فرهنگ مصادیق:تجارت کلیه خرید و فروش جسم و جان
محتویات
مقدمه
در میان انبوه اعلامیهها و تبلیغاتی از کلاس کنکور و آموزشگاه گرفته تا لوله کشی و خدمات فنی که هر روز بر دیوارهای شهر چسبانده میشود،گاه تکه کاغذها یا دیوارنوشتههایی خودنمایی میکند که روی آن با ادبیات ساده و جملاتی تلگرافی نوشته شده؛ «کلیه AB، فوری فروشی». اعلامیههایی که گرچه کوتاه است اما در پس آن رنج نامهای چندهزار صفحهای پنهان شده است. اینجا خریدار و فروشنده هر دو برسر زندگی معامله میکنند.
حل مشکلات زندگی به قیمت ناقص شدن تا پایان عمر
شاید به جرات بتوان گفت تجارت اعضای بدن انسان با یک انقلاب در علم پزشکی بوجود آمد؛ «علم پیوند اعضای بدن». با دستیابی پزشکان به این دانش، بازار تقاضایی به وجود آمد که تا قبل از این وجود خارجی نداشت. بازارتقاضا نیز خود به خود بازاری برای عرضه فراهم کرد. گرچه تا قبل از دستیابی به علم پیوند نیز بازاری برای فروش اعضای بدن انسان وجود داشت اما این بازار بیشتر با اجساد انسان سر وکار داشت. شاید بسیاری ندانند که جسد انسان پس از مرگ بازاری چند میلیارد دلاری در جهان را به خود اختصاص داده است. ستون فقرات، دست، ساعد و شانه، قلب، قرنیه، کلیه، سر سالم و دست نخورده، مغز، زانو، تاندون از جمله اندامهای انسانهاست که برای مقاصد پزشکی و تحقیقاتی مورد استفاده قرار میگرفته و میگیرد. اما تقاضا برای اعضای بدن انسان طی دهههای اخیر بسیار بیشتر از عرضه آن بوده و به همین دلیل این تجارت به تجارتی زیرزمینی و کثیف تبدیل شده است. به طوری که افراد سودجو بدون اجازه اقدام به برداشت اعضای بدن و خرید و فروش آن در بازار میکنند. اما فروش اعضای بدن یک انسان زنده آن هم از فشار نداری و فقر قصه دیگری است. نوشتههای دیواری فروش کلیه که اتفاقا این روزها بیش ازگذشته، همچون وصلهای ناجور بر در و دیوارها به چشم میخورد از رنجی میگویند که برعرضه کنندگان کلیه میگذرد. آمارها بیانگر این است که سالانه صدها نفر در کشور چه زیرنظر انجمن حمایت از بیماران کلیوی و چه بهطور مستقل در بازار آزاد بهطور توافقی بین طرفین اقدام به خرید و فروش کلیه میکنند و امیدوارند شاید از این راه بتوانند بخشی از مشکلات ریز و درشت زندگی خود را که تنها حلّال آن پول است، رفع کنند حتی اگر این کار به قیمت ناقص شدن همیشگی تا پایان عمر تمام شود. کلیه در گروههای خونی و سنین مختلف در بازار سیاه از ۱۰میلیون تا ۲۰میلیون تومان قیمتگذاری میشود و حتی بنگاههای معاملاتی برای خرید و فروش کلیه نیز وجود دارد که در ازای پیدا کردن خریدار و فروشنده حق الزحمه دریافت میکنند.
آمار نیازمندان کلیه در مرز ۲۰ درصد
شیوع بالای بیماریهای غیرواگیر همچون دیابت که منجر به تخریب کلیه و سایر اعضای بدن میشود، باعث شده تا آمار بیماران دیالیزی و نیازمند پیوند کلیه در کشور نیز افزایش یافته و به مرز ۲۰ درصد برسد. بیمارانی که دچار تخریب کلیه میشوند، بدنشان همیشه به دیالیز جواب نمیدهد و میبایست پیوند شوند. در چنین وضعیتی است که تقاضا برای دریافت کلیه بالا میرود و از سوی دیگر پیوند از بیمار مرگ مغزی در کشور به اندازهای نیست که بتوان به تمامی درخواستها پاسخ داد. در واقع پایین بودن آمار پیوند کلیه از جسد، باعث شده اهدای کلیه تبدیل به جولانگاه خرید و فروش شود. به طوری که برخی جوانان از جمله دختران به دلیل بیکاری و عدهای به خاطر بدهی و پرداخت دیه وارد این بازار غیر رسمی شده و متقاضی فروش این عضو حساس بدن خود میشوند. تجارتی که خبر از فاجعهای به نام «فقر» میدهند، راه زندگی هزاران انسان را به بازار سیاه فروش اعضای بدن باز کرده است. کلیه فروشی جزو معضلات اجتماعی جدی در کشور است که سالها قشر فقیر جامعه را وسوسه کرده است تا برای جبران بخشی از هزینههای جاری زندگی، یکی از حیاتیترین اعضای وجودشان را در بازار به فروش برسانند. شماره تلفنهایی که هر روز بر در و دیوار شهر و ایستگاههای اتوبوس با گروههای خونی و سرتیتر «کلیه فروشی» نصب میشود، نشان میدهد که چه جماعت عظیمی به دنبال کسب درآمد از راه فروش اعضای بدن خودشان هستند.
نمونه معروف این دیوار نوشتههای فروش کلیه در خیابان فرهنگ حسینی تهران است؛ خیابانی نرسیده به میدان ولیعصر (عج) که به پاتوق بیماران کلیوی و فروشندگان حرفهای تبدیل شده است. جایی که برای کسانی که از بیماری کلیه رنج میبرند اصلا غریبه نیست. وجود انجمن حمایت از بیماران کلیوی در کوچه فرهنگ حسینی باعث شده که این کوچه به محل رفت و آمد و معاملات بیماران دیالیزی و کلیوی بدل شود. شاید به خاطر همین هم هست که دیوارهای این کوچه پر است از نوشتههایی برای فروش کلیه. نوشتههایی که بعضیها فقط سن و گروه خونی خودشان را بالای شماره تلفنهایشان نوشتهاند و البته بعضیهای دیگر جهت اطمینان، علاوه بر اینها قیمت پیشنهادیشان را هم نوشتهاند. قیمتهای متفاوتی که بسته به نیاز بیمار که حکم خریدار را دارد و اهداکننده که حکم فروشنده را دارد بالا و پایین میشود. اگر گذرتان به حوالی این کوچه بیفتد حتما با کمی پرسه زدن آدمی را پیدا میکنید که یا میخواهد کلیهاش را بفروشد یا نیاز به کلیه دارد.
پاداش یک میلیونی برای اهدا کنندگان کلیه
هرچند قیمت رسمی فروش کلیه توسط انجمن خیریه بیماران کلیوی پنج میلیون تومان اعلام شده است اما انجمن خیریه تنها نهاد فروشنده کلیه نیست و استانداری تهران هم به موازات این انجمن خیریه، اقدام به فعالیت میکند. هدیه یک میلیون تومانی که دولت برای پیوند کلیه اهدا میکند، در اختیار استانداریها قرار میگیرد تا آنها این هدیه را به اهدا کنندهها بدهند. این موضوع احتمال شرکت استانداری در موضوع پیوند کلیه را قویتر میکند. مصطفی قاسمی رئیس انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی کشور با اعلام اینکه هزینه دریافت کلیه از اهدا کننده یک میلیون تومان گرانتر شده است، میگوید: در سال ۸۹ تعداد دو هزار و ۲۸۵ پیوند کلیه در کشور انجام شده است که هزار و ۶۹۰ مورد آن از افراد داوطلب و ۵۹۵ پیوند هم از بیماران مرگ مغزی بوده است.تا کنون بیماران دیالیزی برای پیوند کلیه میبایست ۵ میلیون تومان به اهدا کننده پرداخت میکردند که این مبلغ به ۶ میلیون رسیده است که این مبلغ را خود بیمار باید پرداخت کند.
قاسمی با اشاره به مبلغ یک میلیون تومان هدیه دولت به اهدا کننده کلیه، هزینه پیوند کلیه در روال قانونی را ۷ میلیون تومان اعلام میکند.
این در حالی است که اغلب قیمت کلیه را اهدا کننده تعیین میکند. زیرا با توجه به نیاز بیمار دیالیزی برای پیوند، شرایط به گونهای رقم میخورد که قیمت کلیه سقف نداشته باشد. به طوریکه دریافتکنندگانی هستند که بابت دریافت یک کلیه حاضر شدهاند یک واحد مسکونی به اهدا کننده بدهند.
جوانان بیشترین فروشندگان کلیه
در حال حاضر، اغلب فروشندگان کلیه را افراد تقریبا جوان تشکیل میدهد که به دلیل نیاز مالی مجبور میشوند عضو حساس بدن خود را به قیمت چند میلیون تومان بفروشند. این موضوعی است که در برخی شهرستانهای کشور نمود بیشتری دارد به طوریکه حسین بیگلری، مدیر انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی کرمانشاه چندی پیش عنوان کرده بود که برخی از جوانان بیکار این منطقه برای تامین هزینههای زندگی مبادرت به فروش کلیه خود میکنند. این در حالی است که سن متقاضیان فروش کلیه اغلب بین ۲۰ تا ۳۰ سال است و در این بین دختران جوانی هم متقاضی فروش کلیه هستند.
البته تعداد اندک متقاضی پیوند کلیه در این قبیل استانها، باعث شده افرادی که قصد فروش کلیه خود را دارند به شهرهای بزرگ کشور از جمله تهران مسافرت کنند و عضو حساس بدن خود را در پایتخت به مزایده بگذارند. بسیاری از افرادی که به فروش کلیه روی میآورند انسانهایی هستند که حتی خانوادههایشان نیز از این موضوع بیاطلاعند. آنها در تنهایی خود رنج بسیاری میکشند تا درد نداری آنها را کسی از آشنایان متوجه نشود.
فقرعلت اصلی افزایش خرید و فروش کلیه
«محمدجواد نظریمهر» نماینده مردم کردکوی در مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه علت اصلی افزایش خریدوفروش کلیه در کشور، وضعیت نامناسب اقتصادی مردم است، میگوید: مردم بهویژه جوانان شهرستانی برای حل مشکلهای مالی خود بهناچار مجبور به فروش عضو خود میشوند.
وی رشد بیماری کلیوی در کشور را یکی از علتهای افزایش خرید وفروش کلیه دانسته و تاکید میکند که هم اکنون رشد بیماری کلیوی به مرز ۲۰ درصد رسیده است، از اینرو بیماران به اجبار برای زنده ماندن اقدام به خرید کلیه در بازارهای غیررسمی میکنند.
«دکتر شهلا باقری» جامعهشناس اما ضمن تاکید بر موثر بودن فقر در تصمیم فرد در فروش کلیه میگوید: در کنار فقر که ریشه در وضعیت نامناسب اقتصادی مردم در این روزها دارد عوامل فرهنگی دیگری نیز در این زمینه موثر است. درست است که فردی به خاطر تامین جهیزیه دخترش دست به این کار میزند اما مسائل فرهنگی نیز تاثیر گذار است و جوانی که به خاطر زیاده خواهی ناشی از تاثیرات جامعه دست به این کار میزند سوی دیگر قضیه است.
وی انجام یک کار پژوهشی در این راستا را یکی از اصلیترین نیازهای جامعه دانست که در راستای برنامهریزی و انجام کار کارشناسی شده در این زمینه بسیار موثر است. چرا که بررسی علل و انگیزهها بسیار مهمتر از خود عمل است.
گرچه پدیده فروش اعضای بدن انسان تنها مختص به کشور ما نیست اما در سایر کشورها نیز همچنان فقر عامل اصلی فروش اعضای بدن است. براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، مصر به همراه هند، چین و فیلیپین، یکی از پررونقترین بازارهای خرید و فروش غیرقانونی اعضای بدن در جهان محسوب میشود. هر ساله بین ۵۰۰ تا هزار پیوند کلیه در این کشور صورت میپذیرد. هر کلیه بین دو هزار و ۲۰۰ تا دو هزار و ۶۰۰ یورو به فروش میرود و ۹۰ درصد اعضا به افراد در قید حیات تعلق دارد. اما سود ویژه این اقدام غیر قانونی به جیب واسطهها میرود. کلیه خریداری شده به قیمت دو هزار و ۲۰۰ تا دو هزار و ۶۰۰ یورو به بیمار تا ۱۲ هزار یورو فروخته میشود.
«دکترامان الله قرائی مقدم» استاد دانشگاه وجامعهشناس نیز در مورد تاثیر گذاری کشورهای حاشیه در شیوع این پدیده میگوید: بیشک جوی که در حال حاضر در کشورهای پاکستان وهند وجود دارد به شدت بر بازار خرید و فروش اعضای بدن در کشور ما نیز تاثیر گذار است. منتها باز هم چیزی جز فقرریشه خرید وفروش در این کشورها نیست.
قرائی مقدم تدوین برخی قوانین، بررسی مسائل فقهی ومناسب شدن سطح درآمدها با زندگیها را از جمله کلیدیترین راه مقابله با دلالان اعضای بدن میداند.
بازارسیاهی که متولی نظارت ندارد
اما نکته نگرانکننده در این میان این است که بازار سیاه خرید و فروش کلیه به دلیل نبود نظارت قانونی از سوی سازمانهای متولی هر روز داغتر شده و همین امر زمینه گران شدن خرید و فروش کلیه و متفاوت بودن قیمت خرید و فروش آن از ۷ میلیون تومان در انجمن حمایت از بیماران کلیوی تا قیمت چند برابری آن در بازار سیاه را رقم زده است.
در واقع پایین بودن آمار پیوند کلیه از جسد، باعث شده اهدای کلیه تبدیل به جولانگاه خرید و فروش شود، به طوری که برخی جوانان از جمله دختران به دلیل بیکاری و عدهای به خاطر بدهی و پرداخت دیه و… وارد این بازار غیر رسمی شده و متقاضی فروش این عضو حساس بدن خود هستند.
رئیس هیات مدیره انجمن حمایت از بیماران کلیوی با ابراز نگرانی از وضعیت موجود میگوید که در وضعیت فعلی، پیوند کلیه به دست دلالان افتاده و این به ضرر بیماران کلیوی است. حالا اهدا کنندگان علاوه بر مشکلات ناشی از بیماری خود، با مشکل دیگری هم دست و پنجه نرم میکنند که اگر جلوی دلالان کلیه گرفته نشود، کلیه به بیماران نیازمند نخواهد رسید.
در ایران، مراکز دولتی خرید و فروش کلیه، فعالیت میکنند و دولت به عنوان حمایت از اهدا کنندگان، مبلغی را در اختیار آنها قرار میدهد. در حالی که آمار رسمی پیوند کلیه در ایران، نشان میدهد کمتر از ۶۰۰ پیوند سالانه، به صورت اهدا و بر اثر مرگ مغزی اهدا کننده انجام شده است.
اکنون رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی میگوید:مراکز تصمیمگیری در زمینه پیوند کلیه در کشور افزایش یافته و این امر راه نفوذ دلالان کلیه را افزایش میدهد. این دلالبازی موجب ترویج خرید و فروش کلیه میشود.
به گفته مصطفی قاسمی راههای نفوذ دلالان کلیه در کشور را باید بست زیرا در غیر اینصورت بیماران به کلیه نمیرسند.
این فعال حوزه سلامت، اضافه میکند که انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی بانی پیوند اعضا از بیماران مرگ مغزی است، باید اهدای عضو از مرگ مغزی در جامعه نهادینه شود تا بتوان راههای نفوذ دلالان را بست.
اکنون در بازار آزاد، کلیههای گروه خونی کمیاب، تا ۲۰ میلیون تومان هم خرید و فروش میشود. مبالغی نجومی که گفته میشود بیشتر به جیب دلالان واریز میشود و فرد اهدا کننده، تنها بخش اندکی از آن (بین۵ تا ۷ میلیون تومان) را دریافت میکند.
آمار رسمی در ایران نشان میدهد سالانه نزدیک به ۲ هزار و ۳۰۰ مورد پیوند کلیه انجام میشود که از این تعداد تنها ۵۹۵ مورد، از طریق بیماران مرگ مغزی انجام میشود.
فاجعه بیماری کلیه؛ ۷ میلیون مبتلا
با این وجود، ایران با داشتن بیش از ۲۸ هزار نفر بیمار کلیوی که با پیوند کلیه به زندگی ادامه میدهند، در رتبه نخست خاورمیانه قرار دارد و برخی از بیمارستانهای مرزی مانند مرکز پیوند کلیه شهر ارومیه، تاکنون نزدیک به ۳ هزار عمل پیوند کلیه انجام شده که نشان میدهد بیماران کشورهای همجوار برای دریافت خدمات درمانی و کلیه ایرانی به کشور وارد میشوند.
قاسمی از جمله کسانی است که بیماریهای مربوط به کلیه در ایران را «فاجعه بار» توصیف کرده و دربارهٔ این وضعیت میگوید: بحث بیماران کلیوی یک فاجعه است اما در کشور این موضوع جدی گرفته نمیشود، زیرا رشد بیماریهای کلیوی در کشور ۱۵ تا ۲۰ درصد رشد را نشان میدهد.
وی دربارهٔ مشکلات بیماران کلیوی در کشور توضیح میدهد: بسیاری از استانهای کشور با کمبود دستگاههای دیالیز مواجه هستند، در حال حاضر با کمبود یکهزار دستگاه دیالیز در کشور روبهرو هستیم که این امر موجب فوت بیماران میشود.
رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی میگوید: اعمال سلیقه در بحث داروهای بیماران کلیوی در کشور انجام میشود. ارزانی داروها ملاک خرید دارو شده و بعضی از داروهای بیماران کلیوی که سالها مورد استفاده قرار گرفته، به صورت ناگهانی قطع و داروی دیگری جایگزین میشود.
به گفته این مقام مسئول، تعداد بیماران کلیوی در جامعه یک نفر به ۱۰ نفر است و ۹ نفر دیگر هم از وضع کلیههای خود اطلاعی ندارند. به بیان دیگر، قاسمی میگوید بیش از ۷ میلیون نفر بیمار کلیوی در کشور وجود دارد که سایر افراد کشور نیز از بیماری احتمالی خود در این عضو، اطلاع ندارند.
از سوی دیگر، وزارت بهداشت اعلام کرده، طی ۲۰ سال گذشته، بخشهای دیالیز کشور، رشد بسیار زیادی داشتهاند و از ۷۰ بخش در سال ۱۳۷۰ به ۴۲۸ بخش در سال ۱۳۹۰ افزایش یافته است.همچنین تعداد ماشینهای دیالیز کشور در سال ۱۳۷۰ قریب ۸۰۰ دستگاه دستگاه بوده که این تجهیزات هم اکنون به ۳ هزار و ۷۰۰ مورد افزایش یافته است. ۳۰ مرکز پیوند کلیه نیز در کشور فعالیت میکنند. با این حال، نفوذ فزاینده دلالانی که اکثر آنها، یکی از کلیههای خود را در بازار سیاه فروش اعضای بدن، از دست دادهاند، به قدری جدی شده که مسوولان از آن، ابراز نگرانی میکنند. فقط کافی است روزها، سری به مراکز پیوند کلیه سراسر کشور یا در تهران به خیابان فرهنگ حسینی و یا حوالی بیمارستان لبافینژاد سری بزنید تا قیمت کلیهای که دلالان در گروههای خونی مختلف عرضه میکنند، دستتان بیاید، از ۱۰ میلیون تومان به بالا.
به نظر میرسد کمبود اهداکنندگانی که به انجمن مراجعه میکنند زمینه بروز پدیده کلیه فروشی را به وجود آورده است و باید با ارتقای فرهنگ اهدای کلیه در جامعه و نهادینه کردن اهدای اعضا بیماران مرگ مغزی، با کاهش مدت نوبتدهی به بیماران متقاضی دریافت کلیه از سوی انجمن، راه بر سوداگران کلیه در ایران بسته شود.







