فرهنگ مصادیق:از نظر قرآن هنر مجسمه سازی و نقاشی اشکالی دارد یا خیر؟
محتویات
پرسش
از نظر قرآن هنر مجسمهسازی و نقاشی اشکالی دارد یا خیر؟ اگر اشکال دارد پس چرا الآن کار میشود و اگر اشکال ندارد؛ چرا به اسم اسلام از آن به بدی یاد شده و اجازه پیشرفت این هنر را نمیدهند؟ از نظر قرآن دلیل حرمتش چیست؟
پاسخ اجمالی
از دیدگاه قرآن و سایر منابع دینی، هنر متعهد آن است که انسان را به سمت یکتاپرستی و ارزشهای والای انسانی سوق دهد. با مطالعه در تاریخ درمی یابیم که هنر ساخت مجسمهها و نقشها، به طور معمول در این راستا نبوده و بر همین اساس، مورد نکوهش اسلام واقع شده است.
البته امروزه، با توجه به تغییر اوضاع و احوال و نیز رویکرد متفاوت دست اندرکاران این هنرها، برخی دانشمندان دینی نیز نظریات جدیدی در مورد مجاز بودن مجسمه سازی، در شرایطی خاص، ارائه نمودهاند، اما چون این نظریات، هنوز مورد پذیرش تمام دانشمندان نیست و برخی از آنان، تغییر شرایط را دلیلی برای از بین رفتن حکم حرمت نمیدانند، از طرفی نمیتوان به گسترش وسیع این هنر اندیشید و از طرفی نیز نمیتوان مانع فعالیتهای محدود و کنترل شده در این زمینه شد.
پاسخ تفصیلی
قبل از طرح مسئله توجه به این نکته ضروری است که قرآن، در بیشتر موارد به ارائه دستورات و معیارهای کلی بسنده نموده و تبیین آن بر عهده پیامبر (ص) و دیگر
معصومان (ع) بوده و در همین راستا؛ به عنوان نمونه اصل وجوب نماز را در قرآن میتوان یافت، اما تعداد رکعات آن را، تنها با سنت میتوان به دست آورد. بر همین اساس، تأکید بر پاسخی که تنها مبتنی بر قرآن باشد را منطبق با اصول بررسی آموزههای دینی، ارزیابی ننموده و به همین دلیل، پرسش را علاوه بر قرآن با کمک رهنمودهای پیامبر (ص) و معصومان (ع) بررسی مینماییم:
در این زمینه، قبل از هر چیز باید به کاربردهای مختلفی که از صنعت مجسمه سازی میتوان در نظر گرفت، اشاره نموده و همزمان، به موضع گیری اسلام در این موارد توجه نماییم و سپس نتیجه نهایی را از مباحث مطروحه، به دست آوریم. در این ارتباط، مجسمه سازی را از دیدگاه ارزشی، به سه محور کلی تقسیم مینماییم:
مجسمه سازی در جهت منفی
به این معنا که هدف از مجسمه سازی، اموری باشد که به هیچ وجه، مورد تأیید دین اسلام و سایر مکاتب الاهی نیست که به عنوان نمونه، میتوانیم به موارد ذیل اشاره نماییم:
الف. این که شخص به ظاهر هنرمندی، مجسمهای ساخته و آن را به عنوان خدا و یا شریک او معرفی نموده و مردم را به پرستش او دعوت نماید. خداوند مردمی که بر اثر جهالت خود، فریفته چنین مکاتبی میشوند را سرزنش نموده و خطاب به آنان میفرماید: "آیا آنچه خود آن را تراشیدهاید، میپرستید"؟! [۱] البته ممکن است، شخصی مانند سامری، در ساخت این مجسمهها از تردستیهایی کمک گیرد که برای مردم عادی که بر اثر گناهان خود، از خداوند فاصله گرفتهاند، غلط انداز بوده و آنان را گمراه نماید. [۲] بدیهی است امروزه، صنعت مجسمه سازی را به منظور چنین هدفی، جز در میان قبایل دور افتاده نمیتوان مشاهده نمود.
ب. در تاریخ، به افرادی برخورد مینماییم که از صنایع و هنرهای مختلفی؛ از جمله مجسمه سازی و سحر و تردستی و ...، برای اثبات قدرتشان و همطراز دانستن خود با خدای یگانه، بهره میگرفتند که برخی از فراعنه مصر را میتوان از این زمره به شمار آورد. آنان با ساختن اهرام و مجسمههایی مانند ابوالهول و نیز به کار گرفتن ساحران و جادوگران، کار را به جایی رساندند که انسانی عادی؛ مانند فرعون زمان موسی؛ ادعای خدایی نمود! [۳] به عبارتی، آنان چنین ابراز میداشتند که اگر خداوند، خلق انسان و سایر موجودات را به عنوان نشانهای از قدرت خود معرفی نموده، ما نیز میتوانیم، همانند او، پیکرههای بسیار زیبا و اعجاب انگیزی به وجود آوریم، پس تفاوتمان با خداوند چیست؟!
به نظر میرسد، گروهی از روایاتی که ممنوعیت مجسمه سازی، از آنان برداشت شده، ناظر به مجسمه سازانی از این گروه باشد. به عنوان نمونه، زمانی که پیامبر (ص) میفرماید: "ر که مجسمهای بسازد، در روز قیامت، خداوند از او میخواهد که در مجسمه اش، روح بدمد و او از این کار، ناتوان و عاجز خواهد ماند"، [۴]و یا اگر روایت شده باشد که هر شخصی که مجسمه سازی مینماید، گویا با خداوند به مبارزه برخاسته است، [۵] مخاطبشان، افرادی بودهاند که گویا خود را رقیب خداوند دانسته و تلاش مینمودند که با این گونه اعمال، خلقت خداوند را تحت الشعاع هنرنماییهای خود قرار دهند!
خوشبختانه، اکنون با پیشرفت علم و شناخت برخی دقایق و ظرایف خلقت، بشر به حدی از دانش رسیده که حتی پیشرفتهترین پیکرههای متحرک (روباتها) را نیز با خلقت خداوند، همسان و هم طراز نداند، تا چه رسد به مجسمههای بی جان و بی حرکت. بنابراین، در زمان حاضر نمیتوان صنعت مجسمه سازی را به عنوان تلاشی جهت رویارویی با خلقت خداوند ارزیابی نمود.
ج. همچنین، میتوان گروهی دیگر را تصور نمود که به این نتیجه رسیدهاند که نمیتوان از دو شیوه قبلی برای مبارزه با دینداری استفاده نمود، اما با برجسته سازی و تبلیغ گسترده اموری؛ مانند داستان سرایی، مجسمه سازی و ...، قصد سرگرم نمودن مردم و جهت دادن به گرایشهای آنان را داشته، تا بتوانند با از بین بردن فرصتها، عملاً آنان را وادار نمایند تا از ارتباط با خداوند و تقویت بعد معنوی خود، دست برداشته و به اموری سرگرم شوند که حتی در صورت حرام نبودن، فایده چندانی را نیز برای آنان در بر نخواهد داشت. در زمان پیامبر (ص) و هنگامی که عموم مردم، توجه خود را به قرآن و مفاهیم ارزشمند آن متمرکز نموده بودند، داستان سرایانی، قصه رستم و اسفندیار را برای مردم، با آب و تاب تعریف نموده و قصد داشتند اذهان مردم را از قرآن منحرف سازند. خداوند این رفتار آنان را با نزول آیهای نکوهش نمود، به این بیان که: "از میان مردم، اشخاصی را مییابی که با گفتار بیهوده و بی فایده، قصد گمراه نمودن مردم را از راه خدا دارند ...". [۶]
د. و در نهایت، گاهی نیز مجسمهای ساخته میشود تا نمادی از عقیدهای خرافی و یا موضوعی که حقیقتاً وجود نداشته است، باشد!
پیامبر (ص) بعد از فتح مکه، مجسمهای از حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) را در خانه کعبه مشاهده نمودند که در دست هایشان کاسههایی بود که مردم زمان جاهلیت، اعتقادی خرافی نسبت به آن داشتند!(نام این کاسهها، ازلام بوده و در آیه ۳ سوره مائده به آن اشاره شده است). ایشان بعد از مشاهده چنین صحنهای، با ناراحتی فرمودند: "خداوند، طراحان این مجسمهها را به هلاکت برساند! قسم به خدا، آنان نیز میدانند که این دو پیامبر الاهی، هرگز به چنین کاری اقدام نکردهاند" [۷] ! شایان توجه است: پیامبر (ص)، قبل از این که به اصل مجسمه سازی و یا قرار دادن آن در خانه خدا، ایرادی وارد نمایند، لبه تیز اعتراض خود را متوجه آن موضوع انحرافی نمودند که طراحان مجسمه، قصد ترویج آن را داشتهاند. مشابه چنین موردی را میتوان امروزه نیز در طراحی مجسمههایی که قصد اثبات وقایع تاریخی اثبات نشدهای مانند هولوکاست و ... را دارند، مشاهده نمود.
بدیهی است که دین مقدس اسلام، هرگونه هنری را که در جهت مقاصد فوق و یا موارد مشابه آن باشد، به هیچ وجه، تأیید نخواهد نمود.
مجسمه سازی در جهت مثبت
با وجود این که بیشتر موارد مجسمه سازی در راستای اهداف غیر توحیدی بوده، اما مواردی را نیز میتوان تصور نمود که این هنر، در خدمت اهداف دینی قرار گیرد که به دو مورد آن اشاره مینماییم:
الف. اگر این هنر با اجازه و دستور مستقیم خداوند بوده و وسیلهای برای مقابله با مشرکان قرار گیرد. همان گونه که میدانیم، در زمان عیسای مسیح (ع)، صنعت مجسمه سازی از رونق فراوانی برخوردار بوده و پیکرههای زیبایی که توسط هنرمندان آن روزگار ساخته میشده، شگفتی مردم را به دنبال میآورد. این پیامبر الهی، برای اثبات توحید و این که خداوند، منشأ تمام مخلوقات است، با استفاده از گل، پیکرههایی از پرندگان را میساخته و سپس با اجازه خداوند در آنها میدمیده و این پرندگان به صورت موجوداتی زنده در آسمان به پرواز در میآمدند! [۸] و با زبان حال میگفت که اگر شما مجسمه بی جان میسازید، من آن را تبدیل به موجودی جاندار هم مینمایم، ولی این نشانه قدرت پروردگارم میباشد، نه آن که همانند دیگران بخواهم هنر خود را از خود دانسته و در برابر خلقت خداوند، عرض اندام نمایم! میدانیم که عیسی (ع) مجسمه ساز نبود، بلکه پیامبری بوده که با اجازه مستقیم خداوند، اقدام به چنین کاری نموده و نمیتوان رفتار او را مجوزی برای مجسمه سازی به صورت کلی قرار دهیم، مگر آن که پیامبر یا امامی دیگر بخواهد با اجازه پروردگار، این معجزه را تکرار نماید و به گفته حافظ شیرازی:
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
ب. همچنین میتوان نوعی از مجسمه سازی مثبت را در نظر گرفت که هدف آن، احترام به بزرگان دینی و ترویج آرمانهای پذیرفته شده الاهی باشد.
در نگاه اول، شاید به این نتیجه برسیم که نباید مجسمه سازیهایی با این هدف، هیچ عیب و ایرادی داشته باشد، اما متأسفانه، با مراجعه به تاریخ درمی یابیم که مجسمههایی از این نوع نیز، هر چند در آغاز با اهداف مثبتی ساخته شده بودند، اما در نهایت به گونهای با آنان برخورد شد که با اهداف اولیه، هیچ سازگاری نداشت و به تحلیل یکی از مفسران: "احترام فوق العاده به انبیا و نیکان گاهی سبب میشد که تمثال آنها را بعد از مرگشان مورد احترام قرار دهند و با گذشت زمان این تمثالها جنبه استقلالی پیدا کرده و احترام نیز تبدیل به پرستش میشد". [۹]
چنین تحلیلی، برگرفته از روایات متعددی است که در این زمینه وارد شده است. [۱۰] بر همین اساس است که بسیاری از دانشمندان، مجسمه سازی را، حتی با اهداف مثبت مجاز نمیدانند، مگر آن که همانند عیسای مسیح (ع)، دستور مستقیمی از جانب خداوند داشته باشند.
۳. مجسمهسازی بدون هدف ارزشی: گاهی هنرها را بدون توجه به هیچ هدف ارزشی؛ چه مثبت و چه منفی رشد و گسترش میدهند. به عبارتی دیگر، هنر را برای هنر میخواهند و بس، همان گونه که در رشتههای دیگر نیز میتوان چنین موضوعی را تصور نمود. به عنوان نمونه، ورزش را میتوان در اهداف مثبت و منفی بکار گرفت و گاهی نیز "ورزش برای ورزش" مورد توجه قرار میگیرد.
اصولاً، چون اسلام دینی ارزش گرا و هدفمند است، رفتار بی هدف را، اگر چه حرام هم نداند، تأیید و ترویج نمینماید و ارزش افراد با ایمان را بسیار فراتر از آن میداند که عمر خود را با چنین رفتار بی هدفی ضایع نمایند. به دو روایت ذیل توجه فرمایید:
اول: امام صادق (ع) در پاسخ به فردی که نظر ایشان را در ارتباط با شکار تفریحی و ... جویا میشود، میفرمایند که تنها افرادی که برای کسب معاش به شکار روی میآورند، مجاز به انجام چنین کاری بوده و دیگر افراد نباید خود را به این امور مشغول نمایند، چون جستجوی ثوابهای اخروی، افراد با ایمان را از پرداختن به چنین کارهای بی فایدهای باز میدارد[۱۱] .
دوم: شخصی به نام بکیر، نظر امام ششم(ع) را در مورد بازی شطرنج جویا میشود، امام در پاسخ میفرمایند که فرد با ایمان به اندازهای کار(دنیوی و اخروی) دارد که به دنبال فعالیتهای بیهوده نرود [۱۲] !
با کمی دقت در این روایات، به این نکته میرسیم که ارزش زندگی افراد با ایمان، بیشتر از آن است که رفتار و کردارشان بی هدف باشد، اگر چه دلیل شرعی نیز بر حرمت آن کار وجود نداشته باشد!
بدیهی است قرآن نیز که شاخصه افراد مؤمن را "میشه به یاد خدا بودن" میداند [۱۳]، هرگونه رفتار بی هدفی که نتیجه طبیعی آن، دوری از یاد خداست را نمیپسندد.
اکنون که دیدگاه اسلام را در ارتباط با مجسمه سازی، در انواع گوناگون آن دانستیم، میتوانیم، به قسمت اخیر پرسشتان - در مورد این که؛ چرا برخی دانشمندان اسلامی، امروزه نیز مجسمه سازی را جایز نمیدانند و چرا با این وجود، فعالیتهای محدودی نیز در این زمینه مشاهده میشود -، بپردازیم.
دلیل آن دسته از عالمان دینی، که اکنون نیز بر مجاز نبودن مجسمه سازی و نقاشی پافشاری مینمایند، مبتنی بر چند مقدمه است:
مقدمه اول: به طور قطع روایات معتبر و قابل استناد فراوانی در منع از ساختن مجسمهها و نقاشی تصاویر جانداران وجود داشته است.
مقدمه دوم: نیز مطمئنیم که یکی از دلایل این ممنوعیت، جلوگیری از کشیده شدن دوباره مسلمانان به بت پرستی و شرک است. روایات بسیاری نیز ناظر به همین دلیل میباشند از جمله:
۱. راوی در ارتباط با حکم تصاویر درخت و خورشید و ماه، نظر امام صادق (ع) را جویا میشود. ایشان در پاسخ میفرمایند که اگر تصویر موجودات زنده نباشد، ایرادی ندارد. [۱۴]
۲. ابو بصیر میگوید که به امام صادق (ع) گفتم ما فرشهایی که در آن، تصاویری وجود دارد، بر زمین پهن مینماییم، آیا ایرادی دارد؟ امام در پاسخ فرمودند که آنچه به عنوان فرش بر زمین انداخته و زیر دست و پا قرار گرفته، لگدمال میشود، ایرادی نداشته، اما مکروه است که چنین تصاویری را بر دیوارها و تختها نصب نماییم. [۱۵]
۳. محمد بن مسلم میگوید که از امام باقر (ع) پرسیدم، آیا میتوان در حالی که تصاویری در مقابل من بوده و به آنها مینگرم، نماز بخوانم؟ امام فرمودند: خیر! پارچهای بر روی تصویر بینداز! البته اگر این تصویر در سمت راست و چپ و یا پشت سر و زیر پا و یا بالای سرت باشد، ایرادی ندارد، اما تنها اگر در جهت قبله ات قرار گرفته، پارچهای بر آن بینداز و نماز بخوان. [۱۶]
تمام موارد فوق، نشانگر آن است که باید بگونهای رفتار نمود که هیچ شائبه پرستش و یا حتی تعظیم این تصاویر به وجود نیاید و دلیل اصلی حرمت ساخت این گونه تصاویر را نیز؛ به دلیل همین دسته از روایات از بین بردن مظاهر بت پرستی میدانیم.
مقدمه سوم: باتوجه به این که میدانیم، دلیل اصلی این حکم، جلوگیری از بازگشت مردم به بت پرستی است، اما اطمینان نداریم که موضوع فوق، علت تامه برای ممنوعیت مجسمه سازی باشد، بلکه ممکن است دلایل دیگری نیز وجود داشته باشد که موجب آن شده، تا مجسمه سازی از دیدگاه اسلام مجاز نباشد؛ از جمله این که مردم به رفتار بی هدف روی نیاورده و از یاد خدا غافل نشوند، همان گونه که بیان شد، این رفتار نیز نمیتواند مورد تأیید اسلام باشد.
با توجه به مقدمات سه گانه بیان شده، هر چند اکنون احتمال و شائبه برگشت به بت پرستی که دلیل اصلی ممنوعیت مجسمه سازی بوده دیگر وجود ندارد، اما ممکن است انجام این کار هنوز هم پیامدهایی داشته باشد که با اهداف عالیه دینی منطبق نیست. از طرفی، این هنر بگونهای نیست که بدون آن نتوان زندگی نموده و فقدان آن در جامعه اسلامی، هیچ آسیبی را متوجه کشور نخواهد نمود. به عبارتی دیگر، نبود این هنر تأثیر چندانی بر رشد و تعالی جامعه برجای نخواهد گذاشت، اما ترویج گسترده آن، ممکن است به بروز انحرافاتی در جامعه منجر شود که قابل کنترل و نظارت نباشد. بر این اساس، برخی از دانشمندان دینی، دغدغههایی در این مورد داشته و شرط احتیاط را آن میدانند که به جای پرداختن به این صنعت که زمانی مورد مخالفت شدید پیشوایان دینی بوده، از راههای مطمئن تری به ترویج فرهنگ و هنر در جامعه بپردازیم. [۱۷]
البته باید در نظر داشته باشیم که اکنون با استناد به منابع دینی و نگرشی جدید به دنیای امروز؛ موضوع مجسمه سازی یک بار دیگر و با دقت بیشتر، در حال بررسی توسط دانشمندان دینی است. در همین راستا، امام خمینی (ره)، در نامه مورخ ۱۰/۸/ ۱۳۶۷ - که به منشور برادری شهرت یافته بود - موضوع نقاشی و مجسمه سازی را از جمله موضوعاتی دانستند که باید صاحب نظران در مورد آن، بیشتر به بحث و گفت و گو بپردازند. [۱۸]
برخی از فقهای معاصر نیز با انجام بررسیهایی در منابع دینی، حرمت مجسمه سازی به صورت عام را مورد تردید قرار دادند. [۱۹] اما بسیاری از مراجع؛ از جمله مقام معظم رهبری، [۲۰] معتقدند که دلایل ناظر به حرمت مجسمه سازی، به اندازهای عمومیت دارند که حتی امروزه نیز به راحتی نتوان فتوا به جواز آن داد.
با نگرشی در اختلاف نظرهایی که در این مورد، میان دانشمندان دینی وجود دارد، میتوانیم پاسخ پرسش شما را ارائه نماییم، بدین ترتیب که جلوگیری ننمودن از فعالیتهای محدودی که در این رشته انجام میشود، به دلیل آن است که اکنون، مجسمه سازی را نمیتوان همانند ساخت مشروبات الکلی و وسایل قمار دانست که تمام دانشمندان، اجماع بر حرمت آن دارند؛ چون همان گونه که ملاحظه نمودید، تعدادی از فقیهان برجسته نیز حرمت کلی آن را نمیپذیرند و یا فتوا به کراهت آن میدهند. بنابراین دلیلی وجود ندارد که مانع انجام فعالیتهایی شد که دست کم؛ طبق فتوای برخی فقیهان حرام مسلم نیست.
اما از طرفی، میدانیم که جواز مجسمه سازی حتی با اهداف مثبت نیز مورد قبول بسیاری دیگر از دانشمندان دینی نبوده و علاوه بر آ ن، این صنعت از جمله صنایعی نیست که نبود آن، آسیبی جدی به جامعه وارد آورد.
بر همین اساس، ترویج و تبلیغ گسترده آن به صلاح جامعه اسلامی نیست .
امیدواریم که پاسخ پرسش هایتان را دریافت نموده و اگر احیانا، ابهام دیگری در این زمینه وجود داشت، با بیان دقیق جزئیات و ارسال آن، در آینده، پاسخگویتان خواهیم بود.
پانویس
- ↑ صافات، 95، "أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ
- ↑ اعراف، 148؛ طه، 88؛ بقره، 93
- ↑ نازعات، 24؛ زخرف، 51
- ↑ حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج 17، ص 297، ح 22574، مؤسسه، آل البیت، قم، 1409، هـ ق
- ↑ نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج 3، ص 454، ح 3976، مؤسسه آل البیت، قم، 1408، هـ ق
- ↑ طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 490،ذیل آیه 6 سوره لقمان،(وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ ....) انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 ش، چاپ سوم
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج 12، ص 479
- ↑ آل عمران، 49؛ مائده، 110
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 19، ص 367، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1374 ش
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 3، ص 248، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404، هـ ق
- ↑ نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج 6، ص 523-522، ح 7441
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 76، ص 230، ح 2
- ↑ آل عمران، 191
- ↑ وسائل الشیعه، ج 17، ص 296، ح 22571
- ↑ همان، ج 17، ص 296، ح 22572
- ↑ همان، ج 5، ص 170، ح 6243
- ↑ در این زمینه و دلیل فتوا به احتیاط، میتوانید به استدلالاتی که در پاسخ 3869 (سایت: 4174) نیز مطرح شده، مراجعه فرمایید
- ↑ صحیفه امام، ج 21، ص 177 - 176
- ↑ تبریزی، جواد، ارشاد الطالب الی التعلیق علی المکاسب، ج 1، ص 123، مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ سوم، 1416، هـ ق
- ↑ خامنهای، سید علی، اجوبه الاستفتائات، فارسی، ص 254 - 253







