فرهنگ مصادیق:بدبینی و جلو گیری از آن
محتویات
مقدمه
اگر بخواهیم بدگمانی و سوء ظن را تعریف بکنیم این است که تصور بد از کسی است که به او یقین نداریم. یک وقت تصور نداریم که هیچی. یک وقت تصور داریم که بد نیست ولی یک وقت نسبت به کسی تصور بد داریم و به او یقین نداریم. این از مهمترین و خطرناکترین آفات زندگی زناشویی است. یک وقت خانم نسبت به آقا یا آقا نسبت به خانم، گمان بد میبرد و بعد از همسرش سوال میکند و او استدلال میآورد، جواب میدهد و تمام میشود. اگر بد بینیها در این حد باشد و گاهی باشد، ما را نگران نمیکند. اگر بدبینیها استمرار دارد و دائم است. طرف سوال میکند و استدلال میآورد و آقا یا خانم نمیپذیرد. اگر چنین چیزی شد، یک رذیله اخلاقی میشود. و یک اختلال روانی ایجاد میکند. اگر اختلال در کل زندگی و در همه جا باشد، به آن اختلال پارانوئیدی میگویند و اگر فقط با همسر باشد، اختلال هذیانی میگویند. یا به تعبیری اختلال هذیانی زناشویی میگویند که خیلی خطرناک است. آثار منفی فردی و اجتماعی دارد. انسان را دچار اضطراب میکند، استرس خود خوری و نگرانی نشاط و امید را از انسان میگیرد. بر اساس پژوهشها ثابت شده است که آدمهای بدبین احتمال مرگشان نوزده درصد بیشتر از آدمهای خوش بین است. حضرت علی (ع) میفرمایند: بدگمانی انسان را نابود میکند و خوش گمانی انسان را نجات میدهد. کسانیکه در این وادی افتادهاند، باید مراقب باشند. انسانهای بدبین به بدبینی نسبت به خانم و فرزندشان بسنده نمیکنند و این بدبینی کم کم به جامعه هم سرایت میکند. ما روایت داریم: بدگمانی خطایی هست که گسترش پیدا میکند. اول در خانه است و کم کم به جامعه سرایت میکند. و گاهی به سوء ظن به اولیائ خدا و خود خدا منجر میشود. اول به خانم بدبین میشود، بعد به جامعه و کم کم به اولیاء خدا و نهایتا به خدا بدبین میشود. و ایمان انسان از بین میرود. حضرت علی (ع) فرمودند: با سوء ظن، ایمان معنی ندارد. علت اینکه اسلام این قدر نهی از بدبینی کرده است بخاطر همین است. ببینید ما چقدر آموزه دینی داریم. آیه ۱۲ سورهٔ حجرات میفرماید: ای کسانی که ایمان آوردهاید از بسیاری از گمانها بپرهیزید. چون بعضی از این گمانها گناه است. حضرت علی (ع) میفرماید: سوء ظن بین خودتان را کنار بیندازید. چون خدا از آن نهی کرده است. علتش این است که آفت دین است. این آفت را جدی بگیرید. و این رذیله اخلاقی را فرهنگ سازی کنیم واز بین ببرید.
برای پیشگیری از جو بدبینی در زندگی زناشویی چکار باید کرد ؟
راه پیشگیری بهتر از درمان است. هم به جوانان عزیز که ازدواج نکردهاند و هم به کسانیکه تازه ازدواج کردهاند عرض میکنم که یکی از عوامل جدی مهم بدبینی و بد گمانی، سوء تفاهم است. سوء تفاهم یعنی عدم درک انگیزههای و مقاصد طرف مقابل. هرکسی از ظن خود شد یار من، از درون من نجست اسرار من. انگیزهها را نمیداند و این باعث سوء تفاهم میشود. یکی از علل مهم سوء تفاهم بین مرد و زن، عدم شناخت زوایای روحی زن و مرد است. اینکه خانم و آقا همدیگر را نمیشناسند. کسانی که میخواهند این مشکل را پیدا نکنند و یا این مشکل را از بین ببرند به سایت برگردند و تمام مباحث ویژگی تفاوتهای فردی مرد و زن را ببینند. و کتابهایی هم که در این مورد است مطالعه کنید. هر چقدر شما خواهر عزیز بتوانید همسرتان را بهتر بشناسید و آقا، شما را بهتر بشناسند، بدانید سوء تفاهمها از بین میرود و کم تر میشود. ابهامات در زندگی زناشویی، خیلی مشکلات ایجاد میکند. در پرونده دعاوی در پانصد مورد در تهران دیدم که دویست و یازده مورد منشا دعواها این بوده که یک طرف چیزی گفته و دیگری اشتباه برداشت کرده است. و منظورش را نفهمیده است. در سیره اولیاءالله معمولا ابهام زدایی بوده است. مثلا رسول اکرم در جنگها وقتی غنائم را تقسیم میکردند، خیلی توضیح میدادند تا ابهام از بین برود و شبهه نباشد. رسول اکرم با خانمی صحبت می کرند. آقایی رد شد و یک جوری نگاه کرد. رسول اکرم او را صدا کرد و گفت: ایشان همسرم است چون ممکن است همین بعدا موضع تهمتی میشد و مشکلاتی را ایجاد میکرد. این یکی از عوامل جدی است که مشکلات ایجاد میکند. موردی را هم که سعی کنید جلوی آنرا بگیرید البته برای آقایان، مطرح کردن روابطتان با خانمها است، این خیلی بدبینی میآورد. این صحبتها بذر بدبینی را در خانم میکارد. بعضی از تازه دامادها نمیدانم چرا این کار را میکنند ؟ الان این آقا ازدواج کرده است. به خانمش از روابط قبلی خود با دخترها میگوید و میگوید: من چند تا دوست دختر داشتهام و رابطه داشتهام. من نمیدانم علت آن چیست ؟ یک موقع میخواهد کلاس بگذارد و بگوید: من آدم با عرضهای بودهام. جذاب بودهام. شاید منظورش این است که جایگاه خود را پیش خانمش بالاتر ببرد. ولی نمیداند چه آتشی به زندگی اش میزند. یا از آن طرف خانمها از خواستگارانشان میگویند. این هم بی اعتمادی میآورد و بدتر از آن این است که از روابط قبلی شان بگویند. خانم رابطهای داشته و به خاطر احساس گناه و عذاب وجدان، بعد از ازدواج رابطهٔ قبلی اش را به همسرش میگوید. بدبینی را ایجاد میکند و خواب را از چشم او میگیرد. گفته بودیم: خانمهای محترم این کار را نکنید. شما رابطهای داشتهاید و خطا کردهاید و توبه کردهاید. ما روایت داریم: کسی که توبه میکند مثل کسی است که از مادر متولد شده است. پس احساس گناه معنا ندارد. پس چرا این را میگویید ؟ یکی از عاملهای دیگر که بد بینی ایجاد میکند، تعریف کردن خانم از آقای دیگر جلوی همسرش و برعکس میباشد. شما ازدواج کرده ید و تمام شد. قسمت شما این بوده است. تعریف نکنید. وقتی خانمی از پسرهای فامیل جلوی مردش تعریف میکند این پیام را به آقا میدهد که شما بطور کامل به مردتان تعلق ندارید. شما تعلق خاطری به دیگران هم دارید. این بدبینی ایجاد میکند. یا آقا جلوی خانمش از خانمهای دیگر تعریف میکند. این احساس خیلی بدی به خانم میدهد. شاید آقا قصد بدی ندارد. حالا از معنویات خانمی تعریف میکند. میخواهد آن خانم را الگوی خانمش قرار بدهد. آقایان این کار را نکنید. گاهی آقایان از پوشش خانمها گله میکنند. این کار را نکنید. یکی دیگر از عوامل، پنهان کاری است. آقا گاوصندوق به خانه میآورد و روی موبایلش کد میگذارد و روی کامپیوترش کد میگذارد. این پنهان کاریها بی اعتمادی میآورد. این یک واقعیتی است. بله گاوصندوق لازم است. خوب اشکالی ندارد ولی کلید و رمزش دست خانم هم باشد. کد هم بگذارید ولی خانم هم بداند. صندوق پستی شما هم اشکالی ندارد که خانم رمز عبور آنرا بداند. مگر زن و مرد چه دارند که از هم پنهان کنند ؟ من در زندگی شخصی ام هیچ وقت این کار را نکردهام و لزومی ندارد. در ضمن از آن طرف کسی هم به وسایل دیگری دست نمیزند. این کار را نکنید. این صداقت در زناشویی است. گاهی خانم رازهای قبلی زندگی شان را به آقا میگوید و میگوید: این صداقت است. خیر این اشتباه است. شما نباید رازهای زندگی و رازهای شخصی را نباید به همسرت بگویید. یا آقایی در خیابان به او متلک میگوید. خانم به آقا میگوید. خانم این را به مردت نگو. بد بینی میآورد و دل او را چرکین میکند. یا برعکس خانمی در محیط کار به آقا اظهار محبتی کرده است، آقا سریع این را به خانمش میگوید. آقای عزیز این حرف اشتباه است. اینها صداقت نیست. مطالبی در زندگی دارید که خانم آخرین نفری است که آنرا میفهمد. اینها بی صداقتی است. اگر شما اینها را رعایت کنید، بی اعتمادی نخواهد بود و سوء ظن ایجاد نخواهد شد. اگر انسانها در کل زندگی شان جوری مشی کنند که این مشکلات پیش نیاید و باید زمینه را از بین برد. در بحث ازدواج مجدد، این مشکل برای بعضیها پیش آمده بود که بنده ترویج ازدواج مجدد کردهام در حالیکه برای خانم بنده این مشکل پیش نیامده بود زیرا من زمینهها را از بین بردهام. این اعتماد را ایجاد کنیم. که طرف بفهمد همسرش انسان قابل اعتمادی است و اهل بیراهه رفتن نیست. یا بحث چک کردنها است. تجسس حرام است. من هیچ وقت موبایل همسرم را چک نکردهام و همسرم هم هیچ وقت موبایل من را چک نکرده است و همینطور فرزندانمان را. چون زمینه نیست و همه به هم اعتماد دارند. نجات در صداقت است. در جایی دروغ جایز هم داریم. فقه ما خیلی کامل است.
- مدتی به خانمم بدگمان و بدبین شدهام و شیطان دست از سرم برنمی دارد. چکار کنم ؟
یکی از کارهای جدی شیطان همین ایجاد سوءظن در دل انسان نسبت به دیگران است. بدبینی نسبت به همسر و خانواده. امام سجاد (ع) در دعای سی و دوم صحیفه سجادیه تعبیری دارند: خدایا شیطان مهار من را در سوءظن بدست گرفته است. البته جضرت مصداق این نیستند ولی میخواهند به ما یاد بدهند. این برادر عزیز باید خیلی دقت کنند. باید با شیطان مقابله کنند. باید مراقب القائات شیطان باشند. امیدوارم اوایل راه باشند و به موقع بیننده ما باشند و جلویش را بگیرند چون شیطان القائات تدریجی دارد و آرام آرام کار را به جایی میرساند که زندگی شما را تباه میکند. با آن مقابله بکنید. راه مقابله با آن هم طبق روایات دینی ما، استعاذه است. یعنی استغفار. اعوذبالله من الشیطان الرجیم. یا استغفرالله ربی واتوب الیه. این درسی است که قرآن به ما داده است. در قرآن داریم: آدمهای با تقوا وقتی شیطان به سراغشان میآید، ذکر میگویند. و به یاد خداوند میافتند. اگر با استعاذه توانستید مشکل را حل کنید که خیلی خوب است. اگر نمیتوانید مقابله کنید، توصیه ما این است که با همسرتان در میان بگذارید. با مهربانی و با عطوفت بگویید. بگویید: خانم، من چند وقتی است که دچار بدبینی شدهام و شیطان به جانم افتاده است. من نسبت به شما، روی بعضی مسائل بدبین شدهام. اگر این را نگویید و این ابهام باقی بماند، خودش بستری برای ورود شیطان میشود. وقتی بگویید، خانم توضیحاتی دارند. گاهی بدبینیها بخاطر سوءتفاهمها است. اینها فراوانی زیادی دارد. با توضیحات خانم، سوءتفاهمها از بین میرود. حضرت علی(ع) میفرمایند: اگر در همسرت چیزی دیدی و بدبین شدی، با سرعت آن شبهه را از بین ببر حتی اگر خطای خانم کوچک باشد. البته توجه داشته باشید که پیش فرض نداشته باشید. متاسفانه خیلی وقتها بدبینی در دل طرف ایجاد میشود. از همسرش توضیح میخواهد ولی در پیش خودش پیش فرضهایی دارد. یعنی پیش داوری میکند یعنی داوری کرده و توضیحی هم میخواهد، این فایده ندارد. شما باید دل تان را پاک کنید و هرچه در ذهنتان است دور بریزید و با یک ذهن کاملا خالی و پاک و سالم توضیحی بشنوید. فرض کنید شوهر خواهر شما آمده و ادلهای برای خیانت خواهر شما ارائه میکند و میخواهد توضیح بدهد که خواهر شما که زن اواست، خیانت کرده است. شما نسبت به خواهرتان چه ذهنیتی دارید ؟ آیا پیش فرض دارید ؟ آیا پیش داوری میکنید ؟ قطعا نمیکنید و چه بسا پیش داوری مثبت هم بکنید. در دین ما راهی دارد که اصلا بدبینی پیش نیاید و آن حمل بر صحت است. ولی دراینجا آقا بدبین شده است. با خانمتان مطرح کنید و پیش فرض هم نداشته باشید. مته به خشخاش نگذارید. چون اگر استدلال پذیر نباشید ما نگران میشویم که نکند شما اختلال هذیانی داشته باشید. به خانم بگویید که یکسری از رفتارهای شما بدبینی ایجاد میکند. به من کمک کنید. در نگاه و کلام و شوخیها با دیگران دقت کن. بعضی مواقع طرف زمینه بدبینی را ایجاد میکند و خودش هم حواسش نیست. و واقعا قصدی هم ندارد. آقایان عزیزی که این مشکل را دارید یعنی دچار بدبینیهای بی دلیل میشوند، بیشتر مواقع خودتان مشکل دارید. رفتارهای ناشایست دارند، خلاف کاریهایی دارند، و طرف خودشان را هم قیاس به نفس میکنند. یعنی فکر میکنند طرف هم همان کارهایی که او میکند میخواهد انجام بدهد. همان که کافر همه را به کیش خود پندارد میشود. روایت داریم: مرد بد یا شرور به هیچ کسی گمان خیر نمیبرد زیرا او را مثل خودش میداند. انسانهای خلاف، اگر روح خود را جلا بدهد و دست از خلاف کاریها بردارد، دیدشان نسبت به همه عوض میشود. دیدشان بیشتر میشود. آقایان معمولا صحبت کردن در این رابطه برایشان سخت تر از خانمها است زیرا خانمها اهل کلام هستند و راحت تر حرفشان را میزنند. آقایان باید تمرین کنند و جلوی این مسائل کوچک را بگیرند تا به مسائل بزرگ تبدیل نشود. آقای پلیسی گفتهاند: شغل من روی رفتار من اثر گذاشته است. بله. شغل روی رفتار انسانها اثر میگذارد ولی باید جلوی آنرا گرفت. در بعضی از مشاغل مثل پلیس و شغلهای قضایی که با مجرمان سر و کار دارند، اینها را به منزل تسری میدهند و زمینه بدبینی برای آنها بازتراست. و همه را خائن میبینند. حضرت علی (ع) میفرمایند: کسی که بدگمان میشود اعتقاد پیدا میکند که غیر خائن، خائن است و این معتقدش میشود. پلیس کارش کشف جرم است ولی نباید در خانه درصدد عیب باشد. روایت داریم: دنبال کشف عیب دیگران نباشید. خیلی باید مراقب باشیم. کسانیکه با نوع مشکلات سر و کار دارند، شما که پلیس هستید دچار مشکل میشوید و همه ذهنتان تیره میشود و به هیچ کس اعتماد ندارید. در خانه باید عینک کاری را بردارید. چینیها میگویند: ذهن خود را تیره نکن تا هر چیزی را روشن ببینی. آبراهام مزلو میگوید: آدمی که چکش در دست دارد، همه را به شکل میخ میبیند. کسانی که شغلهای خاص و ویژه دارند، باید این چکش را کنار بگذارند. و دیدشان خوش بینی و حسن ظن باشد.
- با شوهرم زندگی عاشقانهای دارم ولی همیشه نگران خانمهای محل کار ایشان هستم و میترسم روی روابط ما اثر بگذارند. با این افکار بدبینی چه کار کنم ؟
- با شوهرم زندگی عاشقانهای دارم ولی همیشه نگران خانمهای محل کار ایشان هستم و میترسم روی روابط ما اثر بگذارند. با این افکار بدبینی چه کار کنم ؟
این افکار خیلی شایع است و باید با آن مقابله کرد. چون این بدگمانیها انسان را نابود میکند و آثار بسیار منفی دارد. در روایت داریم: بدگمانی انسان را دچار اضطراب میکند. اگر میخواهید اضطراب و استرس نداشته باشید، حسن ظن داشته باشید. حسن ظن باعث راحتی قلب است. بدگمانی باعث غصه میشود. حسن ظن غم و غصهها را از بین میبرد. اگر میخواهید دلتان صفا و طهارت نفس داشته باشد خوش گمان باشید. اینها روایت است. بیشتر اینکه خانمها به این سوءظن دچار میشود، بخاطر بیکاری است. اگر خانمها در زندگیشان برنامه داشته باشند و وقتشان را پر کنند، کمتر سراغ این افکار میروند. انزواجویی و تنهایی عوامل بدبینی است. خانمها با این افکار مقابله جدی بکنید. این افکار انسان را نابود میکند. این افکار کوهی از غم و غصه و اضطراب برای شما ایجاد میکند و شما چطور میخواهید زندگی کنید ؟ این کوه استرس را بردارید. یکی از نویسندگان فرانسوی میگوید: بدبینی یعنی دارا بودن هنر بزرگ پیشاپیش غصه خوردن برای ناگواریهایی که شاید هرگز رخ ندهد. من سراغ دارم خانمی که پانزده سال است که دارد رنج میبرد که نکند شوهرم با خانم همکارش باشد و هیچ اتفاقی هم نیفتاده است. پانزده سال فقط خودش را پیر و نابود کرده است. به خدا توکل کنید. ایشان گفتهاند: به همسرم عشق میورزم ولی نگران هستم. خوب شما بدانید بدگمانی این عشق را از بین میبرد. چون بدگمانی روی رفتار شما اثر میگذارد و آرم آرام این عشق شما را از بین میبرد. اگر شما خوش گمان باشید، محبت شوهر شما بیشتر میشود. ما روایت داریم: کسی که خوش بین باشد از آنها محبت میگیرد و محبوب میشود. به اولیاءالله توکل کنید. در رفتار با همسرتان دقت کنید. اقتدار او را حفظ کنید. دائم غُر نزنید. توقعاتتان را کم کنید. اگر شما اینها را رعایت کنید، همسر شما هیچ جا نمیرود. چون دلیلی ندارد. اگر برود بیمار است. بقول حافظ اگر شما برای شوهرتان سرو باشید، او بُتی لشکر شکن دارد اگر همه مُنشیها و همکاران خانم جمع بشود، او بتی لشکر شکن دارد و به آنها توجهی نمیکند. آقایانی هستند که وقتی میخواهند به خانه بروند، بال در میآورند و خوش حال هستند ولی آقایانی هم هستند که ناراحت هستند مثل اینکه میخواهند به زندان بروند. اگر اینها را رعایت کنید خیالتان هم راحت میشود. عمر با برکت خواهید داشت و میتوانید به روح و جسم خودتان برسید. به بچه هایتان برسید. مشکلات گوارشی بخاطر حرص و جوش است. ناراحتی قلبی هم بخاطر همین است.
بخاطر بدبینی که نسبت به دختر نزدیکان دارم و میترسم شوهرم را فریب بدهند، رابطهام را با آنها قطع کردهام و برای شوهرم سوال انگیز شده است. آیا این کارم درست است ؟
بر اساس روایت یکی از آثار بدبینی همین قطع رابطه است. این خانم ترس دارد که دختران فامیل شوهرش را فریب ندهند و چون میترسند بدبین میشوند و این بدبینی او را به انزوا میکشاند. حضرت علی (ع): کسی که خوش گمان نیست از همه کس وحشت دارد. روایت داریم: اگر کسی سوءظن بر او غلبه بکند بین خودش و دوستش صلحی نمیماند یعنی قهر میکنند. سوء ظن، بدگمانی، اضطراب، استرس دل مردگی، غم و غصه میآورد. با این افکار مقابله کنید. دلتان را آرام کنید. روایت داریم: کسی که خوش گمان است، دلش آرام است. چون خودتان لطمه میخورید. علاوه بر اینکه قطع رابطه کردهاید، دلتان تاریک میشود. شما با این منفی دیدنها و منفی بافیها کاری میکنید که این اتفاق بیفتد. بر اساس قانون جذب این اتفاقاتی که در زندگی ما میافتد خودمان جذب میکنیم. قانون جذب میگوید: این پدیدهها و اتفاقات بوسیلهٔ واقعیتهای ذاتی تصاویری است که ما در ذهنمان میسازیم و در حقیقت با آن تصاویر اینها را جذب میکنیم. به زبان ساده تر قانون جذب میگوید: هر چیزی که در بیرون اتفاق میافتد، قبلا در ذهن ما واقع شده است. ما در درون خودمان چیزی را میآفرینیم بعد به آن باور پیدا میکنیم، جزء اعتقادات ما میشود و همان در خارج محقق میشود. من به خواهرانی که درگیر این افکار منفی هستند و منفی بافی میکنند، توصیه میکنم که فیلم مستند راز را ببینند که از شبکه چهار پخش شده است. که بحث قانون جذب را بیان میکند. البته این قانون جدیدی نیست. هزار و چهارصد سال قبل این قانون جذب را اسلام گفته است. یرای نمونه ببینید چقدر روایت داریم که با فال بدزدن مقابله کنید. در بین مردم عامه همان نفوس بد زدن است. چقدر روایت داریم که فال خوب بزنید. رسول اکرم (ص) فرمودند: فال نیک بزنید به آن میرسید. خود حضرت در زندگی چقدر فال خوب میزدند. در هجرتشان از مکه به مدینه و در جاهای دیگر فال نیک میزدند. اما رضا (ع) فرمودند: خدا میفرماید که من در جهت گمان بندهٔ مومن خود هستم. اگر گمان خوب ببرد، من به او خوبی میدهم و اگر گمان بد ببرد به او بدی میدهم. این یک واقعیتی است. قانون جذب. البته نه با آن گستردگی ولی اصل این است که نفوذ بد نزنید. خانم نفوذ بد نزنید. شما میگویید: دخترهای فامیل شوهر من را فریب میدهند. خوب کم کم فریب میدهند. با این افکار مقابله کنید. پس این کار درست نیست.
- شوهرم قبل از ازدواج به دخترخاله اش علاقه داشته است. وقتی که دختر خاله اش با شوهرش به منزل ما میآید، من به او و شوهرم بدبین هستم و شک میکنم که نکند با هم رابطه داشته باشند و بشدت رنج میبرم. لطفا راهنمایی بفرمایید.
- شوهرم قبل از ازدواج به دخترخاله اش علاقه داشته است. وقتی که دختر خاله اش با شوهرش به منزل ما میآید، من به او و شوهرم بدبین هستم و شک میکنم که نکند با هم رابطه داشته باشند و بشدت رنج میبرم. لطفا راهنمایی بفرمایید.
این شک شروع بدبینی است. آغاز حرکت بسیار خطرناکی است که شما خانم محترم شروع کردهاید. روایت داریم: شک باعث بدگمانی میشود. در آموزههای دینی با این شکها در زندگی زناشویی مقابله میشود. البته ما شکهای سازنده هم داریم. حضرت علی (ع) میفرماید: کسی که زیاد شک میکند، همیشه بیمار است. برای اینکه جلوی شک را بگیریم باید مقداری کار بکنیم. بیایید به پیامدهای منفی آن توجه بکنید. اگر الان جلویش را نگیرید تبدیل به بدبینی میشود. همان موقع که در ذهن است جلوی شک را بگیرید. شما خانم محترم الان به شوهرتانش شک کردهاید که نکند شوهرتان با دختر خاله اش رابطه دارد. این را تصور کردهاید. خوب این یک تصور است. همینجا تمامش کنید. اجازه ندهید تبدیل به تصدیق بشود. رسول اکرم (ص) فرمودند: وقتی گمان بد میبرید، آنرا تصدیق نکنید. شما اگر به پیامدهای منفی آن فکر کنید باعث شرم میشود. روایت داریم: سوءظن باعث شرارت میشود. بدبینی بزرگترین شر است. اصلا بدبینی شر درست میکند. الان شما به همسرتان شک دارید. چون شما به او شک دارید،طبیعتا برخورد خوبی نمیکنید. شما به اومحبت نخواهید کرد. یا آنچنان محبت نمیکند. حقوق او را رعایت نمیکنید. نگاههای معنادار میکنید. این رفتارها شما را به آن چیزی که از آن میترسیدید میکشاند. یعنی قانون جذب. شما یک کاری میکنید که شوهرش دلش از شما زده میشود و دیگر به شما توجه نمیکند و اتفاقا ممکن است بطرف آن سمت و سو برود. و بدتر از او ممکن است با این نگاهها و صحبتها، تردیدی هم در شوهر آن خانم ایجاد بکنید. و ببینید چه لطمهای ممکن است شما به این خانم بزنید. به آموزههای دینی توجه کنید که چقدر میگویند: از شک و بدگمانی دوری کنید. در قرآن داریم: ای کسانی که ایمان آوردهاید از بسیاری از گمانهای بد بپرهیزید زیرا بعضی از این گمانها گناه است. روایت داریم: بدبینی عبادت را از بین میبرد و گناه را بزرگ میکند. یکی دیگر از راههای مقابله ذکر و استخاره و استعاذه است. به آثار بد آن توجه کنید. زندگی خودتان را خراب نکنید.
- قبلا میخواستم با کسی ازدواج کنم ولی به او نرسیدهام. الان همسرم نسبت به من بدبین است. چکار کنم ؟
- قبلا میخواستم با کسی ازدواج کنم ولی به او نرسیدهام. الان همسرم نسبت به من بدبین است. چکار کنم ؟
خانم این داستان را میداند که پیله میکند لذا شما آقای محترم سعی کنید از آن خانم هیچ حرفی در خانه نزنید. اگر میخواهید مشکلاتان حل بشود به این چند نکته کوچک توجه کنید. اول اینکه از این خانم حرف نزنید. اگر خاطراتی از این خانم داشتهاید مطلقا بیان نکنید. هیچ وقت به خانمتان اصرار نکنید آرایش یا پوشش خاصی را داشته باشد. چون خانم فکرش به آن طرف میرود. روی بچه تان اسم آن خانم یا مشابه آنرا نگذارید. چیزی که باعث میشود خانمها شک کنند تغییرات ناگهان در زندگی آقایان است. مثلا آقا قبلا معمولی بیرون میرفته، حالا چنان تیپ میزند، ژل میزند، عطرهای مختلف میزند، این برای خانم سوال انگیز میشود. این تغییرات ناگهانی. به همسرتان محبت کنید. حرفهای محبت آمیز بزنید. در خانه سکوت نکنید زیرا پیامهای بدی به خانم میدهد. به همسرتاننیکی کنید. حضرت علی (ع) به مالک اشتر فرمودند: اگر میخواهی مردم تو را دوست داشته باشند و به تو حسن ظن داشته باشند به آنها نیکی کن.
- شوهر من طوری رفتاری میکند که من را نسبت به خودش حساس و بدبین میکند. میگوید: مرد میتواند براحتی زن دیگر داشته باشد. آیا این حرفهایش درست است ؟
- شوهر من طوری رفتاری میکند که من را نسبت به خودش حساس و بدبین میکند. میگوید: مرد میتواند براحتی زن دیگر داشته باشد. آیا این حرفهایش درست است ؟
خوب این آقا زن شناس نیستند و گرنه این حرفها را نمیزدند. قبلا در مورد شوخیهای آقایان در مورد ازدواج مجدد و موقت گفته بودیم که آقایان این حرفها را نزنید. زیرا خانم حس تملک دارد. و در او بدبینی ایجاد میشود. اگر روزی برای شما مشکلی پیش آمد، حرکت و رفتار بودار و مشکوکی خانم شما از شما ببیند، اثبات بی گناهی کار سختی میشود. اگر قرینهای پیدا کنند میگویند: آهان آقا خودش میگفت. لذا این کار را نکنید. الان ایشان جدی میگویند، پس خیلی بدتر است. بعضی از آقایان هدفشان از ایجاد حساسیتها این است که حس تملک خانم را حساس کند تا خانم بیشتر به او برسد. اگر اذیت و آزاری دارد از بین برود. هدفشان این است. آقای استاد دانشگاه پنجاه ساله میگفتند: دانشجوی هجده سالهام نامهٔ عاطفی برای من نوشتند و من آنرا روی میزم گذاشتم که خانمم آنرا بخواند به این قصد که بداند من علاقمندانی دارد و حواسش را جمع کند. این قطعا کار اشتباهی است. اینکار خوبی نیست اگر شما میخواهید همسرتان را تحریک کنید که زن خوبی برای شما باشد راه کارهای ما را بکار بگیرید. خیلی بهتر است. بعضی از آقایان با پنهان کاریها حساسیت ایجاد میکنند. کُد میگذارند و گاوصندوق دارند. اینها برای خانمها حساسیت ایجاد میکند. موبایل زنگ میزند، میروند در پشت بام صحبت میکنند خوب چرا ؟ خانمی میگفتند: شوهر من حمام میرود، گوشی موبایلش را میبرد. معنای اینها چیست ؟ من میگویم: بعضی مواقع شما گوشی موبایلتان را از روی عمد در خانه جا بگذارید.
- خلاصهای از بحث بدبینی را توضیح دهید.
- خلاصهای از بحث بدبینی را توضیح دهید.
بدبینی و سوءظن از آفتهای مهم زندگی زناشویی است. اگر با این مشکل مقابله نکنند جان و جسم و روان شان نابود میشود. توصیه کرده بودیم که پیشگیری بهتر از درمان است. ما نباید اجازه بدهیم جوّ بدبینی در زندگی ما ایجاد بشود. چند تا راه کار گفتیم. اینکه خانم و آقا همدیگر را بشناسند. یکی از علل جدی بدبینیها سوء تفاهم است. سوء تفاهم هم بعلت عدم شناخت خانمها و آقایان از یکدیگر است. همدیگر را بشناسند و اگر ارتباطی قبل از ازدواج داشتهاند، آنها را مطرح نکند. خانمها از خواستگاران قبلی خودشان نگویند. دیگر تمام شده است. در حضور همسرشان از خانمها و آقایان دیگر تعریف نکنند. اینها بدبینی میآورد. مخفی کاری نکنند. ما با رمزها و کدگذاری و گاو صندوقها موافق نیستیم. آقایی گفته بودند بی دلیل به خانمم بدبین شدهام و شیطان دست از سرم برنمی دارد. شما خودتان به این رسیدهاید که شیطان است و میخواهد زندگی شما را از بین ببرد. با آن مقابله کنید. راه کارهایی گفته بودم. بر اساس آموزههای دینی استعاذه کنید. استغفار کنید. اگر حل شد خوب الحمدلله و اگر حل نشد بر اساس روایتی از حضرت علی (ع) که فرمودند: اگر به زنتان بدبین شدید، در اولین فرصت به او بگویید. توضیح بخواهید. استدلال هم بپذیرید و این نقطه سیاهی که در دلتان افتاده، نگذارید بزرگ بشود تا تبدیل به بحران نشود. آقای پلیسی گفته بودند وقتی من به خانه میآیم همه را مجرم میبینم. گفته بودم ما آدمها کارهایمان بر روی رفتارمان اثر میگذارد. ولی باید خیلی مراقب باشیم. درست است که شما ضابط قضایی هستید و میتوانید کشف جرم بکنید ولی در خانه نباید کشف جرم بکنید. حضرت رسول فرمود: در صدد کشف عیب دیگران نباشید. غیبت مسلمانها را نکنید و عیبهای آنها را کشف نکنید. خانمی گفته بودند که من نگرانم که نکند شوهرم با همکاران خانمش ارتباط برقرار بکند و در زندگی من اثر بگذارد. مهمترین توصیهام این بود که به خدا توسل کنید. به خودتان بیشتر برسید و نیاز مردتان را برآورده بکنید. خانمی گفته بودند من از ترس اینکه دخترهای فامیل روی شوهرم اثر نگذارند، ارتباطم را قطع کردهام. این کار اشتباه است. یکی از آثار بدبینی قطع روابط است. این افکار منفی را از ذهن خودتان دور بکنید و به قانون جذب اشاره کردم و گفتم که تمام بدبختیهایی که ما در زندگی داریم، خودمان جذب میکنیم. خانم انرژی منفی ندهید. آقایی فرموده بودند: من میخواستم با خانمی ازدواج کنم ولی نشد و الان که با خانمم ازدواج کردهام، خیلی دغدغه دارد و در مورد آن خانم به من پیله میکند. چکار کنم ؟ من گفتم: خیالشان را راحت کنید و مطلقا از این خانم صحبت نکنید. خاطراتی که با این خانم داشتهاید را مطرح نکنید. از آن خانم تعریف نکنید. خانمتان را با او مقایسه نکنید. ابراز محبت کنید. امنیت روحی و خاطر به او بدهید و بگویید: خانم من شما را خیلی دوست دارم.
- یکی از دوستان شوهرم با من تماس گرفت تا دربارهٔ مشکلات زندگی اش با من مشورت کند. وقتی شوهرم فهمید، به من تهمت ناروا زد و اعتمادش نسبت به من از بین رفت و بدبین شده است. آیا کار من اشتباه بوده است ؟
- یکی از دوستان شوهرم با من تماس گرفت تا دربارهٔ مشکلات زندگی اش با من مشورت کند. وقتی شوهرم فهمید، به من تهمت ناروا زد و اعتمادش نسبت به من از بین رفت و بدبین شده است. آیا کار من اشتباه بوده است ؟
چرا ایشان با شما مشورت کردهاند ؟ چه دلیلی داشته که با شما مشورت کردهاند با شوهر شما مشورت میکردند. مشورت در امور معمول زندگی مثلا خرید کاپشن و وسایل زندگی یا ماشین میشود با خیلیها مشورت کرد. کسی ممکن است دربارهٔ ماشین که یکبار خریده است، تجربه داشته باشد. در مسائل معمول زندگی ما با خیلیها مشورت میکنیم که مشاور هم نیستند. اطلاعات فنی و تخصصی هم ندارند. ولی دربارهٔ مسائل خانوادگی، ایشان حتی با شوهر شما هم نباید مشورت میکردند. مگر اینکه شوهر شما مشاور بوده باشند. چون این مسائل خیلی حساس است. بین مشورت و مشاوره فرق است. مشاوره کاری فنی است و مشاور باید فنی باشد. چون فراوان دیدهایم که با یک شخص غیر فنی و غیر مشاور، مشاوره کرده و نسخهٔ غلطی به او داده است. و نظام زندگی اش بهم ریخته است. شما خانم محترم حتی اگر میتوانستید به این آقا کمک بکنید و مشاوره بدهید، چون این آقا نامحرم هستند و شما شوهر دارید و شوهر شما حس ناموس پرستی دارد، غیرت دارد، نباید این کار را میکردید. مرد این را تحمل نمیکند. خیلیها این طوری هستند. گذشته از این موضع تهمت است. شما چیزی در دلتان نبوده است. خانم مومن و متدین با حفظ ضوابط شرع مشاوره دادهاید. ولی این موضع تهمت است. چون دیگران هم نمیدانند. شوهر شما که نمیداند و به شما تهمت ناروا زده است. اعتماد شوهر شما سلب شده است و شما خود را در موضع تهمت قراردادهاید. روایت داریم: از مواضع تهمت بپرهیزید. اگر کاری کردید و به شما تهمت زدند خودت را سرزنش کن. کسی که به تو تهمت زده سرزنش نکن. البته کار این آقا هم غلط است. تهمت زدن گناه است. ولی کار شما هم غلط و اشتباه است. او به شما تهمت زده، گناه کرده و شما هم زمینه این تهمت را فراهم کردهاید، اشتباه کردهاید. اصلا فرض میکنیم شوهر شما با این داستان هیچ مشکلی ندارد. بعضیها این جوری هستند و با مشاوره دادن خانم مشکل ندارند ولی باز میگویم: احتیاط کنید. این کار را نکنید. ممکن است اوایلش شما هیچ حس خاصی نداشته باشید ولی متاسفانه آرام آرام شروع میشود. خیلی موارد این جوری داشتهایم و کم کم احساس میکنید عُلقهای ایجاد شده است. دل ما ابریشمی است. خیلی زود دلبسته میشویم. خیلی زود وابسته میشویم. خیلی باید مراقبت کرد. این همه احکام دین برای ارتباط دو نامحرم برای چیست ؟ برای این است که این وابستگیها ایجاد نشود. و بنیان خانواده تخریب نشود. اگر دو تا نامحرم ضوابط دین را رعایت نکنند که چه روایتها داریم. اگر دو زن و مرد نامحرم در اتاقی باشند، نفر سوم شیطان است. حتی اگر ضوابط دین را هم رعایت بکنند باز هم باید به قدر ضرورت باشد. بیش از ضرورت حرام نیست ولی مکروه است. شما باید از شکستهای زندگی تان درس بگیرید. تجربه بدست بیاورید و کاری بکنید که اعتماد از دست رفته شوهرتان برگردد و ما برای آن راه کار داریم.
- شوهرم چون بدبین است بدون دلیل به من تهمتهای ناروا میزند. مگر تهمت زدن به دیگران گناه نیست ؟
- شوهرم چون بدبین است بدون دلیل به من تهمتهای ناروا میزند. مگر تهمت زدن به دیگران گناه نیست ؟
تهمت زدن به دیگران گناه است. اینکه اسلام این قدر با بدبینی مقابله میکند بخاطر همین است. روایت داریم: ایمان با سوء ظن قابل جمع نیست. حضرت علی (ع) میفرمایند: انسان بدگمان دین ندارد. اینها بخاطر جلوگیری از این پیامدها است. همان پیامد تهمت زدن است. این آقا چون بدبین است تهمت میزند. اگر این آقا بدبین نبود، تهمت نمیزد. این تهمتها پیامد بدبینی است. لذا با تهمت شدیدا مخالفت شده است. روایات عجیبی داریم. رسول اکرم (ص) فرمودند: اگر کسی به زن و یا مرد مومن تهمت بزند، در روز قیامت خدوند او را بر تلی از آتش قرار خواهد داد تا به کیفرش برسد. حالا این برای تهمتهای معمولی است. حالا اگر این تهمت ناروای بی عفتی بود یعنی یک قدم بالاتر. اگر کسی به دیگران یا شوهر به زن تهمت ناروا بزند، در اینجا هشدارها جدی تر است. امام رضا (ع) فرمودند: کسی که به زنش تهمت بی عفتی میزند ملعون است. زیرا این تهمت از جنس کفر است ونتیجهٔ کفر آتش جهنم است. تهمت بی عفتی به خانم هایتان نزنید. بخاطر اینکه در این تهمت پشیمانی طولانی و عقوبت شدید است. در تهمت این نکته وجود دارد که آبروی مومن ریخته میشود. سه چیز در مسلمان حرمت دارد: خون، مال و آبرو. روایت داریم: آبروی مومن مثل خون مومن است. حتی روایت داریم مثل حرمت کعبه است. اگر آبروی مومن بریزد، دیگر در اجتماع نمیتواند سر بلند بکند و از چشم مردم میافتد. امام صادق (ع) فرمودند: اگر کسی به مومنی تهمت بزند و به سبب این تهمت از چشم مردم بیفتد، خدا او را از تحت سر پرستی خودش بیرون میکند و به تحت ولایت شیطان میفرستد و شیطان هم او را نمیپذیرد. این برادر باید مراقب باشند. این کار خطرناکی است و پیامدهای خطرناکی دارد. آیه ۴ سوره نور میفرماید: اگر کسانی به خانمهای پاک دامن تهمت بی عفتی بزنند اگر چهار تا شاهد نیاورند، آنها را هشتاد ضربه بزنید. شهادت آنها را نپذیرید و آنها فاسق هستند. اینها بخاطر این است که میخواهند آبروی مومن حفظ بشود. خیلیها میگویند: چرا چهار تا شاهد ؟ میدانید که این تهمت در اسلام خیلی سنگین است لذا در اینجا میفرمایند: چهار تا شاهد تا بی گناهی مجرم شناخته نشود. و دیگری بحث آبرو است. اگر طرف نتواند ثابت کند آبروی فرد ریخته شده است و جمع کردن آبرو خیلی سخت است. جالب است در قتل دو شاهد عادل کافی است. برای اثبات تهمت بی عفتی چهار تا شاهد لازم است زیرا بحث آبرو در میان است و اینکه پای دو نفر در میان است. در قتل پای یک نفر گیر است. این سخت گیریها بخاطر آبروی مومن است. حالا تهمتی که در سوره نور خواندیم برای تهمتی است که یک آقایی به یک خانمی در جامعه میزند نه به خانم خودش که آن احکام دیگری دارد. سه آیه بعدی دربارهٔ همین است.
- خانم من هنگام خروج از منزل آرایش غلیظی میکند ولی در منزل آرایش نمیکند. آیا حق دارم به او شک کنم و نسبت به او بدبین باشم ؟
- خانم من هنگام خروج از منزل آرایش غلیظی میکند ولی در منزل آرایش نمیکند. آیا حق دارم به او شک کنم و نسبت به او بدبین باشم ؟
البته کار این خانم درست نیست و این یکی از محرمات الهی است. دین اجازه نمیدهد یک خانم با پوشش نامناسب و آرایش کرده بیرون برود. سخت گیری اسلام بخاطر حفظ بنیاد خانواده است. یکی از علل جدی انحرافات و روابط ناشایست و ناامنیها همین است. روایات زیادی دراین باره داریم. رسول اکرم (ص ) فرمودند: اگر زنی با پوشش نامناسب و آرایش از منزل خارج بشود، تا اینکه مردم به او نگاه کنند تمام فرشتگان آسمان و زمین او را لعنت میکنند. این خانم در غضب الهی است تا بمیرد و در روز قیامت او را در جهنم میافکنند. این روایت خیلی سنگین است. در جایی دیگر فرمودند: من شما را به شرورترین زنانتان آگاه میکنم، شرورترین زنان شما آن کسی است که موقعی که بیرون میروند آرایش می کننند و مرد خود را محروم میکنند. و در جایی دیگر فرمودند: من شما را به بهترین زنانتان آگاه میکنم. بهترین زنان شما کسانی هستند که وقتی در خانه هستند برای شوهرشان آرایش کنند و وقتی بیرون میروند دیگران را محروم میکنند. نکتهٔ بسیار مهم و اساسی است. الان سوال چیز دیگری است. این آقا به خانمش شک دارد و بدبین است. یعنی اینکه نکند ایشان بیرون میروند که خیانت کنند. من این را قبول ندارم و اینجا حرف دارم. این فکر را از خودتان دور کنید. خانم شما اشتباه میکند. زن شوهر دار باید سه خصوصیت داشته باشد: یکی اینکه خود را از پلیدیها دور نگهدارد تا اطمینان شوهرش را جلب کند. خانم شما سراغ یک رفتار غلطی رفتهاند و اعتماد شما از بین رفته است. ایشان اشتباه کردهاند. معنای این خیانت نیست. ممکن است برای خودنمایی باشد. بعضی از خانمها این ویژگیها را دارند. به زیباییهای ایشان در منزل بیشتر توجه کنید. با محبت و کلام نرم و با مهربانی به او بگویید که این رفتاری که شما میکنید باعث شده که شیطان به جان من بیفتد و به شما شک کنم. جلوی این شک و بدبینی را بگیرید.
- شوهرم تحت تاثیر حرف دیگران به من بدبین شده است. آیا درست است بدون دلیل و مدرک حرف دیگران را قبول کند ؟
- شوهرم تحت تاثیر حرف دیگران به من بدبین شده است. آیا درست است بدون دلیل و مدرک حرف دیگران را قبول کند ؟
نخیر درست نیست. خیلی از وقتها خبرهایی که دیگران به ما میدهند، خبرهای درستی نیست. انگیزههای متفاوت است. ممکن است بعضیها سالم نباشند یعنی آدمهای ناسالمی هستند که خبر میدهند و قرآن کریم امر فرموده که اگر انسان فاسقی برای شما خبر آورد، دربارهٔ آن خبر تحقیق کنید تا ندانسته به گروهی آسیب نرسانید و از کردهٔ خودتان پشیمان نشوید. گاهی خبر را فرد فاسقی میآورد و گاهی طرف فاسق نیست ولی غرض ورز است. دشمنی دارد. گاهی در بین نزدیکان از خانم به آقا خبری میدهند. فاسق نیست. دشمن هم نیست. از روی غرض ورزی هم نمیگوید ولی از روی حسادت میگوید. گاهی مادر و خواهر خودمان اطلاعاتی راجع به همسرمان به ما میدهند که از روی دلسوزی است. خبری را شنیده، صرفا به شنیده اعتماد میکند البته مطمئن نیست ولی از روی دلسوزی این را منتقل میکند. ما دستور داریم در مورد این نوع خبرها تا شما علم و یقین به صحت آن پیدا نکردید، به آن ترتیب اثر ندهید. خیلی خیلی نکتهٔ مهمی است. متاسفانه بعضیها دهان بین هستند. این یک ویژگی خیلی بدی است. هر حرفی را میشنوند می پذیرند. این نشانهٔ تزلزل شخصیت است. این انسانها ضعف در شخصیت دارند. کسانی که شخصیتشان محکم است، دیگران نمیتوانند براحتی باور آنها را تغییر بدهند. خیلی روی این نکته تاکید شده که مراقب شنیده هایتان باشید. روایت داریم که اگر شما به جدی بودن برادرت ایمان داری و اینکه راه و روش او درست است، دیگر به حرفهای دیگران گوش ندهید. خانم عزیز اگر شما به شوهرت اطمینان داری، پس دیگر به حرف مردم گوش نده و یا برعکس آن. در دین ما روی شنیدهها خیلی تاکید شده است. از حضرت علی (ع) پرسیدند که بین حق و باطل چقدر فاصله است ؟ ایشان فرمودند: چهار انگشت. یعنی فاصلهٔ بین گوشت تا چشم. آن چیزی که چشمهایت میبیند حق است و آن چیزهایی که گوشهایت میشنود، اکثراً باطل است. باید سعی کنیم به شنیدهها اعتماد نکنیم. توصیه من به این برادر این است که به حرفهای دیگران گوش ندهند. اینها بدبینی و سوء ظن ایجاد میکند. و نظام زندگی انسان را خراب میکند. خیلی تاکید شده است که اگر چیزی را میشنوید و به آن علم و یقین ندارید، آنرا نقل نکنید. قرآن میفرماید: آنچیزی که به آن علم نداری، از آن پیروی نکن. نکته جالبی را بگویم. الان من مطلبی را راجع به شما نمیدانم و یقین ندارم ولی آنرا نقل میکنم، این چندین گناه کبیره است. تهمت و افترا است، دروغ است وغیبت است. چیزی که دین روی آن تاکید میکند این نیست. چون این همه اش گناه است. چیزی که روی آن تاکید میشود این است که شما راجع به دوستت مطلبی را می دانی یا او خطایی کرده و شما هم یقین داری، این را هم نقل نکن. قرآن میفرماید: کسانی که دوست دارند عمل زشت را در مورد کسانیکه ایمان آوردهاند شایع کنند، خدا به آنها وعدهٔ عذاب میدهد. این همان مطلبی است که در بالا گفتیم. در اینجا شخص خطای دوستش را میداند و یقین دارد ولی نباید آن را ترویج و شایع بکند. اسلام میخواهد جامعه سالم بماند. اسلام میخواهد قُبح گناه نریزد. وقتی کسی گناه و یا خطایی کرد، وقتی شما این را نقل میکنید قبح گناه از بین میرود. همان اتفاقی که در غرب افتاده است. که هدفشان ریختن قبح گناه است. اسلام میگوید: به شایعات گوش نده و از طرفی هم میگوید که مطلبی را هم که میدانید شایع نکنید. اما صادق (ع) فرمودند: کسی که دربارهٔ مومنی بگوید که با چشمهایش دیده و با گوشهایش شنیده، این جزء کسانی است که دوست دارد زشتیها را شایع کند.
- مگر بدگمانی و سوءظن گناه نیست. پس چرا همسر من این قدر به من بدبینی و سوء ظن دارد ؟
- مگر بدگمانی و سوءظن گناه نیست. پس چرا همسر من این قدر به من بدبینی و سوء ظن دارد ؟
بدبینی و بدگمانی تا وقتی بصورت خطورات در ذهن باشد گناه نیست یعنی من در ذهنم به کسی بدبین شدهام و سوء ظن دارم، این حرام شرعی نیست، گناه نیست. زمانی که انسان به این بدگمانی ترتیب اثر بدهد، گناه محسوب میشود. یعنی آنرا عملی کند. اگر به فردی بدگمان شدهایم، و در زندگی او تجسس کنیم یا به او تهمت بزنیم یا غیبت او را بکنیم، این حرام است. طبق آموزههای دینی، این خطورات ذهنی گناه نیست ولی اگر عملی شد گناه است. ولی روایات ما میگوید حتی جلوی این خطورات ذهنی را هم بگیریم. اصلا چرا اجازه بدهیم که این بدبینیها در ذهن ما شکل بگیرد ؟ ما اول تصور میکنیم و بعد تصدیق میکنیم. پیامبر فرمودند که شما در همین مرحلهٔ تصور جلوی آنرا بگیرید. فرمودند: سه چیز در انسان مومن پسندیده نیست و میتواند از آن فرار کند و یکی از آنها سوء ظن است که میتواند از آن فرار کند و به آن جامه عمل نپوشاند. اصلا این تصور را از بین ببرد که به تصدیق نرسد. سوره حجرات آیه دوازه فرمودند: ای کسانی که ایمان آوردهاید از بعضی از گمانها بپرهیزید که بعضی از گناهان هستند و بلافاصله میفرماید تجسس نکنید و ما میخواهیم بگوییم که بدگمانی تجسس میآورد و انسان را به طرف تَجَسُس میکشاند و بلا فاصله میفرماید که بعضی از شما از دیگری غیبت نکنید. حالا ممکن است که اصلا به این گناهان هم کشیده نشود ولی رفتار شما با همسرتان عوض میشود. و نظام زندگی تان بهم میریزد. حتی اگر این اثر هم نداشته باشد خودشان را از بین میبرند. جلوی تصور آن را هم بگیرید.
- خانم من با کوچکترین خلافکاری من به من بدبین میشود و قضاوت میکند. خواهش میکنم دربارهٔ قضاوت بیجای همسران که باعث ایجاد سوء ظن میشود توضیح بدهید.
- خانم من با کوچکترین خلافکاری من به من بدبین میشود و قضاوت میکند. خواهش میکنم دربارهٔ قضاوت بیجای همسران که باعث ایجاد سوء ظن میشود توضیح بدهید.
مقولهٔ قضاوت در اسلام مقولهٔ حساسی است و در اسلام روایت زایادی داریم که اگر قاضی در قضاوتش دقت نکند اهل جهنم است یا پایش لب جهنم است و در آن سقوط میکند. این فقط برای قاضی که کارش قضاوت است نیست و میشود این را تعمیم داد برای هر قضاوتی. ما هم در زندگی اجتماعی مان بارها و بارها قضاوت میکنیم. این روایت به ما هم ربط دارد. باید دقت کرد که قضاوتها از روی علم و یقین باشد و بر اساس حدس و گمان نباشد. تا زمانیکه انسان یقین پیدا نکرده است و نمیتواند قسم بخورد، نباید قضاوت کند. یک وقت ما نسبت به چیزی وهم داریم یعنی زیر پنجاه، یک وقت شک داریم پنجاه پنجاه و یک وقت گمان داریم بالای پنجاه، یک وقت یقین داریم صد در صد. در مورد قضاوت دیگران باید یقین باشد باید صد در صد باشد. حضرت علی (ع) فرمودند: قضاوت براساس حدس و گمان عادلانه نیست. خیلی باید دقت کرد. قضاوتها نباید پیش فرض داشته باشد. ما خیلی وقتها، قضاوتهای مان بر اساس پیش فرض است. ما قبلا یک چیزی را در ذهنمان فرض کردهایم و بر اساس آن قضاوت میکنیم حتی قضاوتهای خانم و آقا در مورد همدیگر واعضای خانواده بر اساس سابقه طرف نباید باشد. یک وقتی یک زمانی شوهر چنین کاری کرده است چون سابقه اش این چنین بوده است، پس الان هم همین کار را کرده است، خیر. باید همهٔ جوانب قضیه سنجیده بشود و کاملا از روی علم و آگاهی باشد و اگر در زندگی مان این جور قضاوتها را داشتهایم، باید استغفار کنیم که قضاوتهایی در مورد کسانی کردهایم و بعد فهمیدهایم که اشتباه کردهایم و چقدر پشیمان شدهایم. و از همسر شما هم خواهش میکنم که این کار باید خیلی حساب شده باشد. همین قضاوتهای بیجا، آرام آرام جو بدبینی و سوء ظن را ایجاد میکند و زندگی را خراب میکند. البته رفتارهای ما هم خیلی مهم است. روایت داریم که از مواضع تهمت بپرهیزید و اگر شما کاری کردید که به شما تهمت زدند، خودتان را سرزنش بکنید. ما میگوییم کاری نکنید که به شما تهمت بزنند. چرا کارهایی میکنید و نشانههای غلطی میگذارید که او درمورد شما قضاوت غلطی بکند ؟ این وظیفهٔ شخص است که زمینههای تهمت را از بین ببرد و خودش را در موضع تهمت قرار ندهد. حالا او این کار را نکرد ولی ما هم حق نداریم از روی حدس و گمان قضاوت بکنیم. هم او نباید خودش را در موضع تهمت قرار بدهد و از این طرف هم ما نباید قضاوت کنیم. در زندگی مشترک، از هر دو طرف باید سازندگی ایجاد بشود.
بعضیها تیپ شخصیتی دارند که به آنها قضاوت گر میگویند و آنها باید مواظب باشند که با این قضاوتها به جهنم نروند. چون پایشان لب جهنم است. اگر قضاوتشان درست نباشد به جهنم سقوط میکنند.
میخواستم شوهرم را امتحان کنم و به او گفتم که اگر اجازه بدهم، زن دوم میگیری ؟ او بلافاصله گفت: بله بجای یکی سه تا هم میگیرم و از روزی که این را گفته است، بشدت به او بی اعتماد و بدبین شدهام. حالا باید چکار باید بکنم ؟
این دو تا نکته دارد. یک نکته را در مورد اصل این سوال که خانم از آقا پرسیدهاند بگویم که اصلا این سوال درست بوده و یا نبوده ؟ و دیگری در مورد جواب آقا که درست بوده و یا نبوده صحبت کنم. در مور جواب آقا باید بگویم که قطعا این جواب درستی نبوده است البته راجع به سوال حرف دارم ولی این جواب خوبی نبوده است. اگر این آقای محترم زن شناس میبودند و به مسئلهٔ حس تملک خانم توجه داشتند و ما مفصل در مورد این حس صحبت کردیم و اینکه زن دوست دارد که مردش مال خودش باشد و حساس است به مسئله هوو و ازدواج مجدد شما، و اگر زن شناس بودند این جواب را نمیدادند. البته این جور جوابی که دادند واقعی نبوده است یا منظور این نبوده که سه تا زن میگیرد و همین فردا هم برود و زن بگیرد، خیر آقایان معمولا در این جور جوابها، انگیزههایی دارند. یکی اینکه معمولا میخواهد این خانم را تحریک کند و او را به عکس العمل وادار کند. البته نباید اینکار را بکند ولی خوب هست. گاهی هم میبیند که خانم این را تکرار کرده و یک جورهایی برای خانم نقطه ضعف شده و میخواهد او را حرص بدهد، متاسفانه بعضی از آقایان این کار را میکنند یعنی اگر بفهمند که خانمشان جایی نقطه ضعف دارد، او را حرص میدهد. یا اصلا میخواسته شوخی بکند البته اینجا از محتوای جواب و لحن این آقا که گفته سه تا میگیرم، این برمی آید که شوخی گفتهاند و حتی اگر قصدشان شوخی هم بوده، این اشتباه است. من قبلا به آقایان گفته بودم که در این زمینهها با خانم هایتان شوخی نکنید. بخاطر بحث حس تملک خانم بی تعارف رنج میبرد، خانم غصه میخورد و دچار فشارهای روحی میشود، دچار افسردگی میشود، نشاط خودش را از دست میدهد و نمیتواند زن خوبی برای شما باشد، حقوق شما را رعایت نمیکند، یک جورهایی سرد مزاج میشود، مادر خوبی برای بچههای شما نمیتواند باشد و گذشته از این همانطور که ایشان گفتند: بدبینی ایجاد میکند. البته ممکن است الان یعنی بالفعل این بدبینی مشکلی درست نکند، اما آقا توجه ندارند که بالاخره یک عمر زندگی است، چند سال دیگر یک اتفاقی بیفتد، خانم یک قراینی پیدا بکنند که سر و گوش آقا دارد میجنبد، بواقع خیر خانم تلقی شان این است و تردید میکند و اثبات بیگناهی آقا خیلی سخت میشود یعنی مبرا کردنش خیلی سخت میشود و من واقعا خواهش میکنم که آقایان شوخی نکنید، زندگی تان سخت میشود. من نظرم این است که در این جور جاها مرد باید برعکس خیلی جدی، محکم و این که متاثر شده و از این سوال ناراحت شده بگوید: خانم این حرفها چیه که میزنی ؟ دیگر تا آخر عمرمان این حرفها را نزن. من چه نیازی به زن دوم دارم ؟ زن به این خوبی دارم، همسرم به این نازنینی دارم، الحمدلله نیازهای من را برآورده میکند، حقوقم را رعایت میکند، به بچهها میرسد و مادر به این خوبی است. مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش، فراغ از سرو بُستانی و شمشاد چمن دارم. خانم زن دوم یعنی چه ؟ شما این جوری برخورد کنید. شما این کار را بکنید و ببینید که این زن چه میشود و چقدر به آینده امیدوار میشود، چقدر امید میگیرد، نشاط پیدا میکند و چقدر زن خوبی میشود ولی متاسفانه این برخوردها نیست و یک جمله هم به خواهر بزرگوار عرض کنم که شما هم اشتباه کردید، آخر این چه سوالی بوده که شما کردید ؟ ما چقدر در مورد سوالهایی که فایده ندارد عرض کردیم، این سوال از مصادیق همان سوالاتی است که قرآن گفته، سوال نکنید. قرآن میفرماید: ای کسانی که ایمان آوردهاید از چیزهایی سوال نکنید که اگر برایتان روشن شد به زحمت میافتید و دچار مشکل میشوید. واقعا این یکی از همان سوالات است. ببینید الان شما این جواب را از شوهرتان شنیدید و به زحمت افتادهاید، نگران و ناراحت شدهاید. ما وقتی سوال میکنیم باید چیزی بدست بیاوریم. ما برای آگاهی سوال میکنیم. حضرت علی (ع) میفرمایند: از یک چیزی سوال بکن که ناچار هستی و باید جواب آنرا بدانی. خوب اینجا چه بایدی دارد ؟ هم شما خانمهای محترم این جور سوالها را نکنید و هم آقایان آن جور جوابها را ندهید. زندگی همین هاست. یک ظرافتهای کوچک دارد که اگر ما اینها را رعایت کنیم، زندگی هایمان گلستان میشود. بعضی مواقع خانم به دوستش میگوید که تو به موبایل شوهر من زنگ بزن تا من از شوهرم مطمئن بشوم. این سوال پیامدهای منفی دارد ولی این کار خیلی خطرناک است. اینکه خانم بگوید که تو با شوهر من رابطه برقرار کن و پیامک عاشقانه هم بده تا من ببینم شوهرم به من وفادار هست یا نه، خوب این چیز خیلی عجیب و خطرناکی است زیرا خود خانم در اینجا بستر سازی میکند و زمینه فراهم میکند و در اینجا محل ورود شیطان است و شیطان معمولا در این بسترها خودش ار نشان میدهد، گذشته از اینکه ممکن است این آقا از روی کنجکاویی بخواهد پی گیری کند یعنی واقعا نمیخواهد با این خانم رابطه ناشایستی برقرار کند ولی پیامکی آمده و آقا از روی کنجکاویی میخواهد ببیند که این کیست ؟ البته این هم غلط است و من در بحث مزاحمتهای تلفنی گفته بودم که وقتی پیامک بودار و یا تلفنهای بودار به شما میشود، عکس العمل نشان ندهید و بگویید اشتباه است. حالا آقا ممکن است که با این خانم قراری بگذارد و بعد برای شما خیلی سخت میشود باور اینکه شوهر شما به شما وفادار است و اگر با دوست شما قراری گذاشته، از روی کنجکاوی بوده است. لذا خواهش میکنم این کار را نکنید. اکثر مواقع که ما به دنبال تلفنهای مشکوک میرویم، از روی کنجکاوی است.
به شوهرم بدبین شدم و گوشی شوهرم را چک کردم و متوجه شدم که با خانمی ارتباط دارد و زندگی ما به جهنم تبدیل شد. اگر بخاطر فرزندم نبود ثانیهای با او زندگی نمیکردم. ما زندگی خوبی داشتیم ولی بعد از این اتفاق زندگی مان روز به روز بدتر میشود. حق من این نبود.
این چک کردن که فرمودند: من گوشی شوهرم را چک کردم، علت جدی و اصلی سوءظن است. این واقعیتی است که بدبینی است که انسان را به چک کردن میکشاند که همان تجسس است که در قرآن ما آمده است. اگر ایشان مباحث ما را پیگیری میکردند که گفته بودیم با استغفار، استعاذه، پرهیز از بیکاری، برنامه ریزی برنامههای متنوع و راه کارهای متنوع میتوانستند این بدبینی را از بین ببرید. اگر با اینکار سوء ظن و بدبینی شان را از بین میبردند، قطعا کار چک کردن را انجام نمیدادند و اینکه زندگی شان به جهنم تبدیل شده است منشا آن همین است. در آموزههای دینی ما تجسس پشت سر سوء ظن میآید. آیه شریفه قرآن میفرماید: ای کسانیکه ایمان آوردهاید از بسیاری از گمانهای بد بپرهیزید زیرا بعضی از آنها گناه است و تجسس نکنید. پس تجسس پشت سر سوء ظن آمده است. شهید ثانی میفرمایند: تجسس از ثمرات سوء ظن است زیرا قلب انسان با بدبینی تنها قانع نمیشود و او را وادار به تجسس میکند. و این کار حرام است. خواهر بزرگوار شما مرتکب حرام شدهاید. این حرمتها بخاطر خود ماست که روح و روان و جان ما سالم بماند. و اینکه دیگر زندگی مان سالم بماند. ببینید که این تجسس چقدر پیامدهای منفی دارد. زندگیها را خراب میکند، محبتها را از بین میبرد، عشق، صفا و صمیمیتها را از بین میبرد. بدتر از آن، بدبینی ایجاد میکند و بعد زندگی را جهنم میکند. عزیزان باید با این کار تجسس مقابله کنند. ما متاسفانه این مشکل را بیشتر با خانمها داریم. نکته اش هم این است که خانمها کنجکاوتر هستند و این یکی از همان تفاوتهای بین زن و مرد است که خانمها از آقایان کنجکاوتر هستند. و این کنجکاوی آنها را به تجسس میکشاند. شهید ثانی میفرمایند: تجسس یعنی آن چه را که خداوند میپوشاند آشکار سازید که اگر مخفی میبود، دل و دینت سالم تر میماند. پس تجسس پیامد منفی دارد. دل و دین را خراب میکند. دوستانی که تجربه تجسس نکردن در زندگی را دارند، زندگی خیلی باصفاتر و صمیمی تری دارند. حتی در اجتماعات غیر از خانه و در محیط کار، روح اخوت در آنها بیشتر است. علت اینکه بزرگان ما این قدر این کار را نهی کردهاند همین است که میخواهند ما برادر و صمیمی باشیم. میخواهند ما مهربانی و محبت داشته باشیم. رسول اکرم (ص) میفرمودند: تجسس نکنید و در صدد عیب بندههای خدا نباشید و برادر باشید. یعنی اگر در صدد تجسس بودی، برادری از بین میرود و دیگر برادری نمیماند. تجسس خطر بزرگی دارد و خطر تجسس این است که انسانی که اهل تجسس است، بالاخره یک چیزی گیرش میآید. بنظر من این یک قانون است که جوینده یابنده است. ممکن است چیز مهمی هم نباشد ولی میگردد و چیزی را پیدا میکند. حضرت رسول (ص) فرمودند: کسی که پیگیری کند و جدیت هم داشته باشد، پیدا میکند. در اینجا شیطان هم وارد میشود و چند تا هم روی آن میگذارد و پیاز داغش راهم زیاد میکند. ببینید این دین ماست و باید به اینها عمل کنیم. و اینکه میگوییم اگر میخواهید زندگی خوبی داشته باشیم بیایید، به دین عمل کنیم همین است. به این آموزه دینی که تجسس نکنید عمل کنید و ببینید که زندگی هایمان گلستان میشود.
- من بطور اتفاقی متوجه شدم که شوهرم با خانمی از طریق موبایل صحبت میکند و به او اظهار محبت میکند. از آن روز بشدت از او متنفر شدهام و به او بدبین شدهام، دیگر تحمل این زندگی را ندارم. چکار کنم ؟
- من بطور اتفاقی متوجه شدم که شوهرم با خانمی از طریق موبایل صحبت میکند و به او اظهار محبت میکند. از آن روز بشدت از او متنفر شدهام و به او بدبین شدهام، دیگر تحمل این زندگی را ندارم. چکار کنم ؟
شاید آن خانم مادر یا خواهرشان بوده است. یا برادرزاده و خواهر زادهای بوده است. مشکل شما الان این است که شما بجای اینکه ییایید از این رفتار، یک وجه مثبتی را پیدا کنید، دنبال یک وجه منفی بودهاید. شما فرض را بر این گذاشتهاید که این خانم نامحرم است و دیگر اینکه شوهرم من با این خانم رابطه نامشروع دارد و رابطه گناه آلود دارد، این جور فرضهای مثبت را گذاشتهاید و وجوه منفی را گرفتهاید و قضاوت کردهاید و معلوم است که دچار این مشکل میشوید، خوب متنفر میشوید. در حالیکه شما میتوانستید یک وجه مثبتی را در نظر بگیرید، نیت تان را جمیله کنید. حضرت علی (ع) میفرماید: خدا دوست دارد نیت انسان برای دیگران یعنی للناس زیبا باشد. یکی از بایدهای دین، حمل بر صحت است، اینکه ما وجوه مثبت دوست، همسر و همکارم را در نظر بگیرم. و برداشتهای خوب بکنم و این یک باید است. حضرت علی (ع) میفرمایند: رفتار برادرت را درست برداشت کن و حمل برصحت کن تا جایی که راه توجیه بسته بشود و بارها و بارها. رسول اکرم: برای برادر ت اگر رفتاری از او میبینی توجیحی پیدا کن، اگر نتوانستی پیدا کنی، یک عذر دیگر پیدا کن. الان این مورد را بررسی میکنیم. حالا خانم شنیده، دین میگوید: بگو مادرش بود لعنت بر شیطان. خوب شیطان میگوید: بندهٔ خدا مادرش شصت سالش است. او با مادرش این جوری حرف میزند ؟ این صدای یک زن شصت ساله بود ؟ ببینید شیطان سراغ تان میآید. حالا دین میگوید که یک عذر دیگر بیاور. بگو خواهرش بود. باز شیطان میآید و میگوید: آخر با خواهرش اینقدر آرام صحبت میکند ؟ خوب نمیتوانید این را بپذیر، خوب بگو خواهر زاده اش بود. ما روایت داریم که هفتاد بار محمل بساز و اگر برای هفتاد و یکمین بار نتوانستی، بگو که چقدر من بدبخت هستم که نتوانستم برای رفتار همسر و برادر مومنم، برای هفتاد و یکمین بار محمل بسازم. اما باقر (ع) میفرماید: واجب است که مومن برای مومن روی هفتاد تا گناه کبیره را بپوشاند. ما در دین مان در اصول فقه اصولی داریم مثل اصالة الصحابه و اصالة صحه که همان حمل بر صحت است و البته برای همه جا نیست ولی برای جایی که مومنین هستند، این اصل رعایت شود تا حس اعتماد از بین نرود و در خانه هم این بدبختیها ایجاد نشود. الان شما حمل بر صحت نکردید و نفرت پیدا کردید. چطور میخواهید زندگی تان را ادامه بدهید. اینها همان بایدهای دین است. ما ارزشهای دین را میگوییم تا مردم به آن عمل کنند و زندگی هایشان خوب بشود. حالا اگر باب توجیح بسته شد و خانم مطمئن شده که آقا به راه خطا رفته است، دراینجا دیگر نباید غفلت بکند و بگوید: خوب هر کس را در گور خودش میگذارند و یا مرد میفهمد که خانم به بیراه رفته و مطمئن شده است، اینجا وظیفه دارند توجه کنند و در مسیر اصلاح گام بردارند. زن و مرد لباس همدیگر هستند. لباس جلوی ضررها و آسیبها را میگیرد و انسان را حفظ میکند. پس زن و مرد باید همدیگر را از انحرافات حفظ بکنند. داریم کسانیکه از این کار غفلت میکنند. این غلط است، غفلت یعنی ولش کن. حالا در اینجا دستور دین چیست ؟ در اینجا دستور دین تغافل است. تغافل در لسان روانشناسی همان واپس زدگی است. تغافل یعنی اینکه اینجا آقا یا خانم یک قراینی بیاورد. الان همین مورد، خانم یک نشانههایی برای آقا بیاورند که آقا بویی ببرد که خانمش فهمیده است. کف دست آقا نمیگذارد اینجا صلاح نیست. دین اجازه نمیدهد که مستقیم به او بگویید. و تا خانم فهمید داد وفریاد راه بیندازد و قشقرق بپا کند، قطعا این غلط است. در اینجا سه جور میتوان برخورد کرد. یکی اینکه وقتی فهمید، بگوید: به من ربطی ندارد، این غفلت است و غلط است. برخورد دوم اینکه قشقرق بپا کند و کف دستش بگذارد و آبروریزی که غلط است زیرا پردههای حرمتهای و حیا میافتد و نصب این پرده خیلی سخت است. سومی تغافل است. این خیلی کار جالبی است. از ارزشمندترین اصول اخلاقی ماست. حضرت علی (ع) میفرماید: از شریفترین اخلاق آدم با کرامت، تغافل است. ارزش تغافل در این است که طرف را به خوف و رجا میبرد نشانههایی آورده و آقا با خودش میگوید: ای وای خانمم چه میگوید؟ این گوشه و کنایهها چیست که میگوید؟ نکند که فهمیده است و بویی برده است ؟ فرض ما این است که به بیراهه رفته است، خوب آبرویم رفت و باز میگوید: نه بابا اگر خانمم فهمیده بود که داد و فریاد میکرد، شاید این کنایهها برای چیز دیگری باشد. خدایا ممنون هستم که لو نرفتم و آبرویم را حفظ کردی. پس حالا که آبرویم را حفظ کردی، دست بردارم. حالا اگر شما بیایید و کف دست آقا بگذراید، میگوید که آبرویم رفت، بگذار تا ته ش بروم. آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب. ولی اگر شما تغافل کردید و ایشان را به حالت خوف و رجا بردید، باعث اصلاح و سازندگی طرف میشود. آثار مثبتش این است که قبح گناه ریخته نمیشود. ولی اگر تغافل نکردید، زشتی گناه ریخته میشود، بار دوم که بخواهد گناهی بکند راحت تر گناه میکند چون قبح آن ریخته است. لذا دستور دین برای این است که قبح و زشتی گناه در جامعه ریخته نشود و دیگر اینکه شخصیتش حفظ میشود ولی اگر کف دستش بگذارید شخصیتش لطمه میخورد و روایت داریم: کسی که به شخصیتش لطمه خورد، دیگر به خیرش امید نداشته باشید. و در جای دیگر داریم که از شرش ایمن مباشید. حالا با این تغافل او را شرمنده کردهاید و او احساس گناه میکند، این باعث میشود که رو به اصلاح برود و اینکه ایشان فهمیدهاند که شما متوجه شدهاید و به رویش نیاوردهاید، محبت بیشتر میشود و در صدد جبران بر میآید. میبیند که خانمش میتوانست آبرویش را ببرد ولی نبرد و کریمانه برخورد کرد، محبت و صفا بیشتر میشود و راه بیراهه را هم جبران میکند و البته این کافی نیست. بعد از تغافل یک سری کارهای دیگر هم باید انجام بدهیم. حالا ما باید ریشه یابی کنیم که مثلا شما ده سال با این آقا زندگی کردهاید و ایشان شش ماه است که دچار مشکل شدهاند. چرا ؟
چرا شما فقط به خانمهای میگوید که تجسس نکنند و حمل بر صحت کنند ؟ و بدبین نباشند. آیا این احکام الهی فقط برای خانمهاست ؟
خیر این احکام برای همهٔ انسانهاست. هفتهٔ پیش این سوالها از طرف خانمها بود و اگر از طرف آقایان بود، برای آنها توضیح میدادیم. فرقی ندارد این احکام چه برای مرد و چه برای زن. دین اجازه نمیدهد که یک آقا با سوء ظن و بدبینی سر گوشی خانمش برود و تجسس کند. تجسس حرام است فرقی نمیکند. البته این بحث جزئی کاریهایی دارد. ممکن است بگوید در فقه در جاهایی اینکار را میتواند بکند. ما نمیتوانیم اینها را در رسانهٔ ملی توضیح بدهیم. حمل بر صحت هم همینطور است. ابتلاهای آن ممکن است فرق بکند، برای خانمها این موارد ارتباط با نامحرم خیلی کم است، زنان ما عفیف هستند. ولی شیوع تجسس در خانمها بیشتر است. در روایت داریم که آقا وقتی وارد منزل میشود، پایش را به زمین بکوبد یا سرفه بکند الان میتواند با موبایل زنگ بزند و اطلاع بدهد. مثلا آقا کلید میاندازد و وارد منزل میشود و میشنود که خانمش میگوید: مامان من مواظبش هستم، نگران نباشید، خودم از پس آن بر میآیم، خوب کاری ندارید، خدا حافظ شما. آقا میگوید باز مادرش داشت شارژش میکرد که مواظب شوهرت باش. در حالی که مادر میگفته مواظب بچهٔ کوچکت باش که سرما نخورد. این سوء تفاهم است. البته بعضی از مادر زنها دخالت میکنند البته بیشتر آنها دلسوز هستند. در قرآن داریم که تجسس نکنید و نگفتند که خانمها تجسس نکنید. این عام است. اصل تغافل هم فرقی نمیکند. حالا آقایی خانمش خطایی کرده اگر آقا قشقرق بپا کند، قبح گناه ریخته میشود. ولی با تغافل این اتفاقها نمیافتد.
من از آقای دهنوی گله مند هستم که چرا به جای سرزنش رابطهٔ ناشایست آقایان، خانمها را به تغافل و نداشتن سوء ظن و بدبینی دعوت میکند ؟
من تشکر میکنم از کسانی که ادبیات خوبی بکار برده بودند و حتی کسانی که ادبیات خوبی بکار نبرده بودند. بالاخره ما باید این جور پیامکها را هم ببینیم. خانمهایی که گفته بودند: شما به آقایان مجوز خطا دادهاید که بکنند، من گمان میکنم علت این برداشتها دوتا چیز است. ممکن است که خواهران یا تمام برنامههای ما را ندیدهاند و قسمتی از آنرا دیدهاند یا عجله کردهاند و حرفهای بعدی ما را گوش ندادهاند. در برنامهٔ گلبرگ چون موضوعات متنوع است و مفصل است، ممکن است ما یک قسمتی را بگوییم مثل ازدواج موقت که هفتهٔ اول جزئی توضیح دادیم و خیلیها اعتراض کردند ولی هفتهٔ بعد که توضیح دادیم خیلیها قبول کردند و دیدند که حرفهای ما منطقی است. عجله نکنید. بقیه را هم گوش کنید بعد قضاوت کنید. ما دوسال است که برنامه داریم و چقدر آقایان را مورد خطاب قرار دادهایم که آقایان مراقب کانون خانواده تان باشید، همسرتان را دوست داشته باشید. آقایی نامه نوشته بودند که خانمی وارد زندگی من شده است و من متاهل هستم و من گفتم که بی تردید این کار شیطانی است و یک رفتار شیطانی است. او میخواهد کانون خانواده را خراب کند و من روایتی از حضرت علی (ع) خواندم که محبت زن نامحرم، شمشیر شیطان است. مایهٔ فتنه است. ما در مورد ارتباط آقایان با نامحرم چقدر روایت خواندیم. شیطان قسم خورده که من در سه جا خواهم بود، یکی از آن جاها کنار زن و مرد نامحرم است. در مورد شوخی با نامحرم و راجع به نگاه روایت خواندیم. به آقایان گفتیم که شما پیمان مقدس بستهاید. روایت داریم زنان شما امانت دست شما هستند، خدا لعنت کند مردی که به این امانت خیانت کند. حالا اگر شما حمل بر صحت نکنید و تغافل نکنید آیا درست میشود ؟ خیر جز دعوا و فریاد و فشار روی بچههای شما چیزی ندارد. راه اصلاح مرد یا زن داد و فریاد و قشقرق نیست، راه دارد. حضرت ابراهیم بتها را شکست و تبر را روی دوش بت بزرگ گذاشت تا توجیحی داشته باشد. بت را باید شکست ولی بت شکستن راه دارد، اشتباه نکنید. عرض ما معارف عصمت و طهارت است بدانید که اولیاء الهی خوبی ما را میخواهند. البته این بحث ادامه دارد.
- من سی سال سن دارم و افکار منفی و بدبینی باعث ترس و ناامیدی من شده است و من را زمین گیر کرده است. با توجه به اینکه فکر کردن دست انسان نیست آیا راهی برای جلوگیری از هجوم این افکار منفی به ذهن وجود دارد یا خیر ؟
پاسخ - فکر کردن دست خود انسان است و ما میتوانیم فکر کردن را کنترل بکنیم. روزانه شش هزار فکر در ما جریان پیدا میکند که بیشتر آن هم منفی است و میتوان جلوی آنرا گرفت. زیرا ما معتقد هستیم که ذهن یک ابزاری در اختیار انسان است و ذهن مثل موم در دست انسان است و میتواند هر جور که بخواهد آنرا شکل بدهد. ما معتقد هستیم که میشود ذهن را مدیریت کرد و مدیریت ذهن مادر همهٔ مدیریت هاست. اعم از مدیریت زمان، خدمات، کیفیت، تولید و... است. اگر شما چنین فکری داشته باشید مشخص است که شما جلوی افکار منفی را نمیگیرید و نتیجهٔ آن هم ترس و ناامیدی است. ثابت شده که افکار منفی ممکن است که انسان را از لحاظ جسمی بیمار بکند و حتی ممکن است که منجر به مرگ انسان هم بشود. ما داشتهایم که افرادی در اثر افکار منفی، القائات و خرافات سکته کردهاند. یک آقای آمریکایی روی چینیهای مقیم امریکا پژوهش کرده و متوجه شده که در روز چهارم ماه، میزان مرگ و میر ناشی از حملات قلبی در بین چینیها سیزده درصد بیشتر از مواقع دیگر است. دلیلش این بوده که عدد چهار برای چینیها نحس است و معنایش شبیه به مرگ است و آنها از این روز میترسند. بعضیها که روزهایی را نحس میدانند و با این دید میخواهند روزشان را بگذرانند بلاهایی سرشان میآید. افکار منفی واقعیتی است. ذهن ما معمار زندگی ماست. یعنی ما هر جوری به آن مواد بدهیم مغز به ما ساختمان میدهد. اگر ما مواد خوبی به ذهن مان بدهیم ساختمان میدهد و اگر مواد بدی بدهیم ساختمان بدی میدهد. اگر مواد شما افکارمنفی باشد یک ساختمان نامرغوبی میدهد. مولوی میگوید: ای برادر تو همه اندیشهای مابقی خود استخوان و ریشهای، گر بود اندیشه ات گل گلشنی ور بود اندیشه ات خار گلخنی.اگر اندیشهٔ تو گل باشد گلشن میشوی و زندگی ات با صفا و با نشاط میشود. بودا میگوید هر چه که ما امروز هستیم نتیجهٔ تفکراتی است که قبلا داشتهایم. پس این جمله که نمیشود با افکار منفی مقابله کرد را از ذهن تان بیرون کنید و آنرا اصلاح کنید. پس میتوانید جلوی افکار منفی و بدبینی خود را بگیرید. اگر افکار ما تبدیل به اختلال شد مثل وسواس اجبار، این دیگر نیاز به کار تخصصی دارد.روانشناس و متخصص اعصاب در این مورد باید کمک بکند. اختلال وسواس اجبار دو گونه است یکی وسواس عملی و یکی وسواس فکری. افکاری که پیاپی میآید و انسان قدرت کنترل آنرا ندارد باید به روانپزشک مراجعه کند. مشاور و روانشناس هم در کنار آنها کارهایی انجام میدهند. فرض من این است که عزیز سوال کننده اختلال روانپزشکی ندارند. ما همیشه برای اختلالات روانپزشکی احتیاج به دارو نداریم. الان این بیماریها را بصورت چند عاملی درمان میکنند. مثلا شناخت درمانی در کنار دارو درمانی هست. الان طرف باور شده که امنیت وجود ندارد لذامی ترسد. شناخت درمان این بینش را عوض میکند. فکر طرف این است که چون امنیت نیست پس میترسد. شناخت درمانگر فکر را درست میکند که امنیت وجود دارد. وقتی فکر درست شد احساس هم درست میشود.پس در اختلالات احتیاج به کار تخصصی هست. ایشان فکرشان را درست کنند که میشود با افکار منفی مقابله کرد. ما راه کار زیاد داریم. یکی این است که شما در زندگی تان برنامه داشته باشید.یکی از راههای هجوم افکار منفی به انسانها بیکاری است. نوع انسانهایی که بیکار هستند افکارمنفی شان بیشتر است ولی افکاری که شاغل هستند و برنامه ریزی کردهاند این افکار کمتر به سراغش ان میآید. زیرا اینها وقت فکر کردن به افکار منفی را ندارند. من تقاضا میکنم که شما برنامه ریزی کنید. با برنامههای جالب و مفید وقت خودتان را پر کنید. منظور ما از شغل همان مشغولیت است. خانم خانه دار هم باید برنامه داشته باشند. دیگر اینکه شما تغییر موقعیت داشته باشید. حالا ممکن است که فردی مشغولیت هم دارد ولی بالاخره ساعاتی هم اوقات فراغت دارد، در این موقع ما توصیه به تغییر موقعیت میکنیم. اگر شما در اوقات فراغت هستید و یک فکر منفی به سراغش ما میآید موقعیت خودتان را تغییر بدهید. دنبال کاری بروید و مشغول بشوید. میتوانید خودتان را سرگرم کنید مثلا جدولی حل کنید یا تلویزیون تماشما کنید یا به پارک بروید. افرادی که افکار منفی به آنها هجوم میآورد باید از انزوا بپرهیزند. تنهایی بستر خوبی برای افکار منفی ایجاد میکند. لذا تنها نمانید و سعی کنید بیشتر در جمع باشید. دیگر اینکه مقابله کنید. اگر تمام این کارها را کردید و باز فکرمنفی به سراغش ما آمد، در اینجا با آن فکر مقابله کنید و با آن چالش داشته باشید. میتوانید ذهن را مدیریت کنید. با ذکر گفتن میتوان این کار را کرد. واردشده که ذکر لا اله الا الله خیلی موثر است، ذکر هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شی علیم، با این ذکر میتوان جلوی افکار متفرقه را بگیریم.ذکر دیگر صلوات است. دیگری شمارهٔ معکوس از صد به پایین درذهن. وقتی این افکار به ذهن شما هجوم آورد از صد به پایین بشمارید و این افکار برمی گردد. دیگر این که ذهن خودتان را درگیر کنید. مثلا کتابی که میخوانید حروف یک صفحهٔ آنرا بشمارید. یک کش به مچ دست تان ببندید و تا افکار منفی به ذهن شما خطور میکند این کِش را بکشید و محکم به دست شما میخورد و فکر میپرد. دیگر اینکه جابجایی انجام بدهید. شما افکار مثبت را جایگزین افکار منفی بکنید و از بدبینی دوری کنید. میتوانید افکار منفی را لیست کنید. و برای هر فکر منفی یک فکر خوب بکنید. مثلا اگر فکرمی کنید که بچه تان میمیرد، فکرکنید که او بزرگ میشود و ازدواج میکند. دیگری شیوهای به نام مراقبه است که همان مدی تیشن است. آقای وین دایر در کتابهایش میگوید که با مراقبه به اینجاها رسیده است. ما از راه کارهای دینی و غربی استفاده میکنیم. میتوانید در آن لحظه خودتان را ریلکس کنید و نفس عمیق بکشید و شما به درخت و آواز پرنده و.. فکر کنید. اگر در اول ذکر را گفتید ولی دوباره این افکار منفی آمد شما ذکر گفتن را ادامه بدهید زیرا در اول این جوری است ولی بعدا جواب میگیرید. در امتحان ما توصیه به تصویر سازی ذهنی میکنیم. ما برای کنکوریها توصیه میکنیم برای اینکه استرس نداشته باشند، تصویر سازی کنید که به سر امتحان رفتهاید و هیچ کدام سوالات را نمیتوانید جواب بدهید و رتبهٔ بد میآورید. بعد تصویر بکنید که در سر جلسهٔ امتحان همه سوالها را میتوانید جواب بدهید. در سر امتحان تصویری که به ذهن میماند تصویر دوم است.
- یاد مرگ نظام زندگی من را بهم ریخته است و هیچ توانی برای حرکت ندارم. پس چرا امامان ما فرمودهاند که فراوان به یاد مرگ باشید؟ ( بدبینی )
پاسخ - بله ما احادیثی داریم که امامان معصوم به ما گفتهاند که زیاد به فکر مرگ بیفتید. امام صادق (ع) فرمودند: کسی که زیاد به یاد مرگ است خدا او را زیاد دوست دارد. اینها بخاطر این نیست که ما از حرکت باز بایستیم. هدف بدبینی به مرگ و بی حرکتی نبوده است زیرا اگر هدف این بود خود حضرات معصومین هم باید زمین گیر میبودند وهیچ حرکتی نمیکردند. اولیاءالهی با اینکه خودشان زیاد به مرگ فکر میکردند اما اهل تلاش و فعالیت بودند و به زندگی امیدوار بودند و توصیه به کار، آینده نگری و ارتقا میکردند. میفرمایند: کسی که برا ی خانوادهٔ خودش تلاش میکند مثل مجاهد در راه خداست. امام سجاد(ع) فرمودند: اگر میتوانی دیروز خودت را بهتر از امروز و امروز خودت را بهتر از فردا بکنی عمل کن و این کار را انجام بوده. امام صادق (ع) فرمودند: کسی که دو روز او مثل هم باشد ضرر کرده است. اینها همه نشان میدهد که منظور این نبوده که زیادی ذکر موت انسان را زمین گیر بکند و کاری بکند که انسان دیگر هیچ تحرکی نداشته باشد. ما روایاتی داریم که حضرات معصومین برای خودشان از خدا طول عمر میخواستند. امام سجاد (ع) میفرماید: خدایا به من عمر طولانی بده بشرط اینکه این عمر در راه اطاعت تو صرف بشود و اگر بنا هست که مرتع شیطان بشود عمر من را بگیر. اگر حضرات معصومین گفتهاند که ما باید به یاد مرگ باشیم برای این است که بگویند: ای انسان یادت باشد که دنیا دارالبقا نیست دائم به یاد مرگ باشد. این دنیا دارالفنا است. خدا یک زمان محدودی را به تو داده است که از این زمان خوب استفاده بکنی و درست زندگی بکنی. درعین اینکه کار میکنی و همسر و فرزندانت را تامین میکنی یک وقتی هم برای آخرت خودت بگذار، کارهای خوب هم انجام بده و خیلی خودت را برای دنیا به آب و آتش نزن.انسان وقتی فکر میکند که خواهد مرد و این زندگی محدودی است، دیگر خودش را به آب و آتش نمیزند، برای این دنیا جنایت،خیانت، معصیت نمیکند، حق دیگران را ضایع نمیکند، بدنش را فرسوده نمیکند و روح خودش را افسرده نمیکند. امام صادق (ع) کسی که زیاد به یاد مرگ است به کم دنیا راضی میشود. بفرزند بیاورید ولی بدانید که عاقبتش مرگ است، بسازید ولی بدانید که عاقبت آن خرابی است. اگر انسان بداند که عمرش به کوهها وصل نیست و یک عمر محدودی دارد به فکر آخرتش هست. خانم و آقایی که با هم مشکل دارند و در حق همدیگر ستم و جفا میکنند، اگر به همین دستور دین عمل بکنند یعنی زیاد به یادمرگ باشند، من یقین دارم که در حق همدیگر ستم نمیکنند، نیازهای مادی و معنوی همدیگر را برآورده میکنند، عاطفه خرج هم میکنند،از بیان احساسات مضایقه نمیکنند زیرا میداند که شاید فردا احساسی باشد ولی عزیزی نباشد. کسی که تمام فکرش مرگ باشد هیچ حرکتی نمیکند حتی اگر از او احوال پرسی بکند میگوید که پای ما لب گور است و میخواند که خواجه در ابریشم و ما در گلیم عاقبت ای دل همه اندر گِلیم.اگر این شعر به معنای ذکرالموت باشد خیلی خوب است ولی اگر شعار ما این شعر شد معلوم میشود که ما هیچ تکانی نمیخوریم. پس به یاد مرگ باشید به خاطر برکات خوب آن و پیشگیری از غافل شدن از آفاتهای آن. روایت داریم که حضرت امیر فرمودند: خیر شما در این نیست که به دنیا یا آخرت بچسبید. خیر شما در این است که از هر دو بگیرید. ترس از مرگ واقعیتی است و یک از عوامل آن این است که انسان آمادگی مرگ را ندارد. چرا اولیاء الهی ازمرگ نمیترسیدند ؟ مرگ ترس دارد. ولی کسی که گناه نکرده یا سعی کرده که گناه نکند، حق و حقوقی بر گردنش نیست، به همسر و فرزندانش ستم نکرده و حق الناسی بر گردنش نیست، این فرد با مرگ راحت تر کنار میآید. کسی که با مرگ کنار نمیآید می بیند که دستش خالی است. روایت داریم که طول سفر انسان را نگران مرگ میکند. بعضی مواقع در مصیبتی که پیش میآید طرف جزع و فزع میکند، افسردگی میگیرد و نابود میشود و اینها بخاطر مرگ طرف نیست بلکه بخاطر ستمها و جفاهایی است که در حق او کرده است. اگر او را دوست میداشت و حقوق او را رعایت میکرد دیگر طرف خودش را نابود نمیکند و راحت تر میتواند با آن کنار بیاید. البته مرگ عزیز سخت است. یادمان باشد که عمر ما محدود است. بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه زیکدیگر نمانیم. بیایید از عمرمان استفاده بکنیم. از این عمری که خدا به ما لطف کرده است برای کار خوب و نیک استفاده بکنیم. کسانی که نگران مرگ عزیزان هستند و کارهایشان مختل شده است، باید افکار منفی را از خودشان دور کنند و تصویر سازی مثبت بکنند.
- همیشه میترسم که سر خودم و خانوادهام بلایی بیاید و این مسئله باعث نگرانی , و بدبینی من میشود چکار باید بکنم تا در آرامش زندگی بکنم ؟
پاسخ - ما باید با این افکار مقابله کنیم. این بدبینی جزو افکار منفی است که اگر جلوی آنرا نگیریم نظام زندگی ما را بهم میزند و هفتهٔ قبل راهکارهایی را گفتم. یکی از راه کارها این بود که افکار مثبت را جایگزین افکار منفی بکنید. به این فکر کنید که در بین نزدیکان و آشنایان شما چند نفر بلا سرشان آمده است. میبینید که درصد آن خیلی کم است. و به این نتیجه میرسید که این احتمال شما خیلی جدی نیست. الان ثابت شده که در هر بیست و چهارساعت بیست سنگ آسمانی وارد جو زمین میشود ولی در جایی ثبت نشده است که کسی بخاطر اصابت این سنگها مرده باشد. لذا ما هیچ وقت به این فکر نمیکنیم و نمیترسیم. همانطور که با این افکار مقابله میکنیم اعتقادات دینی مان را هم قوی تر کنیم. وقتی رابطهٔ معنوی انسان با خدا بیشتر میشود، دغدغهها، استرسها و نگرانیها ی او کمتر میشود. خدا میفرماید: اولیاءالهی که با خدا ارتباط دارند نه میترسند و نه غم و غصهای دارند. الان دنیای غرب هم به این رسیده است و اندیشوران غرب هم بر این موضوع تاکید میکنند. آقای یونگ روانشناس غربی می گوید که اعتقاد به مذهب جلوی نگرانیها را میگیرد. دلهره زهر و پادزهر آن اعتقاد به خداست. فروید که نگاهش هم به دین منفی است میگوید که مذهب برای همهٔ بشر تسکین دهندهٔ آلام و رنجهاست. این مقدار را اعتقاددارد. آقای امیل دورکیم در زمینهٔ خودکشی کتابی دارد و میگوید: خودکشی در کسانی که اعتقاد به دین دارند کمتر از کسانی است که به دین اعتفادی ندارند. سازمان بهداشت جهانی تاکید میکند که ما باید از باورهای دینی مردم برای ارتقاء سلامتی آنها بهره بگیریم. راهکار دیگر این است که توکل به خدا داشته باشید. حضرت علی (ع) میفرماید: کسی که به خدا توکل میکند رنج نمیبرد.آقای کوپر اسمیت تستی بنام حرمت خود دارد. ایشان به این نتیجه رسیده است که شصت درصد آرامش ما انسانها بخاطر توکل بخداست. دیگر اینکه ارتباط معنوی خودتان را با اهل بیت بیشتر کنید یعنی توسل. حضور در محافل مذهبی میتواند این رابطه را بیشتر کند.دیگر این که گناهان را کمتر بکنیم. علت اصلی این استرسها و ترسها گناهان ما انسانهاست. انسان میترسد که بخاطر گناهانی که کرده بلایی سرش نیاید. یکی از علل نزول بلاء گناه است که در دعای کمیل میخوانیم. از تلاوت قرآن غفلت نکنید. تلاوت قرآن آرام بخش است. روایت داریم که اگر شما بعد از نمازتان چهار آیه سورهٔ بقره و بعد آیت الکرسی و سه آیه آخر سوره بقره را بخوانید در سایهٔ امن خدا خواهید بود تا روز بعد. امام سجاد(ع) میفرماید: اگر همه مردم در شرق و غرب عالم بمیرم من وحشت نمیکنم بعد از اینکه قرآن با من است. از دعا غفلت نکنید. از ذکر غفلت نکنید. یاد خدا آرام بخش است.دل آرام گیرد زیاد خدا. ما ذکرهای خیلی خوبی داریم.یا غیاث المستغیثین. ذکر آیه چهار سورهٔ فتح آرام بخش است. ارتباطات فامیلی تان را بیشتر کنید. اینکه اسلام روی صلهٔ رحم تاکید میکند بخاطر برکات آن است. یکی از مهمترین برکات آن احساس آرامش است. وقتی انسان با اقوام خوب ارتباط دارد از تنهایی و مشکلات نمیترسد و میداند که پشتوانه دارد. بخار همین افراد مهاجر استرسهای بیشتری دارند. اگر میخواهید این دغدغهها و ترسها از بین برود به دیگران کمک کنید. امام حسین (ع) میفرماید: اگر کسی اندوه دیگری را از بین ببرد که او آسوده خاطر بشود، خدا اندوه و گرفتاری او را در دنیا و آخرت از بین میبرد. کسانی که برای مردم خدمتگزاری میکنند و گره از مردم باز میکنند، خیلی آرامتر هستند. خواهش من این است که شما صفحهٔ حوادث روزنامهها را نخوانید زیرا دلهره و اضطراب شما را زیاد میکند. اگر شما چند مورد از اینها را در زندگی تان بکار ببرید به آرامش خواهید رسید. این راهکارهایی که ما عرض کردیم برای ترسهای معمول است نه ترس بیمارگونه. اگر این ترس تبدیل به فوبیا بشود یک کار تخصصی میخواهد.البته این راهکارهایی هم که ما گفتیم بی تاثیر نخواهد بود. در اینجا احتیاج به روان پزشک است. فوبیا علائم بخصوصی دارد از جمله دهانش خشک میشود، رنگش میپرد و تهوع دارد. این درمان دارد. پس ترس بیمارگونه کار تخصصی میخواهد. فوبیای مدرسه در بین بچههای مدرسه است که بچه حالت تهوع و استفراغ دارد و با رفتن به مدرسه مشکل دارد. اگر ترس انسان را زمینگیر بکند باید مراجعه بکنند. مثلا برای ترس از ارتفاع راه کارهایی داریم. در مورد اضطراب و روشهای کسب آرامش گفتیم مثلا ریلکسیشن و آرامش عضلانی و مدی تیشن و مراقبه و یوگا. ورزش برای اضطراب خوب است و انسان احساس آرامش میکند. یکسری خوراکیها آرامبخش است. امگا سه، سیب، کاهو) لاکتوزین دارد) گل گاو زبان همراه با زعفران و یک لیوان شیر نیمه گرم هنگام خواب خوب است.از خوردن قهوه و مواد کافئین دار خودداری کنند. در این سوال ترس مطرح است راه کارها موثر است و مواد خوراکی هم بی تاثیر نیست. بین ترس و اضطراب تفاوت است. ترس علتش مشخص است ولی اضطراب علت مشخصی ندارد. مجموعهٔ اینها میتواند اضطراب و ترس را از بین میبرد.
- خانم من هرگز نقاط مثبت زندگی مان را نمیبیند ولی نقاط منفی و کمبودها را میبیند و به رخ من میکشد آیا این کار درست است؟ ( بدبینی )
پاسخ - این منفی نگری است که ما در مورد آن صحبت کردهایم. منفی نگری و بدبینی کار جالبی نیست. الان ثابت شده که خطر مرگ در انسانهای بدبین و منفی نگر نوزده درصد بیشتر از انسانهای خوش بین است. کسانی که در زندگی فقط نقاط منفی را می بیینند و نسبت به دنیا منفی نگر هستند از دنیا دید درستی ندارند. مثل این است که لیوان را سر و ته گرفتهاند و میگویند که این لیوان سر ندارد و ته آن هم سوراخ است. ایشان لیوان را درست نگرفتهاند. این نوع نگاه به زندگی نگاه درستی نیست. اگر این فرد لیوان را درست در دستش بگیرد همه چیز درست میشود. و مشکل حل میشود. کیفیت زندگی ما بستگی به نگاه ما به زندگی دارد. کسی که بدبین است نیمهٔ خالی لیوان را میبیند و کسی که خوش بین است نیمهٔ پر لیوان را میبیند و حتی نیمهٔ خالی لیوان را هم خالی خالی نمیبیند و آنرا پر از اکسیژن میبیند. انسان بدبین میگوید که خدا در کنار این گلها چه خارهایی آفریده است. انسان خوش بین میگوید که خدا در کنار این خارها چه گلهای زیبایی آفریده است. اینها دو تا قضاوت است. اولی خار را میبیند ولی دومی گل زیبا را میبیند. انسان بدبین کنار پنجره میایستد و میگوید که چه شیشهٔ کثیفی است. انسان خوش بین از همین شیشه بیرون را نگاه میکند، کوه، دشت و پرندگان را میبیند و میگوید چه منظرههای قشنگی ! من به این خانم توصیه میکنم که حداقل نقاط مثبت زندگی تان را هم ببینید. یک وقت این است که ما اصلا نقاط منفی را نبینیم که این نمیشود زیرا انسان بالاخره نقاط منفی را در زندگی اش میبیند. لااقل شما نقاط مثبت را هم ببینید. مگس ویژگی بدی دارد و روی آلودگی مینشیند و وز وز میکند ولی آیینه هم زخم روی صورت را نشان میدهد و هم زیبایی روی صورت را نشان میدهد. پس بیایید آیینه صفت باشید. حضرت عیسی با همراهان شان از جایی رد میشدند که الاغی مرده بود. هرکدام صفات بدی را میگفتند که مثلا چه بوی بدی دارد و قیافهٔ بدی دارد ولی حضرت عیسی فرمودند که چه دندانهای سفیدی دارد. آنها ظاهر بد را می بییند ولی زیبایی را میگویند. وقتی شما فقط نقاط منفی زندگی را میبینید مشکلات برای شما سخت میشود. اگر ما نقاط مثبت را در کنار نقاط منفی ببینیم مشکلات برای ما کوچک و قابل تحمل میشود. و میزان رضایت ما از زندگی بیشتر میشود. حضرت علی (ع) میفرماید: چشمهایت را بر خار و خاشاک زندگی ببند. اگر این کار را نکنی هرگز از زندگی راضی نمیشوی. شما که فقط نقاط منفی زندگی تان را میبینید شوهر شما میگوید که چقدر او بی انصاف است. من سالهای سال تلاش کردهام و نقاط مثبت هم در زندگی ام داشتهام ولی او نمیبیند و این کار کینه میآورد. بیایید نگاه مان را مثبت تر بکنید. نقاط مثبت زندگی را هم ببینیم. با این کار میزان رضایت ما از زندگی بیشتر میشود. ما نگوییم که نقاط مثبتی در زندگی مان نداریم. اگر ما یک کاغذ و قلم برداریم میتوانیم نقاط مثبت زندگی مان را بنویسیم.
- همسر من در زندگی اهل شکرگزاری از نعمتهای خدا نیست و این باعث شده که ما در زندگی برکتی نداشته باشیم راهنمایی بفرمایید (بدبینی )
پاسخ - اگر با این فکر برکتی در زندگی شما نباشد خیلی عجیب نیست. اگر ما ناسپاسی کنیم خدا نعمتهایش را از ما میگیرد. خدا میفرماید: اگر شکر کنید نعمتهایتان زیاد میشود. شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند. بیایید شکرگزار باشید.شکر گزاری بخاطر این است که ما این نعمتها را از دست ندهیم. امام صادق (ع) فرمودند: هیچ خیری در انسانی نیست که از گرفتاری خود شکایت میکند حال آنکه در گذشته هزاران نعمت به او رسیده است و در آینده هزاران راحتی به او خواهد رسید. در دعای جوشن کبیر میبینید که نعمتهای خدا را برمی شمارند. اولیاء الهی خیلی مواقع نقمت را نعمت برمی شمردند. امام موسی کاظم (ع) در زندان میفرماید: خدایا من یک جای آرامی برای عبادت میخواستم و اینک که این مکان را برای من آماده کردی، من تو را شکر میکنم. اگر ما نعمتهای زندگی مان را فهرست کنیم میبینیم که نعمها زیاد است و ما از آنها غافل هستیم. مثل یک ماهی که در آب است و قدر آب را نمیداند ولی وقتی از آب بیرون بیفتد قدر آب را میداند. همین نفسی که ما میکشیم یک نعمت است. هستند افرادی که که دقیقهای میلیونها تومان هزینه میکنند که نفس بکشند. کسی که ریه اش لطمه خورده باشد نمیتواند تنفس بکند. هستند کسانی که از خوردن نعمت محروم هستند. پس نعمت هایالهی را ببینید و شکر گزار باشید تا نعمت هایتان زیاد بشود. قانون جذب میگوید که شما صبح قبل ازا ینکه از بستر بیرون بیایید، برای اینکه یک روز بزرگ را شروع بکنید حس تشکر را در درون خودتان ایجاد بکنید و فکر کنید که این روز را با موفقیت به پایان رسانیدهاید و دائم بگویید که متشکرم. بگویید:خدایا تو را شکر میکنم بخاطر چیزهایی که به من ندادی و به صلاح من نبوده است. اگر ما فقط نداشتههای زندگی را ببینیم و داشتههای آنرا نبینیم خدا نعمتها را از ما میگیرد. رسول اکرم فرمودند: کسی که تظاهر به فقر بکند فقیر میشود. بعضی از کاسبها میگویند الهی شکر ولی بعضیها میگویند: کاسبی خراب است و بدبختی و بیچارگی. ایشان لقمهٔ حلالی گیرش میآید ولی میگوید: بدبختی و بنظر من بدبختی هم گیرش میآید. بیایید شاکر نعمتهای خدا باشید تا خدا نعمتهایش را بیشتر کند. بدبینی را از خودتان دور کنید.
- در زندگی مشکلات فراوانی دارم ولی نمیدانم با آنها چگونه کنار بیایم. راهکارهایی به من بگویید که بتوانم مشکلاتم را حل کنم واز بدبینی به دور باشم
پاسخ - مشکلات فقط برای شما نیست. مشکلات برای همه وجود دارد. تمام مردان بزرگ تاریخ مشکلات داشتهاند. شما نمیتوانید کسی را پیدا کنید که مشکل نداشته باشد. لازمهٔ زندگی و حیات دنیایی مشکل است. مشکل محصول حرکت است و چون ما حرکت میکنیم پس مشکل داریم. کسی که در قبر استراحت میکند مشکلی ندارد. کسی که زندگی میکند مشکل دارد. زندگی یک خط مستقیم و رودخانهای نیست که دارد صاف میرود. زندگی پیچ و خم و فراز و نشیب دارد. حضرت علی (ع) میفرماید: زندگی هم شیرینی و هم تلخی دارد. این مشکلات جزو مدرسهٔ زندگی است. شما که در جاده آسفالت میروید قسمتهای خاکی هم جزو جاده است. اگر همهٔ بیابان آسفالت بود شما راه را پیدا نمیکردید. مشکلات برای تکامل ما انسانهاست. میفرماید: ما انسانها را در رنج و مشقت آفریدیم. رسول اکرم از جانب خدا میفرماید که من راحتی را در بهشت آفریدم اما مردم در دنیا دنبال آن میگردند و به آن نمیرسند. اگر ما این باور را داشته باشیم که مشکلات فقط مربوط به ما نیست میتوانیم با آن کنار بیاییم.این باور خیلی مهم است. دنیا جای مشکلات است و باید با آن کنار آمد.
ذهن ما است که مشکل را بزرگ میکند. ذهن ما توانایی دارد که یک مشکل را بزرگ یا کوچک بکند. ما باید تمرین بکنیم که با ذهن خودمان مشکلات را کوچک بکنیم. با راه کار تلقین و تمرین میتوان این کار را انجام داد. گاهی کسی مشکلی را مطرح میکند که اگر فردی دیگری در کنار آن باشد خنده اش میگیرد و میگوید که این چه مشکلی است. زیرا این طرف مشکل را در ذهنش کوچک کرده است. یک بت خرمایی در ذهن ما که موحد هستیم خیلی کوچک است ولی در ذهن یک بت پرست خیلی بزرگ است. یک گاو برای یک بودایی خیلی بزرگ است ولی برای ما خیلی ارزشی ندارد. معروف است که سزار برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشید. این دستمال برای ما کوچک است ولی برای سزار خیلی بزرگ بوده است. دیگر اینکه ما برای مواجه با مشکلات آمادگی داشته باشیم. اگر شما در دل شب، در جاده امکان پنچرگیری نداشته باشید، خیلی بهم میریزید و این مشکل برای شما بزرگ است ولی اگر امکانات داشته باشید این مشکل برای شما کوچک است. برف نعمت است ولی برای کسی که آمادگی ندارد نقمت میشود. باران برای خیلی از کشورها نعمت است ولی برای بعضی از کشورها بدبختی و ویرانی است. دیگر اینکه ما بناید روی مشکل تمرکز بکنیم بلکه باید روی راه حل تمرکز بکنیم. ما بیشتر مواقع گیج مشکل هستیم. ما باید خارج از کادر به مشکل نگاه کنیم و دنبال راه حل باشیم. وقتی مشکلی داریم بنشینیم، فکر کنیم و مشاوره کنیم. مواردی بوده که مشکل بیست سالهٔ زندگی آقا و خانمی با پنج دقیقه مشاوره باز شده است. ما باید دنبال راه حل باشیم. رئیس شرکت ناسا اعلام کرده که در فضا نمیتوان با خودکار نوشت. آنها یک شرکت پژوهشی تاسیس کردند و هشت ماه وقت صرف کردند که خودکاری بسازند که در فضا بنویسد و بعد جشن گرفتند و این را اعلام کردند. یکی از مسئولین فضای روسیه پیام داد که ما سالها است که در فضا با مداد مینویسیم. مدیر ناسا گفته بود که ما روی خود مشکل متمرکز شده بودیم نه روی راه حل آن. یک کامیونی زیر پلی گیر کرده بود و همهٔ متخصصان نتوانستد آنرا بیرون بیاورند. یک بچهای گفت که اگر باد چرخها را خالی کنید میتوانید آنرا بیرون بکشید. دیر اینکه صبر کنید. آقای وین دایر میگوید: ظفر در پی صبر میآید. ما روایت داریم: کسی که صبر نمیکند ظفر ندارد. گذر زمان مشکل را حل میکند ولی ما عجله میکنیم و مشکل را به بحران تبدیل میکنیم. خداوند شما را با گرسنگی، مرگ و... آزمایش میکند و خدا به صابرین بشارت میدهد. بدبینی را از خودتان دور کنید.
- همسر من خیلی شکاک است،به همه چیز شک میکند و گاهی تهمتهای ناروایی به من میزند که باعث میشود از او متنفر بشوم. رفتار من با او سرد شده است. و دیگر زندگی برایم مزهای ندارد، راهنمایی بفرمایید.
پاسخ - یکی از آفتهای زندگی مشترک سوءظن و شک است که میتواند آن زندگی را تحت شعاع قرار بدهد. این شک دو طرف دارد: فردی که شکاک است مثل همسر این فرد. فردی که مورد شک واقع میشود مثل نویسندهٔ این سوال.کسانی که اهل شک و سوءظن هستند، در اکثر موارد نیاز به مشاوره دارند زیرا این یک مشکل اخلاقی بزرگ و یک بیماری روانی است. کسانی که بد دل هستند و به همسر و فرزندان شان شک میکنند حتما با یک مشاور دلسوز مشاوره کنند.توصیه من به نویسندهٔ این نامه این است که خیلی از مواقع ما آتش بیار شک همسرمان میشویم. یعنی همسرمان شکاک است و ما هم زمینهٔ شک او را فراهم میکنیم. سعی کنید از هر کاری که شکاکیت همسرتان را تحریک میکند دوری کنید. روایتی از حضرت علی(ع) داریم:کسی که خودش را در معرض تهمت قرار میدهد نباید دیگران را ملامت کند. اگر همسر شما نسبت به دیر آمدن یا زود آمدن حساس است سعی کنید که سر وقت بروید و بیایید. سعی کنید به تلفن همراه تان حساس نباشید و برای آن رمز نگذارید. البته هر کس حریم خصوصی دارد و ما آنرا انکار نمیکنیم ولی ما داریم از یک موضوع مهم صحبت میکنیم.شکاکیت شبیه یک بیماری یا شاید یک بیماری است. اگر همسر ما دیر آمد و ما از او سوال کردیم،این شک نیست. و دلیل بر محبت است. گاهی همسرمان از تمام کارهای ما برداشت بد میکند یا بدترین برداشت ممکن را میکند. پس این همسر حتما باید به مشاوره برود تا ریشهٔ بدبین مشخص بشود. شما از مخفی کاری بشدت پرهیز کنید زیرا افرادی که شک دارند نسبت به همسرانی که مخفی کاری میکنند بیشتر شکاک میشوند. و مخفی کاری را یک دلیل منطقی برای شکهای خودشان میدانند. سعی کنید که اتفاقاتی که در بیرون افتاده است را تعریف کنید تا احساس نکند که شما مخفی کاری میکنید.درخیلی از زندگیها بخاطرشکاکیت رابطهٔ عاطفی بهم میریزد. یعنی وقتی همسر میبیند که همسرش نسبت به او شک دارد نسبت به او سرد میشود و نسبت به همسرش بی میل میشود ولی بدانید که این بی میلی تنور شکاکیت همسر شما را داغ تر میکند. اگر شما رابطهٔ محبت را حتی بصورت ظاهری حفظ کنید، زمینهٔ شکاکیت پیش نمیآید و همچنین میتوانید همسرتان را وادار کنید تا به یک مشاور مراجعه کند. برخی از افراد شکاک قبول ندارند که مشکل دارند. داشتن رابطه محبت آمیز میتواند از شدت بدبینی جلوگیری بکند و میتواند ابزاری برای وادار کردن همسرتان باشد تا به مشاوره مراجعه کند.بعضی مواقع این بیماری شدت زیادی دارد و بعضی مواقع راه حل ندارد و باید به خدا و ائمه متوسل شد.
حساسیت و شک بیش از حد من باعث شده است که از زندگی ام لذت نبرم، خسته شدهام از این نگرانی که نکند شوهرم به من خیانت کند.درحالیکه رابطهٔ مان خیلی خوب است میخواهم از این شکها رها بشوم، راهنمایی بفرمایید.
من بیست و سه سال دارم و به هیچ مردی اعتماد ندارم زیرا درگذشته نامردی زیاد دیدهام و الان که نامزد دارم به ایشان هم اعتماد ندارم و میترسم که رابطه مان سرد بشود ولی نمیتوانم این اخلاقم را ترک کنم.
من میدانم که زنم هیچ موردی ندارد ولی من به او شک میکنم، چکار باید بکنم؟ درمورد ریشهٔ شکاکیتها صحبت کنید.
پاسخ - شکاکیت یعنی کسی بدون اینکه یقین داشته باشد با سوءظن و بدگمانی به فرد نسبت دروغ بدهد یعنی درحالیکه یقین ندارد این فرد را دروغگو حساب میکند. یا اینکه یقین ندارد که فرد خیانت کار است ولی او را خیانت کار حساب میکند. بعضیها شکاکیت شان در حد یک بیماری است.و باید به پزشک مراجعه کنند. البته تعداد این افراد زیاد نیست. بسیاری از افراد اگر به نکاتی که گفته میشود عمل کنند میتوانند بر شکاکیت شان غلبه کنند. ما میخواهیم در مورد این افراد صحبت کنیم.
ریشهٔ شک چیست؟ اولین ریشهٔ شکاکیت رفتار انسان هاست. وقتی فردی هر زمانی که گیر میافتد دروغ میگوید.مثلا میخواهد به سود بیشتری برسد دروغ میگوید آرام آرام فکر میکند که همه دروغ میگویند. کافر همه را به کیش خود پندارد. به تعبیر حضرت علی(ع) انسان بد، گمان خوب به کسی نمیبرد زیرا همه را مثل خودش میبیند. پس نتیجهٔ اصلاح خودمان،اصلاح گمانهای مان است.
گاهی رفتارهای دیگران باعث شک میشود. فرد اهل دروغ گفتن نیست ولی در اطرافش میبیند که تعدادی دروغ میگویند و فکر میکند که همهٔ اطرافیان دروغگو هستند.
رفتارهای متقابل هم باعث شک میشود. خانم یا آقا قبل از ازدواج ارتباط درستی با هم نداشتهاند ولی با هم ازدواج کردهاند و وقتی به یاد روابط نادرست خودشان میافتند حالت شکاکیت پیدا میکنند که نکند این روابط با افراد دیگر ادامه داشته باشد.
بعضی از ما عادت داریم که برداشت بد بکنیم. مثلا وقتی فرزند ما کمی دیر به خانه میآید فکر میکنیم که نکند تصادف کرده یا دزدیده شده در حالیکه میتوانیم فکر کنیم که در ترافیک مانده یا با دوستش در حال صحبت است. مثلا فردی به ما سلام میدهد و ما جواب او را نمیدهیم. طرف فکر میکند که ما میخواستیم شخصیت او را خرد کنیم. در حالیکه میتواند بگوید که شاید او نشنیده است یا حواسش نبوده است. وقتی ما برداشتهای بد را جزو اولین برداشتهای ذهنی مان قرار بدهیم، ذهن مان عادت میکند که حتی در مورد اطرافیان نزدیکش هم برداشت بد بکند.
کسانی که اهل دیدن فیلمها و سریالهای ماهوارهای هستند و خیانت را در این فیلمها میبینند، آرام آرام این ذهنیت در آنها نقش میبندد که همهٔ انسانها این طور هستند. خیلی از اختلافاتی که بین خانوادههای ایرانی پیش میآید، ریشه در دیدن این فیلمها دارد. بعضی میگویند که این فیلمها نتیجه اش این است که خیانت یا خشونت بد است. اگر فیلمی در پنجاه قسمت خشونت را پخش کرد و در آخر فیلم فرد خشن اعدام شد، آیا کسانی که این فیلمها را میبینند دیگر دنبال خشونت نمیروند ؟خیر، اکثر این افراد به داستان فیلم توجه میکنند. در اکثر این فیلمهای شگردهایی وجود دارد که نتیجهٔ آن فیلم روی بینندگان خلاف آن چیزی است که نتیجهٔ داستان نشان میدهد.
علت دیگر شک، میتواند شغل افراد باشد. افردی که با افراد دروغگو و خیانت کار سر و کار دارند اگر ذهن شان را رها کنند، زمینهٔ شکاکیت در آنها زیاد میشود. اینها ریشههای عمدهٔ شکاکیت است.
راه کار چیست ؟ یکی از اصلیترین دلایل سوءظن و بدگمانی قوی بودن قدرت تخیل انسان است و هر چقدر تخیل انسان قوی تر باشد میتواند در عرصهٔ شکاکیت بیشتر پیش برود. تخیل یعنی مشغول کردن ذهن به غیر واقعیها. فردی که تخیل میکند میگوید شاید همسرم با یکی ارتباط داشته باشد با اینکه دلیل ندارد ولی در ذهنش آنرا گسترش میدهد و میگوید که نکند یک زندگی مشترک با فرد دیگری داشته باشد،نکند وقتی با تلفن حرف میزند با او حرف میزند و یا وقتی دیر میآید با اوست. این فرد دلیلی برای شخص سومی که فرض میکند ندارد. گاهی آنقدر تخیلات قوی است که میتواند چهرهٔ شخص سوم را بکشد زیرا ذهن و خیال قوی دارد. وقتی تخیل قوی شد و فرماندهٔ وجود انسان شد، انواع و اقسام مشکلات را تولید میکند. خیلی از کسانی که وسواس در طهارت دارند تخیلات قوی دارند. یعنی فکر میکنند که اگر دستشان نجس باشد و با آن نماز بخوانند نمازشان قبول نیست و اگر این شش ماه نماز بخوانند باید آنها را قضا کند و... یعنی از یک چیز غیر واقعی، اینها تخیلات را میسازد. تخیل برای انسان لازم است ولی در صورتی که تخیل فرماندهٔ ذهن انسان نباشد. باید تفکر فرماندهٔ ذهن انسان باشد. تفکر یعنی مشغول کردن ذهن به واقعیتها. تخیل باید سرباز تفکر و گوش به فرمان تفکر باشد. اگر ذهن انسان مشغول به واقعیتها شد،فرصت مشغول شدن به تخیلهای غیر واقعی و موهوم را ندارد. یکی از اصلیترین مشکلات افرادی که دچار سوءظن هستند این است که فکرشان ضعیف است و به واقعیات فکر نمیکنند. اگر کسی بخواهد تفکرش را قوی کند باید خودش را مشغول واقعیتها کند.
معلمی از کلاس دید که دانش آموزی دیوار مدرسه را خط خطی میکند. معلم توی گوش او زد که چرا دیوار مدرسه را خط خطی میکند، دانش آموز چیزی نگفت. وقتی همهٔ دانش آموزان رفتند او به معلم گفت که قلم را به من بدهید. رنگ قلم قرمز بود. ولی رنگی که روی دیوار کشیده شده بود آبی بود. دانش آموز پرسید که آیا میشود با قلم قرمز رنگ آبی کشید؟ معلم گفت که من دیدم که تو داشتی خط میکشیدی.دانش آموز گفت: قبل از من یک دانش آموز دیگر روی دیوار خط آبی کشیده بود و من بعنوان بازی،فقط قلم را روی آن خطها حرکت میدادم. معلم عذاب وجدان گرفت. و از دانش آموز خواست که توی گوش او بزند ولی دانش آموز این کار را نکرد. پس بعضی از یقینها میتواند شک باشد چه برسد به شکها. باید تفکر کنیم و فکرهای مان را قوی کنیم.شما میتوانید روی روایات،آیات قرآن، تاریخ و... تفکر کنیم.
راه کارهایی برای مقابله با سوءظن و شکاکیت
پاسخ - یکی از دلایل اصلی سوء ظن و بدگمانی، قوی بودن قدرت تخیل است. یعنی تخیل، فرماندهی ذهن انسان را بدست میگیرد.برای اینکه بتوانیم تخیل را مدیریت کنیم باید تفکر را قوی کنیم.تخیل مشغول کردن ذهن به غیر واقعی هاست و تفکر مشغول کردن ذهن به واقعیت هاست. وقتی تفکر انسان قوی بشود تخیل انسان ضعیف میشود. ما میتوانیم روی آیات و روایات و نشانههای خدا و مخلوقات الهی تفکر کنیم.
ما باید روی آثار بد شکاکیت و سوءظن و آثار خوش گمانی فکر کنیم
بعضی نوشتهاند: وای از بدگمانی که بعد از حل شدن آن خود فرد شرم زده میشود. من چند تا پیامک در موبایل همسرم دیدم و دچار سوءظن شدم بطوری که راهی بیمارستان شدم و بعد از مطرح کردن موضوع،متوجه شدم که آنها پیامهای خودم بوده است که به همسرم دادم. اما چون شمارهام راعوض کرده بودم یادم رفته بود.همسرم مرا بخشید ولی من خودم را نمیبخشم.
پدرم من مرد شکاکی است، به مادرم تهمت میزند. ما آرامش نداریم و همیشه درخانهٔ ما دعوا و جر و بحث است.همهٔ ما عصبی هستیم و همیشه در تنش هستیم. خدا همه چیز به ما داده است ولی بخاطر این شکاکیت زندگی ما مشکل شده است. سعی کنید به فکر بچههای تان باشید و دست از شکاکیت بردارید. کسانی که شکاک هستند بدنبال درمان باشند.
شنیدن مطالبی در مورد بدگمانی باعث میشود تا فرد گمان پی به عواقب این کار ببرد و به آرامش برسد. حضرت علی(ع) میفرماید: خوش گمانی مایهٔ آرامش دل است.کسانی که خوش گمان نیستند اعصاب بهم ریختهای و مشکلات زیادی دارند. حضرت میفرماید: خوش گمانی اندوه را سبک میکند. یعنی غصههای اضافی بخاطر بدگمانی به سمت ما نمیآید. بدگمانی گناه است و موجب غیبت،تهمت و آبروبردن میشود. مثلا ما بخاطر بدگمانی تصویری از همسر یا دخترمان در ذهنم درست میکنم و آن تصویر را به دیگران منتقل میکنیم و بعد از مدتی میفهمیم که این تصاویر اشتباه بوده است و آبروی فردی را بردهام. خوش گمانی باعث جلب محبت دیگران به سمت انسان میشود. حضرت میفرماید: کسی که گمانش را به مردم نیک میکند، محبت آنها را بدست می آرود. حضرت میفرماید: ازگمان بد دوری کن ز یرا بدگمانی عبادت را فاسد میکند.
فرد بدگمان نمیتواند با دیگران سازش داشته باشد و مدام با دیگران دعوا میکند. روایت داریم: بدگمانی برهر کس غلبه پیدا کند سازشی بین او و دیگران باقی نمیگذارد. روایت داریم: کسی که بدگمان است از همه در وحشت است. روایت داریم: کسی که گمانهای بد داشته باشد،کسی را که به او خیانت نکرده است خیانت کار میداند. فردبدگمان اگر میخواهد روی صلح زندگی را ببیند باید شکاکیت را از بین ببرد.
حضرت امیر میفرماید: بدگمانی بر هرکس غلبه کند جای صلح و آشتی بین او و دوستان را باقی نمیگذارد.
روایت داریم:بدترین مردم کسانی هستند که به دیگران اعتماد نمیکنند. فکرکردن روی زشتی اعمال باعث میشود که انسان انگیزه اش را برای آن عمل از دست بدهد و انگیزه اش را برای مبارزه با آن عمل چندین برابر کند.
پس فقط تفکر روی آثار سوءظن نداشته باشید بلکه فکرتان را مشغول واقعیتها کنید. وقتی قرآن میخوانید روی آن فکر کنید. روی مخلوقات الهی فکر کنید. اگراین تفکرات را قوی کنید تخیلات تان ضعیف میشود.
امام صادق(ع) میفرماید: ریشهٔ خوش گمانی در نیکوبودن قلب و سلامت ایمان است. هر چیزی که ایمان مان را قوی میکند انجام بدهیم تا سوءظن مان برطرف بشود. پیامبر فرمود: کسی که به برادرش گمان بد میبرد به پروردگارش گمان بد برده است. زیرا خداوند فرموده است که از بسیاری از گمانها پرهیز کنید که بیشتر آنها گناه است. پس هر چه ایمان ما قوی تر باشد،(غیبت نکنیم، دروغ نگوییم و مواظب نگاه مان باشیم ) بدگمانی در ما کمتر است.
بعضیها به اشتباه فکر میکنند که اگر بدگمانی کنند میتوانند از تجسس دوری کنند. مثلا من به همسرم بدگمان هستم که به چه کسی پیامک داده است بعد که گوشی او را چک میکنم احساس راحتی میکنم در حالیکه این کار دامن زدن به بدگمانی است. نباید به بدگمانی احترام گذاشت.تجسس احترام و قبول کردن بدگمانی است. تجسس دامن زدن به بدگمانی است نه مبارزه با بدگمانی. پیامبر فرمود: وقتی به کسی گمان بد بردید، در مورد او تحقیق و جستجو نکنید. وقتی فرد بدگمان از بدگمانی نجات پیدا میکند اطرافیان هم نجات پیدا میکنند. در واقع این راه کارها برای نجات خودماست.
زندگی با فرد بدگمان کار سختی است
اکثر افرادی که مبتلا به سوءظن هستند میتوانند با آن مبارزه کنند. یکی از وسوسههای شیطان به افرادی که میخواهند با صفات بد مبارزه کنند این است که نمیتوانی بر آن غلبه کنی. تا خدا و اهل بیت هستند و میخواهند به ما کمک کنند، ترک کردن بدترین صفات هم امکن پذیر است. راه کار دیگر برای مقابله با سوءظن، پرهیز از تغییر رفتار است. مثلا طرف به شما دروغی گفته است و شما فکر میکنید که او دروغگو است. یعنی شما به او سوءظن دارید. ولی نباید در مقابل این فرد رفتارتان را عوض کنید زیرا این دامن زدن به سوءظن است.
سعی کنید به این نکتهٔ اخلاقی فکر کنید:همان طوری برخورد کنید که دوست دارید دیگران با شما برخورد کنند. فکر کردن به این نکتهٔ اخلاقی باعث میشود که ما در ذهن مان تمرین کنیم که اگر این اتفاق برای من میافتاد، دوست داشتم که دیگران چه برخوردی با من بکنند. دیگر اینکه باید از پیامکها و نوشتههای مردم عبرت گرفت. شما میتوانید از کسانی که سوءظن دارند عبرت بگیرید، عبرت گرفتن یک عبادت است. پیامبر فرمود: اباذر از ما اهل بیت است. امام صادق(ع) میفرماید: بیشترین عبادت اباذر فکر کردن و عبرت گرفتن بود. عبادت فقط نماز خواندن نیست. کسی که از عبرت گرفتن محروم باشد، در زندگی بازنده است.
اگر عدهای با این راه کارها مشکل شان حل نشد، به روان شناس متعهد مراجعه کنند تا مشکل شان حل بشود.







