فرهنگ مصادیق:اعتماد به منافقان
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | برخورد با منافقان |
| ۲ | مسلمانان به انسانهای شیطان صفت و منافق اعتماد نکنند |
| ۳ | منافق، قابل اعتماد نیست |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | استغفار برای منافقان |
| ۲ | اطاعت از منافقان |
| ۳ | اعتماد به کفار |
| ۴ | دوستی با منافقان |
| ۵ | مشاوره با منافقان |
| ۶ | استخدام مشاور منافق |
| ۷ | قذف کافر و منافق |
| ۸ | تشبه به منافقان |
| ۹ | حسن ظن به منافقان |
| 10 | حمایت از منافقان |
| ۱۱ | مدح منافقان |
| ۱۲ | پذیرش ولایت منافقان |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده:سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/4/12
کلید واژه: اعتماد- تکیه- لا ترکنوا- حذر - منافقین– دو چهره (رو)
محتویات
مقدمه
منافق کسی است که در باطن کافر و در ظاهر مسلمان است، قرآن کریم میفرماید: یَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ؛ به زبان خود چیزی میگویند که در دلهایشان نیست! و خداوند از آنچه کتمان میکنند، آگاه تر است. [۱]
امام خمینی (ره) پیرامون اعتماد نکردن به منافقین میفرماید: توجه داشته باشید کی دارد خلاف میکند به اسم اسلام، کی دارد خرابکاری میکند به اسم اسلام؛ اگر عمامه سرش است بزنیدش کنار، خود معمّمین بزنندشان کنار؛ اگر توی پاسدارهاست، پاسدارهای مسلّح مسلمان که همه زحمت را به عهده دارند بزنندشان کنار؛ اگر در ارتش است، ارتشیها بزنندشان کنار؛ ژاندارمری است، آنها بزنند؛ توی بازار است، بازاریها بزنندشان کنار؛ توی کارخانه هاست، آنها بزنندشان کنار.
الآن هوشیاری بیشتر لازم است از اول. اول آن کسی که مخالف با اسلام بود می شناختندش مردم. سازمان امنیت را همه مردم میگفتند: اینها بر خلاف ملت و اسلام هستند؛ میشناختند این را. این سردمدارها هم مردم می شناختندشان. چون می شناختندشان، با آنها مبارزه میکردند. مبارزه با آنها آسان بود. منافقها هستند که بدتر از کفارند. آن که میگوید مسلمان هستم و به ضد اسلام عمل میکند و میخواهد به ضد اسلام عمل بکند، آن است که در قرآن بیشتر از آنها تکذیب شده تا دیگران.
اسلام همیشه گرفتار یک همچو جمعیتهایی بوده است. در صدر اسلام زیاد [بودند.] در زمان حکومت امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- زیاد اینها بودند. در زمان خود پیغمبر اکرم- صلی اللَّه علیه و آله- زیاد بودند و همین طور در طول تاریخ. اسلام گرفتار یک همچون مصایبی بوده است و گرفتار اینکه اشخاصی هم از خود مسلمانها [منافق بودهاند.] مردم خوب، مردم اسلامی گول میخوردند از اینها، از این اشخاصی که با صورت اسلامی میآمدند و [تظاهر به اسلام ] میکردند، گول میخوردند. [۲]
اعتماد به منافقین در قرآن
در قرآن سوره مستقلی به نام منافقین نازل شده است که اوصاف منافقین را بیان میکند. [۳] علاوه بر این سوره در آیات متعددی از اعتماد و معاشرت با منافقین نهی شده است. برخی از این آیات عبارتند از:
۱. وَ إِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَهٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَهٍ عَلَیْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّی یُؤْفَکُونَ؛ هنگامی که منافقین را میبینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو میبرد و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا میدهی اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شدهاند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود میپندارند آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف میشوند؟! [۴]
در این آیه قرآن کریم تصریح میکند که منافقین دشمن واقعی مسلمین هستند و باید از آنها دوری کرد، حکم پرهیز از منافقین مقید به زمان و مکان خاصی نشده است، بلکه طبق این آیه باید همیشه و همه جا از اعتماد و توجه به منافقین پرهیز کرد.
۲. وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ؛ و تکیه بر ظالمان (کافران، منافقان، فاسقان) نکنید که موجب میشود آتش شما را فرو گیرد و در آن حال جز خدا هیچ ولی و سرپرستی نخواهید داشت و یاری نمیشوید. [۵]
در اینجا چند نکته مهم است که باید به آن توجه کرد:
مفهوم" رکون"
" رکون" از ماده" رکن" به معنی ستون و دیوارههایی است که ساختمان یا اشیاء دیگر را بر سر پا میدارد، و سپس به معنی اعتماد و تکیه کردن بر چیزی به کار رفته است.
گرچه مفسران معانی بسیاری برای این کلمه در ذیل آیه آوردهاند، ولی همه یا غالب آنها به یک مفهوم جامع و کلی باز میگردد، مثلا بعضی آن را به معنی" تمایل" و بعضی به معنی" همکاری" و بعضی به معنی" اظهار رضایت" یا" دوستی" و بعضی به معنی" خیر خواهی و اطاعت" ذکر کردهاند که همه اینها در مفهوم جامع اتکاء و اعتماد و وابستگی جمع است.
در چه اموری نباید به ظالمان تکیه کرد
بدیهی است که در درجه اول نباید در ظلمها و ستمگریهایشان شرکت جست و از آنها کمک گرفت، و در درجه بعد اتکاء بر آنها در آنچه مایه ضعف و ناتوانی جامعه اسلامی و از دست دادن استقلال و خودکفایی و تبدیل شدن به یک عضو وابسته و ناتوان میگردد باید از میان برود که این گونه رکونها جز شکست و ناکامی و ضعف جوامع اسلامی، نتیجهای نخواهد داشت.
فلسفه تحریم رکون به ظالمان.
تکیه بر ظالمان باعث تقویت آنهاست و تقویت آنها باعث گسترش دامنه ظلم و فساد و تباهی جامعهها است، در دستورات اسلامی میخوانیم که انسان تا مجبور نشود (و حتی در پارهای از اوقات مجبور هم شود) نباید حق خود را از طریق یک قاضی ظالم و ستمگر بگیرد، چرا که مراجعه به چنین قاضی و حکومتی برای احقاق حق مفهومش به رسمیت شناختن ضمنی و تقویت او است، و ضرر این کار گاهی از زیانی که به خاطر از دست دادن حق میشود بیشتر است.
تکیه بر ظالمان در فرهنگ فکری جامعه تدریجا اثر میگذارد و زشتی ظلم و گناه را از میان میبرد و مردم را به ستم کردن و ستمگر بودن تشویق مینماید.
اصولا تکیه و اعتماد بر دیگران که در شکل وابستگی آشکار گردد، نتیجهای جز بدبختی نخواهد داشت تا چه رسد به اینکه این تکیه گاه ظالم و ستمگر باشد.
یک جامعه پیشرو و پیشتاز و سربلند و قوی، جامعهای است که روی پای خود بایستد همانگونه که قرآن در مثال زیبایی در سوره فتح آیه ۲۹ میفرماید فَاسْتَوی عَلی سُوقِهِ:" همانند گیاه سرسبزی که روی پای خود ایستاده و برای زنده ماندن و سرفرازی نیاز به وابستگی به چیز دیگر ندارد.
الَّذِینَ ظَلَمُوا چه اشخاص هستند؟.
مفسران در این زمینه احتمالات مختلفی ذکر کردهاند بعضی آنها را به مشرکان تفسیر کرده ولی همانگونه که گروه دیگری گفتهاند هیچ دلیلی ندارد که آن را به مشرکان منحصر کنیم و اگر مصداق ظالمان در عصر نزول آیه مشرکان بودهاند، دلیل بر انحصار نمیشود.
همانگونه که تفسیر این کلمه در روایات به مشرکان نیز دلیل بر انحصار نیست، زیرا کرارا گفتهایم اینگونه روایات غالبا مصداق روشن و آشکار را بیان میکند.
بنابراین تمام کسانی که دست به ظلم و فساد در میان بندگان خدا زدهاند و آنها را بنده و برده خود ساختهاند و از نیروهای آنها به نفع خود بهره کشی کردهاند و خلاصه در مفهوم عام کلمه" الَّذِینَ ظَلَمُوا" جزء مصادیق آیه میباشند.
ولی مسلم است کسانی که در زندگی خود ظلم کوچکی را مرتکب شدهاند و گاهی مصداق این عنوان بودهاند داخل در مفهوم آن نیستند، زیرا در این صورت کمتر کسی از آن مستثنی خواهد بود و رکون و اتکاء به هیچکس مجاز نخواهد شد مگر اینکه معنی رکون را اتکاء و اعتماد در همان جنبه ظلم و ستم بدانیم که در این صورت حتی کسانی را که یک بار دست به ظلم آلودهاند شامل میشود.
تسلیم در برابر سلطان و تکیه بر ظالمان
بعضی از مفسران اهل سنت در اینجا اشکالی مطرح کردهاند که روی مبانی آنها پاسخ آن چندان آسان نیست و آن اینکه از یک سو در روایات آنها وارد شده که باید در برابر سلطان وقت- به عنوان" اولو الامر"- تسلیم بود، هر کس که باشد، مثلا: در حدیثی از پیامبر ص نقل کردهاند که بر شما لازم است اطاعت سلطان کنید و ان اخذ مالک و ضرب ظهرک:" هر چند مال تو را بگیرد و تازیانه بر پشتت بزند"! و روایات دیگری که روی اطاعت سلطان به معنی وسیع کلمه تاکید میکند.
و از سوی دیگر آیه فوق میگوید:" به افراد ظالم و ستمگر تکیه و اعتماد نکنید": آیا این دو دستور قابل جمع است؟.
بعضی خواستهاند با یک استثناء، این تضاد را برطرف سازند و آن اینکه اطاعت سلطان تا آنجا لازم است که راه عصیان را نپوید و در طریق کفر گام ننهد.
ولی لحن روایات آنها در زمینه اطاعت سلطان چندان با چنین استثنایی هماهنگ نیست.
در هر صورت ما فکر میکنیم همانگونه که در مکتب اهل بیت آمده تنها اطاعت از ولی امری لازم است که عالم و عادل بوده باشد و بتواند جانشین عام پیامبر و امام محسوب شود و اگر سلاطین بنی امیه و بنی عباس احادیثی به نفع خود در این زمینه ساخته و پرداختهاند به هیچ وجه با اصول مکتب ما و با تعلیمات قرآن هماهنگ نیست و باید چنین روایاتی را اگر قابل تخصیص است تخصیص و گر نه به کلی کنار بگذاریم چرا که هر روایتی بر خلاف کتاب اللَّه بوده باشد مردود است و قرآن صراحت دارد که امام و پیشوای مؤمنین باید ظالم نباشد و آیه فوق نیز صریحا میگوید به ظالمان تکیه و اعتماد نکن!. و یا اینکه اینگونه روایات را مخصوص مقام ضرورت و ناچاری بدانیم. [۶]
۳. یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفَّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ؛ ای پیامبر، با کافران (به نبرد) و با منافقان (به اتمام حجت و دوری از معاشرت) جهاد کن و بر آنها سخت گیر و جایگاه آنان دوزخ است و آن بد جای بازگشتی است. [۷]
دراین آیه خداوند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را مامور به جهاد با منافقین میکند، از آنجایی که منافقین تظاهر به اسلام میکنند تا زمانی که نفاق آنها علنی نشده نمیتوان با آنها جنگ کرد، بلکه باید از اعتماد و معاشرت با آنها دوری کرد.
۴. إِنَّ الْمُنافِقینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصیراً؛ منافقان در پایینترین درکات دوزخ قرار دارند و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت! [۸]
بنابراین، از طرح دوستی و اعتماد با دشمنان خدا، که نشانه نفاق است، بپرهیزید!
اعتماد به منافقین در آینه روایات
در روایات فراوانی از اعتماد و تکیه بر منافق نهی شده، به برخی از این روایات اشاره میکنیم:
ابوحمزه ثمالی از امام سجاد (علیه السلام) نقل میکند که فرمود:
إِنَّ الْمُنَافِقَ یَنْهَی وَ لَا یَنْتَهِی وَ یَأْمُرُ بِمَا لَا یَأْتِی وَ إِذَا قَامَ إِلَی الصَّلَاهِ اعْتَرَضَ قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مَا الِاعْتِرَاضُ قَالَ الِالْتِفَاتُ وَ إِذَا رَکَعَ رَبَضَ یُمْسِی وَ هَمُّهُ الْعَشَاءُ وَ هُوَ مُفْطِرٌ وَ یُصْبِحُ وَ هَمُّهُ النَّوْمُ وَ لَمْ یَسْهَرْ إِنْ حَدَّثَکَ کَذَبَکَ وَ إِنِ ائْتَمَنْتَهُ خَانَکَ وَ إِنْ غِبْتَ اغْتَابَکَ وَ إِنْ وَعَدَکَ أَخْلَفَکَ؛
همانا منافق (آن کس است) که (از کاری) نهی کند ولی خود او (از آن کار) دست نمیکشد، و فرمان میدهد به آنچه خود نمیکند، و چون به نماز ایستد اعتراض کند، عرض کردم: ای فرزند رسول خدا اعتراض چیست؟ فرمود: رو به راست و چپ گردانیدن، و چون رکوع کند خود را (مانند گوسفند) به زمین اندازد (یعنی بعد از رکوع نایستد و به همان حال به سجده رود) روزش را شب کند و اندوهی جز خوردن شام ندارد با اینکه روزه هم نبوده است، و چون بامداد کند اندوهی جز خوابیدن ندارد با اینکه شب را بیدار نبوده، اگر برای تو حدیثی گوید دروغ گوید، و اگر نزدش چیزی به امانت گذاری به تو خیانت کند، اگر از او پنهان باشی تو را غیبت کند (و بدگوئی کند) و اگر بتو وعده بدهد وفا نکند. [۹]
امام صادق (علیه السّلام) به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
مَثَلُ الْمُنَافِقِ مَثَلُ جِذْعِ النَّخْلِ أَرَادَ صَاحِبُهُ أَنْ یَنْتَفِعَ بِهِ فِی بَعْضِ بِنَائِهِ فَلَمْ یَسْتَقِمْ لَهُ فِی الْمَوْضِعِ الَّذِی أَرَادَ فَحَوَّلَهُ فِی مَوْضِعٍ آخَرَ فَلَمْ یَسْتَقِمْ لَهُ فَکَانَ آخِرُ ذَلِکَ أَنْ أَحْرَقَهُ بِالنَّارِ؛
منافق مانند تنه درخت خرما است که صاحب آن بخواهد در قسمتی از ساختمانش از آن بهره مند گردد و در آنجا که خواهد (به واسطه کجی) قرار نگیرد، پس به جای دیگرش برد (آنجا نیز) قرار نگیرد، و سرانجامش این است که آن را به آتش بسوزاند. [۱۰]
محمد بن فضیل گوید: به حضرت امام کاظم (علیه السّلام) نامهای نوشتم و از مسألهای از او پرسش کردم در پاسخ به من نوشت:
إِنَّ الْمُنافِقِینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَی الصَّلاهِ قامُوا کُسالی یُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذلِکَ لا إِلی هؤُلاءِ وَ لا إِلی هؤُلاءِ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلًا. [۱۱] لَیْسُوا مِنَ الْکَافِرِینَ وَ لَیْسُوا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَیْسُوا مِنَ الْمُسْلِمِینَ یُظْهِرُونَ الْإِیمَانَ وَ یَصِیرُونَ إِلَی الْکُفْرِ وَ التَّکْذِیبِ لَعَنَهُمُ اللَّهُ؛
«همانا منافقان نیرنگ ورزند با خدا و اوست فریب دهنده ایشان و هر گاه برخیزند به سوی نماز با کسالت برخیزند، خودنمائی کنند به مردم و یاد نکنند خدا را جز اندکی، در این میانه سرگردانند نه به سوی اینانند و نه به سوی آنان و هر کسی را خدا گمراه سازد برای او راهی نیست» اینها نه از کفارند و نه از مسلمانان، اظهار ایمان کنند و به سوی کفر و تکذیب روند خدا آنها را لعنت کند.
فیض کاشانی (ره) در شرح روایت میگوید: اما از کفار نیستند چون اظهار ایمان کنند و شهادتین بر زبان جاری سازند، و از مسلمانان نیستند چون در دل انکار کنند، علامه مجلسی (ره) در مرآه العقول از بعضی نقل کند که گفتهاند: شاید ذکر نشدن اصل مسأله در حدیث به جهت تقیه بوده است، و شاید سؤال از حال مأمون بوده زیرا او از دشمنان اهل بیت علیهم السلام بود و برای مصلحت اظهار تشیع میکرد، و مقصود حضرت در پاسخ او و شیعه مآبان منافق اطراف او چون ذو الریاستین باشد. [۱۲]
این بحث به اندازهای مهم است که مولا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبهای جدا گانه به بیان ویژگیهای منافقین میپردازند و بعد از توصیه به تقوا به دوری از اعتماد به منافقین توصیه میفرمایند.
أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ أُحَذِّرُکُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ فَإِنَّهُمُ الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ وَ الزَّالُّونَ الْمُزِلُّونَ؛
ای بندگان خدا! شما را به ترس از خدا سفارش میکنم، و شما را از منافقان میترسانم زیرا آنها گمراه و گمراه کنندهاند، خطاکار و به خطاکاری تشویق کنندهاند(انحراف فکری و عملی دارند). [۱۳]
استفتاءات
سؤال: ازدواج با مردی که یقین داریم منافق است چه حکی دارد؟
جواب: چنانچه ضرورتی ندارد از این ازدواج صرف نظر نمایید. [۱۴]
سؤال: مسئولیت دادن به منافقین در جامعه اسلامی و اعتماد به افرادی که مطمئن هستیم منافق هستند چه حکمی دارد؟
جواب: قطعا چنین چیزی جایز نیست. [۱۵]
انواع اعتماد به منافق
با توجه به آیات و روایات هر گونه اعتماد و تکیه بر قول و عمل منافقین اشکال دارد، خواه در مسائل فرهنگی یا مسائل سیاسی یا مسائل اجتماعی باشد، در هیچ کاری شایسته نیست به منافقین اعتماد کرد.
علاوه بر آیات و روایات با توجه به اینکه منافقین افرادی دروغگو و ریاءکار هستند اعتماد به آنان عاقلانه نیست.
اعتماد در مسائل اجتماعی
هر گونه اعتماد به منافقین در مسائل اجتماعی و فرهنگی اشکال دارد، مثلا دوستی و مشاوره و ازدواج با منافق و همچنین سپردن امانت و اعتماد در امور مالی، امور اداری، امور رسانه و خبرگذاریها، امور تفاهم نامهها و مقالات و اخذ و صدور مدرک و مجوز از مصادیق اعتماد به منافقین است.
امام خمینی (رضوان الله علیه) میفرماید: من نجف که بودم یک نفر آمد پیش من. قبل از این بود که آن منافقین پیدا بشوند. شاید بیست روز- بعضیها میگفتند ۲۴ روز- مدتی بود پیش من. هر روز [می ] آمد آنجا، و روزی شاید دو ساعت آمد صحبت کرد از نهج البلاغه از قرآن. همه حرفهایش را زد. من یک قدری به نظرم آمد که این وسیله است. نهج البلاغه و قرآن وسیله برای مطلب دیگری است. و شاید باید یادم بیاورم آن مطلبی که مرحوم آسید عبد المجید همدانی به آن یهودی گفته بود. میگویند یک یهودی در همدان مسلمان شده بود. بعد خیلی به آداب اسلام پایبند شده بود؛ خیلی زیاد! این موجب سوء ظن مرحوم آسید عبد المجید که یکی از علمای همدان بود شده بود که این قضیه چیست. یکوقت خواسته بودش، گفته بود که تو مرا میشناسی؟ گفت: بله. گفت: من کی ام؟ گفت: شما آقای آسید عبد المجید. گفت من از اولاد پیغمبرم؟ گفت بله. تو کی؟ من یک یهودی بودم، پدرانم یهودی بودند و تازه مسلمان شدهام. گفته بود نکته اینکه تو تازه مسلمان که همه پدرانت هم یهودی بودند و من هم سید و اولاد پیغمبر و ملّا و این چیزها، تو از من بیشتر مقدسی، این نکته این چیست؟ من شنیدم که یهودی گذاشت و رفت! معلوم شد حقه زده. یک قضیهای بوده. میخواسته با صورت اسلامی کارش را بکند. تو یهودیها این گونه کارها هست. من به نظرم آمد که این قضیه ... این قدر نهج البلاغه و خوب، من هم یک طلبه هستم؛ من این قدر نهج البلاغه خوان و قرآن و اینها نبودم که ایشان بود! ده- بیست روز ماند. من گوش کردم به حرفهایش، جواب به او ندادم؛ همه اش گوش کردم و آمده بود که تأیید بگیرد از من، من همان گوش کردم و یک کلمه هم جواب ندادم. فقط اینکه گفت که ما میخواهیم که قیام مسلحانه بکنیم، من گفتم نه، قیام مسلحانه حالا وقتش نیست؛ و شما نیروی خودتان را از دست میدهید و کاری هم ازتان نمیآید. دیگر بیش از این من به او چیزی نگفتم. او میخواست من تأییدش بکنم. بعد هم معلوم شد که مسأله همان طورها بوده. [۱۶]
اعتماد در مسائل سیاسی
در مسائل سیاسی جامعه اسلامی نمیتوان به منافقین اعتماد کرد، مثلا اعتماد در سپردن سمتهای سیاسی و معاهدات و تفاهم نامه و مذاکرات با کفار و نمایندگی نظام اسلامی از مصادیق اعتماد به منافقین است.
علت عزل آقای منتظری از قائم مقامی توسط امام خمینی (رضوان الله علیه) همین بود که ایشان منافقین را قبول داشت و به آنها اعتماد میکرد. حتی به همین دلیل حضرت امام ایشان را از دریافت وجوهات شرعی منع کرد.
امام خمینی (رضوان الله علیه) در نامه به منتظری نوشتند: جناب آقای منتظری با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمهای برایتان مینویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین میسپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست دادهاید.
شما در اکثر نامهها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که میگفتید دیکته شده منافقین بود که من فایدهای برای جواب به آنها نمیدیدم. مثلًا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و میبینید که چه خدمت ارزندهای به استکبار کردهاید. در مسئله مهدی هاشمیِ قاتل، شما او را از همه متدینین متدینتر میدانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام میدادید که او را نکشید. از قضایای مثلِ قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حالِ بازگو کردن تمامی آنها را ندارم.
شما از این پس وکیل من نمیباشید و به طلابی که پول برای شما میآورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد اللَّه از این پس شما مسئله مالی هم ندارید.
با دلی شکسته و سینهای گداخته از آتش بی مهریها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت میکنم دیگر خود دانید:
۱- سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرالها نریزد.
۲- از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک میشوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
۳- دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
۴- نامهها و سخنرانیهای منافقین که به وسیله شما از رسانههای گروهی به مردم میرسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحی له الفداء- و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
و اللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده لوح میدانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزههای علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگری دارم و میدانید که از تکلیف خود سرپیچی نمیکنم. [۱۷]
علائم منافق
در آیات و روایات زیادی نشانههای منافقین بیان شده، به اختصار برخی از ویژگیهای آنان را بیان میکنیم:
فریب کاری
إِنَّ الْمُنافِقینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَی الصَّلاهِ قامُوا کُسالی یُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلیلاً؛ منافقان میخواهند خدا را فریب دهند در حالی که او آنها را فریب میدهد و هنگامی که به نماز برمی خیزند، با کسالت برمی خیزند و در برابر مردم ریا میکنند و خدا را جز اندکی یاد نمینمایند! [۱۸]
نهی از معروف
الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقینَ هُمُ الْفاسِقُونَ؛ مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهی از معروف میکنند و دستهایشان را (از انفاق و بخشش) میبندند خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد (، و رحمتش را از آنها قطع نمود) به یقین، منافقان همان فاسقانند! [۱۹]
دروغ گویی
وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقینَ لَکاذِبُونَ؛ خداوند شهادت میدهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند). [۲۰]
طرفدار تحریم
هُمُ الَّذینَ یَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلی مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی یَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنَّ الْمُنافِقینَ لا یَفْقَهُونَ؛ آنها کسانی هستند که میگویند: «به افرادی که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند!» (غافل از اینکه) خزاین آسمانها و زمین از آن خداست، ولی منافقان نمیفهمند! [۲۱]
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه ۱۹۴ نهج البلاغه در بیان ویژگیهای منافقین میفرماید:
رنگ پذیری فراوان
یَتَلَوَّنُونَ أَلْوَاناً وَ یَفْتَنُّونَ افْتِنَاناً؛ به رنگهای گوناگون ظاهر میشوند، از ترفندهای گوناگون استفاده میکنند.
در کمین بودن
وَ یَعْمِدُونَکُمْ بِکُلِّ عِمَادٍ وَ یَرْصُدُونَکُمْ بِکُلِّ مِرْصَادٍ؛ برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده میکنند، و در هر کمینگاهی به شکار شما مینشینند.
پنهانکاری
قُلُوبُهُمْ دَوِیَّهٌ وَ صِفَاحُهُمْ نَقِیَّهٌ یَمْشُونَ الْخَفَاءَ وَ یَدِبُّونَ الضَّرَاءَ؛ قلب هایشان بیمار، و ظاهرشان آراسته است، در پنهانی راه میروند، و از بیراههها حرکت میکنند.
دلسوزی زبانی
وَصْفُهُمْ دَوَاءٌ وَ قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ وَ فِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَیَاءُ؛ وصفشان دارو، و گفتارشان درمان امّا کردارشان دردی است بی درمان.
یاس آفرینی
حَسَدَهُ الرَّخَاءِ وَ مُؤَکِّدُو الْبَلَاءِ وَ مُقْنِطُو الرَّجَاءِ لَهُمْ؛ بر رفاه و آسایش مردم حسد میورزند، و بر بلاء و گرفتاری مردم میافزایند، و امیدواران را نا امید میکنند.
ظاهر سازی
بِکُلِّ طَرِیقٍ صَرِیعٌ وَ إِلَی کُلِّ قَلْبٍ شَفِیعٌ وَ لِکُلِّ شَجْوٍ دُمُوعٌ؛ آنها در هر راهی کشتهای، و در هر دلی راهی، و بر هر اندوهی اشکها [۲۲] میریزند.
تبادل مدح و ثناء
یَتَقَارَضُونَ الثَّنَاءَ وَ یَتَرَاقَبُونَ الْجَزَاءَ إِنْ سَأَلُوا أَلْحَفُوا وَ إِنْ عَذَلُوا کَشَفُوا وَ إِنْ حَکَمُوا أَسْرَفُوا؛ مدح و ستایش را به یکدیگر قرض میدهند، و انتظار پاداش میکشند، اگر چیزی را بخواهند اصرار میکنند و اگر ملامت شوند، پرده دری میکنند، و اگر داوری کنند اسراف میورزند.
برنامه ریزی در برابر جناح حق
قَدْ أَعَدُّوا لِکُلِّ حَقٍّ بَاطِلًا وَ لِکُلِّ قَائِمٍ مَائِلًا وَ لِکُلِّ حَیٍّ قَاتِلًا وَ لِکُلِّ بَابٍ مِفْتَاحاً وَ لِکُلِّ لَیْلٍ مِصْبَاحاً؛ آنها برابر هر حقّی باطلی، و برابر هر دلیلی شبههای، و برای هر زندهای قاتلی، و برای هر دری کلیدی، و برای هر شبی چراغی تهیّه کردهاند.
یأس آفرینی
یَتَوَصَّلُونَ إِلَی الطَّمَعِ بِالْیَأْسِ لِیُقِیمُوا بِهِ أَسْوَاقَهُمْ وَ یُنْفِقُوا بِهِ أَعْلَاقَهُمْ؛ با اظهار یأس میخواهند به مطامع خویش برسند، و بازار خود را گرم سازند، و کالای خود را بفروشند.
تردید آفرینی
یَقُولُونَ فَیُشَبِّهُونَ وَ یَصِفُونَ فَیُمَوِّهُونَ؛ سخن میگویند اما به اشتباه و تردید میاندازند، وصف میکنند امّا فریب میدهند.
ایجاد بن بست
قَدْ هَوَّنُوا الطَّرِیقَ وَ أَضْلَعُوا الْمَضِیقَ فَهُمْ لُمَهُ الشَّیْطَانِ وَ حُمَهُ النِّیرَانِ؛ در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست میکشانند، آنها یاوران شیطان و زبانههای آتش جهنّم میباشند
هماهنگی شیطانی
أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُون ؛ آنان پیروان شیطانند، و بدانید که پیروان شیطان زیانکارانند» [۲۳]
عوامل اعتماد به منافق
عدم شناخت دقیق اسلام
افرادی که منافقین اعتماد میکنند اسلام ناب و حقیقی را نشناختند به همین خاطر به منافقین اعتماد میکنند.
عدم شناخت نشانههای نفاق
خیلی از افرادی که به منافق اعتماد میکنند به خاطر این است که منافق را نمیشناسند و نشانههای منافق را نمیدانند.
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: گاهی مواقع حدیث دروغ از طریق شخص منافقی که تظاهر به ایمان میکند و اسلام ساختگی دارد در بین مردم پخش میشود، اگر مردم بدانند که او منافق و دروغگو است از او نمیپذیرند و تصدیقش نمیکنند لیکن مردم میگویند این شخص همدم پیغمبر بوده و او را دیده و از او شنیده است مردم از او اخذ کنند و از حالش آگهی ندارند در صورتی که خداوند پیغمبرش را از حال منافقین خبر داده و ایشان را توصیف نموده و فرموده است « وَ إِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ؛چون ایشان را ببینی از ظاهرشان خوشت آید و اگر سخن گویند بگفتارشان گوش دهی» منافقین پس از پیغمبر زنده ماندند و به رهبران گمراهی و کسانی که با باطل و دروغ و تهمت مردم را به دوزخ خوانند پیوستند و آنها پستهای حساسشان دادند و بر گردن مردمشان سوار کردند و به وسیله آنها دنیا را به دست آوردند. مردم همراه زمامداران و دنبال دنیا میروند مگر آن را که خدا نگهدارد. [۲۴]
زود باوری
اگر مردم جامعه به هرکسی از روی سادگی اعتماد کنند و قدرت تشخیص منافق از مؤمن را نداشته باشند، زمینه سوء استفاده منافقین از این موقعیت فراهم میشود، و منافقین در جامعه نفوذ میکنند و به جامعه اسلامی ضربه میزنند.
حضرت امام خمینی (ره) پیرامون تشخیص منافق فرمودند: آن که ما امروز مبتلای به آن هستیم آن دسته منافقینی که اظهار اسلام میکنند و کمر اسلام را میخواهند بشکنند. کار مسلمانها با اینها مشکل است. حل مسئله اینها بسیار مشکل است. این غیر از آنی است که «نصیری» است که مطلبش معلوم است. و «هویدا» است که مطلبش معلوم است. «هویدا» معلوم بود دشمن اسلام و مسلمین است. و «نصیری» هم معلوم بود که مردم را چه کرده و تکلیف مردم با او معلوم بود. و گرفتند آنها را و به جزای خودشان رساندند. اما آن آدم مقدس مآبی که تسبیح هم دستش گرفته است و میگوید به اسلام هم من خدمت میکنم. این مقدس مآب را چه باید بکنیم ...؟ این طایفه منافقین هم که نمیشود با آنها کاری کرد. اسلام از صدر، از اولی که اسلام پیدا شده تا حالا، مبتلای به این جمعیت هست. و حل مسأله اینها مشکلتر از هر مسئلهای است برای اسلام و مسلمین. اشخاصی که فریاد برای اسلام میزنند و میزدند. و از ملیت و از اسلامیت و از اینها میگفتند. بعد معلوم شد که این آقا که این قدر اسلام مآب است و این قدر ملی است رابطه دارد با امریکا. بعضی از این روشنفکرهای ما این طوری اند؛ منافق اند. [۲۵]
رسانههای فعال جبهه نفاق
با توجه به اینکه منافق دو رو است و اهل فریب و دغل و خدعه است، رسانههای منافقین با کلک و ریاء کاری مردم را فریب میدهند و مردم به آنان اعتماد میکنند. و خود را متدین، آگاه و دلسوز معرفی میکنند و اعتماد به اشخاص و رسانههای حق راکاهش میدهند.
نبود عالمان روشنگر یا متهم کردن عالمان
وقتی در جامعهای عالم روشنگر وجود نداشته باشد، منافقین از این فرصت استفاده میکنند و اعتماد مردم را جلب میکند.
معاویه به مردم شام القاء کرده که من یک آدم مسلمانی هستم، و امیر المؤمنین (علیه السلام) مسلمان نیست. به طوری که وقتی به اهل شام میگویند که علی را در محراب عبادت کشتند، میگویند مگر او نماز میخواند؟ علی در مسجد چه میکرد؟ در شام علماء روشنگر وجود نداشت که نفاق معاویه را آشکار سازد و مانع از اعتماد مردم به او شوند.
آثار اعتماد به منافقین
حضرت امام خمینی (ره) فرمودند: در زمان رسول اللَّه آن گرفتاریی که اسلام داشت از دست منافقین داشت، از دست کفار نداشت. کفار ایستاده بودند در مقابل هم و جنگ میکردند و تو سر هم میزدند و پیش میبردند و یا عقب مینشستند. لکن با منافقین چه بکنند؟ منافقی که آمده و میگوید من برای اسلام هستم و اسلام آوردم؟ و مثل اسلام ابو سفیان و دارودسته او با او چه بکنند؟ این که دارد میگوید من مسلمانم، با مسلمان که نمیشود کاری کرد، این که ظاهرش آمده و اسلام و نماز هم میخواند و جماعت هم میخواند و پای منبر رسول اللَّه هم مینشیند و اشک هم میریزد، با این که نمیشود کاری کرد. امروز هم مسلمانها مبتلای به دستهای از منافقین هستند که کار این مسلمانها با این منافقین مشکلتر است تا کارشان با محمد رضا. محمد رضا ایستاده بود و میزد و میکشت. و تکلیف ملت با او معلوم بود. ملت میرفت به جنگش. اما یک دستهای که در ظاهر اظهار اسلام میکنند، در ظاهر برای اسلام دعوت میکنند، در ظاهر حرف اسلام میزنند، قلمهایشان و قدمهایشان برای اسلام است، لکن زیر پرده با اسلام مخالف اند. مخالفت با اسلام میکنند در زیر پرده. با اینها باید چه بکنیم؟ کار با اینها بسیار مشکل است. و حل مسئله منافقین [دشوار است ] پیغمبر اکرم هم نمیتوانست حل بکند. حضرت امیر هم گرفتار اینها بود و حلش نمیشد بکنی. حلش مشکل است. [۲۶]
پیامدهای اعتماد به منافقین عبارتند از:
تحریف فرهنگی
وقتی در جامعهای منافقین مسئول بشوند مشکلات فرهنگی زیادی ایجاد میکنند، چون اعتقادی به احکام و تعالیم اسلام ندارند در نتیجه فرهنگ اسلامی ضعیف میشود. مثلا در زمان خلافت بنی امیه و بنی عباس که مردم به منافقین اعتماد کردند و آنها خلافت را به دست گرفتند، خلیفه علنا شرابخواری میکرد و حرمسرا و عشرتکده تشکیل داد، برای نگهداری حکومت خود به خانه کعبه هجوم برد، حرمت حرم را شکست واقعه حره و فاجعه کربلا را آفریدند، و از فرهنگ اسلامی فقط اسم آن باقی مانده بود.
فشار سیاسی
منافقین و کفار همیشه با یکدیگر سازش میکنند و با هم ارتباط صمیمی و نزدیک دارند.
در طول تاریخ منافقین ضربههای سیاسی زیادی به اسلام زدند و اسلام را از مسیر اصلی آن منحرف کردند، اگر در مسائل سیاسی به منافقین اعتماد شود اهداف اسلام در مسائل سیاسی اجراء نمیشود. مثلا در صدر اسلام بعد از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) مردم خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نپذیرفتند و به منافقین اعتماد کردند و مسیر سیاسی اسلام را منحرف کردند.
فشار اقتصادی
اگر مردم به منافقین اعتماد کنند و به آنها اجازه دهند تا مسئولیتهای جامعه را به عهده بگیرند، آنها از هر خیانت و ظلمی نسبت به مردم کوتاهی نمیکنند.
و با همفکری و همکاری با دولتهای کفر، مسلمانان را در فشار اقتصادی قرار میدهند. قرآن کریم میفرماید منافقین میگویند: هُمُ الَّذینَ یَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلی مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی یَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنَّ الْمُنافِقینَ لا یَفْقَهُونَ؛ آنها کسانی هستند که میگویند: «به افرادی که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند!» (غافل از اینکه) خزاین آسمانها و زمین از آن خداست، ولی منافقان نمیفهمند! [۲۷]
راهکارهای پیشگیری
فعالیتهای فرهنگی
۱. شناخت منافقین
همه مؤمنین وظیفه دارند علائم و نشانههای منافقین را بشناسند و مراقبت کنند که اولا به نفاق مبتلا نشوند و ثانیا با شناخت نشانههای منافق در عرصههای مختلف به منافقین اعتماد نکنند.
امام خمینی (ره) فرمودند: یکی از این ثروتمندها در یک زمانی آمد نجف پیش من. من که راجع به قضیه ایران صحبت میکردم، میگفت: میترسیم بدتر بشود. نه آقا، شما نمیترسید بدتر بشود. شما از خوبش میترسید. آن وقتی که رضا خان عمامههای معمّمین را برمی داشت، بعد هم یک حوزه امتحانیه گذاشته بود- به اصطلاح خودش- یکی از علمای قم- خداوند رحمتش کند- به من فرمود که خوب، میخواهند بدها را از خوبها جدا کنند، چه اشکال دارد. من به ایشان عرض کردم که اینها با خوبهایش بدند، نمیخواهند بدها را بشناسند، میخواهند خوبها را بشناسند، کمر خوبها را بشکنند. حیله همیشه بوده است، از اول اسلام تا حالا، از اوّلی که بشر بوده تا حالا. یک اشخاص حیله باز، چهرههای مختلف، بوده است در این ممالک اسلامی. چهره، چهره اسلامی، بسیار خوب و نماز هم میآیند میخوانند و روزه هم میگیرند در ظاهر. چهره، چهره اسلامی است، [ولی ] باطنش ضد اسلام. شناخت اینها مشکل است. شناختن اینها مشکل است و لهذا، جوانهای ما از اینها گول میخورند. [۲۸]
۲. افزایش بصیرت و دشمن شناسی
در جامعه اسلامی باید عموم مؤمنین معرفت و بصیرت خود را بالا ببرند تا منافقین و دشمنان از آنها سوء استفاده نکنند.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِس؛ کسی که به اوضاع زمانش آگاه باشد اشتباهات بر او هجوم نیارد [۲۹]
۳. افشاگری در رسانه ها
متولیان فرهنگی باید برای ارتقاء بصیرت و معرفت مردم سنگ تمام بذارند و از هیچ کاری کوتاهی نکنند، مسئولین فرهنگی وظیفه دارند زمینه کسب بصیرت را فراهم کنند.
رسانهها وظیفه دارند نسبت به منافقین روشنگری و اطلاع رسانی کنند و جامعه را نسبت به آنان آگاه کنند. در فتاوای مراجع عظام تقلید آمده است که بدگویی و ذکر عیوب مؤمن حرام است، ولی بدگویی و ذکر عیوب غیر مؤمن و منافق بدعتگذار جایز میباشد تا بدعت او مورد عمل قرار نگیرد. [۳۰]
حضرت امام خمینی (ره) پیرامون افشاگری بر ضد منافقین میفرمایند:
اینها که به صورت منافقین پیش آمدند و در میان مسلمین واقع شدهاند و میخواهند کارشکنی کنند برای اسلام و مسلمین، باید هر چه از آنها پیدا کردند، هر پروندهای که از اینها پیدا کردند این را نشان بدهند تا معلوم بشود که اینها جزو منافقین اند. و با آنها مبارزه کنند، تا معلوم شود، خوب با یک کاسبی که خیلی هم آثار سجده در جبینش هست، یا یک نویسندهای که از اول که وارد میشود «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» در کلامش مینویسد و بعد هم از «جمهوری اسلامی» شروع میکند [ستایش ] کردن و [تمجید] کردن تعریف کردن. لکن از زیر لطمه بر اسلام وارد میشود. با این نمیشود الآن کاری کرد. هر کاری بخواهید بکنید میگویند او یک مسلمان است؛ یک آدم حسابی است.
نمیشود، این تا افشاء نشود. تا مشتش باز نشود توی مردم. این مقدس مآبی که هر روز میرود پشت سر فلان آقا نماز میخواند و گاهی هم سهم امام میدهد برای اغفال آن آقا، لکن در واقع مخالف با این رژیم است و میخواهد بزند این رژیم را و از هم بشکند، مشکل است با او معارضه کردن. این را جز افشاگری الآن جور دیگر راه نداریم. راه این است که مطالب اینها و خیانتهای اینها را هر کس پیدا کرد این را بگوید که این طور شد.
البته اعراض [آبرو] مسلمین محترم است و کسی حق ندارد که همین طور بیخودی هر کس هر طوری دلش بخواهد، با هر کس دشمن است بگوید این ساواکی است، نمیدانم این [وابسته ] است. اعراض مردم محترم است. مگر اینکه معلوم بشود که این عِرض اسلام را میخواهد ببرد. آن وقت دیگر محترم نیست. [۳۱]
فعالیتهای اجرایی
۱. مسئولیت ندادن به منافقین
مدیران جامعه اسلامی نباید به منافقین مسئولیت بدهند، مسئولیت دادن به منافقین علاوه بر اینکه منکر است و باید از آن اجتناب شود، سبب پیدایش منکر دیگر (اعتماد مردم به منافقین) میشود.
۲. پاک سازی نهادهای حساس
در جامعه اسلامی باید با منافقین و هرکسی که تضعیف نظام اسلامی میکند برخورد و مقابله کرد و از نفوذ آنها در جامعه و جلب اعتماد مردم مانع ایجاد کنیم.
منابع جهت مطالعه بیشتر
کتب
۱. پژوهشی پیرامون نفاق و منافق-مرتضی حسینی-ناشر فرهنگ قرآن-قم
۲. تفسیر سوره منافقون-سید قطب-ناشر فرهنگ قرآن قم
۳. چهره منافق-ناشر سپاه پاسداران-محل نشر تهران
۴. سارق و منافق از دیدگاه اسلام-محمد صادق وحیدی-ماشر آزادی-قم
۵. الماحق لکل مشرک ومنافق-محمدتقی الدین الهلالی-ناشر دالانصار مصر
مقالات
۱. پیدایش پدیده نفاق در اسلام از منظر قرآن-محمد میرزایی-مجله الاهیات و حقوق-زمستان 83
۲. رسول خدا و استراتژی ایشان در برابر خط نفاق-محمد قدیر دانش-مجله معرفت-شهریور 87
۳. روش مواجهه و برخورد با نفاق-حسین همایون مصباح-مجله پژوهشهای اجتماعی اسلامی-بهمن 90
۴. گونههای مختلف نفاق-محمد حسین پژوهنده-مجله پژوهشهای اجتماعی اسلامی-بهمن 90
۵. نفاق اصطلاح سیاسی قرآن کریم-داود مهدوی زادگان-مجله حکمت اسلامی-تابستان 92
۶. منافق- صابر عبده ابراهیم- مجله یغما - اسفند 42
فهرست منابع
۱. قرآن کریم
۲. نهج البلاغه( للصبحی صالح)-نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین -تاریخ وفات مؤلف: ۴۰۶ ق -محقق / مصحح: صالح، صبحی -موضوع: گوناگون -زبان: عربی -تعداد جلد: ۱-ناشر: هجرت -مکان چاپ: قم -سال چاپ: ۱۴۱۴ ق
۳. استفتاءات-نویسنده: امام خمینی(ره)، سید روح اللّه موسوی-تاریخ وفات مؤلف: ۱۴۰۹ ه ق-زبان: فارسی-قطع: وزیری-تعداد جلد: ۱-تاریخ نشر: ۱۴۲۶ ه ق-نوبت چاپ: اول-محقق/ مصحح: مسلم قلیپور گیلانی
۴. استفتاءات-موضوع: فقه فتوایی-نویسنده: گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت-تاریخ وفات مؤلف: ۱۴۳۰ ه ق-زبان: فارسی-قطع: وزیری-تعداد جلد: ۴-ناشر: دفتر حضرت آیه الله بهجت-تاریخ نشر: ۱۴۲۸ ه ق-نوبت چاپ: اول-مکان چاپ: قم- ایران
۵. الإرشاد للمفید / ترجمه رسولی محلاتی -نویسنده: مفید، محمد بن محمد-تاریخ وفات مؤلف: ۴۱۳ ق -مترجم: رسولی محلاتی، سید هاشم -محقق / مصحح: ندارد-موضوع: تاریخ -زبان: فارسی -تعداد جلد: ۲-ناشر: اسلامیه -مکان چاپ: تهران
۶. تحریر الوسیله- ترجمه-موضوع: فقه فتوایی-نویسنده: خمینی، سید روح اللّه موسوی- مترجم: اسلامی، علی-تاریخ وفات مؤلف: ۱۴۰۹ ه ق-زبان: فارسی-قطع: وزیری-تعداد جلد: ۴-ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم-تاریخ نشر: ۱۴۲۵ ه ق-نوبت چاپ: ۲۱-مکان چاپ: قم- ایران
۷. تفسیر نمونه-نویسنده: مکارم شیرازی ناصر-موضوع: اجتماعی و اجتهادی-قرن: پانزدهم-زبان: فارسی-مذهب: شیعی-ناشر: دار الکتب الإسلامیه-مکان چاپ: تهران-سال چاپ: ۱۳۷۴ ش
۸. رساله توضیح المسائل-موضوع: فقه فتوایی-نویسنده: کابلی، محمد اسحاق فیاض-تاریخ وفات مؤلف: ه ق-زبان: فارسی-قطع: وزیری-تعداد جلد: ۱-ناشر: انتشارات مجلسی-تاریخ نشر: ۱۴۲۶ ه ق-نوبت چاپ: اول-مکان چاپ: قم- ایران
۹. رساله توضیح المسائل-موضوع: فقه فتوایی-نویسنده: خمینی، سید روح اللّه موسوی-تاریخ وفات مؤلف: ۱۴۰۹ ه ق-زبان: فارسی-قطع: جیبی-تعداد جلد: ۳-ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم-تاریخ نشر: ۱۴۲۲ ه ق-نوبت چاپ: پنجم-مکان چاپ: قم- ایران
۱۰. صحیفه امام -نویسنده:امام خمینی -موضوع:مجموعه سخنرانی و...-تاریخ وفات مؤلف:قرن ۱۵-زبان:فارسی -تعداد جلد:21
۱۱. شرح چهل حدیث -نویسنده:امام خمینی -موضوع:اخلاقی -تاریخ وفات مؤلف:قرن ۱۵-زبان:فارسی -تعداد جلد:1
۱۲. قاموس قرآن -نویسنده: قرشی بنایی، علی اکبر-تاریخ وفات مؤلف: معاصر-موضوع: لغتنامه -زبان: عربی- فارسی -تعداد جلد: ۷-ناشر: دار الکتب الاسلامیه-مکان چاپ: تهران -سال چاپ: ۱۴۱۲ ق -نوبت چاپ: ششم
۱۳. الکافی( ط- الإسلامیه)-نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق -تاریخ وفات مؤلف: ۳۲۹ ق -محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد-موضوع: کتب اربعه -زبان: عربی -تعداد جلد: ۸-ناشر: دار الکتب الإسلامیه-مکان چاپ: تهران -سال چاپ: ۱۴۰۷ ق
۱۴. من لا یحضره الفقیه -نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی -تاریخ وفات مؤلف: ۳۸۱ ق -محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر-موضوع: کتب اربعه -زبان: عربی -تعداد جلد: ۴-ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم -مکان چاپ: قم -سال چاپ: ۱۴۱۳ ق
پانویس
- ↑ آل عمران: 167.
- ↑ صحیفه امام، ج 12، ص: 471
- ↑ - در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره منافقین بخواند و اگر مشغول یکی از اینها شود، بنا بر احتیاط واجب نمیتواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند. اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره قل هو اللَّه احد یا سوره قل یا أیها الکافرون شود، نمیتواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند ولی در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روی فراموشی به جای سوره جمعه و منافقین، یکی از این دو سوره را بخواند، تا به نصف نرسیده، میتواند آن را رها کند و سوره جمعه و منافقین را بخواند. قرائت سوره منافقین در روز جمعه به خاطر یادآوری اوصاف منافقین به مؤمنین و غافل نشدن از منافقین است-رساله توضیح المسائل، ص: 155
- ↑ منافقون/4
- ↑ سوره هود /113
- ↑ تفسیر نمونه، ج 9، ص: 265
- ↑ تحریم/9- توبه/73
- ↑ نساء/145
- ↑ الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص396
- ↑ الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص396
- ↑ (سوره نساء آیه 142- 143)
- ↑ الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص395
- ↑ نهج البلاغه خ 194
- ↑ دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
- ↑ دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
- ↑ صحیفه امام، ج 8، ص: 144
- ↑ صحیفه امام، ج 21، ص: 331
- ↑ نساء/142
- ↑ توبه/67
- ↑ منافقون/1
- ↑ منافقون/7
- ↑ اشک تمساح.
- ↑ نهج البلاغه خ 194
- ↑ إِنَّمَا أَتَاکُمُ الْحَدِیثُ ....... رَجُلٍ مُنَافِقٍ یُظْهِرُ الْإِیمَانَ مُتَصَنِّعٍ بِالْإِسْلَامِ لَا یَتَأَثَّمُ وَ لَا یَتَحَرَّجُ أَنْ یَکْذِبَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص مُتَعَمِّداً فَلَوْ عَلِمَ النَّاسُ أَنَّهُ مُنَافِقٌ کَذَّابٌ لَمْ یَقْبَلُوا مِنْهُ وَ لَمْ یُصَدِّقُوهُ وَ لَکِنَّهُمْ قَالُوا هَذَا قَدْ صَحِبَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ رَآهُ وَ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَخَذُوا عَنْهُ وَ هُمْ لَا یَعْرِفُونَ حَالَهُ- وَ قَدْ أَخْبَرَهُ اللَّهُ عَنِ الْمُنَافِقِینَ بِمَا أَخْبَرَهُ وَ وَصَفَهُمْ بِمَا وَصَفَهُمْ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ وَ إِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ثُمَّ بَقُوا بَعْدَهُ فَتَقَرَّبُوا إِلَی أَئِمَّهِ الضَّلَالَهِ وَ الدُّعَاهِ إِلَی النَّارِ بِالزُّورِ وَ الْکَذِبِ وَ الْبُهْتَانِ فَوَلَّوْهُمُ الْأَعْمَالَ وَ حَمَلُوهُمْ عَلَی رِقَابِ النَّاسِ وَ أَکَلُوا بِهِمُ الدُّنْیَا وَ إِنَّمَا النَّاسُ مَعَ الْمُلُوکِ وَ الدُّنْیَا إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّهُ -الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 64
- ↑ صحیفه امام، ج 11، ص: 235
- ↑ صحیفه امام، ج 11، ص: 234
- ↑ منافقون/7
- ↑ صحیفه امام، ج 12، ص: 471
- ↑ الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 27
- ↑ رساله توضیح المسائل (فیاض)؛ ص: 316
- ↑ صحیفه امام، ج 11، ص: 236







