فرهنگ مصادیق:توبه از سوء خلق
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ اثر سوء خلق به قلب و مجاهدت عبادی
- ۳ سوء خلق در باطن امر، حرکتی است به سوی آتش
- ۴ حسن خلق و برکات آن
- ۵ حسن خلق، محبوب نزد حضرت مقصود است
- ۶ حسن خلق، ارتباط قلبی انسان با خدا را کامل میکند
- ۷ حسن خلق، موجب انجذاب به سوی حضرت حق
- ۸ سالک با حسن خلق همیشه در عروج و صعود الی الله است
- ۹ حسن خلق، خطاهای سالک را ذوب میکند
- ۱۰ پانویس
مقدمه
«سوء خلق» به معنی «بد خلقی» از جمله رذایل اوصاف و ذمایم اخلاق، و از ظهورات و یا از نتایج «غضب» یا «خشم» است که به جای خود برای سالک الی الله لطمات و هلکات بیشماری را در بر دارد، و لازم است سالک از این رذیله نیزبه موازات توبه از حرامها توبه نموده و خود را از آن تطهیر کند.
رنج دائمی درونی، بی حوصلگی، گرفتگی، چهره عبوس، بدزبانی، درشتی، برخورد اذیت کننده، و نظایر اینها از لوازم و آثار این صفت رذیله است. بالاتر و مهمتر از همه، اشتغال قلبی و تیرگی باطنی است که صاحب این رذیله گرفتار آن میباشد و برای سالک بیش از همه چیزسد راه خواهد بود. اگر سالکی گرفتار این رذیله باشد، هرگز در سلوک خود موفق نخواهد شد، مگر اینکه از آن توبه کند و خود را از آن تطهیر نماید و این حجاب غلیظ را از خود دور سازد.
معمولاً قبح این رذیله و بزرگی لطمات و هلکات آن مورد توجه قرار نمیگیرد، و الا صاحبان ایمان و مخصوصاً آنان که به فکر سلوک میافتند، در اجتناب و در تطهیر خود از آن مسامحه نمیکردند وسعی مینمودند آنرا از خود دور کنند. لطمات باطنی این رذیله، تبعات آن در حیات دنیوی، و هلاکتها و عقوبتهای اخروی آن، مخصوصاً عذابهای وحشتناکی که در عالم برزخ ،و در عوالم بعد از آن برای انسان به وجود میآورد، علی الخصوص صورت یا صورتهای برزخی و اخروی وحشت بار آن، چیزی نیست که با گفتن و نوشتن تمام شود، و بسیاری هم به لفظ و عبارت نمیآید.
در عین حال، به گوشههایی از گفتنیها در خصوص این رذیله اشاره میکنیم، و به همه، خصوصاً به سالکان طریق توصیه مینماییم که در آنچه ذکر میشود دقت و تأمّل عمیق داشته باشند.
اثر سوء خلق به قلب و مجاهدت عبادی
سوء خلق، به ارتباط قلبی وبه مجاهدتهای عبودی لطمه سخت میزند، بطوری که اشاره کردیم، سوء خلق از ظهورات یا از نتایج غضب نابجا است، و طبعاً همانند خود رذیله غضب به ارتباط باطنی سالک با خدای متعال لطمه میزند و در نتیجه مجاهدتهای سالک به ثمر مطلوب نمیرسد.
امام صادق سلام الله علیه فرمود: «ان سو الخلق لیفسد الایمان کما یفسد الخل العسل»(اصول کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب سوء الخلق) یعنی «سوء خلق، ایمان رافاسد میکند بطوری که سرکه عسل را فاسد مینماید».
این بیان و این تشبیه، عین همان بیان و تشبیه است که در خصوص غضب نابجا در مبحث سابق از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کردیم. از این بیان این حقیقت را استفاده میکنیم که با داشتن این رذیله، ارتباط قلبی انسان با حضرت حق، و به تعبیری، طریق نوری بین انسان و خدای متعال که با عنوان«ایمان» از آن تعبیر آورده میشود، لطمه سختی میخورد. وقتی به این ارتباط خلل وارد شد، مجاهدتهای عبودی هم آنچنان که باید، به ثمر نمیرسد.
لذا میبینم امام صادق سلام الله علیه در بیان دیگری میفرماید: «ان سوء الخلق لیفسد العمل کما یفسد الخل العسل»(اصول کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب سوء الخلق) یعنی «سوء خلق، عمل را فاسد میگرداند، بطوری که سرکه عسل را فاسد میکند».
مرحوم نراقی در جلد اول جامع السعادات در مبحث سوء خلق میگوید: و روایت شده که به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گفته شد: فلان زن روزها را روزه میگیرد و شبها را به عبادت و تهجد میگذارند ولیکن بدخلق است و با زبان خود همسایگانش را اذیت میکند. آن حضرت فرمود: «لا خیر فیها هی من أهل النار» یعنی «خیر در وجود او نیست، او از اهل آتش است».
سوء خلق در باطن امر، حرکتی است به سوی آتش
راههای پشت پرده، راههای بهشتها و جهنمها، راههای قرب و بعد، و راههای عوالم نور و عوالم ظلمت، راههای مخصوص و اسرارآمیزی است که از ما مستور است و مااز آنها در حجاب هستیم. در هر لحظهای که میگذرد، ما در باطن امر در راهی از همین راهها هستیم و در آن حرکت میکنیم و به سوی مقصدی که در نهایت همان راه هست میشتابیم. ما در پشت پرده، با هر فکر و هر عقیدتی، با هر قصد و هر نیتی، با هر میل و هر رغبتی، با هر عداوت و هر محبتی، با هر صفت و هر خصلتی، با هر خصوصیت و هر حالتی، و با هر عمل و هر حرکتی، در یکی از این راهها قرار میگیریم و به سوی مقصدی که در نهایت آن راه هست حرکت میکنیم تا به آن برسیم. یا در راهی که راه بهشتها، راه قرب به حق، و راه عوالم نور است، و یا در راهی که راه جهنمها، راه دوری ازحق، و راه عوالم ظلمت است. (دقت شود).
اگر به پشت پرده علم داشته باشیم، اگر آن سو را مشاهد کنیم، و اگر حجاب را کنار بزنیم، با مسائل تحیر آور و با حقایق عجیبی مواجه میشویم که نه چشمی دیده ونه به قلب و فکری خطور کرده است .از این مسائل و از این حقایق احیاناً برای بعضیها در این زندگی دنیوی با کنار رفتن حجابها گوشهها و نمونههایی مشهود و مکشوف میافتد، و اکثر انسانها بلحاظ محجوب بودنشان از آنها در غفلتند.
حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین که از تعالیم خاص الهی برخودار بوده و باذن الله به پشت پرده اشراف داشتهاند، ازآنها به ما خبر داده و آنها را به ما بیان داشتهاند. چیزی که هست، ایکه باید سعی کنیم زبان آنان و مقاصد عالیه آنان را هر چه میتوانیم بهتر بفهمیم و از جمود بپرهیزیم. و چه بهتر در این راه، یعنی در راه خوب فهمیدن بیانات آنان نیز مجاهدت جدی داشته باشیم و این موفقیت را با تضرع از خدا بخواهیم و از خود حضرات معصومین هم کسب توجه کنیم.
پیشهای آموختی در کسب تن
چنگ اند رپیشه دینی بزن
در جهان پوشیده گشتی و غنی
چون برون آیی از اینجا چون کنی
پیشهایآموز کاندر آخرت
اندر آید دخل کسب مغفرت
آن جهان شهری است پر بازار و کسب
تا نپنذاری که کسب اینجاست حسب
حق تعالی گفت این کسب جهان
پیش آن کسب است لعب کودکان
(دفتر دوم مثنوی)
باید توجه داشته باشیم که اکثر آنچه در بیانات وارده از آنان به چشم میخورد، خبر از پشت پرده، و خبر از حقایق ومسائلی است که در باطن امر میگذرد. و باید بدانیم که آنان در اکثر موارد از آن سوبه ما خبر میدهند، و میخواهند ما را به جریانات پشت پرده آشنا کنند. و همچنین باید هوشیار باشیم که آنان در مقام بیان حقایق آن سو، و در مقام توضیح مسائل پشت پرده با چه زبانی پیش میآیند، و چه تعبیراتی به کار میبرند، و چه رموزو اشاراتی در بیانات خود میآورند؟مثلاً توجه داشته باشیم وقتی میفرمایند: فلان صفت این چنین است، و یا صاحب فلان صفت چنین وضعی دارد، مقصودشان خبر دادن از پشت پرده، و منظور شان بیان چهره آنسویی همان صفت، و بیان وضع آنسویی صاحب آن صفت است، آن هم با زبان خاص و توأم با رموز و اشارتها، بنحوی که صاحبان بصیرت باید با هوشیاری حقایق را از آنها استخراج کنند و به جمود یا به تصویرهای نادرست کشیده نشوند.
ای برادر قصه چون پیمانه است
معنی اندر وی بسان دانه است
دانه معنی بگیرد مرد عقل
ننگردد پیمانه را گر گشت نقل
(دفتر دوم مثنوی)
بعد از این توضیح که برای ارباب معرفت آوردیم، به مطلب خود میپردازیم.
کسی که سوء خلق دارد و متصف به این صفت است، در پشت پرده در راهی از راههای جهنم ودر راهی از راههای منتهی به ظلمت است. یعنی در راهی از راههای دوری ازخدا متعال قرار گرفته ودر آن حرکت میکند و به سوی آتش و ظلمت میرود و از خدا دور میشود، تا جایی که به قعر آتش برسد و از جناب او محجوب گردد. پیداست که باچنین وضعی سلوک الی الله معنایی پیدا نمیکند، و چنین کسی در زمره سالکین قرار نمیگیرد.
در این زمیه به این روایت از رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم دقت میکنیم که: «ان العبد لیبلغ من سوء خلقه أسفل درک جهنم» (جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۰۸) یعنی «بنده از جهت سوء خلق خود تا جایی پیش میرود که به اسفل درکات جهنم برسد».
در هر صورت، لطمات و هلکات این رذیله یکی دو تا نیست، و شما اگر بخوبی در ماهیت این رذیله و در آثار ولوازم آن تأمّل کنید، خواهید فهمید که چگونه این رذیله مانع سلوک الی الله، وصعود به سوی جناب اوست. .صاحب این رذیله علاوه بر اینکه خود همیشه در حال پراکندگی روحی، و در حال گرفتگی و اشتغال قلبی است،و از اعتدال روحی که از امور مهمه برای سالک میباشد محروم است، و علاوه بر هلکات و تبعات بی شماری که به بعضی از آنها اشاره کردیم، در برخورد خود با انسانها موجب ناخشنودی و رنج و اذیت آنها میشود، و طرف مقابل معمولا از او میرنجد و ازمواجهه با او پشیمان میگردد. قلوب از او ناراضی میشوند، و در این بین رنج بردن دلهای شکسته از او نیزباطناً برای اولطمات بزرگی به بار میآورد، و احیاناً از همین رهگذر دچار غضب حق میگردد.
از این رو برای سالک یک ضرورت است که از همان اول امر از این رذیله توبه کند و در تطهیر خود از آن کمال جدیت را داشته باشد، و هیچگونه به خود اجازه مسامحه در این امر را ندهد. او باید با مجاهدت سخت و پی گیر این رذیله را از خود دور سازد و با صفت مقابل آنکه صفت فاضله «حسن خلق» است متصف ومتخلق گردد.
همانطور که لطمات و هلکات رذیله «سوء خلق» بسیار زیاد است، آثار و برکات «حسن خلق» هم بسیار زیاد میباشد و هر سالکی که از این صفت برخوردار باشد، در سلوک خود ازعنایات خاصه و فوق تصور مقام ربوبی بهرهمند و مشمول نظر خاص حضرت حق خواهد بود.
حسن خلق و برکات آن
برای تذکیر و تشویق بیشتر سالکان چه بهتر به گوشههایی ازآثار و برکات «حسن خلق» در مقام سلوک نیز اشارهای داشته باشیم.
«حسن خلق» به معنی «خوش خلقی» از صفات فاضله روحی و از خصوصیات وجودی بسیار بالا است. طیب کلام، نرمی و ملاطفت، و گشاده رویی از آثار و لوازم این صفت است.
صاحب این صفت فاضله در برخورد با هر کسی موجب خشنودی و انبساط روحی و قلبی وی میگردد. کسی از مواجهه با او رنج نمیبرد و اذیت نمیبیند. همه دلها از او راضی میشوند. و در این بین رضایت و خشنودی دلهای شکسته از او باطناً برای او حساب خاصی نزد خدا متعال باز میکند و أحیاناً در بعضی موراد عنایات بزرگی از حضرت حق را برای او در بر دارد. صاحب این صفت همیشه از آرامش و اعتدال روحی برخوردار است که برای سالک در طی طریق از امور مهمه میباشد.
حسن خلق، محبوب نزد حضرت مقصود است
و روشن است که صاحب آن نیز در نزد جناب او محبوب خواهد بود، و چه امتیازی بالاتر از این برای یک سالک؟!.
عنبسة بن عابد میگوید، امام صادق سلام الله علیه به من فرمود: «ما یقدم المؤمن علی الله عزوجل بعمل بعد الفرائض أحب الی الله تعالی من أن یسع الناس بخلقه»[۱]یعنی «مؤمن هیچ عملی به پیشگاه خدای عز وجل نمیآورد که بعد از فرایض محبوبتر ازحسن خلق در نزد خدا باشد، بنحوی که با همه مردم با خلق نیکو مواجه شود».
حسن خلق، ارتباط قلبی انسان با خدا را کامل میکند
و این، بطوری که از مطالب گذشته معلوم شد، برای سالک موفقیت بسیار بزرگ، ووسیله شمول عنایات مخصوص حق، وموجب بهرهمند بودن ازجذبات مقام ربوبی است. در نتیجه، سالک در سلوک عبودی خود پیشرفت چشمگیری خواهد داشت.
امام باقر سلام الله علیه میفرماید: «ان أکمل المؤمنین ایماناً أحسنهم خلقاً»(اصول کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب حسن الخلق) یعنی «کاملترین مؤمنین ازجهت ایمان، نیکوترین آنهاست از جهت خلق».
البته فراموش نکنیم که«ایمان» بطوری که شرح آن گذشت، همان «ارتباط قلبی» انسان
با حق است وکمال آن به معنی کمال ارتباط قلبی است.
حسن خلق، موجب انجذاب به سوی حضرت حق
این هم به جای خود مسئلهای است که اهمیت آن، مخصوصاً برای سالک دردمند با گفتن وبا نوشتن تمام نمیشود، و اصولا با الفاظ و عبارات حق آن أداء نمیگردد، و فقط اهل درد میدانند که انجذاب به سوی جناب او چه معنایی دارد، و چگونه این امر موجب موفقیت سالک در طی طریق پر فرازو نشیب سلوک میشود، و نیز، چگونه مشکلها را آسان وطی منازل را ممکن میسازد وسالک رابه مقصد خود میرساند؟!.
نیست شرح این سخن را منتهی
پارهای گفتم بدان ز آن پارهها
(دفتر سوم مثنوی)
از حضرت علی بن الحسین سلام الله علیه نقل شده که فرمود: «قال رسو الله صلی الله علیه و آله: ما یوضع فی میزان امری یوم القیامة أفضل من حسن الخلق»[۲] یعنی «رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: در روز قیامت در میزان انسان چیزی قرار داده نمیشود که بهتر و برتر از حسن خلق باشد».
میزان هر کسی در قیامت، عبارت است از مجموع عقاید و اوصاف و اعمال او که تعیین کننده، انجذاب وکشیده شدن او به سوی عوالم عالیه و جوار حق، و یا تعیین کننده انجذاب او به سوی عوالم پست و هلاکت است. هر عقیده خوب، و صفت خوب، و عمل خوب انسانرا به عوالم عالیه و به جوار حق میکشد،وبعکس، هر عقیده بد، و صفت بد، و عمل بد انسان را به عوالم پست و به هلاکت میکشاند. در میان عقاید و اصاف و اعمال خوب انسان هیچ چیزی مانند حسن خلق او را به سوی عوالم عالیه و به سوی جوار حق نمیکشد وموجب انجذاب او به آن سو نمیشود.
و این بدان معنی است که در همین زندگی دنیوی در باطن امر و در پشت پرده، در میان همه عقاید واوصاف و اعمال انسان هیچکدام مانند حسن خلق او را به سوی عوالم بالا و به سوی جناب او نمیکشد وموجب انجذاب به سوی او نمیشود. و همین امر در قیامت که روز ظهور بواطن است، به تناسب احکام و سنن آن روز به ظهور میرسد؛ یوم تبلی السرائر. (دقت شود).
سالک با حسن خلق همیشه در عروج و صعود الی الله است
سالک صادق، و طالب ذاکر، با حسن خلق در حال صعود و عروج به سوی حضرت مقصود است، همانند عروج و صعود کسی که روزها روزه میگیرد و شبها به عبادت و تهجد
میپردازد، و شب و روز در ذکر و طلب آ و در سعی و مجاهدت است.
امام صادق سلام الله علیه فرمود: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ان صاحب الخلق الحسن له مثل أجر الصائم القائم»(اصول کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب حسن الخلق)یعنی «رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: برای صاحب حسن خلق است ثوابی مثل أجر و ثواب شخصی که روزها روزه میگیرد و شبها به عبادت قیام میکند».
حسن خلق، خطاهای سالک را ذوب میکند
این نیز یکی دیگر از امور مهم برای سالک است. چه نعمتی بزرگتر از این برای یک سالک دردمند که در سفر بسیار بزرگ و طولانی که آغاز نموده است پای قصورات او به میان نیاید و خطاهای او در این بین مطرح نشود؟! زیرا که او بی قصور وخطا نیست، و قصورها وخطاهایش هم کم نیست. اگر پای آنها به میان آید، و محاسبه مقام ربوبی در خصوص آنها به کار افتد، مسلماً راه به جایی نخواهد برد. و اما اگر قصورات وخطاها به میان نیاید، جای امید است که راهی به سوی حضرت مقصود یابد، و مشمول نظر او گردد، و بالاخره در این سفر موفق باشد. و حسن خلق، چنین اثری دارد و موجب این میشود که در باطن امر قصورات و خطاها ذوب شود و از میان برخیزد.
امام صادق سلام الله علیه فرمود: «ان الخلق الحسن یمیث الخطیئة کما تمیث الشمس الجلید»[۳] یعنی «حسن خلق، خطاها را ذوب میکند، آنچنان که آفتاب یخ را ذوب مینماید».







