فرهنگ مصادیق:تبرج(خودنمایی)
تبرج
جمال گرائی وآراستگی جزءلاینفک فطرت انسانی است ونقطه مقابل ان شلختگی ونامرتب بودن است هیچ انسانی نیست که ازدیدن اجسام زیبا پیرامون خود به وجد نیاید. آیات وروایات زیادی دراسلام وجود دارد که نشانگر اهمیت موضوع میباشد ان الله الجمیل ویحب الجمال (خداوندزیباست وزیبائی رادوست دارد)بنابراین انسان گرایش زیادی به آراستگی وزینت دارد ولی اگرهمین امرفطری رنگ افراط به خود بگیرد بصورت خودنمائی بروز میکند که عواقب نابهنجاری را برای فرط وجامعه به دنبال دارددراین مقاله سعی داریم اززوایای مختلف به کندوکاو پیرامن تبرج وخودنمائی بپردازیم.
تبرج(خودنمائی)
تبرج ازریشه کلمه برج به معنی ساختمان بلند گرفته شده است که ازدور میتوان آنرادید وکسی که خودنمائی میکند یعنی بدینوسیله سعی درنشان دادن ومطرح کردن خود دارد. خودنمائی وجلوه گری جزونیازهای فطری وذاتی انسان به خصوص زنان است والبته درمردان نیز وجود دارد ولی در زنان ازشدت بیشتری برخوردار میباشد حال این سؤال پیش میآید که قوانین اسلامی تا چه اندازه با طبیعت زن سازگار است؟ آیا تبرّج و جلوه گری از نظر اسلام بکلی مردود است، یا برای آن قانونی وجود دارد؟ اگر در وجود زن غریزهای تحت عنوان تبرّج وجود دارد، روشهای رشد و پرورش این غریزه چیست و چه کارکردی در زن و حفظ سلامتی او میتواند داشته باشد؟ چگونه میتوان غریزه تبرّج را با حیا، که یک ویژگی فطری در زن است جمع کرد؟ آیا حجاب و پوشش به معنای نادیده گرفتن این غریزه نیست؟ آیا همان گونه که عدهای از مخالفان حجاب میگویند، این محدودیت مانعی برای رشد عاطفی و روانی زن محسوب نمیشود؟یا به عکس، در جهت سلامت روانی اوست؟ چرااسلام زنان راازخودنمائی ونشان دادن زیباییهای بدن خودبه نامحرمان نهی کرده است ؟خداوند حکیم درسوره احزاب میفرماید(ای زنان درمقابل مردان ظاهر نشوید وخودنمائی نکنید)لازم به ذکر است اصل کارکرد این غریزه دراسلام مورد تایید میباشد زیرا میل به دلبر بودن ومورد توجه واقع شدن درزنان باعث کشیده شدن مردبه طرف زن نهایتا منجر به تشکیل خانواده ودوام زندگی زناشوئی میگردد.غریزه خودنمایی و خودآرایی مانند سایر غرایز آدمی، نیازمند قانونمندی و کنترل است، یعنی باید از افراط و تفریط در آن پرهیز شود، زیرا عدم کنترل این غریزه، از لحاظ افراط و تفریط، برای زن زیانبخش است و سلامتی او را به خطر میاندازد. از این رو، در دین اسلام برای این غریزه حد و حدود ویژهای تعیین شده است و همان گونه که آزادی بی حد و حصر آن جلوگیری شده و برای کنترل آن حجاب واجب شده، بی توجهی به آن نیز مذموم شمرده شده است. به همین دلیل، در برخی روایات، آرایش کردن برای زنان یک ضرورت تلقّی شده و بی توجهی به آن به معنای نادیده گرفتن غریزه خودآرایی، مورد نکوهش قرار گرفته است. در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله): بهترین زنان شما زنی است که بسیار با محبت باشد، عفیف و پاک دامن باشد، نزد اقوامش عزیز و محترم باشد، با شوهرش متواضع و فروتن باشد، برای او خودآرایی و تبرّج داشته باشد و در برابر نامحرم عفیف باشد. اهمیت زینت وآرایش دراسلام به حدی است که استفاده ازطلا ولباس حریر فقط برای زنان تجویز شده است وحتی به زنانی که شوهران نابینا دارند دستور میدهد که بابوی خوش خودرا برای شوهرانشان بیارایند بنابراین اسلام به غریزه تبرج زنان اهمیت داده وتلاش کرده زنان علاوه برزیباییهای معنوی به زیباییهای ظاهری هم همت گمارندزیرا یکی از عوامل مهم با نشاط بودن زن، داشتن ظاهری زیبا و دلپسند است که شوهرش را پی درپی به وجد آورد و خود نیز از این طریق به وجد آید. در نتیجه، کوشش زن در جذّاب بودن و آرایش کردن برای شوهر، ضمن اینکه نیاز طبیعی زن به خودنمایی و تبرّج را ارضا میکند، وی را از جلوه گری و خودنمایی برای مردان نامحرم نیز بی نیاز میسازد؛ زیرا او برای شوهری خودآرایی کرده است که حقیقتا به او عشق میورزد و در دوستی اش وفادار است. بدین سان، هم نیاز غریزی او به آرایش و تجمّل اشباع شده وهم ازآفات عشقهای خارج اززندگی مشترک درامان میماند.
افراط درخودنمائی
همان گونه که بی توجهی به غریزه خودنمایی و تبرّج برای زن زیان بخش است، خودنمایی و تبرّج بیش از اندازه و خارج از چهارچوب زندگی زناشوئی نیز زیان بخش خواهد بود و سلامت روانی زن را به مخاطره میاندازد. در ارضای نیازهای روانی بایدجانب اعتدال رعایت شود، زیرا هرگونه زیاده روی در آن موجب از دست رفتن سلامت روانی انسان می شودو البته تفاوتی اساسی که در نیازهای روانی، مثل نیاز به خودنمایی و تبرّج در زن، با نیازهای جسمانی وجود دارددراینست که این گونه نیازها سیری ناپذیرند و اگر انسان در ارضای آنها حد افراط را در پیش بگیرد، نه تنها نیاز او برطرف نمیشود، بلکه روز به روز تشنه تر شده، تمام فکر و ذهن او را به خود مشغول میکند. اگر زن در توجه به زیبایی ظاهری و خودآرایی افراط کند، کم کم به حدّی میرسد که بیمارگونه به تجمّل و آرایش میپردازد و هیچ گاه احساس ارضا و سیری نمیکند، وقتی زن مکشوف و آرایش کرده در بین مردان ظاهر میشود، طبعا عدهای خوششان میآید و او را مورد تحسین و تکریم ظاهری قرار میدهند. به همین دلیل، دایم سعی میکند وضع ظاهری خود را طوری قرار دهد که بیشتر موردپسند واقع شود. معمولا این گونه زنان و دختران برای اینکه زیباتر شوند، هر روز وقت زیادی را صرف آرایش و تقلید از مدهای جدید مینمایند. این روند میتواند ناراحتیهای روانی زیادی برای آنان ایجاد کند، زیرا به دلیل اینکه همیشه کارها به دلخواه پیش نمیرود، باعث بروز نگرانیهایی برای آنها میشود. برای مثال، این تصور که آیا با صرف این همه وقت و هزینه مالی، توانستهاند جلب نظر دیگران بکنند و مورد پسند آنان واقع شوند میتواند دایم ذهن آنها را به خود مشغول کند و آنها را به موجوداتی نگران تبدیل نماید. دلیل دیگری که میتواند به نگرانی آنها بیفزاید این تصور است که هر لحظه ممکن است رقیبی زیباتر از راه برسد. و سرانجام، دلیل دیگری که باعث ناراحتی و استرس برای آنها میشود این است که میبینند به مرور زمان، از زیبایی هایشان کاسته میشود و زنان جوان تر و زیباتر جای آنها را میگیرند و نقش آنها را در ربودن دلها کمتر میکنند. گرچه آنها برای اینکه در این رقابت، ضعف خود را جبران کنند، دست به کارهای گوناگونی می زننداز جمله تنوّع طلبی بیشتر در لباس و آرایش و افراط در جلوه گری ولی نتیجه چندانی برایشان ندارد.وقتی زن در اثر آزادی در خودآرایی و جلوه گری به چنین احساسی رسید، به زودی متوجه میشود که در این رقابت، دیگر توان مقابله با زنان زیبا و جوان را ندارد، بخصوص وقتی پا به سن میگذارد این احساس تلخ در او بیشتر میشود؛ زیرا مشاهده میکند همان مردانی که چندی پیش خریدار نازها و کرشمههای او بودند، دیگر حاضر نیستند با او مراوده داشته باشند و بهای چندانی به او نمیدهند. اینجاست که دچار افسردگی و اضطراب میشود.







