فرهنگ مصادیق:اقرار به گناه در حضور دیگران چه حکمی دارد؟
اقرار به گناه در حضور دیگران جایز نیست؛ بلکه اگر اشاعه گناه باشد، حرام است. اعتراف به گناه تنها در پیشگاه خداوند باید صورت گیرد.
از سرمایههای بزرگ آدمی در زندگی آبرو و شخصیت اوست، و هر چیزی که آن را تهدید کند، گویا جانش را به خطر انداخته است. هر انسانی در زندگی چهار سرمایه دارد که تمامی آن باید حفظ شود؛ جان، مال، ناموس و آبرو.
قرآن کریم میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ...»؛[۱] «ای اهل ایمان! از بسیاری از گمانها خودداری کنید که بعضی از آنها پندارهایی غلط و گناه است و دربارهٔ یکدیگر تجسّس و پرس و جو نکنید و...».
در این آیه با ترتیب جالبی از سه کار زشت نهی شده:
در مرحله نخست، مسلمانان را از بدگمانی نسبت به مؤمنانی که تشکیل دهنده اعضای اصلی جامعه اسلامی هستند، نهی میکند؛ زیرا این بدبینی به افراد، منشأ تجاوز به شخصیت ایشان میشود.
در مرحله دوم، از تحقیق دربارهٔ گناهان و لغزشهای دیگران نیز برحذر میدارد.
مرحله سوم، غیبت است که اگر از عیب کسی آگاه شدیم، آن را برای دیگران بازگو نکنیم تا آنها به او بدگمان شده و سبب آبروریزی شود.
حکمت کلّی این سفارشها در این است که هر اندازه روابط اجتماعی اعضای جامعه با هم دوستانه تر و صمیمی تر باشد، اهداف زندگی شان بهتر تحقّق مییابد. پس باید از آنچه که سبب بدگمانی و بدبینی یکدیگر میشود و دوستی و صمیمیت و انس و اُلفت آنان را تهدید و تضعیف میکند، جلوگیری کرد.
از آن جا که اعضای جامعه اسلامی به طور طبیعی دارای خطاها و لغزشهایی هستند، در این صورت اگر بنا باشد هر کسی خودسرانه خطاهای دیگران را پی گیری و کشف کرده و به رُخش بکشد، یا به دیگران بگوید، هیچ اعتمادی بین افراد جامعه باقی نمیماند.
هم چنین اگر قرار باشد هر شخص گناهکار لغزشهای خویش را به دیگران اعلام کند، در حقیقت هم آبروی خود را ریخته و هم دوستیها و صمیمیتها و علاقههای بین خود و دیگران را از بین میبرد! خدای متعال راضی نیست تا به آبروی مؤمنان خدشهای وارد شود و ستّاریت او اقتضا میکند که خطاها و کمبودهای افراد از نظر دیگران پوشیده بماند.
فخر است برای من فقیر تو شدن از خویش گسستن و اسیر تو شدن
طوفان زده بلای قهرت بودن یکتا هدف کمان و تیر تو شدن
نیز مصلحتهای جامعه اسلامی اقتضا میکند که این لغزشها و کمبودها و مسایل مربوط به زندگی شخصی افراد برای دیگران آشکار نشود. افزون بر این تجربه هم به ما آموخته، تا هنگامی که به کسی خوش بین هستیم، گرایش قلبی ما - که یک گرایش برخاسته از رابطههای ایمانی الهی و در طریق کمال انسانی است - به سوی او بیشتر خواهد بود، و برعکس، هرگاه از لغزشهای وی آگاه شویم، طبعاً علاقهٔ ما به او کاسته میشود؛ ایشان نیز متقابلاً دربارهٔ ما همین حالت را پیدا میکند. اگر این وضع در جامعه شیوع پیدا کند، دیگر افراد به هم محبتی نخواهند داشت کم کم این بی محبتی و کم لطفی عمومی، سبب از هم گسیختگی جامعه اسلامی میشود.
در این راستا از روایت زیبای کلام امام علی علیه السلام که تأییدی بر پاسخ ماست، بهره میبریم که فرمود: لوتکاشفتم ما تدافنتم؛ [۲]؛ «اگر از اسرار هم آگاه میشدید، جنازه یکدیگر را دفن نمیکردید».
کوتاه سخن، این که خداوند نخواسته که مردم به هم بدبین و متنفر باشند و بغض و کینه یکدیگر را در دل داشته باشند. برای دستیابی به چنین دیدگاهی باید سعی کرد تا اسرار مردم پوشیده بماند و کسی در پی آگاهی از آنها نباشد و اگر هم اتفاقا کسانی مطلع شدند برای دیگران بازگو نکنند تا چه رسد این که انسان بخواهد با زبان خویش گناهان و لغزشهای پنهانی اش را به دیگران اعلان کند!
در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید







