نیز دچار تغییر بنیادینی گشت. درنتیجه اتکاء به چنین سلاحهایی، کشورهای دارنده آنها مسلماً با درک میزان آثار تخریبی سلاح و توانایی خودشان در دفع چنین خطری اقدام میکنند. آنها از طریق بازدارندگی با استفاده از قدرت صدمه، امنیت نظامی خویش را تامین خواهند کرد. چرا که در وضعیت قدرت صدمه، منافع و اهداف دشمن صدمه میبینند، نه توان نظامی آن یا نابودی کامل آن. این قدرت موجب میگردد، رفتار دشمن را قبل از وقوع کنترل کرد و در واقع یک نوع چانه زنی است که در آن "تهدید به درد و رنج" میگردد چون سلاح هستهای این دو را سریع انتقال میدهد. بنابر این وسیله مناسبی برای بازدارندگی است درنتیجه در استراتژیهای نظامی برای تامین امنیت نظامی، دیگر پیروزی نظامی موضوعیت ندارد و بلکه هنر امنیت نظامی در اعمال فشار، ایجاد رعب و بازدارندگی است.
درواقع وضعیت جدید نشانگر یک نوع موازنه وحشت ثابت میباشد که دولتها به سبب ترس از حمله غافلگیرانه، متقابل، هرگونه تلاشی برای آغاز جنگ را کنار میگذارند و به سبب آثار تخریبی و زیانبار سلاحهای پیشرفته کنونی تامین امنیت نظامی، اولاً به طور کامل و مطلق غیرممکن میگردد، ثانیاً به سبب آثار تخریبی فرامرزی تسلیحات، دولتها با تفکر سیستم دولت ـ ملت نمیتوانند با تهدیدات نظامی مقابله کنند. درنتیجه نیاز به یک مکانیسم عملکردی فراملی احساس میگردد، این امر موجب گسترش چارچوب امنیت نظامی گشته و دولتها را ملزم به "مشارکت در تحول مسئولیت و اشتراک" در نظام بین المللی میگرداند.
چرا که جهانی شدن صنایع نظامی و تغییر جهت شرکتها و موسسات نظامی از اتکای صرف به کشور خود را به سمت تلاشهای مشارکت و تولید و فروش بین المللی، ماهیت مشترک و چندبعدی بسیاری از تهدیدات فوری و فقدان قدرتهای محوری و قوی دولتی برای ایجاد چتر دفاعی موجب مشارکت و اشتراک نظر دولتها در تمرینات نظامی و بازیهای جهانی مشترک میگردد. در این صورت ایده جدید امنیت مشترک "جایگزین ایده کلاسیک معمای امنیت" میگردد. چرا که در ایده معمای امنیت با تکیه صرف بر تامین امنیت نظامی یک کشور خاص در نظام مبتنی بر هرج و مرج تاکید میگردد. این امر موجب کاهش امنیت دولتهای دیگر میگردد در حالیکه ایده امنیت مشترک بر این فرض استوار است که هیچ دولتی نمیتواند امنیت خودش را افزایش دهد بدون اینکه به طور همزمان امنیت دولتهای دیگر را افزایش بخشد. چرا که امروزه تهدیدات بزرگ ماهیتی جهانی دارند. درنتیجه دولتها باید با اتکای متقابل به یکدیگر جهت کسب اهداف خویش در یک سیستم وسیع امنیت فراملی شرکت کنند و در یک سیستم دفاعی چندجانبه و تکنولوژی و سیستم تسلیحاتی مشترک همکاری نمایند. به این دلیل که امروزه به سبب تسهیل در ارتباطات و انتقال تکنولوژیها، حفظ اسرار نظامی و جلوگیری از انتقال تسلیحات نظامی به خارج سخت تر گشته است.
از جنبه شکلی نیز جایگاه سلسله مراتبی امنیت نظامی دچار تحول گشته و اگر در دوران جنگ سرد به سبب حاکمیت دو نظام ایدئولوژیک کسب امنیت نظامی در درجه اهمیت اول قرار داشت با تغییرات بوجود آمده ناشی از جهانی شدن و از بین رفتن محدودیتهای نظامی دو قطبی و تهدیدات نظامی خارجی، امنیت نظامی از درجه اولویت نزول کرده و با گسترش سرمایه داری و آرای دموکراتیک و بروز انتظارات جدید، نظیر اشکال نوین آزادی و رفاه ابعاد دیگر امنیت ملی اولویت یافته است.
چنانکه ملاحظه میگردد میتوان نتیجه گیری کرد هرچند قدرت نظامی، از طریق انتشار بین المللی اسلحه و تکنولوژی غیرمتمرکز پراکنده تر گردد امنیت کشورها و نظام بین المللی نیز کاهش مییابد و با وابستگی دفاعی کشورها به همدیگر و چندجانبهای شدن آنها، آسیب پذیری آن بیشتر افزایش یافته و تامین امنیت نظامی کشورها مبهم تر میگردد و این ابهام موجب ایجاد اشکال در مدیریت تهدیدات میگردد.







