فرهنگ مصادیق:جنگ روانی و آمادگی نظامی در آموزه های قرآنی
نویسنده: خلیل منصوری
محتویات
مقدمه
پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل (ره) صحنههای رویارویی و چالشی فراوانی را تاکنون با دشمنان قسم خورده خود پشت سر گذاشته و در هر یک از آنها بحمدالله با حضور امت شهیدپرور و قهرمان این مرز و بوم سربلند و موفق بیرون آمده است. بیداری اسلامی و تأثیرات شگرف انقلاب اسلامی، پیروزیهای پیدرپی مسلمانان را در کشورهای دیگر بهویژه در لبنان به دنبال داشته است. پیروزی حزبالله در جنگ ۳۳ روزه شوک عظیمی به دنیای کفر و استکبار وارد کرد که نتیجه آن صفآرایی جدید دشمنان علیه مسلمانان در جبههای واحد و تشکیل ناتوی فرهنگی به فرموده مقام معظم رهبری است؛ بنابراین در شرایط حساس کنونی که فشارهای جنگ روانی چه از سوی دشمنان خارجی و چه ایادی آن در داخل رو به تزاید است، ضرورت دارد امت سلحشور ایران آموزههای جنگ روانی و آمادگیهای نظامی قرآنی را بیش از گذشته مورد توجه و عنایت خود قرار داده و در حفظ دستاوردهای عظیم این انقلاب شکوهمند و نظام اسلامی در مقطع حساس کنونی کوشاتر باشد. مطالب حاضر در مقام تبیین این موضوع از منظر قرآن است که با هم آن را از نظر میگذرانیم.
عوامل و زمینههای بروز جنگ
هرچند که جوامع انسانی برای رفع نیازهای مشترک پدیدار شدهاند و به نظر میرسد که هدف اساسی تشکیل این جوامع گریز از هر گونه برخورد و جنگ و ایجاد بستری برای صلح و آرامش و آسایش است، ولی از آنجایی که سرشت انسانی به گونهای است که گرایش به جنگ به شکل طبیعت ثانوی در او نهادینه شده، نمیتوان از جنگ و تضاد منافع گریخت.
اگر بخواهیم به زبان فلسفی این مطلب را بازگو نماییم شاید بتوان گفت که انسان دارای طبیعتی است که وی را به سوی بهرهگیری و استخدام دیگری میکشاند. همین روحیه انسانی است که تضاد منافع را موجب و وی را وادار به جنگ و تجاوز به حریم خصوصی افراد و عمومی جامعه میکند. علامه با اشاره به مسأله استخدام گری انسان و طبیعت او بر این باور است که همین سرشت استخدام گری است که وی را مجبور میسازد که به جامعه گرایش داشته باشد و اینکه گفته شده است که جامعهپذیری طبیعت انسانی است به یک معنا نادرست است. این خلق و خوی استخدام گری اوست که وی را مجبور میسازد که برای رسیدن به منافع اهم و اصلح با قانون کنار آید و از برخی از حقوق طبیعی خود دست بکشد.
بر پایه این نظریه فلسفی، تضاد و جنگ به عنوان یک امر طبیعی قلمداد میشود؛ زیرا انسان بهطور طبیعی مایل است دیگری را به استخدام خود درآورد و این دیگری خود به نوبه خود میکوشد تا از مستخدم شدن از سوی آن دیگری رهایی و خود بهعنوان استخدام گر چیره گردد. این تضاد و خوی انسانی است که جنگ و تجاوز را به همراه دارد.
بنابراین تشکیل جامعه و تدوین قوانین تنها برای محدود سازی این خلق و خوی انسانی و کاهش تنشها و تضادها در سطح و حد معقول است به گونهای که امور اساسی و بنیادین هر فرد و یا جمعی نادیده گرفته نشود.
تضاد منافع میان دو شخص و یا دو جامعه اقتضای درگیر و تنش و جنگ را دارد ولی انسان در طول تاریخ دریافته است که اگر بخواهد این گونه بی محابا عمل کند بسیاری از منافع اساسی خود را در خطر خواهد انداخت و بهجای رسیدن به بعضی از منافع، ممکن است نه تنها منافع اصلی خود را از دست دهد، بلکه ممکن است جان خود را در این را از دست بدهد؛ از این رو با تدوین قانون کوشید تا جلوگیری فسادی را بگیرد که جانش را میگیرد. تلاش انسان برای تشکیل جامعه، تدوین قانون، گرایش به صلح و آرامش از آن رو صورت گرفته است تا بتواند به آسایش دست یابد و دست کم منافع مهمتری چون جان و مال و عرض خود را حفظ نماید. هر چند که در این راه برخی از منافع را از دست دهد و حقوق طبیعی خود را از دست دهد.
اهداف آمادگی نظامی
از آن جایی که هر فرد و جامعهای احساس خطر میکند و احتمال قوی میدهد که از سوی دیگران مورد تهاجم و تجاوز قرار گیرد و به استخدام آنان درآید، آمادگی دفاعی و نظامی را به عنوان یک اصل اساسی سرلوحه اهداف و وظایف خود قرار میدهد. به یک معنا آمادگی نظامی و دفاعی از جان و مال و عرض از ضروریات زندگی اجتماعی به شمار میآید و به عنوان پذیرفتهترین هدف از سوی همه افراد و جوامع در برنامههای زندگی فردی و جمعی مورد تائید و تأکید قرار میگیرد.
قرآن به عنوان کتاب هدایتی که بر پایه فطرت انسانی فرو فرستاده شده است بر این اصول انسانی توجه داشته و در برنامههای خود بر آن پا میفشارد.
حفاظت از منافع مادی و معنوی فرد و اجتماع در آموزههای دستوری قرآن مورد توجه بوده و برآن تأکید میورزد. از آن میان میتوان به آموزههای دستوری قرآن به جنگهای روانی و ترساندن دشمن از عمل به هر گونه تحرکات مخرب و ایجاد تنش اشاره کرد. بسیاری از آیات قرآن که به شکل انذار وارد شده است، نوعی جنگ روانی را مد نظر دارد.
در آیه ۶۰ سوره انفال، قرآن به مسأله به جنگ روانی اشاره داشته و میفرماید: تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ؛ تا با اين [تداركات] دشمن خدا و دشمن خودتان بترسانيد.
در حقیقت آمادگی نظامی را که به دو شکل شمار نظامیان آموزش دیده و آماده و تجهیزات نظامی پیشرفته و آماده تهیه میشود را به عنوان عوامل مؤثر در حوزه جنگ روانی مورد ارزیابی و تحلیل قرار میدهد و به نقش بازدارنده آن اشاره میکند.
روشن است که آمادگی در همه جهات میتواند از تجاوز دشمنان به مرزهای جغرافیایی و معنوی مسلمانان بازدارد. در آیات قرآن با تأکید بر جنگ روانی این مسأله نمایانده میشود که انسانها بهطور طبیعی گرایش به روحیه تجاوزگری دارند و برای خاموش کردن و ازمیان بردن بسترهای مناسب آن باید همه امکانات پیشرفته و سلاحهای بازدارنده فراهم آید.
هدف از این تهیه نفرات و تجهیزات آن است که به دشمن هشدار داده شود که هرگونه جنگ و دامن زدن به آن نهتنها برای او منافع اقتصادی و یا معنوی نخواهد داشت بلکه منافع مهمتری از دست خواهد داد.
در حقیقت قرآن بیان میدارد که آمادگی نظامی مسلمانان نه برای تهاجم و تجاوز بلکه برای دفاع از منافع امت است به گونه که رویارو نشدن دشمنان با چنین مسلمانان آمادهای به نفع دشمنان خواهد بود.
آمادگی نظامی بهگونهای باید باشد که هم دشمنان ظاهر و آشکار از هرگونه تجاوز و جنگی پرهیز کنند و هم دشمنان پنهان و منافقان هوس حمله و تجاوز به حقوق مسلمانان واقعی و همکاری با دشمنان را نکنند؛ زیرا منافقان هرگاه مسلمانان را ازنظر دفاعی و آمادگی ناتوان ببینند هوس همکاری به دشمنان را در سر میپرورانند ولی آمادگی مسلمانان منافقان را وا میدارد تا برای منافع زودگذر خود هم شده از همکاری با دشمنان پرهیز کنند.
بنابراین هدف از آمادگی همیشگی، جلوگیری از تجاوز و حمله دشمنان شناختهشده و ناشناخته به حریم امت و جامعه اسلامی است.
ابعاد آمادگی نظامی و جنگ روانی
یکی از مهمترین ابزارهای بازدارنده از هرگونه تجاوز دشمنان، جنگ روانی است که با کمترین هزینه بیشترین بهره و منافع به دست میآید. آیات قرآنی در همه مواردی که با دشمنان مشرک و منافق و کافر سخن میگوید از حربه جنگ روانی بهره میبرد.
در همه این آیات ما در آخر آیات با کلمات تند و انذار و هشدارهای سختی مواجه میشویم که روحیه دشمن را خرد میکند. خداوند پس از بیان هر مطلبی که دربارهٔ دشمنان اسلام است آنان را به عذاب سخت، بدبختی و بدفرجامی و آتش دوزخ و مانند آن مژده میدهد و بیان میکند که رفتار دشمنان نه تنها برای آنان سود و نفعی نخواهد داشت بلکه موجبات بدبختی آنان را فراهم میآورد. تخطئه آنان و درهم شکستن روحیه ایشان، از اهداف این جنگ روانی است. دشمن پیش از آنکه واقعاً با عذاب آخرتی مواجه شود از هجوم بی وقفه آیات کوبنده نابود و سست میگردد و روحیه تهاجمی و هدفمند خود را از دست میدهد. دشمن در مییابد که به جای آن که منفعتی از حمله به دست آورد، همه چیزش را از دست داده است. توهم و تخیل از دست دادن وی را به کنجی میکشد و توان حرکت و تهاجم را از او سلب میکند. خرد کردن روحیه دشمن و ایجاد جنگ روانی، اصل راهبردی بسیاری از آیات قرآن است.
برای رسیدن به این هدف قرآن به مسلمانان روشها و شیوههای دیگری میآموزد تا به کمک آن جنگ روانی را تشدید و با متزلزل کردن روحیه دشمن، هرگونه تحرک تنشآفرین و خشونت باری را از آنان سلب نماید.
ازآن میان میتوان به ساخت هرگونه ابزار و ادوات جنگی و غیر جنگی که نقش دفاعی و بازدارندگی را به عهده دارند، اشاره کرد.
در آیات قرآن به ویژه در آیه ۶۰ سوره انفال به اصول کلی توجه شده و تنها برای بیان نمونههای عصری از برخی از مصادیق نام برده شده است. اصل کلی که قرآن به صورت آموزهای دستوری به مسلمانان آموزش میدهد فراهم آوری توان و نیرو است. توان شامل هر گونه ابزار و آلات بازدارنده و یا هجومی و یا دفاعی است. از این رو تنها به سلاح اشاره نشده است. تهیه هر چیزی که قدرت امت و دولت اسلامی را افزایش میدهد امری لازم و ضروری است و با توجه به شرایط مکانی و زمانی تغییر میکند. ممکن است چیزی در زمانی ابزار جنگی مناسبی باشد ولی در عصر دیگری نه تنها مفید نباشد بلکه زیانبار به قدرت اسلام و مؤمنان باشد.
در زمانه ما رسانهها به عنوان یکی از ابزارهای جنگی قوی مطرح هستند بنابراین بر امت است که از این توان نیز برخوردار گردند. چنان که فراهم آوری نفرات و نیروی انسانی زبده و کارآمد امری است که هرگز نباید آن را دست کم گرفت. در زمانی نیرو زبده کسی است که سوار بر اسب تیراندازی میکند و در زمانی دیگر کسی است که در پس شبکه جهانی اینترنت و یا حوزه خبری و رسانهها به جنگ روانی میپردازد. فراهم آوری و آموزش نیرو زبده به معنای آن است که در همه زمینهها (توان و نیرو) از آمادگی لازم و بازدارنده برخوردار باشیم. در همه این ابزارها و نیروها آنچه مهم و اساسی است اصل هراس انگیزی و ایجاد بازدارندگی است.[۱]
آگاهی از نقاط ضعف و قوت دشمن یا امور دفاعی جزئی از این آمادگی است که مفسران در بیان این آیه آوردهاند. آیات دیگری از قرآن بر این جنبه از آمادگی دفاعی تأکید دارند که از آن میان میتوان به آیه ۹۴ سوره نساء اشاره کرد؛ زیرا از لوازم مصونیت یافتن از دشمن، شناخت دقیق موقعیت جغرافیایی و توان و قوت و قدرت دشمن است. چنانکه شناخت نقاط ضعف و اختلاف فکری و یا روشی نیز از ابزارهای مهم است که در ایجاد قوه بازدارندگی نقش مهمی را ایفا میکند.
رزمایشهای مختلف در حوزه مؤثر و کاربردی از دیگری ابزارهای جنگ روانی است. افزون بر اینکه در این رزمایشها، نیروهای نظامی با توان و امکانات خود بهصورت علمی آشنا میشوند و مهارت آنان افزایش مییابد، تأثیر مهمی در روحیه دشمن نیز به جا میگذارد. نمایش قدرت و توان نظامی به معنای ایجاد رعب و هراس در دل دشمن است تا فکر تجاوز را به ذهن خود راه ندهد. برخی از مفسران در بیان شدت عملی که در آیه ۱۲۳ سوره توبه آمده است گفتهاند: مراد از آن ضرورت نمایش قدرت و روحیه جنگآوری سپاهیان اسلام است. [۲]
بنابراین بر دولت و امت اسلامی است که به روشهای جنگ روانی آشنا و با به کارگیری شیوه نوین هر گونه تحرک را از دشمن سلب کنند. تحقق این هدف جز به آشنایی با ابزارهای عصری ممکن نیست. از این رو گفته شده است که باید فرزند زمان خویش بود و کسی که به زمانه خود آگاه است و ابزارهای آن را میشناسد هرگز دچار تردید نمیشود در عمل درمانده نخواهد شد.







