فرهنگ مصادیق:امامت
به نام خدا
باسلام.
با توجه به اینکه حضرت ابراهیم(ع) بعد از امتحانهای متعدد و سخت به درجه ی امامت رسید پس چطور است که ائمه ی ما شیعیان از بدو تولد و بدون امتحان الهی به عنوان امام بعدی معرفی میشدند؟
پاسخ
از بعضی آیات قرآن به دست میآید که امامت نیز همانند نبوت عهد و منصبی الهی است و انتخاب اشخاص برای این منصب الهی تنها در دست خداست. چنانچه میفرماید: وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ[۱] (به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمیرسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند) و نیز از آیات دیگر به دست میآید که خداوند این منصبها الهی را فقط به کسانی میدهد که لیاقت و شایستگی آن را دارند و خداوند متعال از قبل به قابلیت ممتاز پیامبران و امامان، برای تحصیل مقامات معنوی و شایستگی آنان، برای بر عهده گرفتن مسئولیت هدایت جامعه علم دارد. در حقیقت همان قابلیت و شایستگی آنان که بخش عمده اش ناشی از افعال اختیاری ایشان است از قبل نزد خداوند معلوم است و همین «قابلیت مبتنی بر اختیار موجب گزینش آنان میشود. آیات و روایات فراوانی بر این دو واقعیت گواهی میدهد.
«وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ»[۲] و از آنان امامان (و پیشوایانی) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت میکردند چون شکیبایی نمودند، و به آیات ما یقین داشتند.
«اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ»[۳]خداوند بهتر میداند رسالتش را کجا قرار دهد. در نتیجه نبوت و امامت فرع بر شانیت و قابلیت و لیاقت تکلیف و مسؤولیت پذیری است وبعضی از آیات قرآن دلالت بر این دارند که زمان تکلیف و مسؤولیت پذیری، نسبت به انسانهای مختلف با توجه به شانیتها و لیاقتهای آنان متفاوت است و بعضیها در همان زمان کودکی به مقام نبوت انتخاب میشوند و بعضیها در سنین پیری و کهن سالی به این مقام الهی انتخاب میشوند؛ چنان که قرآن درباره نبوت حضرت عیسی (ع) در زمان نوزادی میفرماید: «قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنی نَبِیًّا» (ناگهان عیسی زبان به سخن گشود و) گفت: «قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا؛ من بنده خدایم او کتاب (آسمانی) به من داده و مرا پیامبر قرار داده است.[۴] یا درباره حضرت یحیی(ع) میفرماید: «يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا»«ای یحیی! کتاب (خدا) را با قوّت بگیر! و ما فرمان نبوّت (و عقل کافی) در کودکی به او دادیم».[۵]
با توجه به مطالب مذکور روشن شد که امامت همسان نبوت منصبی الهی است که انتخاب افراد برای تصدی این مناصب به دست خداست و خداوند متعال با توجه به علم پیشین خود برشانیت و قابلیت افراد و شایستگی آنها بر مسؤولیت پذیری، آنها را انتخاب میکند.
در نتیجه مقام امامت و نبوت متفرع برعلم پیشین الهی و قابلیت و شایستگی افراد است و با توجه به این که شانیتها و لیاقتهای افراد و اشخاص متفاوت است به تبع آن زمان انتخاب آنها از سوی خداوند هم متفاوت میشود و یکی در همان زمان کودکی به نبوت میرسد و دیگری در میان سالی و یا در کهن سالی به مقام نبوت میرسد و یکی پس از امتحانهای گوناگون و سخت شایستگی و قابلیت لازمه را پیدا میکند و به مقام امامت میرسد و دیگری بخاطر دارا بودن شایستگی لازم بدون نیاز به امتحان به امامت میرسد. لذا خداوند متعال بر اساس علم پیشین خود بر کسانی که در همان اوان کودکی قابلیت و شایستگی نبوت و امامت را دارند در همان زمان کودکی این مقام را به آنها میدهد و به کسانی که در سنین میان سالی و یا کهن سالی این قابلیت و استعداد را به دست میآورند در همان زمان این مقام را به آنها میدهد. در نتیجه لازم نیست که خداوند همه انبیاء و امامان را برای رسیدن به مقام نبوت و یا امامت در شرایط سخت یکسانی قرار دهد و بعد از امتحانات سخت این مقام را به آنها بدهد و چه بسا این مقام را به افرادی که در نزد خداوند دارای قابلیت و شایستگی بالایی هستند بدون امتحان عطا میکند. چنان که نبوت را نیز به تعدادی از پیامبران در زمان کودکی عطا کرده است. امامت را نیز به عدهای از ائمه در همان زمان کودکی اعطا کرده است. پس لازمه و تنها راه رسیدن به منصبهای الهی پس دادن امتحانهای سخت نیست. بلکه شایستگیها و بایستگیهای ذاتی افراد است.







