فرهنگ مصادیق:تفاوت لعن وسب ذیل آیات و روایات
محتویات
لعن در لغت
لعن به معنای راندن، دور کردن از روی غضب و نفرین کردن بیان شده است .
و در اصطلاح
یعنی؛ دور شدن از رحمت خدا
لعن در لغت عرب به معنی راندن و دور کردنست. (منتهی الارب)
لعن، راندن و دور کردن از خیر است. (صحاح)
کسانش لعنش کردند یعنی او را رانده دور کردند. خدا ابلیس را رانده و از بهشت و کنار فرشتگان دورش نمود. سگ و گرگ را لعن کردم یعنی دورشان کردم (زمخشری)
راغب اصفهانی میگوید :" اللعن :
الطرد والإبعاد علی سبیل السخط، وذلک من الله تعالی فی الآخره عقوبه؛ وفی الدنیا انقطاع من قبول رحمته وتوفیقه، ومن الإنسان دعاء علی غیره؛ لعن دور کردن و راندن کسی به بگونه ناراحتی است که در قیامت از جانب خدا یک نوع عقوبت محسوب میشود، ولی در دنیا از طرف خداوند دوری از رحمت وسلب توفیق عبد و از جانب بندگان دعا بر دیگری است.[۱]
به طوری که در مورد شیطان نیز گفته شده: "طردوه و أبعدوه و هو لعینٌ طریدٌ و قد لعن الله ابلیس: طرده من الجنّه و أبعده من جوار الملائکه "
خدای بزرگ در قرآن، شیطان را لعن نموده و این لعن به معنای دور کردن او از بهشت و همسایگی فرشتگان است .
سب و شتم در لغت
ابن أثیر: « السبّ: الشتم »[۲]
سب همان شتم (ناسزا و فحش) است .
در قرآن نزدیک به ۴۰ آیه واژهٔ " لعن " در مصادیق گوناگون بیان شده است اما واژهٔ " سبّ " (دشنام زشت ودردناک) دو مورد آن هم در یک آیه بیان شده است که در آنجا بیان میکند که ؛" معبودهای مشرکان را دشنام نگویید زیرا که آنها هم از روی جهل معبودهای شما را دشنام میگویند. "[۳]
البته باید توجه نمود که این آیه نشانگر لزوم رعایت احترام به مقدسات دیگران و حتی بتهای مشرکان نیست ؛ بلکه نهی و جلوگیری « سبّ »، بدین جهت است که دشنام گفتن به مقدسات بت پرستان، موجب میشود که آنان نیز خداوند را دشنام گویند ؛ چرا که اگر احترام به مقدسات مشرکان لازم بود، حضرت ابراهیم (علیه السلام) و پیامبر اسلام، بتها را نمیشکستند و قرآن عمل حضرت ابراهیم را فضیلت نمیدانست .
از برخی آیات قرآن میتوان مصادیق سبّ را استفاده نمود، نظیر: "وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ داستان او به سگ میماند ".[۴] و در جایی دیگر میفرماید: "مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ؛ مثل آنانی که تورات را به دوش گرفته و به آن عمل نمیکنند مانند داستان الاغ است " [۵]. و دربارهٔ ابولهب میفرماید: "تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ؛ بریده باد دو دست ابولهب " [۶]. و دربارهٔ اصحاب اخدود میفرماید: "قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ؛ مرگ بر اصحاب اخدود " [۷]
آیه: «لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا» خداوند بانگ برداشتن به بد زبانی را دوست ندارد، مگر کسی که بر او ستم رفته باشد " [۸]، میتوان استفاده کرد که خداوند غریو و بانگ بد را دوست ندارد جز دربارهٔ کسی که مورد ظلم قرار گرفته باشد. از این آیات میتوان تجویز سبّ و شتم را در مواردی، برداشت نمود .
و یا آیهٔ دیگری: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» آنها که کافر شده و در حال کفرمرگ آنها فرا رسید، لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر آنها باد.بقره/161
مرحوم شیخ انصاری میفرماید: اصل در دین، احترام مؤمن است و جز در مواردی که به طور یقین ثابت نشده ـ کسی را ـ نمیتوان از این اصل استثنا و جدا کرد ؛ نظیر غیبت کسی که آشکارا فساد انجام میدهد. چنان که در سب و دشنام بدعت گذار و متجاهر به فسق این استثنا وجود دارد .
بنابراین سبّ و شتم همیشه مذموم نیست و از آیه (لا تسبّوا) حکم مذمت کلی سبّ فهمیده نمیشود، بلکه آیه یاد شده تصریح دارد که در شرایط خاص نباید موجب تحریک احساسات مخالفان را فراهم آورد.
بنابراین واژه سبّ و لعن از نظر مفهوم در دو مقوله جداگانه قرار دارد و از جهت حکمی، هر یک در برخی از شرایط و موقعیتها روا میباشد .
لعن موجب بازدارندگی و عبرت آموزی است، به عبارت دیگر موجب گرایش به سوی خوبیها و ابراز بیزاری از بدیها میشود
فلسفه لعن
نخستین پرسشی که ذهن هر جستجوگر با آن روبرو میشود این است که چرا لعن و نفرین ؟ مگر لعن چه ویژگی یا فایدهای دارد؟ در تبیین فلسفه سبّ و لعن از مجموعه آیات چنین به دست میآید که محوریّت ایمان و توحید دو چیز است؛ یکی پذیرش ولایت الهی ـ تولّا ـ و دیگری برائت و تنفر-تبری- .
فلسفه لعن را میتوان در چند اصل بیان نمود:
۱- لعن مظهر تبرّی و برائت جستن از کافران و ستمگران است. چرا که یکی از واجبات که در قرآن و سنّت به آن سفارش شده محبت دوستان خدا و بغض دشمنان خداست، و از سویی حب و بغض برای خدا نشانه کمال ایمان است "
«من أحب الله و أبغض لله و اعطی لله فهو ممن کمل ایمانه»
کسی که برای خدا دوست بدارد و برای خدا دشمنی ورزد و برای خدا بخشایش کند ایمانش کامل است [۹]. روشن است که دشمنی با دشمنان خدا از راههای گوناگون ممکن است که یکی از آنها لعن و نفرین است .
۲- لعن یک نوع مبارزه با ستمگران است ؛ در زمانی که گروهی مورد ستم قرار گرفته و نمیتوانند از حقوق خود دفاع نمایند، راهی جز نفرین و لعن ستمگران ندارند. امروزه مسلمانان جهان از آمریکا به راههای گوناگون از جمله لعن و نفرین و یا به عبارت دیگر با شعار مرگ بر آمریکا، ابراز تنفر مینمایند و این خود افزون بر آن که یک نوع مبارزه است، موجب انسجام و اتحاد مسلمانان میشود .
۳- لعن و نفرین موجب شناخت حق از باطل میگردد .
۴- لعن موجب بازدارندگی و عبرت آموزی است، به عبارت دیگر موجب گرایش به سوی خوبیها و ابراز بیزاری از بدیها میشود .
از این رو مردم با لعن و نفرین نه تنها سردمداران شر و بدی را از خود دور میسازند بلکه راه و روش آنان را نیز مذمّت نموده و در مقابل راه حق، عدالت و تقوا ترویج میشود .
قرآن کریم از قول ابراهیم خلیل میفرماید: "وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ" و هنگامی که ابراهیم به (نا) پدری خود و قومش گفت: من از آنچه شما میپرستید بیزارم ". [۱۰]
در جای دیگر میفرماید: "فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ"چون برای ابراهیم روشن شد که او دشمن خداست از او بیزاری جست چرا که ابراهیم شخصی بردبار و خداترس بود ". [۱۱]
آیات قرآن از یک سو مردم را به قرار گرفتن در لوای خدا و رسول که از آن به « ولایت » یا « تولّا » تعبیر میشود فرا میخوانند و از سوی دیگر یک نوع هشدار را در بر دارد، یعنی به مسلمانان گوشزد میکنند که نباید به دشمنان خدا و رسول روی آورند و از خدا و رسول روی برگردانند، از این اصل به «تبرّی» یاد میشود. بنابراین پذیرش ولایت خدا و رسول از ویژگیهای مؤمنان به شمار میآید چنان که برائت و بیزاری با استفاده از راههای مناسب نیز از ویژگیهای مؤمن است. برخی از مصادیق کسانی که بیزاری از آنان واجب است :
مغضوبان خداوند
"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ" ای مؤمنان هرگز قومی را که خدا بر آنان غضب کرده یار خود مگیرید " .[۱۲]
ستمگران بر مسلمانان
"إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ" خداوند شما را ـ از عدالت و نیکی ـ با کسانی که شما را از وطن خود بیرون نموده و با شما جنگ کردند و با یکدیگر همدست شدند نهی میکند و هر کس آنان را دوست بگیرد، ستمکار است. "[۱۳]
کافران
آیات قرآن که اوصاف کافران را بیان میکند، در آخر آنان را مورد لعن قرار داده و بیان میکند که مقدمات بدبختی به دست خود انسان است و آنها مورد لعن و قهر خداوند قرار میگیرند و این به خاطر کفر و لجاجتشان است نه اینکه خداوند با آنها دشمنی داشته باشد. [۱۴]
لعن موجب بازدارندگی و عبرت آموزی است، به عبارت دیگر موجب گرایش به سوی خوبیها و ابراز بیزاری از بدیها میشود.







