فرهنگ مصادیق:برخورد پیامبر با منافقین

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
برخورد پیامبر با منافقین

نویسنده: اکرم الملوک غفاری ، کارشناس ارشد علوم قرآنی

مقدمه

برخورد پیامبر با منافقین یکی از آسیب‌ها و تهدیدات هر جریان فکری، سیاسی و اجتماعی، عناصری هستند که در درون آن نفوذ دارند و حرکتی تخریبی را از داخل سازمان می‌دهند. گاه لطماتی که از این حیث به جریان‌ها و تشکل‌ها وارد می‌شود، بسیار سنگین تر و کاراتر از ضرباتی است که دشمنان رودررو و آشکار وارد می‌آورند.
بی جهت نیست همه کشورها و در میدان جنگ‌ها، سران قوم نسبت به ستون پنجم حساسیت ویژه دارند و تلاش فراوان می‌کنند در جبهه مقابل نفوذ پیدا کنند ضمن اینکه مانع چنین کاری در مورد خودشان شوند.
امروز هم مشاهده می‌کنیم بسیاری جریان‌ها که حتی در برخورد با دشمنان آشکار پیروز و موفق بوده‌اند، در برخورد با این مشکل درونی عاجز مانده یا به بیراهه رفته‌اند. با این وصف برخورد با چنین پدیده‌ای به ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های خاصی نیاز دارد که کمتر رعایت می‌شود.

نفاق چیست

نفاق شناخته شده و متداولی که همه از آن آگاه هستند و به ویژه در تاریخ اسلام معروف است دوگانگی میان «درون» و «بیرون» یا «بود» و «نمود» یک فرد است. تضاد میان آنچه در دل هست با آنچه بر زبان می‌گذرد.
منافق کسی است که در باطن به جریانی که در آن است ایمان ندارد اما به اقتضای مصلحتی و منفعتی، از ایمان دم می‌زند. مجموعه آثار ۲۴ انسان ص ۱۵۸، زنده یاد دکتر شریعتی.

منشاء تاریخی نفاق

قبل از ظهور اسلام، دو قبیله اوس و خزرج در نزاعی دایمی سال‌ها علیه یکدیگر مبارزه می‌کردند. مقارن ظهور اسلام هماهنگی‌هایی بین این دو قبیله به وجود آمد. هر دو درصدد رفع اختلافات و پایان بخشیدن به نزاع کهن و اتحاد با یکدیگر بودند و برای ایجاد چنین وحدتی پذیرش رهبری مشترکی برای هر دو قبیله لازم بود. قرار بود فردی به نام «عبدالله بن ابی» را که از اشراف قبیله اوس بود به رهبری خویش برگزینند. لکن انعقاد پیمان معروف به عقبه که مفاد اصلی آن موضوع رهبری پیامبر بود، وضع را کاملا دگرگون کرد. آنها از پیامبر درخواست کردند که چنانچه به اختلافات فیمابین دو قبیله پایان دهد او را عزیزترین خویشاوند خویش خواهند دانست و مطیع او خواهند شد.
با ورود پیامبر به یثرب و موفقیت او در جهت برطرف کردن موارد اختلاف، مردم به او ایمان آوردند و عبدالله بن ابی از موقعیت و توجه عمومی افتاد و خود به خود به انزوا کشیده شد. به همین دلیل کینه پیامبر را در دل گرفت و با شیوه‌های پیچیده از درون درصدد نابودی و متلاشی کردن تشکیلات نوپای اسلام برآمد. پیامبر نیز متقابلا با او و همدستانش برخورد می‌کند. در جاهایی که مناسب است راهنمایی و ارشاد و تالیف قلوب می‌نماید گاهی نیز لازم است که در مقابل توطئه‌های آنان بایستد و قاطعیت به خرج دهد. نحوه عملکرد پیامبر و موضع گیری‌های ایشان در برخورد با منافقین در آیات قرآن منعکس است.

شیوه برخورد با این پدیده

▪ برای جلوگیری از دسیسه‌ها و آسیب‌های این جریان به طور کلی دو روش برخورد را می‌توان در پیش گرفت:
۱- برخورد تشکیلاتی و عملی با این جریان و تکیه بر نفی و حذف آنها.
۲- آگاه کردن توده‌ها و آشکار کردن مواضع واقعی این جریان
در روش اول دو جریان در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند و علیه یکدیگر جبهه بندی می‌کنند. نتیجه این سیر به برخوردهای عملی و فیزیکی نیز کشیده می‌شود.
در روش دوم تلاش عمده بر حذف و نفی جریان مقابل نیست بلکه در جذب عناصر ساده و صادقی است که فریب شعارها و ادعاهای کاذب را می‌خورند. به جای نفی ادعاها و شعارها آنها را دعوت می‌کند به شعار و ادعاها عمل کنند.
به نظر می‌آید خط مشی پیامبر بر روش دوم منطبق بوده است.

توصیف و تبیین پدیده نفاق

تکیه قرآن بر این است که در قدم اول باید منافقین خوب شناخته شوند چون آنها آنچه را در سینه دارند پنهان می‌کنند و به راحتی نمی‌توان آنها را شناخت و در صورت عدم شناسایی نمی‌توان برخورد مناسب و بجایی با آنها داشت. قرآن در آیات بسیاری ویژگی‌های منافقین را توضیح می‌دهد تا کاملا آنها را معرفی کند. اما این توصیف نیز جدا از عمل اجتماعی نیست. این ویژگی‌ها در برخورد با مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و غیره بروز و ظهور می‌کند و کاملا دور شدن ایشان را از درجات ایمان نشان می‌دهد. چنانکه در آیات ۱۶۶ و ۱۶۷ سوره آل عمران آمده است: وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ، وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا...
آنچه که روز برخورد دو گروه به شما اصابت کرد پس به اذن خداوند بود تا مومنین از کسانی که نفاق می‌ورزند شناخته شوند.
مشاهده می‌شود در اینجا به آنها عنوان منافق نداده بلکه از عبارت «الذین نافقوا» استفاده کرده است. شاید به این دلیل که هنوز نفاق در وجود آنان ثابت نشده و به صورت وجه غالب و حاکم شخصیت آنها در نیامده است. در ادامه آیه آمده است: «وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ».[۱]
به آنها گفته شد بیایید در راه خدا جنگ کنید یا دفاع کنید گفتند اگر جنگی را می‌دانستیم حتما از شما تبعیت می‌کردیم یعنی آنها را دعوت می‌کند در یک عمل دفاعی که یک نیاز جمعی است شرکت کنند. سپس قرآن پرده از مواضع آنها برمی دارد و اعلام می‌کند آنها نسبت به کفر در آن روز نزدیک تر بودند تا نسبت به ایمان و با دهانشان چیزهایی را می‌گویند که در قلبشان نیست.
اینکه ادعا و گفتار منافقین با رفتار و عملشان و آنچه در قلب شان می‌گذرد مغایرت دارد در این عمل اجتماعی مثل دفاع و جنگ آشکار می‌شود که در بسیاری از آیات مطرح شده است. در چنین حالتی است که یا باید از ادعاها و فریب دادن مردم دست بردارند و ماهیت واقعی خود را اذعان کنند یا این دوگانگی ادعا و عمل بر ناظرین آشکار می‌شود. مثلا در آیه ۱۱ و ۱۲ سوره حشر می‌خوانیم که آیا ندیده‌ای کسانی را که نفاق می‌ورزند به برادران اهل کتابشان که کافر شدند چه می‌گویند به برادران کافرشان از اهل کتاب قول می‌دهند که اگر آنها از شهر خارج شدند با آنها خارج شوند ولی این کار را نمی‌کنند یا از نیمه کار برمی گردند. قرآن در آیات ۱۳ و ۱۴ همین سوره علت این حالت آنها را عدم تفقه و تعقل می‌داند.
از دیگر ویژگی‌های منافقین آن است که به جای آن که عملا وفاداریشان را نشان دهند، سوگند خوردن به خدا را مستمسک خود قرار می‌دهند تا پیامبر و مومنین را راضی کنند. آیه ۹۶ سوره توبه.
قرآن این عناصر و در حقیقت این روش‌ها را پلید می‌شمرد و توصیه می‌کند از آنها دوری کنید. آیه ۹۵ سوره توبه «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ»[۲]
آنها عمل صالح و ناشایست را با هم خلط می‌کنند ولی کسانی که به این اشتباه خود معترفند امید به توبه آنها می‌رود. آیه ۱۰۲ سوره توبه آنها پیوسته ترس از این دارند که آنچه در قلب هایشان می‌گذرد برملا شود و طی نزول سوره‌ای مشت هایشان باز شود. آیه ۶۴ سوره توبه به این حالت درونی آنها اشاره دارد «حْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ»[۳] یا «قُلِ اسْتَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَا تَحْذَرُونَ»[۴] به آنها بگو استهزا و مسخره کنید به درستی که خداوند آنچه را که از آن می‌گریزید محقق می‌کند. ویژگی دیگر اینکه آنها گمان بد نسبت به پروردگار دارند. آیه ۶ سوره فتح عمده‌ترین ویژگی آنها دروغگو بودن است اگرچه شهادت بر رسالت پیامبرص دهند سوره منافقون آیه ۱ اما خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند. در آیات بعدی در این سوره توضیح می‌دهد که آنها سوگند می‌خورند تا انحراف و مانع در راه خدا ایجاد کنند يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ.[۵]
از ویژگی‌های دیگر منافقین بی توجهی آنها به امور معنوی و خلوص و یکرنگی است، این گرایش در رفتارشان نمودهایی پیدا می‌کند مانند: کسالت در نماز، یاد خدا نکردن، دودل و مردد بودن و متمرکز نبودن در یک جهت. آیات ۱۴۲ و ۱۴۳ سوره نسا دیگر اینکه برخلاف اصول امر به منکر و نهی از منکر و نهی از معروف می‌کنند و دست هایشان را از دادن صدقات و کار خیر بسته نگه می‌دارند و خدا را فراموش می‌کنند آیه ۶۷ سوره توبه از ویژگی‌های دیگر اینکه به عهدشان پایبند نیستند، با خدا عهد می‌بندند که اگر صاحب امکانی شوند، صدقه دهند و نیکو کار گردند ولی از این کار دریغ می‌کنند. آیه ۷۵ سوره توبه و نه تنها خود از دادن صدقات خودداری می‌کنند بلکه صدقه دهندگان از مومنین را نیز مسخره می‌کنند. آیه ۷۹ سوره توبه اما همان طور که در مورد هدایت می‌توان دو مرحله و دو نوع در نظر گرفت: هدایت اولیه «اناهدیناه السبیل اماشاکرا و اما کفورا» سوره دهر و هدایت ثانویه که بر اثر اعمال مومنین حاصل شده و شخص از هدایت بیشتری برخوردار می‌شود «ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین» آیه ۲ سوره بقره و آیات ۱۸ زمر ۲۳ زمر و غیره.
در مورد نفاق هم همین طور است یعنی قرآن حکایت از نفاق دیگری دارد که حاصل عملکرد افراد و در حقیقت نفاق ثانویه یا فزاینده است. در آیه ۷۷ سوره توبه بعد از ذکر صفات منافقین مثل سوگند دروغ و برگشت از حقیقت و معاهده با خداوند می‌فرماید: «فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ».[۶] ۷۹ توبه خداوند نفاق دیگری را در قلوب آنها پی می‌گیرد که به خاطر خلف وعده آنان و تکذیب شان است.

تذکر به پیامبر در مورد شناسایی منافقین

شناخت منافقین در مراحل اولیه بسیار سخت است. چون آنچه را که در دل دارند پنهان می‌کنند. این مرور زمان و گذشت روزگار است که بر اثر عملکرد آنها، آنچه در درونشان می‌گذشته در بیرون نمود پیدا می‌کند. پس خداوند به کمک پیامبر می‌آید و با هشدار، حالت‌های آنها را برای پیامبرص بازگو می‌کند.

نحوه برخورد پیامبر با منافقین

آگاهی بخشی

مهم‌ترین و مستمرترین برخورد روش توضیحی است. در هر موردی درصدد روشن کردن و تفکیک روش‌های منافقین با روش‌های اصولی و صحیح برمی آید.
با بررسی آیات متوجه می‌شویم که خیلی وقت‌ها قرآن، عاقبت منافقین را به خدا واگذار می‌کند و آنچه را خداوند برای آنها در دنیا و آخرت در نظر گرفته بیان می‌دارد.
در بعضی آیات روش‌ها و ویژگی‌های آنها را معرفی می‌کند و چهره آنها را از زیر نقاب نفاق بیرون می‌کشد.
در بعضی آیات به پیامبر و مومنین هشدار می‌دهد و در برخی دیگر به پیامبرص امر یا خطاب می‌کند که چگونه با آنها برخورد نماید. به نظر می‌رسد شدت و ضعف برخورد پیامبر با آنها به درجه نفاق آنها و شدت و ضعف اثرات اجتماعی عملکرد آنان در جامعه مسلمین بستگی داشته باشد.

اصلاح

گروهی از منافقین کسانی هستند که به گناهشان اعتراف کرده عمل صالح و ناشایست را خلط نموده‌اند. این گروه را امید است که بخشوده و اصلاح شوند.
«وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»[۷] آیه ۱۰۳ سوره توبه. این گروه در مقابل کسانی هستند که خداوند در آیه قبل وعده کرده که به زودی دو بار آنها را عذاب خواهد کرد و سپس به عذاب بزرگ برگشت داده می‌شوند.

حفظ فاصله‌ها و مرزها

گروهی دیگر از منافقین کسانی هستند که در مقابل دعوتی که از آنان به سوی حق به عمل آمده برخورد عملی کرده و مانع از پیامبر و اهداف او می‌شوند و هنگامی که به علت عملکردشان مصیبتی به آنها می‌رسد سوگند می‌خورند که غیر از احسان و توفیق و همراهی با مومنین نمی‌خواستند. در اینجا خداوند دستور اعراض از آنها را به پیامبر می‌دهد.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ...[۸]

فریبکاری

در مواردی از فریبکاری آنها و فریب خوردن مومنین یاد می‌کند و می‌کوشد این هوشیاری را در میان افراد صدیق ایجاد کند که توجه به این روش فریبکاری داشته باشند.
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ[۹] يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ.[۱۰] آیات ۸ و ۹ بقره
و از بین مردم کسی است که می‌گوید به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم ولی آنها مومن نیستند. با خداوند و کسانی که ایمان آوردند خدعه می‌کنند در حالی که این خدعه علیه خودشان است و نمی‌فهمند.
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ[۱۱]... آیه ۱۴۲ سوره نساء.
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا[۱۲]... آیات ۲۰۴ تا ۲۰۶ سوره بقره.و از مردم کسی هست که گفتار او در زندگی دنیا تو را به شگفت می‌آورد و خدا را بر آنچه در قلبش هست به شهادت می‌گیرد. در حالی که دشمن‌ترین دشمنان است سعی می‌کند در زمین فساد کند و اقتصاد و نسل را از بین ببرد. در حالی که خداوند فساد را دوست نمی‌دارد و هنگامی که به او گفته می‌شود تقوا داشته باشد غرور و عزت دروغین او را به گناه می‌کشاند.
ظاهر منافقین آن قدر فریبنده است که حتی کسی مثل شخص پیامبر را که از درایت کافی و آگاهی برخوردار است به شگفت می‌اندازد. در سوره توبه آیه ۱۰۱ نیز خداوند مستقیما به ایشان می‌فرماید: «لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ»[۱۳] تو آنها را نمی‌شناسی، ما آنها را می‌شناسیم به زودی دوبرابر آنها را عذاب می‌کنیم سپس به سوی عذاب بزرگ برگشت داده می‌شوند.

تغییر مواضع در شرایط سخت

▪ آیات ۶۳۶۲ سوره نساء
و هنگامی که به ایشان گفته شد به سوی آنچه خداوند نازل کرده و به سوی رسول بیایید، منافقین را می‌بینی که سخت مانع مردم از گرویدن به تو می‌شوند. پس چگونه است حال آنان هنگامی که مصیبتی به خاطر آنچه که انجام داده‌اند به آنها می‌رسد، نزد تو می‌آیند و خدا را سوگند می‌خورند که ما غیر از خوبی و توفیق نمی‌خواستیم آنان همان کسانی هستند که خداوند می‌داند آنچه را در قلوبشان هست. پس اعراض کن از ایشان و موعظه کن ایشان را و گفتاری بلیغ و رسا به ایشان بگو.
و در آیه بعد می‌فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ...»[۱۴] ۶۴ نساء و اگر ایشان هنگامی که به خود ظلم کردند نزد تو آمده و طلب بخشایش از خدا می‌کردند و رسول هم برایشان طلب بخشایش می‌کرد حتما خداوند را بسیار توبه پذیر و مهربان می‌یافتند. پس این گروه از منافقین با اینکه پیامبر دستور اعراض از ایشان را دارد ولی با این حال در توبه و اصلاح باز است. و اگر برگردند خداوند آنها را می‌آمرزد. در ادامه آیات می‌فرماید که عده کمی از آنها تسلیم می‌شوند حال آنکه اگر به موعظه پیامبر گوش فرادهند به نفع آنان است و تثبیت حق در وجودشان شدیدتر می‌شود. آنگاه از اجر عظیم و هدایت به صراط مستقیم برخوردار می‌شوند.
اما در سوره توبه آیات ۹۳ به بعد از منافقینی صحبت می‌کند که در حالی که توانگر بودند ولی پشت پیامبر را خالی کردند و با عذر و بهانه در خانه نشستند و به یاری مومنین برنخاستند اینها مهر بر دل هایشان خورده و فهم خود را از دست داده‌اند. اینجا نیز به پیامبر امر می‌شود که از آنها اعراض کند چون در رده فاسقین درآمده‌اند و خداوند از قوم فاسق راضی نخواهد بود و راه بر آنان بسته شده است.
«إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ[۱۵]... ۹۳ و ۹۴ توبه.
خداوند در این آیات می‌فرماید که آنها هنگام مراجعه به شما عذرتراشی می‌کنند. به آنها بگو عذر نیاورید ما هرگز اعتماد به شما نمی‌کنیم، محققا خداوند از اخبار شما ما را مطلع کرده است و به زودی خدا و رسول عمل شما را نشان می‌دهند، پس به سوی عالم غیب و شهادت برمی گردید، و از آنچه کرده‌اید، خبردار می‌شوید.
و باز در ادامه آیات می‌فرماید:
سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا[۱۶]... ۹۵ توبه.
این گروه به زودی برای شما قسم به خدا می‌خورند زمانی که به آنها رو می‌کنید تا از آنها درگذرید. پس از آنها دوری کنید به درستی که ایشان پلید هستند و جایگاهشان جهنم است جزایی سبب آنچه خود کردند. در این آیه لحن برخورد شدیدتر است چرا که در آیه بعد می‌فرماید: «يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ»[۱۷] ۹۶ توبه برای شما سوگند می‌خورند تا شما را راضی کنند تا بتوانند از امکانات اجتماعی مسلمین برخوردار شوند پس اگر شما از ایشان راضی شوید خداوند از آنها راضی نخواهد شد چون فاسق هستند و فسق در وجودشان ریشه دوانده.

درجه بندی

گروه بعدی منافقین آن کسانی هستند که نفاق در دل آنها جاگیر شده و به صورت رویه عادی آنها در آمده است. در سوره منافقون از آنها با لفظ «کاذبون» یاد می‌کنند. اینها نیز شهادت به دروغ می‌دهند و سوگندهاشان را وسیله مانع و انحراف در راه خدا قرار می‌دهند، بد عمل می‌کنند، بعد از ایمان، کفر ورزیده‌اند، پس مهر بر دل‌هاشان خورده و تعقل و تفقه نمی‌کنند. شکل ظاهریشان پیامبر را به شگفت می‌آورد به طوری که گفتارشان را گوش می‌کند در حالی که همانند چوب‌های خشک توخالی هستند و هر بانگی غیرخود را علیه خود می‌دانند.
در این آیات ۸۱ سوره منافقون به پیامبرص امر شده که از آنها برحذر باشد و آنان را دشمن نامیده «هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ»[۱۸] سپس خداوند آنها را نفرین می‌کند «قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ»[۱۹] خداوند آنها را بکشد چگونه افک و تهمت می‌بندند. چون به آنها گفته می‌شود که بیایید تا خدا و رسول برایتان طلب بخشایش کنند، سرشان را می‌پیچند و آنها را می‌بینی که مانع راه خدا می‌شوند، در حالی که مستکبر و مغرور هستند.
اینها از مغفرت خداوند دورند چون فاسقند و خداوند فاسقین را هدایت نمی‌کند. از کارهایشان این است که نه تنها خود انفاق نمی‌کنند، بلکه مانع از انفاق دیگران به افراد نزدیک پیامبر می‌شوند تا آنها از دور او پراکنده گردند. در حالی که خزائن آسمان‌ها و زمین دست خدا است و منافقین نمی‌فهمند.
در آیات ۶۴ به بعد سوره توبه نیز می‌فرماید:
«يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ... در این آیه خداوند منافقین را که نفاق در وجود آنها ثابت شده و مرتب باعث آزار پیامبر می‌شوند هشدار می‌دهد و تهدید می‌کند که حتما آنها را رسوا و راز دلشان را برملا خواهد کرد. پیامبر را نیز فرمان می‌دهد که با آنها محاجه کند و بگوید آیا خدا و آیات او و رسولش را استهزا می‌کنید «قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ» عذر نیاورید محققا بعد از ایمان تان کافر شدید «لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ» و در نهایت مجرمین از آنها را به عذاب خداوند وعده می‌دهد در حالی که از عده‌ای دیگر چشم پوشی می‌کند.

تقدس نمایی

و در آیه ۱۰۷ سوره توبه از کسانی صحبت می‌کند که نفاق خود را در لوای ظاهر ایمانی خود پنهان کرده‌اند و می‌خواهند اذهان عمومی و مردم عامی را زیر پوشش عبادت و تاسیس مسجد و... جلب کنند. و قرآن پرده از چهره آنان برمی دارد که هدفشان چیزی نیست جز تفرقه بین مومنین و کمین کردن به نفع کسانی که محارب خدا و رسولش هستند، آنها سوگند می‌خورند که جز نیکی اراده‌ای نداشتند و نخواستند و خداوند نیت‌های پلید آنها را برملا می‌کند و به پیامبر فرمان می‌دهد «لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا» هرگز در آن قیام نکن و به نماز نایست. «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ» هر آینه مسجدی که اساس آن از اولین روز بر تقوی و رعایت امر خدا گذاشته شود سزاواتر است که در آن به پا خیزی و قیام کنی. چون «فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ...» در آن مردانی هستند که دوست دارند تا پاکیزه شوند و طهارت پیدا کنند و خدا پاکان را دوست دارد، آیا کسی بنیان کارش را که بر تقوای الهی و خشنودی او قرار داده بهتر است یا کسی که بنیانش را بر پایه سستی قرار دهد در کنار سیلی که به زودی به ویرانی کشد و عاقبت به آتش جهنم روانه شود.
و در آیه ۱۱۰ توبه می‌فرماید: «این منافقان همیشه بنیانشان بر شکی نهاده شده که در قلوب آنها جا دارد. مگر آنکه قلوبشان از آن جدا شود.»

نهی از دنباله روی

در آیاتی پیامبر و یارانش را از اینکه دنباله رو و مطیع منافقین شوند باز می‌دارد.
آیه اول احزاب يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ...
ای پیامبر تقوا کن و از کافران و منافقان پیروی نکن.
همچنین آیه ۱۴ احزاب به این موضوع اشاره دارد.
در همه موارد فوق آنچه فصل مشترک است این است که تلاش و تکیه اصلی بر آگاه کردن و هوشیار کردن مردم است. در کنار این مسئله برخورد هشدار دهنده و ارشادی با منافقین را مشاهده می‌کنیم. یعنی از طریق کار توضیحی و آگاهی بخشی عملا کارایی منافقین را که فریب مردم است از بین می‌برد.

تاکید بر قاطعیت و مرزبندی

مهمترین چهره شاخص نفاق در آن دوره عبدالله بن ابی بود. هنگامی که وی درگذشت بنا به نقل برخی تواریخ و تفسیرها پیامبر بر جنازه او نماز خواندند و می‌خواستند در مراسم خاکسپاری او شرکت کنند و با او همچون سایر مومنین رفتار کنند. در این زمان آیه‌ای آمد که او را از این کار بازداشت و بر لزوم مرزبندی و مبارزه قاطع با چنین عناصری تاکید ورزید.
آیه ۷۲ سوره توبه: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ. همچنین آیه ۹ سوره تحریم به این موضوع اشاره دارد.
این گروه کاملا نفاق خود را عملی کردند و بعد از اسلامشان کفر ورزیدند.
نیز از آنچه خداوند بی نیازشان کرده بود بخل ورزیدند و در راه خدا ممانعت به عمل آوردند حتی صدقه دهندگان و انفاق کنندگان از مومنین را مورد طعن قرار داده و مسخره کردند و تازه از اینکه خلاف دستور رسول خدا در خانه هایشان نشستند و به جنگ نرفتند خوشحال هم شدند. اینها دیگر هیچ راهی برایشان نمانده چه پیامبر برای آنها استغفار بکند و چه استغفار نکند خداوند هرگز آنها را نمی‌آمرزد. آیات ۷۳ تا ۸۰ سوره توبه
در این آیات و در مورد این منافقین پیامبر باید محکم بایستد. به ایشان می‌گوید هرگز با من خارج نخواهید شد و هرگز همراه من با دشمن جنگ نخواهید کرد پس همان طور که اول دفعه راضی به نشستن در خانه هایتان شدید باز هم با برجای ماندگان بنشینید و باز هم پیامبرص دستور دارد برای احدی از آنان اگر مردند نماز نخواند و بر قبر او نایستد. چرا که آنان به خدا و رسولش کافر شدند و مردند در حالی که فاسق بودند. آیه ۸۴ سوره توبه.
لفظ جاهد به معنی سعی و تلاش و کوشش است که در نهایت در رابطه با کفار همان معنای جهاد و جنگ را می‌دهد و از طرف پیامبر هم عملی شده است. ولی در رابطه با منافقین به نظر اکثر مفسرین فرق دارد. از این جهت که ایشان تظاهر به اسلام می‌کردند و تظاهر به کفر و دشمنی نداشتند. حتی از سایر مسلمانان هم خود را مسلمان تر جلوه می‌دادند و چه بسا مفهوم جهاد در رابطه با منافقین و شدت گرفتن برایشان واغلظ علیهم بنا به اقتضای مصلحت بوده است ممکن است معاشرتشان تحریم شود یا تبعید شوند. به هر حال آنچه که رسیده این است که سنت رسول خدا بر جنگ با آنان جاری نشده و آن جناب در تمام عمر با هیچ منافقی نجنگیده است. المیزان تفسیر آیه ۹ سوره تحریم.

پانویس

  1. آل عمران؛ آیه 167
  2. توبه / 95
  3. توبه / 64
  4. توبه / 64
  5. توبه / 34
  6. توبه/77
  7. توبه / 102
  8. مائده/ 104
  9. بقره/8
  10. بقره/9
  11. نساء/142
  12. بقره/ 204
  13. توبه/ 101
  14. نساء/64
  15. توبه/93
  16. توبه/95
  17. توبه / 96
  18. منافقون/4
  19. منافقون/4
منبع: مجله الکترونیکی ویستا - تاریخ برداشت:95/05/07