فرهنگ مصادیق:بت پرستی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | حقیقت شرک |
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | تبلیغ بت پرستی |
| ۲ | تبلیغ بت سازی |
| ۳ | تبلیغ بت فروشی |
| ۴ | فروش مصالح و ابزار به بت سازان |
| ۵ | تولید و توزیع بت |
| ۶ | خرید و فروش بت |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
بت پرستی-ویکی فقه
مقدمه
بت جثّه و هیکلی (بت) از جنس نقره، مس یا چوب است که بت پرستان جهت تقرب به خدا، آنها را وسیله عبادت قرار میدادند. و بت پرست به کسی گفته میشود که بت را وسیله تقرب به خدا قرار داده است و آن را پرستش میکند.
معنای بت
مراد از "بت" در این مقاله، بتهای ظاهری و مادی است که در قرآن با دو واژه "صَنم" و "وَثن" یاد شده است. "صنم" (مفرد أصنام)، [۱]. جثّه و هیکلی (بت) از جنس نقره، مس یا چوب است که بت پرستان جهت تقرب به خدا، آنها را وسیله عبادت قرار میدادند؛ [۲]. و "وثن" (مفرد أوثان)، بتی از سنگ، چوب یا غیر آن است که عبادت میشد.[۳]
بتها، متناسب با جنس و نوع ساخت، اسامی خاصی داشتهاند؛ مثلاً به سنگهای صاف و بی شکل، "انصاب"، به سنگهای تراشیده و منقوش، "اوثان" و به بتهای ریخته شده از زر و سیم یا تراشیده شده از چوب، "اصنام" میگفتند.[۴].
تاریخچه و ریشه بت پرستی در ادیان
بت پرستی ظاهری و مادی، نه بت پرستی به معنای عام که طبق بیان قرآن، شامل پیروی از هوای نفس[۵].نیز میشود، از زمان حضرت نوح(ع) رواج یافته است.[۶].
[۷].
در میان قوم حضرت نوح(ع) مردان صالحی (به نامهای "وَدّ"، "سُواع"، "یَغوث"، "یَعوق" و "نَسر") [۸]. بودند که مردم به آنها اظهار علاقه میکردند، شیطان از علاقه مردم سوء استفاده نموده و بعد از مرگ آن مردان، مردم را تشویق به ساختن مجسمه آن بزرگان و گرامی داشت آن مجسمهها کرد.[۹].
مدتی نگذشت که نسلهای بعد، رابطه تاریخی این موضوع را فراموش کرده و تصور نمودند که این مجسمهها موجوداتی محترم هستند که باید مورد پرستش قرار گیرند، به این ترتیب به پرستش بتها سرگرم شده و مستکبران ظالم آنان را با این طریق إغفال نموده و به بند بت پرستی کشیدند.[۱۰]
یکی دیگر از ریشههای بت پرستی، اعتقاد مشرکان به وجود و خالقیت خدای متعال [۱۱].[۱۲]. و ملائکه است که آنها را دارای صورتهای پوشیده از انسان میدانند؛ لذا برای هر کدام صورتی از طلا، نقره و جواهرات تراشیده و آنها را عبادت میکردند. عدهای دیگر ستارگان را در عالم مؤثر دانسته و چون اغلب ستارگان پنهان هستند، صورتهایی برای آنها ساخته و به جای ستارگان، آن صورتهای بتی را عبادت مینمودند.[۱۳].
منشأ دیگر دوگانه پرستی یا چند گانه پرستی در بین اقوام، تنوع موجودات عالم است؛ به دلیل اینکه افراد کوته فکر باور نمیکردند که همه موجودات گوناگون و متنوّعی که در آسمان و زمین است، مخلوق خدای واحد است، برای هر نوعی از انواع موجودات، خدایی قائل بودند که از آن تعبیر به "رب النوع" میکردند؛ مانند: رب النوع صحرا، باران، آفتاب، جنگ و صلح و...؛ لذا در اعتقاد آنها، این خدایان خیالی که گاه از آنها به عنوان فرشته نیز یاد مینمودند، فرمانروایان این جهان بوده و چون موجودات غیر محسوس بودند، تمثالهایی برای آنها ساخته و عبادت میکردند. این عقاید خرافی از یونان به مناطق دیگر و سرانجام به حجاز منتقل شد؛ ولی اعراب به خاطر توحید ابراهیمی که در میان آنها به یادگار مانده بود، نمیتوانستند وجود «اللَّه» [۱۴].[۱۵]. را منکر شوند، در نتیجه این عقائد را به هم آمیختند؛ یعنی در عین حالیکه به وجود خدا عقیده داشتند، اعتقاد به فرشتگانی پیدا کردند که رابطه آنها با خدا، رابطه دختر و پدر بود، و بتهای سنگی و چوبی را مظهر و تمثالهایی از آن میدانستند.[۱۶].
بتهای معروف در طول تاریخ بت پرستان
خدای متعال در سوره مبارکه نوح نام بزرگترین بتهای زمان حضرت نوح را ذکر کرده است:
«وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا» [۱۷].
«و گفتند: دست از خدایان و بتهای خود بر ندارید، (بخصوص) بتهای "ود" و "سُواع" و "یَغوث" و "یَعوق" و "نَسر" را رها نکنید!»
این پنج بت، از جمله بتهایی است که نام آنها در طول تاریخ حفظ شد تا اینکه به عربها منتقل شد؛ یعنی بت "ودّ" که به صورت مرد بود، برای قبیله کلب، "سُواع" که به صورت زن بود، برای قبیله هَمدان، "یغوث" که به صورت شیر بود، برای قبیله مَذحَج، "یعوق" که به صورت اسب بود، برای قبیله مُراد و "نسر" که به صورت عقاب بود، برای قبیله حمیر به ارث رسید؛ به همین دلیل بعضی اعراب، عبد ودّ و عبد یغوث نامیده شدهاند.[۱۸]
قرآن بت معروف قوم حضرت الیاس(ع) را "بَعل" معرفی کرده است.[۱۹]
گفته شده: این بت بزرگ، از جنس طلا بوده که چهار صورت داشته و دارای چند خدمتکار و شهر "بعلبک" لبنان نیز منسوب به آن است.[۲۰]
اما سه بت مشهور عرب به نامهای "لات" متعلّق به قبیله ثقیف، "عزّی" متعلق به قبایل بنیسلیم، غطفان، جَشم، نضر و سعدبن بکر و بت "منات" برای قبیله قدید بود؛ البته بتهای دیگری نیز بودند، مانند: "اساف"، "نائله" و "هُبَل" که مورد پرستش اهل مکّه قرار گرفتند. اعراب بت "اساف" را در کنار حجرالاسود، بت "نائله" را در نزدیکی رکن یمانی و بت "هبل" را که هجده ذراع طول داشت و بزرگترین بت عرب بود، در بالای کعبه نصب کرده بودند.[۲۱].
قرآن کریم در مورد سه بت مشهور اعراب جاهلی میفرماید:
«أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى، وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى»[۲۲].
«به من خبر دهید آیا بتهای "لات" و "عزی" و "منات" که سومین آنها است، (دختران خدا هستند)؟!»
بت پرستان، این سه بت را تمثالهایی از فرشتگان میدانستند و ادعا میکردند که فرشتگان به طور کلی از جنس دختران هستند؛ البته برخی از این بت پرستان، بعضی از بتها را تمثالی از انسانها باور داشتند؛ و همچنین ملائکه را که از نظر آنها ارباب بتها بودند، نیز در دختر بودن (انوثیت) و شفاعت، مستقل میدانستند؛ [۲۳].
درحالیکه قرآن کریم از ملائکه با عنوان "عبادالرحمن" یاد نموده، نه مونث و نه مذکر، که در مجردات(موجودات غیر مادی)، سخن گفتن از مذکر و مؤنث معقول نیست.[۲۴].
[۲۵].
نتیجه اینکه بت پرستان و مشرکان، اشیاء و موجوداتی مانند خورشید، [۲۶]. ماه، [۲۷]. ستارگان، [۲۸]. مجسمههای سنگی و چوبی ساخته دست خود، [۲۹].[۳۰].[۳۱].[۳۲].[۳۳].[۳۴]. و حتی مسیحیت که حضرت عیسی(ع) را به عنوان خدای دیگر خود میدانند، [۳۵].[۳۶]. مورد پرستش قرار میدادند که در این مقاله به تعداد زیادی از این بتها اشاره شد.
نفع بتها در پندار مشرکان
گمان بت پرستان بر این بود که بتها، برای آنها منافعی دارند که برخی از این پندارها را بر اساس آیات قرآن به اختصار بیان میکنیم:
شفاعت
تصور بت پرستان این بود که بتها نزد خدا تقرّب دارند و در امور دنیوی، آنها را شفاعت میکنند:
«هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ» [۳۷].
«میگویند: اینان(بتها) شفیعان ما، نزد خدا هستند.»
یعنی بتها از خدای تعالی درخواست مینمایند تا کارهای مهم ما را به سامان رسانند، یا اگر فرضا بعث و حشری در کار باشد، چنانچه اعتقاد مؤمنان است، از خدای تعالی برای ما درخواست نجات از عذاب آخرت را میکنند.[۳۸].
عزت
بت پرستان به غیر خدا معبودانی برای خود انتخاب کرده بودند؛ به این گمان که بتها سبب عزّت آنها شده و با این وسیله نزد حق تعالی ارجمند شده و مقام والایی به دست میآورند.[۳۹].
در حقیقت پندارشان این بود که اگر با یک خدا عزّت مییابند، با خدایان بیشتر، عزّت بیشتر پیدا میکنند، [۴۰].
که قرآن میفرماید:
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا» [۴۱].
«آنها غیر از خدا معبودانی برای خود انتخاب کردهاند، تا مایه عزتشان باشد.»
نصرت
عبادت بتها از ناحیه بت پرستان بر این امید بود که آنها را یاری کنند؛ زیرا بر این باور غلط بودند که تدبیر امورشان به این خدایان واگذار شده و خیر و شرّشان هر چه هست، در دست آنهاست؛ به همین جهت، خدایان ناتوان (بتها) را عبادت میکردند تا با این عبادت، آنها را از خود راضی کرده و بر آنان خشم نگیرند و نعمت را از ایشان قطع نکرده و بلا و مصیبتی بر آنان نازل نکنند: [۴۲].
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ» [۴۳].
«آنها غیر از خدا معبودانی برای خویش برگزیدند به این امید که از سوی آنها یاری شوند (و مورد حمایت بتان قرار گیرند).»
أبعاد ضعف و حقارت بتها از نگاه قرآن
قرآن کریم در مقام مبارزه با شرک و بت پرستی، اول ادعا و اتهام آنها را نسبت به ساحت مقدس قرآن و پیامبر اسلام بی پایه خوانده، سپس با منطقی روشن و قاطع مشرکان را به محاکمه کشانده است: [۴۴].
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا»[۴۵].
«آنان غیر از خداوند معبودانی برای خود برگزیدند، معبودانی که چیزی را نمیآفرینند؛ بلکه خودشان مخلوقند، و مالک زیان و سود خویش نیستند و نه مالک مرگ و حیات و رستاخیز خویشند.»
یعنی مشرکان خدایان خشک، ناتوان، توخالی و دور از تمام شئونات الوهیت را که از جمله آن صفت خالقیت است، میپرستند؛ و قرآن در نفی خالقیت بتها به خلقت مگس مثالی زده و میفرماید: اگر دست به دست هم بدهند، نه اینکه مگسی را نمیتوانند بیافرینند، حتی اگر مگس چیزی را از آنها برباید، قدرت پس گرفتن آن را ندارند؛ و در این زمینه هم مشرکان عاجزند و هم بتها که معبودان آنهاست.[۴۶].[۴۷].[۴۸] .
دلیل نفی خالقیت از بتها، مخلوق بودن آنهاست؛ چون خداوند در آیه قبل وجود فرزند را از خودش نفی کرده و اگر فرزندی برای خداوند بود، به ناچار باید از او متولد میشد و دیگر نمیتوانست مخلوق باشد؛ در حالیکه خالقیت در خداوند منحصر شده و غیر خدا باید مخلوق باشند نه خالق. نکته بعدی اینست که بتها مالک نفع و ضرر خودشان نیستند، و لازمه اش اینست که به طریق اولی قادر به نفع و ضرر عبادت کنندگان نیستند؛ پس مالک تصرف به احوال دیگران نیز نمیتوانند باشند.[۴۹].
البته ضعفهای دیگری نیز در قرآن بیان شده، از جمله: نفی شفاعت بتها، [۵۰]. نفی مالکیت رزق و روزی، [۵۱]. و غیره که به برخی از آنها در همین مقاله اشاره شد؛ ما تفصیلشان در این مقاله نمیگنجد.[۵۲].[۵۳]
[۵۴] و...
راهکارهای قرآن بر هدایت بت پرستان
قرآن برای هدایت بت پرستان بهترین و اصلیترین راهکارها را ارائه کرده است که اشاره میشود:
توجه دادن به توحید و یگانگی
خدای متعال نه تنها به بت پرستان منحرف، بلکه به تمام مخلوقات تأکید میکند که غیر از خدای واحد، خالقی نیست و روزی آسمانها و زمین دست اوست؛ پس تنها معبود نیز خدای یکتاست که عبادت مطلقا باید متوجه او باشد.[۵۵].
«هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ»[۵۶].
«آیا خالقی غیر از خدا وجود دارد که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست، با این حال چگونه به سوی باطل منحرف میشوید.»
و در آیات بعد در نهی از پرستش مخلوق و توجه دادن به پروردگار یگانه، مثل و مانند قرار دادن را برای خداوند نفی کرده و با این بیان، فطرت انسانها را بیدار کرده که تنها، آفریدگار یگانه و قادر شایسته الوهیت و پرستش است، و هرگز نظیر و شریکی نداشته و نخواهد داشت : [۵۷].
«...فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»[۵۸].
«برای خدا شریکهایی قرار ندهید، درحالیکه میدانید (هیچ یک از این شرکاء و بتها نه شما را آفریدهاند و نه شما را روزی میدهند).»
توجه دادن به مالکیت حقیقی
خدا به مسیحیان که قائل به الوهیت حضرت عیسی(ع) بودند، گوشزد میکند که شما میدانید، مسیح(ع) خود با تمام وجود دارای نیازهای بشری است و مالک سود و زیان خویش هم نیست، تا چه رسد به اینکه مالک سود و زیان دیگران باشد:
«قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا...» [۵۹].
«بگو آیا جز خدا چیزی را میپرستید که نه مالک زیان شماست و نه سود شما...»
چون در میان مسیحیان رواج دارد که در برابر مجسمه حضرت مسیح، تا سرحد پرستش، خضوع میکنند؛ درحالیکه ایمان به الوهیت مسیح در حقیقت، یک نوع بت پرستی است، نه خداپرستی؛ یعنی اگر کسی حضرت مسیح را با تمام عظمتی که دارد و جزو پیامبران اولوالعزم الهی است، خدای خود بداند و قائل به الوهیت او شود، جهل و اشتباه بزرگی مرتکب شده، چه رسد به اینکه مجسمههای دست ساخته خود را دارای مقام الوهیت بدانند.[۶۰].
توجه دادن به دعوت رسولان
خدای تبارک خطاب به پیامبر اسلام میفرماید:
«مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ»[۶۱].
«از رسولانی که قبل از تو فرستادیم بپرس، آیا غیر از خداوند رحمان، معبودهایی برای پرستش آنها قرار دادیم؟!»
یعنی اگر از آنان این سؤال را بپرسی، در جواب خواهند گفت: ما چنین دستوری (بت پرستی) به آنان ندادهایم، و آنان را به پرستش چنین خدایانی وادار نساختهایم.[۶۲].
چون اولین دعوت تمام پیامبران الهی، دعوت به توحید بوده و غرض اصلی از ارسال رسولان همان توحید است و بقیه دستورات، متفرّع بر همین توحید است.[۶۳].
عاقبت بتها و بت پرستان
بت پرستان، عاقبتی دردناک در پیش دارند و آن جهنم سوزان است. بت پرستان امید داشتند که بتها نزد خدا برایشان شفاعت کنند، اما بر خلاف تصور آنها، خداوند بت پرستان را با بت هایشان در آتش جهنم قرین ساخته، به گونهای که در آخرت، چیزی نزد بت پرستان مبغوض تر از این معبودهای باطلشان نخواهد بود: [۶۴].
«إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ» [۶۵].
«شما و آنچه غیر از خدا میپرستید، هیزم جهنم خواهید بود و همگی در آن وارد میشوید.»
پا نویس
- ↑ قاموس قرآن ، ج۴، ص۱۵۶
- ↑ المفردات فی غریب القرآن، ص۴۹۳.
- ↑ المفردات فی غریب القرآن، ص۸۵۳ - قاموس قرآن، ج۷، ص۱۸۱
- ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم (توحید در قرآن)، ج۲، ص۶۰۶
- ↑ جاثیه/سوره۴۵، آیه۲۳
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۱۷۲-۱۷۳
- ↑ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۵۵
- ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج۲، ص۶۰۷-۶۰۸
- ↑ تفسیر نمونه ، ج۲۵، ص۸۲
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۸۲
- ↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۶۱
- ↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۶۳
- ↑ أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۵۵
- ↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۶۱
- ↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۶۳.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۵۱۹-۵۲۰.
- ↑ نوح/سوره۷۱، آیه۲۳
- ↑ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۵۴۸ - تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۸۳.
- ↑ صافات/سوره۳۷، آیه۱۲۵
- ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج۲، ص۶۰۸
- ↑ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۵۴۷.
- ↑ نجم/سوره۵۳، آیه۱۹-۲۰
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۳۸.
- ↑ زخرف/سوره۴۳، آیه۱۹
- ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج۲، ص۶۰۸.
- ↑ انعام/سوره۶، آیه۷۸.
- ↑ انعام/سوره۶، آیه۷۷.
- ↑ انعام/سوره۶، آیه۷۶
- ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۳۸
- ↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۷.
- ↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۵.
- ↑ نجم/سوره۵۳، آیه۱۹-۲۰.
- ↑ نوح/سوره۷۱، آیه۲۳
- ↑ طه/سوره۲۰، آیه۸۸
- ↑ مائده/سوره۵، آیه۷۳.
- ↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۶
- ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۱۸.
- ↑ کاشفی سبزواری، حسین بن علی ؛ مواهب علیه ، ص۴۴۶.
- ↑ بانوی اصفهانی امین، سیده نصرت؛ مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج۸، ص۱۴۵.
- ↑ ابوالفتوح رازی، حسین بن علی ؛ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن ، ج۱۳، ص۱۱۶.
- ↑ مریم/سوره۱۹، آیه۸۱.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۱۱۰
- ↑ یس/سوره۳۶، آیه۷۴.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۱۷.
- ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۳.
- ↑ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۲۱، ص۲۷۰
- ↑ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۲۰، ص۱۷۳-۱۷۴.
- ↑ حج/سوره۲۲، آیه۷۳.
- ↑ التحریر والتنویر، ج۱۹، ص۱۰-۱۱
- ↑ یس/سوره۳۶، آیه۲۳.
- ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۷۳.
- ↑ یس/سوره۳۶، آیه۷۴.
- ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۱۸.
- ↑ مریم/سوره۱۹، آیه۸۱.
- ↑ گنابادی، سلطان محمد؛ تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده، ج۳، ص۲۷۴.
- ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۳.
- ↑ حسینی همدانی، سیدمحمدحسین،؛ انوار درخشان، ج۱، ص۷۱.
- ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۲.
- ↑ مائده/سوره۵، آیه۷۶.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۵، ص۳۸-۴۰.
- ↑ زخرف/سوره۴۳، آیه۴۵.
- ↑ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۷۶.
- ↑ أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۳۶.
- ↑ تفسیر جوامع الجامع، ج۳، ص۲۹.
- ↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۸.







