فرهنگ مصادیق:تأملی بر فرهنگ سعایت و بدگویی در جامعه
محتویات
مقدمه
تأملی بر فرهنگ سعایت و بدگویی در جامعه؛از «فرهنگ زیرآب زنی» تا «زیرآب زنی فرهنگی»
تأملی بر فرهنگ سعایت و بدگویی در جامعه؛
از «فرهنگ زیرآب زنی» تا «زیرآب زنی فرهنگی»
بدگویی به باور اکثر روان شناسان اجتماعی، ریشه ی گرمی بازار افراد سعایت کننده و به اصطلاح زیرآب زن، وجود مدیران متوهم است. مدیرانی که در روزهای آغاز مدیریت خود و آغازین روزهای تکیه بر مسند ریاست، توهم توطئه دارند و با این پیش داوری عجولانه که ناشی از عدم آشنایی با اصول علمی مدیریت میباشد، خواسته یا ناخواسته افراد بیکار، سعایت کننده و «زیرآب زن» را در اطراف خود جمع میکنند.
فرهنگ امروز/محمد توحیدی چافی: پدیده ی ناهنجاری که در جامعه ی ما سال هاست ریشه دوانده و در بخشهای دیوانی یا محیطهای کاری مردم جولان داده و مردم و گاه مسئولین را به واکنشهای متفاوت و مخرب واداشته، پدیده ی سخیفی است که میان مردم با اصطلاح «زیرآب زنی» از آن یاد میشود. متأسفانه نگاه طنز به این مسئله باعث شده که از قبح آن در میان بسیاری از مردم کاسته شود، درحالی که عواقب تلخ آن در محیطهای کاری بسیار شایع است و زندگی و آبروی بسیاری از مردم را به چالش کشیده است.
این پدیده ی ناپسند و مخرب اخلاق اجتماعی متأسفانه بر پایه ی خصال ناپسندی استوار شده که علمای اخلاق و دین همواره به دوری از آن سفارش کردهاند. پایههایی که به وجودآورندهی مسئله ی ناهنجار زیرآب زنی یا تخریب نابه حق دیگران بر آن استوار است عبارتند از: حسادت، غیبت، شایعه، تملق، جست وجو در زندگی و حریم خصوصی مردم، سعایت، دروغ، وارونه جلوه دادن واقعیت و دهها خصال ناپسندی است که زشتی آن بر عام و خاص پوشیده نیست.
در قرآن کریم نیز مؤمنین از غیبت و دخالت در زندگی و جست وجو در حریم خصوصی دیگران منع شدهاند. در سوره ی حجرات خداوند اهمیت کار را تا به آنجا رسانده است که گمان بد، جست وجو در زندگی مردم و نیز غیبت را معادل خوردن گوشت برادر مرده دانسته است، چنانچه میفرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ… «ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیاری گمانها بپرهیزید؛ چراکه بعضی از گمانها گناه است و هرگز تجسس نکنید و هیچ یک ازشما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده ی خود را بخورد!؟ همه ی شما از این امر کراهیت دارید…» [۱] بنابراین میبینیم که بدگمانی، تجسس و نیز غیبت که ۳ خصیصه ی مذموم از نظر خداوند است و ریشه ی سعایت، تخریب دیگران و مقدمه ی ورود به حریم خصوصی آدم هاست از سوی خداوند به شدیدترین لحن ممکن نهی شده است.
تاریخچه ی زیرآب زنی و سعایت
نگاهی به گذشته ی تاریخی جامعه ی ما نشان میدهد که سعایت و بدگویی ریشه در گذشته دارد و ناشی از رقابت میان ایرانیان برای رسیدن به مناصب بالاتر و یا از میان بردن رقیب برای منافع بیشتر بوده است. در گذشته به دلیل فقدان قانون به معنای واقعی و به دلیل اینکه شاه و حکام تنها قانون نانوشته و شناخته شده ی ما بودند، در نتیجه کسانی که طالب رشد و نزدیکی به هرم بالای قدرت بودند به ناچار تنها راه شناخته شده ی آن روزگار یعنی کنار زدن رقیب را پیشه میکردند و در نزد حکام به سعایت از فرد مقرب به درگاه سلطان، میپرداختند تا با پایین کشیدن وی از قدرت، خود در جایگاه وی قرار گیرند.
اصطلاح زیرآب زنی یک روایت دیگر نیز دارد که گذشته از اینکه بخواهم در رد و قبول آن قضاوتی کنم، خالی از لطف نیست. میگویند در گذشته در خانههای قدیمی که خانوارها در کنار یکدیگر میزیستند، خانوادهای که در نظر داشت طرف مقابل را آزار داده یا انتقام بگیرد، دریچه ی آب سالم و ذخیره ی آن همسایه را باز کرده و از این طریق تمام آب تمیز آن همسایه را از بین میبرده و در حقیقت با این کار زیر آب حوض طرف مقابل را کشیده و تمام آب ذخیره را هدر میداده است. [۲] ظاهراً این اصطلاح از همان روزگار قدیم در ایران مرسوم شده است ولی در معنای امروزی، زیرآب زنی، معادل تخریب، بدگویی، سعایت از دیگران به قصد جلوگیری از رشد وی، انتقام و یا تصاحب شغل و موقعیت اجتماعی و گاه نیز تنها به قصد فرونشاندن آتش حسادت خود سعایت کننده است.
مدیران متوهم؛ ریشههای تولد این ناهنجاری اجتماعی و اخلاقی
به باور اکثر روان شناسان اجتماعی، ریشه ی گرمی بازار افراد سعایت کننده و به اصطلاح زیرآب زن، وجود مدیران متوهم است. مدیرانی که در روزهای آغاز مدیریت خود و آغازین روزهای تکیه بر مسند ریاست، توهم توطئه دارند و با این پیش داوری عجولانه که ناشی از عدم آشنایی با اصول علمی مدیریت میباشد، خواسته یا ناخواسته افراد بیکار، سعایت کننده و «زیرآب زن» را در اطراف خود جمع میکنند. افرادی که آتش توهمات این مدیران را شعله ورتر میکنند تا آتش در خرمن افراد لایقی که دارای کرامت نفس بوده و حاضر نمیشوند متملقانه به مدیران بالادست نزدیک شوند، بیندازند. این مدیران به جای نگاه علمی به کار و نیز بهره گیری از افراد باتجربه تر و متخصص، به بال وپر دادن به این افراد مشغول شده و متأسفانه کوچک پروری میکنند. نتیجه ی چنین فرایندی، مهاجرت افراد لایق از آن حوزه یا گسترش اضطراب در محیطهای کاری، عدم اطمینان به آینده ی شغلی از سوی افراد لایق و در نتیجه گوشه گیری و از میان رفتن انگیزه ی فعالیت صادقانه در افراد و در نتیجه کاستن از بهره وری در آن حوزه ی مدیریتی میباشد.
بنابراین نقش مدیران آگاه را در کاستن از مضرات این پدیده ی شوم باید بسیار با اهمیت ارزیابی کرد. از آنجا که هر مدیری در ابتدای مدیریت مشتاق است از چندوچون حوزه ی مدیریت خود آگاه شود، بهتر است از شتاب، قضاوت و پیش داوری خودداری کرده و از پذیرفتن افراد متملق، چاپلوس و سعایت کننده خودداری کند. در عوض با الگوگیری از مدیریت علمی، صبر و آشنایی حضوری با زیرمجموعه ی تحت مدیریت، زمینههای رشد این گونه افراد و گروهها را فراهم نیاورد.
کم رنگی زشتی ناهنجاریها
در آموزههای دینی ما حفظ آبروی مؤمن از جان و مال وی گرامی تر داشته شده است. همچنان که دروغ، ریا، تملق، جست وجو در حریم خصوصی دیگران، غیبت و به طورکلی هر چیزی که به حق الناس تعلق دارد و هر عملی که حقوق انسانها را پایمال میکند، بسیار نکوهش شده است. اما گاه عوامل اقتصادی، سیاسی و نیز فرهنگی یک جامعه، اندک اندک درستکاری و پرهیز از این امور زشت را در میان مردم، عادی جلوه میدهد، به خصوص اگر فرهیختگان یک جامعه و یا کسانی که میبایست الگوهای فرهنگی جامعه باشند برای پیشبرد منافع دنیایی، اصول شناخته شده ی اخلاقی را بهانه قرار دهند و حسن یوسف جامعه را به ثمن بخس روانه ی بازار کنند، آن وقت دیگر در باور مردم عامی و متوسط، آن پسندِ ناپسند، عادی جلوه گر خواهد شد، چنانچه گفتهاند: الناس علی دین ملوکهم!
شناخت تأثیرات سوء این ناهنجاری
راستی و درستی و پسندهای اخلاقی گذشتگان، سرمایههای اجتماعی قابل اتکایی هستند که دوام و رشد جامعه را ضمانت میکنند. ضربه زدن به باورهای اخلاقی و توجیه زشتی به بهانه ی حق بودن، ممکن است منافع کوتاه مدت فرد یا گروه را تأمین کند، اما در درازمدت، گذشته از اینکه از همان روش و با واژگونه کردن حقایق و ارزشها و سرمایههای اجتماعی علیه همان گروه استفاده خواهد شد و باورهای اخلاقی کل جامعه را زیر سؤال خواهد برد.
سعایت و بدگویی و تخریب دیگران و به اصطلاح زیرآب زدن نیز حتی به بهانه ی بر حق بودن ما امری ناپسند خواهد بود، چنانچه معروف است هدف هرگز هیچ وسیلهای را توجیه نمیکند، بلکه به یک امر نامشروع، مشروعیتی نامشروع تر میبخشد، افکار عمومی و نیز مدیران بالادست را برای مدتی کوتاه با ما همراه میکند، اما در همان حال با حمله به باورهای جامعه، خود سعایت کننده و زیرآب زن را در معرض خطری همسان و هم سنگ قرار میدهد. ناامنی و بی اعتمادی را فزونی میبخشد، دروغ و ریا و تزویر را وسیلهای کارآمد جلوه گر میکند، عیب پوشی و رازداری را که خصلتی خداوندی است به کنار زده و آبروریزی و پرده دری را ارزش جلوه داده و بدتر از آن به عنوان نردبانی برای رشد و ترقی آدمها جلوه گر میکند.
همه گیر شدن این پدیده ی شوم، زنگ خطر را برای سرمایههای اجتماعی قابل اتکای جامعه به صدا در خواهد آورد، چهرهها را غیرواقعی و غیرقابل اتکا میکند، شایعه را که شمشیری دولبه برای جامعه است در نیامها آماده نگه میدارد تا هر لحظه آمادگی آن را داشته باشند که حقایق را در سایه نگه دارند. از دیگر آسیبهای اجتماعی پدیده ی سعایت و زیرآب زنی رواج ازخودبیگانگی و فردگرایی است، فرد دیگر خود را متعلق به جامعه نمیداند و منافع زودگذر خود را به منافع پایدار اجتماع ترجیح میدهد، احساس نگرانی در تاروپود فرد ریشه میدواند؛ چراکه دیگر با رفتارهای فردی حمایت جامعه را در درون خود از دست میدهد و خود را تنها حس میکند. اینها همه در حالی است که فرد با فقدان اعتماد، سرمایه ی اجتماعی مهمی به نام راست گویی را نیز از دست میدهد.
سعایت و بدگویی به روابط اجتماعی و حسن معاشرت افراد لطمات جدی وارد میکند، اتحاد جامعه را خدشه دار میکند؛ چراکه وقتی پرده دری و ورود به حریم خصوصی افراد امری عادی تلقی شده و ورودکننده نه تنها به خاطر ورود به آن عرصه تنبیه نمیشود بلکه امتیاز نیز دریافت میکند؛ بنابراین آن عمل ناهنجار به عنوان یک تقویت کننده ی مثبت و راه گشا در رشد تلقی شده و عملی مورد پسند مدیران جامعه مخصوصاً در محیطهای شغلی جلوه گر میشود. این در حالی است که در آموزههای دینی ما و نیز در قرآن کریم خداوند مردم را از پذیرفتن بی چون وچرای سخن بدگویان بازمی دارد، چنانچه میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ…» ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره ی آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده ی خود پشیمان شوید. [۳]
بنابراین خداوند برای مقابله با سعایت کنندگان و بدگویان راه حلی بسیار علمی و عملی ارائه میدهد و آن هم پرهیز از پذیرفتن بی چون وچرای سخن بدگویان، روشنگری و جدا کردن سره از ناسره است. مدیران کلان و ارشد جامعه با میدان ندادن و امتیاز نبخشیدن به چنین افرادی میتوانند به چندین سرمایه ی بزرگ اجتماعی یعنی گسترش اعتماد، اتحاد و همدلی، راست گویی و گسترش امنیت روانی جامعه کمک کنند. بستن چنین راههایی به افراد جامعه یادآور میشود که برای رشد و حضور و طی پلههای ترقی باید فضائل حقیقی و تواناییهای فنی و اخلاقی خود را تقویت کنند. تداوم چنین فرایندی جلوی رشد بیماریهای فردی را نیز مسدود میکند و چه بسا در درمان چنین انسانهایی نیز کارگر افتد، ضمن اینکه از نهادینه شدن چنین بداخلاقیهایی جلوگیری به عمل آورد و این باور را که برای رسیدن به درجات بالاتر باید دیگران را از نردبان رشد پایین کشید، منسوخ کند.
زیرآب زنی فرهنگی
یکی از زشتترین و مخربترین رویههای زیرآب زنی آن است که فرد سعایت کننده، باورهای فرهنگی و دینی مردم و نمادهای پذیرفته شده و مقوم یک جامعه را ابزاری برای حمله به رقیب و یا قربانی این روش ناپسند قرار میدهد. باورهای دینی و فرهنگی و اصل فرهنگ و آن هم هنجارهای فرهنگی ریشه دار یک جامعه از ستونهای نگه دارنده ی جامعه بشری است، اما تمسک فرد بیمار به باورهای پذیرفته شده ی جامعه و استفاده ی ابزاری از آن برای ضربه زدن به قربانی خود، میتواند باور افراد عادی جامعه را که میتوانند لزوماً از نخبگان نباشند، نسبت به آن باورهای فرهنگی و دینی ابزارشده به وسیله ی فرد سعایت کننده، متزلزل کنند.
آموزش به مدیران جامعه یکی از راههای مقابله جدی با این پدیدههای مخرب اجتماعی است. رها کردن این دیوار کج به حال خود، میتواند ضربههای جبران ناپذیری به ساحت اخلاق فردی و اجتماعی وارد کند، درحالی که بهره مندی از علمای اخلاق و آموزههای دینی در صورت اشاعه ی آن میتواند روند رشد چنین فرایندی را کندتر کند. فرایندی که میتواند به پرورش انسانهایی سالم، نوع دوست و اخلاقی کمک کند و انسانها را به این باور رهنمون کند که خداوند روزی انسانهای زحمت کش و پرتلاش را ضمانت کرده است، آن هم از منبعی که آدمها هرگز حساب آن را نمیدانند. در سایه ی آموزش صحیح همه خواهیم آموخت که تماشای رنج دیگران، زندگی هیچ انسانی را تماشایی نمیکند و اینکه رشد افراد در پلههای ترقی موجب رشد جامعه شده و رشد جامعه نیز موجبات رشد همه ی افراد را به دنبال خواهد داشت.
فرجام سخن
متأسفانه رشد ناهنجارهای اخلاقی -درست یا نادرست- به پای نظامهای سیاسی و نیز دولتها نوشته میشود، درحالی که ناهنجاریهایی همچون سعایت، ورود به حریم خصوص دیگران، تزویر، استفاده ی ابزاری از باورها و فرهنگ عمومی و … میتواند ریشه در ناهنجاریهای رسوخ کرده در فرهنگ یک جامعه آن هم در طول قرنهای متمادی و حاصل حضور فرهنگهای مهاجم در یک سرزمین باشد. شناسایی عوامل تاریخی و فرهنگی، رسوخ یک ناهنجاری و نیز تربیت نیروهای زبده برای بازگرداندن نیروهای جامعه به فضائل اخلاقی گذشته و حال و بها بخشیدن و ممتاز کردن انسانهایی که هنوز کرامتهای اخلاقی را تنها راه رشد خود و دیگران میدانند، میتواند در جلوگیری از رشد فرهنگ «زیرآب زنی» در جامعه کمک کند. از طرفی برخی از این ناهنجاریها شاید تنها ویژگی یک ملت و یک جامعه نباشد، بلکه خصیصه ی مشترک میان جوامعی باشد که روندی مشابه را در طول تاریخ اجتماعی، سیاسی خود شاهد بودهاند.
پژوهشهای سازمان دهی شده برای شناسایی و مطالعه ی عمیق در ناهنجاری یادشده و بررسی تطبیقی آن در جوامع فرهنگی دیگر، میتواند دولتها را در پایان بخشیدن به چنین فرایندی یاری رساند، فرایند زیان باری که کرامت انسانی و فرهنگ را -که از ستونهای مهم نگه دارنده ی جوامع بشری است- مورد هجوم قرار دهد و پایههای اخلاق و باورهای انسانی را متزلزل سازد.
پانویس
- ↑ قرآن کریم، سوره حجرات، بخشی از آیه ۱۱ ص ۵۱۶
- ↑ http://www.farhangnews.ir/content/55123
- ↑ قرآن کریم، سوره حجرات، آیه ۶ ص ۵۱۶







