فرهنگ مصادیق:تولی و تبری در اسلام - راسخون

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تولی و تبری در اسلام - راسخون

مقدمه

در فرهنگ شیعه «تولی» و «تبری» از اصول مذهب محسوب می شوند و این بدین معنا است که هر کس وظیفه دارد به مفاد «تولی» و «تبری» عمل کند و اگر نکند مرتکب گناه شده است .

مفهوم تولی و تبری

- «تولی» یعنی دوست داشتن امیرالمؤمنین «علی» علیه السلام و فرزندان معصوم آن حضرت علیهم صلوات الله اجمعین
- «تبری» یعنی دشمن داشتن دشمنان علی (ع) و فرزندان معصوم آن بزرگوار و منظور از دوست داشتن حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و فرزندان معصوم آن وجود مقدس تنها محبت و ارادت خاص قلبی نیست بلکه هدف آن است ضمن داشتن محبت قلبی معتقد باشیم هر ۱۲ نفر امام هستند و هر یک سه مقام مشخص دارند:
الف) مقام مرجعیت و ولایت دینی
ب) مقام ولایت قضایی
ج) مقام ولایت سیاسی و اجتماعی [۱]
بر اساس این اندیشه ما تکلیف داریم معصومین (علیهم السلام) را الگوی اعمال و رفتار خودمان قرار دهیم و دستورهای دینی، سیاسی، قضایی خود و جامعه مان را از آنان بیاموزیم «قول» و «عمل» آنان را حجت بدانیم و اگر این گونه باشیم «تولی» مدار هستیم و از مزایای آن نیز بهره مند خواهیم شد وگرنه گناهکار بوده و معاقب نیز خواهیم بود.
مفهوم «تبری» هم بر اساس الگوی «تولی» مشخص می شود یعنی این که ما همگی وظیفه داریم ضمن داشتن عداوت قلبی نسبت به دشمنان حضرت امیرالمؤمنین (ع) و اولاد طاهرینش معتقد باشیم:
اعمال، رفتار، کردار مخالفین ولایت در تمام مسایل دینی، سیاسی، قضایی حجت نیست و سندیت ندارد ما هم حق الگوبرداری از آنان را نداریم و اگر چنین باشیم هم گناهکار و هم معاقب و هم هیچ گونه عمل خیری در پیشگاه حضرت حق سبحانه و تعالی نخواهیم داشت.

اهمیت تولی و تبری از دیدگاه معصومین علیهم السلام

«قال رسول الله (ص): وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَلَايَةُ اللَّهِ وَ حُبُّهُ عِبَادَةُ اللَّهِ وَ اتِّبَاعُهُ فَرِيضَةُ اللَّهِ وَ أَوْلِيَاؤُهُ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ وَ أَعْدَاؤُهُ أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ حَرْبُهُ حَرْبُ اللَّهِ وَ سِلْمُهُ سِلْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏ [۲]. «
«رسول اکرم (ص) فرمود: ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب [[[صلوات]] الله و سلامه علیه] ولایت خدا و محبت او عبادت خدا است و پیروی او واجب الهی است و اولیای او دوستان خدایند و دشمنان او دشمنان خدا و جنگ با او جنگ با خدا است و صلح با او صلح با خدا می باشد.» زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که آن حضرت فرموده است:
«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ قَالَ زُرَارَةُ فَأَيُّ ذَلِكَ أَفْضَلُ فَقَالَ الْوَلَايَةُ أَفْضَلُهُنَّ لِأَنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ وَ الْوَالِي هُوَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِن‏ [۳]
«اسلام بر پنج چیز بنا شده است: بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت زراره (رض) گفت: عرض کردم کدام یک از این پنج چیز برتر است؟ فرمود: ولایت برتر است زیرا مفتاح و کلید چهار چیز دیگر می باشد و ولی راهنمایی بر آن ها می کند.»
ابوذر صحابی بزرگ رسول الله (ص) از آن حضرت نقل کرده است که از حضرتش شنیدیم که می فرمود:
«الا ان مثل أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق‏ [۴]
«مثل اهل بیت من (ع) در میان شما مانند کشتی نوح (ع) در قومش می باشد هر کس بر آن نشیند نجات یابد و هر که از آن تخلف ورزد غرق شود.»

نقش تولی و تبری در پذیرش اعمال صالحه

در فرهنگ شیعه «تولی» و «تبری» شرط اساسی پذیرش اعمال صالحه است و بدون داشتن این دو هیچ عملی پذیرفته نیست مثل آن می ماند که شخص هیچ گونه عمل خیری انجام نداده باشد در این زمینه روایات متعددی در متون اسلامی مطرح شده که برخی از آنان آورده می شود:
حضرت امام سجاد (ع) به نقل از رسول الله فرموده که آن وجود مقدس (ص) فرموده اند:
« ما بال اقوام اذا ذکر عندهم آل ابراهیم (ع) فرحوا استبشروا و اذا ذکر عندهم آل محمد (ص) اشمأزت قلوبهم و الذی نفس محمد (ص) بیده لو ان عبدا جاء یوم القیامه بعمل سبعین نبیا ما قبل الله ذلک حتی یلقاه بولایتی و ولایه اهل بیتی عندالله. [۵] »
«چه می شود مردمی را که چون خاندان ابراهیم (ع) در نزد ایشان یاد شود شاد و مسرور گردند و چون از خاندان محمد (ص) یاد کنند دل هایشان متنفر شود قسم به آن کس که جان محمد (ص) در دست اوست اگر بنده ای در روز قیامت عمل هفتاد پیغمبر (ص) را بیاورد خدا از او نپذیرد تا خدا را دیدار کند به ولایت من و ولایت اهل بیت (ع) من در نزد خدا.»
ابوحمزه ثمالی ره روایت می کند که به حضرت باقر (ع) گفتم:
«جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ يَصُومُ الرَّجُلُ النَّهَارَ وَ يَقُومُ اللَّيْلَ وَ يَتَصَدَّقُ وَ لَا نَعْرِفُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً إِلَّا أَنَّهُ لَا يَعْرِفُ قَالَ فَتَبَسَّمَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقَالَ يَا ثَابِتُ أَنَا فِي أَفْضَلِ بُقْعَةٍ عَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ لَوْ أَنَّ عَبْداً لَمْ يَزَلْ سَاجِداً بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَام‏ حَتَّى يُفَارِقَ الدُّنْيَا لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَتَنَا لَمْ يَنْفَعْهُ ذَلِكَ شَيْئا[۶]
«یابن رسول الله (ص) فدایت شوم، شخصی روز روزه دار و شب به عبادت می گذراند و صدقه می دهد و جز خیر و خوبی از او نمی دانم جز آن که اقرار به ولایت شما ندارد؟ گوید: امام (ع) تبسم کرد و فرمود: ای ثابت من در برترین مکان های زمین هستم اگر بنده ای همیشه در سجده در میان رکن و مقام باشد تا پایان عمر که از دنیا برود ولی ولایت ما را نشناسد این عبادت سودی به حال او ندارد.»
امام صادق (ع) هم فرموده است:
«إِنَّ أَوَّلَ مَا يُسْأَلُ عَنْهُ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ عَنِ الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَاتِ وَ عَنِ الزَّكَاةِ الْمَفْرُوضَةِ وَ عَنِ الصِّيَامِ الْمَفْرُوضِ وَ عَنِ الْحَجِّ الْمَفْرُوضِ وَ عَنْ وَلَايَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنْ أَقَرَّ بِوَلَايَتِنَا ثُمَّ مَاتَ عَلَيْهَا قُبِلَتْ مِنْهُ صَلَاتُهُ وَ صَوْمُهُ وَ زَكَاتُهُ وَ حَجُّهُ وَ إِنْ لَمْ يُقِرَّ بِوَلَايَتِنَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ شَيْئاً مِنْ أَعْمَالِه»‏[۷]
«نخستین چیزی که از بنده به هنگامی که در پیشگاه خدای جل و جلاله می ایستد پرسیده می شود از نمازهای واجب و زکات واجب و روزه ی واجب و حج واجب و از ولایت ما اهل بیت (ع) است که اگر اقرار به ولایت ما کرده و بر آن مرده باشد نماز و روزه و زکات و حجش پذیرفته می شود و اگر در پیشگاه خدا جل جلاله بر ولایت ما اقرار نکند خدای عزوجل چیزی از اعمالش را نخواهد پذیرفت.»
رسول مکرم اسلام (ص) هم در چنین زمینه ای فرموده است:
«أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَيْهِ مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ حَقٌّ فِي ثَوَابِهِ وَ لَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ ...».[۸]
«اگر مردی تمام شب های عمرش را به عبادت و تمام روزهایش را به داشتن روزه بگذرد و همه ی مالش را صدقه دهد و تمام عمرش حج کند ولی ولایت ولی خدا را نشناسد که دوستش بدارد و همه کارهای خویش را به دستور و دلالت او انجام دهد حق پاداشی بر خدا ندارد و از مؤمنان محسوب نخواهد شد.
در روایت دیگر رسول الله (ص) فرموده است:
«من مات و لم یعرف امام زمانه ای من یجب ان یقتدی به فی زمانه مات میته جاهلیه [۹]
«هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد یعنی امامی را که پیروی از وی واجب است نشناسد مردنش همانند مردن مردم عهد جاهلیت و بت پرستی می باشد.»
امام حسن عسگری (ع) فرموده اند:
«لا یقبل الله احد عملا الا بولایتهما و معاده اعدائهما و ان کان ما بین الثری الی العرش ذهبا یتصدق به فی سبیل الله [۱۰]
«خداوند هیچ عبادتی را نمی پذیرد مگر به ولایت پیامبر و علی (ع) و دشمنی با دشمنان این دو اگر چه [شخص به اندازه] مابین زمین تا عرش الهی در راه خدا طلا صدقه بدهد»
امیرالمؤمنین علی (ع) در خصوص اهل بیت فرموده اند:
«انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردی، فأن لبدوا فالبدوا، و ان نهضوا فانهضوا و لا تسبقوهم فیضلوا و لا تتأخروا افتهلکوا.[۱۱] »
«نظر به اهل بیت پیغمبر خود کنید. از سمتی که آنان گام برمی بردارند منحرف نشوید و قدم به جای قدمشان بگذارید و آنان هرگز شما را از جاده هدایت بیرون نمی برند و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند، اگر سکوت کنند سکوت کنید و اگر قیام کنند قیام کنید از ایشان سبقت و پیشی نگیرید که گمراه می شوید و از آنان عقب نمائید که هلاک می گردید .»
امام رضا (ع) هم در روایتی به نقل از امام باقر (ع) فرموده اند:
«من سره ان لا یکون بینه و بین الله حجاب حتی ینظر الی الله و ینظر الله الیه فلیتوال آل محمد و یتبرأ من عدوهم. و یأتم بالأمام منهم فانه اذا کان کذلک نظر الله الیه و نظر الی الله [۱۲]
«هر که دوست دارد که میان او و خدا حجاب و پرده ای نباشد تا خدا را ببیند و خدا نیز به او نظر فرماید باید آل محمد (ص) را دوست بدارد و از دشمنانش بیزاری جوید و به امام از آنان اقتداء کند که چون این گونه باشد خدا به او نظر فرماید و خود نیز نظر به خدا نماید.»

محبت «اهل البیت» از دیدگاه بزرگان اهل سنت

می دانیم، زمخشری و فخر رازی از علمای بزرگ اهل سنت محسوب می شوند و این دو از کسانی هستند که در باب «ولایت» به جنگ شیعه آمده اند.
ولی با همه ی عناد و لجاجت نتوانسته اند بخشی از واقعیت را کتمان نمایند هر چند مفهوم حدیث را «تحریف» کرده اند ولی هر دو نفر تصریح کرده اند که حدیث ذیل از رسول مکرم اسلام (ص) نقل شده است:
«من مات علی حب آل محمد مات شهیدا، ألا و من مات علی حب آل محمد مات مغفورا له، ألا و من مات علی حب آل محمد مات تائبا ألا و من مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الأیمان .... ألا و من مات علی بغض آل محمد مات کافرا، ألا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحه الجنه [۱۳]
«هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد، شهید مرده است ،
«هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد آمرزیده مرده است ،
«هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد، توبه کار مرده است ،
«هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد، مؤمن و کامل ایمان مرده است ....
«هر کس که بر دشمنی آل محمد بمیرد، کافر مرده است ،
«هر کس که بر دشمنی آل محمد بمیرد، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. »
این دو نفر، همانند دیگر اسلافشان چون نتوانسته اند اصل حدیث را کتمان نمایند معنای آن را تحریف کرد، و گفته اند منظور محبت قلبی است که ما هم قلبا آل محمد را دوست داریم!!! در صورتی که منظور رسول الله از «محبت اهل بیت» همان گونه که در سطور گذشته توضیح داده ایم فقط محبت قلبی نیست.
مسأله تولی و تبری را در قرآن مجید مورد بررسی قرار می دهیم:
۱. قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ[۱۴]
قطعا براى شما در [پيروى از] ابراهيم و كسانى كه با اويند سرمشقى نيكوست آنگاه كه به قوم خود گفتند ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى ‏پرستيد بيزاريم!
۲. لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ[۱۵]
قطعا براى شما در [پيروى از] آنان سرمشقى نيكوست [يعنى] براى كسى كه به خدا و روز بازپسين اميد مى ‏بندد و هر كس روى برتابد [بداند كه] خدا همان بى ‏نياز ستوده[صفات] است
۳. لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا[۱۶]
قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى ‏كند.
۴. لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۱۷]
قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏ اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تاييد كرده است و آنان را به بهشتهايى كه از زير [درختان] آن جويهايى روان است در مى ‏آورد هميشه در آنجا ماندگارند خدا از ايشان خشنود و آنها از او خشنودند اينانند حزب خدا آرى حزب خداست كه رستگارانند.
۵. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ[۱۸] اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد مردمى را كه خدا بر آنان خشم رانده به دوستى مگيريد!
۶. وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۱۹]
و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند كه امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛ و نماز را بر پا مى كنند و زکات مى‏ دهند و از خدا و پيامبرش فرمان مى ‏برند آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد كه خدا توانا و حكيم است!
۷. اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ[۲۰]
خداوند سرور كسانى است كه ايمان آورده‏ اند آنان را از تاريكيها به سوى روشنايى به در مى ‏برد و[لى] كسانى كه كفر ورزيده‏ اند سرورانشان [همان عصيانگران=] طاغوتند كه آنان را از روشنايى به سوى تاريكيها به در مى ‏برند آنان اهل آتشند كه خود در آن جاودانند.
۸. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ[۲۱]
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد!

پانویس

  1. هر چند معصومین (علیهم السلام) ولایت تکوینی نیز دارند ولی چون ولایت تکوینی فقط به اعتقاد قلبی مربوط می باشد از موضوع بحث خارج بود، و لذا از آوردن آن خودداری شده است
  2. امالی صدوق ص 32
  3. ولایه الفقیه ج 1 ص13
  4. بحار الانوار ج 27 ص 112
  5. مستدرک الوسائل ج 1 ص150
  6. جامع احادیه الشیعه ج1 ص 427
  7. همان ج1 ص429
  8. سفینه ج2 ص 691
  9. بحار الانوار ج 65 ص 239
  10. مستدرک الوسایل ج4 ص 247
  11. سلیم بن قیس ص 715
  12. مستدرک السفینه ج 10 ص 445
  13. التفسیر الکبیر فخر رازی، ج 27، ص 166 و الکشاف زمخشری، ج 4 ذیل آیه 32 سوره ی شوری
  14. سوره ممتحنه، آیه 4
  15. سوره ممتحنه، آیه 6
  16. سوره احزاب، آیه 21
  17. سوره مجادله، آیه 22
  18. سوره ممتحنه، آیه ۱۲
  19. سوره توبه، آیه 71
  20. سوره بقره، آیه 257
  21. سوره توبه، آیه 119
منبع:راسخون