فرهنگ مصادیق:بررسی جهاد در اسلام و روابط بین الملل

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
بررسی جهاد در اسلام و روابط بین الملل

احسان علی اکبری بابوکانی
محسن شاکری
محمدرضا کمیلی فرد

کلید واژه

دین، روابط بین الملل، جهاد، مبانی، موانع، دفاع مشروع، امر به معروف، ابتدایی، دفاعی، منافق، مرتد، بغاه، کافر ذمّی، حربی، حکومت، قاصر، مقصر

چکیده

در متون اسلامی(کتاب و سنت) احکام و گزاره‌های صریح و روشن در باب جهاد وجود دارد که نگارنده سعی کرده است با استناد به این منابع،تعریف جامعی از جهاد،مبانی جهاد،حکم تکلیفی جهاد در حالت معمول و حالت اضطراری،اقسام جهاد(ابتدایی و دفاعی)،مسایل مربوط به جهاد و نهیتاً افراد موضوع جهاد(منافقین،مرتدین و بغاه از گروه مسلمانان و کفار ذمّی و حربی از گروه غیر مسلمین) ارایه نماید.آنچه مسلّم است و از آیات قرآن بر می‌آید این است که مسألهٔ جهاد به عنوان یک فریضه در اسلام معرفی شده.البته این فریضه در مواردی که طرف مقابل کافر(چه حربی و چه ذمّی) باشد هم اجرا نمی‌گردد.ازجمله این که اگر کافر با حکومت اسلامی قرارداد منعقد کرده باشد و ضمن آن ملزم به رعایت خطوط و حریم‌ها باشد و یا آن که کفار در منطقهٔ حرم حضور داشته باشند و یا در ماه‌های حرام در تعامل با مسلمین در آیند،جهاد با آنان جایز نیست(این حکم مسأله در حالت معمول می‌باشد).اما اگر همین کفار بخواهند نقض عهد نمایند یا این که در ماه حرام یا در حرم به مسلمین تجاوز نمایند،حکم حالت اضطرار جاری گردیده و جهاد با آنان واجب می‌شود.البته آنچه که می‌تواند جهاد(چه ابتدایی و چه دفاعی)را مشروع کند آن است که هدف از جهاد دفاع از اسلام و آزادی ارادهٔ افرادی است که تحت ظلم حکومت‌های جور می‌باشند(مستضعفین)و آن حکومت‌ها مانع از دستیابی مردم به پیام اسلام می‌شوند که با این توضیح،جهاد ابتدایی هم به نوعی،جهاد دفاعی به شمار می‌رود.

مقدمه

مسألهٔ دفاع از جمله مسایلی است که در فطرت هر موجودی از جمله انسان به طور غریزی نهفته است.اما با این حال در برخی شرایط،انسان قادر به شناسایی خطر و یا عکس العمل در برابر آن نیست.لذا شارع مقدس با بیان مسایلی تحت عنوان جهاد ،نوع عکس العمل انسان‌ها را در برابر این دسته از خطرات بیان فرموده است.جهاد که از ریشهٔ «جهد» در باب مفاعله به کار رفته است بیانگر دو نکتهٔ اساسی است.اوّل آن که در مسألهٔ دفاع از خود باید نهایت تلاش خود را نمود«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ...»(انفال/۶۱) و باب مفاعله نیز بیانگر آن است که همواره این امر دو جانبه است؛چرا که در صورت مقاومت در برابر تجاوز دشمن،دشمن نیز سعی و تلاش خود را جهت غلبه به کار می‌برد.
البته جهاد در اسلامبه عنوان یک فریضه به شمار می‌رود که با توجه به آیات قرآن می‌توان به اهمیت آن پی برد.اما همواره گروه‌هایی جهت متروک و یا حتی محکوم نمودن این فریضهٔ الهی،که مطابق با فطرت بشری است،شبهاتی از جمله این که اسلام با تجویز جهاد(جهاد ابتدایی)دینی ضدّ بشر و جنگ طلب و ضد صلح است مطرح نموده و می‌نمایند و با این دسته شایعات سعی در مخدوش نمودن چهرهٔ اسلام و بر هم زدن روابط مسالمت آمیز امت و دول اسلامی با سایر امم و دول دارند.چرا که اگر چهرهٔ حقیقی اسلام اگر معرفی گردد،افراد زیادی به این دین صلح طلب گرویده و نتیجتاً منافع زورمداران به خطر می‌افتد.
لذا در مقام دفاع از آیین مقدس اسلام و این فریضهٔ مهم ،نگارنده سعی نموده است ابتدا تعریفی مختصر از جهاد ارایه نموده و سپس مبانی آن و حالات معمول و اضطراری تکلیفی مربوط به جهاد و افرادی که موضوع آن مطرح می‌گردند را بیان نماید تا بدین وسیله روشن شود که اسلام با بشریت سر ستیزه ندارد؛بلکه با جهاد در پی آزادی بشریت از اسارت بدی‌ها می باشدبدین شکل که اگر چه ماهیت جهاد جنگ می‌باشد و در جنگ نیز عده‌ای از انسانها کشته می‌شوند، اما باید گفت دلیلی که مسألهٔ جهاد را جایز می‌دارد ،قرآن کریم است که با اشاره به رابطه دو نوع حیات مادی و معنوی اعلام کرده که انسان ناچار است از میان این دو ، یکی را انتخاب کند.لذا انسان باید حیات مادی را فدا سازد و حیات معنوی را برگزیند«فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ»[۱] [۲]
از این روحیات معنوی نسبت به حیات مادی از اهمیت بیشتری برخوردار است و لذا خطر آنانکه حیات معنوی را تهدید می‌کنند، بسیار بیشتر از خطر تهدید کنندگان حیات مادی است، «وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ»[۳]
البته در استدلال دیگر جهت اثبات مشروعیت جهاد می‌توان به منشأ حق متوسل شد و گفت از نگاه اسلام این مطلب مسلم است که هیچ چیزی جز ذات ربوبی پروردگار نمی‌تواند اصالتاً منشأ حق باشد، لذا هر کس که حق حیات را به انسان از روی لطف بخشیده (که او تنها خداوند است) همو می‌تواند در شرایط خاص از روی حکمت و مصلحت این حق را از او سلب نماید.
در پایان باید اشاره نمود اسلام با امضای برخی احکام نظیر قایل شدن به وجود ماه‌هایی تحت عنوان ماه‌های حرام(ذی القعده،ذی الحجه،محرّم ورجب) و همچنین تعریف برخی مناطق به عنوان حرم و حرام بودن اعمالی نظیر قتال و کشتار در حالت معمول«يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ...» [۴]،همواره سعی داشته است با پیام صلح و به دور از جدال افراد را به خود دعوت نماید؛چرا که اسلام دینی است مطابق با فطرت پاک بشر و هر فطرت پاکی که کلام اسلام را دریافت نماید از روی رغبت پذیرای آن می‌شود.

تعاریف

دین

مجموعه گزاره‌هایی است از سوی خداوند برای انسان که به صورت وحی جهت ادارهٔ دنیا و کسب سعادت اخروی و نهایتاً تقرّب به او،تنظیم گردیده.در این راستا علمای اسلامی معتقدند که تعلیمات دین مبین اسلام سه بخش است:
الف-بخش عقاید؛ب-بخش اخلاق؛ج-بخش احکام[۵]در اینجا ما با کمک دو بخش اعتقادات و احکام به بررسی جهاد در اسلام می‌پردازیم.

روابط بین الملل

«روابط بین الملل»به معنای عام کلمه،رشتهٔ گسترده‌ای است که مشتمل بر انواع روابط سیاسی،فرهنگی،اقتصادی و غیره می‌شود. روابط بین الملل در واقع مطالعهٔ این است که کشورها در عرصهٔ بین الملل چگونه عمل می‌کنند[۶]که البته از درون مباحث پیرامونی حقوق بین الملل و تاریخ بین الملل،مباحث مشترک حول«جنگ و صلح»استخراج و به طور مستقل مورد بررسی قرار می‌گیرد(به عنوان مثال می‌توان قرار داد۱۶۴۸ وستفالی را با تسامح نقطهٔ آغازین روابط بین الملل جدید دانست).لذا علم روابط بین الملل متولی شناخت تمام کنش‌ها و واکنش‌های مرتبط با این مباحث می‌باشد[۷]و البته با اندکی تأمل در ماهیت نظری و کارکردی رشتهٔ روابط بین الملل باید آن را در همان معنای ساختاری و التزامی به کار برد[۸]همچنین باید اشاره نمود که اگرچه تمام رشته‌ها و دانش‌های مرتبط با عرصهٔ جهان ارتباط وثیق با یکدیگر دارند،اما نسبت امنیت بین الملل و روابط بین الملل در این میان عمیق تر به نظر می‌رسد و به سختی قابل تفکیک از یکدیگرند.

جهاد

«جهاد»(به کسر جیم)،اسم مصدر از ریشه ی«جَاهَدَ» می‌باشد.در لغت به معنای تلاش نمودن در مقابل کسی می‌باشد و در اصطلاح به معنای جنگی است که مسلمانان برای دفاع از دین می‌کنند«وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ ...»[۹]

فتنه

در لسان العرب[۱۰]این معانی برای واژهٔ فتنه آمده است:
الف-ابتلا و امتحان که جامع و قدر مشترک تمام معانی دیگر است. ب-مال و اولاد(که شاید لغویون با توجه به آیهٔ ۲۸ سورهٔ انفال و ۱۵ سورهٔ تغابن آن را آورده‌اند. ج-عذاب کردن،سوزاندن با آتش،کفر،ضلال،گناه،اضلال و رسوایی. د- محنت،اختلاف،آشوب میان مردم،جنگ و قتل. ه- شگفت زده شده از چیزی(إعجاب)،جنون.
اما معنایی که به موضوع جهاد نزدیکتر است،بازگرداندن انسان از عقیده می‌باشد که از آیات چهارم تا دهم سورهٔ برج طی حکایت شکنجهٔ مؤمنین از جانب کفار،بیان شده است.

مبانی جهاد

مسألهٔ جهاد دارای یکسری مبانی می‌باشد که قوام و فلسفهٔ وجودی آن وابسته به این مبانی است که عبارتند از:

لزوم برداشتن موانع اسلام پذیری

هدف از جهاد آن است که باید زورمندان و سرمایه دارانی که با قدرت تبلیغات و زور و تزویرمانع رسیدن ندای اسلام به مردم می‌شوند،از جلوی راه اسلام برداشته شوند تا این پیام آسمانی به کوش مستضعفانی که تحت سلطه آنان قرار دارند برسد و آنان به کمک فطرت انسانی خویش،اسلام را بپذیرند.لذا جهاد در اینجا به دلیل حمایت از آزادی و ارادهٔ مستضعفان با غایت ابلاغ اسلام به آنان پدید آمده است.در اینجا لازم است به عنوان شاهد بر مدّعی به آیات قرآن استناد نماییم:
۱-۱-۲- « أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ .قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ .وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ »[۱۱]
۲-۱-۲-«... وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا...»[۱۲]

دفاع مشروع

یکی از مصادیق کلی دفاع مشروع،دفاع از حق معنوی هدایت و تدیّن است که از سوی زورمندان تهدید می‌گردد.بر اساس این مبنا در هر جا که ظلمی بر مردم روا گردد و مسلمانان قدرت مبارزه با آن ظلم را داشته باشند،باید به دفاع از مظلومین برخیزند.آیات قرآن در این راستا می‌فرماید:
۱-۲-۲-«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ » [۱۳]
۲-۲-۲-«أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ . الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ...» [۱۴]
بنابر روایتی از ابن عباس، این آیه در هنگام هجرت پیامبر اسلام (ص) از مکه و اولین آیه‌ای است که دربارهٔ قتال نازل شده است [۱۵]
لذا دلالت این آیه بر مورد ظلم واقع شدن و اخراج از خانه و کاشانه به خاطر اقرار به کلمه توحید واضح است.
۳-۲-۲-«وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا » [۱۶]

امر به معروف و نهی از منکر

مسألهٔ امر به معروف و نهی از منکر دارای سلسله مراتب استبه این صورت که باید ابتدا مراحل قلبی،لسانی یدی افراد عاصی را به اتیان اوامر الهی دعوت نماییم.اما اگر مراحل مذکور بدون نتیجه ماند،نوبت به اقدام قهرآمیز فرا می‌رسد.لذا فقهای گذشته،امر به معروف و نهی از منکر را مبتای جهاد دانسته‌اند،به گونه‌ای که شهید ثانی در شرح لمعه خواندن مشرکین به اسلام را فلسفهٔ جهاد ابتدایی دانسته است[۱۷]البته لازمهٔ پذیرش این نظر این است که توجیه مناسبی برای عدم مغایرت جهاد ابتدایی با اصل آزادی عقیده در اسلام بیاوریم.
آیات زیر نیز در این راستا می‌باشد:
۱-۳-۲-« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ...» [۱۸]
۲-۳-۲-« وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا...» [۱۹]
۳-۳-۲-«وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ...» [۲۰]
۴-۳-۲-«الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ...» [۲۱]
لذا باید گفت که جهاد،زمینه ساز تحقق هدف جامعهٔ دینی که همان حاکمیت توحد در عرصهٔ اعتقادی و اقامهٔ شعایر دینی در جامعه است که در رأس آن،نماز و زکات برای تصحیح رابطه با خدا و امر به معروف و نهی از منکر برای تضمین سلامت جامعه قرار دارد.
علاوه بر موارد یاد شده می‌توان گفت که ایجاد امنیت و اقامهٔ نظام الهی،ایجاد محیط سالم برای شکل گیری نظام عادلانه،مبارزه با عوامل فشار و استکبار،هدایت مردم،حفظ اصول و مقررات عمومی،ریشه کن نمودن تجاوز و غیره نیز می‌تواند از جمله اهداف،انگیزه‌ها و مبانی مشروعیت جهاد محسوب نمود[۲۲]
در این صورت به نظر می‌رسد که ولی امر مسلمین باتوجه به شرایط و مبانی مختلف تصمیم مقتضی اتخاذ نمود.

حکم تکلیفی جهاد

جهاد و به عبارت دیگر جنگ بر دو نوع است؛الف)جهاد ابتدایی،ت)جهاد دفاعی[۲۳].

جهاد دفاعی

جنگ دفاعی در تمامی مکاتب بشری و الهی مقبول است و در دین اسلام نیز با توجه به مبانی دفاع مشروع و آیاتی که قبلاً بیان شد،مشروع و حتی واجب می‌باشد.وجوب این امر در آیات قرآن خطاب به دو گروه آمده است:
۱-۱-۳- دستور قاطع به فریضه جهاد خطاب به رسول خدا (ص)، به عنوان حاکم دولت اسلامی،که علاوه بر آن از او خواسته شده است که مسلمانان را به آن دعوت و تشویق کند همچون: «فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا » [۲۴]
و نیز«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ . يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ...» [۲۵]
۲-۱-۳-خطاب به مسلمانان
«كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ » [۲۶]

جهادابتدایی

در عصر غیبت هیچ یک از احکام شرعی تعطیل نمی‌شود(مگر موارد خاص)و مسلمین تحت فرمان ولی فقیه واجد شرایط و نایب ولی عصر(عج)باید در حد توان در مسیر اجرای احکام شرعی قدم بردارند و حکومت‌های نامشروع را ساقط نموده و تحت ولایت الهی قرار دهند.در این صورت حتی اگر حکومت جوراجازهٔ نشر معارف اسلامی را در حیطهٔ سلطنت خود بدهد و مرتکب ظلم فاحشی نیز نشود،به دلیل نا مشروع بودن آن حکومت،طرف جهاد مجاهدین اسلام قرار خواهد گرفت[۲۷]
در فقه امامیه که اکثر فقها پس از شیخ طوسی قایل به شرطیت حضور و اذن امام معصوم در وجوب جهاد ابتدایی هستند[۲۸]،مرابط و مرزبانی حتی در زمان غیبت امام معصوم جایز و حتی مستحب[۲۹]و حتی شهید ثانی قایل به تأکد استحباب آن ولو در زمان غیبت می‌باشد[۳۰]البته این نوع جهاد مورد مناقشه واقع گردیده است.در دفاع از این نوع جهاد باید گفت جنگ به عنوان تجاوز از دید اسلام به هیچ وجه روا نیست«وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ » [۳۱]لذا اگر جهاد ابتدایی را نیز باید به عنوان نوعی دفاع از اسلام و اراده و حق انتخاب آزاد مردم بدانیم.از نظر برخی از علما «آزادی تکوینی به این معناست که انسان در انجام هیچ کاری بی اختیار و ناچار نیست همانطور که رها و یله نیز نیست... .اما از این آزادی تکوینی نمی‌توان چنین برداشت کرد که انسان در مرحله تشریع و انتخاب عقیده بتواند به هر سو که خواست میل کند و خداوند بدین میل او ارج نهد ... . اگر کسی پس از جستجوی کامل و از سر میل و اراده، باطل را برگزیند و از پذیرش حق سرباززند، در ردیف کسانی است که پیامبر گرامی و امامان معصوم فرمان «جهاد ابتدایی» با وی را صادر می‌کنند. اگر نیز در نظر برخی، وجوب جهاد ابتدایی در این مورد پذیرفته نباشد، اما بی تردید همه بر این باورند که اینگونه افراد در عذاب دوزخ جاودانه‌اند.» [۳۲] گروهی دیگر با اشاره به مبنا و غایت جهاد، نه تنها آنرا در تضاد با آزادی نمی‌دانند بلکه هدف از این فریضه را دفاع از آزادی برشمرده‌اند، اینان می‌گویند جنگ و جهاد ابتدایی برای تحمیل دین بر مردم نیست. بلکه ستیز با سران بی منطق کشورهای بی‌دین است که از این جهت موافق آزادی عقیده و در جهت مهیاسازی آن است. پیامبران الهی، همگی پاسداران دلهای مردم و شکوفاسازان فطرت آنان هستند «وَ یُثیرُوا لَهُم دَفائِنَ العُقول»[۳۳] لذا برای رفع ابهامات باید گفت دفاع از چه چیزی است.

احکام جهاد ضمن مسایل دیگر

۱-۳-۳-جهاد در ماه‌های حرام و منطقهٔ حرم
در مورد مسألهٔ جهاد ابتدایی باید گفت به دلیل اضطراری بودن آن در صورت تجاوز دشمن،همواره تا حد دفع هجوم دشمنان ،جهاد واجب است «الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ»[۳۴]
اما حکم معمول جهاد ابتدایی در ماه‌های حرام و منطقهٔ حرم،حرمت است؛مگر آنکه کافران قصد کنند با سوء استفاده از این حکم به مسلمین ضربه بزنند،که در این صورت اسلام دستور مقابله با آنان را داده است«يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ...» [۳۵]
در آیات دیگر نیز بیان شده است که:
۱-۱-۳-۳- «وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ . وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ » [۳۶].لذا تا زمانی که کافران، ملتزم به حریم‌های شرعی و عرفی مورد امضای اسلام هستند، مسلمانان نیز باید این حریم‌ها را در خصوص ایشان رعایت کنند. اما اگر بخواهند با سوء استفاده از حرمت‌گذاری مسلمانان به این حریم‌ها، به آنان تجاوز و تعدّی کنند اسلام به آنان دستور مقابله داده است: به دلالت آیه ۱۹۱ (حرمت حرم و مسجد الحرام) و نیز ۱۹۴ و ۲۱۷ بقره (حرمت ماه‌های حرام). و در ۱۹۴ فرمود: «ماه حرام در مقابل ماه حرام قرار خواهد گرفت و هر حرمتی با حرمتی همسان آن باید مکافات شود».
نکتهٔ قابل توجه این است که جهاد باید در راه خدا باشد نه انگیزه و اهداف شخصی«وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ... »[۳۷]
محدودهٔ جهاد ابتدایی نیز باید تا جایی باشد که کفار را از موضع تجاوزگرانهٔ خود عقب براند ،نه فراتر از آن «فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ . وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ » [۳۸]
۲-۳-۳-وجوب اطاعت کامل از فرماندهی جنگ
رمز موفقیت در هر ساختار و فعالیت اجتماعی در گرو اطاعت کامل از رهبر جامعه است.
این مسأله در امور جنگی و نظامی که نیازمند سرعت، دقت و قاطعیت در تصمیم‌گیری و اجرای بی‌چون و چرای آنها است از حساسیت بیشتری برخوردار است. علت اصلی شکست مسلمانان در جنگ احد بعد از پیروزی اولیه در آن، تخلف از فرماندهی جنگ در حراست از گردنه احد بود [۳۹]
به همین جهت قرآن به عنوان یک دستور کلی می‌فرماید:
«وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ » [۴۰]
۳-۳-۳-وجوب حفظ اسرار نظامی
اگر شایعه‌ای درخصوص موقعیت دو سپاه و بالتبع احساس خطر یا امنیت کاذب ناشی از آن، منتشر شد، بدون دامن زدن به آن، مسأله را به رسول خدا (ص) و فرماندهانی که از سوی رسول خدا (ص) منصوب شده‌اند ارجاع دهند تا مسأله با توجه به کارشناسی جنگ مورد ارزیابی واقع شود و حقیقت امر معلوم گردد. از این رو با یک بیان توبیخی می‌فرماید:
«وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا» [۴۱] ۴-۳-۳-حدّت و شدّت در جنگ
خداوند در وصف مؤمنین می‌فرماید:
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ...» [۴۲]
و نیز می‌فرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ...» [۴۳]
همچنین با توجه به آیهٔ چهارم سورهٔ محمد(ص)(که نام دیگر آن سورهٔ قتال می‌باشد)و آیهٔ شصت و هفتم سورهٔ انفال،دو نوع برخورد با کفار داخل جنگ داریم؛یکی مرحلهٔ قبل از إثخان(زمین گیر شدن و از کرّ و فرّ افتادن دشمن)و دیگری مرحلهٔ بعد از آن.
در مرحلهٔ قبل از إثخان گرفتن اسیر به دلیل ایجاد رعب و وحشت در دل کفار جایز نیست و از این رو باید کلیهٔ دشمنان به قتل برسند«مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »[۴۴]
اما پس از این‌که جبهه دشمن رو به هزیمت گذاشت، حملات دشمن فروکش کرد(مرحله بعد از إثخان)، وظیفه مسلمانان، گرفتن اسیر و محکم به بند کشیدن ایشان است تا بعداً طبق صلاحدید ولی امر مسلمین با آنان رفتار گردد[۴۵]
قرآن کریم در سورهٔ محمد(ص) به دو شکل این رفتارهااشاره می‌کند:
«فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ...»[۴۶]
۵-۳-۳-ممنوعیت غدر
در تعالیم اسلام،غدر ممنوع است. در مجمع البحرین، غدر را به ترک وفای به عهد و نقض آن معنا کرده است. در جواهر الکلام آمده است: «غدر جایز نیست به این نحو که به دشمن امان دهند و سپس او را بکشند» [۴۷]
در کافی، من لایحضره الفقیه و تهذیب حدیثی با سند صحیح از امام ابوجعفر باقر (ع) نقل شده است که فرمود: هر کس دشمن خود را امان دهد و سپس او را بکشد، روز قیامت با پرچم غدر (خیانت) وارد محشر می‌شود.
امیرالمؤمنین (ع)نیز می‌فرماید: «به خدای سوگند! معاویه از من زیرک‌تر نیست؛ ولی او نیرنگ باز و گناه پیشه است. و اگر نیرنگ ناپسند نبود همانا من از زیرک‌ترین مردم بودم. ولی هر نیرنگ‌بازی، گناه پیشه و هر گناه پیشه‌ای، کافر است و برای هر نیرنگ‌باز و خیانت پیشه‌ای، پرچمی است که روز قیامت به آن شناخته می‌شود» [۴۸]
البته موارد مذکور بیانگر حکم غدر در حالت معمول می‌باشد؛حال آنکه در صورتی که شخص در حالت اضطرار قرار گیرد حکم به گونه‌ای دیگر می‌شود.برای بیان بهتر مسأله به روایات ذیل اشاره می‌نماییم:
محمد سید سابق در فقه السنه می‌نویسد:«خدعه و دروغ در جنگ برای گمراه ساختن دشمن جایز است به شرط آن که مشتمل بر نقض پیمان یا امان نباشد. و از خدعه آن است که فرمانده سپاه به دشمن چنین وانمود کند که تعداد سپاهیانش آنقدر زیاد است که غلبه بر آن ممکن نیست» [۴۹]
محمد حسن نجفی نیز در جواهر الکلام می‌نویسد: «همان‌گونه که علامه حلّی در برخی از کتب خود تصریح کرده است، خدعه در جنگ جایز است. بلکه وی در تذکره الفقهاء و منتهی، بر این مطلب دعوی اجماع کرده و گفته است: مخادعه در جنگ و اینکه مبارز برای کشتن حریف خود، متوسل به خدعه شود اجماعاً جایز است» [۵۰]
روایاتی در صحیح بخاری و تهذیب طوسی از امیرالمؤمنین علی (ع) نقل شده است که فرمودند: «به خدای سوگند! اگر از آسمان سقوط کنم در نزد من محبوب‌تر از آن است که به رسول خدا (ص) سخنی را نسبت دهم که نفرموده باشد. شنیدم که ایشان در روز خندق فرمود: «جنگ، خدعه است» [۵۱]
۶-۳-۳-فرار از جنگ
بنابر آیهٔ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » [۵۲] مسلمانان باید در نبرد ثابت قدم بوده و از جبهه فرار ننمایند،چرا که در غیر این صورت مورد غضب الهی واقع می‌گردند وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ » [۵۳]

آتش بس

از آیات قرآن چنین برمی آید که صاحبان ادیان مختلف می‌توانند با پذیرفتن خطوط کلی دین یکدیگر،زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند.البته معنای زندگی مسالمت آمیز اقوام و ملل مختلف این نیست که یکدیگر را جهنمی بدانند و بالإصاله یکدگر را طرد و از روی ناچار کنار هم زندگی کنند؛زیرا ممکن است یکدیگر را باطل ولی معذور بدانند،نه دوزخی،چون هر باطل و هر مبطلی اهل جهنم نیست؛بلکه ممکن است در تشخیص حق دچار اشتباه شده باشند«وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ».
قرآن همانگونه که برای هر سه عضو خانوادهٔ جهانی پیام دارد ،به مسلمانان نیز دستور می‌دهد که حقوق خاص آن دو عضو دیگر را محترم شمارند.حتی دلدورزی نسبت به ملحدان را نیز توصیه می‌نماید«لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ »[۵۴] در زمینه سیاسی نیزمسلمانان تعلیم یافته‌اند که هرگز پیمان‌شکنی نکنند و تا زمانی که طرف دیگر برعهد خود پایدار است، آنان نیز عهد خویش را محترم شمارند. آنچه از متون دینی در اسلام استفاده می‌شود لزوم رعایت احترام متقابل است «...فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ»[۵۵] وگرنه با پیمان‌شکنان «لَا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً » باید برنامه‌ای جداگانه جاری کرد «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ»[۵۶]
همچنین قرآن کریم دستور داده‌است با همه انسانها رفتار نیکو داشته باشیم «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا »(بقره/۸۳)که البته در اینجا « قول » به معنای گفتار نیست بلکه به معنای عمل و شیوه است.

افراد موضوع جهاد

در اسلام حکم جهاد نسبت به گروه‌های خاصی جاری است ؛نه همهٔ افرادی که با مسلمانان هم عقیده نیستند.لذا برای بررسی بهتر گروه‌هایی که جهاد با آنان فرض گردیده است،آنان را به دو گروه داخل در جامعهٔ مسلمانان و خارج از جامعهٔ مسلمانان تقسیم کرده‌ایم.

مسلمانان

مسلمانان به گروه‌های زیر تقسیم می‌گردند:
۱-۱-۵-مؤمنین
براساس آیهٔ «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»[۵۷]، رابطه مؤمنین با یکدیگر، رابطه برادرانه و صمیمی است و حتی اگر به هر دلیل نزاع و اختلافی میان آنان رخ دهد، بر دیگر مؤمنان لازم است که بین آنها صلح برقرار سازند «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا »[۵۸]
۲-۱-۵-منافقین
عده‌ای معتقدند اسلام هیچگاه دستور کشتن یا حتی اخراج ایشان را نمی‌دهد،[۵۹] ولی گروه دیگر گفته‌اند رفتار و معامله با منافقان در دو مرحله صورت می‌گیرد:
مرحله اول، دوری گزیدن از آنها و پرهیز نمودن است «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ »[۶۰] و مرحله دوم، سختگیری بیشتر، بلکه جهاد با آنان می‌باشد «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ»[۶۱]
بدعت گزاران نیز ممکن است ملحق به این دسته باشند.[۶۲]
۳-۱-۵-مرتدین
خداوند متعال در مورد حکم برخورد با این افراد فرموده است«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ...»[۶۳]
رسول‌الله(ص) نیز فرمود:« هر که دین خود را تبدیل می‌کند، به قتل برسانید.» همچنین فرمودند:« خون هیچ مسلمانی را نمی‌توان ریخت بجز در سه مورد: کفر بعد از ایمان و...» [۶۴]
مشهور فقهای امامیه معتقدند حکم ارتداد اعدام است و مرتد باید کشته شود.البته لازم است به چند نکته توجه شود:
اول- باید میان کسی که شخصاً از دین خدا برگشته و گروهی که با هم مرتد شده‌اند و تشکیلات منظمی دارند تفاوت گذاشت.
دوم- جنگهایی توسط خلیفه اول با مانعان زکات صورت گرفت که البته برخی(ر.ک تاریخ و مقررات جنگ‌ـ محمد کریم اشراق) این جنگ‌ها را با عنوان جهاد با قانون شکنان معرفی نموده‌اند.
سوم- باید توجه داشت شاید در مواردی که کافر شدن کسی، هیچ فتنه‌ای در میان مؤمنین ایجاد نکند و موجب ضعف ایمان آنان نگردد، بتوان بگونه دیگری فتوا داد و اعدام را حکمی حکومتی، با توجه به شرایط تاریخی آن، در زمان نزول آیه، دانست.
چهارم- در مواردی که مقابله و جهاد با مرتدین متعین است، موارد تفاوت احکام این جهاد با جهاد با کفار باید احصا گردد (همچون غنیمت، احکام اسراء، محدودیت‌های جهاد وغیره).
پنجم- اینکه بحث در مورد سازگاری حکم ارتداد با حقوق بشر نیازمند تحقیق جداگانه‌ای است که در این مجال نمی‌گنجد. [۶۵]
۴-۱-۵-بغاه
یعنی کسانی که بر حکومت اسلامی خروج می‌کنند و در صدد براندازی نظام اسلامی بر می‌آیند که حکم آنان جهاد است.

غیر مسلمان

غیر مسلمانان نیز به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:
۱-۲-۵-داخل حوزه اسلامی
غیر مسلمانانی که داخل حوزه اسلامی وجود دارند دو دسته‌اند : کتابی و غیر کتابی.
۱-۱-۲-۵-اهل کتاب
ادیان آسمانی که از نظر اسلام رسمیت دارند عبارتند از: مسیحیت، یهودیت و زرتشتی. در مورد صابئین نیز میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. به هر حال اهل کتاب را نیز می‌توان به دو گروه تقسیم نمود:
۱-۱-۱-۲-۵-آنان که از روی علم و عمد معتقد به تشبیه و تثلیت و ثنویت می‌باشنددر این صورت با توجه به آیهٔ «أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » [۶۶] حکم،جهاد با آنان است.البته با توجه به آیهٔ «قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ » [۶۷] اگر این گروه حاضر به پرداخت جزیه به حکومت اسلامی گردند ،داخل در کفار ذمی می‌شوند و لذا حکم لزوم جهاد با آنان مرتفع می‌گردد.
۲-۱-۱-۲-۵-اهل کتاب غیر معتقد به تشبیه و تثلیث. اینان خود دو دسته‌اند:
۱-۲-۱-۱-۲-۵-اگر جزیه می‌پردازند و به خطوط کلی حکومت اسلامی التزام عملی دارند که در این صورت فقهای امامیه اجماعاً، رأی به لزوم زندگی مسالمت‌آمیز با آنها داده‌اند.
۲-۲-۱-۱-۲-۵- عقد ذمّه با حکومت اسلامی منعقد نساخته‌اند.
در اینجا باید دانست که آیا آنان به دلیل عدم مطالبهٔ حکومت جزیه نمی‌پردازند یا این که خود از پرداخت آن امتناع می‌ورزند؟اگر از پرداخت جزیه امتناع ورزند،به دلیل این که ناقض عهد میان خود و حکومت اسلامی شده‌اند باید با آنان جهاد نمود«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ . الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ . فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ » [۶۸]
۲-۱-۲-۵-غیر اهل کتاب
کفار و ملحدانی که به هیچیک از ادیان آسمانی ایمان ندارند دو دسته‌اند:
۱-۲-۱-۲-۵-آنان که در صدد براندازی نظام اسلامی می‌باشند که حکم اینان قطعاً قتل و قتال است«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ . لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ » [۶۹] و اگر قبلاً عهد کرده باشند که تابع حکومت اسلامی باشند ولی بعد از آن نقض عهد نمایند،حکم به جهاد با آنان صادر است « وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ » [۷۰]
۲-۲-۱-۲-۵-آنان که در صدد براندازی نظام نیستند. در مورد قتال با آنان اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای می‌گویند یا باید ایمان آورند و یا کشته شوند. شهید اول در این زمینه با عبارتی کوتاه می‌فرماید: جنگ با حربی پس از دعوت او به اسلام و عدم پذیرش او واجب است تا جایی که ایمان بیاورد یا کشته شود[۷۱] شهید ثانی نیز در شرح این سخن، کافر حربی را غیر کتابی معرفی می‌نماید که البته می‌توان شاهد این تفسیر را قسیم آن در عبارات شهید اول که همان کتابی است، معرفی نمود. گروهی نیز معتقدند کسانی که در صدد فتنه نیستند و ظلم نمی‌کنند با همه آنها به میزان قسط و عدل عمل می‌شود و احترام متقابل، ملاک عمل با آنهاست.[۷۲] اینان به آیات ۸ و۹ سوره ممتحنه استناد می‌جویند.البته باید گفت با توجه به عموم آیه ی«قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ »[۷۳]،حکم آنان نیز جهاد با آنان می‌باشد.

-خارج حوزه اسلامی

در اینجا با دو گروه مواجه می‌شویم، حکومتهای کافر و اشخاص کافر.
۱-۲-۲-۵-حکومت ها
۱-۱-۲-۲-۵- حکومتهایی که علاوه بر این که خود کافرند، مانع از رسیدن پیام اسلام به مردم تحت حاکمیت خود نیز می‌شوند. تکلیف مسلمین در مقابل چنین حکومتهایی جهاد است.
۲-۱-۲-۲-۵- حکومتهایی که اجازه نشر معارف اسلامی را میان افراد تحت حاکمیت خود می‌دهند که جهاد با آنان مورد اختلاف است.
۲-۲-۲-۵-اشخاص
کفاری که خارج از حوزه اسلامی زندگی می‌کنند دو دسته‌اند:
۱-۲-۲-۲-۵-قاصر
آنان که حجت بر آنها تمام نشده و به عنوان مثال شناخت کافی از اسلام ندارندکه حکم برخورد با آنان مدارا و تبلیغ دین در میان آنان است.
۲-۲-۲-۲-۵-مقصر
آنان که پس از ابلاغ دین، از روی عناد و لجاجت بر کفر خود باقی مانده‌اند. احتمال دارد این گروه، ملحق به ائمه کفر باشند و هر حکمی بر آنان بار شد در مورد این قشر نیز اجرا گردد.این آیه نیز مؤیّد نظر لزوم جهاد با آنان می‌باشد«قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ »[۷۴]

نتیجه گیری

در پایان باید گفت،جهاد در اصطلاح به معنای قتال و نبرد مسلمانان با دشمنان دین است که با در راه خدا باشد و اغراض شخصی را در آن داخل ننمایند.همچنین در جهاد بایستی از تجاوز بیش از حد خودداری نمود،چرا که اسلام دین جنگ طلبی نیست؛بلکه دین رحمت و دوستی می‌باشد.آنچه مسلّم و از آیات قرآن بر می‌آید این است که مسألهٔ جهاد به عنوان یک فریضه در اسلام معرفی شده.البته این فریضه در مواردی که طرف مقابل کافر(چه حربی و چه ذمّی) باشد هم اجرا نمی‌گردد.ازجمله این که اگر کافر با حکومت اسلامی قرارداد منعقد کرده باشد و ضمن آن ملزم به رعایت خطوط و حریم‌ها باشد و یا آن که کفار در منطقهٔ حرم حضور داشته باشند و یا در ماه‌های حرام در تعامل با مسلمین در آیند،جهاد با آنان جایز نیست(این حکم مسأله در حالت معمول می‌باشد).اما اگر همین کفار بخواهند نقض عهد نمایند یا این که در ماه حرام یا در حرم به مسلمین تجاوز نمایند،حکم حالت اضطرار جاری گردیده و جهاد با آنان واجب می‌شود.البته آنچه که می‌تواند جهاد(چه ابتدایی و چه دفاعی)را مشروع کند آن است که هدف از جهاد دفاع از اسلام و آزادی ارادهٔ افرادی است که تحت ظلم حکومت‌های جور می‌باشند(مستضعفین)و آن حکومت‌ها مانع از دستیابی مردم(که در رسیدن به حق قاصر بوده وحجتی بر آنان تمام نشده است) به پیام اسلام می‌شوند که با این توضیح،جهاد ابتدایی هم به نوعی،جهاد دفاعی به شمار می‌رود.


فهرست منابع و مآخذ

۱. قرآن کریم
۲. ابن حنبل، احمدبن محمد(۱۳۷۳)، المسند؛ [شرح و صنع فهارسه] احمد محمد شاکر، بیروت: دار صار.
۳. ابن قدامه حنبلی، عبدالله بن احمد(۱۳۶۲)، المغنی، بیروت: دار الکتاب العربی.
۴. ابن منظور، محمدبن مکرم(۱۳۵۳)، لسان العرب، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، چاپ اول.
۵. ابن هشام، عبدالملک بن هشام(۱۳۶۸)، السیره النبویه، مصر: مطبعه مصطفی البابی الحلبی و أولاده.
۶. اشراق، محمد کریم، تاریخ و مقررات جنگ در اسلام
۷. بازرگان، مهدی، اسلام مکتب مبارز و مولد
۸. بخاری، محمدبن اسماعیل(۱۳۸۳)، صحیح البخاری، بیروت: دار الکتب العلمیه، چاپ سوم.
۹. بهبودی، محمدباقر(۱۳۸۰)، معانی القرآن، تهران: نشر سرا، چاپ سوم.
۱۰. جکسون، رابرت و گئورک سورنسون، درآمدی بر روابط بین الملل، ترجمهٔ مهدی ذاکریان و دیگران، تهران: نشر میزان، ۱۳۸۵ چاپ دوم.
۱۱. جوادی آملی، عبدالله ، اسلام و محیط زیست، نشر اسرا
۱۲. جوادی آملی، عبدالله، فلسفه حقوق بشر ، نشر اسرا ، 1381
۱۳. جوادی آملی،عبدالله، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت ، نشر اسرا
۱۴. حقیقت، سیدصادق، مسأله شناسی مطالعات سیاسی اسلامی، قم: انتشارات بوستان کتاب قم، ۱۳۸۳، چاپ اوّل.
۱۵. حمیدالله ، محمد، حقوق روابط بین الملل در اسلام، ترجمه مصطفی محقق داماد، تهران: انتشارات مرکز نشر علوم اسلامی، ۱۳۷۳، چاپ اوّل.
۱۶. سابق، سید(۱۳۷۳)، فقه السنه، مدینه: دار الفتح للإعلام العربی، چاپ یازدهم.
۱۷. شهید اوّل، محمد بن جمال‌الدین مکی، اللمعه‌الدمشقیه ، ج ۱، انتشارات دار التفسیر، 1382
۱۸. شهید ثانی، زین الدین بن علی(۱۳۶۹)، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، قم: مکتبه الداوری، چاپ اول.
۱۹. صرامی، سیف‌الله،احکام مرتد از دیدگاه اسلام و حقوق بشر، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری ، 1376
۲۰. طباطبایی، محمدحسین(۱۳۷۶)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، چاپ پنجم.
۲۱. طریحی، فخرالدین بن محمد(۱۳۷۵)، مجمع البحرین، تهران: کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم.
۲۲. طوسی، محمدبن حسن(۱۳۵۰)، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت: دارالکتاب العربی، چاپ دوم.
۲۳. علی بابایی، غلامرضا، فرهنگ روابط بین الملل، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه، ۱۳۷۵، چاپ اوّل.
۲۴. علی بن ابی‌طالب(ع)، امام اول(۱۳۸۱)، نهج‌البلاغه، گردآوری سید رضی، قم: مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، چاپ ششم.
۲۵. عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج ۵ ، انتشارات امیرکبیر
۲۶. کلینی، محمدبن یعقوب(۱۳۷۲)، الکافی، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، چاپ دوم.
۲۷. کلینی، محمدبن یعقوب(۱۳۸۴)، صحیح الکافی، محمدباقر البهبودی، تهران: سنا.
۲۸. مسلم بن حجاج(۱۳۶۶)، صحیح مسلم، بیروت: دارالفکر.
۲۹. مطهری، مرتضی، آشنایی باعلوم اسلامی، ج ۱، تهران: نشر صدرا، ۱۳۶۹، چاپ سوم.
۳۰. ، ج۲، نشر صدرا، ۱۳۶۷، چاپ چهارم.
۳۱. مطهری، مرتضی ، آزادی معنوی ، انتشارات صدرا ،1381
۳۲. نجفی، محمدحسن بن محمدباقر(۱۳۶۰)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم.
۳۳. واقدی، محمدبن عمر(۱۳۶۸)، المغازی، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، چاپ سوم.
به نقل از وبلاگ فقه وحقوق واصول(دانشگاه امام صادق) 19-10-94 : <http://babookan.blogfa.com/post-13.aspx>

پا نویس

  1. نساء/74
  2. جوادی‌آملی،ص180
  3. بقره/191
  4. بقره/ 217
  5. مطهری،1367،ص15-16
  6. علی بابایی،1375،ص110-111
  7. جکسون،1385،ص16
  8. حمیدالله،1373،ص21
  9. حج/ 78
  10. ابن منظور،1383،ج3،ص2973-2976
  11. توبه/ 13-15
  12. بقره/ 246
  13. مائده/ 8
  14. حج/ 39-40
  15. ابن حنبل، 1373: ج1، 216
  16. نساء/ 75
  17. شهید ثانی،ج1،ص311
  18. آل عمران/ 110
  19. بقره/ 143
  20. حج/ 78
  21. حج/ 41
  22. عمید زنجانی،ج5،ص266-281
  23. شهید ثانی،ج1،ص311
  24. نساء‌/ 84
  25. انفال/ 64-65
  26. بقره/ 216
  27. «اللهم انک تعلم انه لم کن الذی کان منّا منافسه فی سلطان...ولکن...تقام معطله من حدودک»نهج البلاغه،خطبه 131
  28. مؤمن،1380،ص9-20
  29. نجفی،1360،ج21،ص38-39
  30. شهید ثانی،1369،ج2،ص385
  31. بقره/190
  32. جوادی آملی،ص195ـ197
  33. نهج البلاغه/خطبه 2
  34. بقره/194
  35. بقره/ 217
  36. بقره/191-192
  37. بقره/190
  38. بقره/192-193
  39. ابن هشام، 1368: ج3، 70،82،121
  40. انفال/ 46
  41. نساء/ 83
  42. فتح/ 29
  43. مائده/ 54
  44. انفال/ 67
  45. طباطبایی، 1376: ج18،ص 225؛ بهبودی، 1378: ج2،ص 432-433
  46. محمد(ص)/4
  47. نجفی، 1360،ص 21،78
  48. علی بن ابی‌طالب (ع)، امام اول، 1381، خطبه 200؛ کلینی، 1372: ج2،ص 334، حدیث 6
  49. سابق، 1373،ص 106
  50. نجفی، 1360،ص 79
  51. بخاری، 1383، ج2،ص 439-440، رقم حدیث 3611 و ج4،ص 315، رقم حدیث 6930؛ طوسی، 1371،ص 129، حدیث 1
  52. انفال/ 45
  53. انفال/16
  54. ممتحنه/8
  55. توبه/7
  56. توبه/12
  57. حجرات/10
  58. حجرات/9
  59. بازرگان، ص89
  60. توبه/95
  61. تحریم/9
  62. اشراق،ص269
  63. مائده/54
  64. محقق داماد، ص80
  65. ر.ک صرامی‌ـ سیف الله‌ـ احکام مرتد از دیدگاه اسلام و حقوق بشرـ مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری
  66. توبه/ 13
  67. توبه/29
  68. انفال/ 55-57
  69. انفال/ 36-37
  70. توبه/ 12
  71. محمد بن جمال‌الدین مکی،ج1،ص314ـ 315
  72. جوادی آملی،ص280
  73. توبه/ 29
  74. توبه/ 29
منبع:فقه وحقوق واصول(دانشگاه امام صادق) - تاریخ برداشت:94/10/19