فرهنگ مصادیق:اهتمام در ثواب قضای حوائج مسلمین و اعانت بر ایشان
ضد این صفت، اهتمام داشتن در قضاء حوائج مسلمین، و سعی در اعانت وبرآوردن مهمات ایشان است. و این، از صفات شریفه، و ثواب به جا آوردن آن بی حد و نهایت است.
طریقت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق[۱]
نیست ره نیک مردان آزاده گیر
چو استادهای دست افتاده گیر
حضرت رسول - صلی الله علیه و آله - فرموده که: «هر که یک حاجت برادر خود رابر آورد، چنان است که در همه عمر خود خدا را خدمت کرده است». [۲]
و فرمود: «هر که راه رود به جهت حاجت برادر خود در یک ساعت از شب یا روز، خواه آن را بر آورد یا نه بهتر است از برای او از اعتکاف دو ماه». [۳]
و از حضرت امام محمد باقر - علیه السلام - مروی است که: «هر که برود در پی بر آوردن حاجت برادر مسلم خود، خدای - تعالی - هفتاد و پنج هزار ملک را امرمی فرماید که او را سایه بیندازند. و هیچ قدمی بر نمیدارد مگر این که خدا از برای اوحسنه مینویسد و سیئه را محو میکند. و درجه او را بلند میگرداند. و چون از حاجت او فارغ شد ثواب حج و عمره از برای او ثبت میکند». [۴]
و فرمود: «هر که برادر او حاجتی به نزد او بیاورد و او نتواند روا کند و دل او مشغول شود به اینکه اگر میتوانست روا کند روا میکرد خدای - تعالی - به این جهت او را داخل بهشت میکند». [۵]
و از حضرت امام جعفر صادق - علیه السلام - مروی است که: «هر که بر آورد حاجتی از برادر مؤمن خود را، خدای - تعالی - در روز قیامت صد هزار حاجت او رابر میآورد، که یکی از آنها داخل کردن اوست به بهشت. و یکی دیگر آن است که: خویشان و برادران و آشنایان او را داخل بهشت میکند، اگر دشمن اهل بیت نباشند». [۶]
یکی خار پای یتیمی بکند
به خواب اندرش دید صدر خجند[۷]
همی گفت و در روضه ها[۸]میچمید[۹]
کزان خار بر من چه گلها دمید
و فرمود: «بر آوردن حاجت برادر مؤمن، بهتر است از آزاد کردن هزار بنده. و سوارکردن هزار پیاده، که در راه خدا جهاد کنند». [۱۰]
و فرمود که: «برآوردن حاجت برادر مؤمنی محبوب تر است در نزد خدا از بیست حج، که صاحب آن در هر حجی صد هزار دینار در راه خدا انفاق کرده باشد».[۱۱]
و فرمود: «هر که این خانه را یک طواف کند، شش هزار حسنه از برای او نوشته میشود. و شش هزار سیئه از او محو میشود. و شش هزار درجه بلند میشود. وشش هزار حاجت او برآورده میشود. و چون به نزدیک «ملتزم» ، - که موضعی است ازدیوار خانه - رسد هفت در بهشت بر او گشوده میشود.
راوی گوید عرض کردم که: فدای تو شوم، این فضیلت همه در طواف است؟ فرمودبلی. و خبر دهم ترا به بهتر از این، بر آوردن حاجت مسلمانی افضل است از ده طواف». [۱۲]
و فرمود: «هر مؤمنی که حاجتی به نزد برادر خود آورد، پس به درستی که این رحمتی است که خدا به سوی او رانده و از برای او سبب ساخته است. پس اگر آن حاجت را بر آورد، رحمت را قبول کرده است. و اگر آن حاجت را رد کند - با وجودقدرت او بر قضای آن - از خود رد کرده است رحمتی را که خدا به سوی او فرستاده بود». [۱۳]
و فرمود: «هر که راه رود در پی بر آوردن حاجت برادر مؤمن خود، از برای خدا تا آن را بر آورد، خدای - تعالی - ثواب حج و عمره مقبول، و روزه دو ماه از ماههای حرام، و اعتکاف دو ماه در مسجد الحرام به جهت او مینویسد. و کسی که برود در پی روا کردن حاجت برادر خود و آن حاجت برآورده نشود، ثواب یک حج مقبول خدا به جهت او مینویسد». [۱۴]
و حضرت موسی بن جعفر - علیه السلام - فرمود که: «از برای خدا در روی زمین بندگانی است که سعی میکنند در حاجات مردم، ایشان اند که در روز قیامت از هرخوف و ترسی ایمن اند. و هر که سروری در دل مؤمنی داخل کند، خدا در روز قیامت دل او را شاد میگرداند». [۱۵]
کسی نیک بیند به هر دو سرای
که نیکی رساند به خلق خدای
خدا را بر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است
و اخبار بر این مضامین بسیار است، که شرح دادن همه آنها ممکن نیست. و خود این مطلب چندان ظاهر است که احتیاج به بیان ندارد، زیرا همه مردمان، بندگان خداوندمنان اند، و هر که با بنده کسی نیکی کند همانا با او کرده است. بلکه بسا باشد که مولا ازنیکی کردن به بنده او خشنودتر میشود از نیکی کردن به خود او. پس کسی که رضای خدا را جوید، در کارگذاری بندگان او نهایت اهتمام را به جا میآورد.
غم جمله خور در هوای یکی
مراعات صد کن برای یکی
و هر که را حق - سبحانه و تعالی - اقتدار آن داد که کار مسلمانی را بسازد، باید به شکرانه آن، به «طی امر» [۱۶]آن پردازد.
چو خود را قوی حال بینی و خوش
به شکرانه، بار ضعیفان بکش
پانویس
- ↑ پوستین و جامه درویشی.
- ↑ بحار الانوار، ج 74، ص 302، ح.
- ↑ 40.. احیاء العلوم، ج 2، ص.
- ↑ کافی، ج 2، ص 197 ح.
- ↑ کافی، ج 2، ص 196، ح.
- ↑ کافی، ج 2، ص 193، ح.
- ↑ از شهرهای معروف ماوراء النهر است که شهری به نظافت و پاکی و پرمیوه بودنش در آنجا نیست.
- ↑ باغها و گلستانها.
- ↑ با ناز راه میرفت.
- ↑ کافی، ج 2، ص 193، ح.
- ↑ کافی، ج 2، ص 193، ح.
- ↑ کافی، ج 2، ص 194، ح.
- ↑ کافی، ج 2، ص 193، ح.
- ↑ کافی، ج 2، ص 195، ح.
- ↑ کافی، ج 2، ص 197، ح.
- ↑ پیمودن.







